یکی از صنعت های مهم در این راستا که با سرعت زیاد خود را با پیشرفت ها همراه نموده و همیشه به دنبال ارائه خدمات متنوع تر و بروزتر با توجه به نیازهای مطرح شده جامعه می باشد صنعت بانکداری بوده ، حال اگر بحث نوآور و بروز بودن در خدمات را در صنعت بانکداری کشور بررسی نماییم ، با توجه به تاسیس بانک های خصوصی و خصوصی سازی تعداد زیادی از بانک های دولتی و همچنین اختلاف ناچیز سودبانکی در بخش جذب منابع بین بانک های دولتی و خصوصی ، بانک ها را هر چه سریع تر برای حفظ و جذب مشتریان خود به چاره اندیشی وادار نمود و چاره آن تنها در ایجاد مزیت برای مشتریان با توجه به نیازهای مطرح شده توسط آنها و ایجاد یک روابط خلاق میان بانک و مشتریان می باشد(۱۵p،۲۰۰۹،Hage).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

در سال های اخیر صنعت بانکداری شاهد رقابت شدید توام با فرصت ها و تهدیدهای زیادی بوده است بطور مسلم هیچ بانکی نمی تواند ارائه دهنده همه خدمات بانکی ممکن باشد و در زمینه خدماتی که ارائه می دهد بهترین باشد ، بانک ها می توانند با بررسی نقاط قوت خویش و فرصت های موجود در اقتصاد و بازار کشور استراتژی را پیش بگیرد تا به جایگاه مناسبی در بازار دست یابد ، در واقع بانکداری کشور تغییرات فراوانی را از دهه قبل تا به امروز با افتتاح بانک های خصوصی و تغییرات صورت گرفته در بانک های دولتی و بزرگ کشور به خود دیده ، این نوع بانکداری که با تولد خود در دهه قبل منجر به پوست اندازی نظام بانکی گشته و جهت همسو شدن با بانکداری دنیا در عرصه های داخلی و خارجی تغییرات را شروع و علت اصلی تغییرات جوابگویی به نیازهای مطرح شده توسط جامعه می باشد و در پاسخگویی به آن نیازها به فکر و اندیشه پرداخته و به ایجاد فرایند ها و خدمات جدید و یا تغییر در روشها و خدمات گذشته خود افتاده و ما از آن به نوآوری می توانیم یاد نماییم که امروزه دلیل پیشرفت و جایگاه یابی هر سازمانی در صنعت خود گردیده . هدف از این مقاله بررسی مفهوم نوآوری و اهمیت آن در صنعت بانکداری کشور همراه با تاثیر آن در عرصه رقابت بانکداری همراه با پیش بینی آینده می باشد(۹p،۲۰۰۹،Hage).
خلاقیت ، کلمه ای آشنا برای همه افراد جامعه بوده و دنیای امروز به دنبال افراد خلاق در هر زمینه می باشد که دارای سه مولفه تخصص ، تفکر خلاق و انگیزه است و می توان آن را اینگونه تعریف نموده که عبارت است از بکارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر جدید و طی نمودن راهی تازه یا پیمودن یک راه طی شده قبلی به روشی نوین افزایش خلاقیت در سازمان ها می تواند به ارتقای کمی و کیفی خدمات ، کاهش هزینه ها ، جلوگیری از اتلاف منابع ، کاهش بوروکراسی ، افزایش رقابت ، افزایش کارایی و بهره وری و ایجاد انگیزش و رضایت شغلی در کارکنان منجر گردد . امروزه موسسات و سازمان ها و به خصوص سازمانهای بزرگ به ویژه آن دسته که بر روی مسائلی نظیر ارائه خدمات کار می کنند سرمایه گذاریهای زیادی انجام می دهند تا به کارکنان خود آموزش دهند که چگونه می توان ذهن را آزاد ساخته تا سرچشمه ایده های بزرگ باشند. اگرخلاقیت را که همانگونه که تعریف گردید ، فرایند طی کردن راهی تازه یا پیمودن یک راه طی شده قبلی به روشی نوین باشد ، نوآوری به ثمر رساندن همان خلاقیت یا به عبارتی عملیاتی نمودن آن می باشد و هریک یعنی ایده پردازی ( خلاقیت ) و نوآوری ۲ مرحله تغییرات بزرگ می باشد که هیچ یک بدون دیگری نمی تواند پیشرفت بانک ها را به همراه داشته باشد و موفق ترین بانک ها در آینده آنهایی خواهند بود که سلایق و خواسته های مشتریانشان را در سرلوحه نوآوری ها و برنامه ریزی های خود قرار دهند.