|
|
|
بر اساس نتایج مطالعه مقدماتی، پایایی گویههای این متغیر محاسبه شد که میزان آلفای کرونباخ برابر ۷۳/۰ شده است که چون از ۷/۰ بیشتر شده است نشان میدهد که هماهنگی درونی گویههای این متغیر در حد مطلوبی است. ۳-۱۰ مشارکت سیاسی تعریف مشارکت: ریشه لغوی مشارکت از واژه لاتین participation به معنای چیزی خود داشتن، در نفس خود چیزی از غیر داشتن و سهمی از چیزی داشتن و بنابراین با آن همکاری داشتن است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
پس میزان مشارکت سیاسی جزئی از مشارکت اجتماعی به حساب می آید که در مفهومی محدودتر میتوان مشارکت سیاسی را چنین تعریف کرد«شرکت در فراگردهای سیاسی که به گزینش رهبران سیاسی منجر می شود و سیاست عمومی را تعیین می کند یا برآن اثر می گذارد» (آبراکرامبی، ۱۳۶۷ : ۲۸۶). «مایرون وینر» در مقاله معروف خود درباره مشارکت سیاسی، این تعریف را ارائه می دهد: در مشارکت سیاسی هر عمل داوطلبانه موفق یا ناموفق، سازمان یافته یا بدون سازمان، دوره ای یا مستمر، شامل روش های مشروع و نامشروع برای تأثیر بر انتخاب رهبران و سیاستها و اداره امور عمومی در هر سطحی از حکومت محلی یا ملی است(مصفا، ۱۳۷۵ : ۲۰). تعاریف ناظر بر مشارکت سیاسی بر نقش مشارکت در سلسله مراتب قدرت تأکید دارند.ساموئل هانتینگتون و جان نلسون مشارکت سیاسی را عبارت از کوشش های شهروندان غیردولتی برای تأثیر برسیاستهای عمومی می دانند (مصفا ، ۱۳۷۵ : ۲۰). مایکل راش در کتاب جامعه و سیاست مشارکت سیاسی را درگیر شدن فرد در سطوح مختلف فعالیت در نظام سیاسی از عدم درگیری تا داشتن مقام رسمی سیاسی میداند و بر این اساس سطوح مختلف مشارکت را ذکر میکند (راش، ۱۳۷۷: ۱۲۳). لستر میلبراث مشارکت سیاسی را مجموعهای از فعالیتها و اعمال شهروندان برای اغمال نفوذ بر حکومت و حمایت از نظام سیاسی میداند. در این تعریف حیطه عمل مردم در امر مشارکت سیاسی شامل اعمال فشار، رقابت و تأثیرگذاری از یک سو و حمایت و پشتیبانی از سوی دیگر است (چابکی، ۱۳۸۱: ۱۱۰). هانتینگتون مشارکت سیاسی را به معنی فعالیت شهروندان خصوصی به منظور تأثیر نهادن بر فرایند تصمیمگیری دولت میداند. به نظر او اشکال مشارکت سیاسی عبارتند از: فعالیت در انتخابات، اعمال نفوذ، فعالیت سازمانی و عضویت در گروه ها و نفوذ احزاب، ایجاد رابطه فردی با مقامات قدرتمند، خشونت و استفاده از زور برای تأثیر گذاشتن بر تصمیمات دولت (هانتینگتن، ۱۳۷۰: ۵۱). هر عمل داوطلبانه موفق یا ناموفق، سازمانیافته یا بیسازمان مستمر یا دورهای شامل روش های مشروع یا نامشروع برای تایید بر انتخاب سیاست های عمومی ، اداره عمومی و انتخاب رهبران سیاسی در هرسطحی از حکومت ملی یا محلی (زنجانی زاده ، ۱۳۷۲). گیدنز دربحث از مشارکت سیاسی به مردم سالاری مشارکتی اشاره نموده و آن را نظامی میداند که درآن تصمیمات به طور جمعی توسط کسانی که این تصمیمات بر زندگی شان تأثیرگذار است،گرفته میشود (نیازی، ۱۳۸۱: ۳۲). دایره المعارف علوم اجتماعی مشارکت سیاسی را فعالیت داوطلبانه اعضای جامعه درانتخاب رهبران و شرکت مستقیم یا غیرمستقیم درسیاستگذاری جامعه تعریف نموده است (نقل از نیازی، ۱۳۸۱ : ۳۳). وایرون و نیر در مقاله معروف خود درباره مشارکت سیاسی ، این تعریف را ارائه می دهد درمشارکت سیاسی هر عمل داوطلبانه، موفق یا ناموفق ، سازمان یافته یا بدون سازمان ، دوره ای یا مستمر شامل روش های مشروع یا نامشروع برای تأثیر برانتخاب رهبران و سیاستها و اداره امورعمومی در هرسطحی ازحکومت محلی یا ملی است (واینر و هانتینگتن، ۱۳۷۹: ۱۴۰). برداشت واینر و هانتینگتن از مشارکت سیاسی دایره شمول آن را به هرگونه فعالیت قانونی و غیر قانونی، مسالمتآمیز یا غیر مسالمت آمیز در تمام سطوح اداره ملی و محلی یک جامعه تسری میدهد. در حالی که لستر میلبراث اعتراضات را شکل الحاقی و غیرعادی مشارکت میداند و آن را از تعریف مشارکت سیاسی کنار میگذارد (چابکی، ۱۳۸۱: ۱۱۱). نکته دیگری که در مورد مشارکت سیاسی میتوان گفت این است که مشارکت سیاسی بر اساس تعاریف ارائه شده معنایی عامتر از صرف مشارکت به معنای همکاری و عمل مشترک گروهی دارد و هر گونه فعالیت به منظور تأثیرگذاری بر نظام سیاسی و تعیین سیاستها عمومی را شامل میشود. همچنین با توجه به تعاریف ذکر شده، مشارکت سیاسی انواع و سطوح مختلفی دارد و این امر تحت تأثیر شرایط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، باورهای مذهبی و پیشینه تاریخی قرار میگیرد. مشارکت میتواند مسالمت آمیز یا غیر مسالمت آمیز، مستقیم یا غیر مستقیم، در سطح توده یا نخبگان، رسمی یا غیر رسمی، خودجوش یا برانگیخته باشد. گیدنز در بحث از مشارکت سیاسی به مردم سالاری مشارکتی اشاره نموده و آن را نظامی می داند که در آن تصمیمات به طور جمعی توسط کسانی که این تصمیمات بر زندگی شان تأثیرگذار است، گرفته می شود(نیازی، ۱۳۸۱ : ۳۲). ساموئل هانتینگتون و جان نلسون مشارکت سیاسی را چنین تعریف می کنند: «مشارکت سیاسی کوششهای شهروندان غیردولتی برای تأثیر بر سیاست های عمومی است» (رمضان نرگسی، ۱۳۸۳ : ۶۳). مایرون وینر در مقاله معروف خود درباره مشارکت سیاسی، پس از ذکر ۱۰ مورد از تجلیات مشارکت سیاسی، این تعریف را ارائه میدهد: « مشارکت سیاسی هر عمل داوطلبانه موفق یا ناموفق، سازمان یافته یا بدون سازمان یافته، دوره ای یا مستمر، شامل روش های مشروع و نامشروع برای تاثیر بر انتخاب رهبران و سیاستها و اداره امور عمومی در هر سطحی از حکومت محلی یا ملی است» ( نواح، ۱۳۷۶ : ۶۷۹). ساموئل هانتینگتون و جان نلسون (۱۹۷۶) در کتاب مشترک خود تعریف زیر را ارائه میدهند: « مشارکت سیاسی کوششهای شهروندان غیر دولتی برای تاثیر بر سیاستهای عمومی است». آلن پیرفیت[۶۹] در دیپاچه اثر دسته جمعی و مشارکت چیست مینویسد: « مشارکت مورد مشورت قرار گرفتن قبل از تصمیمگیری را گویند به نحوی که اظهار نظر شخص واعمال مراقبت در جریان اجرایی این تصمیم و تحول نتایج آن امکان داشته باشد». پس میتوان مشارکت سیاسی را جزئی ازمشارکت اجتماعی به حساب آورد و در مفهومی محدودتر می توان مشارکت سیاسی را چنین تعریف کرد «مشارکت در فراگردهای سیاسی گفته می شود که به گزینش رهبران سیاسی منجر می شود و سیاست عمومی را تعیین میکند یا برآن اثر می گذارد (نقل از رضایی، ۱۳۸۲: ۱۴). در این تحقیق تعریف زیر برای مشارکت سیاسی انتخاب شده است. مشارکت سیاسی فرایندی است که طی آن قدرت سیاسی میان گروه های جامعه توزیع می شود. بگونه ای که تمامی شهروندان و گروه های فعال و خواهان مشارکت سیاسی از حق انتخاب شدن ، تصمیم گیری، سیاست گذاری، ارزیابی، انتقاد و اعتراض، اظهار نظر و انتخاب کردن و رای دادن بهره مند باشند . به عبارت دیگر، هر گونه رفتار و عمل فردی است که هدف آن تحت تاثیر قرار دادن سیاست گذاری های عمومی یا انتخاب رهبران سیاسی و یا اعمال نظر رهبران بر مردم است. تعریف عملیاتی مشارکت سیاسی: با توجه به تعاریف مختلفی که از مشارکت سیاسی وجود دارد و بعضاً ارائه شده دراین پژوهش مشارکت سیاسی فرد برمبنای ملاک هایی چون فعالیت در ستاد انتخاباتی کاندیداها ،عضویت در تشکلهای مختلف سیاسی، شرکت در جلسه سخنرانی فعالان سیاسی، شرکت در راهپیمائیها، دعوت از مردم به رأی دادن به فرد خاصی، شرکت درانتخابات مختلف مورد سنجش قرارگرفته است. در این پژوهش چند سوال مطرح شده که مشارکت را به طور مستقیم مورد سنجش قرار میدهند و گویه ها در یک طیف پنج قسمتی(کاملاً موافق تا کاملاً مخالف) ارزشگذاری شد که از ۱ تا ۵ امتیاز به آن اختصاص داده شده است. – مصالح مملکت آن قدر مهم است که باید به هر طریقی شده افراد را وادار به مشارکت سیاسی کرد. – بنظرم مردم حق دارند که دست از حمایت مسئولین بردارند. – اگر اوضاع مملکت به همین منوال بگذرد هیچ کس حاضر به شرکت در انتخابات نخواهد شد. – من حاضر نیستم در دوره های بعد رأی بدهم. – من معتقدم باید از مشارکت و فعالیت در احزاب و گروه های سیاسی دوری کرد. – من معتقدم باید تحت هر شرایطی از شرکت در انتخابات امتناع کرد. – من به هیچ وجه حاضر به مشارکت در امور سیاسی نیستم حتی اگر متوسل به زور بشوند. – من هیچ تمایلی به تأیید عملکرد مسئولین نظام از طریق مشارکت سیاسی ندارم. و همچنین به منظور افزایش دقت و صحت مطالعه و با توجه به شرایط جامعه ایران مشارکت در دو سطح رسمی و غیر رسمی تقسیم شده است. مشارکت سیاسی رسمی: هرگونه عمل داوطلبانهای است که اعضای جامعه به منظور حمایت از نظام سیاسی و تأثیرگذاری برآن در چهارچوبهای مشخص و تعیین شده که به طور رسمی و برنامه ریزی شده توسط سازمانها و نهادهای رسمی کشور صورت میگیرد انجام میدهند. در این زمینه شرکت در انتخابات مختلف، تظاهرات و راهپیماییها را از موارد مشارکت سیاسی رسمی میتوان نام برد (وثوقی و هاشمی، ۱۳۸۳: ۱۷۵). برای سنجش این بعد از مشارکت سیاسی گویه های زیر در پرسشنامه قرار گرفت و از پاسخگو خواسته شد تا میزان مشارکت خود را از خیلی زیاد تا خیلی کم در قالب یک طیف ۵ قسمتی مشخص نماید. – چقدر در جلسات و مجالس سیاسی احزاب وگروهها شرکت میکنید؟ – چه اندازه در سازمانهای مشارکتی عضو بودهاید؟ (شوراها، احزاب، گروه ها، تشکلهای سیاسی و…) – چه اندازه در مورد مسایل سیاسی، فعالیتهایی نظیر سخنرانی، مقاله نویسی و … انجام میدهید؟ – چقدر در امور انتخاباتی فعالیت داوطلبانه داشتهاید؟ – چه اندازه در تحصنها، اعتراضها و اعتصابها شرکت میکنید؟ گویهها در طیف پنج قسمتی (خیلی کم تا خیلی زیاد) ارزشگذاری شد که بر حسب نوع گویه از ۵ تا ۱ امتیاز به آن اختصاص داده شده است. وچهارگویه دیگر در یک طیف شش قسمتی(خیلی زیاد تا اصلاً) طرح شده است که میزان مشارکت پاسخگو را در انتخاباتهای مختلف نشان میدهد – شرکت در انتخابات ریاست جمهوری – شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی – شرکت در انتخابات مجلس خبرگان رهبری – شرکت در انتخابات شورای اسلامی شهر گویههای این متغیر در طیف شش قسمتی (اصلاً، خیلیکم، کم، متوسط، زیاد، خیلیزیاد) ارزش گذاری شد که از ۱ تا ۵ امتیاز به آن اختصاص داده شده است. مشارکت سیاسی غیررسمی: هر گونه عمل داوطلبانهای است که اعضای جامعه به منظور حمایت یا تأثیرگذاری بر نظام و جریانات سیاسی و در خارج از چهارچوبهای تعیین شده و رسمی توسط سازمانها و نهادهای رسمی کشور انجام میدهند. این نحوه مشارکت شامل هر گونه فعالیت سیاسی میشود که در کنش متقابل بین افراد و در رابطه آنها با حکومت انجام میشود و ساخت و شکل از پیش تعیین شده و برنامه ریزی شده ندارد(همان، ۱۷۵). برای سنجش این بعد از مشارکت سیاسی گویه های زیر در پرسشنامه قرار گرفت و از پاسخگو خواسته شد تا میزان مشارکت خود را از خیلی زیاد تا خیلی کم در قالب یک طیف ۵ قسمتی مشخص نماید. – چقدر دیگران را به شرکت در انتخابات و رأی دادن به فردی خاص تشویق یا منع میکنید؟ – چقدر در دیدارهای فامیلی و در جمع دوستان بحث سیاسی میکنید؟ – چقدر در جستجو و پیگیری اخبار سیاسی هستید؟ – چقدر در جلسات مذهبی و نماز جمعه شرکت میکنید؟ – چقدر برای جمعآوری رأی به نفع یکی از کاندیداها تلاش میکنید؟ – چقدر به نمایندگان مجلس یا شورای شهر جهت طرح مسائل شهر مراجعه میکنید؟ – چقدر دیگران را ترغیب و تشویق به فعالیت سیاسی میکنید؟
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[دوشنبه 1401-04-06] [ 01:12:00 ق.ظ ]
|
|
اولین بار در سال ۱۹۵۲ روبرت بریگس و توماس کینگ در فیلا دلفیا تصمیم گرفتند تا شبیه سازی را آزمایش کنند. آنان این آزمایش را بر روی قورباغه انجام دادند و از شیوه جنین شناس آلمانی هانس اسپین که در دهه ۱۹۳۰ ابداع نموده بود، استفاده کردند، یعنی ابتدا هسته تخمک لقاح نیافته ای را خارج کردند و سپس هسته سلول غیر جنسی را وارد آن کردند. بدین ترتیب این هسته درون تخمک شروع به رشد و تکثیر می کند. در حالی که از لحاظ ژنتیکی تغییر در آن ایجاد نمی شود. بریگس و کینگ برای اولین بار توانستند در شبیه سازی وزغ موفق شوند. لیکن آنها از آزمایشهای مختلف دریافتند استفاده از سلولهای تکامل یافته تر برای انتقال به تخمک موجب می شود، تا احتمال بقای جنین کمتر شود و به همین دلیل نتیجه گیری کردند که پس از آن که سلولهای جنین متمایز می شوند و برای ایجاد بافت خاصی اختصاص می یابند، دیگر به حالت اولیه باز نمی گردند. بنابراین شبیه سازی یک حیوان بزرگسال غیر ممکن است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در دهه ۱۹۷۰ بیولوژیست انگلیسی جان گوردن وزغی را با بهره گرفتن از سلول غیر جنسی شبیه سازی نمود و ثابت کرد که جنین تکامل یافته و سلول تمایز شده را می توان دوباره فعال نمود و حیات جدیدی ایجاد کرد. اجرای همین شیوه درباره پستانداران کاری بسایر سخت تر و پیچیده تر بود.زیرا جمع آوری تخمک پستانداران نسبت به تخمک قورباغه دشوارتر و بیرون آوردن هسته تخمک پستانداران نیز پیچیده تر بود. به علاوه برای شبیه سازی پستانداران لازم بود با جنین یا رویان ایجاد شده و به داخل رحم انتقال یابد و بارداری صورت پذیرد. این امور شبیه سازی پستانداران را غیر ممکن جلوه می داد. تا این که در سال ۱۹۹۷ وقتی خبر گوسفند شبیه سازی شده دالی اعلام شد وضعیت دگرگون گردید و انقلابی در بیولوژی و شبیه سازی به وقوع پیوست. به هر حال باید توجه داشت که احتمال بروز اختلالات جسمی و روانی در کلونها بسیار زیاد است. مطابق گزارشهای منتشر شده بسیاری از حیواناتی که تا کنون شبیه سازی شده ان از نظر جسمی با مشکل روبه رو هستند. یکی از مشکلات مربوط به سن این حیوانات است. سه سال بعد از تولد گوسفند دالی، اولین حیوان شبیه سازی شده معلوم شد سن سلولهای او شش سال داشته است. دالی بعدأ به سرطان ریه و ورم مفاصل نیز مبتلا شد و سرانجام در ۱۴ فوریه سال ۲۰۰۳ با تزریق آمپول به زندگیش پایان دادند. البته ممکن است با آزمایش ها و تحقیقات بیشتر بتوان از بروز این ناهنجاریها جلوگیری کنند؛ اما در حال حاضر مخاطرات زیادی برای حیوان شبیه سازی شده وجود دارد.[۱۴۴] به هر حال هدف از اختصاص فصلی به این امر بررسی مفهوم و انواع شبیه سازی و جایگاه دین و اخلاق در این امر و بررسی حقوق جنین به وجود آمده از این طریق می باشد.چرا که با پیشرفت علم و تکنولوژی و دستاوردهای جدید و با وجود
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
میشود. بافت کالبدی توسعه یافته, این دوران تا سال ۱۳۲۶ توسعه شهری حالتی خزنده داشته است. و توسعه کالبدی به بهای نابودی باغ ها ادامه یافته است. پادگانهای بزرگ در انتهای جنوبی شهر بر فراز تپه های این ناحیه احداث شده اند. ولی بگونه ای متضاد شبکه اصلی جادههای شهری تقریباً بدون تغییر باقی مانده است. از سال ۱۳۲۶ به بعد و در فاصله ۱۳۲۶ تا ۱۳۳۵ شهر رشد اساسی داشت و در اولین سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۳۵ جمعیت شهر بالغ بر ۱۲۵۴۳۹ نفر بود. رشد و توسعه و تغییرات ساختاری شهر در این دوره به شرح زیر بود: توسعه قابل ملاحظه به سوی جنوب, جنوب غربی و غرب . توسعه های جزئی در امتداد حاشیه شرقی . ایجاد گاراژهای جدید در جوانب شمال و غرب شهر . اتمام خیابان های پهلوی و رشید یاسمی که خیابان پهلوی را به خیابان سپه متصل می کند. به این ترتیب شبکه فعلی جاده ها در بخش شرقی شهر عمدتاً تا سال ۱۳۳۵ شکل گرفته بود. طی سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۲ پیشروی خانهسازی در تمام جهات به جز جایی که گورستانها قرار داشتند انجام گرفته و یکی دو گورستان نیز کم و بیش در آغاز در محاصره نواحی ساخته شده قرار گرفتند . در این زمان منازل سازمانی در اطراف پالایشگاه فعلی و در قسمتی از منطقه ۲۲ بهمن فعلی ایجاد میشود و بنابراین توسعه کالبدی شهر در امتداد محورهای شمالی آغاز میگردد. در حقیقت این دوره را می توان به وضوح دوران شکلگیری توسعه شهر به سمت محورهای خروجی شهر و رشد چند هسته ای آن ارزیابی نمود.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۱-۷-۹-۳ دوره حاضر (جمهوری اسلامی) دوران حاضر را می بایست دوران تحولات اجتماعی و نه کالبدی در شهر قدیم کرمانشاه ارزیابی کرد. این تحولات تغییرات ساختاری در بافت اجتماعی محلات قدیمی را موجب شد و روابط اجتماعی که قرن ها در شهر قدیم شکل گرفته بود یا تضعیف شد و یا از بین رفت, علل عمده تغییرات ساختاری اجتماعی در بافت قدیم را در این دوران می توان به شرح زیر بیان کرد: تحولات ساختاری کالبدی در عصر پهلوی. جنگ و بمباران های هوایی که موجب تخریب شدید بافت قدیم شد و موجبات خالی شدن آنرا فراهم ساخت. فرسایش شدید کالبدی شهر قدیمی و گسترش بخش های مخروبه در این بخش از شهر. تداوم بیتوجهی به شهر قدیمی و نداشتن برنامه مشخص برای بهسازی و نوسازی آن. گسترش بی رویه شهر در اراضی اطراف در سالهای بعد از انقلاب و کاهش تراکم مرکز شهر. اقدامات و مداخلات بی برنامه و غیرتخصصی در سالهای اخیر. (مهندسین مشاورتدبیرشهر۱۳۸۶) با توجه به آنچه گفته شد شهر تاریخی کرمانشاه هر چند ارزش های تاریخی، اجتماعی و اقتصادی فراوانی دارد ولی از مشکلات زیادی در حال حاضر رنج می برد، پاره ای از این مشکلات از جمله فرسودگی کالبدی و عدم استحکام بناهای موجود در مقابل زلزله، عدم انطباق کالبدی بافت قدیم با نیازهای امروز، عدم تناسب فرهنگی ـ اجتماعی بافت جمعیتی شهر و … وضعیتی بحرانی از مرکز قدیمی شهر در دوره حاضر ترسیم نموده است و بعنوان یکی از چالش های پیش روی شهر کرمانشاه خود را نشان داده است. عناصر اصلی تعیین کننده شالوده شهر قدیمی کرمانشاه، بازار، محلات مسکونی مراکز اداری و نظامی، مسجد جامع، محور مدرس وسایر محورهای بافت قدیم می باشند که از این دیدگاه شهر قدیم واجد سه بخش عمده از نظر کاربری اراضی بوده است. مرکز حکومتی (کهندژ) بخش داخلی شهر (شارستان) و بخش پیرامونی شهر (ربض)، در این ارتباط در گذشته تفکیک حوزه های عملکردی در شهر و سلسله مراتب فضایی دقیقاً رعایت میشد, به نحوی که کاربری اصلی در قسمت قلعه حکومتی, نظامی ـ اداری و محل سکونت حاکم یا والی به همراه ابواب جمعی وی بوده است. در قسمت داخلی شهر عملکرد تجاری در بازار متمرکز بود و فضاهای مذهبی در محدوده مسجد جامع و مساجد اطراف بازار و عملکرد مسکونی در محلات که از طریق گذرگاههای اصلی و فرعی در ارتباط بودند, تعبیه شده بود. در بخش بیرونی شهر, کاربری اراضی بصورت مزارع, باغها و غیره بوده است. بدین ترتیب نظمی عملکردی با توجه به شرایط آنزمان در شهر حکمفرما بوده است و شهر قدیمی به عنوان مجموعه ای هماهنگ و منسجم به عملکرد خود ادامه داده است. این چارچوب ساختاری تا سال ۱۳۰۰ هـ . ش دوام آورد تا اینکه با اولین حرکتهای جنبش تجددگرایی، همچنین با تغییر ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و جهت گیری های جدید اقتصادی و در پی تحولات حکومتی (از قاجار به پهلوی) ، تغییرات شکلی در شهر ایجاد شد. این تغییرات با محتوی جدید. ساختار و نظام خیابان بندی جدید (الگوی غربی و متناسب با نیاز ماشین) بر ساختار محله ای و ارگانیک قدیم تحمیل شد و شالوده فضایی آنرا از هم گسست و سازمان محله ای نیز دچار آسیب جدی گردید. احداث خیابان ها و ایجاد عملکردهای جدید در شهر, همراه با سودآوری زمین و دسترسی سریع سواره در شهر موجب رشد بخش خدمات و گسترش عملکردهای شهری در حاشیه معابر گردید. از این دوره تا سالهای ۱۳۴۰ شهر از طریق تعریض و توسعه معابر جدید رشد نمود و عملکردهای عمده نظامی، خدماتی و صنعتی در حاشیه معابر اصلی شهر و جاده های منتهی به آن موجب توسعه شهر شد. از دهه ۴۰ به بعد شهر تحت تأثیر طرحهای شهرسازی و طرحهای جامع به روشی سیستمی به توسعه خود ادامه داد. این روند تا قبل از پیروزی انقلاب ادامه داشته است. و بافت قدیمی شهر متأثر از تصمیمات شهرسازی (طرحهای جامع) بوده است. بی توجهی به کالبد قدیمی شهر در این دوره مشکلات آنرا جدی ساخت. در بعد از انقلاب تحولات جدید با هجوم به اراضی پیرامون شهر در قالب طرحهای تفکیک اراضی و واگذاری به تعاونی ها چون شهرک های فرهنگیان، کارمندان، وحدت ، تعاون و … آغاز شد و موجب تحولات چشمگیری در بافت قدیمی آن شد و مسئله جنگ و بی توجهی به محلات قدیمی دگرگونی های جمعیتی فراوانی در محلات قدیمی ایجاد نمود. به نحوی که ساکنان قدیمی و اصلی بافت قدیم که از دهه ۴۵ به بعد شروع به تغییر وجا به جایی مساکن خود به سمت اراضی مناسب تر شهر نموده بودند این بار به سرعت بافت را تخلیه نموده و بنابراین در این دوره بافت قدیم دچار فرسودگی شدید شد. شروع مداخلات در بافت قدیم شهر بعد از دوره جنگ سرعت گرفت و در دهه ۷۰ با نگرش جدید به بافتهای فرسوده و همچنین توجه به میراث قدیم در سطوح ملی، ابتدا موجب شکلگیری سازمانهای جدید دولتی نظیر سازمان عمران و بهسازی شهری, سازمان میراث فرهنگی و …) شد. و سپس در این دوره محدوده های تاریخی و قدیمی شهر شناسایی و هر محدوده نیز به یکی از سازمانها واگذار شد . هر چند تغییر و تحولی که سازمانهای اداری مداخله کننده در بافت قدیم ایجاد نمودند، ولی اقدامات مذکور کارساز نبوده و خود مشکلات زیادی برای بافت تاریخی ایجاد نموده است . ۱-۷-۱۰ مشخصات بافت فرسوده شهر کرمانشاه: ۱-۷-۱۰-۱ محدوده بافت فرسوده طبق تقسیم بندی مطالعات شرک مشاورین تدبیرشهراین محدوده ۱۱محله را شامل می گرددکه دردوفاز مورد بررسی قرارگرفته اند.درفازاول این محلات عبارتند از: محلات فیض آباد ، حدادعادل ، معلم ، بازار ، حاج محمد تقی و گمرک می باشد جهات جغرافیایی فاز اول مح در بافت قدیمی به شرح زیر می باشد: حد شرقی خیابان بنت الهدی و اشک تلخ؛ از چهار راه جلیلی تا سه راه شریعتی. حد جنوبی خیابان های معلم شرقی و غربی؛ از سه راه شریعتی تا پارک شیرین. حد غربی خیابانهای افشار طوس و امامی؛ از پارک شیرین تا چهارراه مصطفی امامی. حد شمالی خیابان های سیلوی کشاورز, از چهار راه جلیلی تا چهارراه مصطفی امامی. در فاز دوم پنج محله سید جمال الدین شمالی و جنوبی ، کوهساری ، سرچشمه و میدان آزادی مورد بررسی قرارگرفته است . محدوده قبلی مصوب بافت فرسوده شهر کرمانشاه ۱۰۵۰ هکتار بوده که با بررسی محدوده های پیشنهادی شهرداری به مساحت ۱۷۸ هکتار و در نظر گرفتن شاخص های فرسودگی و تصویب آنها در کمیسیون ماده۵ در تاریخ ۲۴/۱۲/۸۸ مساحت نهایی بافت فرسوده کرمانشاه به ۱۲۲۸ هکتار افزایش یافته است. بافت فرسوده کرمانشاه شامل ۴ گونه به شرح زیر می باشد: بافت باارزش تاریخی: (جمعاً به مساحت ۳۷/۳۶۳ هکتار) بافت میانی با پیشینه شهری: (جمعاً به مساحت ۴۲۱ هکتار) بافت حاشیهای با پیشینه اسکان غیررسمی: شاطرآباد ۹۸ هکتار، کولی آباد ۷۹ هکتار، جعفر آباد ۱۲۸ هکتار، چمن ۱۲ هکتار، شهرک باهنر (آناهیتا) ۵۴/۱۷ هکتار، باغ ابریشم ۲۹ هکتار، چقاکبود و حکمت آباد ۴/۲۴ هکتار چقا گلان ۱۱ هکتار. (جمعاً به مساحت ۴۰۳ هکتار) بافت حاشیه ای با پیشینه روستایی: شامل تپه مراد حاصل ۸ هکتار، چقا میرزا ۷/۱۱ هکتار، سراب قنبر ۱/۳ هکتار، حسین آباد ۴/۴ هکتار، چاله چاله ۴/۴ هکتار، سراب سعید ۳ هکتار، قلعه کهنه ۷/۵ هکتار. (جمعاً به مساحت ۳/۴۰ هکتار) در سال ۱۳۸۶ برای محدوده بافت مرکزی کرمانشاه به مساحت ۲۷۰ هکتار که بخشی از بافت تاریخی محسوب می شود، طی مطالعات مستقلی ضوابط و مقررات تفصیلی تصویب و ابلاغ شده است. (مهندسین مشاورتدبیرشهر۱۳۸۶) نقشه شماره ۳ : موقعیت محدوده بافت فرسوده درشهرکرمانشاه نقشه شماره۴ : محدوده بافت فرسوده شهرکرمانشاه ۱-۷-۱۰-۲ مسائل و مشکلات توسعه محدوده و راه حل یابی محدوده بافت فرسوده شهر کرمانشاه شامل چهارگونه بافت تاریخی، میانی، اسکان غیررسمی و روستایی، دچار مشکلات کالبدی شامل ریزدانگی شدید و نفوذپذیری پایین می باشد و ابنیه موجود عمدتاً به علت عدم رعایت الگوهای مناسب ساخت، ناپایدار است. موارد فوق در کنار وجود گسل های موجود اطراف، خطرهای احتمالی بلایای طبیعی را یادآوری می نماید. از سوی دیگر ضعف اقتصادی ساکنین و ساختار اجتماعی محدوده مشکلاتی را پیش روی فرایند نوسازی ایجاد می نماید که لزوم در نظر گرفتن الگوهای منعطف نوسازی در بافت (برپایه استفاده از پتانسیل های توسعه موجود) را ایجاب می نماید. نگاهی به روند نوسازی در سطح بافت نشان می دهد میزان نوسازی در این حوزه کمتر از میانگین نوسازی در سطح شهر کرمانشاه می باشد که نشانگر وجود مشکلاتی در فرایند نوسازی بافت است. در این بخش، موانع نوسازی و عمده ترین عوامل فرسودگی در سه بعد اقتصادی، اجتماعی و کالبدی بررسی می شوند : ۱-عوامل اقتصادی عدم وجود زمینه های سرمایه گذاری در داخل بافت اسکان غیررسمی و روستایی. پایین بودن سطح درآمد و فقر عمومی خانوارها (بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان در ماه). ارزش پایین قیمت زمین در مقایسه با نواحی اطراف. ارزش افزوده پایین در بخش ساخت و ساز در محدوده. نسبت بالای بیکاری جمعیت فعال (۲۱ درصد). عدم تمایل ساکنین به تجمیع پلاک ها به دلیل شرایط اقتصادی آنان. محدود و محلی بودن فعالیت های اقتصادی بافت اسکان غیررسمی و روستایی و فقدان جنبه های جذاب برای انجام سرمایه گذاری و توسعه. عدم دسترسی مناسب ساکنین به وام ها و تسهیلات مسکن: مقررات حاکم بر ساخت و ساز در بخش مسکن و انواع تسهیلات و مشوق ها از عوامل مؤثر بر نوسازی محسوب می شوند. اطلاع رسانی ضعیف و عدم آگاهی خانوارهای ساکن بافت از تسهیلات تشویقی بافت فرسوده، مانع اصلی جذب این منابع می باشد. بوروکراسی حاکم بر فرایند صدور پروانه و مجوزهای ساخت و ساز نیز مانع تسریع در روند نوسازی است. عدم تمایل بخش عمومی و خصوصی جهت سرمایه گذاری فعالیتی اقتصادی در بافت. عدم توان ارائه تضمین باز پرداخت وام از طرف ساکنین. ۲-عوامل اجتماعی فقدان نهاد اجتماعی خاصی که امکان مشارکت اهالی را فراهم سازد و ایجاد فضای اعتماد و باور نماید. مشارکت اجتماعی پایین ساکنین.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- . برای مطالعه تفصیلی پیرامون ماهیت، سطوح و مراحل نضج و رشد و تثبیت و تحول و افول و اضمحلال دانش و نیز تفاوتها و شباهتهای دانش با دیگر سازوکارهای کسب آگاهی، ر.ک. به: دلانتی، جرارد (۱۳۸۹)، دانش در چالش؛ دانشگاه در جامعه دانایی، ترجمه علی بختیاریزاده، چاپ دوم، تهران: پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی؛ و نیز: روزنبرگ، الکساندر (۱۳۸۴)، فلسفه علم، ترجمه مهدی دشتبزرگی و فاضل اسدی امجد، تهران: نشر طه. ↑
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
- . قیاسی، جلال الدین (۱۳۸۵)، مبانی سیاست جنایی حکومت اسلامی، قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ص ۱۰۱. ↑
- . بنگرید به: قیاسی، پیشین، ص ۲۰۲. ↑
- . میرخلیلی، سید محمود (۱۳۷۹)، اصلاح سیاستهای قضائی، کتاب نقد، شماره ۱۶. ↑
- . در حالی که کتاب مهم «سیاست جنایی اسلام و جمهوری اسلامیایران» اثر دکتر سید محمد حسینی را در منابع کتاب خود آورده است. ↑
- . برای مثال، مؤلف ادعا کرده حکم وضعی بطلان بیع در خرید و فروش مواد مخدر درایران جاری نیست (سیدحسینی تاشی، ۱۳۸۶، ص ۱۰۰) واین خلاف نص مواد متعددی در قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر مصوب ۱۳۷۶ و اصلاحات بعدی میباشد. ↑
- . سیدحسینی تاشی، سید صادق (۱۳۸۶)، رابطه جرم و گناه، قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ص ۱۰۳. ↑
- . سیدحسینی تاشی، پیشین، ص ۱۵۲. ↑
- . سیدحسینی تاشی، پیشین، ص ۲۰۷. ↑
- . سیدحسینی تاشی، پیشین، ص ۲۱۰. ↑
- . کیخا، عصمت (۱۳۸۸)، مناسبات قدرت و قانون درایران، قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ص ۱۱۴. ↑
- . کدخدایی، محمدرضا (۱۳۸۹)، پاسخ اشکالات نظری قاعده «التعزیر فی کل معصیه»، فقه اهل بیت، شماره ۶۱، ص ۱۸۴. ↑
- . کدخدایی، پیشین، ص ۱۸۵. ↑
- . رشادتی، جعفر و زیبا زعفری (۱۳۹۲)، مفهوم جرم از منظر قرآن کریم و حقوق کیفری و جرم شناسی، در: دایره المعارف علوم جنایی، تهران: نشر میزان، ص ۵۵۹. ↑
- . باقری، عباس (۱۳۸۹)، بررسی تطبیقی حق و تکلیف از منظر حقوق اسلامی و حقوق بشر موضوعه، پژوهش حقوق و سیاست، سال دوازدهم، شماره ۲۸، ص ۶۹. ↑
- . Steiner, Henry and Philip Alston, (2000). International Human rights in Context, Second Edition, Oxford University Press, P. 93. ↑
- . قاری سیدفاطمی، سید محمد (۱۳۸۸)، حقوق بشر در جهان معاصر؛ دفتر یکم، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای حقوقی شهر دانش، ص ۵۰. ↑
- . قاری سیدفاطمی، پیشین، ص ۴۷. ↑
- . جمعی از نویسندگان (۱۳۸۳)، حقوق بشر و مفاهیم مساوات، انصاف و عدالت، تهران: مؤسسه تحقیقات علوم جزایی و جرم شناسی دانشگاه تهران و برنامه عمران سازمان ملل متحد، ص ۱۶۱. ↑
- . Goodman, Ryan & and Derek Jinks. (2004). How to Influence States: Socialization and International Human Rights Law, Duke Law Journal, Vol. 54, No. 3, pp. 621-703 ↑
-
. The African Charter on Human and Peoples’ Rights
↑
- . اردبیلی، محمدعلی و امیرایروانیان (۱۳۹۱)، بایستههای حاکم بر مداخله ارزشگرایانهی ساخت سیاسی در فرایند سیاستگذاری جنایی، تحقیقات حقوقی، ویژه نامه ش ۸، ص ۱۷۹. ↑
- . طهماسبی، جواد (۱۳۹۲)، اصل ۱۶۷ قانون اساسی و حاکمیت قانون در امور کیفری، در: دایره المعارف علوم جنایی، تهران: نشر میزان، ص ۱۰۹. ↑
- . برای مطالعه تفصیلی پیرامون دلایلاین امر، ر.ک. به: حبیبزاده، محمدجعفر و جلال الدین قیاسی (۱۳۸۰)، حدود اختیارات قاضی در مراجعه به منابع فقهی در امور کیفری، مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز، دوره ۱۷، شماره ۱؛ و نیز:هاشمی، سید حسین و جعفر کوشا (۱۳۸۰)، بررسی تعارض اصل ۱۶۷ قانون اساسی با اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها، نامه مفید، شماره ۲۶. ↑
- . ر.ک. به: افتخار جهرمی، گودرز (۱۳۷۸)، اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها و تحولات آن، تحقیقات حقوقی، شماره ۲۵ و ۲۶؛ و نیز: سجادی نژاد، سید احمد (۱۳۸۵)، اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها در فقه و حقوق، آموزههای فقهی (الهیات و حقوق)، شماره ۲۰. ↑
- . ابراهیمی، علیرضا (۱۳۸۷)، فتاوی معتبر و دکترین، همانندیها و تفاوتها، مطالعات بین المللی، شماره ۲۲، ص ۱۹. ↑
- . مشکانی سبزواری، عباسعلی و محسن الویری (۱۳۹۰)، درآمدی بر سنجش ظرفیتهای تمدنسازی فقه، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، شماره ۳، ص ۱۵۹. ↑
- . پیروزمند، علیرضا (۱۳۷۶)، رابطه منطقی دین و علوم کاربردی، تهران: انتشارات امیرکبیر، ص ۸۹. ↑
- . مشکانی سبزواری، عباسعلی و محسن الویری (۱۳۹۰)، درآمدی بر سنجش ظرفیتهای تمدنسازی فقه، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، شماره ۳، ص ۱۷۰. ↑
- . مشکانی سبزواری و الویری، پیشین، ص ۱۷۳. ↑
- . رضایی، عبدالعلی (۱۳۸۶)، مهندسی تمدن اسلامی (موانع و الزامات)، قم: انتشارات فجر ولایت، ص ۱۸۵. ↑
- . سوزنچی، حسین (۱۳۸۹)، معنا، امکان و راهکارهای تحقق علم دینی، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، ص ۲۱۱. ↑
- . ر.ک. به: حاجیدهآبادی، محمد علی (۱۳۹۲)، تقریرات درس جرم شناسی (دوره دکتری حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه قم)، مبحث جرم شناسی اسلامی. ↑
- . دهخدا، علی اکبر (۱۳۷۷)، لغت نامه، تهران: انتشارات دانشگاه تهران؛ معین، محمد (۱۳۸۱)، فرهنگ معین، تهران: انتشارات امیرکبیر. ↑
- . model, design, exemplar, form, template ↑
- . In the sciences, a model is an estimate of how something works. ↑
- . A simplified representation of a system ↑
- . a simplified description of a complex entity or process ↑
- .. مرکز الگوی اسلامیایرانیِ پیشرفت (۱۳۹۱)، چیستی و مفهوم الگوی اسلامیایرانیِ پیشرفت و نقشه راه و فرایند طراحی، تدوین، تصویب و پایش الگو، تهران: انتشارات معاونت هماهنگی و نظارت فرایندی مرکز الگوی اسلامیایرانیِ پیشرفت، ص ۱۰. ↑
- . ایراندوست، محمدحسین (۱۳۹۱)، آزادی در الگوی اسلامیایرانی پیشرفت، در: مجموعه مقالات چهارمین نشست اندیشه های راهبردی جمهوری اسلامیایران با موضوع آزادی، تهران: انتشارات بنیاد الگوی اسلامی-ایرانیِ پیشرفت، ص ۵۹۸. ↑
- . ر.ک. به: انتقاد ریاست قوه قضائیه از دولت به جهت تأخیر عمدیِ چندین سالهی دولت در ارسال لوایح قضائی به مجلس برای تصویب، در آدرس الکترونیکی:
http://rhoghough.ir/?p=9790 ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
غلظت نیز تغییرات خیلیکم و ناچیزی از خود در راستای طول نشان میدهد. در کف لوله دارای بیشترین میزان غلظت جامد هستیم. در بالا نیز این غلظت را داریم امّا در زمانهای بعدی مشاهده میشود که که این غلظت تحت تأثیر نیروی گرانش در لایههای مختلفی به کف لوله انتقال پیدا میکند. شکل ۴‑۹ : گرافیک پروفایل غلظت فاز پراکنده درون لوله هنگامی مخلوط دو سیال درون لولهای جریان مییابند به علت تفاوت جرم ویژه و گرانروی، فاز گاز سرعت بیشتری نسبت به فاز دیگر بدست میآورد. اصلاح لغزش به علت افتادگی یا کندی فاز مایع نسبت به فاز گاز اطلاق میگردد. در شکل ۴‑۱۰ نیز مشاهده میشود در مناطقی که هسته زدایی وجود دارد، سرعت لغزش بالاتری داریم که این نشان بر تجمع فاز پراکنده است. در نواحی که لایههای جامد در حال پایین آمدن میباشند در مرز بیرونی خود دارای لغزش بیشتری هستند که میتواند به دلیل مقاومتهایی که در مورد آن بحث شد باشد. شکل ۴‑۱۰ : گرافیک پروفایل سرعت لغزش مخلوط درون لوله نتایج شبیه سازی در طول لوله در سه مقطع کف،وسط و سقف لوله و دیگر نتایج در راستای قطر لوله در دو مقطع میانی در زمان ابتدایی شروع جریان استخراج شدند و مقادیر آنها به صورت زیر است. شکل ۴‑۱۱ : مقاطع انتخاب شده برای بررسی پارامترهای مختلف
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
مقطع بالای لوله (سقف) مقطع وسط لوله مقطع پایین لوله (کف) نمودار ۴‑۸ : تغییرات دما در طول لوله در سه مقطع اصلی
مقطع بالای لوله (سقف) مقطع وسط لوله مقطع پایین لوله (کف) نمودار ۴‑۹ : تغییرات فشار در طول لوله در سه مقطع اصلی
مقطع بالای لوله (سقف) مقطع وسط لوله مقطع پایین لوله (کف) نمودار ۴‑۱۰ : تغییرات کسر حجمی فاز پراکنده در طول لوله در سه مقطع اصلی
مقطع بالای لوله (سقف) مقطع وسط لوله مقطع پایین لوله (کف) نمودار ۴‑۱۱ : تغییرات سرعت مخلوط در طول لوله در سه مقطع اصلی نتایج شبیه سازی در دو مقطع از لوله با مشخصات شکل ۴‑۱۱ در لحظه اولیه جریان استخراج شدند که مقادیر آنها به صورت زیر است.