بانک ها بایستی محصولات و خدماتی را به وجود آورند که با ویژگی های اجتماعی و مذهبی ، قومی و فرهنگی و طیف های اصلی مشتریانشان همخوانی داشته و در عین حال با محصولات و خدمات عرضه شده توسط سایر رقبا هم متفاوت باشند. محصولات منحصربفرد و پرطرفداری که بعضی از بانک ها و موسسات مالی ، اعم از حقیقی و مجازی به مشتریانشان می دهند ، می توانند به سکوی پرتاب بسیار خوبی برای این ارائه دهندگان خدمات مالی بدل گردند و مدت هاست بانک ها و موسسات مالی دریافته اند که در یک محیط روبه رشد ، بایستی محصولاتی متنوع تر و پیشرفته تر را از کانال های گوناگون در اختیار مشتریان خود قرار دهند و مرزهای مکانی و زمانی رایج در دنیای خدمات رسانی بانکی را در نوردند . بانک ها باید خود را برای رقابت در بازارهای جهانی به جدیدترین تکنولوژی ها مجهز نمایند . امروزه موسسات تازه وارد به سمت ارائه عرضه خدمات و محصولات ارزان قیمت و مبتکرانه ، درصدد قاپیدن مشتریان بانک های بزرگ و قدیمی و همچنین جذب افراد بدون بانک می باشند(۲۵p،۲۰۰۹،Hage).
نوآوری فرایندی است که تمام مقاطع سازمان را دربر می گیرد هر سازمان برای ادامه حیات موفق خویش مجبور به زندگی همراه با نوآوری است ، نوآوری بانکی از سال اخیر رشد فزاینده ای داشته است و امروزه با کمک تکنولوژی این رشد از سرعت بیشتری برخوردار شده است . تجربه بانک های موفق به عنوان یک نمونه از موسسات خدماتی نشان داده است که این بانک ها ضمن بهره گیری از امتیازهای کوتاه مدت نوآوری ، برنامه های راهبردی برای نوسازی خود فراهم کرده اند آنها در سایه نوآوری های ابتکاری و برنامه های راهبردی ، ساختار بانک خود را به بانکی منعطف در برابر نوآوری تغییر داده اند مدیران اینگونه بانک ها برای پیروزی در حال و آینده همزمان به دوبازی جداگانه پرداخته اند ، نخست آنکه در بهبود توان رقابتی کوتاه مدت خود می کوشند و کارایی بانک را افزایش می دهند و بر این نکته واقفند که کارایی بالا به تنهایی پیروزی بلندمدت را تضمین نمی کند .دوم آنکه برای به دست آوردن پیروزی پایدار ، مدیران در بازی دیگری باید استاد باشند و آن شناخت زمان و مکان نوآوری های می باشد در واقع نوآوری نقش حیاتی در تامین نگهداری مزیتی در بانک ها دارد در واقع بانک های پیشتاز به دنبال حفظ فاصله خود نسبت به رقبا هستند . این بانک ها در مقاطع زمانی مختلف خدمات جدیدی را به بازار عرضه می کنند . امروزه بانک ها بیش از پیش دریافته اند که رقابت از طریق ایجاد نوآوری مستمر در خدمات و ساده سازی مراحل انجام کار امری محدود به زمان نیست ، بلکه فرایندی مستمر و دائمی است بانکی موفق نامیده می شود که ماهیت نوآوری های چند منظوره را شناخته و به آن پایبند باشد . با مقیاس مورد نظر مدیران باید بیش از اجرا یا توسعه نوآوری به فکر طراحی ساختار نوآوری در بانک خود باشند که از آن به عنوان جویبار نوآوری یاد می شود اما چگونه می توان خانواده بانک را به سمت نوآوری سوق داد؟ اگر از جنبه های خاص نوآوری را در بانک ها مورد بررسی قرار داده شود نشان خواهد داده شد که بانک ها ، از وجوه مختلفی نظیر ساختار بازار ، رقبا و خواست مشتریان با نوآوری درگیر هستند تعدادی بر این باورند که نوآوری در تکنولوژی مزایای زیادی نصیب بانک ها می کند ، گروهی نوآوری در خدمات را منشا نوآوری در تکنولوژی می دانند به عقیده آنها خدمات جدید ، فن آوری های جدیدی را می طلبد عده ای ساختار بانک ها را منبع نوآوری می نامند و در نهایت تعدادی نیروی انسانی را به عنوان موتور اصلی نوآوری تعریف می کنند . عده ای معتقدند که نوآوری یک فرایند زمان بر است در مقابل تعدادی بر این عقیده اند که نوآوری در مقاطع زمانی مختلف و بصورت ناگهانی به وقوع می پیوندد فارغ از اینکه نوآوری باشد یا بصورت الهام در ذهن افراد جرقه بزند ، بانک های پیشرو به نوآوری به عنوان روش زندگی می نگرند . مدیران این بانک ها معتقدند نوآوری زمانی به وقوع می پیوندد که پذیرش واقعی از ریسک پذیری و تعهدی حقیقی نسبت به انجام نوآوری در بین همه کارکنان موجود باشند(۲۹p،۲۰۰۹،Hage).
این نگرش مستلزم آن است که به نوآوری به عنوان مقوله ای نهادینه شده در سبک زندگی بانک نگریست . با این شیوه نوآوری در کل سازمان مورد استفاده قرار می گیرد در این هنگام ابتدا پرسشی در ذهن کارکنان ایجاد می شود ( کنجکاوی) آنگاه این پرسش مطرح می شود تا نقطه اشتیاق برسد و نقطه اشتیاق نقطه ای است که فرد نسبت به دانستن موضوع علاقه وافری پیدا می کند هنگامی که نوآوری و اشتیاق دانستن در ورود آن در سرتاسر سازمان گسترش می یابد نقطه به پهنه اشتیاق تبدیل می شود و پهنه اشتیاق به عواملی نظیر فرهنگ تغییر و نحوه نگرش و رفتار کارکنان به نوآوری و اعتقاد به یادگیرندگی بانک بستگی دارد .
بسیاری از بانک های نوآور منبع بهترین خدمات و فرصت های جدید را بیرون بانک می دانند این بانک ها که خود را یادگیرنده می نامند نوآوری را صرفاً داشتن ایده جدید نمی دانند بلکه ارتقای ایده های قبل را هم نوآوری می نامند آنها معتقدند اگر دانش را در تاروپود وظایف جاری بگنجانیم و به وسیله آموزش ، نگرش نوآور را در ذهن همه کارکنان نهادینه کنیم . انواع نوآوری در بانک ها را می تواند در ابعادی چون ، نوآوری در ساختار ، خدمات و نگرش پرسنل بانک تقسیم بندی نمود که هریک از آنها در جای خود دارای اهمیت فراوان می باشد در واقع نوآوری در بانک زمانی آغاز می شود که عده ای با تفکرات متفاوتی که دارند نیاز را در بانک و مشتریان خود احساس می کنند . آنگاه از انواع روش ها ، محصولات و خدمات متنوع سایر شرکت ها یا خدمات جدیدی که خود طراحی می کنند به منظور رفع نیاز استفاده می کنند(۵p،۲۰۱۲، Miles).
بنابراین هوشمندی در حد لازم از تمرکز و توجه بر روی پدیده های مختلف و پیرامون بانک سرچشمه می گیرد . بنابراین اصل لازم برای ایجاد نوآوری کمک به خلق ایده های متفاوت و متنوع در سرتاسر بانک است . لزومی ندارد که همه کارکنان بانک مثل هم فکر کنند بهتر است دو نحوه تفکر را مطالعه کنیم آنگاه درباره نقش فرهنگ در حمایت از نوآوری کمی بیندیشیم ، به منظور حمایت از نوآوری ، فرهنگ داخلی بانک ها باید به سمتی هدایت شود تا با تایید نوآوری های مساعد در زمان مطلوب و ایجاد ارتباط و همکاری با نوآوران به جای مقابله با آنها ایده های جدید ارائه ، بررسی و اجرا شوند(۶p،۲۰۱۲، Miles).