مقطع اول لوله مقطع دوم لوله نمودار ۴‑۱۲ : تغییرات دما در قطر لوله در دو مقطع میانی
مقطع اول لوله مقطع دوم لوله نمودار ۴‑۱۳: تغییرات فشار در قطر لوله در دو مقطع میانی
کسر حجمی پراکنده در مقطع اول لوله کسر حجمی پراکنده در مقطع دوم لوله کسر حجمی پراکنده در مقطع اول لوله کسر حجمی پراکنده در مقطع دوم لوله نمودار ۴‑۱۴: تغییرات کسر حجمی فاز پیوسته و پراکنده در قطر لوله در دو مقطع میانی
غلظت پراکنده در مقطع اول لوله غلظت پراکنده در مقطع دوم لوله غلظت پراکنده در مقطع دوم لوله غلظت پراکنده در مقطع اول لوله نمودار ۴‑۱۵ : تغییرات غلظت فاز پیوسته و پراکنده در قطر لوله در دو مقطع میانی نتایج شبیه سازی شبکه انتقال گاز
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تعریفی که در تاریخ ۱۹۹۷ توسط یونسکو و سازمان فناوری اطلاعات در گردهمایی سراسری صنایع دستی و بازارهای بین المللی و همچنین کمک به وسعت نظر در تنوع، گوناگونی و پیچیدگیهای صنایع دستی به تصویب رسید به شرح ذیل میباشد: «محصولاتی را صنعتگرانه یا صنایع دستی گویند که به وسیله صنعتگرانی به طور کامل با دست و یا با کمک دست یا ابزارهایی حتی مکانیکی تولید شود، تا زمانی که شرکت دادن دست مستقیم صنعتگر در اجزای ذاتی محصول باقی بماند. ماهیت خاص این محصولات از ویژگیهای متمایزی چون سودمندگرایی، زیبایی شناختی، هنری، خلاقانه، فرهنگی، تزیینی، وابسته به شغل و پیشه، سنتی و مذهبی، نمادین، اجتماعی و مفهومی مشتق شده است. همچنین از مواد خام پایدار و بدون محدودیت در مقدار تولید ساخته شده اند.» (بابر و دیگران، ۲۰۰۶،۲). ۲-۳-۱ تعاریف صنایع دستی گروه بین المللی متخصصین وابسته به کنفرانس توسعه و تجارت ملل متحد در اولین جلسه خود در ژوئیه ۱۹۶۹ برای فرآورده های دستساز تعریف زیر را ارائه داده است: «اصطلاح مصنوعات دستساز شامل فرآورده هایی است که با کمک و یا بدون کمک ابزار تولید شده و یا در ساخت آنها اساساً از وسایل سادهای استفاده شده است که مستقیماً توسط دست یا پای صنعتگر بکار گرفته میشوند …» (بازاریابی صنایع دستی، ۱۳۵۱، ۶). شورای صنایع دستی در سال ۱۳۴۸ صنایع دستی را به این گونه تعریف کرده است: صنایع دستی به آن رشته از صنایع اطلاق می شود که تمام یا قسمتی از مراحل ساخت فرآورده های آن با دست انجام گرفته و در چهارچوب فرهنگ و بینش فلسفی و ذوق و هنر انسانهای هر منطقه با توجه به میراث قومی آنان ساخته و پرداخته می شود. گروه هنرهای سنتی فرهنگستان هنر، واژه «هنرهای صناعی» را کاملتر از واژه «صنایع دستی» میداند و تعریف صنایع دستی به شرح ذیل ارائه شده است: «هنرهای صناعی (صنایع دستی) بخشی از هنرهای سنتی است که حقیقت متعالی هنر را با فنون و مهارت های صنعتی متناسب، آمیخته و با قابلیت تکثیر در متن زندگی فردی و جمعی عرضه کرده است» (یاوری، ۱۳۸۴، ۱۸). با این که نمی توان تعریف مشخص و معینی به عنوان یک تعریف استاندارد برای صنایع دستی بیان کرد، ولی با توجه به تعاریف فوقالذکر ویژگیهای زیر را برای محصولات دستساز میتوان قائل شد.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۳-۲ویژگیهای صنایع دستی عمدهترین ویژگیهای صنایع دستی ایران را میتوان در فهرست زیر اشاره کرد: حضور موثر اعتقادات مذهبی، باورهای قومی، خلاقیت صنعتگر و ذوق زیباشناختی (بار فرهنگی) انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید توسط دست و ابزار و وسایل دستی. امکان تأمین قسمت عمده مواد اولیه مصرفی از منابع داخلی. عدم همانندی و عدم تشابه با تولیدات دیگر. عدم نیاز به سرمایه گذاری زیاد و دارا بودن ارزش افزوده بالا. عدم نیاز به کارشناسان و متخصص خارجی. توسعه صادرات غیرنفتی. ایجاد اشتغال جنبی برای روستائیان و جلوگیری از مهاجرت به شهرها و تعادل بازار کار. قابلیت ایجاد توسعه در مناطق مختلف (شهر، روستا و …). قابلیت انتقال تجربیات در فنون به روش استاد و شاگردی. قابلیت عرضه در بازارهای جهانی و توسعه ایرانگردی و مبادلات فرهنگی (یاوری، ۱۳۸۴، ۲۰). ۲-۳-۳خصیصههای صنایع دستی صنایع دستی ایران به عنوان هنری کاربردی و تولیداتی فرهنگی دارای خصوصیات زیر میباشد: قسمت قابل ملاحظهای از صنایع دستی ایران را زیراندازهای سنتی تشکیل می دهند. عمده صنایع دستی ایران در مناطق روستایی و عشایری تولید می شود. قسمت اعظم تولیدات صنایع دستی در محل سکونت صنعتگران انجام میپذیرد. بیش از ۷۰ درصد تولیدکنندگان صنایع دستی را زنان تشکیل می دهند. صنایع دستی ایران، به واسطه اشتهار و اعتبار جهانی، بخشی از درآمد ارزی مورد نیاز کشور را تأمین می کند .(یاوری، ۱۳۸۴، ۱۹). ۲-۳-۴ ضعفهای صنایع دستی ایران: دارا بودن تنوع بسیار زیاد مواد و مصالح نظیر چوب، فلز، شیشه، گل، سنگ، الیاف و تلفیق مصالح متفاوت که از گذشته باقی مانده و بسیاری مواد و مصالح طبیعی و مصنوعی که امروزه به آن افزوده شده است. در نتیجه کارگزاران بسیار زیاد و متفاوتی را به خود جلب کرده است که از تبعات آن؛ تفاوت آراء و اهداف در این مورد بوده و صنایع دستی با اهداف متمرکز هدایت نمیگردد. محصولات صنایع دستی بداهتاً دارای درجه های کیفی متفاوت (خوب، متوسط، عالی) هستند، ولی استفاده از مواد و فرایند اجراء با کیفیتهای مختلف و گاهی نامرغوب که فاقد شناسنامه کیفی و مشخصات فنی هستند، باعث خواهد شد مشتریانش در اطمینان و انتخاب محصول مورد نظر دچار سردرگمی شده و به مرور آنان را از دست بدهد. (ضرغام بروجنی، ۱۳۸۵) صنایع دستی ایران در حال حاضر عموماً غیرکاربردی است و اغلب برای تزئین استفاده می شود و هرچه بر دقت، زیبایی، هنر و مقبولیت آن افزوده شده، از جنبه کاربردیاش بیشتر کاسته شده است. آن دسته از محصولات صنایع دستی دارای کیفیت هنری عالی، بسیار گران قیمت بوده و خریداران خاص خود، ولی اندک را دارد. (کم شدن مشتری غیرسفارشی – غیر رقابتی بودن قیمتها با انواع نزدیک در دنیا). محصولات صنایع دستی با جنبه هنری معمولی، قدرت رقابت در بازار با محصولات مشابه سایر کشورها را ندارند. (کیفیت مواد و مصالح – قیمت – زمان سفارش تا تحویل و تضمینهای متعارف). (حسینی، ۱۳۸۳) پر واضح است که طرحها، رنگها و تزئینات هنر سنتی دارای ویژگیهای بصری بالقوه و زبان ناب سبک هنری مختصی بوده و قابلیت تغییر و تحول با حفظ اصول بنیادی را دارا میباشد. لیکن بکارگیری مداوم طرحها، رنگها و تزئینات بدون تغییر و بدون به کارگیری عنصر خلاقیت در طرح، فرم و … این اشیاء آنها را دچار سکون کرده است. در مورد بازار پیش روی داخلی و خارجی محصولات صنایع دستی کار علمی صورت نگرفته است. در حال حاضر معمولاً بدون توجه به نیاز اولیه، کاربرد بخصوص، کیفیت مطلوب، قیمت موجه و تیراژ منطقی، محصولات تولید میگردد، که خود موجب بروز صدمات مضاعفی بر اقتصاد صنایع دستی شده است. هیچگونه حمایت کافی از طرحهای جدید به شکل جدی و قانونی صورت نمیگیرد (کپی رایت). به خاطر نبود تشکلی واحد، برخوردی با طرحهای ناآگاهانه – پوچ – بیهویت و اصالت انجام نمیگیرد. مثلا بته کرمان تولید شده در بعضی از کارگاههای دوزندگی، توسط افغانیهای مهاجر دوخته می شود، که کیفیت بسیار پایین داشته و از نظر طرح و رنگ هیچگونه اصالاتی ندارند. این کارگاهها همچنان مشغول به فعالیت هستند و هیچگونه برخوردی با آنها صورت نمیگیرد. تولیدات صنایع دستی ما از طریق رسانه ها معرفی نمیشوند و بر ضرورت استفاده از آنها تأکید نمی شود و از طرفی مصرف کننده نیز نیازی به تهیه آنها نمیبیند. مراحل پذیرش یک کالا توسط مشتری عبارتند از، آگاهی از وجود کالا، علاقه مندی و ایجاد علاقه در مصرف کننده، ارزیابی محصول از طرف مشتری، استفاده از محصول و در نهایت پذیرش محصول. (حسینی، ۱۳۸۳) این مراحل حتما باید به ترتیب و با برنامه طی شوند تا صنایع دستی ما به آرامی جای خود را در بازارهای داخلی و جهانی بیابد. ۲-۳-۶ فرصتهای صنایع دستی ایران
-
- با توجه به ویژگیهای شاخص صنایع دستی مبنی بر استفاده از مواد اولیه ارزان و در دسترس و عدم نیاز به سرمایه گذاری عمده تولیدی، علیرغم سوددهی و ارزش افزوده بسیار خوب آن، فرصتی بینظیر برای تشویق سرمایه گذاران و کارآفرینان اقتصادی برای ورود به این بخش است. صنعتگران و برنامه ریزان صنایع دستی در ایران، باید ضرورت این نکته را دریابند که ما باید از مرحله صنایع دستی بعنوان صنعتی صرفا هنری گذر کنیم و به مرحله تولید تجاری در مقیاس جهانی بیاندیشیم. تعریفی که از درآمد صنایع دستی بعنوان اقتصاد زیستگذرانی برای فعالان آن می شود منسوخ شده است.
-
- بخش صنایع دستی از طریق دستیابی به ارز خارجی، ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی پایدار می تواند تأثیر اساسی بر اقتصاد ملی داشته باشد. پولی که برای صنایع دستی خرج می شود بلافاصله و مستقیم در جامعه محلی گسترده میگردد. این فرصتی است برای جلوگیری واردات از کشورهای دیگر که بازار را احاطه کرده اند. به عنوان مثال در هند، صنایع دستی حدود ۶/۵ میلیارد دلار به اقتصاد ملی کمک کرده و نزدیک به ۲۰ میلیون نفر را به صورت تمام وقت به کار مشغول داشته باشد.
-
- با توجه به انبوه جمعیت جوان و آماده به کار کشورمان، پتانسیل بسیار خوبی برای توسعه صنایع دستی و نیروی کار آن وجود دارد از طرف دیگر توسعه بخش صنایع دستی می تواند در ایجاد اشتغال و کاهش مهاجرت از روستاها و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ که با انفجار جمعیت و کمبود فرصت شغلی مواجهند تأثیر بسزایی داشته باشد.
-
- بازار جهانی صنایع دستی حدود ۱۰۰ میلیارد دلار تخمین زده می شود، با توجه به اندازه و حجم بزرگ این بازار و نیز پتانسیلهای ویژه صنایع دستی ایران، میتوان با برنامه ریزی و داشتن راهبرد آینده نگرانه سهم شایستهای از این بازار را از آن خود کرد کما اینکه در دهه ۷۰ میلادی، پس از صادرات نفت، صنایع دستی در جایگاه دوم صادراتی کشورمان قرار داشت. (۱۹۹۲، Allat & Chuta)
دستهبندی قوتهای صنایع دستی
۱٫ گستردگی حوزه های صنایع دستی و در نتیج ایجاد حرفها و مشاغل بسیار زیاد و متنوع. ۲٫ نشانه اوج هنر و زیبایی شناسی هنرمندان در دوران پس از اسلام بودن.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در شعر «دعایی در ژرفای شب»، در انتظار «نسیم معجزه صبح» است تا جامعه را از «شب هراس جهان» رهایی بخشد: آه، ای نسیم معجزه صبح!/ در این شب شگرف رها شو/ ای دست کهربایی خورشید/ دروازه های گمشده را بر شب/ درهای ناشناخته را بر من/ بگشای، در هراس جهان بگشای/ بگشای، در هراس جهان بگشای (همان،۵۴۶). اوج انتظار شاعر را در قطعه «مرثیه بهاری» میتوان دید: نوبهاران کو که با خود بوی باران آورد/ خرّم آن باران که بوی نوبهاران آورد…/ کاشکی خورشید بیداری برآرد سر ز خواب/ در شب مستان، سلام از هوشیاران آورد/ کاش برقی برجهد از نعل اسبی بیسوار/ ورنه اسبی نیست تا بانگ سواران آورد/ گر نه طوفان بلا برخیزد از آفاق دور/ ابر رحمت کی گذر بر کشتزاران آورد (همان،۶۴۶- ۶۴۴). در شعرهای «خطبه نوروزی»، «طلوعی از مغرب»، «رازی میان ما»، «شب بیمار» و «سرگذشت» نیز میتوان شاهد امید و انتظار شاعر بود. «جایی که فرازی از شعر، شور و شعور روحانی، روحیه خوب و انگیزه امید و انتظار نادرپور را بروز میدهد، به نظر میرسد که این انگیزهها یا همیشه در نادرپور وجود داشتهاند یا به هر حال در ارتباط با دنیای شاعرانه نیمایوشیج، سایه و کسرایی به وجود آمدهاند.» (کلیاشتورینا، ۱۳۸۰: ۵۹). ۳-۱۵- یأس و پوچگرایی در هر دوره، شاعرانی که با شرایط، خوشایند زندگی و زمانه روبرو بودهاند و در عین حال نیز توان تغییر شرایط را نداشتهاند؛ گونهای آثار با مایه های نومیدی، تلخی و اندوه آفریده و در آن، غربت خاطر خود را بازگو کردهاند. نمود مظاهر ناکامی و یأس و ناامیدی در هنر و ادبیّات از ویژگیهای بارز جوامع بحران زده است و ادبیّات معاصر سهم قابل توجّهی از اینگونه اشعار را به خود اختصاص داده است. حوادث و اوضاع ناخوشایند این دوران به ویژه جریان کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، شرایط مساعدی را برای شکلگیری آثار بدبینانه و اشعار دارای روح نومیدی فراهم نموده است.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
در حقیقت کودتای ۳۲ سرآغاز شکلگیری ذهنیّت تازهای در شاعران و در نتیجه، پیریزی یک جریان شعری متفاوت شد. نادرپور یکی از شاعرانی است که جریان کودتا، تأثیر عمیقی بر ذهن و زبان او گذاشت به طوری که همه جا سایۀ سنگین نومیدی و یأس بر اشعار نادرپور حاکم است و این یأس و حسرت بر عشق، مرگ، جامعه و … در شعر وی رنگ درد و اندوه پاشیده استبه طوری که نومیدی و حسرت باری را میتوان خصیصه ذاتی و بارز شعر او دانست؛ زیرا «تصویر افسردگی در قالب هنر برای هنرمندان اثر سودمند روانی داشته است…» (پولد، ۱۳۷۱: ) و «آفرینش هنری به منزله جبران محرومیّتها، کمبودها و گشایش کشاکشهای روانی است … » (ستاری، ۱۳۶۶: ۶۸). بیشترین سهم از هنر و استعداد شاعری نادرپور معطوف به حسّ نومیدی و یأس و مرگاندیشی است و هر حرکت شعری او ناخودآگاه به سمت نومیدی و خلق فضاهای مأیوسانه و بدبینانه جریان مییابد. در بیشتر اشعار او حاکمیّت یأس، غم و اندوه، تصویر فضای تیره و مبهم و وحشت زا، ناامیدی و پوچگرایی و گلایه از تقدیر و سرنوشت موج میزند. این درد و رنج بر زبان و نحوه گزینش واژگان توسط شاعر به شدت تأثیر گذاشته است تا جایی که واژگانی چون شب، تاریکی، ظلمت، صدای زوزه باد در میان شاخه ها، ابرهای تیره و … از واژگان کلیدی شعر او به شمار میروند و در این میان، «شب» پر بسامدترین واژه شعر اوست. بیشتر شعرهای او با واژه شب آغاز میشوند یا در دل متن، واژه های شب و تاریکی را استفاده کرده است و ترسیم فضای تیره شب وتوصیف صحنه آسمان شب از ویژگیهای بارز شعر اوست. در شعر شعرای رمانتیک، تنها آن قسمت از عالم که غمگین و مبهم و تاریک است، شایستگی توصیف را دارد، بنابراین خاطر شاعر رمانتیک، تنها در شب آرام میگیرد. زبان او هنگامی باز میشود که خوف تاریکی در دل هر ذره رخنه کند (اشرف زاده، ۱۳۸۱: ۲۲۴- ۲۲۳). شبنم تاریک شد، تاریکتر شد/ نمیتابد ز روزن آفتابی/ نمیتابد درین بیغوله مرگ/ شبانگاهان فروغ ماهتابی/ خدایانند و اخترها و شبها/ گواه گریههای شامگاهم/ نمیدانند این بیگانه مردم/ که در خود، اشکها دارد نگاهم (نادرپور،۱۳۸۲: ۱۱۴- ۱۱۳). چه شد که ماه مراد از کرانهای نرسید/ شبی رسید و حریف شبانهای نرسید/ از آنکه نام خوشش نقش لوح گردون بود/ به دست خاک نشینان نشانهای نرسید/ چگونه ریخت، شفق خون روشنایی را/ که پای صبح به هیچ آشیانهای نرسید/ چنان ز پنجه بیداد، شور نغمه گریخت/ که بانگ چنگ به داد ترانهای نرسید/ غبار غصّه برآیینهها فرود آمد/ ولی نسیم نشاط از کرانهای نرسید … (همان،۵۴۳- ۵۴۲). اصطلاحات خاصّی چون امید گمشده، امیدغایب، امید دل آزار، امید عبث، امید بیحاصل، امید دور، امید بی فرجام و … گواه حاکمیت یأس و ناامیدی بر شعر نادرپور است. بخش وسیعی از اشعار مأیوسانه نادرپور مربوط به عواطف شخصی و روح ناامید وی است و ریشه در حسرتهای شخصی شاعر مثل غربت، دوری از معشوق، پیری و حسرت جوانی و … دارد، بنابراین حتّی در نخستین دفترهای شعری خود به توصیف درد و اندوه درونش پرداخته است: برونم کی خبر داد از درونم که آن خاموش و این آتشفشان بود نقابی داشتم بر چهره، آرام که در پشتش چه طوفانها نهان بود همه گفتند عیب از دیده تست جهان را بد چه میبینی که زیباست ندانم راست است این گفته یا نه ولی دانم که عیب از هستی ماست چه سود از تابش این ماه و خورشید که چشمان مرا تابندگی نیست جهان را گر نشاط زندگی هست مرا دیگر نشاط زندگی نیست (همان،۱۸۶) نادرپور حتی خود را از نظر فکری، خیّام دوران میخواند: بر پردههای رنگی بهزاد نامدار/ من نقش سالخورده خیّام شاعرم … من تکیه کردهام به درختی که هیچگاه/ از پشت او تصوّر دیدار آفتاب/ میسّر نبودهاست/ من خیره ماندهام به هلالی که در سخن/ ابروی یار بوده و چوگان شهریار/ امّا به چشم دل در خرمن غروب و چمنزار عمر من/ چیزی به غیر داس دروگر نبوده است …/ در این جهان کوچک رنگین و کاغذین/ من نقش سالخورده خیّام شاعرم/ آتش گرفتهاست افق در قفای من/ وز سالیان سوخته دودی است در سرم… (همان،۸۶۴- ۸۶۲). وی در قطعه «نقطه و خطّ» مسیر پرپیچ و خم و خوفناک زندگیاش را این گونه توصیف میکند: … امروز من به تجربه دانستهام که : نه!/ راه درا زندگی ناتمام من/ آن خطّ مستقیم میان دو نقطه نیست/ این راه خوفناک/ از نقطه ولادت تا نقطه هلاک/ – چون آذرخش در شب تاریک آسمان- / خطّی است منکسر که ندانم کدام دست/ ترسیم کرده با سرناخن به روی خاک … (همان،۹۲۹). بخش دیگری از اشعار دردآلود نادرپور، تحت تأثیر جریان رمانتیسم سیاهی بوده که در فاصله سالهای ۳۲ تا ۴۱ به ویژه پس از جریان کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ در شعر نو فارسی پدید آمده است. لنگرودی حتّی محتوای شعر شاعران طرفدار حزب توده را به قبل از کودتا و بعد از آن تقسیم کرده است (لنگرودی، ۱۳۷۰، ج ۲، ۲۴- ۱۵). نادرپور در قطعه «بر آستان بهاران»، یأس و اندوه خود را که ریشه در غربت وی و دور شدن از وطن مألوف خود به خاطر وضعیّت جامعه دارد؛ این گونه بیان میکند: من آن درخت زمستانی، بر آستان بهارانم/ که جز به طعنه نمیخندد، شکوفه بر تن عریانم/ ز نوشخند سحرگاهان، خبر چگونه توانم داشت/ منی که در شب بیپایان، گواه گریه بارانم/ شکوه سبز بهاران را برین کرانه نخواهم دید/ که رنگ زرد خزان دارد همیشه، خاطر ویرانم … (نادرپور،۱۳۸۲: ۸۸۵- ۸۸۴). شاعر، اندوه بیپایان خود را در قطعه «چار درد» بسیار مؤثر بیان کرده است: حس میکنم که مویرگان شقیقهام/ نقّالههای درد جهانند/ حس میکنم که اینان مرگ مذاب را تا مغز من به سرعت خون پیش راندهاند/ حس میکنم که اینان سرب سکوت را/ چون داغ از دو لاله گوشم فشاندهاند/ حس میکنم که بر سر من، تارهای موی/ مانند نیش سوزن سوزانند/ چشمان من درست نمیبیند/ حس میکنم که جیوه بینایی/ از پشت این دو آینه میریزد/ حس میکنم که ضربه منقاری از درون/ تخم کبود چشم مرا میپراکند… (همان،۷۴۸- ۷۴۷). نادرپور غم و اندوه را همزاد خود میداند که از روز ازل به واسطه بخت و تقدیر سیاهش نصیب او شده است، لذا بارها به گلایه از تقدیر و سرنوشت میپردازد: برقی دمید و تیشه خونی خویش را/ بر فرق شب نواخت/ طاق بلند شیشهای آسمان شکست/ وز آن شکاف، کوکب تنهای بخت من/ چون شبنمی چکید و به خاک سیه نشست/ آن مرد بیستاره شدم کز گناه بخت/ دل در هر آنچه بست امیدش ثمر نداشت/ آن مرد بیستاره شدم کز غم غروب/ رو در شبی نهاد که هرگز سحر نداشت… (همان،۳۳۵). پس درد داشتم که بگویم/ امّا دلم نگفت و نهان کرد/ بیهوده بود هر چه سرودم/ با این سرودهها چه توان کرد؟/ دردا که کس نگفت و نپرسید/ کاخر چه بود و چیست گناهم/ گر سرنوشت من همه این بود/ نفرین به سرنوشت سیاهم… (همان،۱۸۴). مادر! من آن امید ز کف رفته توأم/ درد مرا مپرس و گناه مرا ببخش/ دانی خطای بخت من است آنچه میکنم/ پس این خطای بخت سیاه مرا ببخش (همان،۱۸۹). درد و اندوه فراوان، شاعر را به یأس و گریز از همه چیز حتّی به گریز از شعر سوق میدهد: گویی منم رها شده از عشق/ گویی منم جدا شده از یار/ خواهم که از تو هم بگریزم ای شعر، ای امید دلآزار!/ بر چنگ من نمانده سرودی/ کز مرگ و غم نشانه ندارد/ چنگم شکسته به که همه عمر/ یک بانگ شادمانه ندارد (همان،۲۰۱). وجود درونمایه اظهار ملال از زندگی و مسأله مرگ و مرگطلبی یکی از ویژگیهای فکری جریان شعر رمانتیک عاشقانه و فردگرا است. از سال سیودو تا سال سیوپنج و شش به علّت ظهور چند شاعر رمانتیک چون تولّلی، نادرپور و نصرت رحمانی، نوعی فساد سیاه و بدبینی بودلروار و بیمارگونه بر شعر فارسی حاکم شد. در شعر این شعرا، زبانی ظریف در خدمت روانی بیمار درآمده بود (براهنی، ۱۳۵۸: ۲۶۳). نصرت رحمانی میگوید: «بعد از شکست ۳۲ ما ماندیم با آرمانهای خودمان تا حقیقت آزادی و عدالت و انسانیّت را پاس بداریم و شکست خودمان را بسراییم. از یأس خود علیه نظم مستقر، ضربه اعتراض بسازیم؛ امّا شکست سبب شد که ما به درون خودمان و به کنه وجودمان نگاه کنیم مثل کافکا» (اخوان لنگرودی، ۱۳۸۰: ۲۲۶). زمانی که نادرپور میگوید: «دیگر نمانده هیچ جز آرزوی مرگ… » و «اینک شب است و مرگ فراراه من هنوز/ آن گونه مانده است که نتوانمش شناخت/ اینک منم گریخته از بند زندگی… »، گویای حاکمیّت اندیشه یأس و پوچی و شکست بر ذهن و اندیشه شاعر پس از جریان کودتای ۲۸ مرداد است. نادرپور شعر خود را تجسّم درد و اندوه خود میداند: شما هم ای خریداران شعر من!/ اگر در دانه های نازک لفظم/ و یا در خوشههای روشن شعرم/ شراب و شهد میبینید، غیر از اشک و خونم نیست… (نادرپور،۱۳۸۲: ۲۲۵). یأس و ناامیدی شاعر، او را به پوچاندیشی کشانده است. یأس و پوچانگاری و مرگاندیشی از ویژگیهای عمومی شعر نادرپور است (عالی عباس آباد، ۱۳۸۷ب: ۱۶۸)، به نحوی که براهنی، شاعرانی چون نادرپور، سیاوش کسرایی، هوشنگ ابتهاج و فریدون مشیری را «مربع مرگ» نامیده است (براهنی، ۱۳۵۸، ج۲، ۹۷). نادرپور، زندگی را فرصت کوتاهی بین تولّد تا مرگ میداند که با دست سرنوشت رقم میخورد و با مرگ به پایان خود میرسد: آه ای خردمندان!/ در فرصتی اندک میان زادن و مردن/ تقدیر من- چون دیگران- این بود/ فریاد وحشت در نخستین لحظه میلاد/ … چون عقربکهای بزرگ و کوچک ساعت/ پل بستن از روی هزاران لحظه جاری/ امروز و فردا را به گامی تند پیمودن/ وز تندرستی- رو نهادن سوی بیماری…/ راهی عبث پیمودن از مستی به هشیاری/ آنگاه در ظهر طلاییرنگ اندیشه/ حیران شدن در کوچههای خاکی تردید/ ترگشتن از باران پرسشهای بیپاسخ/ دل را هراسان از عبور سالیان دیدن/ وز روبرو اندیشه تاریک پیری را/ چون گردبادی در دل صحرا پذیرفتن/ امّا ز بیم مرگ خود را نوجوان دیدن… (نادرپور،۱۳۸۲: ۹۰۳-۹۰۲). او تمام زندگی خود را حرکتی بینتیجه و عبث میداند: از آغاز آنچه کردم بیثمر بود/ همه سودم درین سودا، ضرر بود/ چه حاصل بردم از این بازی بخت/ که انجامش از آغازش بتر بود/ نه هرگز تن به راحت آشنا شد/ نه هرگز دل ز شادی با خبر بود… (همان،۴۳۴). وی در قطعه «عقرب و عقربک» با تصویر صحنه خودکشی عقربهایی که کودکان در دام آتش میانداختند، آرزو میکند که عقربک ساعت در دایره تنگ خود مثل یک عقرب به تکاپوی عبث خود در شمردن لحظه های زندگی پایان دهد. در شعر «طوفان نوح» نیز میتوان یأس اندیشی او را دید: مشتی شکوفه را/ بر آب ریختم/ یک آسمان ستاره پدید آمد/ پس زورقی به کوچکی دست/ از کاغذی به نازکی برگ ساختم/ وز موم، ناخدایی – کوچکتر از خدا-/ بر آن گماشتم/ او زورق مرا/ با خود به دور برد/ تا آن شکوفهها/ تا آن ستارهها/ تا آن جزیرههای پر از عطر و نور برد/ … آنگاه بادی از افق باختر وزید/ زورق، حبابوار نگونسار شد بر آب/ وان ناخدا عنان به کف موجها سپرد/ اکنون جهان کوچک من خالی از خداست (همان،۶۳۲-۶۳۱). وی در قطعه نیایشی «بیهیچ پاسخی»، مأیوسانه پرسشی را به صورت استفهام انکاری مطرح میکند؛ او از پروردگار میپرسد آیا انسان به معنای واقعی، انسانی که دل داشته باشد و بتواند اشک بریزد، را خلق کرده است؟ آیا به جز درد چیزی وجود دارد؟ و سپس انسانی را آرزو میکند که بتواند مشعلی از دل برآورد و باران اشک او گوهر شادی و سرمه بینایی باشد و دنیا را سبز گرداند … اما خود در نهایت میگوید: در آسمان صدای الهی نیست/ در خاکدان به غیر سیاهی نیست… (همان،۵۷۵).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بی تردید لازمه بقا و پویایی یک نظام سیاسی و اجتماعی توجه به فرهنگ و سیاستگذاری فرهنگی، هویت فرهنگی ـ تاریخی به عنوان عمیقترین لایه نظام اجتماعی در تحولات و رفتارهای اجتماعی است. تاریخ صد ساله اخیر ایران، اهمیت فرهنگ و تأثیر آن را بر میزان موفقیت سیاستهای اقتصادی و سیاسی گواهی میدهد. همواره بیگانگی با فرهنگ و هویت خودی، حاصلی جز ناکامی و شکست در بر نداشته است. بنابراین، شناخت، معرفی، ظرفیت سنجی و سیاستگذاری در امر فرهنگ ضروری جلوه میکند. سیاستگذاری فرهنگی نیاز به پژوهش و تحقیق در زیر ساختهای فرهنگی ـ اجتماعی دارد؛ همچنین باید مبتنی بر تجزیه
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
و تحلیلهای عمیق فرهنگی باشد. مبانی سیاست گذاری فرهنگی «سیاست گذاری فرهنگی از نوع برنامه ریزی راهبردی یا دراز مدت است که از آرمانها و ارزش های جامعه الهام می گیرند و برنامه ریزی میان مدت و کوتاه مدت را هدایت می کنند. اما این رابطه یکسویه نیست. هیچ آرمانی(هرچقدر ارزشمند) اگر با واقعیات جامعه سازگار نشود،قابل تحقق نیست. پس استراتژی ها را باید مبتنی بر آرمانها و سازگار با واقعیات و شرایط زمان و مکان طراحی کرد.[۱۵۳]» «مبانی فکری سیاست گذاری فرهنگی برگرفته از جهان بینی و انسان شناسی اسلامی و مبتنی بر مفاهیمی از این قبیل است: حاکم بودن بینش توحیدی بر تمامی شئوون و عرصههای حیات فردی و اجتماعی و نقش و تأثیر بنیادین اعتقاد به اصول و فروع دیانت مانند وحی، نبوت، امامت، عدالت، معاد، تبرّی و تولّی در جامعه اسلامی. جاودانگی، کرامت و شرافت ذاتی انسان به عنوان خلیفه الله و امانت دار خداوند، صاحب اراده و اختیار، دارای قدرت تعقل و انتخاب در جریان سرنوشت و نیز نقش عقل و تجربه در استمرار حرکت تکاملی وی.برخورداری انسان از فطرت الهی که ریشه و منشأ رشد و خیر و صلاح او است.همانندی و برابری انسانها در آفرینش و عدم تمایز بین رنگها، نژادها و صنوف دیگر انسانی، جهان شمول بودن پیام اسلام، دعوت انسانها به همکاری و تعاون همگانی در انجام کارهای نیک و انسانی. قائل شدن به وجود سرشت مادی و معنوی بشر و قابلیت رشد و شکوفایی وی در همه وجوه و زمینههای فردی و اجتماعی، مادی و معنوی، جسمی و روحی، عقلی و عاطفی و ملازمه این وجوه با یکدیگر. خیرخواهی، کمال جویی، آرمان خواهی، ظرفیت علمی نامحدود و کشش فطری انسان به سوی علم و دانایی، جمال و زیبایی، تقدس و پرستش و خیر اخلاقی. زایندگی و قدرت ایمان در خلق ارزشهای معنوی و فضایل اخلاقی و ایجاد روحیه استقلال، حریت، عزت نفس و تحکیم مناسبات انسانی در جامعه. تربیت پذیری آدمی و به فعلیت در آمدن استعدادها و خلاقیتهای وی از طریق پی ریزی بنای جامعهای موحّد، عدالت خواه، دانش طلب، متکی بر جهاد و اجتهاد، متصف به اعتدال و واقع بینی و نیز بهره مند از مباحثات و مبادلات فکری، نقادیها و تحقیقات علمی، عبرت آموزیها و تجربهاندوزیهای تاریخی. اصالت ارزشهای معنوی و فضایل اخلاقی در جامعه اسلامی و جایگاه والای تقوی، علم و جهاد در تعیین مرتبه کرامت و فضیلت انسانها. تأثیر پذیری انسان از عوامل مثبت و منفی محیط اجتماعی و آفات و موانع فرهنگی آن و مسئولیت نظام اسلامی در سالم سازی محیط، تحقق قسط و عدل، تأمین حق مشارکت مردم در همه امور با توجه به لزوم زدودن علل و عوامل زمینه ساز کفر و نفاق، فقر و فساد، ظلم و استبداد، سلطه و استکبار.[۱۵۴]» بند اول : جایگاه دین و اخلاق در سیاست گذاری و برنامه ریزی فرهنگی جایگاه دین در برنامه ریزی فرهنگی تلقی ما از دین مفهوم عام جامعه شناختی آن نیست بلکه مقصود ما اسلام ناب به عنوان خاتم ادیان الهی است.برای بهسازی و بهبود جوامع ،تعالی ارزش های انسانی و اجتماعی ،بسط اخلاق،جلوگیری از جور و ستم ،نجات بشریت از پلیدی ها و سقوط ارزش های انسانی و ایجاد مراوده سالم مادی و معنوی بین مردم و جوامع، خداوند پیامبرانی را به عنوان معلمین اخلاق برگزیده تا جوامع را با دستورات هماهنگ و نیاز واقعی بشریت ،تعلیم و تربیت و راهنمایی کنند. «انتظار ما از این نوع دین،سرپرستی همه جانبه تکامل اجتماعی به عنوان آخرین پیام الهی است. اما طبعا انتظار ما از برنامه ،تخصیص مقدورات به شایسته ترین وجه برای حل موانع این تکامل است و مفهوم ساماندهی و برنامه ریزی یعنی تنظیم یک نظام موازنه جامع اجتماعی است که بتواند همه شئون جامعه از جمله شئون فرهنگی را به یک وحدت و هماهنگی کلی برساند. اعم از فرهنگ سیاست،فرهنگ فرهنگ و فرهنگ اقتصاد.جامعه دارای این ۳ ضلع فرهنگی است؛یعنی دارای نظام گرایش،نظام حساسیت ها و همچنین،یک نظام بینش فکری و یک نظام دانش اجتماعی[۱۵۵]» حال چند سوال مطرح می شود:در برنامه ریزی فرهنگی دین چه جایگاه و نقشی دارد؟آیا دین می تواند به عنوان مبنا و معیار در برنامه ریزی فرهنگی دیده شود؟برای تحقق دین چگونه می توان برنامه ریزی فرهنگی کرد و میزان تاثیرگذاری دین در برنامه رزی فرهنگی چیست؟ «در پاسخ بایدگفت : جامعه دارای یک نظام گرایشی است . خود نظام گرایش اجتماعی،برآیند نظام آموزش دستوری و نظام حقوقی جامعه است. یعنی جامعه به عنوان یک کل و به عنوان یک وحدت و نه به عنوان تک تک آحاد، دارای یک نظام ارزشی است که بایسته ها و نبایسته ها و شایسته ها و ناشایسته های اجتماعی در آن دستوری متناسب با خود را دارد و جامعه پس از جهتگیری اجتماعی که به پیدایش نظام ارزشی ختم می شود ،به مجاهده می پردازد. بنابراین جامعه در بعد ارزشی خود،دارای نظام ارزشی متناسب با دستور و قانون و متناسب نظام حقوقی است.[۱۵۶]» نسبت به نقش دین در فرهنگ،دو تلقی متفاوت به چشم می خورد. گروهی به حداکثر دخالت دین در فرهنگ باور دارند. اینان با تحلیلی که از دین و انسان دارند،برای دین در ارزش ها،قوانین و برنامه ریزی فرهنگی ،آن هم در تمامی عرصه های فرهنگی،جایگاه قائل هستند. در مقابل نظر دیگری وجود دارد که دین بسیاری از حوزه های فرهنگ را به انسان و مولفه های طبیعی فرهنگ واگذار کرده است و آن به استناد خود دین است. به عبارت دیگر،دین فرهنگ های ملی را پذیرفته و بر آن صحه گذارده است. الف: امیرالمومنان آن زمانی که مالک اشتر را به عنوان والی به مصر فرستاد،یکی از توصیههایش به وی چنین است:«آیین پسندیده ای بر هم مریز که بزرگان این امت بدان رفتار نموده اند و مردم به آن وسیله به هم پیوسته اند و رعیت به یکدیگر سازش کرده اند و آیینی مگذار که چیزی از سنت های نیک گذشته را زیان رساند تا پاداش از آن نهنده ی سنت باشد و گناه شکستن آن بر تو باشد.[۱۵۷]»ب: ارجاع بسیاری از مسائل به عرف در اسلام ، خود تایید فرهنگ ملی و محلی است. مانند تبیین فقیر و مسکین و تعیین میزان نفقه.ج: امضای پاره ای از عرف ها و سیره های پیش از اسلام مانند احترام ماه های حرام که رسمی جاهلی بود یا تایید نوروز که عید باستانی ایرانیان است. همچنین تجلیل پیامبر از شرکت خود در حلف الفضول در دوران جاهلی یا تاییدیه صد شتری برای قتل عمد و … شاهد دیگری بر این امر است. البته باید توجه داشت که در سه مورد خاص دین به تحدید فرهنگ می پردازد:آیین های باطل و مظاهر آن نباید در فرهنگ جای گیرد.فرهنگ نباید با احکام و قواعد قطعی دین ناسازگار باشد.خرافه و مظاهر آن نباید در مقوله فرهنگ وارد شود. اصول و قواعد دینی در برنامه فرهنگی: «اصل سهولت سیر یا اجرا پذیری توجه به احکام و قواعد مسلم دینی داشتن. توجه به تنوع نیازها و خواسته ها و منظور کردن مراتب و درجات انسانی: بر اساس این اصل ، شواهدی بسیار موجود است که مردم دارای درجات مختلف می باشند و اگر این درجات منظور نشود، استعدادها شکسته خواهد شد.این درجات در خصوص منابع دینی و احادیث به چشم می خورد. رعایت سنن مختلف و عرف های گوناگون، خواسته ها و نیازهای اصلی ، پایه و اساسی در برنامه ریزی فرهنگی است و غفلت از آن و برای همگان یک دارو تجویز کردن، جز انزجار و نفرت حاصلی ندارد. پرهیز از قالب گرایی و شکل گرایی:قالب ها و احکام برای حفظ ارزش های انسانی و اخلاقی تشریح شده است.جمود بر آنها و از یاد بردن اساس و روح احکام دینی،ضایعه ای جبران ناپذیر است که به جز فاصله گرفتن از روح دین و شریعت، زمینه مساعدی را برای فرصت طلبان فراهم می سازد. قرآن کریم ، روزه ، عبادت و ذکر خدا را راهی محتمل برای دست یابی به تقوا معرفی می کند و با تعبیر “لعلکم تعقلون” از آن یاد می کند. اما عدالت و انصاف را راهی قطعی به پارسایی و تقواپیشگی می داند. عقب ماندگی حکومت ها از چهار نشانه به دست می آید: تباه کردن اصول، چسبیدن به فروع و شاخه ها، مقدم داشتن نسبت ها و کنار نهادن شایسته ها. پرهیز از جمودگرایی: همیشه اهداف و مقاصد شریعت معیار تعمیم و تضییق است. سخن از استاد شهید مطهری در راز جاودانگی دین اسلام شاهدی بر این مدعاست: اسلام هرگز به شکل و صورت ظاهر زندگی نپرداخته است. تعلیمات اسلام همه متوجه روح و معنی و راهی است که بشر را به آن اهداف و معانی می رساند. در اسلام یک وسیله مادی و یک شکل ظاهری نمی توان یافت که جنبه نفوس داشته باشد و مسلمان وظیفه خود بداند که آن شکل و ظاهر را حفظ کند. از این رو پرهیز از تصادم با مظاهر توسعه علم و تمدن ، یکی از جهاتی است که کار انطباق این دین را با مقتضیات زمان آسان کرده است .[۱۵۸]» اخلاق و جایگاه آن در برنامه ریزی فرهنگی اخلاق، جمع خُلْق و خُلُق است به معنای سرشت، خوی، طبیعت و امثال آن؛ که به معنای صورت درونی و باطنی و ناپیدای آدمی به کار میرود که با بصیرت درک می شود؛ در مقابل خَلق که به صورت ظاهری انسان گفته میشود، که با چشم قابل رویت است. بسیاری از فلاسفه و حکمای اسلامی، اخلاق را با توجه به همان معنای لغوی تعریف کردهاند. حکمای گذشته، روح و نفس غیر مادی انسان را خاستگاه هر گونه رفتار ظاهری و عمل آدمی میدانستند و از این رو اصل در اخلاق را توجه به صفات نفسانی انسان میدانستند که ثمره اصلاح نفس و درون در رفتارها و اعمال بیرونی به سرعت آشکار می شود. از این رو عموما اندیشمندان اسلامی نیز که به اصل وجود نفس اعتقاد داشتند اخلاق را به گونه متناسب با همین مسئله تعریف نموده اند. گاه منظور از اخلاق در اصطلاح اندیشمندان هرگونه صفت نفسانی است که موجب پیدایش کارهای خوب یا بد می شود؛ چه آن صورت نفسانی به صورت پایدار و راسخ باشد و چه به صورت ناپایدار و غیرراسخ و چه از روی تامل و اندیشه صادر شود یا بدون تفکر و تامل. در عین حال شایع ترین کاربرد اصطلاحی اخلاق در میان اندیشمندان اسلامی عبارت است از «صفات نفسانی راسخ و پایداری که موجب میشوند افعالی متناسب با آن صفات به سهولت و بدون نیاز به تامل و تروی از آدمی صادر شود». مطابق این دسته، تعاریف اخلاق تنها شامل صفات نفسانی پایداری است که در نفس رسوخ کرده باشد و شامل صفات ناپایداری که به صورت ملکه نفسانی در نیامدهاند نمیگردد؛ در این صورت شخص بردباری که به صورت موردی دچار غضب می شود یا بخیلی که با تامل و تفکر فراوان بخششی می کند از این تعریف خارجند. بنابراین تعریف اخلاق، هیأتی است استوار و راسخ در جان آدمی که کارها به آسانی و بدون نیاز به تامل و تفکر از آن صادر می شود. در عین حال این تعریف هم شامل فضایل اخلاقی می شود و هم شامل رذایل اخلاقی؛ از این رو اگر این هیات به گونهای باشد که افعال زیبا و پسندیده از آن صادر گردد، آن را اخلاق نیک و فضیلت مینامند و چنانچه آن هیأت به گونه ای باشد که موجب صادر شدن افعالی زشت و ناپسند گردد، اخلاق بد و رذیلت نامیده می شود. همچنین در خصوص منشا پیدایش این صفات پایدار نفسانی مباحث زیادی طرح شده است؛ برخی معتقدند که این ملکات در اثر تکرار عمل پدید میآیند و عدهای نیز نقش عواملی مانند محیط و وراثت و از این قبیل امور را مهم میدانند. برخی نیز برای این قبیل صفات نفسانی منشایی ذاتی و فطری را قایلند. در عین حال در مفهوم خلق و ریشه لغوی آن، هیچ یک از اینها لحاظ نشده است. گرچه معنای لغوی خلق صفت ثابت و ملکه نفسانی است و در علم اخلاق نیز معمولا همین معنا مراد است ولی گاهی این واژه در معنای عامتری نیز به کار میرود و به مطلق صفات نفسانی که منشا افعال اختیاری قرار میگیرند اطلاق می شود. بر طبق این اصطلاح کار فرد بخیلی که با تکلف بخشش می کند نیز کار اخلاقی مثبت محسوب می شود و یا کسی که با تامل و تفکر عمل خوبی را انجام میدهد نیز متصف به اخلاقی بودن می شود. برخی نیز اخلاق را به صورت صفت فعل به کار بردهاند که در این صورت به معنای کار اخلاقی است و از این جهت آن فعل خارجی و لو از هیئت راسخه در نفس پدید نیامده باشد به فاضله یا رذیله بودن متصف میشود. شهید مطهری تعریفی از اخلاق را میپذیرد که هم به چگونه رفتار کردن توجه کرده باشد و هم به چگونه بودن؛ چگونگی رفتار مربوط می شود به اعمال انسان که شامل گفتار هم می شود و چگونه بودن مرتبط با صفات و ملکات نفسانی است. گاهی اخلاق به معنای فضایل اخلاقی نیز به کار میرود که در این صورت این واژه در مورد اخلاق نیک و فضیلتهای اخلاقی به کار میرود؛ مثلا گفته می شود دروغگویی کاری غیر اخلاقی است یا عصاره اخلاق عشق و محبت است. واژه اخلاق به معنای نهاد اخلاقی زندگی نیز به کار رفته است. این کاربرد بیشتر نزد فیلسوفان غربی استفاده شده است. در این معنا اخلاق مانند زبان، دین و کشور پیش از افراد بوده و بعد از آنان نیز خواهد بود. به بیان دیگر اخلاق در این اصطلاح مجموعهای است از اصول و قواعد بیانگر بایدها و نبایدهای اخلاقی که نوعی استقلال از شخص در آنها وجود دارد؛ اصولی مانند خوبی راستگویی و بدی دروغ گویی که افراد آنها را از والدین یا آموزگار میآموزند و به نوعی بر اجتماع تکیه دارند و به عنوان ابزاری در دست اجتماع است که بر افراد تحمیل می کند. اخلاق به این معنا امری اجتماعی است. در برخی کاربردها اخلاق به معنای نظام رفتاری حاکم بر یک گروه یا فرقه ای نیز به کار رفته است. اخلاق اسلامی می تواند به معنای نظام رفتاری مورد پسند مسلمانان و اخلاق مسیحی به معنای نظام رفتاری مورد قبول مسیحیان به کار رود. همچنین برخی از ابتدا قلمرو اخلاق و مسائل اخلاقی را به حیطههای خاصی محدود کرده اند؛ به عنوان مثال عدهای اخلاق فردی را نفی کرده و مدعیاند که بستر شکل گیری اخلاق در اجتماع است که در این صورت اخلاق تماما در اخلاق اجتماعی خلاصه می شود. دیگرانی نیز برای اخلاق دامنه گستردهتری را تعریف کرده و از انواع اخلاق فردی، اجتماعی، بندگی و اخلاق خانواده سخن گفتهاند. نکته پایانی در باره واژه اخلاق این است که گاهی مراد از اخلاقی، درستی و خوبی آن است. وقتی میگوییم فلان عمل اخلاقی یعنی آن عمل خوب یا درست است. در این صورت اخلاق را در مقابل ضد اخلاقی به کار بردهایم. اما ما درباره مسائل اخلاقی، احکام اخلاقی، نظامهای اخلاقی، تجارب اخلاقی، وجدان اخلاقی و دیدگاه های اخلاقی نیز سخن میگوییم؛ در این کاربرد اخلاقی به معنای اخلاقاً درست یا اخلاقاً خوب نیست، بلکه به معنای امور مرتبط با اخلاق است. در این کاربرد اخلاقی در مقابل غیر اخلاقی به کار میرود.