مدیران نیز در این بین بیکار نیستند . مقداری بازنگری و کنترل در جریان ارائه یک طرح تا اسقرار آن ، ابزار خوبی برای اعمال نظر خواهد بود . مخصوصاً هنگامی که ایده های جدید بسیار پرمخاطره هستند و به سرمایه گذاری کلان نیازمندند سیر روال عادی برای استقرار ایده های جدید از طریق سلسله مراتب اداری قطعاً به کاهش تعداد نوآوری ها در یک مقطع زمانی منجر می گردد و پتانسیل نوآوری در بانک را به سرعت کاهش خواهد داد و تمام موارد در ابتدا نیازمند به وجود رهنگ تغییر در سرتاسر بانک است . در چند سال قبل در بانک های دولتی بحث نوآوری به جدیت امروز مطرح نبوده ، درواقع رقابتی وجود نداشته تا نوآوری اهمیت پیدا نماید و تنها رقابت بانک ها در طراحی مهیج تر جشنواره های قرض الحسنه پس انداز بوده و در آن زمان نظام پیشنهادات برای مشتریان و پرسنل روند بیشتر کارها بوده تا آنها با ارائه پیشنهادات و نظرات خود محلی را برای کسب ایده و خلاقیت در اختیار بانک قرار می دانند اما این موضوع ( نوآوری ) در بانکداری امروز انقدر اهمیت پیدا نموده که حتی بسیاری از بانک ها جهت اجرایی تر شدن این امر و پیشی گرفتن از رقبا اقدام به تغییر چارت سازمانی خود با هدف پاسخگویی به مشتریان با شناسایی نیازهای آنها با تشکیل دوایر و ادارات مانند تحقیقات و طراحی خدمات و محصولات نموده اند و متشکل از افراد مجرب بانکدار و ایده پرداز همرا با کارشناسان متخصص در انواع خدما بانکی می باشد(۶p،۲۰۱۲، Miles).
حتی با کمی دقت در سایت بانک ها متوجه این اهمیت خواهیم بود که با ارائه تشریفات مختلف مشتریان داخلی ( پرسنلی ) و مشتریان خارجی خود را وادار به ارائه ایده و نظرات در مسیر تکامل یافتن و افزایش سبدخدماتی خود می نمایند. حال با توضیحات فوق و پیشرفت امروز بدون شک اهمیت نوآوری و ارائه خدمات متنوع در مسیر پاسخگویی به اکثریت نیازهای مشتریان امریست مهم ،و با توجه به آشناشدن با مبحث نوآوری در مطالب بالا ، بانک ها می بایست بسترسازی نموده و با ایجاد فرایند مناسب و برنامه ریزی شده و با ایجاد انگیزه در پرسنل خود و بستر سازیها برای شکوفایی استعدادها ، به این موضوع اعتقاد پیدا نمایند که حتی گاهی کوچکترین ایده ها می توانند بزرگترین خدمات و در نهایت موفقیت های بزرگی را رقم زند.چند سال قبل صدور کارت عابر بانک توسط بانکها جهت دریافت پول تا سقف مشخصی از دستگاه خودپرداز و خود دستگاه خودپرداز و با انگیزه کاهش مراجعات مشتریان به داخل بانک و جلوگیری از اتلاف وقت و سایر موارد یک نوآوری در زمان خود محسوب می گردید و همان عابر بانک که بعد از یک تا ۱۰ روز به مشتری تحویل داده می شد امروزه همراه با پیشرفت تکنولوژی بطور آنی با اشکال مورد دلخواه صادر می گردد و این هم خود حاصل فکر و شناسایی نیازها و طراحی این خدمت همراه با کمک پیشرفت های تکنولوژی بوده است و بسیار از خدمات دیگر مانند اینترنت بانک ، موبایل بانک ، کارتخوان ، انواع سپرده ها و …. که امروزه شاهد ارائه و توسعه آنها توسط بانک ها می باشیم ، همه همراه با اتفاقات بسیار زیادی که در عرصه خدمات بانکی اعم از ریالی و ارزی و الکترونیک افتاق افتاده حاکی از شناسایی نیازهای جامعه ، ایده پردازی و نوآوری در زمان خود بوده است و امری توقف ناپذیر و در حال ارتقاء بوده و امری است که هیچ بانکی با نادیده گرفتن آن در عرصه رقابت نمی تواند جایگاه مناسبی را به خود اختصاص دهد. حتی از سال ۹۰ و بطور جدی تر در سال ۹۱ با تغییر ساختاری بسیاری از بانک ها و بخصوص بانک های خصوصی کشور به سمت ارائه خدمات در ۲ نوع بانکداری اختصاصی و شرکتی همراه با بانکداری خرد که با هدف ارائه خدمات خاص به مشتریان خاص که با شاخص های تعریف شده ای دسته بندی گردیده اند و با توجه به اینکه این مشتریان از مجموع مشتریان بانک سهم کمی را تشکیل داده ولی تامین کننده بیشترین درآمد بانک بوده و بانک ها با نگاهی ویژه به آنان با طراحی بسته های خدمات اختصاصی برای آنان سعی در حفظ آنها و جذب مشتریان اینچنینی می باشند که خود اهمیت شناسایی نیازهای آن مشتریان ، ایده پردازی و نوآوری را دوچندان می کند که اگر با کمی دقت به زوایای مختلف بازار بانکی نگاهی بیندازیم شاهدنیازهای خواهیم بود که هنوز نیاز به فکر و نوآوری می باشند که دارای سودآوری بسیاری برای بانک ها خواهد بود و یا حتی طی این ۲ سال با اتفاقات افتاده در بازار طلا ، ارز و مسکن به عنوان بازارهای همیشه جذاب برای مشتریان با طراحی خدماتی در مسیر ایجاد خدماتی مطابق با جذابیت همسان با آن بازارها چقدر توانسته هم پاسخگو نیازهای مشتریان بوده و هم باعث ثبات این بازارها و برگشت سرمایه ها به سیستم بانکی و چرخه تولید کشور گردید(۶p،۲۰۱۲، Miles).
از جمله عواملی را که امروز بانکها باید جهت نوآور بودن و موفقیت در اهداف کوتاه و بلندمدت خود به آنها توجه نمایند ، می توان به موارد ذیل اشاره نمود(۳۰p،۲۰۱۰، Seiler).

    1. تغییر نگرش سازمان بانک ها از سنتی به مدرن؛
    1. حمایت مدیران ارشد به طور جدی و عملی از ایجاد فضای پویا و نوآوری در بانک؛
    1. تشکیل کارگروه ها ، دوایر متخصص و کارشناس در زمینه طراحی خدمات و محصولات؛
    1. اهمیت به امر تحقیقات پیوسته با هدف شناسایی نیازهای مشتریان و دسته بندی آنها؛
    1. بازارشناسی؛
    1. مانیتور نمودن پیوسته رقبا و موقعیت خود در بازار؛
    1. ایجاد بسترهای مناسب و تعریف شده جهت دریافت نظرات و پیشنهادات توسط کارکنان و مشتریان
    1. ایجاد انگیزه در کارکنان در ایده پردازی که بازوی موثر مدیریت در ارتقای خدمات محسوب می گردند؛
    1. ایجاد دیدگاه بلندمدت در بانک؛

۱۰٫تغییر ساختار سازمانی بانک به سمت نوآور بودن.