[۱۵۹]» اخلاق مجموعه ای از اصول و استانداردهای رفتار انسان است که بر رفتار افراد و گروه ها تاثیرگذار است.اخلاق صرفا از پیدایش و خلقت انسان به وجود نیامده است؛ بلکه از خود سرشت آدمی نشات گرفته است.اصول استدلال اخلاقی،ابزاری مفید برای جدا کردن مولفه های خوب و بد از یکدیگر در تعاملات پیچیده انسانی است . به همین دلیل اخلاق در مرکز تفکر عقلانی قرار دارد.امروزه نیز اصول اخلاق، تاثیر عمیقی بر بسیاری از حوزه های مدیریتی مدرن دارد. اخلاق مفهومی فراتر از مجموعه ارزش هاست.ارزش ها همواره بیش از حد ساده می شوند و به ندرت می توان آنها را به طور یکسان اعمال نمود.بنابراین نسبتی که میان فرهنگ و اخلاق برقرار است،از حیث الگوی هنجار آفرین است.نظام های اخلاقی تصرفاتی خاص از منظومه گسترده و متنوع فرهنگ هستند.همانطور که زبان امری انتزاعی است،گویش ها و گفتارها حضور بالفعل و ملموس دارند.فرهنگ نیز امری انتزاعی است و همواره نظام های فرهنگی از حیث هنجارآفرینی در نظام های اخلاقی حضور و نمود پیدا می کنند. «یک نظام اخلاقی همواره بیانگر مواجهه یک نظام فرهنگی با شرایط تازه و موقعیت جدید است. در شرایط تازه،کنشگران عینی بر حسب اقتضائات عینی، الگوهایی از هنجار افکنی را سامان می بخشند.به این ترتیب در تنوع و توالی مرگ نظام های اخلاقی ، دامان نظام فرهنگی گسترش و امتداد می یابد. نظر به رابطه میان اخلاق و فرهنگ و چگونگی این رابطه که در نهایت با وساطت قدرت و امر سیاسی رخ می دهد، برنامه ریزی به ویژه در کشورهای در حال توسعه، وساطت امر سیاسی را در محدوده باریک تر می بیند. برنامه ریزی فرهنگی دلالت بر رابطه میان یک نظام سیاسی مشخص و نظام فرهنگی دارد.هر نظام سیاسی در صدر سامان بخشیدن به رفتارها و گفتارها بر حسب الگوهای هنجاری است که مددرسان کار نظم اجتماعی و ثبات سیاسی هستند.بنابراین با توجه به این مقدمات ذکر دو نکته ضروری است. اول آنکه تحول در عرصه فرهنگ و بالتبع در عرصه اخلاق، تابع افق های ممکنی است که فراتر از آن نمی توان رفت.دوم آنکه اخلاق صرفا مجموعه بی ربط از اصول هنجاری نیست؛ بلکه یک نظام در هم تافته است که نمی توان فارغ از آن به موضوع برنامه برای تحول اندیشید.[۱۶۰]» در ایران همانند بسیاری دیگر از کشورهای در حال توسعه، برنامه ریزی فرهنگی با کارگزاری دولت صورت می گیرد و همواره تحول در الگوهای رفتاری_گفتاری اخلاق بوده است. دولت همواره خواسته یا ناخواسته قلمرو رسمی در حوزه الگوهای رفتاری- گفتاری مجاز را در سطحی گسترده تعریف کرده است. این الگوها همواره دستمایه ساخته و پرداخته کردن روایت رسمی است که بنیاد مشروعیت و بالتبع برنامه ریزی در حوزه فرهنگ و اخلاق رسمی را می سازد و هر نظام سیاسی در ایران ناچار به در هم آمیزی منظومه ای از اینهاست. بعد از انقلاب اسلامی،ایران اصلاح حوزه فرهنگ عمومی و اصلاح اخلاق عموم مردم را در دستور کار خود قرار داد و رفتار و نوع ارتباطات اجتماعی ، نحوه پوشش، گویش و …، همه از زمره مواردی بوده اند که همواره مورد توجه سیاست گذاران در عرصه فرهنگی قرار داشته است. الگوهای سیاست گذاری فرهنگی در ایران به طور کلی دو الگو بر سیاست گذاری فرهنگی در ایران حاکم بوده است: الگویی که تابع الگوی شریعت مدارانه است: این الگو بر موازین شرعی یا اصول اخلاقی بر شریعت اسلامی متکی است . این الگو از الگوهای بنیادینی است که از بدو پیروزی انقلاب در دستور کار مسئولان فرهنگی کشور قرار داشته است و در زمره اهداف اصلی جمهوری اسلامی ایران بوده است.مبانی نظری آن شامل شرع مقدس و حدود لایتغیر و لاشرطی است که در هر زمان و مکان لازم الاجرا است . مرجع تشخیص و تفسیر منابع نیز تنها به عنوان کارشناسان صالح هستند. بر حسب این الگو حوزه باورها و رفتارهای مردم را می توان به دو گروه عمده تقسیم کرد: باورها و رفتارهای موافق با موازین شریعت و باورهایی که معارض با موازین شریعت است.زبان گفتگو در این الگو، انباشته از واژگان و مفاهیم دینی است و حاله ای از تقدس است و هدف این الگو نیز، جلب رضایت خداوند و تامین سعادت دنیوی و اخروی است. ابزار پیشبرد الگو نیز ،تبلیغ،نصیحت،ذکر و یادآوری و ترساندن از عواقب گناه و … است. الگوی دوم الگویی است که بعد از انقلاب در صحنه حضور داشته و در حوزه سامان بخشیدن به عرصه ی فرهنگ عمل کرد و از این الگو می توان تحت عنوان الگوی توسعه گرا یاد کرد.بر اساس این الگو مقرر شده است که حوزه ی باورها و رفتارهای عمومی چنان سامان پیدا کند و تحول پذیرد که مددکار کشور در عرصه ی گسترده اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی باشد.مبانی نظری این الگو مانند هر الگوی دیگری مشخص است.جمهوری اسلامی ایران مانند هر نظام سیاسی دیگر در جهان امروز، اقدام به توسعه اقتصادی و اجتماعی را در زمره اساسی ترین اهداف خود به شمار می آورد و کارامدی نظام سیاسی بر حسب حدود موفقیت در پیشبرد اهداف توسعه، تعریف می شود.بر حسب این دیدگاه؛ تکنولوژی مدرن و بسط ظرفیت های اقتصادی و تولیدی ، مستلزم برانگیختن ارزش های خاص و الگوهای رفتاری خاص ،میان مردم است. عامل حجیت این الگو نیز عقل مصلحت اندیش است.اگر افراد، احکام ناشی از این الگو را گردن نمی گذارند ، ناشی از جهل آنها نسبت به مصالح خویش است .در حالی که تعقل عمیق تر نشان خواهد داد که این احکام به صلاح آنهاست. تمایزپذیری این الگو از سامان بخشیدن به حوزه فرهنگ عمومی است. بر حسب این تمایز گذاری، پاره ای از الگوهای رفتاری و باورها ، شهری متمدنانه،عاقلانه و اجتماعی و …، ارزیابی می شوند. از سوی دیگر ، زبان گفتگو در این الگو چنان سامان می یابد که افراد با ایده ها و شخصیت های گوناگون را به خود جلب می کند و فرد را چنان سامان میدهد که تعلق به گروه متمدنان و سرسپردگان با اصول عقلانی، زندگی در دنیای مدرن را در او برانگیزد و نسبت به گروهی ضد اجتماعی و جاهل، احساس انزجار نمایند.قلمروی این الگو، ارتباط فرد با دیگران است و کمتر با نیات و باورهای عمیق فردی سروکار دارد.آنچه اهمیت دارد، متقاعد شدن فرد به پیروی از مجموعه ی روابط عقلانی و خردمندانه در رفتار اجتماعی با دیگران است. هدف این الگو نیز تامین مصالح جمعی و در پرتو آن تامین مصالح فردی است.این الگو توسط تبلیغات گسترده نظیر تبلیغات تلویزیونی،روزنامه ها،آگهی ها و تابلوهای خیابانی و …، استفاده می شود.آنچه در سالهای پس از انقلاب در ایران رخ داده است، همزمانی حضور این دو الگو در عرصه سیاست گذاری فرهنگی به ویژه اخلاق و فرهنگ عمومی است.ممکن است در مرحله نخست؛ این راه حل به ذهن متبادر شود که حل این دوگانگی منوط به خارج کردن یکی از آنها از دستور کار سیاست گذاری فرهنگی است. این راه حل اولیه به رغم سهولت در مقام تحقق ممکن نیست. جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک نظام متکی بر دین و با پشتوانه انقلابی ، متکی بر آرمان های دینی، نمی تواند از وظیفه توسعه اجتماعی-اقتصادی کشور نیز دست بردارد. بنابراین به نظر می رسد که با توجه به مقدمات فوق ، حوزه مشترک میان دو الگو، ممکن ترین حوزه برای پیشبرد سیاست فرهنگی است.این عرصه، الگوی متفاوت در عرصه فرهنگ و اخلاق را حداقل از حیث تامین اهداف واحد در کنار هم می نشاند و هم سویی الگوهای مذکور را با حداقل هزینه اجتماعی و سیاسی ممکن می سازد.[۱۶۱] بند دوم : حدود و وظایف دولت در سیاستگذاری فرهنگی اکثر متفکران فرهنگی در مورد وظایف دولت در امر سیاستگذاری فرهنگی بحث کردهاند؛ بعضی طرفدار دخالت حداقلی دولت در امور فرهنگی هستند، مثل لیبرالها و بعضی طرفدار دخالت حد اکثری دولت در این امور هستند، مثل مارکسیستها. در مقدمه قانون اساسی درباره وظایف و حدود دخالت دولت در امور فرهنگی چنین آمده است: چون هدف از حکومت، رشد دادن انسان در حرکت به سوی نظام الهی است، «والی الله المصیر» تا زمینه بروز و شکوفایی استعدادها به منظور تجلی ابعاد خدا گونگی انسان فراهم آید و این، جز در گرو مشارکت فعال و گسترده تمامی عناصر اجتماع در روند تحول جامعه نمیتواند باشد. از اصولی که میتواند بیانگر محدوده اختیارات و وظایف فرهنگی دولت جمهوری اسلامی باشد؛ اصل سوم، بندهای ۱، ۲، ۳، ۴، ۷، ۸، ۹، ۱۴ است که به گونهای دیگر بیانگر حقوق، بهویژه حقوق فرهنگی مردم، از یک سو و وظایف دولت از سوی دیگر است.[۱۶۲] چون جمهوری اسلامی دولتی جهت دار، ایدئولوژیک و اسلامی است، نمیتوان وظایف آن را به وظایف سایر دولتهای عرفی در دنیای غرب محدود کرد. به نظر میرسد بهترین وظیفه فرهنگی دولت همان عبارت کوتاه حضرت علی(ع) «استصلاح اهلها» باشد.دولت باید به تعلیم و تربیت دینی و اخلاقی مردم اهتمام داشته باشد، یعنی دولت یک نقش اساسی فرهنگی دارد. این وظیفه در مرحله اول معطوف به سیاستگذاری فرهنگی است که ممکن است در شرایطی همراه با تصدّی گری نیز باشد ، چون ممکن است نهادهای مدنی واسط وارد عمل نشوند و دولت خود مجبور شود عهده دار این وظیفه گردد، اما بهتر است که تصدی گری را به نهادهای واسط واگذار کند.ولی در این صورت هم، ضرورت سیاستگذاری فرهنگی دولت کمرنگ نمیشود. دولت همانطور که در زمینه اقتصاد و سیاست، برنامهریزی میکند، باید در زمینه فرهنگ نیز برنامهریزی دقیق کند؛ این از وظایف همیشگی دولت میباشد. دولت باید طوری برنامهریزی کند که مردم بتوانند از کالاها و خدمات فرهنگی استفاده کنند. از امام علی(ع) منقول است: بهترین مردم نزد خدا رهبری است که… هدی و هادی باشد، هم خودش هدایت شده باشد و هم هدایت کند. وظیفه هدایت و اصلاح مردم به عهده دولت است. بند سوم : نقش مردم در سیاستگذاری فرهنگ مشورت با مردم در حوزه عمومی مشورت با مردم در شئون عمومی و مسائل اجتماعی موجب میشود که مردم احساس شخصیت نمایند و در عرصههای اجتماعی بهصورت فعال وارد شوند. مشورت با مردم در جامعه نشاط اجتماعی و امید به آینده ایجاد میکند. یکی از مکانیزمهای حفظ حرمت و کرامت انسانها، مشورت با مردم و دخالت دادن آنها در سرنوشت خویش است. نص قرآن کریم هم به آن تأکید نموده و حتی آن را واجب کرده است. بعضی معتقدند بدون مشورت با مردم، عملکرد دولتمردان مشروعیت ندارد؛ چون بر خلاف تأکید قرآن عمل شده است. مبدأ شورا برای تصمیم گیری در شئون عمومی، باید در جامعه سیاسی از مهمترین اصول قانون اساسی باشد. به موجب ادله اصل شورا که در کتاب و سنت آمده است، حکومت سیاسی هیچ حاکم غیر معصوم مشروعیت ندارد و هیچ نوع تصرف در امور عامه مسلمین مشروع نیست مگر اینکه متکی بر اصل شورا باشد. دو آیه قرآن کریم که مشورت در امور عامه را مورد تأکید قرار دادهاند، عبارتند از: ۱ . آیه شریفه ی«و امرهم شوری بینهم[۱۶۳]»،از آیات سوره شورا و مکی است که بر وجوب شورا برای امت در اداره امور عامه دلالت دارد. این آیه در مقام توصیف مؤمنان نیامده است، بلکه در مقام بیان حکم شرعی، وضعی و تنظیمی نازل شده است که باید مسلمانان آن را در زندگانی عمومی خویش پیاده کنند تا اسلام و ایمانشان کامل شود. ۲ . آیه شریفه«و شاورهم فی الامر[۱۶۴]»، مدنی است. این آیه پس از شکست مسلمانان در غزوه احد نازل شد. اما موارد شورا کدام است؟بیگمان مراد از شورا در این دو آیه، مواردی است که با مسائل زندگانی عمومی و اجتماعی و حکومتی درگیر است. نص قرآن مورد شورا را «امر» گفته است که مقصود از این کلمه در این دو آیه، مسائل عمومی مردم و دولت است. بنابراین، هر مسئلهای که به شئون عمومی جامعه مربوط میشود، از موارد شورا است و باید از نظر شورا پیروی شود. ناگفته نماند که مراد از امر در دو آیه مزبور، مشورت در امور شخصی نیست؛ زیرا این گونه مشورت در امور خصوصی میان همه بشر جریان داشته است و برای تأمین منافع شخصی، آن را انجام میدادهاند. بنابراین، شورا در امور شخصی نمیتواند از مقوله احکام تأسیسی و برنامهریزی حکومت جدید باشد، بلکه آنچه در این دستور قرآنی تازه و جدید است، مشورت در مسائل عمومی جامعه و دولت و حکومت است. این رویه در حکومتهای خود کامه و استبدادی معمول نبوده است؛ زیرا این دسته از حکومتها به نظر جامعه بها و ارزش نمیدادهاند. امام راحل هم در تمام مسائل مهم سیاسی و اجتماعی کشور نظر مردم را اصل میدانستند و در تمام مراحل انقلاب اعم از انتخاب شکل حکومت در ایران، تصویب قانون اساسی و انتخاب ارکان و مسئولین نظام نظر مردم را مورد توجه قرار میدادند. حتی ایشان در بعضی از امور سیاسی و بین المللی که بهصورت عادی بر عهده دولتمردان است و عرف نیست که مردم مستقیماً نظر خودشان را مطرح کنند؛ هم طبق نظر مردم عمل میکردند. حفظ حوزه خصوصی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به دنبال ریاضت اقتصادی شاه در اواسط این دهه، پرداخت هزینه به روحانیون ودستمزد کارگران کاهش یافت، به دلیل افزایش تورم بسیاری از کالاهای اساسی کمیاب شدند. هزینه های اجتماعی قطع شد. این اقدامات واکنش بسیاری از مخالفان از جمله کارگران، بازاریان، روحانیون را برانگیخت. (معدل ،۱۳۸۲: ۱۷۷ ) در کنار این مسائل، پهلویسم با برگزاری جشن هنر شیراز در شهریور ۵۶ و اهانت به ارزش های اخلاقی و مذهبی ایران نشان داد که هیچگونه تلاشی در بعد فرهنگی، به ویژه بازسازی اعتبار مذهبی از دست رفته خود نکرد و بیشتر سیاست های خود را در جهت غیریت سازی با مذهب شکل داد.در چنین شرایطی بودکه نیروهای مذهبی و در رأس آن امام خمینی دال های گفتمان پهلویسم را نفی کردند و گفتمان پهلویسم را به چالش طلبیدند. در همین سال با فعال شدن ساواک، بار دیگر رعب و وحشت در میان مردم فزونی گرفت. با فوت ناگهانی سیدمصطفی خمینی فرزند امام خمینی، مخالفتها افزایش یافت. کانونها، انجمن های معلمان، دانشجویان، طلاب و شب شعرهای نویسندگان در انتقاد از گفتمان پهلویسم شکل گرفت. دانشجویان در سفر شاه به آمریکا تظاهرات بی سابقهایی به راه انداختند. (فوران،۱۳۷۷: ۵۵۸-۵۶۰) در پی انتشار مقاله توهین آمیز روزنامه اطلاعات در تخریب شخصیت امام خمینی و حمله به مردم قم در ۱۹ دی ماه ۵۶ که نشان دهنده اعلان جنگ آشکار با روحانیت تلقی می شد، همچنین کشته شدن تعداد زیادی از مردم در مراسم چهلم شهدای تبریز، اتحادی در بین علما در مخالفت با دولت شکل گرفت، مخالفتها جلوه ایی مذهبی پیدا کرد، مذهب به عنوان ایدئولوژی قدرتمند سیاسی برجسته شدومخالفت با رژیم از مخالفت قانونمند ومسالمت آمیز ملی گرایانه به مبارزه انقلابی و بنیان برنداز تودههای مذهبی تبدیل گشت. (حسینی زاده، همان : ۲۴۴-۲۴۵) در ادامه مبارزات مخالفان در جهت طرد وغیریت سازی گفتمان حاکم، امام خمینی در این روزها به ایراد سخنرانی های پرشوری علیه شاه و سرنگونی حکومت می پرداخت وبا برجسته کردن دال گفتمان خود یعنی حکومت اسلامی تمام مخالفان رژیم را جذب اندیشههای خود نمود(خمینی، ج ۲، ۱۳۷۱: ۹) زمانی که در اردیبهشت ۵۷، کماندوها به منزلِ آیت الله شریعتمداری و گلپایگانی حمله کردند، این دو مرجع بزرگ که تا پیش از این، دیدگاهی میانهرو داشته و سخن از سرنگونی رژیم به میان نمیآوردند، از این پس در کنار امام خمینی قرار گرفتند و شعار خود را در حذف گفتمان حاکم قرار دادند. در این میان گفتمان پهلویسم که در جذب توده ها و تقاضاهای جدید ناتوان شده بود تمان تلاش خود را بکار می بست تا بتواند مجدداً اعتبار گذشته خود را باز یابد به همین خاطر شاه در سالگرد انقلاب مشروطه اعلام کرد که آزادی های بیشتری به مردم خواهد داد، انتخابات آزاد برگزار خواهد کرد ودموکراسی را در کشور محقق خواهد ساخت. اما با کشته شدن حدود چهار صد نفر از مردم در حادثه آتشسوزی سینما رکس آبادان در ۲۸ مرداد ماه، مخالفتها اوج گرفت. شاه در واکنش به این رویدادها جعفر شریف امامی را که گرایش دینی بیشتری داشت به جای جمشید آموزگار به نخست وزیری گماشت.وی نیز برای جذب اقشار مذهبی ،وعده برداشتن تقویم شاهنشاهی، برکنار کردن بهاییان از پست های دولتی، بستن قمار خانه ها، ایجاد وزارت امور دینی، تصویب قانون رسیدگی به فساد خاندان سلطنت وآزادی مطبوعات را به معترضین داد. (فوران،۱۳۷۷: ۵۶۱)اما امام خمینی این وعدهها را حقهایی بیش ندانست و همچنان بر سرنگونی رژیم اصرار میورزید.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
با به خاک و خون کشیدن مردم در ۱۷ شهریور در میدان ژاله که به جمعه سیاه معروف شده بود، احساسات مردم پیش از پیش تحریک شد. در این میان رهبران ملیگرا، مخالفان میانهرویی که خواهان اجرای قانون اساسی مشروطه بودند و برای سازش با سلطنت میکوشیدند از شیوه خود دست کشیدندوبه غیریت سازی، طرد و حذف گفتمان حاکم پرداختند.(آبراهامیان، ۱۳۷۷: ۶۳۶) اعتصابهای کارگران و بیشتر ادارات و نهاد های دولتی افزایش یافت. تقاضاها رنگ اقتصادی خود را از دست داد و ماهیت سیاسی پیدا کرد.امام خمینی مجبور به ترک عراق و اقامت درپاریس شد. حضور ایشان در پاریس کانون توجه بسیاری از رسانه ها وخبرگزاری های بین المللی قرارگرفت.(فوران، همان : ۵۶۲) مخالفان به ویژه امام خمینی با برجسته کردن دال خالی گفتمان پهلویسم خواهان استقرار حکومت اسلامی بودند. با شروع ماه محرم زمینه مساعدی برای بسیج گسترده علیه گفتمان پهلویسم فراهم شد .گروه های مذهبی در تلاش برای بسیج مردم به موضوع شهادت متوسل شدند و این ماه را «ماه خون بر شمشیر» نامیدندو با فریاد الله اکبر در پشت بام ها و تظاهرات گسترده و با شکوه در نهم و دهم این ماه، قطعنامه هایی را علیه سرنگونی گفتمان پهلویسم خواندند و آیت الله خمینی را رهبر ملت نامیدند. (معدل، همان : ۱۸۵) با این تظاهرات بزرگ آخرین امیدهای طرفداران شاه از بین رفت دولت مردان آمریکا به دنبال جایگزین مناسبی به جای آن بودند.شاه که بیش از همه سردرگم و ناتوان شده بود. به دلیل فقدان پشتوانه تئوریک لازم برای تحلیل بی قراری ها و بازسازی گفتمانی، راه چاره را در فرار از ایران می دید.با ترک شاه از ایران در ۲۶ دی ماه ۵۶ و به دنبال تشکیل شورای ۱۳ نفری سلطنت به ریاست شاهپور بختیار ، امام خمینی دستور تشکیل شورای انقلاب اسلامی را اعلام کرد. شورایی که نخستین اعضای آن را جمعی از روحانیون ،روشنفکران ملی – مذهبی مورد اعتماد امام از جمله؛ بنی صدر،بازرگا ن وسایر اعضای نهضت آزادی ، آیت الله بهشتی، آیت الله مطهری ، حجت السلام هاشمی رفسنجانی و حجت السلام باهنر تشکیل میدادند. بالاخره سه روزبعد از ورود امام خمینی به ایران در ۱۲ بهمن ۵۷ (در اواخردهه ۵۰) و استقبال بی نظیر مردم از ایشان ، بازرگان با پیشنهاد شورای انقلاب به عنوان نخست وزیر موقت ایران منصوب گردید . با پویایی انقلابی مردم ورویارویی مسلحانه بین گروه های انقلابی و گارد شاهنشاهی نهایتاً بختیار ساقط شد و بدین ترتیب گفتمان پهلویسم فرو پاشید و گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی به عنوان گفتمان مسلط به هژمونی دست یافت. اما عوامل مختلفی در فروپاشی گفتمان پهلویسم وهژمونیک شدن گفتمان اسلام فقاهتی نقش داشته اند که در ذیل به آن خواهیم پرداخت: عوامل هژمونیک شدن گفتمان اسلام فقاهتی(سیاسی) ۱- آشکار شدن نشانه های بی قراری و ناکارآمدی گفتمان پهلویسم فراهم نمودن زمینه فهم وچگونگی بروز و هژمونیک شدن گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی (نظریه)در نقد گفتمان شبه مدرنیستی مطلقه پهلویسم می باشد، که بیانگر بروز بحران و عدم تداوم انسجام دال های معنایی گفتمان پهلویسم است. گفتمان پهلویسم که با مفصل بندی دالهای غربگرایی، ناسیونالیسم شاهنشاهی، مدرنیسم و توسعه غربی(سکولاریسم) و اقتدارگرایی حول دال مرکزی سلطنت شکل گرفت، در پی آن بود تا جامعه ایران را از شکل بندی[۳۹] سنتی به شکل بندی شبه مدرن (غربی) سوق دهد.از همین رو گفتمان شبه مدرنیسم مطلقه پهلویسم تلاش می کرد تا با برجسته کردن دال اقتدار گرایی و ایدئولوژی شبه عقل گرایی مدرن خویش، سنت، مذهب، گروهبندیهای اجتماعی و…. را به عنوان دگر یا غیر به حاشیه رانده و در تحقق نوین جامعهای مدرن طردو محو نماید. گفتمان پهلویسم سعی داشت نه براساس ایجاد یک رابطه منطقی میان دولت و ملت (جامعه) بلکه با تکیه بر رابطه شاه و رعیت، ساختار اجتماعی ایران را مدرنیزه و نوسازی نماید.این چنین بود که این گفتمان نه تنها موجب ظهور و تقویت مولفههای لازم و اساسی مورد نیاز جامعه مدنی و مردم سالاری نمیشد بلکه در پی حاشیه رانی و حذف عناصری بود که می توانست در این راستا مفید واقع شوند. پهلویسم در سایه این گفتمان شکل گرفت و به کردارهای خود سامان بخشید. برای
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بدون فرصت، کارآفرینی وجود ندارد. یک کار آفرین بالقوه باید بی اندازه خلاق و سختکوش باشد، ولی بدون فرصتی برای بهره گیری با این ویژگیها، فعالیتهای کارآفرینی امکان اتفاق افتادن ندارند. تشخیص این واقعیت نشان داده است که در طول تاریخ تحقیقات کارآفرینی هرگاه گرایش به تمرکز روی کارآفرینان و رفتارشان در ایجاد بنگاه جدید بوده است، نقشی که فرصتها بازی کرده اند حیاتی بوده است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
محققان جدیدا توجهشان را از رویکردهایی که بر روی شناخت افرادی در جامعه، که ترجیح می دهند کار آفرین شوند به سمت درک پیوند میان افراد متهور و فرصتهای ارزشمند تغییر دادهاند. این تمرکز جدید نیازمند محققانی است که نقش فرصتها را در فرایند کارآفرینانه توضیح دهند(اسکاردت و شین، ۲۰۰۳)[۲۸]. با وجود ظهور فرصت بعنوان مفهوم مرکزی برای محققان کارآفرینی، توافق کمی میان تعریف و طبیعت فرصتها وجود دارد. دو دیدگاه اصلی در زمینه فرصت با جمله “یک مرد دانا بیشتر از آنکه فرصت پیدا کند آنها را میسازد.” بخوبی نشان داده شده می شود. یکی بیان می کند که فرصتها کشف می شوند و دیگری بیان می کند که ساخته میشوند. برخی از محققین فرصتها را بعنوان محصولی از فرایند خلاقی که تدریجیتر است و شامل ترکیبی از ایده ها در طول زمان است میبینند در حالی که برخی دیگر بر معرفی محصولات، خدمات و فرآیندهای نوآورانه تاکید می کنند(همان منبع).
ماهیت فرصت ها[۲۹]
وقتی کارآفرینان دربارهی فرصت صحبت می کنند، منظورشان از فرصت چیست؟ آیا آنها واقعاً در حال صحبت کردن در مورد “فرصت” هستند؟ چگونه تجارب کارآفرینان، مخصوصاً آن افرادی که در راه اندازی کسب و کارها درگیر بوده اند- توسط پژوهشگرانی که این پدیده را مطالعه می کنند، مورد فهم و درک قرار خواهد گرفت(گارتنر و دیگران۲۰۰۳) [۳۰]. رشته کارآفرینی پیرامون مفهوم فرصت میچرخد، محققان کارآفرینی میبایست دقت کنند که اصطلاح فرصت تبدیل به یک اصطلاح catch-all (هزار بیشه – گوناگون) نشود و معنا و جوهره خود را از دست ندهد(همان منبع). به علاوه اصطلاح های متعددی انواع فرصت را توصیف می کنند. یا ایدههای مشابه مفهوم فرصت در ادبیات یافت می شود، مانند لحظه ی (“aha”آها)، یا (“eureka”من کشف کردم)( فیت، ۲۰۰۷)[۳۱]. منابعی که بلا استفاده هستند و یا از آنها در حد کافی استفاده نمیشود، مثل تکنولوژیها و ظرفیتهای جدید، میتوانند امکاناتی را برای ایجاد و رساندن ارزشی جدید به دست مشتریان آینده فراهم نمایند با اینکه شکل دقیق آن ارزش جدید شاید نامعلوم باشد(همان منبع). در طول تاریخ، حضور فرصت ها از نظر کارآفرینان منحصر به فردند و دو نگرش غالب به ساختن فرصت را در آن ها شکل می هد(آلوارز و بارنی،۲۰۰۷)[۳۲].اولین نگرش موقعیتی است که فرصتها کشف می شوند، در این حالت به فرصتها به عنوان یک واقعیت ملموس نگریسته می شود. فرصتها(به طور غیر معمول)وجود دارند و منتظر یافت شدن هستند. نگرش عمدهی دیگر رویکرد خلق فرصت است – فعالیت ها و اقدامات وضع شده ای که در طول فرایند کارآفرینانه حادث می شود. برای مثال آردیچویلی و همکاران(۲۰۰۳)[۳۳]، مدعی شدند که فرصتها ساخته میشوند، پیدا نمیشوند. یک حالت وسط این است که بعضی از فرصتها کشف میشوند و بعضی دیگر خلق میشوند. انتظار ما این است که ادبیات به سمت این وضعیت در آینده نزدیک حرکت کند. ما معتقدیم که این وضعیت زمینه ساز سوالاتی برای محققان در بررسی اینکه چه زمانی و چگونه فرصتها کشف یا خلق میشوند، میباشد. نقش مهم شومپیتر (۱۹۵۴) در توسعه ی فرصتها مربوط به ایده تخریب خلاق وی میباشد، فرآیندی که در طول زمان فرصت های جدید کسب کار جانشین فرصت های موجود شود. بنابراین، برای فهم کامل از فرایند فرصت، اول میبایست پویایی موقت فرصتها را فهمید. توصیف مفهوم فرصت مستلزم در نظر گرفتن دو مفهوم مرتبط است، و همچنین ایده ها تابع خلاقیت و یادگیری هستند؛ تنها اگر با دقت بررسی و توسعه داده شوند منجر به فرصتهای بالقوه میشوند(دیمو،۲۰۰۷)[۳۴]. رویاهای کارآفرینانه اغلب متمرکز بر اهداف غیر اقتصادی، مانند دستیابی به استقلال ملی، بهبود جامعه، و بیانات خلاق هستند(ریندوا، باری، کتچن، ۲۰۰۹)[۳۵]در این موارد ابهام مربوط به توانایی یک رویا به طوریکه از نظر اقتصادی بادوام باشد است. بحث اینکه ایده ها و رویاها پیش نیاز فرصتهای کارآفرینانه هستند سازگار با پیشنهاد کریزنر(۱۹۹۷)[۳۶] است، اینکه هوشیاری افراد منجر به فرصتهای شگفتآوری می شود. این شگفتآوری ذاتا فرصت نیستند بکله آنها از طریق ارزشیابی فرآیندها مانند ارزیابی ریسک و عدم اطمینان تبدیل به فرصت میشوند. فرض بر آن است که نتایج همیشه قبل از بهره برداری از فرصت معلوم نیست؛ اما ممکن است به طور درونزا در طی زمان شکل بگیرد. بر این اساس تعریف فرصت کارآفرینانه به صورت زیر ارائه می شود: یک فرصت کارآفرینانه شامل مجموعه ایدهها، باورها و اقداماتی است که به توانا کردن برای تولید کالاها و خدمات آینده منجر می شود که در حال حاضر بازاری برای آنها وجود ندارد(ونکارترمن،۱۹۹۷) [۳۷]. آنچه که در این مفهوم منحصر به فرد است، آن است که محور این فرایند، یک فرد کارآفرین است که مجموعه متغیرهای غیر قابل اندازه گیری را به پیش می راند تا به آرمان و چشم انداز خود برسد(همان منبع) . بارینگر و ایرلند فرصت را مجموعه مساعد و مطلوب از شرایط که نیازی را برای یک محصول، خدمت یا کسب و کار جدید ایجاد میکند، تعریف مینمایند و ایده را یک فکر، تصور یا اندیشه میدانند(بارینگر و آیرلند،۲۰۰۶).[۳۸] در شکل زیر میتوانیم چهار معیار ضروری یک فرصت را که توسط بارینگر و ایرلند مطرح شدهاند ببینیم: شکل ۲‑۱: چهار معیار ضروری فرصت؛ بارینگر و آیرلند،۲۰۰۶ یک ایده ممکن است معیارهای تعریف شده (جذاب بودن ، بادوام بودن ، به هنگام بودن ، و خلق ارزش جدید برای مشتری) برای یک فرصت را داشته باشد یا نداشته باشد. این نکته بسیار حیاتی و مهم است، زیرا بسیاری از کسب و کارهای کارآفرینانه شکست میخورند، نه به این دلیل که کارآفرینانی که آنها را راهاندازی کردهاند سخت کار نمیکردهاند، بلکه بیشتر به این دلیل است که فرصت درست و واقعی برای راهاندازی آن کسب و کار وجود نداشته است. قبل از هیجان زده شدن درباره یک ایده، درک اینکه آیا این ایده واقعاً نیازی را پاسخ میدهد و معیارهای یک فرصت را دارد، بسیار حائز اهمیت است(همان منبع). بنابراین باید در نظر داشته باشیم، هر فردی ممکن است در روز صدها ایده داشته باشد، اما در دنیای کسب و کار باید فرصتی برای آن ایدهها وجود داشته باشد که بتوان آنها را به کسب و کار یا یک ارزش اقتصادی تبدیل کرد. در واقع کار زیادی باید انجام شود تا یک ایده به یک کسب و کار تبدیل شود(همان منبع). ماهیت فرصت با توجه به مقایسهی کشف تصادفی و جستجوی اصولی بخش بزرگی از ادبیات گذشته در کارآفرینی بطور مفهومی فرض کرده است که شناسایی فرصت توسط یک جستجوی اصولی در فرصتهای در دسترس انجام یافته است. در سالهای اخیر، برخی محققین چالشهایی را با این رویکرد دارند، و بحث بر این است که افراد فرصتها را جستجو نمیکنند؛ بلکه آنچه اتفاق میافتد شناسایی ارزش اطلاعات جدید است که آنها بطور اتفاقی بدست میآورند. کرزنر توضیح میدهد که آنچه که کشف (در ارتباط با فرصتهای سودی که پیش از این ناشناخته بودند) را از جستجوی موفق (در ارتباط با تولید سنجیده اطلاعاتی که یک نفر میدانسته و دیگری کمبود آن را داشته) متمایز میسازد، آن است که اولی (برخلاف دومی) با این درک همراه است که یک نفر چیزی را تحت نظر داشته که در حقیقت به آسانی در دسترس بوده است(کرزنر،۱۹۹۷)[۳۹]. کولر گزارش داده است که کارآفرینان به دنبال فرصت برای بنگاههایشان نبودهاند، بلکه آنها را تشخیص دادهاند(کولر،۱۹۸۸)[۴۰]. تیچ و همکارانش دریافتند که بنگاههایی که “بطور اتفاقی” تأسیس میشوند، ایدههای ونچر را کشف میکنند و به نقطه سر به سر سریعتر از آنکه بنگاههایشان بیشتر جستجوهای رسمی را تجربه کرده باشند میرسند(تیچ و همکاران۱۹۸۹)[۴۱]. وقتی کارآفرین در حالتی است که ما آن را “جستجوی انفعالی” مینامیم، کشف “اتفاقی” ممکن است نتیجه شدت هوشیاری کارآفرینانه باشد. در این حالت، کارآفرین پذیرنده بوده و به فکر درگیر نشدن در فرایند جستجوی اصولی و رسمی میباشد. یکی ممکن است فرض کند که در حالت “جستجوی انفعالی”، کارآفرین با بالاترین هوشیاری کارآفرینانه همانند کسانی با پایینترین هوشیاری کارآفرینانه در بدست آوردن تجربه یک کشف “اتفاقی” یک فرصت مشابه میباشد. بنابراین، میتوانیم نتیجه بگیریم که هوشیاری کارآفرینانه بیشتر از جستجو، دارای اهمیت است(آردیچویلیو همکاران،۲۰۰۳)[۴۲]. ماهیت فرصت با توجه به شبکه های اجتماعی هیلز و همکارانش مشخص نمودند که شبکههای کارآفرینی در تشخیص فرصت مهم میباشند(هیلز و همکاران،۱۹۹۷) [۴۳].آنها پایه استدلالشان را بر مقاله کلاسیک گرانووتر۱۹۷۳ [۴۴]در اتکا به پیوندهای ضعیف قرار دادند، به طوری که استدلال مینمایند پیوندهای ضعیف (شامل آشنایی غیرجدی ) “پلهائی” به منابع اطلاعاتی است که بطور غیر ضرور درون یک شبکه انحصاری با پیوند قوی (شامل دوستان و اقوام) را در بر گرفته است(هیلز و همکاران،۱۹۹۷)[۴۵]. گرانووتر بحث می کند که آشنایی غیرجدی بیشتر شبیه تهیه اطلاعات منحصر بفرد از دوستان نزدیک میباشد، زیرا بیشتر افراد دارای پیوندهای ضعیف هستند تا قوی(گرانووتر۱۹۷۳ )[۴۶] . یک آزمون از این فرضیه ها در یک مطالعه میدانی، به هیلز و همکارانش اجازه داد ادعا نمایند که “کارآفرینانی که دارای شبکههای توسعه یافته هستند، فرصتهای به مراتب بیشتری را شناسایی مینمایند”، نسبت به آنچه که کارآفرینان تنها، قادر به شناسایی آن هستند. همچنین هیلز و همکارانش این فرض را در نظر گرفتند که کیفیت تماسهای شبکه می تواند بر دیگر ویژگیها مثل هوشیاری و خلاقیت تاثیرگذار باشد(هیلز و همکاران۱۹۹۷)[۴۷]. دکانینگ پیشنهاد یک چهارچوب اجتماعی- شناختی از تشخیص فرصت را داد. چهارچوب او نشان میدهد که کارآفرینان فرصتها را توسط پیگیری سه فعالیت شناختی (جمع آوری اطلاعات، فکر کردن در خلال حرف زدن، و ارزیابی منابع) از تعامل فعال با یک شبکه گسترده از افراد استنتاج مینمایند. این شبکه شامل حلقه داخلی کارآفرین (مجموعه ای از افرادی که کارآفرین با آنها دارای ارتباطات دراز مدت و باثبات بوده و آنها شریک بنگاه نمیباشند)، “مجموعه عمل” ( افرادی که توسط کارآفرین برای فراهم کردن منابع جهت فرصت استخدام شدهاند)، شرکاء (اعضای تیم راه انداز)، و یک شبکه از پیوندهای ضعیف (شبکهای در جمع آوری اطلاعات عمومی که ممکن است در شناسایی یک فرصت راهنما بوده یا در پاسخگویی به سئوالات عمومی استفاده می شود)(د کونینگ،۱۹۹۹)[۴۸]. ماهیت فرصت با توجه به نوع فرصت فرایند آشکارسازی و بسط فرصت ممکن است در بین چهار نوع فرصت تعریف شده در قالب ماتریس شکل زیر با هم فرق داشته باشند. این ماتریس برگرفته از ادبیات خلاقیت گتزلز، بین فرصتها بر اساس منشاء و درجه توسعه آنها تفاوت قائل است(گتزلس،۱۹۶۲)[۴۹] . ممکن است نیازهای بازار یا ارزش جستجو شده تعریف شده (شناخته شده) یا تعریف نشده (ناشناخته) باشند. ممکن است قابلیت خلق ارزش روشن و تعریف شده و یا تعریف نشده و غیر واضح باشد(آردیچویلی و همکاران۲۰۰۳).[۵۰] شکل ۲‑۲:انواع فرصت؛ آردیچولی و همکاران، ۲۰۰۳ قابلیت خلق ارزش تعریف شده شامل خصوصیات کلی هوشی و منابع انسانی، مالی و یا فیزیکی می شود (به عنوان مثال خصوصیات عمومی یک محصول یا خدمت). در این ماتریس، نیازهای بازار ممکن است بیانگر مشکلات و قابلیت خلق ارزش بیانگر جواب ها و راه حل ها باشند(همان منبع). در سلول بالا سمت چپ جایی که نیازهای بازار مشخص نشده و قابلیت خلق ارزش نیز تعریف نشده است (مشکلات و راه حلها هر دو ناشناخته)؛ ممکن است بیانگر نوعی از خلاقیت باشد که ما آن را با هنرمندان، رؤیاپردازها، بعضی از طراحان و مخترعین مرتبط میدانیم که علاقهمند به استفاده از دانش انحصاری خود در جهتهای جدید بوده و یا علاقه به فشار بر دانش و تکنولوژی برای عبور از محدودیت های فعلیاش دارند(همان منبع). سلول بالایی سمت راست؛ جایی که نیازهای بازار تعریف شده میباشد اما قابلیت خلق ارزش تشریح نشده (مشکلات شناخته شده هستند اما راه حلها ناشناخته میباشند)؛ وضعیتی را توصیف میکند که در آن حل مسأله ساختار یافته اتفاق میافتد. هدف از بسط یا آشکارسازی فرصت در این وضعیت معمولاً طراحی یک محصول/خدمت مشخص برای پاسخ به یک نیاز معین و مشخص در بازار میباشد(همان منبع). سلول پایین سمت چپ؛ جایی که نیازهای بازار تعریف نشده میباشد، اما قابلیت و توانایی روشن و تعریف شده میباشد (مشکلات ناشناخته هستند اما راه حل ها قابل دسترسی)؛ در بر گیرنده آن چیزی است که ما آن را معمولاً چالشهای “انتقال تکنولوژی” تعریف میکنیم، مثل قابلیت جستجو برای یک کاربرد جدید و ظرفیت بیکار و بلا استفاده. توسعهی فرصت در اینجا تأکید بیشتری بر جستجوی کاربردها نسبت به توسعهی محصول/خدمت دارد(همان منبع). در سلول پایین سمت راست؛ جایی که نیازهای بازار تعریف شده و قابلیت خلق ارزش نیز روشن و واضح میباشد (مشکلات و راه حل ها هر دو شناخته شده هستند)؛ بسط و توسعهی فرصت شامل ترکیب منابع و نیازها برای ایجاد یک کسب و کار که بتواند خلق ارزش کرده وگسترش یابد(همان منبع) . میتوان استدلال کرد که این ماتریس دوره تکاملی از وضعیتی که در آن هر دو، هم مشکل و هم جوابها ناشناخته هستند (سمت چپ بالا) تا حالتی که در آن یا مشکلات و یا جوابها و راهحلها (اما نه هر دو) شناخته شده هستند (بالا سمت راست و پایین سمت چپ) تا حالتی که درآن هر دو هم مشکلات و هم راه حل ها شناخته شده هستند (پایین چپ) را توصیف میکند. میتوانیم فرض کنیم که احتمال موفقیت کسب و کارهایی که در سلولهایی که یکی از مشکلات و یا راه حلها، یا هر دو ناشناخته هستند شکل میگیرند، نسبت به آنهایی که در قسمت هایی شکل میگیرند که هم مشکلات و هم راه حلها شناخته شده هستند، کمتر است(همان منبع). ایجاد یک کسب و کار موفق، از یک فرایند توسعهی فرصت موفق حاصل میشود که شامل تشخیص یک فرصت، ارزیابی آن و توسعهی آن میباشد. فرایند توسعه، گردشی و تکرار شونده میباشد: یک کارآفرین ارزیابیهای متعددی را در مراحل مختلف رشد و توسعه انجام میدهد، این ارزیابیها میتوانند به تشخیص فرصتهای دیگر و یا تعدیل نگاه اولیه منجر شوند. مدلی که بیانگر واحدهای تئوری مطرح شده و ابعاد اصولی آنهاست، در شکل زیر آمده است. فرایند هستهای به تصویر کشیده شده در این شکل، وقتی شروع میشود که کارآفرین در سطح آستانهی هوشیاری کارآفرینانهی فوق الذکر قرار داشته باشد. سطح هوشیاری کارآفرینانه وقتی عوامل مختلف تطابق بیابند افزایش مییابد؛ عواملی مانند: ویژگیهای شخصیتی معین، تجارب و دانش مرتبط قبلی و شبکههای اجتماعی. ویژگیهای شخصیتی مانند خلاقیت و خوشبینی همانند حوزههای دانش، عناصر حیاتی این هوشیاری هستند. حوزه ۱ (علائق ویژه) و حوزه ۲ (دانش و تجربه در محصولی خاص و بازار مشتریان). ماهیت شبکههای اجتماعی (در بر گیرنده پیوندهای ضعیف، مجموعهی عمل، شراکتها و چرخه داخلی) نیز توصیف کننده سطح هوشیاری کارآفرینانه میباشد. نهایتاً نوع فرصت نقش مهمی را در شکل دادن به این فرایند هستهای ایفا میکند(همان منبع). دانش پیشین قلمرویک(علاقه مندی خاص) قلمرو دو (دانش صنعت) دانش بازار دانش مشکلات مشتریان دانش نحوه ی خدمت به مشتریان شبکه های اجتماعی ارتباطات صنعت مجموعه ی عملکرد شراکت چرخه ی داخلی ویژگی شخصیتی خلاقیت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۹-۴- رویکرد چهارم: روشهای فازی ویژگیها و عوامل زیادی وجود دارند که میتوانند وبگاه قانونی را از نوع تقلّبی آن متمایز کنند که از آن جمله میتوان خطاهای نگارشی و نشانی طولانی URL را نام برد. به وسیله مدلی که در (Aburrous et al., 2010a) براساس عملگرهای منطق فازی ارائه شده است، میتوان عوامل[۱۱۳] و نشانگرهای[۱۱۴] دامگستری را به متغیرهای فازی تبدیل کرد و در نتیجه شش سنجه[۱۱۵] و معیار[۱۱۶] حملهی دامگستری را با یک ساختار لایهای[۱۱۷] به دست آورد. روش (Aburrous et al., 2008) آن است که نشانگرهای اصلی دامگستری را با بهره گرفتن از متغیرهای زبانی بیان کند. در این مرحله توصیفکننده های زبانی مانند «بالا»، «پایین» و «متوسط» به هر شاخص دامگستری، نسبت داده میشوند. تابع عضویت برای هر شاخص دامگستری طراحی می شود. در نهایت میزان ریسک دامگستری وبگاه محاسبه می شود و مقادیر «کاملاً قانونی»، «قانونی»، «مشکوک»، « دامگستری شده»، «حتماً دامگستری شده»، به آن نسبت داده میشوند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