با توجه به افزایش فضای رقابت در صنعت بانکداری ، نوآوری های روزافزون در حوزه خدمات بانکی ، پیشرفت فن آوری و انتظار تسهیل بیشتر انجام امور بانکی از سوی مشتریان ، لازم بودن ایده پردازی ، اهمیت به این موضوع در تدوین سازمان و عملیاتی نمودن آن واقعیت است اجتناب ناپذیر و بانکهای کشور جهت رقابت باید با شکوفایی خلاقیتها در این مسیر ، با بسترسازی و برنامه ریزی دقیق ، خود را وارد عرصه رقابت جدی تری گردانده و امید است در آینده نزدیک شاهد تغییرات و نوآوری فراوان در مسیر پاسخگویی به نیازها های جامعه توسط این صنعت مهم کشور باشیم(۳۱p،۲۰۱۰، Seiler).
در دنیای امروزی آنچه موفقیت و یا شکست یک سازمان را رقم می زند، نحوه تعریف آن سازمان از ” تحقیق و توسعه” است. چرا که یک سازمان می‌تواند با شیوه‌ای تکمیلی و مشارکتی، در امر تحقیق و توسعه بر فناوری‌هایی سرمایه‌گذاری کند که جای نسل قبلی فناوری مورد استفاده را می‌گیرند. در این شیوه، پیشرفت‌های فنی از چندین حوزه فناوری که سابقاً از هم جدا بوده‌ا‌ند با هم ترکیب شده و به ساخت فرآورده‌ای می‌انجامند که بازارها را متحول می‌سازد. برای مثال، از پیوند بانکداری و IT، بانکداری الکترونیک بوجود آمد و این به پیدایش سیستم‌ اینترنت بانک انجامید(۳۱p،۲۰۱۰، Seiler).
معمولا” زمانی که بحث از برنامه‌های تحقیقاتی مشترک به میان می‌آید، بسیاری ترجیح می‌دهند که فقط با هم‌رشته‌های خود مشارکت داشته باشند؛ اما مشارکت تکنولوژیک، علوم گوناگون را به همکاری تحقیقاتی هدفمند فرا می‌خواند. اصل ” یک سازمان – یک فناوری” مدتهاست که منسوخ شده و جای خود را به ” یک سازمان – دهها فناوری” سپرده است. اگر سیستم بانکی بخواهد براساس پیوند چندین فناوری شکل بگیرد؛ باید چشم خود را به روی همه پیشرفتها و نوآوری‌های تکنولوژیک، به ویژه در خارج از محیط تخصصی خود باز کند. آنها را با فناوریهای در حال استفاده خود پیوند داده و محصولات نوآورانه را روانه بازار کند. ادغام فناوری‌ها برخی اوقات تعصب بیش از اندازه نسبت به فعالیت‌های تخصصی در ” تحقیق و توسعه” ، امکان ترکیب فناوری‌ها را نادیده می‌گیرد. این امر ناشی از دلایل پیچیده‌ای همچون بی‌اعتمادی سازمان‌ها نسبت به نوآوری‌های خارجی، دوری جستن از آنچه در داخل سازمان ساخته نشده و بیزاری از دستاوردهای تحقیقاتی مشترک با دیگران می‌باشد. ادغام فناوری‌ها، از آن رو که به جای جایگزین کردن، ترکیب می‌کند، طرز تفکری متفاوت و مجموعه‌ای از حمایت‌های خاص مدیریت را می‌طلبد(۳p،۲۰۱۰، Seiler).
نوآوری نظام یافته( TRIZ) و کسب مزیت های رقابتی برای سازمان‌هایی نظیر بانک، همیشه نیروهایی وجود دارند که مزیت‌های رقابتی بازار را تهدید می‌کنند. لذا مدیران علاقمند هستند که بدانند چگونه با این تهدیدات و فشارها مقابله کنند. معمولا” برای مقابله با چنین تهدیدهایی، استراتژی‌هایی به شرح زیر ارائه می گردد (۳۲p،۲۰۱۰، Seiler).