روش پیشنهادی در(Aburrous et al., 2010b)، یک مدل هوشمند بر اساس الگوریتمهای داده کاوی دستهبندی[۱۱۸] و انجمنی[۱۱۹] است. قواعد تولید شده از مدل دستهبندی تجمعی[۱۲۰]، نشاندهندهی رابطهی بین ویژگیهای مهمی مانند URL، شناسه دامنه، امنیت و معیارهای رمزنگاری[۱۲۱] در نرخ تشخیص دامگستری است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که استفاده از روش دستهبندی تجمعی در مقایسه با الگوریتمهای سنتی دستهبندی عملکرد بهتری دارد. الگوریتمهای تجمعی، مهمترین ویژگیها و مشخصههای وبگاههای دامگستری شده در بانکداری الکترونیکی و چگونگی ارتباط این مشخصهها با یکدیگر را شناسایی میکنند. ۲-۱۰- نتیجه گیری در این فصل پس از مرور مفهوم بانکداری الکترونیکی، مزایا و چالشهای آن، زیرساختهای مورد نیاز و امنیت بانکداری الکترونیکی را بررسی کردیم. پس از آن به شرح مفهوم دامگستری و بخشی از مباحث مربوط به آن پرداختیم. همچنین روشهای قبلی ارائه شده برای تشخیص دامگستری را دستهبندی و مرور کردیم. استفاده از نظریه فازی برای تشخیص دامگستری، تلاش می کند از مزایای روشهای قبلی بهره برده و ضمن افزایش دقت و صحت نتایج و از بین بردن افزونگیها، درصد بیشتری از وبگاههای دامگستری شده را تشخیص داده و از اینگونه حملات به نحو مطلوبتری جلوگیری به عمل آورد، به همین دلیل در فصل بعد به بررسی مفاهیم اصلی نظریه مجموعههای فازی و نظریه مجموعههای ژولیده خواهیم پرداخت. فصل سوم- نظریه مجموعههای فازی و مجموعههای ژولیده سیستم فازی ۳-۱- مقدمه مشخص کردن وبگاههای دامگستریشده کاری پیچیده و در عین حال پویا است که عوامل و معیارهای فراوانی در آن مؤثر هستند. همچنین به دلیل عدم قطعیت و ابهام موجود در این تشخیص، مدل منطق فازی[۱۲۲] می تواند ابزار کارآمدی در ارزیابی و شناسایی وبگاههای دامگستری شده باشد چراکه روشی طبیعی برای کار کردن با عوامل کیفی را در اختیار ما قرار میدهد. در سامانههای عملی، اطلاعات مهم از دو منبع سرچشمه میگیرند: یکی افرادِ خبره که دانش و آگاهیشان را درباره سامانه با زبان طبیعی تعریف میکنند. منبع دیگر اندازه گیریها و مدلهای ریاضی هستند که از قواعد فیزیکی مشتق شدهاند. لذا مسئله مهم، ترکیبِ این دو نوع از اطلاعات در طراحی سامانهها است. در انجام این امر سؤالی کلیدی وجود دارد و آن اینکه چگونه میتوان دانش بشری را در چارچوبی مشابه مدلهای ریاضی فرمولبندی کرد. به عبارتِ دیگر سؤال اساسی این است که چگونه میتوان دانش بشری را به فرمولی ریاضی تبدیل کرد. اساساً آنچه سامانههای فازی انجام میدهد، همین تبدیل است. نظریه مجموعههای ژولیده نیز همچون فازی با مسائل شامل عدم قطعیت و ابهام سرو کار دارد. اصولاً مجموعه ژولیده، تقریبی از مفهومی مبهم[۱۲۳] به کمک یک زوج مفهوم صریح[۱۲۴] به نام «تقریب بالا»[۱۲۵] و «تقریب پایین»[۱۲۶] است. امروزه این نظریه در هوش مصنوعی، سامانههای خبره، داده کاوی، علوم شناختی، یادگیری ماشین، کشف دانش و تشخیص الگو کاربردهای فراوانی دارد. در این فصل ابتدا با بررسی نظریه مجموعههای فازی به تعریف سامانهی فازی پرداخته و ویژگیها و مبانی ریاضی مورد نیاز در طراحی سامانهی فازی را بیان خواهیم کرد. سپس به طور اجمالی نظریه مجموعههای ژولیده و ترکیب آن را با مجموعههای فازی را شرح خواهیم داد. ۳-۲- نظریهی مجموعههای فازی محققانی که با مواد فیزیکی سر و کار دارند باید توجه خود را به استانداردهای بسیار دقیق، روشن و حتمی معطوف کنند. متر به عنوان استانداردی برای اندازه گیری پذیرفته شده است اما در شرایطی ممکن است ریزترین تقسیم بندی بهکار برود ولی درآزمایشگاه به معیاری بازهم کوچکتر نیاز باشد. به عبارت دیگر بهطور حتم و یقین در همهی معیارهای اندازهگیری ، بدون توجه به دقت و شفافیت، امکان خطا وجود دارد. دومین پدیده محدود کننده حتمیت[۱۲۷] مورد انتظار، کاربرد زبان محاورهای برای توصیف و انتقال دانش و آگاهی است. همه ما تجربهی سوء تفاهمات ناشی از بکارگیری واژهها در غیر معنی اصلی خود در زندگی عادی و روزمرهی خویش را داریم. درک ما از مفهوم واژهها با شالودههای فرهنگی و ارتباطات شخصی ما گره خورده است. بدین لحاظ، اگر چه ممکن است در اصل معنی واژهها تفاهم داشته و قادر به ارتباط نسبی و قابل قبول در اغلب موارد با همدیگر باشیم، لیکن توافق کامل و بدون ابهام در بسیاری از مواقع بسیار مشکل و بعید به نظر میرسد. به عبارت دیگر، زبان طبیعی و محاوره ای غالباً دارای مشخصهی ابهام و عدم شفافیت است (Ross, 2004). عسگر لطفی زاده در سال ۱۹۶۵ نظریه جدید مجموعههای فازی را که از نظریهی احتمالات متمایز بود ابداع کرد(Ross, 2004). زاده علاقهی فراوانی به حل مسائل سامانههای پیچیده به روش مدل سازی داشت. تجربههای گوناگون علمی و عملی او گویای این واقعیت بود که روشهای معمول ریاضی قادر به این طریق از مدلسازی نبودند. بهرغم مجموعههای کلاسیک با مرزهای قطعی مجموعههای فازی دارای مرزهای قطعی و شفافی نیستند. عنصر یاد شده ممکن است در یک مجموعه دارای درجهی عضویتی بیشتر و یا کمتر از عناصر دیگر باشد. هر مجموعهی فازی با تابع عضویت خاص خود قابل تعریف است و هر عضو در داخل آن با درجهی عضویتی بین صفر تا یک مشخص میشود. در ابتدا، نظریهی پیشنهادی مجموعههای فازی مورد استقبال زیاد قرار نگرفت. لیکن در دهه ۱۹۷۰ چندین اثر مهم و پایه ای توسط این پژوهشگران منتشر شد که توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرد. بهعنوان نمونه نظریهی بسیار مهم کنترل فازی و سپس کاربرد موفقیت آمیز آن در صنعت در این برهه از زمان ارائه شد. امروزه علاوه بر کاربردهای مهندسی، در دنیای تجارت، سرمایه، اقتصاد، جامعه شناسی و سایر زمینههای علمی بویژه سامانههای تصمیمیار از از نظریهی فازی استفادههای فراوان میشود. کاربرد نظریهی فازی همچنین در سامانههای خبره[۱۲۸]، سامانههای پایگاه داده و بازیابی اطلاعات[۱۲۹]، تشخیص الگو و خوشهبندی، سامانههای روباتیک[۱۳۰]، پردازش تصویر و سیگنالها[۱۳۱]، بازشناسی صحبت[۱۳۲]، تجزیه و تحلیل ریسک[۱۳۳]، پزشکی، روانشناسی، شیمی، اکولوژی[۱۳۴] و اقتصاد به وفور یافت میشود (فسنقری، ۱۳۸۵). با دقت در زندگی روزمرّه خواهیم دید که ارزشگذاری گزارهها در مغز انسان و نیز اکثر جملاتی را که در زبان گفتاری بهکار میبریم ذاتاً فازی و مبهم هستند. از اینرو بهمنظور شبیه سازی و به دست آوردن مدل ریاضی برای منطق زبانی، منطق فازی به ما اجازه میدهد به تابع عضویت مقداری بین صفر و یک را نسبت داده، ابهام را جایگزین قطعیت کنیم. با دانستن اصول اولیه مربوط به منطق قطعی و مجموعههای قطعی، با تکیه بر اصول فازی، به تعریف منطق و مجموعههای فازی میپردازیم. بهگونه ای که روابط و تعاریف مجموعههای فازی در حالت خاص باید همان روابط و تعاریف مجموعههای قطعی باشد. اگر X مجموعه مرجعی باشد که هر عضو آن را با x نمایش دهیم مجموعه فازی A در X بهصورت زوجهای مرتب زیر بیان میشود:
(۳-۱)
تابع عضویت و یا درجهی عضویت است که مقدار عددی آن، میزان تعلق x به مجموعهی فازی را نشان میدهد. برد این تابع، اعداد حقیقی غیر منفی است که در حالت معمولی به صورت فاصلهی بستهی [۱و۰] در نظر گرفته میشود. بدیهی است در صورتیکه برد این تابع تنها اعداد صفر و یک باشد همان مجموعه قطعی را خواهیم داشت. در تمامی کاربردهای فازی به تعریف تابع عضویت نیاز داریم. لذا در ذیل به چند نمونه از توابع عضویت معروف اشاره شده است (تشنه لب و همکاران، ۱۳۸۹): الف) تابع عضویت زنگولهای (گوسی): تابع عضویت زنگولهای برای دو حالت پیوسته و گسسته در شکل (۳-۱) نشان داده شده و معادلهی مربوط به حالت پیوسته در رابطه (۳-۲) تعریف شده است:
(۳-۲)
که در آن d پهنای زنگوله، عنصری از مجموعهی مرجع و c مرکز محدودهی عدد فازی است. برای حالت گسسته فرمول خاصی وجود ندارد و تنها پس از رسم نقاط مربوط به عدد فازی، شکلی مشابه با قسمت ب در شکل ۳-۱، به دست میآید. الف) تابع عضویت زنگوله ای برای حالت پیوسته ب) تابع عضویت زنگوله ای برای حالت گسسته
c d x
c x ۱ ۱ شکل ۳-۱ تابع عضویت زنگوله ای ب) تابع عضویت مثلثی: تابع عضویت عدد مثلثی (شکل ۳-۲) با رابطه زیر تعریف میشود:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل۳-۷: فرایند ادغام ۷ بعدی
شکل۳-۸: روند کلی الگوریتم تکامل تفاضلی
۳-۳-۲-۴ پارامترهاى کنترلى اندازه جمعیت را مىتوان در اندازههاى کوچک، متوسط و بزرگ انتخاب نمود، که اندازه متنوع جمعیت مىتواند در اکتشاف و زمان همگرایى تأثیرپذیر باشد. عمدتاً در فرایند بهینهسازى و کارایى تکامل تفاضلى، متأثر از دو پارامتر کنترلى F ، ضریب مقیاس گذارى و CR احتمال ترکیب مىباشد. ۳-۳-۲-۴-۱ اندازه جمعیت NP همانطور که در معادله نشان داده شد اندازه جمعیت تأثیر مستقیمى روى توانایى اکتشاف الگوریتمهاى DE دارد. هر چقدر تعداد این افراد بیشتر باشد، تعداد بردارهاى تفاضلى بیشترى موجود خواهد بود و همچنین تعداد جهتهاى بیشترى اکتشاف خواهد شد. با این وجود، باید در نظر داشت که پیچیدگى محاسباتى هر نسل با اندازه جمعیت افزایش مىیابد. مطالعات تجربى زیادى نتیجه گرفته شده است که ، که در آن D و NP به ترتیب تعداد ابعاد و اندازه جمعیت مىباشند. ۳-۳-۲-۴-۲ ضریب مقیاس گذارى F ضریب مقیاس گذارى F میزان زیاد شدن اختلاف تفاضل را کنترل مىکند، هر چقدر میزان F کوچکتر باشد، اندازه گام جهش نیز کوچکتر خواهد بود و هرچقدر این میزان بزرگتر باشد، منجر به همگرایى دیرتر الگوریتم مىشود. مقادیر بزرگ F اکتشاف را ساده تر مىسازد، اما ممکن است باعث شود که الگوریتم از نقطه بهینه مناسب فاصله بگیرد. مقدار F باید آنقدر کوچک باشد که به تفاضلها اجازه اکتشاف درههاى تنگ را بدهد و در ضمن آنقدر بزرگ باشد که تنوع جمعیت را حفظ کند و این خاصیت را از دست ندهد. نتایج تجربى نشان دادهاند که ارزشهاى بزرگ براى هر دو فاکتور NP و F اغلب موجب همگرایى زودرس مىگردد و اینکه عموماً کارایى بهترى را فراهم مىآورد. ۳-۳-۲-۴-۳ احتمال ترکیب احتمال ترکیب CR ، تأثیر مستقیمى روى تنوع DE دارد. این پارامتر تعداد عناصر والد که تغییر خواهد کرد را کنترل مىکند. هرچقدر میزان این احتمال بیشتر باشد، تغییرات بیشترى در نسل جدید معرفى مىشود و به موجب آن تنوع جمعیت و همچنین اکتشاف افزایش مىیابد. افزایش CR اغلب باعث افزایش سریع تر همگرائى مىگردد. در حالى که کاهش آن، قدرت جستجو را اقزایش مىدهد. اکثر پیاده سازىهاى استراتژىهاى DE پارامترهاى کنترلى را ثابت نگه مىدارند. اگر چه نتایج تجربى نشان دادهاند که همگرایى DE نسبت به ارزشهاى متفاوت این پارامترها غیر حساس است. کارایى با یافتن بهترین مقدار براى این پارامترهاى کنترلى در هر مسئله مشخص مىتواند بهبود یابد. یافتن مقادیر پارامترهاى کنترلى بهینه یک عمل زمان بر مىباشد و به همین دلیل استراتژیهاى DE خود تطبیق توسعه داده شده اند.[۳۶و۳۷] ۳-۳-۲-۵ استراتژى هاى متنوع DE تغییرات متعددى روى DE پایه اعمال شدهاست [۳۶و۳۷و۳۸]. استراتژىهاى متفاوت DE در روشى که بردار هدف انتخاب شده است، تعداد بردارهاى تفاضلى استفاده شده و روشى که نقاط برش تعیین مىشوند، فرق مىکنند. به منظور دسته بندى این تغییرات یک نشانهگذارى عمومى در DE با نام DE/x/y/z پذیرفته شده است. در این نماد x بردارى را مشخص مى کند که باید جهش یابد که فعلاً مىتواند “rand ” ( یک بردار جمعیت انتخاب شده تصادفى ) یا “‘best” (بردارى با کمترین هزینه از جمعیت فعلى ) باشد. y تعداد بردارهاى تفاضلى استفاده شده و z روش ادغام را نشان مىدهد که نوع فعلى “bin” مىباشد. استراتژى DE که در بخش قبل شرح داده شد، DE/rand/1/bin مىباشد. ۳-۳-۲-۵-۱ ۲/DE/rand در این استراتژى بیش تر از یک بردار تفاضلى استفاده شده است. در نتیجه بردار هدف به صورت زیر محاسبه مىگردد:
(۳-۱۳)
۳-۳-۲-۵-۲ ۱/DE/best در این استراتژى بردار هدف به صورت بهترین فرد در جمعیت فعلى انتخاب مىشود. در این مورد بردار هدف به صورت زیر محاسبه مىگردد:
(۳-۱۴)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مرز با سوریه ۷۰ کم مرز با اردن ۳۶۰ کم مرز با مصر ۲۴۰ کم مرز ساحلی خلیج عقبه ۵/۱۰ کم مرزهای شمالی و شمال شرقی فلسطین در تاریخ ۲۳/۱۲/۱۹۲۰ با توافق بریتانیا که در آن هنگام شریک فرانسه (( غاصب سوریه و لبنان )) بود، ترسیم گردید، دو سال بعد با هدف زمینه سازی برای برپایی دولت یهود در خاک این کشور (فلسطین ) ، آبهای بیشتری به آن افزوده شد. اما مرز مشترک با اردن توسط نماینده عالی بریتانیا و در تاریخ ۱/۹/۱۹۲۲ تعیین گردید، بدین ترتیب توسط خطی آبهای رودهای الیرموک و اردن را تقسیم کردند و این خط تا دریای مرده که سرشار از فسفات، املاح و کانیها است، امتداد مییابد تا این منابع میان این دو کشور تقسیم گردد. این خط از مرکز وادی عربا گذر کرده و به نیمه خلیج عقبه میرسد. ناگفته نماند که بریتانیا زمینه را برای برپایی دولت صهیونیستی در فلسطین مهیا می ساخت تا از این رهگذر مانع ارتباط و پیوند زمینی میان کشورهای شام و عراق و کشورهای مشرق عربی و اسلامی با مصر، مراکش، تونس و حتی سودان شود و امکان وحدت کشورهای مشرق و مغرب عربی با یکدیگر از بین برود. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۱-۵- آب و هوای فلسطین : آب و هوای فلسطین عمدتاً معتدل است و گرچه در مناطق کوهستانی مایل به سرد و در مناطق پست به شدت گرم است، اما منطقه صحرای نقب دارای آب و هوایی کویری و خشک می باشد، میزان بارندگی در دشت ساحلی متوسط و در مناطق کوهستانی زیاد و در برخی مناطق بارش به صورت برفی میباشد و بارندگی در صحرای نقب بسیار اندک است.[۷] گفتار دوم: ساکنان اولیه سرزمین فلسطین: کنعانیهای جزیره العرب، اولین ساکنان فلسطین در منابع مختلف تاریخی آمده است که سابقه تاریخی منطقه فعلی فلسطین به حدود سه هزار سال قبل از میلاد مسیح بر میگردد. در آن تاریخ برای اولین بار قبایلی از کنعانی های جزیره العرب به این سرزمین کوچ کرده و در آن جا ساکن شدند. باستان شناسان میگویند : ((اسکلتها و شکلهای فسیلهای برجای مانده ا ز ساکنان حدود ۵۰۰۰۰ تا ۲۰۰۰۰ سال قبل در این منطقه به خاندان و تبار سام و حام (فرزندان نوح پیامبر ) تعلق دارد. این مطلب با شرح کتاب مقدس– شامل کتب عهد عتیق و جدید – که کنعانیان اولین ساکنان فلسطین بودن، کاملاً مطابقت دارد. کنعان پسر حام و حام و سام و یافیت سه برادر بودند که بعد از طوفان نوح باقی مانده و همهی افراد بشر از نسل آن ها هستند)). بنابراین همان گونه که تاریخ به ما می گوید، کنعانیهای عرب اولین مردمانی بودند که در این سرزمین ساکن شدند و نام (( ارض کنعان)) را برآن نهادند. در میان قبایل مهاجر کنعانی، قبیله یبوس( بر وزن خموش ) که مهمترین آن ها بودند، در محل بیتالمقدس فعلی سکنی گزید و به همین دلیل در تاریخ یکی از اسامی بیت المقدس به نام یبوس ثبت شده است. کنعانیان فرمانروایی داشتند به نام ملک صادق. از آنجا که این حاکم دوستدار صلح، آرامش، آبادانی و تمدن سازی بود، شهر یبوس به احترام وی، به تدریج نام اورسالم، یعنی شهر سالم یا شهر صلح و آرامش به خود گرفت. [۸]در کتاب عهد عتیق یهودیان آمده است که اورسالم یا یورشالم همان یبوس است و اضافه میکند : ((آن مرد روانه شد و به مقابل یبوس رسید و کنیزش همراه وی بود و چون نزد یبوس رسیدند، غلام به ارباب خود گفت به این شهر یبوسیان برگشته، شب را به سر بریم. آقایش وی را بگفت به شهری که احدی از بین اسرائیل در آن نباشد، برنمی گردیم)).[۹] پس از ورود کنعانی ها به سرزمین فلسطین فعلی، اقوام دیگری هم به تدریج راهی این سرزمین شدند. آموریان، حتیان، حویان، فلسطیها و … اقوامی هستند که پیش ازعبرانیها در این سرزمین سکونت داشتند. یهودیان خود را از نژاد عبرانی به حساب آورده و عبرانی ها هم خود را از اولاد حضرت ابراهیم(ع) میدانند. از میان اقوامی که پیش از عبرانی ها در فلسطین زندگی می کردند، قوم فلسطین از اهمیت و ویژگیهای خاصی برخوردار بود، و به همین دلیل، ارض کنعان به فلسطین تغییر نام داد.[۱۰] ۲-۱- سابقه حضور عبرانیها در فلسطین: و اما سابقه حضور عبرانی ها در فلسطین حداکثر به ۱۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، یعنی حدود ۱۲ قرن پس از حضور کنعانیان عرب تبار در فلسطین بر می گردد. در آن تاریخ گروهی از قبایل عبرانی به رهبری حضرت ابراهیم ( ع ) از شهر (( آور )) و یا(( شوش )) فعلی، مرکز کلدانی های عراق، به ارض کنعان مهاجرت کردند. در این جا بود که خداوند حضرت اسحاق را به ابراهیم داد و از اسحاق حضرت یعقوب به دنیا آمد که به (( اسرائیل )) ملقب شد. به همین جهت قوم یهود ( خود را بنی اسرائیل ) می نامند و در همین جا لازم است که اضافه کنیم که اسماعیل، فرزند دیگر حضرت ابراهیم است که جد پدری اعراب می باشد. به عبارت دیگر، همان قدر که فرزندان اسرائیل خود را منتسب به حضرت ابراهیم (ع) میدانند، به همان اندازه هم اعراب فلسطین به آن حضرت منتسب هستند. بنابراین وعده هایی که به اعتقاد یهودیان، خداوند در عهد عتیق به حضرت ابراهیم (ع) در مورد واگذاری سرزمین فلسطین به ذریه آن حضرت داده است، اعراب فلسطین را هم شامل می شود و هیچ حق انحصاری برای بنی اسرائیل ایجاد نمیکند. [۱۱] به هر حال، حضرت ابراهیم (ع) وقتی وارد فلسطین شد، اورسالم را به عنوان محل اقامت خود انتخاب کرد، و باز به همین دلیل نام عبری این شهر ((یورشالیم))، (( اورشالیم)) و یا (( اورشلیم )) است. پس از مدتی حضرت ابراهیم به دستور خداوند قربانگاه و مکان مقدسی در این شهر ایجاد کرد و آن را ((بیت الله)) نام نهاد و به حکم همین قداست بود که مسلمانان پس از ورود مسالمت آمیز به آن در سال ۱۵ هجری نام (( بیت المقدس )) را بر آن نهادند.[۱۲] بدین ترتیب عبرانی ها همچون سایر اقوام مهاجر و بدون آنکه هیچ گونه حاکمیتی بر فلسطین ایجاد کنند، در این سرزمین ساکن شدند. تا اینکه به دنبال یک دوره طولانی خشکسالی در فلسطین و با فراخوان یوسف، فرزند یعقوب، که در پی حوادثی در مصر به مقام ریاست رسیده بود، فلسطین را ترک کرده بود و به مصر مهاجرت کردند. در این جا بود که جمعیت بنی اسرائیل رو به افزایش نهاد. اما این قوم در دوران پادشاهی رمسس دوم (فرعون) در مصر، به مدت چند دهه تحت تعقیب، آزار و فشار بیش از حد قرار گرفت. در سال ۱۲۰۷ قبل از میلاد، حضرت موسی (ع) ، که به تازگی از سوی خداوند برای هدایت بنی اسرائیل مأمور شده بود، تصمیم گرفت آنها را به « ارض موعود » بازگرداند. اما بنی اسرائیل از فرمان او سرپیچی کرده و در پی این نافرمانی به مدت ۴۰ سال در بیابانهای فلسطین سرگردان ماندند.[۱۳] بعد از مرگ موسی ( ع ) یوشع بن نون، سردار یهودی، رهبری بنی اسرائیل را به دست گرفت آنها را به ساحل اردن و سپس به اریحا در فلسطین هدایت کرد. تا اینکه در سال ۱۲۳۰ قبل از میلاد به پشت دیوارهای اورسالم رسیدند. مردم این شهر که از نظر نظامی برتر بوده و نیز از غارتگری ها و مظالم بنیاسرائیل در شهرهای دیگر فلسطین با خبر شده بودند، به شدت مقاومت کرده و هرگز شهر را تسلیم نکردند. ۲-۲- حاکمیت اسرائیل در فلسطین : در سال ۱۰۰۰ قبل از میلاد، حضرت داوود، توانست اورسالم را تصرف کرده، حکومت بنی اسرائیل را در آنجا تأسیس نماید. بعد از داوود، فرزندش حضرت سلیمان رهبری بنی اسرائیل را در دست گرفت و کار بنای پرستشگاه بزرگی را که پدرش داوود، به فرمان خداوند، در محل فعلی مسجد الاقصی آغاز کرده بود و به بنای هیکل سلیمان معروف است، به پایان برد. یهودیان معتقدند که مسجد الاقصی بر روی معبد هیکل سلیمان بنا شده است. پس از فوت حضرت سلیمان در ۹۲۷ قبل از میلاد، قلمرو پادشاهی اش دستخوش تفرقه و تجزیه و خود فلسطین به دو بخش متخاصم شمال و جنوب تبدیل گردید. از میان قبایل دوازدهگانه یهود، قبایل یهودا، فرزند یعقوب، و بنجامین، پادشاهی یهودا را در جنوب فلسطین و ده قبیله دیگر، پادشاهی اسرائیل را در شمال شکل دادند. این دو قلمرو پادشاهی به مدت دویست سال به جدال و دشمنی با یکدیگر ادامه دادند و هر یک به اندازهای ضعیف شدند که هیچ کدام به تنهایی قادر به تداوم و حفظ استقلال خود نبودند. در سال ۷۲۲ قبل از میلاد، آشوریان کل پادشاهی اسرائیل را ویران کرده و تمامی ده قبیله آن را به اسارت بردند. با این اقدام، بخشی از عبرانی ها که معروف به بنی اسرائیل بودند، به طور کامل از صحنه فلسطین محو شدند. قلمرو پادشاهی یهودا در شمال فلسطین هم در سال ۵۸۶ قبل از میلاد، مورد تاخت و تاز کلدانیهای بابل ، به رهبری بخت النصر یا نبوکد، قرار گرفت.بخت النصر اورشلیم را منهدم کرده، یهودیان را به اسارت بابل برد و بدین ترتیب، به حاکمیت ورود ۴۰۰ ساله یهودیان بر فلسطین و اورشلیم پایان داده شد. ۲-۳- آخرین دوران حضور یهودیان در فلسطین : در حدود نیم قرن بعد، یعنی در سال ۵۳۸، کوروش پادشاه هخامنشی، به امپراتوری بابل حمله کرده، فلسطین را به تصرف درآورده و به اسرای یهود در بابل اجازه داد که اورشلیم برگشته و تحت حاکمیت هخامنشیان در آن جا و در کنار افراد بومی آنجا که در اقصی نقاط فلسطین ساکن بودند، به زندگی عادی خود ادامه دهند. این وضعیت حدود ۲۰۰ سال ادامه یافت. در سال ۳۳۰ قبل از میلاد، اسکندر مقدونی بر کل خاورمیانه، از جمله فلسطین، سلطه پیدا کرد. با فوت اسکندر، اختلاف و کشمکش بین فرماندهان وی بر سر حکومت بر فلسطین منجر به تضعیف و تفرقه در حاکمیت این سرزمین شد. یهودیان نیز از فرصت استفاده کرد و به رهبری شمعون مکابی در سال ۱۴۲ قبل از میلاد، دست به شورش زدند. اما تلاش آنها برای کسب استقلال چندان دوام نیاورد. تا اینکه در سال ۶۳ سال قبل از میلاد، فلسطین توسط پمبیوس سردار رومی، فتح و اورشلیم به ویرانهای تبدیل شد. در همین دوران حاکمیت رومیان بر اورشلیم بود که حضرت مسیح ( ع ) در بیت لحم دیده به جهان گشود. هر چند برخی از فرمانروایان رومی به بازسازی بیت المقدس و تعمیر پرستشگاه بزرگ آن همت گماشتند و تا حدودی عظمت گذشته این شهر را اعاده کردند، اما حکام دست نشانده آنان بی عدالتی، ظلم و سرکوب در این سرزمین را به جایی رساندند که منجر به شورش های محدود از سوی یهودیان در سال ۷۰ و ۱۳۵ میلادی شد. واکنش رومی ها نسبت به این شورش ها، بی رحمانه و خونین بود، به طوری که به نابودی کامل اورشلیم و پراکندگی کامل جمعیت یهود در بخش های دور دست امپراتوری روم منجر شد. رومی ها پس از سرکوب این شورش ها به بازسازی شهر اورشلیم اقدام کرده و نام آن را به « ایلیا » تغییر دادند. در ابتدا هیچ یهودی نمی توانست در آنجازندگی کرده یا حتی وارد این شهر شود. لذا ارتباطی رسمی یهودیان با فلسطین در سال ۱۳۵ میلادی به طور کامل قطع و تا ۱۸۰۰ سال دیگر برقرار نشد. از این زمان به بعد، نه تنها ارتباط رسمی یهودیان با بیت المقدس قطع شد، بلکه به غیر از جمعیت اندک یهود که در بخش هایی از فلسطین پراکنده بودند، در خود بیت المقدس«از سال ۱۳۵ میلادی تا پانصد سال بعد از آن، فقط ۵۹ نفر یهودی » زندگی میکردند.[۱۴] از آن پس تا سال ۶۱۴ میلادی، رومی ها بر فلسطین و ایلیا حاکم بودند. در این سال ایرانیان بار دیگر به فلسطین حمله کرده، ایلیا را گرفته و همه معابد و کلیساهای آن را ویران کردند. اما این پیروزی دوام نیاورد و رومی ها، به رهبری هرقل، مجدداً این شهر را در سال ۶۲۸ پس گرفتند. بدین ترتیب، ایلیا بار دیگر تحت حاکمیت ظالمانه حکام روم قرار گرفت. ۲-۴- حاکمیت مسلمانان بر فلسطین : همان گونه که گفتیم، بیت المقدس و سرزمین های اطراف آن، در طول تاریخ همواره از اهمیت استراتژیک و قداست خاصی نزد ادیان بزرگ الهی برخوردار بوده است. به حکم همین اهمیت و قداست بود که پیامبر گرامی اسلام، در آخرین روزهای عمر خود تصمیم گرفتند بیت المقدس را از سلطه ظالمانه حکام روم خارج سازند. به دستور پیامبر اکرم (ص)، سپاهی به فرماندهی اسامه بن زیدبن حارثه، برای حرکت به سوی بیت المقدس آماده شد. اما در همین ایام وجود مبارک رسول خدا در بستر بیماری افتاد و این حرکت موقتاً به تأخیر افتاد. به هر حال این برنامه پیامبر (ص) در زمان خلیفه اول تعقیب شد و سپاهیان اسلام پس از نبردهایی چند، شهرهای مختلف فلسطین و شام را فتح کرده و درزمان خلیفه دوم به ایلیا رسیدند. اما به خاطر احترام و حرمتی که این شهر نزد مسلمانان داشت، از حمله به آن خودداری کرده و صرفاً به محاصره شهر پرداختند. در همین ارتباط نوشتهاند : « بیت المقدس برای اولین بار در طول تاریخ طولانی خود، از تبدیل شدن مجدد به حمام خون مصون ماند. مردم بیت المقدس برای رهایی از شر اربابان روم شرقی، و با آگاهی از شهرت مسلمانان به رحم و شفقت، پس از یک مقاومت کوتاه شهر را تحویل دادند. » و بدین ترتیب ایلیا بدون خونریزی در سال ۱۵ هجری (۶۳۸ میلادی) و با عهدنامه ای که بین خلیفه دوم از یک سو، و مردم شهر، اسقف ها و رهبران مذهبی از سوی دیگر، به امضاء رسید، به دست مسلمانان افتاد و به حکم قداستی که در اسلام داشت، «بیت المقدس» نام گرفت.یکی از نکات قابل توجه این عهدنامه این بود که مردم ایلیا،به دلیل سختیهایی که به خاطر آشتیناپذیریهای اجتماعی، شرارتها و شورشهای یهودیان در طول تاریخ متحمل شده بودند، موافقت کردند که از سکونت یهودیان در این شهر جلوگیری کنند. قسمت هایی از این عهدنامه را با هم میخوانیم: بسم الله الرحمن الرحیم این امان نامه ایست که عمر بنده خداوند، پیشوای مسلمانان به مردم ایلیا داده است. به جان و مال و کلیسا و مریض و سالم و همه از افراد آن امان می دهند و اجازه نمیدهند که کلیسای آنان را اشغال کنند و آنها را ویران سازند و چیزی از آنها کم کنند. همچنین امان می دهد که کسی با صلیب و دارایی آنان کاری نداشته باشد و آنان در مسائل مذهبی آزاد باشند و به کسی آزار نرسد و ایشان هم احدی از یهودیان را در ایلیا سکونت ندهد.[۱۵] از این تاریخ، یعنی سال ۶۳۸ میلادی تا پایان جنگ جهانی اول – به جز دوران به نسبت کوتاه سلطه محدود و ناتمام صلیبیها بر بیت المقدس و بخش هایی از فلسطین –یعنی حدود ۱۲ قرن، این سرزمین تحت حاکمیت حکومت های اسلامی باقی ماند. هزاران عرب تازه مسلمان شده به سرزمین آبا و اجدادی خود مهاجرت کرده و در فلسطین ساکن شدند. آنها اعراب کنعانی آنجا را به دین اسلام دعوت کرده، با آنها ازدواج نموده و به تدریج، زبان، آداب، اعتقادات و حتی معماری فلسطین را اسلامی کردند. ممالک مصر آخرین بازمانده های ارتش از هم گسیخته صلیبی ها را در سال ۱۲۹۱ مجبور به عقبنشینی و بازگشت به اروپا کردند. سپس ترکهای عثمانی در سال ۱۵۱۷ ممالیک را شکست داده و نه تنها فلسطین، بلکه خود مصر را تحت حاکمیت اسلام درآوردند. سلطان سلیمان اداره بیت المقدس را به دست گرفت، نام شهر را به «قدس شریف» تغییر داد و دیوارهای بزرگ آنجا را ساخت. حاکمیت عثمانیها بر فلسطین تا سال ۱۹۱۷ ادامه یافت. نکته حائز اهمیت این است که فلسطین در حالی تحت حاکمیت عثمانیها قرار گرفت که طبق آمارهای رسمی که در سال ۱۵۷۲ به مجلس شرعی قدس ارائه شد، در ولایت قدس فقط ۱۱۵ یهودی زندگی میکردند و این رقم در سال ۱۶۸۸، از ۱۵۰نفر تجاوز نکرد.[۱۶] ۲-۵- تلاشها و توطئههای مشترک یهودیها و صلیبیها علیه جهان اسلام اخراج تقریباً کامل یهودیان از بیت المقدس و سرزمین های اطراف آن و پراکنده شدن آنان در اقصی نقاط اروپا و بخش هایی از آسیا، هرگز به معنای پایان تمایلات و تلاش های آنان برای بازگشت به « ارض موعود » نبود. در حالی که وعده الهی بازگشت یهودیان به « ارض موعود» در زمان حضرت موسی (ع) تحقق یافته بود که به کیفر ناسپاسی ها و قدرناشناسی های نعمت هایی که خداوند به آنها عطا کرده بود، به کیفر برتری طلبیهای نژادپرستانهای که موجب شده بود یهودیان خود را اولیای خدا و « قوم برگزیده » تلقی کنند و به کیفر سازش ناپذیری ها و ناسازگاری های اجتماعی که به نظر می رسد جزء مهمی از خصلتهای عمومی یهودیان باشد، از « ارض موعود » به طور تقریباً کامل رانده شده بودند. اما به هر حال میل به بازگشت به سرزمین مهم و تاریخی فلسطین در یهودیان و به ویژه رهبران مذهبی آنها، بسیار شدید بود. لذا همواره درصدد یافتن راه هایی جهت خارج کردن فلسطین از دست مسلمانان و بازگشت به این سرزمین بودند.[۱۷] از سوی دیگر، صلیبیها هم خاطره تلخ شکست های خود از مسلمانان را در جنگ هایی که خود بر آنان تحمیل کرده بودند، هرگز از یاد نبرده بودند به ویژه اینکه اروپایی ها اینک با پشت سرگذاشتن دوران رنسانس و کسب موفقیت های علمی و صنعتی و تولید ثروت و قدرت، از انگیزه ها، استعدادها و آمادگیهای بیشتری برای بسط و گسترش قلمرو نفوذ و قدرت خود در اقصی نقاط عالم به طور عام، بخش خاورمیانه ای جهان اسلام به طور خاص، و فلسطین و بیت المقدس به طور اخص، برخوردار بودند. بنابراین، یهودیان و اروپایی ها در مواجهه با جهان اسلام، دارای درد و احساس مشترک و هدف همسو بوده، درصدد گرفتن انتقام تلخکامی های خود از مسلمانان و جهان اسلام بودند. این همسویی اولین بار در زمان ناپلئون بناپارت تجلی پیدا کرد. وی که هم خود سودای حاکمیت بر جهان را از طریق سلطه برمنطقه حساس خاورمیانه در سر داشت و هم از جامعه ناپذیریها و کارشکنیهای یهودیان در فرانسه به تنگ آمده و درصدد بود به گونه ای جامعه فرانسه را از شر آنان راحت نماید، با شعار بازگشت یهودیان به سرزمین آبا و اجدادی، اعاده عظمت از دست رفته یهودیان و تشکیل مجدد مملکت کهن قدس، تصمیم گرفت با انتقال یهودیان فرانسه و اروپا به فلسطین، هم آمال و آرزوهای دیرینه آنان را برآورده سازد و هم از آنان در آنجا به عنوان پایگاهی جهت سلطه بر منطقه استراتژیک خاورمیانه استفاه نماید. هر چند این نقشه ناپلئون، به ویژه پس از شکست وی در لشکرکشی از مصر به سوریه، مورد توجه یهودیان قرار نگرفت[۱۸]. خود ناپلئون بعد ها در مورد این نقشه خود گفته بود : ((به تحسین حالات و احوالات یهود پرداختم، بدون اینکه هیچ گونه میلی به افزایش جمعیت آنها در کشورم داشته باشم. در عمل نیز کاری کردم که بی اعتنایی مرا درباره پستترین ملت روی زمین ثابت کند)).[۱۹] از همان زمان، این گونه همکاری های مشترک بین یهودیانی که بعدها در قالب سازمان جهانی صهیونیسم سازمان و تشکیلات یافتند و قدرت های استعمارگر اروپایی به ویژه انگلیس، فرانسه، روسیه و آلمان ادامه یافت.[۲۰]در این مدت یهودیان در جوامع اروپایی به ثروت های عظیمی دست یافته و به یک قدرت مالی موثر برای پیشبرد اهداف دیرینه خود، یعنی بازگشت به صهیون[۲۱]تبدیل شدند. در این میان نقش و نفوذ بارون ادموند روتشیلد بزرگترین سرمایه دار یهودی انگلیس و دیگر عوامل صهیونیسم در کابینه انگلیس تعیین کننده بود. یهودیان علاوه بر مرکز مالی و سیاسی، در محافل علمی، دانشگاهی و مطبوعاتی هم به عنوان ابزار حرکت های فرهنگی و افکارسازی، سلطه و نفوذ فراوانییافتند و بدین ترتیب، یک هماهنگی و همسویی کامل بین ارکان قدرت و ثروت در انگلیس در ارتباط باسرزمین فلسطین به وجود آمد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یادگیری تأملی[۱۴۰]: این نوع یادگیری در بافتهای برنامه ریزی شده اتفاق میافتد و تقریباً بارزترین شکل یادگیری غیررسمی برای تأمل آگاهانه است.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
البته باید متذکر شد که انواع یادگیریهای فوق که در یک کلاس درس ممکن است، اتفاق بیفتند در واقع به نوعی با برنامهی درسی و اهداف یادگیری و چارچوب آن چندان سنخیتی ندارند و احتمالاً حتی از آن هم انحراف داشته باشند و طی آزمون یا سنجشی هم مورد ارزیابی قرار نگیرند (هارگریوز[۱۴۱]، ۲۰۰۵). از لحاظ این که یادگیری آیا جنبهی اجتماعی نیز دارد یا خیر؟ برونر[۱۴۲] (۱۹۸۶) معتقد است که مهمترین نکتهی شناخت، حل مسأله میباشد و در واقع آن بیانگر این است که کل یادگیری در یک مجموعهی اجتماعی اتفاق میافتد. اصطلاحی که توسط وود[۱۴۳] (۱۹۹۸) اتخاذ گردیده بود. بعدها این جبنهی یادگیری توسط سازندهگرایان مطرح در این عرصه توسعه یافت. از جملهی آنها، هارگریوز (۲۰۰۵) معتقد است که یک دیدگاه این است که دانش ثابت بوده پس باید به صورت بیرونی به یادگیرنده منتقل گردد. از طرفی دیگر دیدگاهی وجود دارد که دانش سیال است و توسط یادگیرنده و معلم یا یادگیرندگان با هم ساخته میشود که به رویکرد حاضر سازندهگرایی اجتماعی گفته میشود که در آن یادگیرنده فعال بوده و در جریان ساختن دانش نقش فعالی دارد. پس اگر دانش توسط یادگیرنده ساخته شود و او در این فرایند چه به صورت فردی و چه به صورت مشارکتی نقش فعالی برای ایجاد آن ایفاء میکند، این همان چیزی است که از آن به تعبیری یادگیری زایشی گفته میشود. در رابطه با یادگیری مطالعات مختلفی صورت گرفته است، اما الکساندر، شالرت و رینولدز[۱۴۴] (۲۰۰۹) به عنوان یک فرامطالعه از یادگیری، پس از تجزیه و تحلیل دیدگاه های مختلف در مورد یادگیری در نهایت آن را چنین تعریف میکنند: «یادگیری یک فرایند چند بعدی است که منجر به تغییرات نسبتاً پایدار در فردی یا افراد میگردد و در نتیجه پیامد آن این است که فرد یا افراد چگونه جهان را درک خواهد کرد و متقابلاً از لحاظ کاراییهای جسمی، روانی و اجتماعی پاسخ میدهند. این فرایند یادگیری به همان اندازه که از مبنای رابطه تعاملی، پویا و نظامند بین ماهیت یادگیرنده و هدف از یادگیری برخوردار است به همان اندازه نیز از لحاظ بومشناختی در یک مکان مشخص و در طول زمان رخ میدهد» (ص ۱۸۶). تعریف بالا براساس ۹ اصل یادگیری و ۴ بعد شکل گرفته است. اصول این تعریف که مولفان از آن به عنوان اصول مشترک یادگیری یاد میکنند، عبارتند از: یادگیری یک تغییر است. یادگیری اجتنابناپذیر، ضروری و فراگیر است. یادگیری میتواند پایدار باشد. یادگیری ممکن است نامطلوب[۱۴۵] هم باشد. یادگیری میتواند ضمنی و اتفاقی یا به صورت آگاهانه و تعمدی باشد. یادگیری از طریق انسانیت ما شکل میگیرد. یادگیری اشاره هم به فرایند و هم فرآورده دارد. یادگیری در زمان های مختلف، متفاوت است. یادگیری تعاملی است. همچنین تعریف الکساندر، شالرت و رینولدز (۲۰۰۹) براساس اصول فوق به دنبال پاسخگویی به ۴ سؤال بودند که آنها از این ۴ سؤال به عنوان ابعاد یادگیری یاد میکنند. آنها به طور خاص ادعا میکنند که هر دیدگاه جامعی از یادگیری حداقل باید دارای ۴ بعد باشد که به طور مدام با یکدیگر تعامل دارند و در هم تنیده میشوند و از طریق سؤالات چه چیزی[۱۴۶]، کجا[۱۴۷]، چه کسی[۱۴۸] و چه زمانی[۱۴۹] از یادگیری بازنمایی میگردند. الف) چیستی یادگیری: همیشه چیزی وجود دارد که قرار است آموخته شود یا در فرایند تغییر قرار بگیرد. ب) مکان یادگیری: مکان یادگیری به بافت بومشناختی برمیگردد که یادگیری در آن رخ میدهد و بیشتر جنبهی اجتماعی دارد. ج) چه کسی از یادگیری: در این بعد به یادگیری تحت تأثیر ویژگیهای یادگیرنده در امتداد خطوط بیولوژیکی، شناختی، تجربی (اعم از تجارب فردی و فرهنگی) و عاطفی (هیجان و عاطفه) اشاره دارد. د) چه زمانی از یادگیری: یادگیری در خلأ رخ نمیدهد، بلکه همیشه یک ماهیت زمانی برای یادگیری وجود دارد. جنبش و حرکات ما به عنوان انسان در جهان به ناچار محدود به زمان و مکان است. اگر بخواهیم موشکافانه بررسی کنیم، اصولی که الکساندر، شالرت و رینولدز (۲۰۰۹) مطرح کرند در مورد نوع یادگیری که در نظریهی یادگیری اتفاق میافتد تا حد زیادی صادق است، اما از نظر ویتراک آن چه از لحاظ فرایند یادگیری زایشی اهمیت دارد نه مطالعهی خود یادگیری که منظور بحث حاضر هم نیست، بلکه توجه به محرک و انتخاب آگاهانه آن توسط یادگیرنده است که از جمله عوامل موثر بر فرایند یادگیری زایشی محسوب میشود. محرک بیرونی توجه را از طریق افزایش سیستم فعالسازی شبکهای برمیانگیزاند. بدون فعالیت، پویایی و توجه انتخابی یادگیرنده از بین محرکهای محیطی طی فرایند آموزش، زایش و تولید معنایی صورت نمیگیرد. گرچه تاثیر محرک بر توجه از طریق تجهیز محیط یادگیرنده دنبال میشود، اما آن دارای تعامل درونی نیز هست. مولفه کلیدی در فرایند یادگیری در نظریهی یادگیری زایشی توجه است. زیرا بدون آن یادگیری نمیتواند، اتفاق بیفتد (گرابوسکی، ۲۰۰۴). از جمله موارد تجویزی برای یادگیری زایشی که میتواند باعث جلب توجه و حفظ آن در طول فرایند یادگیری گردد، درگیرسازی شناختی یادگیرندگان در موضوع درسی است. گرچه فنونی مثل تغییر شکل ظاهری مطلب یا کلمهی مورد نظر، برجستهسازی آن یا تغییر رنگ و نظایر آنها نیز برای جلب توجه وجود دارد، اما آنها باعث یادگیری سطحی میگردند، در حالی که هدف از درگیرسازی شناختی جلب توجه و حفظ آن برای نائل شدن به یادگیری عمیق است و بیشتر در رویکردهای سازندهگرایی کاربرد دارد تا دیگر رویکردهای عینیتگرا. درگیرسازی یادگیرندگان درگیر ساختن یادگیرندگان در طول فعالیتهای یادگیری یکی از مهمترین و سنگینترین سازه های تربیتی مورد پژوهش است. آن به عنوان یک شاخص برای ارزشیابی میزان عملکرد مثبت یادگیرندگان و حتی مهمتر از آن، از لحاظ پیشبینی بازده های نسبتا با ارزش میباشد. درگیرسازی یادگیرندگان به عنوان سازهای تلقی میشود که به خوبی توسط جامعهی تربیتی درک و فهمیده میشود و تقریبا توافق عمومی از لحاظ مشخص کردن آن وجود دارد و به عنوان یک سازهی ۳ مولفهای تلقی میشود که از طریق جنبه های رفتاری (توجه در هنگام انجام وظیفه، پشتکار، عدم مشکلات اجرایی)، هیجانی (وجود علاقه و شور و شوق، فقدان خشم، اضطراب و خستگی) و نهایتاً شناختی (استفاده از راهبردهای یادگیری استراتژیک و پیچیده، خودتنظیمی فعال) مشخص میشود (ریو و تسنگ[۱۵۰]، ۲۰۱۱). در سال ۱۹۴۸ الکساندر آستین[۱۵۱] نظریه تکاملی یا رشد درگیرسازی[۱۵۲] پیشرفتتحصیلی دانشآموزان را مطرح ساخت که البته وی بعدها آن را به درگیرسازی[۱۵۳] تغییر نام داد. آستین درگیرسازی را چنین تعریف کرد: میزان انرژیی که دانشآموزان از لحاظ جسمی و روانی به تجارب تحصیلی اختصاص میدهند. این نظریهی وی از درگیرسازی دانشآموزان مبتنی بر ۵ ایده بود که عبارتند از: (الف) درگیرسازی، اشاره به میزان سرمایهگذاری جسمی و روانی دارد. (ب) درگیرسازی در طول یک پیوستار اتفاق میافتد. (برخی دانشآموزان نسبت به دیگران درگیرتر میشوند و دانشآموزان به طور فردی در فعالیتهای مختلف با سطوح مختلف درگیر میشوند.) (ج) درگیرسازی هم از ویژگیهای کیفی و هم کمی برخوردار است (د) میزان یادگیری و رشد دانشآموزان متعامل با برنامهی آموزشی است که به طور مستقیم به میزان کمیت و کیفیت درگیرسازی در آن برنامه برمیگردد. (ه) میزان اثربخشی هر روش آموزشی به طور مستقیم به توانایی آن روش در افزایش میزان درگیری دانشآموزان برمیگردد (به نقل از جانکو[۱۵۴]، ۲۰۱۲). امروزه درگیرسازی به عنوان میزان زمان و انرژی و تلاشی در نظر گرفته میشود که دانشآموزان صرف فعالیتهای آموزشی و یادگیری میکنند که به بازده های مطلوب مدرسهای مرتبط هستند (کوح[۱۵۵]، ۲۰۰۹). درگیرسازی دربردارنده تنوع وسیعی از فعالیتها میباشد اعم از تعامل با معلم، محتوا، همکلاسیها و غیره که هم شامل درگیریهای درون کلاسی هستند و هم برون از کلاس. تأثیرات مبنایی درگیرسازی یادگیرندگان هم تقریبا خوب درک شده است. به عنوان نمونه میزان درگیرسازی دانشآموزان در پاسخ به درسهای نسبتاً چالشی خیلی بیشتر بالا و پایین میگردد تا زمانی که درس آسان باشد. پژوهشگران عموماً به این اذعان دارند که درگیرسازی در واقع پاسخگویی به شرایط است و آن جریان جهتداری است که معلمان با روابط و پشتیبانیهای آموزشی با سطح و کیفیت بالا روی درگیرسازی رفتاری، عاطفی و شناختی پسآیندی دانشآموزان در طول فعالیتهای یادگیری دارند (ریو و تسنگ، ۲۰۱۱). در مبانی نظری، درگیرسازی دانشآموزان به عنوان یک فرامفهوم یا فراسازهای در نظر گرفته میشود که حاوی ۲ تا ۴ بعد است (شارکی، شاکیانگ و شنوبلین[۱۵۶]،۲۰۰۸). سازه ها اغلب بر مبنای ابعاد رفتاری، پیشرفتتحصیلی، روانشناسی و شناختی از درگیرسازی مشخص میگردند. تقریباً بیشتر پژوهشها به طور جامعتری بر جنبهی رفتاری درگیرسازی تأکید دارند (زینجر،۲۰۰۸ ) و معمولاً از آن برای سنجیدن میزان درگیری یادگیرندگان استفاده میشود. آن اغلب از طریق بررسی حضور و غیاب دانشآموزان، طاعتپذیری از لحاظ قوانین مدرسه، مشارکت در کلاس درس و فعالیتهای فوق برنامه سنجیده میشود. برخی از پژوهشگران، درگیرسازی رفتاری دانشآموزان را در ۲ بعد میدانند یکی بعد خود رفتاری و دیگری بعد تحصیلی[۱۵۷] آن که رفتاری به حضور و غیاب، مشارکت در فعالیتهای فوق برنامه تأکید دارد، اما درگیرسازی تحصیلی به میزان توجه و درگیرشدن او از لحاظ فعالیت و تکالیف درسی در مدرسه یا خانه اشاره دارد. ۲ بعد دیگر بیشتر انتزاعی هستند و پژوهشگران کمتری روی آنها کار کردهاند و لازم به ذکر است که برخی از آنها به جای روانشناسی از واژه هیجانی استفاده کردهاند تا به توصیف عوامل عاطفی از قبیل علاقه، لذت، پشتیبانی، احساس تعلق و نگرشهایشان به مدرسه، یادگیری، معلم و همکلاسیها بپردازند. درگیرسازی شناختی به میزان سرمایهگذاری دانشآموزان در یادگیری اطلاق میشود اعم از مجموعه اهداف، انگیزش درونی، خودتنظیمی، تعهد به یادگیری در حد تسلط و استفاده از راهبردهای یادگیری است. درگیرسازی در یادگیری، عبارت است از درگیر ساختن یادگیرندگان از لحاظ شناختی در یک موضوع مثل عمل کردن به عنوان یک یادگیرندهی خود تنظیم، بطور ذاتی انگیخته شده، متعهد به یادگیری در حد تسلط با بهره گرفتن از راهبردهای یادگیری با سطح عمیق (هریس[۱۵۸]، ۲۰۱۱). درکلاسهایی با تعداد دانشآموزان زیادتر، متنوعتر، سیالتر و حتی چند فعالیتی که در آنها معلمان مجذوب آموزش میگردند، معلمان ضرورتاً قادر به کنترل خوب کلاس و حتی میزان درگیری دانشآموزان در مقابل عدم درگیری نیستند (ریو و تسنگ، ۲۰۱۱). برخی از پژوهشگران هم درگیرسازی یادگیرندگان را به عنوان بخشی از فرایند یادگیری در نظر میگیرند و دارای ۳ جنبه میبینند که به طور آمیخته آنها را به شرح زیر بیان میدارند: جنبه های رفتاری یادگیرندگان به عنوان کاری که در حال انجام آن هستند، قواعد و قوانین که به دنبال آن میآیند، پافشاری کردن و مشارکتی که دارند. جنبه های هیجانی که در مرکز آنها علاقه، ارزش و احساسات نسبت به مدرسه، کلاس و معلم قرار دارد، حال چه به صورت مثبت باشد و چه به صورت منفی. درگیرسازی شناختی که اشاره به نوعی سرمایهگذاری روانشناسانه و ذهنی دارد. اعم از انگیزش، تلاش و استفاده از راهبردهایی که یادگیرندگان به کار میگیرند (زاینجیر، ۲۰۰۸). در واقع چنین دیدگاههایی درگیرسازی یادگیرندگان را به عنوان چیزی تلقی میکنند که دانشآموزان آن را انجام میدهند و معلمان هم سعی در سازماندهی آن دارند. افرادی همچون گاتری[۱۵۹] (۲۰۰۱) رابطه بین درگیرسازی و بازده های یادگیری را همانند مرغ و تخممرغ تلقی میکند که درگیرسازی زیاد باعث افزایش میزان یادگیری (بازده های یادگیری) و بالعکس میگردد. فاین[۱۶۰] (۱۹۹۳) مدلی از درگیرسازی دانشآموزان را با ۲ مولفه کلیدی ارائه کرد که عبارتند از مشارکت و دیگری تعیین هویت که هریک متعاقباً تأثیرات و نفوذهای پژوهشی از این لحاظ داشتهاند. از نظر وی مشارکت یک مولفه رفتاری است و شامل رفتارهای پایهای همچون رضایت و موافقت یادگیرندگان نسبت به قواعد کلاسی و مدرسه است، رسیدن به موقع به مدرسه و کلاس درس، توجه کردن به معلم و همچنین پاسخ دادن به سؤالات و جهتگیریهایی است که از جانب معلم مطرح میشود. رفتارهایی که به نوعی تأکید بر طاعتپذیری داشته باشد مثل انجام دادن تکالیف، اجتناب از رفتارهای نابهنجار، مشارکت در کارهای گروهی و جمعی و حتی در ادارهی مدرسه. تعیین هویت در واقع یک مولفه هیجانی است و به احساسات دانشآموزان از تعلق به مجموعه و ارزشدهی به بازدههایی برمیگردد که یک مدرسه فراهم میآورد. به عنوان مثال دسترسی به فرصتهای بعد از مدرسه که فرد ممکن است، بدست آورد. مطابق با دیدگاه های فوق میتوانیم چنین بیان داریم که مدارس زمانی موثرتر واقع خواهند بود که دانشآموزان بیشتر درگیر گردند و عملکرد تحصیلی آنها نیز به طبع افزایش خواهد یافت. لذا ملاحظه میکنیم که یک همبستگی مثبتی بین میزان درگیری دانشآموزان و عملکرد آنها وجود دارد (زاینجیر، ۲۰۰۸). ویلمز[۱۶۱] (۲۰۰۳) معتقد است که درگیرسازی میتواند از طریق مدرسه، خطمشیهای آن، معلم و حتی والدین تحت تأثیر قرار گیرد و معمولاً هم به شکلهای مختلفی وجود دارد که میتوان به حالت مشکلزایی یا مسألهای بودن، غیرنظامند، ساختاریافته، حتی نامیدکننده، خودتنظیمی، ادیبانه و نهایتاً انتقادی باشد. در پژوهشهای صورت گرفته توسط ویلمز، درگیرسازی در واقع یک ویژگی قابل اصلاح و قابل تغییر است و به صورت ارثی یا ذاتی نیست، بلکه از طریق معلمان و والدین تحت تأثیر قرار میگیرد و از طریق خطمشیهای مدرسه شکل مییابد. پدگئوژی زایشی[۱۶۲] علاوه بر یادگیرندگان و معلم تأکید بر توانمندسازی والدین و درگیر کردن آنها در رابطه با آموزش و یادگیری دانشآموزان در منزل و خارج از مدرسه بویژه از لحاظ فعالیتها و تکالیف اصیل، مفید، سازنده و به طور کلی تعلیم و تربیت زایشی دارد (زاینجر، ۲۰۰۸). کارنو و ماندینخ[۱۶۳] (۱۹۸۳) از جمله اولین کسانی بودند که درگیرسازی شناختی یادگیرندگان را تعریف و بررسی نمودند. آنها مطرح کردند که درگیرسازی دانشآموزان در زمانی تجلی کرد که آنها در کلاس برای یک مدت زمان طولانی به مولفه های ذهن از لحاظ وظایف چالشی توجه نمودند که ماحصل یادگیری اصیل بوده و مستلزم به کارگیری سطوح مختلفی از تفکر سطح بالا است. در واقع این افراد بیان میدارند که تفکر انتقادی، حل مسأله یا به طور کلی بازده های یادگیری سطح بالا ماحصل سطوح بالای درگیرسازی شناختی است. ریچاردسون و نیوبای[۱۶۴] (۲۰۰۶) درگیرسازی شناختی را به عنوان ادغام و به کارگیری انگیزشها و راهبردهای یادگیرندگان در طول دورهی یادگیریشان تعریف کردند. ارجاعها و منابع صریحی که در مورد درگیرسازی دانشآموزان در مبانی نظری پژوهشها آمده است، به اواسط دهه ۱۹۹۰ بر میگردد که از حالت سنتی آن، از جان دیویی[۱۶۵] تا فریره[۱۶۶] در برمیگیرد که درگیری را با یادگیری دانشآموزان به هم مرتبط میسازند. این ارتباط بین درگیرسازی با یادگیری، روش های مردمسالارانه و عدالت اجتماعی از طریق پدگوژیهای انتقادی و فمنیستی ادامه یافته است. لذا از اواسط دههی ۱۹۹۰ میبینیم که پژوهشهای قابل ملاحظهای روی درگیرسازی دانشآموزان صورت گرفته است (به نقل از زاینجیر، ۲۰۰۸). در هنگام درگیرسازی یادگیرندگان سؤالات زیر مطرح میگردد: برای چه کسی؟ در چه چیزی؟ با چه هدف و غایتی؟ بیشتر پژوهشگران در این توافق دارند که تعاریف درگیرسازی تنوع گسردهای از سازه ها را در برمیگیرد که به این کمک میکند تا بتوان تشریح کرد، چگونه دانشآموزان در مدرسه رفتار میکنند؟ احساس میکنند؟ و حتی چگونه تفکر مینمایند؟ این در واقع به نوعی بازنمایی کنندهی دیدگاه های معرفتی شناختی مختلف زیربنایی هر یک از این سازه ها هستند. بنابراین با کار کارنو و ماندینخ (۱۹۸۳) توجه به درگیرسازی شناختی افزایش یافت و مطالعات بسیار بیشتری به عمل آمد. به طور کلی منظر از درگیرسازی شناختی نوعی یادگیری ارادی است که یادگیرندگان را به مشارکت در فعالیتهای یادگیری وامیدارد تا مهارتها و دانش اصلی موضوع را کسب نمایند. درگیرسازی تأکید بر اهمیت درگیرسازی رفتاری در یادگیری (به عنوان مثال مشارکت) داشته و اغلب از وجود یک رابطه مثبت با درگیرسازی هیجانی برخوردار است که دلالت بر علاقه در یادگیری یا رضایت دارد (جین، هو و هوی[۱۶۷]، ۲۰۱۲). نیومن[۱۶۸] و همکاران (۱۹۹۳) در رابطه با درگیرسازی شناختی واژهی دیگری را تحت عنوان درگیرسازی تأملی مطرح کرد و آن را اعم از ۳ مولفه کلیدی میداند که عبارتند از: ساختن دانش، کاوشگری نظامیافته و ایجاد مباحثه در رباطه با موضوع که هر یک از ۳ مولفه یاد شده توسط نیومن در واقع عملکردهایی است که ارزشی فراتر از موفقیت در مدرسه دارند. آن چه که از لحاظ درگیر کردن یادگیری دانشآموزان مهم است، تنها لذتبخش کردن آن برای یادگیری نیست، بلکه اتفاق افتادن آن نوع یادگیری است که دانشآموزان در آن احساس مالکیت بکنند و همچنین آنها را توانمند سازد تا بتوانند در زندگی شخصی خود تغییراتی ایجاد نمایند (داد[۱۶۹]، ۱۹۹۵). راهبردهای مختلف آموزشی ممکن است به مولفه درگیرسازی توجه کرده باشند و آن را در جهت ایجاد یادگیری عمیق بکارگیرند، اما نیومن (۱۹۸۶،۱۹۹۲ و ۱۹۹۶) معتقد است، درگیرسازی از هر دیدگاهی که به کار گرفته شود اعم از این که از لحاظ تکنولوژیکی، توسعهای و یا از لحاظ فرهنگی باشد در یکی از قالبهای زیر جلوه میکند: (الف) ابزارنگارانه یا فنی منطقی (ب) سازندهگرایانهی اجتماعی یا فردگرایی (ج) درگیرسازی اصلاحانهی نقادانه مطرح کرد. در رویکرد تربیتی یادگیرنده- محور، درگیرسازی یادگیرندگان به صورت تلویحی در فعالیتهای یادگیری از نوع دنیای واقعی تعبیر میگردد که خود- انگیزشی، خود-تأملی[۱۷۰]، مجموعه اهداف اشتراکی و حتی حق انتخاب دانشآموزان از میان گزینههای مختلف موج میزند که همگی آنها نشأت گرفته از تجارب دنیای واقعی یا تکالیف اصیل هستند. مرکزیت قرار گرفتن چنین محصولاتی باعث میگردد تا کلاسها از جذابیت بیستری برخوردار بوده و با وقارتر گردند. اما سؤالی که در این جا مطرح میگردد این است که آیا این رویکرد ضرورتاً کاوشگری و کنجکاوی دانشآموزان را به طور ذاتی افزایش میدهد تا سؤالات باعث پذیرش دانش رسمی برای همه دانشآموزان باشد یا این که نه تنها طبقهبندی خاصی از آنها تلقی میشود؟ (زاینجیر، ۲۰۰۸). رویکرد تربیتی یادگیرندهمحور یا درگیرسازی سازندهگرایانهی اجتماعی در واقع یک موقعیت محافظهکارانه را فرض میگیرد و ممکن است به طور ساده یک روش کاملاً دوست داشتنی از تشویق به انجام وظایف گردد. این گونه روشها دانشآموزان را درگیر در بحثها و موضوعاتی میکند که به احتمال زیاد یادگیرندگان تجارب و دانش خارج از کلاس خود را به درون انتقال میدهند و احتمالاً مثال و موقعیتهای به کارگیری دانش از نوع اصیل خواهد بود. در چنین رویکردهایی معلمان باید روی مسائل فرهنگی، پیشینهی یادگیرندگان و تجارب آنها خیلی حساس باشند و ضرورتاً به معنای این نیست که برنامهی درسی آن قدر جامع باشد که همهی اینها را در برگرفته باشد (وایبرت و شیلدز[۱۷۱]،۲۰۰۳). در رویکرد سازندهگرایانهی اجتماعی، درگیرسازی از طریق تدارک فرصتهایی برای اکتشاف و انکشاف علایق و تجارب فردی و اجتماعی تدارک دیده میشود. درگیرسازی دانشآموزان به صورت فردی منجر به ضرورتگرایی و جسمیتبخشی به درگیرسازی میگردد که دانشآموزان زمانی به خوبی درگیر میگردند که مدرسه جای خوبی برای درگیرسازی باشد. از این منظر درگیرسازی نباید فارغ از مسائل زمان، مکان و فضا باشد. لذا در برنامهها نباید از ایدئولوژیها و بافتهای اجتماعی چشمپوشی کرد (زاینجیر، ۲۰۰۸) در رویکرد تربیتی درگیرسازی اصلاحی- انتقادی[۱۷۲] یا رویکرد تربیتی زایشی[۱۷۳]، درگیرسازی یادگیرندگان بیشتر به عنوان تفکر کردن مجدد در مورد این تجارب و علایق به اصطلاحاتی از نوع معمول یا اجتماعی برای خلق یک اجتماع دموکراتیکتر و متناسبتر است نه تنها این که هدف از درگیرسازی پیشرفت فردی باشد. برای درگیرسازی آن چه را که معلمان و دانشآموزان مطابق با این دیدگاه باید انجام دهند، عبارتند از: پیونددهی[۱۷۴]: درگیر کردن از طریق دانش فرهنگی و پیشینهی یادگیرندگان. احساس مالکیت[۱۷۵]: همه دانشآموزان باید قادر باشند خود را به عنوان بازنمایی کننده در کار ببینند. پاسخدهی: تجاربی را که دانشآموزان در زندگی خود کسب کردهاند به طور فعالانه و آگاهانه آن تجارب را به نقد بگذارید. توانمندسازی: دانشآموزانی با این اعتقاد درگیر با موضوع میگردند که آنچه را که آنها انجام میدهند، برای زندگی آنها تفاوتهایی بوجود خواهد آورد و فرصتی برای بیان و کشف زندگی واقعی و اصیل یادگیرندگان خواهد بود (زاینجیر، ۲۰۰۸). دانشآموزانی که به طور شناختی درگیرسازی میشوند، معمولاً از راهبردهای یادگیری با سطح عمیقتری[۱۷۶] استفاده میکنند. پژوهشگرانی مثل نیسترند و گاموران[۱۷۷] (۱۹۹۱) سازهی درگیرسازی ذاتی[۱۷۸] (درگیری ذهنی با موضوعاتی از مطالعهی تحصیلی / تعاملات اصیل با معلمان/ همکلاسیها) دریافتند که تأثیر مثبتتر و سازندهتری در پیشرفت تحصیلی دارند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تصویر ۷۸– ۳٫ رعایت کرسیبندی در کتیبه دو طبقه، استفاده از دو کرسی اصلی جهت توازن حروف ۱۳۹ تصویر ۷۹– ۳٫ نمونه ای کتیبه بهخط ثلث، داخل نقارهخانه صحن عتیق، مجموعه زیارتی امام رضا (ع)، مأخذتصویر:آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی ۱۴۰ تصویر ۸۰– ۳٫ رعایت کرسیبندی در کتیبه کمربندی دو طبقه، استفاده از دو کرسی اصلی جهت توازن حروف ۱۴۰ تصویر ۸۱ – ۳٫ نمونه ای کتیبه بهخط نستعلیق، ورودی ایوان طلا به طرف دارالسعاده، مجموعه زیارتی امام رضا(ع)، مأخذتصویر: نگارنده، مهر ۱۳۹۳ ۱۴۰ تصویر ۸۲– ۳٫ رعایت کرسیبندی در کتیبه نستعلیق، استفاده از چهار کرسی اصلی جهت توازن حروف ۱۴۰ تصویر ۸۳ – ۳٫ نمونه ای الواح ترنجی، خط رقاع آمیخته بهثلث، ایوان طلای صحن نو، مأخذتصویر: آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی ۱۴۱ تصویر۸۴– ۳٫ استفاده از کرسیبندی بیشتر نسبت بهکتیبههای افقی طوماری و قاببندی …… ۱۴۱ مقدمه هنر ایران در دوران اسلامی هنری مقدس است که درکوچکترین اجزای آن نشانه های دانش و تفکر وجود دارد. یکی از ابعاد هنر اسلامی، معماری میباشد و کتیبهنگاری بخشی از تزیینات معماری اسلامی محسوب میگردد. با بررسی کتیبههای بهجا مانده از معماری اسلامی ایران میتوان بهشناخت کامل و عمیقی از هنر مذهبی دست یافت و بهاستناد تاریخی آن پیبرد. علاوه بر آن با بررسی جنبه های هنری و بصری موجود در این کتیبهها قابلیت های بصری آن شناخته شده و شیوه های مختلف خط مورد استفاده درآن بازشناسی می شود. از آنجایی که بیشترین کاربرد کتیبهنگاری اسلامی در ابنیه مذهبی بهخصوص آرامگاهها، مدارس، مساجد و مجموعههای زیارتی بوده است، مجموعه زیارتی امام رضا (ع) نیز از این قاعده مستثنی نبوده و با در برداشتن تزیینات بیشماری از معماری، همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. این مجموعه زیارتی که همزمان با شکل گیری بنای قبه مبارک علی بن موسی الرضا (ع)، در شهر مشهد ایجاد شده است بهمرور زمان دستخوش بازسازی و مرمتهای بیشماری در ادوار متمادی تاریخ بوده و همواره کتیبهنگاری بخش مهمی از جنبه های بصری و تزیینی موجود در این مجموعه زیارتی قلمداد شده است. در این راستا با تمرکز بر موضوع کتیبهنگاری میتوان خطوط مورد استفاده در کتیبههای این مجموعه را بر اساس ویژگیهای بصری آن شناسایی و دستهبندی نمود و این کتیبهها را از منظر شکل، ساختار، رنگ و نوع ترکیببندیهای به کار رفته در آن مورد مداقه قرار داد. در این پژوهش با تمرکز بر موضوع مورد بررسی در فصل نخست، کلیات پژوهشی که در برگیرنده ساختار اصلی این پایان نامه است و شامل بیانمسأله، اهداف پژوهش، اهمّیّت و ضرورت تحقیق، سوالات، پیشینه تحقیق، روش و ابزارگردآوری، روش انجام تحقیق و روش تحلیل اطلاعات میباشد، آورده شده است و پس از آن تاریخچهای اجمالی از روند ساخت کالبدی مجموعه زیارتی امام رضا (ع) و کتیبههای شکل گرفته از دوره های مختلف تاریخ در اماکن متبرکهی این مکان مقدس مطرح شده است و درباره روند ساخت هریک از صحنها، رواقها و کتیبههای ایجاد شده در هر دوره از ابتدای شکل گیری این مجموعه تا دوره معاصر بررسیهایی صورت گرفته است و نام هنرمندان و بانیان هر یک از بناهای موجود در این مجموعه زیارتی عنوان شده و پس از آن در بخش دیگر از همین فصل، تعیین برخی از تعاریف بهکار رفته در این رساله آمده است. در فصل دوم، کتیبهها از منظر متن، قالب و شکل کلی، خط و ترکیب خط در کتیبه، مواد و مصالح ساخت و رنگ گونهشناسی شده، به طوریکه از منظر متنکتیبههای مذهبی، احداثیه و مذهبی – احداثیه معرفی گردیده و از منظر قالب و شکل کلی، کتیبهها در بخشهای طوماری، قاببندی و الواح مورد بررسی قرار گرفتهاند و روند استفاده از قلمهای کوفی، ثلث و نستعلیق که از کاربردیترین خطوط مورد استفاده در مجموعه زیارتی امام رضا (ع) میباشند در کتیبهنگاری مطرح گردیده است. همچنین در بررسی ترکیب خط در کتیبه، کتیبهها از نظر تکسطری، مادر و بچه، طوماری دو طبقه و سه طبقه و کتیبههای کمربندی مورد مطالعه قرار گرفتهاند. در بررسیهایی که پیرامون مواد و مصالح انجام شده است، نیز کتیبهها از منظر فن اجرا در انواع کاشیکاری، سنگ، گچ، تزیینات چوبی، فلزکاری و آیینهکاری مورد مداقه قرار گرفته است. در فصل سوم نیز قابلیت های بصری کتیبههای این مجموعه زیارتی از منظرهای مختلفی چون: کیفیات بصری که شامل: آهنگ بصری، تعادل، تباین، ترکیببندی و تناسب میباشند و ویژگیهای حروف کتیبهها که شامل: افراشتهها، حروف کشیده، گرد اندامها و حروف کوتاه میباشند و همچنین فضاهای ایجاد شده در بین حروف مورد مطالعه قرار گرفته و تحلیل شده است. فصل چهارم که شامل نتیجهای از کل روند پژوهش میباشد، در برگیرنده جمعبندی کلی مطالب، پاسخ بهسوالات ابتدای پژوهش و پیشنهادات میباشد. لازم بهذکر است که در قسمت پیوست مطالب چندی از کتیبههای این مجموعه زیارتی در جداولی از منظر: متن، تاریخ کتابت، هنرمندان، بانیان، نوع خط و فن اجرا آورده شده است که جهت کسب اطلاعات بیشتر از کتیبهها میتوان بهاین بخش رجوع کرد. پایان نامه مذکور، مورد حمایت آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی قرار گرفته است که ماحصل علاقه شخصی و تلاش چند ماهه نگارنده میباشد. در اینراه با توجه بهمطالعات کتابخانهای و میدانی و با وجود موانعی مانند: کمبود منابع و تاریخنامه ها در مبحث کتیبهشناسی و تصاویرکه بر سر راه این تحقیق بود، این پژوهش صورت گرفته است. بههرحال رساله فوق در فراپیش نقد بوده، پیشاپیش این نکته عنوان می شود که این پژوهش خالی از نقص نبوده و امید میرود که گام مثبتی در جهت اعتلا، فرهنگ و هنر این مرز و بوم محسوب گردد. فصل اول کلیات پژوهش ۱– ۱ بیان مسأله خراسان همواره در طی اعصار متمادی تاریخ سهم بهسزایی در ایجاد تاریخ، فرهنگ، تمدن و هنر ایران داشته است، به طوریکه آثار تاریخی باقی مانده از این منطقه گواه بر این مدعا میباشند. خراسان در دوران قبل از اسلام، بیشترین اهمّیّت را در زمان آریاییهای فلات ایران داشته است. بهواسطه حوادثی که در طول سدهها در خراسان رخ داده، حدود آن مکرر دستخوش تغییر شده و دربعضی از اعصار حدود مرزی دیگر پیدا کرده است. (مولوی،۱۳۴۹: الف) پس از شهادت و دفن علیبن موسیالرضا (ع) در باغ حمید بن قحطبه در بیرون یکی از شهرهای خراسان به نام نوغان و در نزدیکی روستای سناباد، شهرنوغان با تغییر نام به مشهدالرضا شناخته شد و همواره از اهمّیّت ویژهای برخوردارگشت، به طوریکه از حدود قرن سوم ق که بدن شریف حضرت در این منطقه مدفون شد تا به امروز دارای اهمّیّت فراوانی در بین مردمان بوده است. در این راستا قداست و اهمّیّت این مکان مردمان و هنرمندان را برآن داشت تا علم و هنر خود را در خدمت آن گذاشته و با بهره گرفتن از مصالح و تزیینات متعدد در طول تاریخ بهمجموعه ای بینظیر و دقیق از بناهای کهن و جدید در این مجموعه زیارتی دست یافته و در پهنهی آن مدارس، مساجد، آرامگاهها، صحنها، رواقها و نهادهای مختلفی را احداث نمایند، به طوریکه با نگاه بهاین مجموعه زیارتی میتوان نمونههای تمام عیار از هنرهای مختلف را درآن مشاهده نمود. هنر خوشنویسی که یکی از ارکان مهم در معماری اسلامی محسوب میگردد بهخدمت تزیینات درآمده و نمودهای گوناگونی از آن در قالب کتیبه در طی ادوار مختلف تاریخی در این مکان مقدس نقش بسته است. با دقت در این کتیبهها و مطالعه آنها میتوان بهخصوصیات و ویژگیهای زیادی از این کتیبهها پی برد. بر این اساس سوالات متعددی در رابطه با این کتیبه ها مطرح میگردد، که پاسخگویی بهآنها می تواند راهگشای تحقیقات دیگر در این زمینه باشد. در این پژوهش نیز سوالاتی در رابطه با کتیبهها عنوان شده که در راستای این تحقیق بهآنها پاسخ داده شده است. سوال اصلی در این پژوهش این مورد است که، کتیبههای مجموعه زیارتی امام رضا (ع) از نظر قابلیت های بصری چه ویژگیهایی دارد؟ علاوه بر آن سوالات فرعی دیگری وجود دارد، از جمله اینکه؛ کتیبهها از نظر قالب و شکل کلی چه دستههایی را شامل میشوند؟ از نظر ترکیب خط در کتیبه بهچند بخش تقسیم میشوند؟ کتیبهها از منظر محتوا بهچند دسته کلی تقسیم میشوند؟ از چه مصالحی در ساخت این کتیبهها استفاده شده است؟ و اینکه حروف بهکار رفته در کتیبههای مجموعه زیارتی امام رضا (ع) چه ویژگیهای بصری را شامل میشوند؟ از اینرو در این تحقیق با روش توصیفی – تحلیلی سعی بر آن شده است، خصوصیات بصری و نوع خطوط بهکار رفته در کتیبههای این مجموعه زیارتی مورد بررسی قرار گیرند، ظرفیتهای بصری این کتیبهها شناسایی شود و کتیبهها از منظر قالب، ترکیب خط در کتیبه، مواد و مصالح و رنگ گونهشناسی شوند. ساختار کتیبهها از نظر قابلیت های بصری تحلیل شده و عوامل موثر در شکلآفرینی این کتیبهها مورد مداقه قرار گیرد. ۱– ۲ اهداف پژوهش ۱ – ۲ – ۱ هدف اصلی: شناسایی قابلیت های بصری کتیبههای مجموعه زیارتی امام رضا (ع). ۱ – ۲ – ۲ هدف فرعی: – شناسایی محتوای کتیبههای بهکار رفته در مجموعه زیارتی امام رضا (ع). – شناسایی قالب و شکل کلی کتیبههای کار شده در مجموعه زیارتی امام رضا (ع). – شناسایی ترکیب خط در کتیبههای مجموعه زیارتی امام رضا (ع). – شناسایی بیشترین مصالح مورد استفاده در کتیبههای مجموعه زیارتی امام رضا (ع). – شناسایی ویژگیهای بصری حروف مورد استفاده در کتیبههای مجموعه زیارتی امام رضا (ع). ۱ – ۳ اهمّیّت و ضرورت تحقیق هنر اسلامی همواره تجلیگاه زیبایی و تجسم باطن و حقیقتی است که بر کلام وحی استوار بوده است، میتوان گفت یکی از ارزشمندترین دستاوردهای بشر در عرصه هنر میباشد. بخشی از هنر اسلامی، در بردارندهی فرهنگ غنی و منطقهای از هنرمندان ادوار مختلف بوده که از طریق کشف و شهود آن میتوان بهحقایق بیشماری از روند تاریخی دست یافت، خوشنویسی که یکی از زیرمجموعههای مشخص و بارز هنرهایاسلامی میباشد، همواره مورد توجه مردمان در ادوار مختلف بوده است. روند استفاده از خوشنویسی در ارضای حسّ زیباطلبی انسانها سهیم بوده و در گونه های مختلف پدیدار گشته است. به طوریکه در هنرهای متفاوتی نمود داشته و یکی از اجزای جدا نشدنی تزیینات معماری محسوب شده و همواره به صورت تزیینات کتیبهنگاری در ساخت و ساز ابنیهی دوره های متمادی تاریخی نمود داشته است. هنر کتیبهنگاری با بهرهبردن از خوشنویسی پس از گذشتن از قرون اولیه یاسلامی، در ایران شکل تازهای یافته و همواره بستر آن دستخوش رونق و شکوفایی گردیده است. کتیبهها میتوانند بهعنوان اسنادی تاریخی راهگشای شناخت فرهنگ و هنر مردمان از گذشته های دور تا به امروز باشند. بیشترین کاربرد کتیبهنگاری اسلامی در ایران همواره در ابنیهی مذهبی بهخصوص مجموعههای زیارتی ائمه معصومین (ع) و مساجد بوده است. مجموعه زیارتی امام رضا (ع) نیز از این قاعده مستثنی نبوده و در بردارنده ی پرمحتواترین تزیینات معماری از جمله کتیبهنگاری میباشد. این مجموعه زیارتی که همزمان با شکل گیری بنای بقعه مبارک علی بن موسی الرضا (ع) در شهر مشهد به مرور زمان دستخوش بازسازی و مرمتهایی در دورانهای مختلفی چون: سلجوقی، خوارزمشاهیان، تیموری، صفویه، افشاریه، قاجاریه، پهلوی و دوره انقلاب اسلامی بوده است، به مرور زمان به مجموعه عظیمی مبدل گشته است که بازگوکننده فرهنگ غنی ایرانی – اسلامی است وکتیبههای کارشده در آن که دربردارندهی تنوع خط از سادهترین تا پیچیدهترین نوع آن میباشد، بهعنوان اسنادی تثبیت شده نسبت به باورهای ذهنی مردمان، بهخصوص شیعیان ارادتمند به ائمهاطهار(ع) است که ذوق و قریحه ایرانی را متجلی ساخته و ارزشهای هنر ایرانی اسلامی را جلوهگر می شود. در این راستا، با تمرکز بر موضوع کتیبهنگاری میتوان بهشناسایی گونه های مختلف و اشکال متفاوتی از این کتیبهها دست یافت، قابلیت هایبصری بهکار رفته در آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و شیوه های مختلف خط و طراحی حروف مورد استفاده در این کتیبهها را بازشناسی نمود. همچنین با شناخت انواع مختلف خط، رنگ، ترکیببندی، تناسبات و … در اینکتیبهها میتوان توانمندیها و زیرساختهای ذهنی مردمان در طی ادوار متمادی تاریخ را شناخته و با بهره گیری از این فرهنگ و هنرهای تاریخی به خلق و ایجاد آثار هنری معاصر همّت گماشت. همچنین در احیاء و زنده نگه داشتن هنر و فرهنگ ایرانی – اسلامی تلاش نموده و با کاربرد این آثار هنری و الهامگرفتن از آنها به هنر معاصر اصالت بخشیده و روح هنر اسلامی را زنده نگه داشت. ۱ – ۴ سوالات تحقیق ۱ – ۴ – ۱ سوال اصلی: کتیبههای مجموعه زیارتی امام رضا (ع) از نظر قابلیت های بصری چه ویژگیهایی دارند؟ – ۴ – ۲ سوالات فرعی: – کتیبههای مجموعه زیارتی امام رضا (ع) از منظر محتوا بهچند دسته کلی تقسیم میشوند؟ – کتیبههای مجموعه زیارتی امام رضا (ع) از نظر قالب و شکل کلی، چه دستههایی را شامل میشوند؟ – کتیبههای مجموعه زیارتی امام رضا (ع) از نظر ترکیب خط در کتیبه، بهچند بخش تقسیم میشوند؟ – از چه مصالحی در ساخت این کتیبهها استفاده شده است؟ – حروف بهکار رفته در کتیبههای مجموعه زیارتی امام رضا (ع) چه ویژگیهای بصری را شامل میشوند؟ ۱ – ۵ پیشینه تحقیق درباره کتیبههای موجود در حرم امام رضا (ع) منابع متعددی وجود دارد، بر این اساس منابع موجود در این زمینه بهدو دسته روشی و موضوعی تقسیم میگردند. در دستهی پیشینه های روشی، منابعی وجود دارد که روش پژوهش آنها مشابه با این پایان نامه میباشد، از جمله میتوان کتاب کتیبههای یادمانی فارس نوشتهی محمد صادق میرزا ابوالقاسمی بهسال ۱۳۸۷را عنوان کرد که در آن کتیبهها با نگاهی مستقل در ارتباط با کارکرد تاریخی مورد بررسی قرارگرفتهاند. همچنین در کتاب زیبایی شناسی خط در مسجد جامع اصفهان نوشته محمد حسین حلیمی بهسال ۱۳۹۰ نیز کتیبههای مسجد جامع اصفهان از نظر جنبه های بصری و زیباییشناسی مورد بررسی قرار گرفته است و درکتاب اصفهان تصویر بهشت نوشته هانری استیرلن ترجمه جمشید ارجمند و بهسال ۱۳۷۷، کتیبههای چند مسجد از شهر اصفهان نیز از نظر کاربرد متن، مصالح، رنگ و تزیینات مورد مطالعه قرار گرفتهاند. مقالهای تحت عنوان «طبقه بندی کتیبهها در معماری دوره صفویه» نوشته مهدی مکینژاد بهسال ۱۳۸۶، وجود دارد که به صورت مختصر در آن کتیبهها گونهشناسی و از منظر مواد و مصالح بررسی شده اند. مقاله دیگری از این نویسنده تحت عنوان «سیر تحول کتیبههای ثلث در معماری ایران، صفوی تا قاجار» بهسال ۱۳۸۸، وجود دارد که در آن درباره روند استفاده از خط ثلث و ساختار آن در کتیبهها اطلاعاتی آمده است. مقاله دیگری تحت عنوان «تأثیرات تحولات خوشنویسی (خط ثلث) بر کتیبهنگاری ابنیه اسلامی ایران سده چهارم تا نهم هجری» نوشتهی مهدی صحراگرد و علیاصغر شیرازی بهسال۱۳۸۹، میباشد که کتیبههای ثلث بهکار رفته در بناهای مذکور، از نظر مکان، تاریخ و فن اجرا مورد مداقه قرار گرفتهاند. مقالهای از مهناز شایستهفر موجود میباشد، تحت عنوان «بررسی محتوایی کتیبههای مذهبی دوران تیموریان و صفویان» بهسال ۱۳۸۱، که در آن بهبررسی مضمونی و متنی کتیبهها پرداخت شده است. مقاله «کتیبهنگاری در دوره قاجار، بررسی کتیبههای هشت بنای دوره قاجاریه در شیراز و اصفهان» نوشتهی باوند بهپور بهسال ۱۳۸۴ نیز درباره نوع متن و قواعد بهکار رفته در متن این کتیبهها میباشد. از منابع لاتین ترجمه نشده، دو کتاب از شیلا بلر را میتوان نام برد، یکی کتاب کتیبههای اسلامی[۱] و دیگری کتاب کتیبههای یادمانی از اوایل ایران اسلامی و ماوراءالنهر[۲]، که موضوع ارائه شده در آنها، درباره کتیبههای اسلامی در مساجد، بناها و مقابر ایران میباشد. پایان نامه هایی نیز وجود دارد که موضوع آنها مبنی بر بررسی کتیبهنگاری در ابنیه مختلف است که در بعضی از آنها جنبه های تصویری نیز لحاظ شده است، مانند: بررسی ویژگیهای بصری حروف در کتیبههای گچبری دوره سلجوقی، محقق: مصطفی اصل روستا، دانشکده هنرهای تجسمی دانشگاه تهران، سال ۱۳۸۰ استاد راهنما: مصطفی اوجیپور و رساله دیگری تحت عنوان: بررسی نقشمایههای گرافیکی کتیبههای مسجد جامع یزد از دوره سلجوقیان تا تیموریان، محقق: منصور چیتی، دانشکده تربیت مدرّس، سال ۱۳۷۹، استاد راهنما: محمد خزایی میباشد که در آن با روندی تاریخی کتیبهها عنوان شده است و از نظر نقوش و مصالح مورد استفاده، بررسی شده اند. رساله با عنوان: رابطه میان قدرت و هنر در عصر ایلخانی (مورد بررسی: کتیبههای معماری دوره ایلخانی)، محقق: شهریار شکرپور، سال ۱۳۹۳، دانشگاه تربیت مدرّس، استاد راهنما: یعقوب آژند نیز وجود دارد که موضوع پژوهش آن، درباره کتیبههای این دوره تاریخی میباشد. بررسی بنای گنبد سلطانیه با تأکید بر کتیبهها، محقق: شهریار شکرپور، دانشگاه تربیت مدرّس، در سال ۱۳۶۲، استاد راهنما: مهناز شایستهفر. بررسی عناصر گرافیک در کتیبههای معماری اسلامی ایران (مبانی هنرهای تجسمی در خط بنایی) محقق: طبیه ملاجعفری، دانشگاه الزهرا، سال ۱۳۸۰، استاد راهنما: مهرانگیز مظاهری. تزیینات کتیبهای بقعه شیخ صفی و سنگنبشتههای آن، محقق: ملکه گلمغانی زاده اصل، دانشکده تربیت مدرّس، سال ۱۳۸۱، استاد راهنما: مهناز شایستهفر. بررسی قابلیت های کاربردی – گرافیکی نقوش، کتیبه و تزیینات مسجد حیدریه قزوین، محقق: بهرام حمیدی، دانشگاه تربیت مدرّس، سال ۱۳۸۷، استاد راهنما: محمد خزایی. بررسی کتیبههای مسجد نایین و کاربرد آن در طراحی فونت ( رویکرد بینامتنی)، محقق: مرضیه پرورش، دانشکده هنر اصفهان، سال ۱۳۹۱، استاد راهنما: مریم لاری و حمید فرهمند بروجنی. بررسی ساختار گرافیکی کتیبههای آجری منارههای ایران (قرن ششم تا هشتم هجری)، محقق: فرهاد نادری، دانشکده شاهد، سال ۱۳۸۹، استاد راهنما: محمد خزایی. تبیین ویژگیهای گرافیکی کتیبههای کوفی بنایی مسجد جامع اصفهان، نوشته مطهر رادی، دانشگاه شاهد، سال ۱۳۸۹، استاد راهنما: عبدالرضا چاریی. سیر تحول نقوش و کتیبههای مسجد جامع فرومد(دوره خوارزمشاهیان)، محقق: اکرم کارگری، دانشگاه هنر اصفهان، سال ۱۳۸۹، استاد راهنما: علیرضا خواجه احمد عطاری. مطالعه و تحلیل نقوش و کتیبههای مسجد جامع قروه (بازسازی و کاربری گرافیکی آن )، محقق: اسدالله اجاقلو، دانشگاه تربیت مدرّس، سال ۱۳۹۰، استاد راهنما: محمد خزایی. بررسی نقوش و آرایههای تزیینی گنبد سلطانیه زنجان براساس مبادی گرافیک، محقق: حمزه پورمحمدی فلاح، دانشگاه تربیت مدرّس، سال ۱۳۹۰، استاد راهنما: محمد خزایی. بررسی ساختار گرافیکی خطوط و نقوش مسجد جامع کبیر نیریز، محقق: اعظم منزه، دانشگاه تربیت مدرّس، سال ۱۳۹۱، استاد راهنما: مهناز شایستهفر. کتیبهنگاری ایران در دوره سلجوقی، محقق: فرزانه عربعلی، دانشکده آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، سال ۱۳۹۱، استاد راهنما: غلامعلی حاتم. مطالعات تزیینات معماری شاه نعمت الله ولی ماهان از دوره تیموری تا پهلوی با تأکید بر کتیبههای بنا، محقق: فهیمه زنگیآبادی، دانشگاه هنر اصفهان، سال ۱۳۹۲، استاد راهنما: نادر شایگانفر و حجت گلچین. بررسی قابلیت های کاربردی کتیبههای ایوان شمالی مسجد حکیم اصفهان در گرافیک متحرک، محقق: معصومه احمدی، دانشگاه شاهد، سال ۱۳۹۲، استاد راهنما: محسن مزایی. بررسی کاربرد خط در بناهای خراسان عهد تیموری، محقق: کبری محمد دوست لشکامی، دانشگاه بیرجند، سال ۱۳۹۳، استاد راهنما: محمدحسن الهیزاده را میتوان عنوان کرد. دسته دوم در برگیرنده، پژوهشهایی می باشد که موضوع آنها در رابطه با مطالعه کتیبههای مجموعه زیارتی امام رضا (ع) است وبا عنوان پیشینه موضوعی معرفی میگردد. از جمله میتوان کتاب نقش و رنگ در مسجد گوهرشاد نوشتهی وحیده مصدقیان، که درباره نقوش بهکار رفته در مسجد گوهرشاد و کتیبههای آن میباشد را عنوان کرد. کتاب شاهکارهای هنری در آستان قدس رضوی (کتیبههای مسجد گوهرشاد) نوشته مهدی صحراگرد موجود میباشد که در آن به صورت مفصلتر درباره کتیبههای تاریخدار مسجد، ایوانها، منارهها و گونهشناسی کتیبههای این مسجد، پژوهش انجام شده است. کتاب دیگری با عنوان معماری مسجد گوهرشاد نوشتهی عامر امینیکیاسری وجود دارد. در این کتاب نقوش و کتیبههای کار شده در مسجد معرفی شده و به صورت مختصر درباره عوامل شکل گیری نقوش، مطالبی آمده است. کتاب شاهکارهای هنری در آستان قدس رضوی مطالبی را در رابطه با گونهشناسی کتیبههای ثلث دارا میباشد و نویسنده در آن کوشیده است تا کتیبهها را نامگذاری کرده و با گونهشناسی کاملتری کتیبههای مسجد گوهرشاد را ارائه نماید. کتاب جلوههای هنری مکتب قاجار در آستان قدس رضوی نیزکه مقالاتی را در رابطه با هنرها و هنرمندان دوره قاجار از حرم مطهر ارائه داده است، نیز وجود دارد و دو مقاله با عناوین: «کتیبههای ثلث محمد حسین شهید مشهدی در حرم مطهر» نوشتهی مهدی صحراگرد و «کتیبههای نستعلیق در حرم مطهر امام رضا (ع) » نوشتهی سیّد محسن حسینی در آن وجود دارد. در مقالهای تحت عنوان «مقایسه ویژگیهای هنرکتیبهنگاری عصر صفوی در دو مجموعه شاخص شیعی ایران، حرم مطهر امام رضا (ع) و بقعهی شیخ صفی اردبیلی» نوشتهی سیّد هاشم حسینی و مقاله «بررسی تزیینات و کتیبههای قرآنی دو مجموعه گوهرشاد مشهد و هرات» نوشتهی مهناز شایستهفر، مقایسه تطبیقی در متن کتیبههای مذکور صورت گرفته است. از نمونه پایان نامه های دانشجویی نیز میتوان چندی از پایان نامه های کارشناسی ارشد را عنوان کرد، مانند: بررسی کتیبههای حرم امام رضا (ع) در دوره قاجار، محقق: مژگان حسنی، سال ۱۳۷۹، دانشکده تربیت مدرّس، استاد راهنما: محمود طاوسی.که در آن مطالبی در رابطه با تاریخچه خراسان، مشهد و ساخت حرم در فصول مختلف آورده شده و در فصل انتهای پژوهش کتیبههای ساخته شده در دوره قاجار از هر قسمت حرم مطهر(ع) نام برده شده است. رساله دیگری با عنوان: بررسی کتیبههای آستان قدس رضوی در دوره صفویه، محقق: سیّد هاشم حسینی، سال ۱۳۸۰، دانشکدهی تربیت مدرّس، استاد راهنما: محمود طاوسی موجود میباشد که در آن تاریخچهای از خراسان، مشهد، حرم مطهر و کتیبههای موجود در این مجموعه زیارتی از دوره صفویه آمده است، همچنین مطالبی در رابطه با خوشنویسی و کاربرد خط در کتیبهنگاری و شیوه تهیه کتیبهها ذکر شده است. مرور بر تحقیقات انجام گرفته و پژوهشهای عنوان شده در کتیبهنگاری ایران، گواه بر این مطلب میباشد که به طور معمول، کتیبهها را از منظر تاریخ معماری و متن کتیبه مورد بررسی قرار دادهاند و جنبه های بصری و گونهشناسی آنها کمتر لحاظ شده است، همچنین این مورد در بررسیهای انجام شده در مجموعه زیارتی امام رضا (ع) نیز قابل ذکر میباشد، به طوریکه کتیبههای مجموعه زیارتی امام رضا (ع) از نظر ساختار و شکل کتیبه مورد بررسی قرار نگرفته و دیگر اینکه در هیچ کدام از پژوهشهای بهعمل آمده، عناصر زیباییشناسی و بصری موجود در این کتیبهها تحلیل و مداقه نشدهاند. ۱ – ۶ روش و ابزارگردآوری اطلاعات ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش بر مبنای مطالعات کتابخانهای و تحقیقات میدانی استوار میباشد. ۱ – ۷ روش انجام تحقیق روش تحقیق این پژوهش، توصیفی – تحلیلی با نظر بهروش استقرایی بوده و بر مبنای داده های کتابخانهای شامل: متون تاریخی، متون مرتبط با کتیبهنگاری و خوشنویسی و تزیینات، بر مبنای داده های میدانی شامل: تصویربرداری از کتیبههای موجود در حرم امام رضا (ع) در صحنهای مختلف این مجموعه زیارتی میباشد. ۱ – ۸ روش تحلیل اطلاعات در این پژوهش با بهره گرفتن از روش کیفی و بر مبنای عقل، منطق و استدلال مطالعات انجام شده است و بهسوالات تحقیق پاسخ داده شده است. ۱ – ۹ تاریخچه ۱ – ۹ – ۱ مجموعه زیارتی امام رضا (ع)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بنابراین باید چارچوب مدون و از پیش تعیین شده ای وجود داشته باشد که دارای سیاستهای مشخص در حوزه مسائل دینی باشد به گونه ای که کل شبکههای رادیویی و تلویزیونی و کل تولید کنندگان و تهیه کنندگان با اشراف کامل به این سیاستها به تولید برنامه بپردازند و از عدم تجانس و پیوستگی در برنامهها جلوگیری شود.