رهبری بازار با داشتن کمترین هزینه؛

    • استراتژی ارائه محصولات متفاوت و متنوع؛
    • استراتژی ارائه محصولات خاص برای قسمت کوچکی از بازار؛
    • استراتژی تلاش برای افزایش سهم بازار( که موجب رشد سازمان می‌شود(؛
    • استراتژی همکاری با رقبا؛
    • استراتژی نوآوری؛
    • استراتژی بهبود عملیات؛
    • استراتژی مشتری مداری؛
    • استراتژی سرعت عمل بالا؛
    • استراتژی ایجاد مرز(یعنی با ارائه محصولات خاص و خلاقانه اجازه ورود رقبا را به بازار خود ندهیم)؛
    • استراتژی حفظ مشتریان و تامین کنندگان قدیمی؛
    • استراتژی افزایش هزینه مراجعه مشتری به رقیب ( ایجاد روشهایی که مشتری و یا تامین کننده را از رجوع به رقبا تنها برای مسایل مالی منصرف کند).

در کنار این راهبردها، بسیاری از سازمانها و شرکت‌ها از TRIZ بعنوان یک ابزار برای تقویت مزیت‌های رقابتی بهره می‌برند. زیرا TRIZمی‌تواند کمک کند تا فضای خارج از تخصص کاری‌مان را نیز ببینیم؛ با راه‌ حل ‌های خوبی که در سایر تخصص‌ها وجود دارد آشنا شویم و از آنها برای حل مشکلاتمان الهام بگیریم. TRIZ می‌تواند نشان دهد که بازار به کدام سمت می رود و چگونه می توانیم قبل از رقبا به آن برسیم؛ و نشان خواهد داد که چگونه محصول فعلی‌مان را بهبود دهیم، و تشخیص دهیم چه محصولات جدیدی وارد بازار می شوند که ممکن است محصول فعلی ما را منسوخ کنند(۷p،۲۰۱۲،Thompson).
تاریخچه پیدایش نوآوری نظام یافته (TRIZ) نوآوری نظام یافته (TRIZ) در سال ۱۹۴۶ توسط یک دانشمند روسی بنام گنریش آلتشولر کشف شد. وی بیش از ۴۰۰،۰۰۰ ثبت اختراع را در زمینه‌های مختلف مهندسی مورد بررسی قرار داد. آلتشولر آن اختراعاتی را مطالعه کرد که مؤثرترین راه حل ها را داشتند. از اینجا توانست اصل مسلم خود را بیان کند : تکامل سیستم های مهندسی ، یک فرایند تصادفی نیست و تابع قوانین معینی است(۷p،۲۰۱۲،Thompson).
۲-۸-۵-نوآوری نظام یافت[۳۵]ه (TRIZ)
TRIZ یک جعبه سیاه نیست که همه راه ‌حل ‌ها را برایمان تهیه کند TRIZ کمک می‌کند تا فکرمان را در نقاطی متمرکز کنیم که ممکن است راه‌حل یا ایده مناسب در آنجا باشد. TRIZ فقط برای حل مشکلات نیست؛ بلکه شامل مهارتهایی است که برای سازمان‌ها بسیار ضروری و اثر بخش است TRIZ با کاهش هزینه‌ها و افزایش منافع، موجب بهبود سیستم‌های موجود می‌شود. می‌تواند کمک کند تا بدانیم که چه می‌خواهیم و چگونه به آن دست یابی. می‌تواند به ما کمک کند تا از راه‌ حل‌ هایی که در ذهن‌‌مان هست پرده برداریم ، و راه‌حلهایی را بیابیم که هرگز از طریق معمول به آن دست نمی یافتیم می‌تواند همه را برای خلاق و نوآور بودن آموزش دهد (۳۵p،۲۰۱۲،Thompson).
با بهره گرفتن از چنین فرایندی، TRIZ آزمایش‌های لازمه را کاهش می‌دهد و مؤثرترین راه حل برای مسئله مورد نظر را که مستقل از سازمانی خاص است، ارائه می‌کند. روش سنتی ایجاد خلاقیت، تلاش برای پریدن از مسئله خاص به راه حلی خاص است. این در حالی است که راه بین مسئله خاص و راه‌حل خاص آن، راهی قابل تکرار نیست و تلاش‌های تصادفی بی پایانی برای یافتن آن لازم است. آن راهی که راه‌حل اصلی مسئله به نظر می آید، ممکن است با سالها آزمایش نیز فرد را به مقصد نرساند(۴۳۶p،۲۰۱۲،Thompson).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...