 گویه شماره ۵۸ رتبه سوم را در بین گویهها دارا است. این گویه به لزوم تنوع برنامههای تلویزیون در اوقات مذهبی خاص اشاره دارد. میانگین نمره استاندارد هر دو گروه به این گویه، نشان دهنده موافقت بالای آن ها با محتوای این گویه است. «در مناسبتهای مذهبی نباید برنامههای رسانه منحصر در برنامههای مذهبی باشد.» ۲۴/۱ Z = از آن جایی که تلویزیون با انبوهی از مخاطبان با میزان دینداری و علایق متفاوت رو به رو است، در مناسبتهای مذهبی به خصوص ایام عزایداریها باید به این نکته توجه شود که انحصار برنامههای تلویزیون به برنامههای مذهبی، حق انتخاب را از مخاطب میگیرد . بیننده عادی باید در موقعیتی باشد که بتواند به سایر برنامههای مورد علاقه خود که در ضمن با روح و فضای کلی حاکم بر مناسبتها تضاد نداشته باشد، دسترسی داشته باشد. گویه شماره ۲۰ به حوزه محتوای برنامههای دینی نظر دارد : گویه ۲۰: «محتوای برنامههای دینی باید به شبهات مطرح شده درباره دین و مذهب پاسخ دهد.» ۲۲/۱ Z = استادان و روحانیان به این موضوع توجه جدی نشان دادهاند که تلویزیون با توجه به اعتباری که نزد مخاطبان دارد میتواند مرجع صحیح و عالمانه پاسخگویی به شبهات باشد . به خصوص در جامعه ای که ماهوارهها ذهن جوانان را انباشته از انواع تبلیغات ضد دینی کردهاند، تلویزیون میتواند خلا اعتقادی مردم را به خوبی پر کند. در برنامههای اعتقادی پاسخگویی منطقی به شبهات میتواند باعث تعمیق مطالب شود . گویه شماره۲۱: «ساخت برنامههای مذهبی با هدفگیری مخاطبان خاص (زنان، مردان، جوانان، نوجوانان، کودکان) باید جزء رسالتهای تلویزیون قرار گیرد.» ۱۹/۱ Z = میانگین نمره استاندارد هر دو گروه به این گویه، نشان دهنده موافقت بالای آن ها با محتوای این گویه است. از آن جا که موضوعات دینی مرتبط با مخاطبان خاص( زنان، مردان، جوانان، نوجوانان، کودکان، اصناف)، متفاوت است و انتقال آموزههای دینی به آنان نیازمند قالبها و روشهای ارائه متناسب با ویژگیهای هر گروه میباشد، از دیدگاه پاسخگویان ساخت برنامههای مذهبی با هدفگیری مخاطبان خاص ( زنان، مردان، جوانان، نوجوانان، کودکان) باید جزء رسالتهای تلویزیون قرار گیرد. گاه کشف مخاطبان واقعی برای دریافت پیام، کلید موفقیت آن پیام است. ششمین گویه مورد توافق در حوزه اجرا میباشد : گویه شماره۶۲: «چهره مبلغ دینی باید چهرهای آرامشبخش و دلپذیر باشد.» ۲۱/۱ Z = در مواردی که مخاطب تحت نوعی از حاکمیت و یا فشار اجتماعی قرار دارد تا خود را با خواستههای پیام گذار انطباق دهد باید به دو پایه اعتبار اضافی یعنی دلپذیر و آبرومند بودن پیام گذار توجه کرد. به نظر دو گروه استادان و روحانیان محبوبیت و جذابیت ظاهری، اعتبار بیشتری به منبع میبخشد و داشتن چهره ای آرامش بخش و دل پذیر بر اثرگذاری بیشتر پیام یک مبلغ دینی کمک میکند. چنان چه “ریموند بوئر” نیز در سیان اهمیت این عنصر میگوید : « مخاطب ممکن است با پیام گذار دوست داشتنی و آبرومند همراه شود، بدون اینکه واقعا از جهت تغییر عقیده تحت تاثیر قرار گیرد. آنچه شما در این مورد به دست میآورید چیزی است که ما آن را تسلیم و پیروی نامیدهایم و بیانگر تعییری در رفتار آشکار است که هیچ بازسازی درونی آن را همراهی نمیکند … » (بینگر، ۱۳۷۶: ۳۶) هفتمین گویه مورد توافق نیز در حوزه اجرا است و حاکی از اهمیت آگاهی مبلغان از شیوههای جدید تبلیغ می باشد. گویه شماره ۵۴ : « افرادی که به تبلیغ دین میپردازند، باید از جدیدترین شیوههای تبلیغ آگاهی داشته باشند.» ۱۵/۱ Z = میانگین بالای نمره استاندارد این گویه حاکی از آن است که پاسخگویان به این نکته واقف بودهاند که نمیتوان با ابزارهای تبلیغ سنتی در رسانه مدرن هم حضور داشت و رضایت کاربران این نوع رسانه را برای همیشه تأمین کرد. چرا که تبلیغ دین و انتقال مفاهیم دینی از رسانه تلویزیون لوازم و اقتضائات خود را به همراه دارد. برای نمونه، گسست از مکان، گسست از شخصیت مبلّغ، نبود ظرفیتسنجی تعاملی، تولید انبوه و یکسان پیام دینی، پیدایی دریافتکننده منفرد، امکان نداشتن گفتوگوی مستقیم و رقابتی بودن بازار فرهنگی ـ دینی از ویژگیهای عمده آن است.درست به همین دلیل، آموزش کارشناسان آشنا به جدیدترین شیوههای تبلیغ به ویژه شیوههای تبلیغ دین در رسانه تلویزیون از ضروریات این حوزه میباشد. گویه شماره ۵۳: «دیندار کردن مردم از طریق تلویزیون در صورتی امکانپذیر است که حداقلی از امکانات و تعاملات و همکاریها توسط خانواده و سایر نهادهای اجتماعی (خانه، مدرسه، دانشگاه، محل کار) فراهم شده باشد.» ۰۶/۱ Z = میانگین نمره استاندارد هر دو گروه بیانگر و موید این موضوع است که از دیدگاه پاسخگویان تلویزیون به تنهایی و بدون همراهی سایر نهادها اجتماعی و کانالهای ارتباطات سنتی قادر به دیندار کردن مردم نمیباشد. که این موضوع خود موید الگوی همگرا و مکمل میباشد. گویه ۱۸: «تلویزیون عامل مهمی در تقویت نگرش دینی موجود مخاطبان است.» ۰۲/۱ Z = با توجه به میانگین نمره استاندارد هر دو گروه در خصوص گویه شماره ۱۸، تلویزیون عامل مهمیدر تقویت نگرش دینی موجود در مخاطبان است. اشتراک نظر پاسخگویان در خصوص تقویت نگرش دینی، موید اصول نظریه کاشت می باشد. طبق این نظریه تلویزیون عملا منابع اطلاعات، افکار و آگاهیها را به انحصار در میآورد و یک کاسه میکند. اثر مواجهه با این پیامهای مشابه، چیزی را تولید میکند که گربنر آن را کاشت میخواند. ب) گویههایی که هر دو گروه در مخالفت با محتوای آن ها اشتراک نظر دارند گویه ۴۲: «ازآنجایی که مواجهه انسانی و چهرهبهچهره شرط لازم در تبلیغات دینی است، تلویزیون باید از ورود به عرصه تبلیغات دینی خودداری کند.» ۸۹/۱- Z = میانگین نمره استاندارد هر دو گروه در این گویه نیز نشانگر مخالفت زیاد هر دو گروه با این گویه است . همانطور که پیش از توضیح داده شد بهتر است از تمامی وسایل و کانالهای ارتباطی متناسب با ویژگیها و مزیتهای کارکردی آن ها برای تبلیغ و انتقال مفاهیم دینی سود برد. گویه ۲۷: «تلویزیون دینی میتواند جانشین ارتباطات سنّتی (منبر، وعظ، خطابه) شود؛ بهطوریکه نیازی به برگزاری مراسم مذهبی و ارتباطات چهرهبهچهره نباشد.» ۷۹/۱- Z = میانگین نمره استاندارد هر دو گروه به این گویه، نشان دهنده مخالفت زیاد آن ها با محتوای این گویه است. استادان و روحانیان با مخالفت زیاد با محتوای این گویه به اهمیت همگرایی و همنشینی تبلیغ سنتی و رسانههای مدرن اشاره کردهاند. به اعتقاد پاسخگویان بهتر است به صورت همزمان از مزایای دو الگوی سنتی و جدید تبلیغ، به اعتبار زمان و مکان استفاده شود، به گونهای که هم فواید تبلیغ سنتی حفظ گردد و هم امکانات رسانهای مدرن، شناسایی و سنجش شود. گویه ۳: «مباحث زیربنایی و اعتقادی نباید در تلویزیون مطرح شود.» ۷۸/۱- Z = میانگین نمرات استاندارد هر دو گروه مبیّن این معنا است که هر دو گروه معتقدند مباحث زیربنایی و اعتقادی قابلیت پخش از تلویزیون را دارد. اگرچه پاسخگویان معتقد به مطرح شدن مباحث زیربنایی و اعتقادی در رسانه تلویزیون هستند ، در عین حال حوزه اعتقادی را بهترین بعد دین برای تبلیغ از تلویزیون نمیدانند ، بنابراین میتوان نتیجه گرفت که با توجه به الگوی همگرا تلویزیون رسانه اصلی برای آموزش مباحث زیربنایی و اعتقادی نیست بلکه میتواند به عنوان رسانه مکمل، ارتباطات سنتی را همراهی کند. گویه ۹: «ورود تلویزیون در عرصه تبلیغات دینی باعث به هم ریختگی نقشها و وظایف میان رسانهها و نهادهای مذهبی میشود.» ۵۴/۱- Z = میانگین نمرات استاندارد هر دو گروه مبیّن این معنا است که هر دو گروه معتقدند ورود تلویزیون در عرصه تبلیغات دینی باعث به همریختگی نقشها و وظایف میان رسانهها و نهادهای مذهبی نمیشود بلکه هر کدام میتوانند با توجه به مخاطبان و ویژگیهای خاص خود به تبلیغ دین بپردازند. گویه ۵۹: «استفاده از تلویزیون برای گسترش مفاهیم دینی، رواج نوعی عوامگرایی دینی است که عملاً در مقابل اسلام نخبگان واقع میشود.» ۴۵/۱- Z = میانگین نمره استاندارد هر دو گروه به در گویه، نشان دهنده مخالفت آن ها با این گویه است. برخی از صاحبنظران این حوزه معتقدند که با توجه به ویژگیها و اقتضائات رسانه تلویزیون، تبلیغ دینی و انتقال مفاهیم دینی از طریق آن باعث رواج نوعی عوامگرایی دینی میشود. آن ها معتقدند که سادهسازی مفاهیم دینی و مذهبی از طریق برجستهسازی جنبههای آیینی و نمایشی آن ها با هدف قابل فهمتر کردن این مفاهیم برای عامه مردم و به منظور جلب نظر و
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
وآنگــــــهی نــــــام آن جـــــدل منهــــــید وحـــــل گمـــــرهــــی اســــت بـــــر ســـر راه ای ســـــران، پـــــای در وحـــــل منهیـــــد علــــــم تعطیـــــل مشنـــــویــــــد از غیــــــر ســـــرّ تـــوحیــــد را خلــــــل منهیــــــد (خاقانی، ۱۳۸۸: ۱۷۲) ۲-۷-۳- نجوم نجوم از علومی است که خاقانی از آن مطلع بوده است. او به بسیاری از مسائل نجومی در اشعارش اشاره میکند. خاقانی اطلاعات بسیار زیادی به همراه توصیفاتی دلنشین از سیّارات منظومهی شمسی به مخاطبان ارائه میدهد. شاعر در بیت زیر میگوید که منجمان از اجتماع ستارگان در برج میزان، بیست و یک قران را مشاهده کردهاند. در ســــــر میـــــــزان ز جمـــــــــع اختـــــــــران بیســــت و یـــک نـــوع از قــران دانستــهانـــد (۵/۱۴۶) یا در بیت زیر که منظور از برج خاکی ثور، سنبله و جدی و منظور از برج بادی جوزا، میزان و دلو است. نـــــابُـــــریـــــده بـــــرج خــــاکــــی را تمـــــام بــــــرج بـــــادیشـــان مکــان دانستــهانـــد (۵/۱۴۷) خاقانی در این بیت به وارد شدن خورشید به برج حوت اشاره دارد. چشمــــهی خـــــور بـــــه حــــوض مــــاهــــیدان آمـــــــد و درفکنـــــد شســـــت آخــــــر (۵/۹۷) ۲-۷-۴- طب از دیگر علومی که دستمایهی مضمون سازی شاعر شده علم طب است. خاقانی با بسیاری از بیماریهای زمان خود آشنا بوده و گاه به روش معمول آن بیماری نیز اشاره کرده است. در اشعار خاقانی به نامها و اصطلاحاتی در زمینههای مختلف طب و داروشناسی برخورد میکنیم که درک آن ها نیاز به آشنایی مختصری با این اصطلاحات و نامها دارد. خاقانی از بیماری ناخنه در چشم نام برده که سپیدی است که در چشم ظاهر میشود و میگوید: تـــو نــاخنــی ز کعبــه نــه ای دور و زیـــن حســد در چشـــم دیــو، ناخنــه هسـت استـخوان شده (خاقانی، ۱۳۸۸: ۴۰۲) از بیماری سرطان و معجونی که برای درمان آن استفاده میشده است نیز یاد کرده و گفته است:
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
خــور بــه سـرطــان مـانـده تا معجـون سرطانی کنـد زانکــه معــلول اسـت و صفرا از رخان انگیـخته (خاقانی، ۱۳۸۸: ۳۹۵) ۲-۷-۵- موسیقی خاقانی با بسیاری از علوم موسیقی آشنا بوده است و در بسیاری از ابیات نام سازها و آلات موسیقی را میآورد. او فقط به ذکر آلات موسیقی و اصطلاحات آن بسنده نکرده بلکه در موارد بسیاری به جزئیات آن ها نیز پرداخته است. بــربــط اگــر دم از هــوا، زد بـــه زبـــان بـــی دهـــان نـی بــه دهـان بــی زبـان، دم ز هـوای نــو زنــد چنبـــر دف شــــود فلـــک، مطـــرب بــــزم شــــاه را مــاه دوتـا سبـو کشـد، زهـره سـتای نــو زنـــد (۳/۳۴ ـ۳۵) خاقانی در بیتهای زیر به چنگ و رباب اشاره کرده و به هنر آفرینی پرداخته است. نـالان ربـاب از بـس زدن، هـم کفـچه سر هـم کاسـه تـن چوبین خرش زرین رسن، بس تنگ میدان بین در او چنگ است عریـان فـش ســرش، صــدره بریشم در بـرش بسته پلاسـین میـزرش، زانـوش پنــهان بـین در او (۲/۳۷-۳۸) شاعر در بیت زیر نی را مانند کودکی حبشی تصور کرده و ده انگشت نی زن را به ترکان زیبا تشبیه نموده و نه سوراخ نی را نه چشم دانسته است. نـایسـت چــون طفــل حبـش، ده دایگـانش تـرک فــش نه چشم دارد شوخ و خوش، صد چشم حیران بین در او (۲/۳۹) ۲-۷-۶- قرآن و علوم دینی خاقانی با قرآن نیز به میزان گستردهای آشنایی داشته و علاوه بر اشاره به داستانهای قرآنی گاه در ابیات خود قسمتی از آیات را ذکر کرده است و از آن ها در کمال بخشی سخنان خود بهره جسته است. چــــون کمـــــان و تیــــر شـــــد نــــون والقــــلم نشـــرهی فتـــح ایـــن و آن خـــواهـــد نمــود (۵/۳۶)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
لباس به عنوان یک پدیده فرهنگی قدمتی به اندازه زندگی بشر داشته و در سراسر زندگی انسان و تا هنگام مرگ همراه اوست. پوشاک به مثابه همراه همیشگی انسان دارای اهمیت فراوانی است که تأثیرات و کارکردهای مختلفی چون فرهنگی، مذهبی-آیینی، سیاسی، اقتصادی، نشانهشناسی و ارتباطی، زیباییشناسی، مردمشناسی، روانی، اقلیمی و…. دارد و میتوان آن را از دیدگاههای مختلفی از قبیل روانشناسی، اخلاق، اقتصاد، جامعهشناسی، مذهب، قانون، تاریخ و جغرافیا بررسی کرد. کارکردهای گوناگون لباس سبب ظهور مسائل مختلف در حوزه اجتماع مانند مسائل اخلاقی-اجتماعی(عفاف و حجاب، فساد اخلاقی و ناهنجاری های اجتماعی و طرح مسئله امنیت اخلاقی-اجتماعی)، فرهنگی(مد و مدگرایی، تهاجم فرهنگی و غربگرایی و غربزدگی در پوشش، هویت ملی و طرح مسئله لباس ملی) و اقتصادی(سلطه اقتصادی و تبدیل شدن کشورها و جوامع به بازار مصرف تولیدات کشورهای بیگانه و آسیب به تولیدات داخلی) شده است. بر این اساس پوشش یکی از نمادهای فرهنگی و از ارزشهای خاص هر جامعه و فرهنگ و به خصوص فرهنگ اسلامی-ایرانی ما به شمار میرود که در طی چند دهه عمر انقلاب همواره با مسائل فرهنگی و اجتماعی دیگری گره خورده و مورد سؤال واقع شده است. از سوی دیگر توجه به نقش حکومت در زمینه فرهنگ سازی در این زمینه انکارناپذیر بوده و در نگاهی عمیقتر، ضروری و اساسی است. در سدهی اخیر موضوع پوشش همواره مورد توجه جوامع اسلامی، اندیشمندان و رهبران فرهنگی و دولتها بوده است. در جمهوری اسلامی ایران نیز حجاب و عفاف در طول چند دهه اخیر همواره یکی از معضلهای مهم فرهنگی و اجتماعی جامعه بوده و مورد توجه صاحبنظران، کارشناسان و مسئولان دستگاههای فرهنگی جامعه قرار گرفته است. در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی طرحها و برنامههای مختلفی از سوی نهادها و سازمانهای مختلف در جهت گسترش و نهادینه سازی فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه، تدوین و تصویب شده است. حال با توجه به اهمیت و ضرورت پوشش به عنوان یکی از مهمترین مسائل فرهنگی جوامع و به خصوص جامعه ایران از یک سو و نقش بیبدیل و غیرقابل انکار حکومتها در این زمینه، بجاست که سیاستهای دولت در این زمینه را مورد سؤال قرار دهیم و بپرسیم حکومت در قبال این مسئله مهم فرهنگی چه اقداماتی انجام داده و سیر تحول سیاستگذاری و مداخله دولت در حوزه پوشش افراد جامعه پس از انقلاب اسلامی ایران تا کنون به چه صورت بوده است. ۱-۲- ضرورت و اهمیت تحقیق پدیده لباس و پوشش از مقولههای پر فراز و نشیب در دورههای معاصر بوده است که به رغم گذشت حدود سه دهه از عمر انقلاب اسلامی ایران و تأکید بر این هنجار از ابتدای انقلاب اسلامی هنوز شاهد ثبات کامل در این زمینه نیستیم. این تحقیق به منظور فراهم ساختن پاسخی نظری به این سؤال است که در این مدت چه اقدامات و تدابیری در جهت رسیدن به نقطهای که مسئله حجاب و لباس افراد در جامعه مطابق با موازین فرهنگی- دینی یک جامعه اسلامی باشد صورت پذیرفته است. پاسخ به این سؤال و اطلاع از اقدامات گذشته میتواند در جهت تصمیمگیریها و اقدامات فرا روی سیاستگذاران در این حوزه مؤثر باشد. ۱-۳- سابقه تحقیق حوزه تحقیقات حول مسئله پوشش گسترده و متنوع است. تعداد قابل توجهی از منابع اطلاعاتی در حوزه پوشش مربوط به بررسی فقهی پوشش یا مقایسه پوشش اسلامی با پوشش در دیگر ادیان است. تعدادی نیز به بررسیهای جامعهشناختی، تاریخی، زمینههای اثرپذیری و مانند آن پرداختهاند. یکی از مسائل و حوزههای مطالعاتی و تحقیقاتی مرتبط با بحث رابطه حکومت و پوشش است. در این حوزه نیز منابع اطلاعاتی از منظرهای گوناگون به مسئله پوشش نگریستهاند. برخی از منابع در این حوزه از منظر حقوقی و کیفری به بررسی رابطه حکومت و پوشش پرداختهاند که از جمله آنها میتوان به پایاننامهای با عنوان «مداخله کیفری جمهوری اسلامی در زمینه پوشش نامناسب» اشاره کرد. مقالات متعددی نیز از منظر حقوقی و کیفری این بحث را دنبال کردهاند که از جمله آنها «بررسی قوانین کیفری ایران در زمینه پوشش مردم»، «نقد سیاست جنایی جمهوری اسلامی ایران در برخورد با بدحجابی»، «نگرش جرمشناختی به پدیده بیحجابی» و …. را میتوان نام برد. از سوی دیگر برخی مقالات در این حوزه به رشته تحریر درآمدهاند. این مقالات نیز به مسائلی مانند مبانی مسئولیت و اختیارات و یا وظایف حکومت اسلامی در زمینه پوشش از منظر فقهی پرداختهاند. منابع دیگری نیز از منظر فرهنگی- اجتماعی به رابطه حکومت و پوشش پرداختهاند. در این دسته از منابع نیز مطالعاتی در زمینه جامعهشناسی پوشش، رابطه پوشش با هویت و تکامل اجتماعی، آسیبشناسی نهادها، سیاستها و نظام اجرایی، تحلیل زمینهها و عوامل فرهنگی- اجتماعی مؤثر، راهکارهای و مؤلفهها مداخله در زمینه پوشش و مانند آن مورد بحث قرار گرفته است. آقای شفیعی سروستانی در کتابی با عنوان «حجاب: مسئولیتها و اختیارات دولت اسلامی» به رویکرد یاد شده تعداد قابل توجهی از مقالات این حوزه را که عناوین برخی از آنها در سطور پیشین ذکر شد، جمع آوری کردهاند. تحقیق پیش رو سعی کرده است تا سیاستگذاری فرهنگی پوشش در جمهوری اسلامی ایران را مورد بررسی قرار دهد. از این منظر با بررسی رابطه پوشش و فرهنگ، مبانی مداخله حکومت در حوزه فرهنگ را مورد بحث قرار داده و بر این اساس مبانی دخالت حکومت در پوشش و نیز مهمترین بحث در این زمینه یعنی نحوه و چگونگی مداخله حکومت در زمینه پوشش را بررسی کرده است تا در خاتمه و بر اساس مباحث پیشین سیر تحول سیاستها و مداخلات نظام جمهوری اسلامی ایران را در طول سه دهه انقلاب اسلامی از نظر بگذراند. ۱-۴- سؤالات تحقیق بر اساس آنچه گفته شد سؤال اصلی این تحقیق اینگونه خواهد بود که: – سیاستگذاریها و اقدامات فرهنگی حاکمیت در زمینهی فرهنگ پوشش در طول سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۸ چه سیر تحولی را طی نموده است؟ این تحقیق سعی خواهد کرد به عنوان مقدمه پاسخ به سؤال اصلی به چند سؤال فرعی نیز پاسخ دهد: – کدام سازمانها عهدهدار سیاستگذاری و اجرا در زمینه فرهنگ پوشش هستند؟ – وظایف و کارکردهای این سازمانها چیست؟ – تا کنون چه سیاستها و عملکردهایی در این حوزه اتخاذ و اجرا شده است؟ ۱-۵- روش تحقیق این تحقیق سعی میکند تا با بهره گرفتن از روش توصیفی- تحلیلی و از طریق مطالعات کتابخانهای به سؤالات مورد نظر پاسخ گوید. در این راستا از منابع و متون با ادبیات فقهی، فرهنگی و سیاستگذاری استفاده شده و اسناد سیاستی و قانونی نیز مورد بررسی قرار گرفته است. ۱-۶- اهداف تحقیق – تبیین مبانی مداخله حاکمیت در حوزه فرهنگ – تبیین مبانی مداخله حاکمیت در حوزه پوشش – تبیین نحوه مداخله حکومت در حوزه پوشش افراد جامعه – بررسی سیر تحول مداخلات حاکمیت در زمینه پوشش و حجاب ۱-۷- سازمان تحقیق این تحقیق سعی کرده است بر اساس سؤالات طرح شده مباحث مورد نظر را در پنج فصل ارائه دهد: فصل اول: کلیات تحقیق فصل دوم: در این فصل در پی تبیین و پاسخگویی به رابطه میان فرهنگ و پوشش هستیم و در ادامه و بخش دوم این فصل به تعریف و تبیین پوشش از منظر فرهنگ اسلامی خواهیم پرداخت. فصل سوم: فصل سوم این تحقیق نیز در دو بخش پیگیری خواهد شد. در بخش اول درباره مبانی دخالت حکومت در فرهنگ به بحث و بررسی خواهیم پرداخت. بخش دوم این فصل نیز مبانی دخالت حکومت در زمینه لباس و نیز نحوه و چگونگی این مداخله را مورد مطالعه قرار میدهد. فصل چهارم: در این فصل به بررسی سیر تحول مداخلات حکومت در زمینه حجاب و پوشش افراد جامعه میپردازیم. به نظر میرسد مروری بر بستر تاریخی مداخله حکومت در زمینه پوشش به روشنتر شدن فضای بحث کمک بیشتری نماید. بر این اساس مداخله رژیم پهلوی را در دو مقطع از نظر گذرانده و سپس سه دهه پس از انقلاب را مطالعه میکنیم. فصل پنجم نیز در برگیرنده نتایج برگرفته شده از این تحقیق است. ۱-۸- مشکلات و موانع تحقیق – مبهم بودن حیطه تحقیق به جهت ابهام در ارتباط میان مباحث سیاستگذاری عمومی- دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران- و سیاستگذاری و خطمشیگذاری در رشته معارف اسلامی و مدیریت و رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) و تلاش در جهت مشخص کردن حیطه تحقیق (مطالعه و پرسش و مشاوره با اساتید حوزه سیاستگذاری عمومی- دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران- و نیز اساتید مدیریت) – تشتت و پراکندگی سازمانی در مسئله پوشش – عدم همکاری دفتر فرهنگی اجتماعی وزارت کشور به عنوان سازمان نظارتی بر مسئله پوشش و حجاب در جامعه – حساسیت برخی از تحقیقات انجام شده در این حوزه و عدم امکان دسترسی به آنها – رویکرد فقهی و حقوقی در منابع موجود و نیز بررسی عملکرد رژیم پهلوی در مطالعات صورت گرفته در حوزه پوشش – کمبود منابع با رویکرد تحقیق پیش رو – سهل و ممتنع بودن موضوع تحقیق: ممکن است مطالعه و تحقیق در حوزه پوشش افراد جامعه در نگاه اول سهل و آسان به نظر برسد اما در واقع حیطه پوشش و مطالعه و پژوهش در آن بسیار مشکل است. این مسئله از آنجا ناشی میشود که این موضوع از عوامل متعددی متأثر است و علاوه بر آن پیشرفتهای کنونی جامعه بشری بر تعدد عوامل مؤثر بر آن دامن زده است. از سوی دیگر تنوع قومی و خرده فرهنگهای جامعه ایرانی و نیز پیچیدگیهای فرهنگی آن بررسی این موضوع را پیچیدهتر و مشکلتر میکند. فصل دوم: پوشش و فرهنگ مقدمه این فصل با عنوان فرهنگ و پوشش شامل دو بخش است در بخش اول به رابطه فرهنگ و پوشش خواهیم پرداخت. لباس یکی از مؤلفههای مهم فرهنگی هر جامعه است که به نوعی با ارزشهای حاکم بر آن نیز گره خورده است و به عنوان یک ابزار مهم برای شناخت فرهنگها و نیز تمایز میان ملل مختلف و حتی نفوذ در ساختار فرهنگی و ارزشی جوامع بکار گرفته میشود.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
پوشش و لباس از سویی تابعی از فرهنگ است و از سوی دیگر خود به عنوان نماد فرهنگ و ارزشهای خاص هر جامعه و فرهنگ به شمار میرود. پوشش یکی از زیربخشهای نظام فرهنگی است که هر چند با نظامهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی پیوند خورده است اما پیش از هر چیز و از اولین و برجستهترین نقشهای آن نقش و زمینه فرهنگی آن است. به عبارتی هر چند پوشش در آغاز شکلگیری اجتماعات بشری نقش حفاظتی داشته، اما با توسعه فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی زمینه و نقش فرهنگی آن برجسته و نمادین شده است. در بخش دوم این فصل نیز پوشش را از منظر فرهنگ اسلامی مورد مطالعه قرار خواهیم داد. چنانکه گفتیم لباس یکی از مؤلفههای فرهنگی جامعه است که با ارزشهای حاکم بر آن گره خورده است. بر این اساس و از آنجا که لباس و پوشش در جامعه ما بیشتر متأثر از نظام ارزشهای دینی است، میکوشیم پوشش را از منظر ارزشهای اسلامی مورد بحث قرار دهیم. ۲-۱- فرهنگ ۱-۱-۲- ضرورت تعریف فرهنگ بحث در مورد تعریف فرهنگ از دو جهت حائز اهمیت است. اول اینکه پوشش و لباس در هر جامعه با فرهنگ پیوندی ناگسستنی دارد و چنانکه خواهیم گفت رابطه پوشش جامعه و فرهنگ آن رابطهای دو سویه است و بدون تعریف فرهنگ و شناخت سطوح و اجزای آن نمیتوان رابطه پوشش و فرهنگ را به خوبی درک نمود. علاوه بر آن عامل دیگری که تعریف فرهنگ را ضروری میسازد تأثیر تعریف فرهنگ بر حوزه سیاستگذاری و خطمشیگذاری است. در واقع با توجه به تنوع و تکثر دیدگاهها در حوزه بنیادین فرهنگ، نوع تعریف از فرهنگ است که تا حدود زیادی چارچوب سیاستگذاری فرهنگی را مشخص میکند. امروزه کشورهای مختلف در تلاشند تا با ارائه تعاریف ملی از فرهنگ نوع نگاه خود به حوزه فرهنگ را سامان داده و چارچوب متمایزی برای خطمشیگذاری فرهنگی برای خود فراهم آورند. این تعاریف خود ملهم و منتج از نظامهای فکری و ارزشی کلان جامعه میباشد. تعاریف ملی از فرهنگ به دنبال آن است تا نظام ارزشی جامعه در حوزه خطمشیگذاری فرهنگی نیز امتداد یابد. فیاض (۱۳۷۳) با تأکید بر ضرورت توجه به موضوع تعریف فرهنگ، نشان میدهد که چگونگی تعریف فرهنگ کاملاً بر حوزه خطمشیگذاری حاکم بوده و بر آن تأثیرگذار است. وی در ادامه با اتخاذ رویکرد مردمشناختی پنج دسته کلان از تعاریف فرهنگ (که هر کدام نتایج سیاستگذارانه متفاوتی دارند) ارائه میدهد که عبارتند از: ۱- دیدگاه مارکسیستی یا تضادگرایانه، ۲- دیدگاه تکاملگرایانه، ۳- دیدگاه ساختی، ۴- دیدگاه کارکردگرایی و ۵- دیدگاه عوامگرایی فرهنگی. در این راستا به عنوان مثال در دیدگاه اول فرهنگ روبنایی است که روابط اقتصادی آن را تعیین میکند، خطمشیگذاری فرهنگی مبتنی بر برنامهریزی اقتصادی بوده و رویکردی مکانیکی به فرهنگ به دنبال دارد. ۲-۱-۲- درآمدی بر مفهوم فرهنگ واژه فرهنگ به معنایی که امروزه به کار میرود حاصل یک تحول تاریخی است و فرهنگ در هر زبان تحولی خاص را پیموده است که تنها با توجه به سرنوشت این واژه در هر مورد قابل درک است. «تاریخ مفهوم فرهنگ چنانکه امروز در علم بکار میرود داستان پدید آمدن یک مفهوم تازه است از میان فحواهای گوناگون یک واژه موجود که اندک اندک از آن بیرون کشیده شده است»(آشوری، ۱۳۵۹: ۱۵) واژه فرهنگ در فارسی مرکب از دو جزء «فر» و «هنگ» است. «فر» پیشوند و به معنای جلو، بالا، بر، پیش و «هنگ» از ریشه باستانی و به معنی کشیدن و سنگین وزن میباشد. این واژه مرکب در ادبیات فارسی برای معانی گوناگونی چون علم و دانش، فنون و حرفهها، هنر و مانند آن بکار رفته است که با معانی برخاسته از ریشه کلمه متفاوت است. واژه فرهنگ نخستین بار در زبانهای اروپایی به کار رفت. واژه culture نخستین بار پس از سال ۱۷۵۰ میلادی و در زبان آلمانی بکار رفته است. فرهنگ در زبانهای اروپایی نخست به معنای پروراندن و کشت و کار و تولید در عرصه کشاورزی و باغداری و مانند آن به کار رفته است. بعدها و در اوایل قرن ۱۶ میلادی، همراه با تحولاتی که در اروپای بعد از رنسانس و انقلاب صنعتی حاصل شد تغییراتی پیدا کرد و مفاهیمی مانند بهسازی و پیشرفت و رشد و ترقی و تکامل و خردگرایی و روشنگری جایگزین آن شد. «در زبانهای رومانسی و انگلیسی در ابتدا واژه civilization به جای culture استفاده کرده و از آن معانی پرورش، بهسازی، تهذیب یا پیشرفت اجتماعی را اراده میکردند.» (آشوری، ۱۳۵۹: ۱۶) مقوله و مفهوم فرهنگ یکی از پرکاربردترین واژهها در زندگی اجتماعی انسانهاست و نمیتوان حد و حدود مشخصی برای کاربرد این مفهوم قائل شد. چنان که امروزه تعاریف و ویژگیهای مختلفی از این مفهوم ارائه شده است که با توجه به جهانبینیها، ارزشها، ایدئولوژیها و نوع استفاده و کاربرد مورد نظر، این مفهوم را تعریف و طبقهبندی میکنند و عمدتاً ابعاد جامعهشناسانه، مردمشناسانه و روانشناسانه آن در نظر گرفته میشود. در سدههای اخیر فرهنگ در جامعه ما نیز نوسانات زیادی داشته است انتخاب فرهنگ به جای واژه معارف، سپس انتخاب واژه آموزش و پرورش به جای آن و همراهی و معیت آن با هنر، علوم، آموزش عالی، ارشاد و امثال آن مؤید این امر است. از سوی دیگر استعمال واژه فرهنگ در متون قدیمی زبان و ادبیات و همچنین متون روایی و اسلامی نشانگر وجه دینی و معنوی و الهی و اخلاق و تربیت مبتنی بر آن بوده است. این نقطه تفاوت معنی فرهنگ در ادبیات جامعه ایران با معنی فرهنگ در تلقی شایع آن پس از رنسانس است. (رفیع، ۱۳۷۴: ۲۶۳ و ۲۷۹) ۳-۱-۲- تعریف فرهنگ فرهنگ واژه گستردهای است که بحثهای بسیار زیادی پیرامون تعریف آن میان صاحبنظران و پژوهشگران حیطه مطالعات فرهنگی وجود دارد. «پهلوان»، در کتاب «فرهنگ و تمدن» فراهم آوردن تعریفی واحد از فرهنگ را نه تنها کاری دشوار که غیرممکن میشمارد و اظهار میکند که «کلاکون»[۱] و «کروبر»[۲] در تلاشی برای جمع آوری تعاریف فرهنگ تا نیمه قرن بیستم حدود ۱۶۴ تعریف از این مفهوم ارائه دادهاند(پهلوان، ۱۳۸۸: ۶۸). این تعاریف پس از گذشت ۵۰ سال به حدود سه برابر افزایش پیدا کرده است که خود نشانگر افزایش استفاده از فرهنگ در دوره جدید است. تعریف «ادوارد تایلور»[۳] از جمله اولین تعاریف از فرهنگ است. او در تعریف خود از فرهنگ مینویسد: «فرهنگ به مفهوم عام خود مجموعه پیچیدهای است مشتمل بر اعتقادها، اخلاق، رسوم، حقوق، معارف و همه عاداتی که بشر به عنوان عنصری از اجتماع کسب نموده است.» (پهلوان، ۱۳۸۸: ۷۰) «آنتونی گیدنز» در کتاب «جامعهشناسی» در تعریف فرهنگ مینویسد: «فرهنگ عبارت است از ارزشهایی که اعضای یک گروه معین دارند، هنجارهایی که از آن پیروی میکنند و کالاهای مادی که تولید میکنند. ارزشها، آرمانهای انتزاعی هستند، حال آن که هنجارها، اصول و قواعد معینی هستند که از مردم انتظار میرود آنها را رعایت کنند.» (گیدنز، ۱۳۷۳: ۳۶) در جای دیگر مینویسد: «فرهنگ به مجموعه شیوه زندگی اعضای یک جامعه اطلاق میشود و چگونگی لباس پوشیدن آنها، رسوم ازدواج و زندگی خانوادگی، الگوهای شغلی، مراسم مذهبی و سرگرمیها و اوقات فراغت همه را در برمیگیرد و همچنین شامل کالاهایی میشود که تولید میکنند و برای آنها مهم است مانند تیروکمان، خیش، کارخانه، ماشین، کتاب و مسکن.» (گیدنز، ۱۳۷۳: ۳۶)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اما الگوریتم شامل ۵ مدل اساسی است : در مدل اول(شکل ۳-۱۷)، وظایف تناوبی به m زیرمجموعه، جزءبندی میشوند. در ابتدا قبل از عمل جزءبندی، وظایف تناوبی براساس بهرهوریاشان بصورت صعودی مرتب میشوند. هر زیرمجموعه از وظایف، متناظر با یک هسته میباشد. وظایف غیرتناوبی نیز در زمان ورودشان در صف غیرتناوبی سراسری وارد و سپس به یک هسته پردازشی تخصیص داده میشوند. هر هسته شامل صف مجزایی است که برای نگهداری وظایف تناوبی و غیرتناوبی در هر لحظه استفاده می شود.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
Partition(T,PQ,P) { Populate periodic task set T in PQ; Sort PQ in ascending order by UT; Partition_WFD(PQ); } شکل ۳-۱۷ شبهکد الگوریتم جزبندی با WFD ]37[ شکل ۲۰شکل ۳-۱۷ شبهکد الگوریتم جزبندی با WFD [37] مدل زمانبند دوم(شکل ۳-۱۸)، وظایف تناوبی و همینطور وظایف غیرتناوبی را با بهره گرفتن از سیاست EDF زمانبندی می کند. وظایف غیرتناوبی بصورت سراسری در زمان ورودشان و یا در زمان مهاجرتشان، به هستههای مختلف تخصیص داده میشوند. مدل ۵ (شکل ۳-۲۱)(Select-Processor())، هسته متناظر برای اجرای وظیفه غیرتناوبی را پیدا می کند. سپس سررسید مجازی روی هر هسته محاسبه می شود و هستهای که نزدیکترین سررسید مجازی را دارا باشد برای اجرای وظیفه غیرتناوبی مورد نظر، بکار برده می شود. این به این معنی است که هستهای که اگر وظیفه غیرتناوبی در آن قرار بگیرد سریعتر اجرا شود، انتخاب میشود. همان طور که شبهکد شکل ۳-۱۸ مشاهده میکنید، در ابتدا همه وظایف تناوبی را وارد صفهای مربوط به هر هسته که با توجه به الگوریتم تخصیص داده شده بودند، میکند و هر وظیفه غیرتناوبی که در هر لحظه ممکن است برسد را نیز وارد صف کلی وظایف غیرتناوبی میکند، سپس اگر صف وظایف غیرتناوبی خالی بود، برای وظایف تناوبی در هر صف هستهها الگوریتم EDF اجرا می شود. Scheduler (T, A, PQ, P, JQueue) { Join all pending periodic jobs till time t to a queue in JQueue; Join aperiodic jobs to AQ qrrived at time t; If (!is_Empty(AQ)) then p_id = select_processor(AJobhead); insert AJobhead in JQp_id; For all Pb ۱≤i≤m If (! Finished(Jobhead[i]) or ! preempted(Jobhead[i]) ) then Execute_edf(Jobhead[i], JQi ,Pi); Else Sched_edf(Jobhead[i], JQi ,Pi); } شکل ۳-۱۸ شبه کد زمانبند پیشنهادی در ]۳۷[ شکل ۲۱شکل ۳-۱۸ شبه کد زمانبند پیشنهادی در [۳۷] مدل سوم(شکل ۳-۱۹) (execute-edf())، رخدادهایی مثل ورود وظایف با اولویت بالاتر / پایینتر را کنترل می کند. درصورتیکه در حین اجرا، وظیفه با اولویت بالاتری وارد سیستم شود، این مدل وظیفه در حال اجرا را قبضه کرده و وظیفه تازهوارد را اجرا می کند در غیراینصورت اجرای وظیفه جاری ادامه مییابد. Execute_edf(Jobhead[P_id] , JQp_id , P_id) { Execute Jobhead[P_id]; If ((isHigherPriority(Jobarrived[P_id])) and (!isFinished(Jobhead[P_id])) then Insert Jobarrived[P_id] in JQp_id ; Preempt Jobarrived[P_id]; Else Insert Jobarrived[P_id] in JQp_id ; Execute Jobhead[P_id]; }شکل ۲۲شکل ۳-۱۹ شبهکد سیاست اجرای EDF [37] شکل ۳-۱۹ شبهکد سیاست اجرای EDF ]37[ مدل چهارم (شکل ۳-۲۰ )(sched-edf())، در هر نقطه زمانبندی فراخوانی می شود. این مدل وظیفه بعدی را براساس EDF، زمانبندی کرده همچنین مسئول مهاجرت وظایف غیرتناوبی نیز میباشد. Sched_edf(Jobhead[P_id] , , JQp_id , P_id) { If (isFinished(Jobhead[P_id])) then If (! IsEmpty(JQp_id)) then execute_edf(Jobhead[P_id] , , JQp_id , P_id); Else CPU remains idle; If (ispreempted(Jobhead[P_id])) then If (Jobhead[P_id] is peridic) then execute_edf(Jobhead[P_id] , , JQp_id , P_id); If (Jobhead[P_id] is aperidic) then Selected_pid = selectprocessor(Jobhead[P_id]); Migrate Jobhead[P_id] in JQ of Selected_pid;
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
طرح تشکیل انجمن آثار ملی را هرتسفلد[۱۴] پیشنهاد کرد. این انجمن توسط محمدعلی فروغی در آذرماه سال ۱۳۰۴ در تهران بنیاد نهاده شد. تأسیس و گسترش مراکز تعلیم و تربیت جدید و گنجاندن دروسی با دورنمایه ایدئولوژی رسمی باستانگرایی در عداد همین تلاش قرار دارد. سمیح فارسون و مهرداد مشایخی در یک تحقیق مقایسهای درباره پیامهای عقیدتی ـ سیاسی کتابهای مدارس دوره پهلوی و جمهوری اسلامی، به نتایج قابل توجهی رسیدهاند. موضوع پیامها در دوره پهلوی، شامل سنت و اسطورههای ایران باستان، ایران قبل از اسلام، تمجید از شاه، تبلیغات مربوط به برنامهنوسازی در دوران شاه، وطنپرستی، ارزیابی نکات مثبت حکومت و پیامهای ملیگرایانه میباشد (اتحاد، ۱۳۷۸، ص۷۴). تأسیس فرهنگستان انعکاس عمل سیاست ایرانگرایی این دوره است. ضرورت ایجاد وحدت ملی و مقابله یا تشتت اجتماعی زمینه ظهور چنین سازمانی را فراهم آورد. در نزد متجددان وجود زبانها و لهجهها، اقوام مختلف مانع جدی نظام متمرکز و واحد ملی در ایران بود که امحای این زبانها و لهجهها در کنار ادغام بیولوژیک اقوام به زعم آنها خود سببساز وحدت ملی میشد. از سوی دیگر، از نظر آنان زبان قدیم مانع جدی تجدد مطلوب بود. مسئولیت یکپارچگی زبانی به عهده فرهنگستان بود و وجود زبانهای قومی مطابق با سنتهای دیرینه اقوام ایرانی در خور ضدیت با روح تجددخواهی قلمداد شد. به گونهای که تجددخواهی این دوره چنین توجهات گذشتهگرا را برنمیتافت. لذا سازمانی برای از بین بردن این خصلتهای کهنه لازم بود. مجمع دیگری با عنوان «انجمن وضع لغات و اصطلاحات علمی» توسط عیسی صدیق اعلم و به شیوه دانشگاههای آمریکایی در سال ۱۳۱۱ ش تأسیس شد که تا سال ۱۳۱۹ ش (پنج سال بعد از تأسیس فرهنگستان) به امر وضع لغات فارسی اشتغال داشت که برخی از آن لغات به تصویب فرهنگستان رسید (ذاکر، ۱۳۸۶، ص۱۵۵). علیاصغر حکمت میگوید: فروغی در این زمینه از من خواست از روی اساسنامه آکادمیهای اروپا اساسنامهای برای تأسیس چیزی نظیر آن در ایران تهیه کنم (اتحاد، ۱۳۷۸، ص۷۰). عیسی صدیق نیز به تهیه اساسنامهای ابتدایی به این منظور برای فروغی اشاره دارد و در پایان میافزاید که کمیسیونی به دستور فروغی با ریاست وزیر معارف و چند تن از استادان دانشگاه تشکیل شد اساسنامه مورد نظر فراهم آمد. این اساسنامه در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۱۴ ش به تصویب هیأت دولت رسید و در پنجم خرداد همان سال برای اجرا به وزارت معارف ابلاغ شد (صدیق، ۱۳۵۵، ص۲۳۹). غلامعلی رعدی آذرخشی میگوید مواد اول و دوم این اساسنامه را که راهنما و الهامبخش فرهنگستان است خود فروغی نوشته است، دو مادهای که اصول عقاید فروغی را درباره زبان فارسی در بر دارد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
ماده اول ـ برای حفظ و توسعه و ترقی زبان فارسی انجمنی به نام «فرهنگستان ایران» تشکیل میشود. ماده دوم ـ وظایف فرهنگستان به قرار ذیل است: ۱ـ ترتیب فرهنگ به قصد رد و قبول اصطلاحات در زبان فارسی. ۲ـ اختیار الفاظ و اصطلاحات هر رشته از رشتههای زندگانی با سعی در اینکه حتیالامکان فارسی باشد. ۳ـ پیراستن زبان فارسی از الفاظ نامتناسب خارجی. ۴ـ تهیه دستور زبان و استخراج و تعیین قواعد برای وضع لغات فارسی و اخذ یا رد لغات خارجی. ۵ـ جمع آوری الفاظ و اصطلاحات پیشهوران و صنعتگران. ۶ـ جمع آوری لغات و اصطلاحات از کتب قدیم. ۷ـ جمع آوری لغات و اصطلاحات و اشعار و امثال و قصص و نوادر و ترانهها و آهنگهای ولایتی. ۸ـ جستجو و شناساندن کتب قدیم و تشویق به طبع و نشر آنها. ۹ـ هدایت افکار به حقیقت ادبیات و چگونگی نظم و نثر و اختیار آنچه از ادبیات گذشته پسندیده است و رد آنچه منحرف میباشد و راهنمایی برای آینده. ۱۰ـ تشویق شعرا و نویسندگان درایجاد شاهکارهای ادبی. ۱۱ـ تشویق دانشمندان به تألیف و ترجمه کتب سودمند به فارسی فصیح و مأنوس. ۱۲ـ مطالعه در اصطلاح خط فارسی (صافی، ۱۳۵۷، ص۱۲). عیسی صدیق مینویسد: فرهنگستان در پیراستن زبان فارسی و جلوگیری از تعصبات افراطی و تسجیل اصطلاحات علمی و تعیین قواعد برای اخذ یا رد لغات خارجی و تهیه مقدمات تألیف فرهنگ و دستور زبان فارسی اقدامات مفیدی کرد و خدمات ارزندهای انجام داد (صدیق، ۱۳۵۵، ص۳۵۴). اما احسان طبری معتقد است که فرهنگستان به جای پرداختن به کار پژوهش درست در علوم طبیعی و انسانی و تعیین معادلهای مناسب برای مصطلحات علوم طبیعی و اجتماعی، به اموری پرداخت که فارسی به آن نیاز نداشت. یعنی مبارزه با واژه عربی و تیز کردن احساسات ضد عرب (طبری، ۱۳۵۶، ص۱۰۳). سازمان پرورش افکار نیز یکی از نهادهای ایجاد شده جهت هدایت و تربیت تجددخواهانه پهلوی اول بود. در سال ۱۳۱۷ علاوه بر تأسیس هنرستان هنرپیشگی، تأسیس سازمان پیشاهنگی، شیر و خورشید سرخ ایران و کانون بانوان ایران، نسبت به ایجاد سازمان پرورش افکار نیز اهتمام ورزیده شد. این سازمان از نهادهای تأثیرگذار اجتماعی این دوره و دنباله نهاد فرهنگستان و در تکمیل آن و سایر نهادهای فرهنگی بود. الگوی عملی این تشکیلات سازمانهای تبلیغاتی نازیهای آلمان بود که تقریباً از یک دهه قبل جهت تبیین ایدئولوژی نازیسم و تقویت و اشاعه آن در سطح جامعه شکل گرفته بود. مأموریت ویژه سازمان پرورش افکار نیز تبلیغ آرمانهای سیاسی رژیم پهلوی و در تعقیب آن شاه دوستی و حمایتهای همهجانبه تودهای از دولت بود. قبلاً در سطح نازلتر «سازمان تنویر افکار عامه» در سال ۱۳۱۰ ش در آموزش و پرورش تأسیس یافت و همین مقاصد را در سطح مدارس و بین جوانان دنبال نمود. حال بنا بود این امر در سطحی گستردهتر در میان سایر طبقات اجتماعی نیز راه یابد. یکی از سازمانهایی که از نظر راهنمایی افکار تا حدی با مفهوم ماده نهم اساسنامه فرهنگستان نزدیکی داشت، سازمان پرورش افکار بود، با این تفاوت که ماده نهم اساسنامه فرهنگستان هدایت افکار را به شناخت ارزش ادبیات ایران و تحولات وسیع آن میدانست و سازمان پرورش افکار میخواست افکار را به شناخت مسائل اجتماعی و سیاسی رهنمون شود (فصلنامه تحقیقاتی، ۱۳۷۵، ص۷۰). عیسی صدیق در اولین سخنرانی خود در سازمان پرورش افکار میگوید: اراده اعلیحضرت همایون شاهنشاه، مردم را وادار کرد کاری که در اروپا از قرن شانزدهم تا قرن بیستم در طی ۴۰۰ سال انجام شده در ظرف هیجده سال انجام دهد (صدیق، ۱۳۵۵، ص۳۰۶). نیروهای گرداننده سازمان پرورش افکار معمولاً از مدارس، دانشگاهها، دانشسراها و مطبوعات بودند که به اهداف این سازمان باور مشترک داشتند. متین دفتری از حامیان جدی این سازمان در سخنرانی ۱۲ بهمن ۱۳۱۷ در اینباره میگوید: دولتهای امروز یعنی یک دولت بیدار و هوشیار نمیتواند نسبت به فرهنگ عمومی جامعه خویش بیعلاقه و بینظر باشد. در فرهنگ و افکار یک جامعه یک قوای مضر و یک قوای سودمند هست. دولت مکلف است که بر علیه آن قوای مضر مبارزه کند و قوای سودمند را تقویت کند تا در نتیجه این مراقبت یک وجدان ملی و یک اراده قوی ملی و یک پرورش معنوی در جامعه به وجود بیاورد. خلاصه دولتها مکلف هستند امروز در دنیا مراقب باشند تا تمام عواملی که موجب اختلال می شوند در یک جامعه، آن عوامل را براندازد و تمام عواملی که موجب وحدت فکری است تشویق کنند و تقویت کنند. در یک جامعه کافی نیست که فقط اصلاحات اجرا شود. از نظر وظیفه دولت، اجرای اصلاحات تنها کافی نیست بلکه بایستی بر مردم، به جامعه، یک تعلیماتی، یک افکاری داده شود که معنی اصلاحات را بفهمند. با اصلاحات آشنا شوند…وظیفه دولتها در فرهنگ عمومی این است که سعی کنند قوای معنوی ملت، قوایی که در یک ملت هستند به هم کمک کنند… روی این افکار بوده… که این سازمان پرورش افکار به وجود بیاید. رل مهم سازمان پرورش افکار این است: مبارز معنوی برای تقویت روح ملت (فصلنامه تحقیقاتی، ۱۳۷۵، ص۷۲). دو نکته اساسی در سخنان دفتری برجسته است. اول اینکه بن مایههای ملی گرایانه وی در قالب ادبیاتی همچون «وجدان ملی»، «اراده قوی»، حکایت از آن دارد که این سازمان به دنبال ناسیونالیست شاهپرستانه و تقویت ملیگرایی است. دوم اینکه این سازمان باید تجدد را به مردم بفهماند. یعنی «مردم معنی اصلاحات را بفهمند با اصلاحات آشنا شوند» بنابراین هدف این سازمان را باید نهادینه کردن ناسیونالیسم و تجددخواهی دانست. چرا که روح حاکم بر دوران حاکمیت پهلوی اول نیز با این دو مسئله معنی و مفهوم مییابد. این سازمان مسئولیت رادیو، کتب درسی، نمایش، موسیقی و مطبوعات را برعهده داشته است. بر مبنای اساسنامه، سازمان مذکور مرکب از شش کمیسیون بود که به موازات هم و در ارتباط با رأس هرم سازمان به فعالیتهای فرهنگی مبادرت میکردند. این کمیسیونها عبارت بودند از: کمیسیون سخنرانی، کمیسیون رادیو، کمیسیون تدوین کتب درسی (کمیسیون کتب کلاسیک)، کمیسیون هنرپیشگی (کمیسیون نمایش)، کمیسیون موسیقی و کمیسیون مطبوعات. آنچه در تمام برنامههای کمیسیونها به عنوان وظیفه کارکردی مطرح است، ایجاد روح ملی، تقویت افکار میهنپرستی و شاهدوستی و رویکرد غرب ستایانه نظام سیاسی، توجه به امور زنان و مشارکت اجتماعی آنهاست. حتی این وظیفه در اساسنامه کمیسیون موسیقی به چشم میخورد. همچنین برخی از عناوین درس آموزشگاه پرورش افکار (از مؤسسات اقماری سازمان پرورش افکار که وظیفهاش آموزش و تربیت نیروی مورد نیاز سازمان بود) به جز دروس عمومی از قبیل آئین سخنوری عبارت بودند از: پرورش افکار به وسیله تاریخ، شرح بزرگترین آثار ملی، مبارزه با خرافات و عقاید سخیف، خدمات ایران به عالم تمدن، اوضاع ایران مقارن با سوم اسفند ۱۲۹۹ ش، پیشرفت ایران در عصر پهلوی، ملیت و وحدت ملی، وظیفه و آرزوی ملی (ذاکر، ۱۳۸۶، ص۱۶۲ و ۱۶۳). ۲ـ۶ـ۳ـ تأسیس کانون بانوان کانون بانوان از دیگر نهادهایی است که ناسیونالیستهای تجددخواه و باستانگرا برای ایجاد تحول در حوزه زنان نسبت به تشکیل و پشتیبانی از آن اهتمام ویژهای داشتهاند. البته تحول در نگاه به زن از سالهای منتهی به مشروطه در بین روشنفکران شروع شده بود. اما از بین همه نقدهایی که به حوزه زنان داشتند، مسئله حجاب را عامل هژمون بر ابعاد دیگر زن ایرانی و عامل بدبختی وی معرفی میکردند. میرزاآقاخان کرمانی، زنان ایرانی را «مردگان زنده» مینامید و میرزا فتحعلی آخوندزاده آنان را «خفیف و بیوقار» معرفی میکرد. اگر در زمان مشروطه بر آزادی زن در عرصه نشریات و نظر تأکید میشد، در عصر پهلوی اول قرائت خاص و اجباری از زن ایرانی ارائه میشد و حاکمیت، تصویر مدنظر از زن ایرانی را با قوه قهریه به نمایش عمومی میکشاند. در دوره پهلوی اول فقط با هویت زن مسلمان مخالفت نمیشد بلکه زنان دیگری نیز بودند که نه گرایشات دینی داشتند و نه گرایشات ناسیونالیستی، بنابراین فقط بیحجابی زنان هدف حاکمیت نبود بلکه باید قرائت پهلویسم از زن ایرانی عیناً اجرا میشد به همین دلیل انجمنهای زنان تعطیل اعلام شد و بسیاری از مخالفان مستقل زنان تبعید شده یا به زندان افتادند. نشریههایی چون «انجمن نسوان وطنخواه»، «پیام سعادت زنان در رشت»، «بیداری زنان»، «زنان ایران»، «عالم نسوان» و سایر نشریات مستقل تعطیل شدند و گردانندگان آن تبعید و به زندان افتادند (پایدار، ۱۹۹۶، ص۱۰۲). در یکی از آخرین اقداماتی که به همت زنان مستقل صورت گرفت، کنگرهای با عنوان کنگره زنان مشرقی در تهران در سال ۱۳۱۱ برای تحلیل از محترم اسکندری بنیانگذار انجمن نسوان وطنخواه ترتیب داده شد. در این کنفرانس، ایران ارانی سوسیالیست، در نطقی نه فقط به نقد سیاستهای سرکوبگرانه رژیم بلکه به انتقاد از سیاست احزاب سوسیالیست و کمونیست پرداخت. او اظهار داشت که «آزادی زنان فقط با همت خود زنان» به دست میآید و این فقط زمانی ممکن است که زنان استقلال اقتصادی را از طریق مشارکت در تولید حاصل کنند. ارانی در قسمتی از نطق خود از ایدئولوژی خانهنشینی ناسیونالیسم انتقادکرد، «برخی میگویند کار زن در خانه بودن است، این درست است اما خانه دیگر چهاردیواری محل سکونت خانواده نیست، امروز جهان، خانه زنان است و نقش او شرکت در امور جهانی است» (صادقی، ۱۳۸۴، ص۵۷). لذا مشخص میشود که غیرمذهبیها هم سیاست ناسیونالیستها در حوزه زنان را بر نمیتابند، چرا که حکومت زنان را در حوزه قدرت و مسئولیتهای اجتماعی ـ حاکمیتی وارد نمیکند، فقط تمایل دارد زن به شکل و تمایل زن غربی ظاهر شود تا نماد تجدد در ایران دیده شود. به نظر میرسید که مسئله تجددخواهی در بین زنان و مردان معتقد به گفتمان پهلوی اول مشترک بود، اما زنان کمتر به باستان و اسطورههای آن اقبال نشان میدادند. آنان مبتنی بر خصایص زنانه، همان زرق و برق فرهنگ غرب که در هیبت تجدد ظاهر میشد را میپسندند و برایشان مهم نبود که جاماسب کیست و رستم چه کرده است. شاید دلیل اینکه پهلوی اول زنان مستقل و سکولار را هم تحمل نمیکرد، بیعلاقگی آنان به ناسیونالیسم باستانگرا بوده است. بنابراین زنانی آزادی عمل و میدان فعالیت بیشتری داشتند که با اهداف فرهنگی طراحی شده توسط حکومت پهلوی همساز و هماهنگ باشند. برای این دسته از زنان حتی زمینه ارتقای علمی و تحصیلی نیز فراهم شد که صدیقه دولتآبادی نمونه بارز آن است. در مقابل، در سال ۱۳۱۰ ش فعالیت برخی سازمانهای زنان ممنوع اعلام شد، شهناز آزاد که در نشریه «جهان زنان» دولت را مورد انتقاد قرار داده بود به زندان افتاد و جمیله صادق، مؤسس «نوید زنان» نیز چندین سال زندانی شد. بعد از ۱۰ سال از حکومت پهلوی و استحکام و تثبیت پایههای سیاسی ـ اجتماعی حکومت، زمینه عملی ساختن اهداف فرهنگی ـ اجتماعی حکومت در خصوص زنان فراهم آمد. تحقق نهایی این امر مستلزم تشکیلاتی بود که به بهترین نحوه تفکر حجابستیزی را به منصه ظهور برساند. از همینرو، تشکیلات مورد نظر در قالب «کانون بانوان» به امر و دستور مستقیم حکومت پهلوی تشکیل شد. بدرالملوک بامداد در این خصوص مینویسد: در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۱۴ ش به اشاره اعلیحضرت رضا شاه کبیر و با دعوت وزیر معارف وقت ـ آقای علیاصغر حکمت ـ عدهای از زنان فرهنگی، انتخاب و به محل دارالمعارف و کوچه ظهیر الاسلام، خیابان شاهآباد دعوت شدند. به آنها گفته شد که مأموریت دارند تا جمعیتی تشکیل دهند و اساسنامه آن را به نظر وزیر معارف برسانند و با حمایت دولت، پیشقدم نهضت آزادی زنان ایران باشند. این جمعیت در جلسات بعد نام کانون بانوان را برای خود اختیار کرد (بامداد، ۱۳۴۷، ج۱، ص۸۹). اساسنامه کانون بانوان در تاریخ ۲۲/۲/۱۳۱۴ بدین صورت تنظیم شد: کانون بانوان ایران به ریاست عالیه والا حضرت شاهدخت شمس پهلوی و معاضدت و مراقبت وزارت معارف برای اجرای مقاصد ذیل تأسیس می شود: ۱ـ تربیت فکری و اخلاقی بانوان و تعلیم خانهداری و پرورش طفل مطابق قواعد علمی به وسیله خطابهها و نشریات و کلاسهای اکابر و غیره. ۲ـ تشویق به ورزش متناسب برای تربیت جسمانی با رعایت اصول صحیح. ۳ـ ایجاد مؤسسات خیریه برای امداد به مادران بیبضاعت و اطفال بیسرپرست. ۴ـ ترغیب به سادگی در زندگی و استعمال امتعه وطنی. ۵ـ این کانون بر طبق ماده ۵۸۷ قانون تجارت مصوب ۱۳۱۱ ش شخصیت حقوقی دارد و رئیس آن نماینده کانون خواهد بود (خدایار، ۱۳۲۵، ص۹۴). اما حقیقت این بود که مقصود اساسی جمعیت کانون بانوان از آغاز تأسیس، رفع حجاب بود و اعضای آن که غالباً مدیران مدارس و مأمورین وزارت معارف بودند در این باب جدیت زیاد داشتند و در مدارس دختران، رفع حجاب را ترویج نمودند (اسناد ملی، ۱۳۵۹، ص۴). بدرالملوک بامداد نیز بر این هدف صحه میگذارد و آن را تایید می کند: ضمن سایر اقدامات [مواردی که در اساسنامه به آنها اشاره شده است] منظور اصلی، یعنی ترک چادر سیاه، متدرجاً پیشرفت میکرد. به این طریق که زنان عضو جمعیت، با راضی کردن خانوادههای خود، یکی، یکی به برداشتن چادر مبادرت مینمودند و در مجالس سخنرانی، سایر بانوان را تشویق به ترک کفن سیاه میکردند. طوری که در هر نوبت از مجالس و اجتماعات کانون، عده تازهای از بانوان بدون چادر حضور مییافتند. در [حالیکه] زنان فرنگی در صف مقدم آنها بودند (بامداد، ۱۳۴۷، ص۹۲). اقدامات اولویتدار کانون کاملاً در خدمت اجرای کشف حجاب بود. بدین منظور در پی تشکیل جلسه هیأت وزیران در تیرماه ۱۳۱۴ ش علیاصغر حکمت وزیر معارف، به دستور مستقیم رضاشاه و به طور جدی برای رسمیت یافتن کشف حجاب مأمور شد (طلوعی، ۱۳۷۲، ص۳۲۱). وی گروهی از رؤسای فرهنگی و رؤسای مدارس دخترانه را دعوت کرد و به دنبال آن تصمیمات زیر گرفته شد که گویی اساسنامه کانون صرفاً صوری و برای ثبت تاریخی بوده است. ۱ـ مجالس سخنرانی و سرود خوانی با حضور نمایندگان مجلس و مقامات عالی رتبه دولتی با شرکت دختران در مدارس دخترانه تشکیل شود. ۲ـ مانند این مجالس در شهرستانها نیز ترتیب داده شود و از رأسا ادارات دولتی دعوت شود که همراه بانوانشان در جشن حضور یابند. ۳ـ کانون بانوان به سهم خود، برنامههای گستردهای برای نشان دادن نقش مقام زن در اجتماع ترتیب دهند. ۴ـ مدارس مختلط تا سال چهارم ابتدایی تأسیس شود و پسران و دختران در مدارس روی یک نیمکت بنشینند. ۵ـ پیشاهنگی دختران در مدارس دخترانه گسترش یابد. ۶ـ روزنامهها و مجلهها برای آماده کردن افکار عمومی به نشر مطالب و مقالات سودمند بپردازند (صفا، ۱۳۵۶، ص۱۰۹). جهت اجرای رسمی مراسم کشف حجاب، رضاشاه ساعت سه بعدازظهر روز پنج شنبه هفدهم دی ماه ۱۳۱۴ ش را برای اجرای کشف حجاب و انجام تشریفات موردنظر و اعلام آزادی زنان تعیین کرد. از ساعت یک بعدازظهر دختران پیشاهنگ در خیابان امجدیه جلوی دانشسرا صف کشیدند. وزیران، فرهنگیان و دیگر مقاماتی که از طرف وزارت فرهنگ دعوت شدهبودند، همراه با همسرانشان در دانشسرا حضور یافتند. زنان عضو کانون بانوان و زنان معلم نیز در دو صف جداگانه ایستادند. در ساعت سه بعدازظهر اتومبیل شاه و ملکه و شاهدختها که پالتو پوشیده و کلاه بر سر داشتند وارد دانشسرا شدند (صفائی، ۱۳۵۶، ص۱۰۴). رسمیت بخشیدن به کشف حجاب در دانشسرا در حین اعطای دانشنامه فارغالتحصیلان، نشانگر توجه رضاخان به مراکز آموزشی به عنوان یکی از ارکان اصلی سیاست حجابستیزی بود. کمااینکه پیش از آن نیز برداشتن حجاب به تدریج در بین آموزگاران و دانشآموزان دختر مدارس آغاز شده بود (قدر ولایت، ۱۳۷۳، ص۲۲). از فردای همانروز، جراید و روزنامههای رسمی کشور، طی مقالاتی اقدام رضا شاه را مرحلهای جدید برای ورود زنان به جامعه تلقی کرده و هزاران منافع و محسنات علمی، ادبی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را در جهت ترقی جامعه ایران پیشبینی کردند. روزنامه تجدد ایران در تاریخ هجدهم دیماه ۱۳۱۴ زیر عنوان «در دانشسرای مقدماتی» نوشت: دیروز یک صفحه دیگر بر افتخارات تاریخی این مملکت افزوده شد. در شماره ۲۲ دی ماه، همین روزنامه زیر عنوان «نهضت ترقی خواهانه بانوان اصفهان» اخباری از افتتاح جلسه کانون بانوان اصفهان با شرکت حکمران اصفهان و مسئولین محلی همراه با همسرانشان درج شد (مجله تماشا، دیماه ۱۳۵۶، ص۱۰). روزنامه پتی مارسه چاپ پاریس نیز که ایران را در آستانه تسلیم داوطلبانه در مقابل فرهنگ غربی میدید نوشت: آخرین زندان جهالت و تعصب را اصلاحات رضاشاه پهلوی پادشاه متجدد و مصلح ایران از بین برد… حالا زنها آزاد شدهاند، نه تنها میتوانند لباسی به آخرین مد اروپایی بپوشند و خود را نشان بدهند بلکه میتوانند در زندگی اجتماعی مملکت شرکت نمایند. تمایل فعلی ایرانیها بر این است که زنها همان رُل اروپایی را در جامعه بازی کنند ( اسناد وزارت خارجه، ۱۳۱۴، ردیف ۱۵۱). روزنامه اطلاعات نیز که از چند روز قبل از ۱۷/۱۰/۱۳۱۴ برای این کار زمینهسازی میکرد، نوشت: چندینهزار از خانمها با پیراهن سفید و دامن سیاه در حال ورزش و در بالای آن عکس بزرگی از زنان چکسلواکی در حال ورزش به چاپ رساند. در روزهای بعد فعالیتهای مشابهی از زنان در شهرهای ارومیه، کاشان و ملایر را به چاپ رساند. از دیماه ۱۳۱۴ به بعد تمامی دستگاههای حکومتی، از وزارت معارف گرفته تا شهربانی، به وظیفه تقویت کشف حجاب معطوف بود که کانون بانوان به جهت نقش اساسی خود، بیشترین سهم را در این زمینه با ترتیب مجالس سخنرانی و جشنهای متعدد در تهران و شهرستانهای مختلف بر عهده داشت. به همین مناسبت در دیماه ۱۳۱۴ وثوقالدوله، نخستوزیر سابق و عاقد قرارداد ۱۹۱۹ خطابهای در محل کانون بانوان ایراد کرد که محورهای بحث او جهتگیریهای خاصی داشت. وی در سخنان خود ضمن تقبیح حجاب به مقایسه زندگی زنان اروپایی با زنان ایرانی پرداخته، ضمن نقایصی که از حجاب بر زنان ایران برشمرد، اقدام رضا شاه را در کشف حجاب ، سعادت و خوشبختی برای آنان تلقی کرد. او کشف ححاب را مقدمهای برای انجام امور مفید از سوی زنان فارغ از حجاب دانست. مرحله دوم از فعالیتهای کانون بانوان از ابتدای ریاست صدیقه دولتآبادی (اولین زن فارغالتحصیل خارج کشور) بعد از گذشت یک سال از تأسیس آن آغاز میشود. در این دوره به منظور تحقق اهداف کانون بانوان، وزارت فرهنگ رسماً آن را به صورت اداره تربیتی در آورد، اعضای سابق را مستعفی نمود و با تشکیلات جدید به صدیقه دولتآبادی سپرد. بنابراین تشکیلات کانون به دو قسمت تقسیم شد: ۱ـ اجتماعی ۲ـ تربیتی در قسمت اول کانون، مؤسسهای اجتماعی متشکل از عدهای از بانوان عضو بود که هیأت مدیره آن به تعداد ۱۲ نفر از میان این عده انتخاب میشد. در قسمت دوم، کانون بانوان مؤسسهای تربیتی با فعالیتهای زیر بود: ۱ـ دبستان ششکلاسهای برای دوشیزگان و بانوانی که به دلیل سن بالا نمیتوانستند در مدارس دولتی وزارت فرهنگ درس بخوانند، تأسیس شد که از سال ۱۳۱۸ ش داوطلب امتحانات نهایی داشت. سن دانشآموزان این دبستان از ۱۸ تا ۲۴ بود. از سال ۱۳۲۳ کلاس مخصوصی برای دوشیزگان که سن آنها از ۹ سال بیشتر بود دایر شد. ۲ـ در سال ۱۳۱۷ کانون بانوان از یک هنرستان برای برش و خیاطی و کارهای دستی برخوردار شد. این هنرستان سه دوره مقدماتی، متوسطه و عالی خیاطی را ارائه میکرد و تا پایان سال تحصیلی ۱۳۲۴ مجموعاً ۹۵ نفر از این دوره فارغالتحصیل شده و گواهینامه دریافت کردند. ۳ـ از دیگر مؤسسات کانون بانوان، کلاس موسیقی بوده که معمولاً، فارغالتحصیلان آن در جشنهای هفده دی به هنرنمایی میپرداختند. ۴ـ انجمنهای کانون شامل انجمن تشویق به سادگی، انجمن ورزش و انجمن خیریه بودند. ۵ـ کانون بانوان در سال تحصیلی ۲۴ ـ ۱۳۲۳ مؤسسه دیگری به نام تربیت مادر (قدر ولایت، پیشین، ص۲۳) بر تشکیلات خود افزود که با دوره یک ساله، فارغالتحصیلی در آن انجام میشد. از لحاظ محتوایی، برنامههایی که در مؤسسات کانون پیاده میشد، میتوان گفت که در همهی آنها در جهت تسریع روند وابستگی فرهنگی و اقتصادی بود. چرا که الگوهایی که در ابعاد مختلف برای زن ایرانی مطرح میشد، الگوهای برآمده از درون جامعه ایران نبود و اگر مؤسسهای به عنوان تربیت مادر تأسیس شد، مادری در آن مطرح میشد که با معیارهای خارجی منطبق باشد. حتی در تدریس اصلیترین دروس این آموزش گاه نظیر روابط خانوادگی از زنان خارجی استفاده میشد. بنابر گزارش صدیقه دولتآبادی در هنرستان خیاطی، هیچ الگوی داخلی برای پوشش زنان پیشنهاد نشد (روزنامهندای زنان، ۱۳۲۷، شماره۲۹، ص۴). ۷ـ۳ـ رمان و نمایشنامهنویسی رویآوردن روشنفکران ناسیونالیست به رمان نویسی، داستانسرایی و نمایشنامهنویسی را باید متأثر از احساس ناامنی آنان ارزیابی نمود. نداشتن امنیت و پشتوانه برای مقابله با عوارضی که از سخنان آنان به وجود میآمد، آنان را وا میداشت که در قالبهای غیرمستقیم دیدگاههای خود را طرح کنند تا از پرداخت هزینههای احتمالی آن معاف گردند. البته نمایشنامهها صرفاً علیه دین یا دینداری یا متولیان مسائل دینی نبود بلکه علیه حاکمیت نیز بوده است. بنابراین از اندکی قبل از انقلاب مشروطیت تا پایان پهلوی اول این روش بسیار پررنگ است. میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزا ملکم خان، صادق هدایت، بزرگ علوی، مجتبی مینوی و جمالزاده را میتوان از سردمداران این سبک به حساب آورد. آخوندزاده نخستین نمایشنامهنویس ایران و آسیا است. البته سنت نمایشنامهنویسی آخوندزاده چونان مبانی فکری او از فرهنگ روس مآب غرب اخذ شده بود. از این لحاظ او کسی جز مقلد نمایشنامههای فرنگ با سستی و ضعفهایی که احیاناً در برخی نمایشنامههای او از طریق این نمایشنامهها بیان میشد، نبود مخاطبانش هم عملاً قفقازیها بودند. مقصد اقصای آخوندزاده در این آثار چنانکه حامد الگار اشاره دارد «به طور کلی در جهت یکساننمودن فرهنگ محلی مردم قزاقستان با فرهنگ روسی و از بین بردن عقاید سنتی در جهان اسلام به خصوص ایران بود… او امیدوار بود با نشان دادن افراد فاسد، جاهل و خرافی بر روی صحنه، تماشاگران در مورد مسائل آشکار موفق به نتیجهگیری شوند و به تدریج آنچه را که او بینش روشنفکرانه و مترقی میدانست کسب کنند.» (مددپور، ۱۳۸۶، ص۴۵). آخوندزاده سرّ این کار را در حکمای اروپا میداند و به تأثیرپذیری خود اعتراف میکند و در عین حال تأثیر اقدامات خود در نمایشنامهنویسی را با کتب وعظ مقایسه و کتب دینی را بیخاصیت و بیاقبال معرفی می کند. چنانچه قبلاً اشاره رفت آخوندزاده همواره براهین قطعیه را در قول حکمای یوروپا میبیند تا ثابت کند که «وعظ و نصیحت به منهاج ملامحمد رفیع واعظ قزوینی (ملا رفیع قزوینی) در کتاب بیشور و بینمک و بیلذت و کسالتبار «ابوابالجنان» بیفایده است و آدمی از آن متنفر میشود و تأثیری نیز در نفوس نخواهد داشت.» در حالی که کرتیکای کتابهایی چون مکتوبات کماالدوله عطشی فراوان را برای مطالعه کتاب موجب میشود. حرص به خواندن کرتیکا از رهگذر رسمیت استهزا و تمسخر و سرزنش است. این سرّی است خفی که حکمای یوروپا آن را دریافتند (الفبای جدید، ۱۳۵۷، ص۲۰۷). نمایشنامههای آخوندزاده برخی سیاسی ـ اجتماعیاند که به طرح مسائل سیاسی و اجتماعی میپردازند. این نوع نمایشنامهها نیمی از تمثیلات را در بر میگیرد. نمایشنامه وزیر خان لنکران اصول سیاسی حکمرانان شرقی و دغل بازی آنان را به باد انتقاد میگیرد. خان لنکران فرمانروای ستم پیشه ابلهی است که در قلمرو او از عقل و عدالت خبری نیست و بدتر وزیر اوست که نادانی و بیخبری، دزدی و چاپلوسی را در خود جمع کرده است. او به زیردستان تفرعن میفروشد حقوق زن در این نمایشنامه مورد توجه است. نمایشنامه «مرد خسیس» اوضاع و عادات اجتماعی فاسد جامعه مسلمانان قفقاز را به نقد میکشد. در این نمایشنامه و نمایشنامه «خرس قولدور باسان» نمایندگان روس در قفقاز انسانهایی خوب و با چهرهای مثبت و مجری عدالت معرفی شدهاند. نمایشنامه «موسی ژوردان» ضد خرافی است. در اینجا آخوندزاده نماینده علم و روشنفکری اروپایی را در مقابل نماینده جادو و خرافه ایرانی و آسیایی قرار میدهد. در «نمایشنامه وکلای مرافعه تبریز» وکلای دعاوی در چهرههای منفی و رشوهخوار و دروغگویی ظاهر میشوند. حاکم شرع هم آدم سادهلوح خوش باوری است که گول اطرافیان را میخورد (آن موقع حاکم شرع از روحانیت بوده است) در این نمایشنامه نیز زن مقام ارجمندی دارد و در پی آزادی خود است در گونهای از نمایشنامههای آخوندزاده که خرافه و موهومات مورد قبول مردم قفقاز سخت مورد تعرض اویند، ماهیت «اصلاح دینی» و به واقع «دینزدایی» بیشتری دارند. او در این آثار چنان پیش میرود که نمایشنامههایش استهزا آمیز و حاکی از بیتعصبی و عدم حب به اسلام و توهین به مسلمین است و بدین جهت ممنوع نمایش میشود (الفبای جدید، ۱۳۵۷، ص۶۰). آخوندزاده که این مطلب را دریافتهبود در دفاع از خود چنین مینویسد: این نوع تصنیف را در ممالک من بانی شدم، نباید اینگونه اعتراضات استهزاآمیز را به پارهای اطوار و اخلاق نکوهیده مسلمانان حمل بر عدم تعصب و عدم حب ملت بکنند زیرا که از این اعترافات غرض تنبیه است بر دیگران که اخلاق ذمیمه احتراز نمایند (الفبای جدید، ۱۳۵۷، ص۷۴). اولین نمایشنامه آخوندزاده «ابراهیم خلیل کیمیاگر» نه تنها کیمیاگری که جهل و سادهلوحی افرادی را که مورد سوء استفاده کیمیاگر واقع میشوند، به مسخره میگیرند، بلکه روحانیت و تصوف نیز هدف طنز او قرار میگیرند. آخوندزاده در این نمایش به وضوح نشان میدهد که در نظر او «دین» عین «خرافات» است (مددپور، ۱۳۸۶، ص۶۳). ایرج پارسینژاد در خصوص روی آوری هدایت به ایران پیش از اسلام در نمایشنامهها و رمانها، میگوید: صادق هدایت با حساسیتی که از عقبماندگی ایران داشت، برای گریز از احساس خشم و شرم خود، به ایران پیش از اسلام پناه برده بود و آثاری چون نمایشنامههای «پروین دختر ساسان و مازیار» را نوشت که در آنها حمله عربها به ایران و شکست ساسانیان و چیرگی دین و آیین و زبان و کلام عرب بر ایرانیان بیان شده بود (اتحاد، ۱۳۷۸، جلد۶، ص۲۵۹). هدایت در داستان «میهن پرست» کسانی که موجب غفلت و بیتوجهی به آثار فرهنگی و تمدنی شدند را مورد نقد قرار میدهد. وی در سال ۱۳۰۹ ش پروین دختر ساسان را در همین راستا می نویسد: نمایشنامهای که در آن دختری را ترسیم می کند که پس از تسخیر شهر «راغا» (ریکنونی) در سال ۲۲ هجری به دست مسلمانان اسیر میشود. سربازان او را در ازای سکه به فرمانده عرب میدهند، چون زیبا بوده فرمانده میخواهد او را مسلمان و سپس به عقد خود درآورد. او زیر بار اسلام نمیرود. بزرگ علوی دیو را درباره هجوم اعراب به ایران نوشت. هدایت »سایه مغول» را نوشت و شین پرتو (شیرازپور پرتو) نیز در مورد بحران دیگر ایرانی، داستان حمله اسکندر به ایران را با عنوان شب بد مستی نگاشت. همچنین بزرگ علوی کتاب بادسام را منتشر و در آن کتاب به ستایش ایران باستان پرداخت. مجتبی مینوی نیز در سال ۱۳۱۱ ش تنسر را منتشر کرد و نوروزنامه را انتشار داد و به نشر اسناد شهر پارسها پرداخت. حس نوجوی این جریان در پی تلفیقی از فرهنگ و ادب کهن ایرانی با مضامین اروپایی بود (ذاکر، ۱۳۸۶، ص۱۹۷). هدایت در داستان «آتشپرست» از شکوه دین زرتشت میگوید: داستان تخت ابونصر نیز در همین زمینه است. او احساسات ناسیونالیستی خود را در قالب نمایشنامه بروز داد و سپس به تحقیق در زمینه متون کهن ایرانی پرداخت. آخرین نمایشنامه او، مازیار در سال ۱۳۱۲ ش منتشر شد، که در آن شجاعت ایرانی و جانفشانی او را در قبال یورش بیگانه میستاید و در مقابل، با کلمات مستهجن از زبان مازیار، بر اعراب میتازد و آنها را موشخوار و خشن و پست میشمرد، اصفهان نصف جهان، تاریکخانه، سایه مغول و گجسته دژ نیز در همین راستا قرار میگیرد. اما از همه مهمتر ترجمه متون پهلوی توسط او به فارسی است. زند و هومن یسن، اردشیر پایگان، گزارش کمانشکن، گجسته ابالیش، یادگار جاماسب، در آمدن شاه بهرام و رجاوند نمونههایی از این تلاش است (ذاکر، ۱۳۸۶، ص۱۹۹). با مروری بر نمایشنامهها و داستانهای هدایت و مجموعه همراه او از قبیل شین پرتو و بزرگ علوی و مجتبی مینوی، مؤلفههای زیر را در ناسیونالیسم رمانتیک این دوره مشاهده میکنیم. ـ تعصب شدید ضداسلامی و به تعبیر نویسندگان، ضد سامی یا ضد عربی. ـ ترکیب شخصیتهای داستانی حقیقی و تخیلی. ـ بیان تاریخی که عمدتاً مجهول و غیر مستند است. ـ تشدید فضای دو قطبی در جامعه و تقابل و رودررویی اسلام و ایران. ـ مظلومنمایی در مقابل ظلم عرب [اسلام] با بهره گرفتن از ابزار زن. به زنان در این داستانها بیشتر در مقابل چشم نامزدشان تجاوز میشود و در پایان هلاک میشوند و بیشتر دست به خودکشی میزنند. ـ تحمیل الترناتیو زرتشتی در تعقیب و تقبیح اسلام. ـ هدف نمایشنامهنویسان کمتر پرداختن به جنبههای هنری و ذوقی است و بیشتر وسیلهای برای بیان احساسات ناسیونالیستی است. ـ برتری نژاد آریایی. (برداشتهای شوونیستی) ـ وجه فرهنگی ناسیونالیسم دستمایه ناسیونالیسم سیاسی و در خدمت ناسیونالیسم دولتی است. ـ این جریان به نوعی اسطورهگرایی توجه دارد. به تعبیری، جهتگیری ارتجاعی و رویکردی کهنهگرا دارد. ـ ناسیونالیسم این دوره نه جوشیده از متن جامعه بلکه ریشه در فرهنگ امپریالیستی و تحمیل خارجی دارد (ذاکر، ۱۳۸۶، ص۲۰۰). دیگر نمایشنامهنویسان نیز معمولاً مسئله ایرانگرایی و باستانگرایی را در اکثر آثار خود در اولویت داشتند. نمایشنامه جعفرخان از فرنگ برگشته حسن مقدم در کنار نمایشنامههای ماهپاره علیاکبر سیاسی قابل ذکر است. دختر قرن بیستم نفیسی شب هفدهم فروردین ۱۳۰۱ ش در سالن گراند هتل تهران به روی صحنه رفت (خلج، ۱۳۸۱، ص۱۷). نمایشنامه جعفرخان از فرنگ برگشت اساساً جنگ بین کهنه و نو نیست بلکه محکوم کردن بیفرهنگی و سطحی بودن است. این بیفرهنگی هم در جعفرخان از فرنگ برگشت و هم در خانواده سنتی او مورد حمله قرار میگیرد (خلج، ۱۳۸۱، ص۷۹). ذبیح بهروز نیز در بین سالهای ۱۳۰۱ تا ۱۳۳۶ نمایشنامههای خود را انتشار داد «نمایشنامه شاه ایران و بانوی ارمن» از جمله نوشتههای تاریخی در چارچوب ملیگرایی ایرانی است. او در نمایشنامه «جیجک علیشاه» سیاستهای مستبدانه پادشان قاجار را به نقد میکشد. جهت تکریم فردوسی، شب فردوسی را نوشت. فعالیتهای تحقیقی درباره اصلاح زبان فارسی از جمله فعالیتهای جدی او در دوره بعد میباشد که درچارچوب گفتمان ناسیونالیستی وقت صورت گرفت. لذا غلامعلی خان فکری ملقب به معزالدیوان، نمایش رستم و سهراب را در سال ۱۳۱۳ در جریان جشن هزار فردوسی اجرا نمود. شخصیت هنری عبدالحسین نوشین، به ویژه در دوران برگزاری هزاره فردوسی شکوفا گردید. در این ایام که خاورشناسان از سراسر جهان به تهران آمدهبودند، نوشین سه نمایشنامه «رستم و تهمینه»، «زال و رودابه» و «رستم و کیقباد» را با آهنگسازی مین باستیان روی صحنه برد. همکاری او با بانو لرتا از همین ایام شروع شد و سرانجام به زندگی مشترک انجامید. اجراهای نوشین در هزاره فردوسی یک کامیابی چشمگیر بود (خلج، ۱۳۸۱، ص۱۳۰). همانگونه که قبلاً اشاره شد یکی از بنمایههای باستانگرایی در ایران پارسیان هند بودند که نقش بسزایی در تولید ناسیونالیسم باستانگرا بازی میکردند، نکته جالب اینکه، نمایشنامهنویسهایی که در دوران پهلوی اول فعال بودند و از موقعیت ناسیونالیستی برای ترویج نمایشنامه خود بهره میبردند، به نوعی با پارسیان هند و زرتشتیان آن دیار در ارتباط بودند به طوری که هدایت را شناسایی و به آنجا دعوت میکردند. افرادی دیگر نظیر پورداوود نیز به دعوت دینشاه (رئیس انجمن زرتشتیان ایران در بمبئی) به هند مسافرت کردند، ذبیح بهروز، محمد مقدم هم در بمبئی بودند که هدایت به آنها ملحق شد. در شعرهای عارف قزوینی شاعر ناسیونالیست و موسیقیدان مدرنیست نیز ردپای زرتشتیگری به خوبی دیده میشود (ذاکر، ۱۳۸۶، ص۲۰۶). ۴ـ تأثیر الگو غلبه ناسیونالیسم بر اسلام بر منافع ملی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
البته او متذکر میشود که نوعی دیگر نیز در هر دو زبان وجود دارد که بسیار به ندرت به آن بر میخوریم؛ یعنی رابطه میان آغازگر جمله قبلی با پایانبخش جمله بعدی:
The play was interesting.
T1-R1
I do not enjoy it.
T1-RT2
او در ادامه به بررسی آماری انواع الگوهای ذکر شده میپردازد و در پیکره خود تعداد وقوع هر یک را بررسی میکند. نهایتاً به جدولی میرسد که طبق آن میزان وقوع هر یک از انواع ذکر شده به درصد برای انگلیسی و فارسی ارائه شده است. (ص ۹۱) (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
کاووسینژاد (۱۳۸۱) نیز رساله خود را به بررسی آغازگر- پایانبخش اختصاص دادهاست و تاثیر آن در انسجام متن را بررسی میکند. او در کار خود چند تعریف از آغازگر را ذکر کرده و بر پایه تعاریف و مفاهیم مطرح در آثار هلیدی انواع آغازگر در زبان فارسی را بررسی میکند. او تمرکز خود را بر انواع زیر قرار میدهد: آغازگر ساده و مرکب، آغازگر تجربی، بینافردی و متنی. او با بررسی آماری پیکره خود بسامد هر یک از این انواع آغازگر را در کل و نیز هر سبک (از جمله آموزشی، مقالات، داستانی، روزنامهای و غیره ) بررسی آماری میکند. دبیرمقدم (۱۳۸۴، صص ۱۱۹-۱۲۰) پس از ارائه مقدمهای درباره موضع تعاملی خویش که جمله را به مثابه امری نحوی-کلامی مد نظر دارد، مفاهیم مبتدای اولیه و ثانویه و خبر را از هم متمایز میکند و توضیح میدهد دو نوع ارتباط بین ارکان اصلی حوزه نحو [یعنی فاعل، مفعول صریح و فعل] و ارکان اصلی حوزه کلام [یعنی مبتدای اولیه، مبتدای ثانویه و خبر] در جملات دارای فعل متعددی در فارسی میتوان قائل شد. او این دو رابطه را به صورت دو نمودار زیر ترسیم میکند: نمودار اول (در متن اصلی شماره ۶۸): مبتدای اولیه (Primary topic/theme) مبتدای ثانویه (Secondary topic/theme) خبر (comment/rheme) فاعل مفعول صریح فعل نمودار دوم (در متن اصلی شماره ۶۹): مبتدای اولیه خبر فاعل مفعول صریح فعل او متذکر میشود دو جمله زیر بهترتیب نمایانگر دو نوع ارتباطی هستند که در نمودارهای فوق نشان داده شدهاند:
به عبارتی در جمله (۱) در حالت بینشان یا بنیادین، دو مبتدا وجود دارد. یعنی “من” به عنوان مبتدای اولیه و “کتاب را” به عنوان مبتدای ثانویه. اما در جمله (۲) “کتاب” به همراه فعل خریدن جزئی از خبر محسوب شده و جمله تنها دارای یک مبتدا است. او در ادامه (همان، ص ۱۲۱) مطرح میکند تقطیع یک جمله به مبتدا و خبر، که از دید گوینده صورت میگیرد، و تقطیع دیگری که در سطح جمله مطرح است و به توزیع اطلاعات کهنه و نو در جمله مربوط است لزوماً با هم انطباق ندارند. فصل سوم: چارچوب نظری ۳-۱- درآمد همانطور که روبینز (۱۳۸۵: ص ۲۲) اشاره میکند علاقه به زبان و درگیری با مسایل عملی در زمینه آن باعث شده تا بررسی و پژوهش در حوزه زبان در مراکز تمدنی متعددی پا بگیرد. بررسیهای پانینی، مباحث فلسفی افلاطون و منطق و ریشهشناسیهای ارسطو همگی از نخستین کوششهای انسان برای شناخت و آگهی بیشتر از امر پیچیده زبان هستند. سنتهای گوناگون زبانپژوهی در غرب و شرق در طی قرون متمادی شکل گرفته و ادامه یافتهاند؛ اما بیشک آغاز سده اخیر بود که شاهد پیدایش زبانشناسی به عنوان یک علم در کنار دیگر علوم بود. در حال حاضر سه نگرش قالب در این رشته وجود دارد: زبانشناسی صورتگرا[۴۴]، زبانشناسی نقشگرا[۴۵]، زبانشناسی شناختی[۴۶]. دبیرمقدم (۱۳۸۳: صص ۱۸-۲۳) عمده خصایص زبانشناسی صورتگرا را که مهمترین نماینده آن دستور زایشی است، عبارت میداند از: پایبندی به تفکر عقلگرا، تمایز قائل شدن بین دانش زبانی و تبلور و بالفعل شدن آن، صورتگرایی، جدا دانستن بخشهای تشکیلدهنده زبان ( یعنی رویکرد حوزهای[۴۷])، استقلال قوه نطق از دیگر قوای ذهنی، منحصر کردن زبانشناسی به مطالعه محض حوزه زبان، توجه بیشتر به حوزه نحو، بررسی داده ها فارغ از بافت و قضاوت بر اساس شم زبانی، قائل نبودن به تکامل در زبان، آرمانگرائی[۴۸] و استناد به جامعه زبانی همگن[۴۹]. در مورد رویکرد نقشگرا اما، هلیدی (۱۹۹۴؛ xxviii) خود میگوید که این رویکرد به تفاوت زبانها تأکید دارد و نظام معنایی را، که حول محور متن یا گفتمان شکل گرفته، بنیان زبان میداند. یکی از مهمترین و فراگیرترین نظریههای مطرح در این رویکرد، دستور نظاممند نقشگرای[۵۰] هلیدی است. هلیدی (همان، xxvi-xxvii) توضیح میدهد که این نظریه دنبالروی سنت نقشگرای اروپایی بوده و او آن را اساساً بر مبنای نظریات فرث[۵۱] بنا کرده است. او همچنین تأکید میکند که در این نظریه خویش اصول انتزاعیتری را از یلمزلف[۵۲] وامگرفته و نیز مفاهیم متعددی را از مکتب پراگ[۵۳] به آن وارد کرده است. مفهوم اساسی در این نظریه «دستگاه» است. دستگاه های متعدد در زبان به صورت شبکهای درهم به آفرینش معنا میپردازند. دستگاه در این نظریه نماینده انتخاب است: انتخابهایی که ناشی از وجود مجموعههایی از امکانات همچون خبری در مقابل سؤالی، مفرد در مقابل جمع و غیره است. هر انتخاب خود موجب انتخابی دیگر میشود و بدین سان شبکهای از انتخابها شکل میگیرد. این انتخابها در سطوح مختلف معنایی، واژی و واجی وجود دارند. به تعبیری سوسوری باید گفت این دستور نقشگرا نه فقط به محور همنشینی، بلکه به محور جانشینی نیز توجه دارد و اساس کار خود را بر آن قرار میدهد. در این رویکرد آنچه مورد توجه است معنای زبان و نحوه انتقال معنا است. بنابراین تحلیل نحوی نیز به شکل ابزاری در میآید در دست زبانشناس برای بررسی معنا. تامسون (۲۰۰۴، ص ۷) این موضوع را مطرح میکند که میتوان بحث را از معنی شروع کرد و به دیگر عناصر زبان رسید. او در ادامه به مشکل اساسی در این مسیر اشاره میکند: معنیها یا استفادهها از زبان بسیار مبهم و ناواضح هستند. در واقع رویکرد نظاممند نقشگرا را میتوان تلاشی دانست برای به چارچوب در آوردن همین امر مبهم و ناواضح که معنی نام دارد. تامسون (همان، ص ۸) تذکر میدهد که به هنگام سخن گفتن از کارکرد و معنای یک تکه زبانی نمیتوان از مفهوم «انتخاب»[۵۴] اجتناب کرد. و برای شناسایی این انتخابهای ممکن معنایی باید به بافت غیرزبانی همچون جامعهمان نگاه کنیم. بدین سان او (همان، ص ۹) به این نتیجه میرسد که از منظر نقشگرا، بافت غیرزبانی و زبان در تعامل متقابل قرار دارند. در این حالت باید گفت هر انتخاب نشانگر یک معناست. پس دیگر معنا را نباید به معنای گزارهای محدود کرد، چراکه عواملی همچون ترتیب و توالی اجزای جمله نیز در تعیین معنا دخیلاند. بنابراین معنا مجموعهای است از آن چیزهایی که گوینده میخواهد به شنونده منتقل کند. معنای یک جمله معادل است با کارکرد و نقش آن جمله. میتوان از این گفته چنین نتیجه گرفت که برای یافتن انواع معنا باید انواع نقشها را بررسی کرد. (هلیدی، ۱۹۷۰، صص ۱۴۱-۱۴۳) در مجموع هلیدی (۱۹۹۴، ص xxvii) خود معتقد است دیدگاهش کاربردی است و نه محض، واقعی است و نه آرمانی، نقشی است و نه صوری، متنبنیاد است و نه جملهبنیاد. ۳-۲- دستور نظاممند نقشی هلیدی هلیدی (۱۹۷۰، ص ۱۴۱) مقاله خود باعنوان «ساختار زبان و کارکرد زبان» را با این سؤال آغاز میکند که «چرا زبان این چنین است که هست؟» سپس سریعاً به آن چنین پاسخ میدهد: ماهیت زبان بسیار به نیازی که بر مبنای آن ساخته شده، یعنی کارکردهایی که باید بدانها بپردازد، وابسته است. میتوان همین سؤال ساده هلیدی و پاسخ او بدان را اساس و مبنای کار رویکرد او دانست. او به دنبال شناخت کارکردهای مختلف زبان است. اما کارکردهای زبانی از آنجایی برای او اهمیت مییابند که هر یک پاسخی هستند به نیازی برای ارتباط. به همین سبب است که او اصرار دارد (همانجا) باید زبان را در چارچوب استفادههای از آن در نظر گرفت. هلیدی (۱۹۹۴، ص ۳۳) معتقد است زبان به نحوی ساخته میشود که سه نوع معنای اصلی را به طور همزمان ایجاد کند. او این سه نوع معنا را معناهای تجربی، بینافردی و متنی مینامد که با هم در واحدهای زبانی ادغام شدهاند:
- از زبان برای سخن گفتن از تجربیات جهان استفاده میشود. یعنی در زبان همواره در باره چیزی یا کسی صحبت میشود که عملی انجام میدهد. به این معنا، معنای تجربی میگویند.
- از زبان برای برقراری ارتباط با دیگر افراد و نیز بیان دیدگاهها خود استفاده میشود. این معنای بینافردی است.
- استفاده از زبان به منظور شکل دادن پیام به تناسب بافت. این معنا را معنای متنی مینامند. در واقع معنای متنی چگونگی ارتباط آنچه را گفته شده با آن چیزهایی که قبلاً گفته شده و بافت پیرامون نشان میدهد.
هلیدی در ادامه مدعی است به علت پیچیدگی این سه نوع معنی در متن، زبان به مثابه یک نظام نشانهشناختی یعنی نظامی که به طور قراردادی رمزگردانی میکند و به صورت مجموعههایی از انتخابهاست وجود داشته و عمل میکند. ویژگی اصلی نظامهای نشانهشناختی مانعهالجمع بودن انتخابهاست؛ یعنی هر انتخاب بالفعل در نظام زبان، معناهای خود را از مجموعه انتخاب های ممکن بالقوه به دست میآورد. هلیدی و متیسون (۲۰۰۴، ص ۵۵) در لزوم قائل شدن به سه نوع معنا یا فرانقش در هر بند میگویند که یکی از مفاهیم مطرح شده در تحلیلهای دستوری، “فاعل” است که به سه صورت تعریف میشود:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۴/۰-
۲۲/۲-
۰۲/۰
جدول ضرایب معادله رگرسیونی فوق سهم هر کدام از متغیرهای پیش بین سبکهای دلبستگی و عملکرد خانواده را به تفکیک در دو گروه دختران و پسران در پیش بینی متغیر ملاک (سازگاری دانش آموزان) نشان میدهد. در گروه دختران خرده مقیاسهای عملکرد (ارتباط، آمیزش عاطفی، ایفای نقش، عملکرد کلی، همراهی عاطفی و کنترل رفتار) میتوانند به صورت معناداری متغیر ملاک سازگاری دانشاموزان را پیشبینی کنند. خرده مقیاس ارتباط با مقدار بتای ۴۴/۰ در سطح آلفای ۰۱/۰ پیش بینی کننده معنی داری برای متغیر سازگاری دانش آموزان دختر به حساب میآید. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف معیار خرده مقیاس ارتباط ۴۴/۰ در انحراف معیار متغیر سازگاری تغییر ایجاد میشود. همچنین خرده مقیاس آمیزش عاطفی با مقدار بتای ۳۳/۰- و در سطح آلفای ۰۱/۰ پیش بینی کننده معنی داری برای متغیر سازگاری دانش آموزان دختر به حساب میآید. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف معیار خرده مقیاس آمیزش عاطفی ۳۳/۰- در انحراف معیار متغیر سازگاری تغییر ایجاد میشود. خرده مقیاس ایفای نقش با مقدار بتای ۳۸/۰- در سطح آلفای ۰۱/۰ پیش بینی معنیداری برای متغیر ملاک سازگاری دانش آموزان دختر محسوب میشود. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف خرده مقیاس ایفای نقش، ۳۸/۰- در انحراف معیار متغیر سازگاری تغییر ایجاد میشود. خرده مقیاس عملکرد کلی با مقدار بتای ۳۱/۰در سطح آلفای ۰۱/۰ پیش بینی معنیداری برای متغیر ملاک سازگاری دانش آموزان دختر محسوب میشود. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف خرده مقیاس عملکرد کلی، ۳۱/۰در انحراف معیار متغیر سازگاری تغییر ایجاد میشود. خرده مقیاس حل مشکل با مقدار بتای ۱۳/۰در سطح آلفای ۲۵/۰ پیش بینی معنیداری برای متغیر ملاک سازگاری دانش آموزان دختر نیست. خرده مقیاس همراهی عاطفی با مقدار بتای ۱۸/۰در سطح آلفای ۰۱/۰ پیش بینی معنیداری برای متغیر ملاک سازگاری دانش آموزان دختر محسوب میشود. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف خرده مقیاس همراهی عاطفی، ۱۸/۰در انحراف معیار متغیر سازگاری تغییر ایجاد میشود. خرده مقیاس کنترل رفتار با مقدار بتای ۲۶/۰در سطح آلفای ۰۱/۰ پیش بینی معنیداری برای متغیر ملاک سازگاری دانش آموزان دختر محسوب میشود. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف خرده مقیاس کنترل رفتار، ۲۶/۰در انحراف معیار متغیر سازگاری تغییر ایجاد میشود.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
هم چنین در گروه دختران دو خرده مقیاس از سبکهای دلبستگی(ایمن و دوسوگرا) میتوانند به صورت معناداری متغیر ملاک سازگاری دانش آموزان را پیشبینی کنند. خرده مقیاس ایمن با مقدار بتای ۱۴/۰ در سطح آلفای ۰۱/۰ پیش بینی کننده معنی داری برای متغیر سازگاری دانش آموزان دختر به حساب میآید. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف معیار خرده مقیاس ایمن ۱۴/۰ در انحراف معیار متغیر سازگاری دانش آموزان تغییر ایجاد میشود. همچنین خرده مقیاس دوسوگرا با مقدار بتای ۱۸/۰- و در سطح آلفای ۰۱/۰ پیش بینی کننده معنی داری برای متغیر سازگاری دانش آموزان دختر به حساب میآید. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف معیار خرده مقیاس دوسوگرا ۱۸/۰- در انحراف معیار متغیر سازگاری دانش آموزان تغییر ایجاد میشود. خرده مقیاس ناایمن با مقدار بتای ۱۰/۰- و در سطح آلفای ۱۰/۰ پیش بینی کننده معنی داری برای متغیر سازگاری دانش آموزان دختر محسوب نمی شود. در گروه پسران خرده مقیاسهای عملکرد خانواده (عملکرد کلی، حل مشکل، همراهی عاطفی و کنترل رفتار) میتوانند به صورت معناداری متغیر ملاک سازگاری دانش آموزان را پیشبینی کنند. خرده مقیاس ارتباط با مقدار بتای ۰۰۹/۰ در سطح آلفای ۹۲/۰ پیش بینی کننده معنی داری برای متغیر سازگاری دانش آموزان پسر محسوب نمی شود. خرده مقیاس آمیزش عاطفی با مقدار بتای ۱۳/۰- و در سطح آلفای ۰۸/۰ پیش بینی کننده معنی داری برای متغیر سازگاری دانش آموزان پسر محسوب نمی شود. خرده مقیاس ایفای نقش با مقدار بتای ۱۵/۰- در سطح آلفای ۰۷/۰ پیش بینی معنیداری برای متغیر ملاک سازگاری دانش آموزان پسر محسوب نمیشود. خرده مقیاس عملکرد کلی با مقدار بتای ۱۴/۰در سطح آلفای ۰۵/۰ پیش بینی معنیداری برای متغیر ملاک سازگاری دانش آموزان پسر محسوب میشود. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف خرده مقیاس عملکرد کلی، ۱۴/۰در انحراف معیار متغیر سازگاری تغییر ایجاد میشود. خرده مقیاس حل مشکل با مقدار بتای ۲۰/۰در سطح آلفای ۰۱/۰ پیش بینی معنیداری برای متغیر ملاک سازگاری دانش آموزان پسر محسوب می شود. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف خرده مقیاس عملکرد کلی، ۲۰/۰در انحراف معیار متغیر سازگاری تغییر ایجاد میشود. خرده مقیاس همراهی عاطفی با مقدار بتای ۲۱/۰در سطح آلفای ۰۱/۰ پیش بینی معنیداری برای متغیر ملاک سازگاری دانش آموزان پسر محسوب میشود. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف خرده مقیاس همراهی عاطفی، ۲۱/۰در انحراف معیار متغیر سازگاری تغییر ایجاد میشود. خرده مقیاس کنترل رفتار با مقدار بتای ۲۳/۰در سطح آلفای ۰۱/۰ پیش بینی معنیداری برای متغیر ملاک سازگاری دانش آموزان پسر محسوب میشود. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف خرده مقیاس کنترل رفتار، ۲۳/۰در انحراف معیار متغیر سازگاری تغییر ایجاد میشود. در گروه پسران از سه خرده مقیاس سبک های دلبستگی تنها یک خرده مقیاس ناایمن می تواند سازگاری دانش آموزان پسر را پیش بینی کند. خرده مقیاس ایمن با مقدار بتای ۰۸/۰ در سطح آلفای ۲۶/۰ پیش بینی کننده معنی داری برای متغیر سازگاری دانش آموزان پسر محسوب نمی شود. همچنین خرده مقیاس دوسوگرا با مقدار بتای ۱۲/۰- و در سطح آلفای ۰۸/۰ پیش بینی کننده معنی داری برای متغیر سازگاری دانش آموزان پسر محسوب نمی شود. خرده مقیاس ناایمن با مقدار بتای ۱۴/۰- و در سطح آلفای ۰۲/۰ پیش بینی کننده معنی داری برای متغیر سازگاری دانش آموزان پسر محسوب می شود. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در خرده مقیاس ناایمن، ۱۴/۰- در انحراف معیار سازگاری دانش آموزان پسر تغییر ایجاد می شود. در یک جمع بندی کلی از فرضیه ششم پژوهش می توان گفت که در گروه دختران، شش خرده مقیاس عملکرد خانواده (ارتباط، آمیزش عاطفی، ایفای نقش، عملکرد کلی، همراهی عاطفی و کنترل رفتار) رابطه معنی داری با سازگاری دانش آموزان داشتند اما خرده مقیاس حل مشکل رابطه معنی داری با سازگاری دانش آموزان نداشت. در گروه پسران، چهار خرده مقیاس عملکرد خانواده (عملکرد کلی، حل مشکل، همراهی عاطفی و کنترل رفتار) رابطه معنی داری با سازگاری دانش آموزان داشت. اما خرده مقیاسهای ارتباط، آمیزش عاطفی و ایفای نقش رابطه معنی داری با سازگاری دانش آموزان پسر نداشتند. در مورد سبک های دلبستگی در گروه دختران دو سبک ایمن و دوسوگرا رابطه معنی داری با سازگاری دانش آموزان داشتند. اما سبک دلبستگی ناایمن رابطه معنی داری با سازگاری دانش آموزان دختر نداشت. در گروه پسران تنها سبک ناایمن رابطه معنی داری با سازگاری دانش آموزان پسر داشت. اما دو سبک ایمن و دوسوگرا رابطه معنی داری با سازگاری دانش آموزان پسر نداشتند. فصل پنجم بحث و نتیجه گیری ۵-۱- مقدمه این پژوهش با هدف بررسی رابطه عملکرد خانواده و سبکهای دلبستگی با سازگاری اجتماعی دانشآموزان دختر و پسر مقطع متوسطه بندرعباس در سال تحصیلی ۱۳۹۲-۱۳۹۱ انجام گردید. در فصل اول پژوهش ابتدا به بیان مسأله، اهمیت و ضرورت تحقیق، اهداف تحقیق، سؤالات، فرضیه ها و تعاریف نظری و عملیاتی پرداخته شد. در فصل دوم پژوهش پس از مقدمه ای کوتاه به بررسی پیشینه نظری موضوعات سبک های دلبستگی، عملکرد خانواده و سازگاری اجتماعی دانش آموزان پرداخته شد. سپس در قسمت پیشینه پژوهشی به بررسی و بیان نتایج مطالعات داخلی و خارجی انجام شده در این زمینه پرداخته شد. در فصل سوم تحقیق نیز به بیان روش تحقیق، جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری، ابزار پژوهش و پرسشنامه ها و روش تجزیه و تحلیل داده ها پرداخته شد. در فصل چهارم تحقیق نیز در دو قسمت آمار توصیفی و استنباطی به تجزیه و تحلیل دادهها پرداخته شد که نتایج و تبیین آن ها در این فصل پس از بحثی کوتاه آورده خواهد شد. در پایان نیز محدودیت های تحقیق بیان و پیشنهاداتی ارائه خواهد گردید. ۵-۲- بحث انسان محصول اجتماع است و در نتیجه تحت تأثیر نظام ها و فرهنگ های جامعه خود قرار می گیرد. در چنین شرایطی است که باید نیازهای خود را برآورده سازد و آرامش و تعادل خود را حفظ کند، بنابراین انسان باید با اجتماع سازگار شود. عوامل زیادی می توانند در سازگاری فرد با اجتماع نقش داشته باشند. به نظر میرسد خانواده و عوامل خانوادگی یکی از مهم ترین نقش ها را در سازگاری فرد با اجتماع داشته باشد. عوامل ﺧﺎﻧﻮاده ﭼﻴﺰی ﺑﻴﺶ از ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ اﻓﺮادی اﺳﺖ ﻛﻪ در ﻳﻚ ﻓﻀﺎی ﻣﺎدی و رواﻧﻲ ﺧﺎص ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﻲﺑﺮﻧﺪ. ﺧﺎﻧﻮاده ﻳﻚ ﻧﻈﺎم اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﻃﺒﻴﻌﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ وﻳﮋﮔﻲﻫﺎی ﺧﺎص ﺧﻮد را دارد. اﻳﻦ ﻧﻈﺎم اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﻣﺠﻤﻮﻋﻪای از ﻗﻮاﻋﺪ و اﺻﻮل را اﺑﺪاع و ﺑﺮای اﻋﻀﺎی ﺧﻮد ﻧﻘﺶﻫﺎی ﻣﺘﻨﻮﻋﻲ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﻋﻼوه ﺑﺮ اﻳﻦ، عملکرد ﺧﺎﻧﻮاده از ﻳﻚ ﺳﺎﺧﺖ ﻧﻈﺎمدار ﻗﺪرت ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ. ﺻﻮرتﻫﺎی ﭘﻴﭽﻴﺪهای از ﭘﻴﺎم رﺳﺎﻧﻲﻫﺎی آﺷﻜﺎر و ﻧﻬﺎن را ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﻲآورد و روشﻫﺎی ﻣﺬاﻛﺮه و ﻣﺴﺌﻠﻪﮔﺸﺎﻳﻲ ﻣﻔﺼﻠﻲ در اﺧﺘﻴﺎر دارد ﻛﻪ ﺑﻪ آن اﺟﺎزه ﻣﻲدﻫﺪ ﺗﺎ ﺗﻜﺎﻟﻴﻒ ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ را ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺑﻪ اﻧﺠﺎم ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ. در ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻈﺎﻣﻲ اﻓﺮاد ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ﻋﻼﻳﻖ و دﻟﺒﺴﺘﮕﻲﻫﺎی ﻋﺎﻃﻔﻲ ﻧﻴﺮوﻣﻨﺪ، دﻳﺮﭘﺎ و ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺑﻪ یکدیگر ﻣﺘﺼﻞ ﺷﺪهاﻧﺪ. ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ از ﺷﺪت وﺣﺪت اﻳﻦ ﻋﻼﻳﻖ و دﻟﺒﺴﺘﮕﻲﻫﺎ در ﻃﻲ زﻣﺎن ﻛﺎﺳﺘﻪ ﺷﻮد، ﻟﻴﻜﻦ ﺑﺎز ﻫﻢ ﻋﻼﻳﻖ ﻣﺰﺑﻮر در ﺳﺮاﺳﺮ زﻧﺪﮔﻲ ﺑﻪ ﺑﻘﺎی ﺧﻮد اداﻣﻪ ﺧﻮاﻫﻨﺪ داد. ﺑﻪ ﻃﻮر ﻛﻠﻲ، ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻗﺒﻠﻲ ﺗﺄﻛﻴﺪ داﺷﺘﻪاﻧﺪ ﻛﻪ از ﻳﻚﺳﻮ، ﺧﺎﻧﻮاده ﻧﺎﻛﺎرآﻣﺪ، ﻣﺮﻛﺰی اﺳﺖ ﻛﻪ در آن ﺑﺰﻫﻜﺎری رﺷﺪ ﻣﻲﻛﻨﺪ و از ﺳﻮی دﻳﮕﺮ، ﻳﻚ ﺧﺎﻧﻮاده ﻛﺎرآﻣﺪ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﻓﺮزﻧﺪان را ﺗﻐﺬﻳﻪ ﻛﺮده و از آن ﻫﺎ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻛﻨﺪ. اﻛﺜﺮ ﻣﺸﻜﻼت و ﻧﺎﺳﺎزﮔﺎریﻫﺎی رﻓﺘﺎری ﻛﻪ رﻳﺸﻪ در ﺧﺎﻧﻮاده دارﻧﺪ، ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻪ از ﺗﻌﺎﻣﻼت درون ﺧﺎﻧﻮادهای ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﻓﺮزﻧﺪان، اﻳﻦ ﺗﻌﺎﻣﻼت را ﻏﻴﺮﻗﺎﺑﻞ ﺗﺤﻤﻞ ﻳﺎ ﺣﺪاﻗﻞ، ﺗﻨﺪ و ﺧﺸﻦ، درک ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. بیشترین افراد ناسازگار و مسأله دار، وابسته به خانواده های آسیب دیده هستند و فرزندانی که مربوط به خانواده های پر کشمکش می باشند به سبب عدم برخورداری از آرامش روانی و عدم تمرکز و آشفتگی بیشتر در معرض رفتارهای ناسازگارانه قرر دارند. لذا به نظر می رسد که عواملی نظیر عملکرد خانواده و سبک دلبستگی والدین می توانند در سازگاری اجتماعی فرزندان نقش داشته باشند. لذا این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین عملکرد خانواده، سبک دلبستگی والدین با سازگاری اجتماعی دانشآموزان دختر و پسر انجام گردید که فرضیه ها، نتایج و تبیین آن ها بشرح ذیل می باشد: ۵-۳- نتیجه گیری فرضیه اول: بین مؤلفه های عملکرد خانواده با سازگاری دانش آموزان رابطه چندگانه معنیداری وجود دارد. برای تجزیه و تحلیل فرضیه اول پژوهش از آزمون رگرسیون چند متغیری به روش همزمان استفاده شد. نتیجه آزمون نشان داد که ضریب همبستگی چندگانه بین خرده مقیاسهای عملکرد خانواده (ارتباط، آمیزش عاطفی، ایفای نقش، عملکرد کلی، حل مشکل، همراهی عاطفی و کنترل رفتار) با متغیر سازگاری دانش آموزان برابر با ۴۸/۰ میباشد و ضریب تعیین آن برابر با ۲۳/۰ میباشد. به عبارت دیگر ۲۳ درصد از تغییرات واریانس متغیر سازگاری دانش آموزان به وسیله خرده مقیاسهای عملکرد خانواده تبیین میشود. همچنین جدول خلاصه نتایج تحلیل واریانس یک راهه برای پیش بینی متغیر سازگاری براساس خرده مقیاسهای عملکرد خانواده نشان داد که اثر رگرسیونی خرده مقیاسهای عملکرد خانواده بر متغیر سازگاری دانش آموزان معنادار بوده است. این اثر رگرسیونی با مقدار ۱۹/۳۹۶= F، در سطح آلفای ۰۱/۰، معنادار به دست آمد. به عبارت دیگر مجموع مجذورات باقی مانده به آن میزان نبود که اثر رگرسیونی را خنثی نماید، و موجب عدم تفاوت معنادار گردد و به این معنی است که مدل نشان داده شده برای تحلیل رابطه خطی مناسب است. از سوی دیگر جدول ضرایب معادله رگرسیونی همزمان برای پیش بینی متغیر سازگاری براساس خرده مقیاسهای عملکرد خانواده نشان داد که خرده مقیاسهای عملکرد (ارتباط، آمیزش عاطفی، ایفای نقش، عملکرد کلی، حل مشکل، همراهی عاطفی و کنترل رفتار) میتوانند به صورت معناداری متغیر ملاک سازگاری دانش آموزان را پیشبینی کنند. لذا خرده مقیاس ارتباط با مقدار بتای ۲۱/۰ در سطح آلفای ۰۱/۰ پیش بینی کننده معنی داری برای متغیر سازگاری دانش آموزان به حساب میآید. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف معیار خرده مقیاس ارتباط ۲۱/۰ در انحراف معیار متغیر سازگاری دانش آموزان تغییر ایجاد میشود. همچنین خرده مقیاس آمیزش عاطفی با مقدار بتای ۳۰/۰- و در سطح آلفای ۰۱/۰ پیش بینی کننده معنی داری برای متغیر سازگاری دانش آموزان به حساب میآید. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف معیار خده مقیاس آمیزش عاطفی ۳۰/۰- در انحراف معیار متغیر سازگاری دانش آموزان تغییر ایجاد میشود. خرده مقیاس ایفای نقش با مقدار بتای ۲۵/۰- در سطح آلفای ۰۱/۰ پیش بینی معنیداری برای متغیر ملاک سازگاری دانش آموزان محسوب میشود. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف خرده مقیاس ایفای نقش، ۲۵/۰- در انحراف معیار متغیر سازگاری دانش آموزان تغییر ایجاد میشود. خرده مقیاس عملکرد کلی با مقدار بتای ۲۰/۰در سطح آلفای ۰۱/۰ پیش بینی معنیداری برای متغیر ملاک سازگاری دانش آموزان محسوب میشود. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف خرده مقیاس عملکرد کلی، ۲۰/۰در انحراف معیار متغیر سازگاری دانش آموزان تغییر ایجاد میشود. خرده مقیاس حل مشکل با مقدار بتای ۱۷/۰ در سطح آلفای ۰۱/۰ پیش بینی معنیداری برای متغیر ملاک سازگاری دانش آموزان محسوب میشود. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف خرده مقیاس حل مشکل، ۱۷/۰ در انحراف معیار متغیر سازگاری دانش آموزان تغییر ایجاد میشود. خرده مقیاس همراهی عاطفی با مقدار بتای ۱۵/۰ در سطح آلفای ۰۱/۰ پیش بینی معنیداری برای متغیر ملاک سازگاری دانش آموزان محسوب میشود. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف خرده مقیاس همراهی عاطفی، ۱۵/ ۰در انحراف معیار متغیر سازگاری دانش آموزان تغییر ایجاد میشود. خرده مقیاس کنترل رفتار با مقدار بتای ۲۳/۰ در سطح آلفای ۰۱/۰ پیش بینی معنیداری برای متغیر ملاک سازگاری دانشآموزان محسوب میشود. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف خرده مقیاس کنترل رفتار، ۲۳/۰ در انحراف معیار متغیر سازگاری دانش آموزان تغییر ایجاد میشود. در تبیین یافته تحقیق با توجه به پیشنهی تحقیق، در دیدگاه روان شناسی شناختی، انسان سازگار به کسی گفته میشود که توانایی و قدرت پردازش صحیح اطلاعات را داراست و چون قادر به چنین کاری است لذا یک نظام ارزشی واقع بینانه برای خود تنظیم مینماید تا تحت تأثیر نوسانات روانی دردناک و اختلاف با دیگران دچار آسیب نشود. این روند به او کمک میکند تا به احساس بهتری دست یابد. همچنین بر طبق نظر مزلو افرادی که بیشترین سازگاری را دارند آنهایی هستند که در سراسر مراحل زندگی خود به طور موفقیتآمیزی رشد کردهاند و به بالاترین مرحله کمال یعنی خود شکوفایی رسیدهاند. انسانی که به مرحله خود شکوفایی ارتقاء پیدا کرده، نیروهای بالقوه اساسی خویش را به کاملترین صورت تحقق بخشیده است. شخص ممکن است تکانههای درونی را بازداری یا تعدیل کند و یا بکوشد تا خواست محیطی را به طریقی تغییر دهد تا تعارض را دفع نماید (رستمی، ۱۳۸۰). کودکان در خانواده به دنیا می آیند و در آن رشد و پرورش می یابند. رفتار و ﻋﻤﻠﻜﺮد خانواده، نقش مهمی در ویژگی های شخصیتی و رفتاری کودکان و نوجوانان دارد. طبق تعریف ذکر شده در ادبیات تحقیق ﻋﻤﻠﻜﺮد ﺧﺎﻧﻮاده ﻳﻌﻨﻲ ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﺧﺎﻧﻮاده در ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ ﻳﺎ اﻧﻄﺒﺎق ﺑﺎ ﺗﻐﻴﻴﺮات اﻳﺠﺎد ﺷﺪه در ﻃﻮل ﺣﻴﺎت، ﺣﻞ ﻛﺮدن ﺗﻌﺎرضﻫﺎ، ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﻣﻴﺎن اﻋﻀﺎ و ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ در اﻟﮕﻮﻫﺎی اﻧﻀﺒﺎﻃﻲ، رﻋﺎﻳﺖ ﺣﺪ و ﻣﺮز ﻣﻴﺎن اﻓﺮاد و اﺟﺮای ﻣﻘﺮرات و اﺻﻮل ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ اﻳﻦ ﻧﻬﺎد ﺑﺎ ﻫﺪف ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﻛﻞ ﻧﻈﺎم ﺧﺎﻧﻮاده است (ﭘﻮرﺗﺲ و ﻫﺎول[۱۱۷]، ۱۹۹۲؛ ﺑﻪ ﻧﻘﻞ از ﻛﺮاﻣﺘﻲ، ﻣﺮادی و ﻛﺎوه، ۱۳۸۴). عملکرد خانواده، در صورت ارائه الگوهای انضباطی مناسب و سازگار می تواند در حل تعارض و سازگاری فرد با محیط، مدرسه و جامعه نقش مؤثری داشته باشد و در صورت عملکرد ضعیف و یا بد خانواده سازگاری فرزندان پایین خواهد آمد و نتیجه آن تعارضات بالا و ناسازگاری فرد می شود. این یافته پژوهش با یافته های مطالعات پیشین همخوان می باشد که در قسمت ذیل به تعدادی از آن ها اشاره می شود: گلچین، نصیری، نجمی و بشردوست (۱۳۸۰)، در پژوهشی با عنوان ارتباط عملکرد خانواده با برخی ویژگیهای روانی نوجوانان دختر و پسر نشان دادند که بین عملکرد خانواده و ویژگی های روانی نوجوانان رابطه مثبتی وجود دارد. ثنایی و امینی (۱۳۷۹)، در پژوهشی با عنوان مقایسه عملکرد خانواده در دو گروه دانش آموزان دختر مستقل و وابسته به دیگران نشان دادند که دانش آموزان وابسته در ابعاد ارتباط، مشارکت عاطفی، کارایی عمومی و همچنین کل مقیاس، عملکرد خانوادگی ضعیف تری نسبت به دانش آموزان مستقل دارند. پژوهش رایس و میرزاده[۱۱۸] (۲۰۰۷)، از رابطه سبک های دلبستگی با عملکرد خانواده و رفتار سازگارانه در مدرسه حاکی بوده است. ﺍﺷﻨﺎﻳﺪﺭ ﻭ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﻥ (۲۰۰۵)، ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﻧﺎﺳﺎﻟﻢ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﻟﻢ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻧﺎﻣﻄﻠﻮﺏ ﺁﻣﻮﺯﺷﯽ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ. مطالعات براونفیلد و تامپسون (۲۰۰۳)، رابطه ابعاد سازگاری اجتماعی را بررسی نموده و نتایج نشان دهنده وجود رابطه مثبت بین سبک های دلبستگی و عملکرد بین مادر- کودک و سازگاری اجتماعی بود. همچنین آن ها در مطالعه خود، ارتباط میان دلبستگی ناایمن با گروه همسال و رفتار بزهکارانه ناسازگارهای اجتماعی را گزارش داده اند. این یافته پژوهش و نتایج مطالعات پیشین نشان می دهند که بین مؤلفه های عملکرد خانواده با سازگاری دانشآموزان رابطه چندگانه معنیداری وجود دارد. فرضیه دوم: بین سبک های دلبستگی با سازگاری دانش آموزان رابطه چندگانه معنیداری وجود دارد. برای تجزیه و تحلیل فرضیه دوم پژوهش از آزمون رگرسیون چند متغیری به روش همزمان استفاده شد. نتایج آزمون نشان داد که، ضریب همبستگی چندگانه بین خرده مقیاسهای سبکهای دلبستگی با متغیر سازگاری دانش آموزان برابر با ۳۶/۰ میباشد و ضریب تعیین آن برابر با ۱۳/۰ میباشد. به عبارت دیگر ۱۳ درصد از تغییرات واریانس متغیر سازگاری دانش آموزان به وسیله خرده مقیاسهای عملکرد خانواده تبیین میشود. همچنین جدول خلاصه نتایج تحلیل واریانس یک راهه برای پیش بینی متغیر سازگاری دانش آموزان براساس سبکهای دلبستگی نشان داد که اثر رگرسیونی خرده مقیاسهای سبکهای دلبستگی بر متغیر سازگاری دانشآموزان معنادار بوده است. این اثر رگرسیونی با مقدار ۴۹/۵۱۵= F، در سطح آلفای ۰۱/۰، معنادار به دست آمد. به عبارت دیگر مجموع مجذورات باقی مانده به آن میزان نبود که اثر رگرسیونی را خنثی نماید و موجب عدم تفاوت معنادار گردد و به این معنی است که مدل نشان داده شده برای تحلیل رابطه خطی مناسب است. از سوی دیگر جدول ضرایب معادله رگرسیونی همزمان برای پیش بینی متغیر سازگاری دانش آموزان براساس سبک های دلبستگی سهم هر کدام از متغیرهای پیش بین را در پیش بینی متغیر ملاک نشان میدهد. جدول مذکور نشان داد که خرده مقیاسهای سبکهای دلبستگی(ایمن، دوسوگرا و ناایمن) میتوانند به صورت معناداری متغیر ملاک سازگاری دانشاموزان را پیشبینی کنند. خرده مقیاس ایمن با مقدار بتای ۱۹/۰ در سطح آلفای ۰۱/۰ پیش بینی کننده معنی داری برای متغیر سازگاری دانش آموزان به حساب میآید. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف معیار خرده مقیاس ایمن ۱۹/۰ در انحراف معیار متغیر سازگاری دانش آموزان تغییر ایجاد میشود. همچنین خرده مقیاس دوسوگرا با مقدار بتای ۱۵/۰- و در سطح آلفای ۰۱/۰ پیش بینیکننده معنی داری برای متغیر سازگاری دانش آموزان به حساب میآید. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف معیار خده مقیاس دوسوگرا ۱۵/۰- در انحراف معیار متغیر سازگاری دانش آموزان تغییر ایجاد میشود. خرده مقیاس ناایمن با مقدار بتای ۲۱/۰- و در سطح آلفای ۰۱/۰ پیش بینی کننده معنی داری برای متغیر سازگاری دانش آموزان به حساب میآید. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف معیار خده مقیاس ناایمن ۲۱/۰- در انحراف معیار متغیر سازگاری دانش آموزان تغییر ایجاد میشود. طبق ادبیات پژوهش، جان باولبی پژوهشهای گستردهای درباره مفهوم دلبستگی به عمل آورد. او دلبستگی را چنین توصیف کرده است: «ارتباط و پیوند روانی پایدار بین دو انسان» (باولبی، ۱۹۶۹). باولبی با این دیدگاه روان کاوانه موافق بود که تجربیات اولیه کودکی، تاثیر مهمی بر رشد و رفتارهای بعدی در زندگی دارد. به عقیده او، سبک های دلبستگی اولیه ما در دوران کودکی و از طریق رابطه کودک / پرستار شکل میگیرد. باولبی هم چنین عقیده داشت که دلبستگی دارای مولفهای تکامل یابنده است و به بقای انسان کمک می کند. «گرایش به ایجاد پیوندهای عاطفی قوی به افراد به خصوص، یک مولفه اصلی طبیعت انسان است» (باولبی، ۱۹۸۸). از سوی دیگر برخلاف باولبی که ریشه رفتارهای دلبستگی را به مکانیسم های ذاتی نسبت می دهد، نظریه پردازان یادگیری، دلبستگی را محصول فرایند اجتماعی شدن می دانند. لذا طبق این نظریه می توان گفت که دلبستگی بی رابطه با اجتماعی با اجتماعی شدن انسان نمی باشد. از طرف دیگر به نظر پرلز انسان سه مرحلهی اجتماعی، روانی، جسمانی دارد و در مرحلهی اجتماعی که چندی پس از تولد آغاز می شود به وسیلهی آگاهی و توجه به دیگران به خصوص والدین مشخص می شود و انسان باید این۳ مرحله را پشت سر بگذارد و به بودن برسد. در این فرایند فرد دربارهی تفاوتها، ارتباطها، تماسها و وجوه تمایزش چیزهایی فرا می گیرد، این فرایند تعامل و یادگیری، سازگاری نامیده می شود (شفیع آبادی و ناصری، ۱۳۷۷). سازگاری عبارت است از پیشرفت در ادراک خودمان و دیگران، رفتارها، افکار و احساساتی که برای رشد مناسب لازم است و موجب میشود روشهای سازگاری مورد نیاز برای تغییرات محیطی بروز کند (پمپ، ۱۹۹۰؛ شهسواری، ۱۳۸۲). سازگاری و هماهنگ شدن با خود و با محیط پیرامون خود برای هر موجود زنده یک ضرورت حیاتی است. تلاش روزمره همه آدمیان نیز عموماً بر محور همین سازگاری دور میزند (والیپور، ۱۳۶۰). علی الخصوص سازگاری اجتماعی بر این ضرورت متکی است که نیازها و خواستههای فرد با منافع و خواستههای گروهی که در آن زندگی میکند، هماهنگ و متعادل شود و حتی الامکان از برخورد مستقیم و شدید با منافع و ضوابط گروهی جلوگیری به عمل آید. ضرورت حفظ مبانی زندگی اجتماعی طبعاً محدودیتهایی را در راه ارضای نیازهای فردی انسان موجب میشود که چارهای جز سازگاری با آن نیست یعنی انسان قبول میکند که این محدودیتها اجتناب ناپذیر هستند و میکوشد تا خود را با آن تطبیق دهد (والیپور، ۱۳۶۰). لذا می توان گفت که پیشینه نظری تحقیق تأیید کننده فرضیه فوق می باشد. علاوه بر پیشینه نظری تحقیق، پیشینه پژوهشی (نتایج مطالعات دخلی و خارجی) نیز با این یافته پژوهش همخوان می باشد که در قسمت ذیل به تعدادی از آن ها اشاره می شود: نتایج تحقیقات آقا محمدیان (۱۳۷۳)، نشان دهنده مثبت بودن روابط دلبستگی والد- کودک با سازگاری اجتماعی میان کودکان و نوجوانان است. تحقیق مک ویلیامز و بایلی[۱۱۹] (۲۰۱۰)، نشان می دهد که سبک دلبستگی اجتنابی و سبک دلبستگی اضطرابی دوسوگرا رابطهای قوی با سلامتی پایین و سازگاری اجتماعی دارد. کرایتون[۱۲۰] (۲۰۱۰)، در پژوهشی با عنوان سبک دلبستگی در دانشجویان کالج، همبستگی عوامل خانوادگی و سازگاری اجتماعی به طبقه بندی سبک های دلبستگی و رفتارهای دلبستگی پرداخت وی همچنین عوامل خانوادگی موثر بر سبک دلبستگی و همبستگی سازگاری اجتماعی با سبک دلبستگی فردی افراد را مورد بررسی قرار داد. در نتایج پژوهش وی سه نوع دلبستگی، بروندادهای سازگاری فردی متفاوتی را نشان دادند. همچنین نشان داده است با وجود این که سبک های دلبستگی با سازگاری اجتماعی و میزان رضایت از زندگی در سالهای بعد همبستگی دارد، عواملی از متغیرهای دیگری نیز وجود دارد که با سازگاری اجتماعی و سبک های دلبستگی رابطه دارد، از جمله این عوامل، متغیرهای خانوادگی می باشند. بشارت (۱۳۸۰)، در پژوهشی که با عنوان بررسی رابطه سبک های دلبستگی با مشکلات زناشویی در زوجین نابارور بر روی ۳۰ زوج نابارور انجام داد نشان داد که میزان مشکلات زناشویی علاوه بر سبک دلبستگی شخص نابارور با سبک دلبستگی همسر وی نیز همبستگی دارد. پژوهش رایس و میرزاده[۱۲۱] (۲۰۰۷)، از رابطه سبک های دلبستگی با عملکرد خانواده و رفتار سازگارانه در مدرسه حاکی بوده است. نتایج پژوهش روزن اشتاین و هروویتز[۱۲۲] (۲۰۰۶)، نشان دهنده رابطه میان سبک های دلبستگی نوجوانی و آسیبهای روانشناختی مانند افسردگی، اضطراب، اختلال شخصیت ضداجتماعی و اختلال سازگاری اجتماعی بوده است. مطالعات براونفیلد و تامپسون (۲۰۰۳)، رابطه ابعاد سازگاری اجتماعی را بررسی نموده و نتایج نشان دهنده وجود رابطه مثبت بین سبک های دلبستگی و عملکرد بین مادر- کودک و سازگاری اجتماعی بود. همچنین آن ها در مطالعه خود، ارتباط میان دلبستگی ناایمن با گروه همسال و رفتار بزهکارانه ناسازگارهای اجتماعی را گزارش داده اند. نوم[۱۲۳]، دکویک[۱۲۴]، مییوس[۱۲۵] (۲۰۰۰)، دلبستگی و رفتار ضد اجتماعی را در یک نمونه ۴۰۰ نفری از نوجوانان کشور هلند بررسی کردند و دریافتند که دلبستگی مادرانه به طور معنی داری با رفتار ضد اجتماعی خود گزارش شده نوجوانان رابطه منفی دارد (به نقل از بشارت و همکاران، ۱۳۸۲). لذا با توجه به این یافته تحقیق و پیشینه نظری و پژوهشی تحقیق می توان گفت که بین سبکهای دلبستگی با سازگاری دانش آموزان به تفکیک جنسیت رابطه چندگانه معنیداری وجود دارد. فرضیه سوم: بین سبکهای دلبستگی و عملکرد خانواده با سازگاری دانش آموزان رابطه چندگانه معنیداری وجود دارد. برای تجزیه و تحلیل فرضیه سوم پژوهش خرده مقیاسهای سبکهای دلبستگی و خرده مقیاسعملکرد خانواده یکجا وارد معادله رگرسیونی شدند که نتایج آن به طور خلاصه در قسمت زیر ارائه شده است. ابتدا برای تجزیه و تحلیل فرضیه سوم پژوهش از آزمون رگرسیون چند متغیری به روش همزمان استفاده شد که نشان داد، ضریب همبستگی چندگانه بین خرده مقیاسهای سبکهای دلبستگی (ایمن، دوسوگرا و ناایمن) و خرده مقیاسهای عملکرد خانواده (ارتباط، آمیزش عاطفی، ایفای نقش، عملکرد کلی، حل مشکل، همراهی عاطفی و کنترل رفتار) با متغیر سازگاری دانش آموزان برابر با ۵۳/۰ میباشد و ضریب تعیین آن برابر با ۲۹/۰ میباشد. به عبارت دیگر ۲۹ درصد از تغییرات واریانس متغیر سازگاری دانش آموزان به وسیله خرده مقیاسهای سبکهای دلبستگی و خرده مقیاسهای عملکرد خانواده تبیین میشود. همچنین نتایج جدول تحلیل واریانس یک راهه برای پیش بینی متغیر سازگاری دانش آموزان براساس عملکرد خانواده و سبک های دلبستگی نشان داد که اثر رگرسیونی خرده مقیاسهای سبکهای دلبستگی و خرده مقیاسهای عملکرد خانواده بر متغیر سازگاری دانش آموزان معنادار بوده است. این اثر رگرسیونی با مقدار ۲۲/۳۴۷= F، در سطح آلفای ۰۱/۰، معنادار به دست آمد. به عبارت دیگر مجموع مجذورات باقی مانده به آن میزان نبود که اثر رگرسیونی را خنثی نماید، و موجب عدم تفاوت معنادار گردد و به این معنی است که مدل نشان داده شده برای تحلیل رابطه خطی مناسب است. از سوی دیگر جدول ضرایب معادله رگرسیونی ذکر شده در فصل چهارم سهم هر کدام از متغیرهای پیش بین را در پیش بینی متغیر ملاک نشان میدهد. همانطور که نشان داده شد خرده مقیاسهای عملکرد (ارتباط، آمیزش عاطفی، ایفای نقش، عملکرد کلی، حل مشکل، همراهی عاطفی و کنترل رفتار) میتوانند به صورت معناداری متغیر ملاک سازگاری دانشاموزان را پیشبینی کنند. خرده مقیاس ارتباط با مقدار بتای ۱۰/۰ در سطح آلفای ۰۱/۰ پیش بینی کننده معنی داری برای متغیر سازگاری دانش آموزان به حساب میآید. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف معیار خرده مقیاس ارتباط ۱۰/۰ در انحراف معیار متغیر سازگاری دانش آموزان تغییر ایجاد میشود. همچنین خرده مقیاس آمیزش عاطفی با مقدار بتای ۱۵/۰- و در سطح آلفای ۰۱/۰ پیشبینیکننده معنی داری برای متغیر سازگاری دانش آموزان به حساب میآید. به عبارت دیگر به ازای یک واحد تغییر در انحراف معیار خده مقیاس آمیزش عاطفی ۱۵/۰- در انحراف معیار متغیر سازگاری دانش آموزان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
HCC5: مصرف کنندگان جوانتر با احتمال بیشتری از طریق اینترنت خرید خواهند کرد. HCC6: مصرف کنندگان مذکر با احتمال بیشتری از طریق اینترنت خرید خواهند کرد. HCC7: مصرفکنندگانی که تحصیلات دانشگاهی دارند با احتمال بیشتری از طریق اینترنت خرید خواهند کرد. HCC8: مصرفکنندگانی که حرفه های تکنیکی یا حرفهای دارند با احتمال بیشتری از طریق اینترنت خرید خواهند کرد. HCC9: مصرفکنندگانی که درآمد بالاتر از میانگین دارند با احتمال بیشتری از طریق اینترنت خرید خواهند کرد. متغیر وابسته در این تحقیق تمایل به خرید از طریق اینترنت و متغیرهای وابسته ویژگیهای فروشگاه، مصرف کننده و طبقات محصول است. ۱۰ ویژگی فروشگاه در طول چهار رسانه خرده فروشی تحلیل شده است. خرید گذشته و تمایل به خرید پانزده طبقه از محصول در اینترنت مورد بررسی قرار گرفته است. توسط تحلیل عاملی محصولات بر اساس تمایل به خرید هرکدام از طبقات در اینترنت، گروهبندی شده اند. شش عامل حاصل شده عبارتند از: (۱) محصولات سرگرمی مانند کتاب و مجله، موسیقی، محصولات کامپیوتری و مسافرتی (۲) خدمات شامل خدمات بازرگانی، قانونی، مالی و وام و رهن (۳) هدایا شامل البسه، خوراکی و نوشیدنی (۴) الکترونیک مانند محصولات الکترونیک و خودرو (۵) خدمات تحصیلی و (۶) محصولات کودکان. محصولات موجود در عامل اول بیشترین تناوب خرید را در بین سایر طبقات داشته اند. به علاوه تحلیل عاملی ویژگیهای فروشگاه را نیز اینکه گروهبندی کرده است: ۱)راحتی شامل حفظ وقت و راحتی، ۲) خدمات شامل ریسک کاهش یافته و خدمات مشتری، ۳) کالاها شامل قیمت، کیفیت و تنوع کالا، ۴) شهرت سامل معریف بودن برند و شرکت و ۵) راحتی پرداخت شامل تنها متغیر سهولت پرداخت. سه فرضیه از هشت فرضیه مربوط به ویژگیهای فروشگاه اینترنتی پذیرفته شده است: کیفیت کالا، تنوع کالا و خدمات مشتری. در رابطه خصوصیات مصرف کننده نیز دو فرضیه از چهار فرضیه یعنی سطح بالاتر رهبری عقیده و پذیرش نوآوری حوزه خاص بر خلاف دو مورد دیگر تاثیر معنادار در تمایل به خرید از اینترنت دارند. ویژگیهای جمعیت شناختی نیز تاثیرگذار شناخته شده اند. هدف کلی لیئو (۲۰۰۴) از تحقیق ” مدلسازی پذیرش اینترنت توسط مصرف کننده به عنوان رسانه خرید: دیدگاه یکپارچه” فراهم نمودن درک بهتر از پذیرش اینترنت به عنوان رسانه خرید از طریق رویکرد یکپارچهی پذیرش نوآوری و فرایند تصمیم گیری مصرف کننده است. از این رو فرضیه های زیر توسعه یافتهاند: H1: پذیرش اینترنت به عنوان رسانه خرید توسط مصرف کنندگان به طور مثبت از ادراکات آنها نسبت به (الف) مزایای نسبی، (ب) سهولت استفاده، (ج) سازگاری، (د) خوشی و بطور منفی از (ی) ریسک تاثیر میپذیرد. H2: ادراکات مصرف کنندگان از ویژگیهای خردهفروش اینترنتی به طور مثبت بر پذیرش اینترنت به عنوان رسانه خرید توسط آنها، تاثیر می گذارد. H3: خودکفایتی اینترنت مصرف کنندگان به طور مثبت بر پذیرش اینترنت به عنوان رسانه خرید توسط آنها، تاثیر می گذارد. H4: ادراکات مصرف کنندگان از ویژگیهای خردهفروش اینترنتی (اطلاعات، طراحی سایت، کاربری سیستم و خدمات) به طور مثبت بر ادراکات آنها از مزایای نسبی تاثیر می گذارد. H5: ادراکات مصرف کنندگان از ویژگیهای خردهفروش اینترنتی (اطلاعات، طراحی سایت، کاربری سیستم و خدمات) به طور مثبت بر ادراکات آنها از سازگاری تاثیر می گذارد. H6: ادراکات مصرف کنندگان از ویژگیهای خردهفروش اینترنتی (اطلاعات، طراحی سایت، کاربری سیستم و خدمات) به طور مثبت بر ادراکات آنها از سهولت استفاده تاثیر می گذارد. H7: ادراکات مصرف کنندگان از ویژگیهای خردهفروش اینترنتی (اطلاعات، طراحی سایت، کاربری سیستم و خدمات) به طور مثبت بر ادراکات آنها از خوشی تاثیر می گذارد. H8: ادراکات مصرف کنندگان از ویژگیهای خردهفروش اینترنتی (اطلاعات، طراحی سایت، کاربری سیستم و خدمات) به طور مثبت بر ادراکات آنها از ریسک تاثیر می گذارد. H9: خودکفایتی اینترت مصرف کنندگان بطور مثبت بر ادراکات آنها از خصوصیات نوآوریِ (الف) مزایای نسبی، (ب) سهولت استفاده، (ج) سازگاری، (د) خوشی و بطور منفی بر (ی) ریسک تاثیر می گذارد. H10: طبقات محصول تاثیر تعدیل کنندگی بر پذیرش اینترنت به عنوان رسانه خرید توسط مصرف کنندگان دارد. H11: ادراکات از خصوصیات نوآوریِ رسانه خرید اینترنتی، ادراکات از ویژگیهای خردهفروش اینترنتی و خودکفایتی اینترنت برای چهار گروه پذیرندگان: بازدیدکنندگان عادی، خریداران پنهان، خریداران ثابت قدم و خریداران ترک کننده، متفاوت است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
با بهره گرفتن از پیمایش تحت وب از پذیرش اینترنت به عنوان رسانه خرید توسط مصرف کنندگان مورد بررسی قرار گرفته است. پرسشنامه در صفحه ائل شامل دو سوال بر غربال کردن خریداران غیر اینترنتی است. سوالات اصلی پیمایش در صفحهی دوم قرار دارد. تحلیل توصیفی برای تهیه پروفایلی از مصرف کنندگان بر اساس ویژگیهای جمعیت شناختی آنها، استفاده از اینترنت و رفتار خرید برخط، انجام گرفته است. جهت آزمون مدل مفروض و فرضیه ها از مدل معادلات ساختاری و به منظور بررسی بعددار بودن سازهها از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شده است. به منظور تعیین اینکه آیا متغیرهای اندازه گیری شده بطور قابل اعتمادمتغیرهای پنهان فرض شده را که از تحلیل اکتشافی حاصل شده، منعکس می کند یا نه تحلیل عاملی تاییدی بکار رفته است. تحلیل مسیر ساختاری نیز برای توسعه مدل مفروض و بررسی تاثیر خصوصیات نوآوری ادراک شده، ویژگیهای خرده فروش اینترنتی ادراک شده و خودکفایتی اینترنت مصرف کننده بر رفتار خرید برخط فعلی و تمایلات خرید برخط آتی، بکار رفته است. تاثیر تعدیل کنندگی طبقات محصول نیز بر اساس مدل معادلات ساختاری مفروض برای خرید اینترنتی آزمون می شود. فرضیات مربوط به ویژگیهای ادراک شده خردهفروش اینترنتی گسترش یافتهاست، یعنی فرضیات H4 و H6 و H7 هر کدام بصورت Ha و Hb و Hc در آمدهاند. فرضیه های تحقیق یا بطور کامل و یا تقریبا مورد قبول قرار گرفته اند. یافتههای تحقیق بر اساس پروفایل پذیرش اینترنت به عنوان رسانه خرید توسط مصرف کنندگان نشان میدهد که ببشتر خریداران اینترنت خریداران برخط هستند. پروفایل رفتار خرید فعلی مصرف کننده و تمایلات آتی به خرید برخط ادامه دار نشان میدهد که بیشتر رفتارهای خرید برخط مصرف کنندگان الگوی همسانی را تاجاییکه رفتار منتخب تفاوت کمی برای خریداران برخط دارد، نمایان میسازد. از یافتههای مهم تحقیق این است که پذیرش اینترنت توسط مصرف کنندگان پویاست و درآینده تغییر می کند و به علاوه پذیرش اینترنت به عنوان رسانه خرید توسط مصرف کنندگان چند بعدی است. مای سو و همکاران در سال ۲۰۰۵ به انجام پژوهش “عوامل تاثیر گذار برتمایل به خرید از طریق اینترنت” با اهداف زیر پرداختند:
-
- بررسی رفتار خرید اینترنتی در هنک گنگ
-
- شناسایی نگرش کلی در خصوص خرید اینترنتی
-
- ارتباط بین تجربه قبلی خرید اینترنتی،نگرش در خصوص خرید اینترنتی،تصمیمات مرتبط،جستجو و تمایل به خرید اینترنتی.
برای انجام پژوهش از یک پرسشنامه انلاین استفاده و از ۱۰۸۲ نفر به عنوان نمونه مورد مطالعه برای انجام پژوهش استفاده گردید که همگی دارای دانش فنی خوبی در خصوص اینترنت بودند.با تجزیه و تحلیل عوامل و استفاده از معادلات ساختاری مدل به تصویر کشیده شده در زیر ارائه گردید.این مدل می تواند برای بازاریابانی که قصد مداخله در تصمیم مشتریان دارند مفید واقع شود تا بتوانند افراد را برای خرید آنلاین تشویق کنند.اموزش فعالانه به مشتریان می تواند فراوانی خرید اینترنتی را افزایش می دهد و دانش کسب شده نیز شکل گیری نگرش را تحت تاثیر قرار می دهد.بنابراین فروشندگان باید مکانیسم خرید اینترنتی را به مشتریان بیاموزند،زیرا نگرش مطلوب یا غیر مطلوب مصرف کنندگان به شدت تحت تاثیر سطح دانش آنها قرار دارد.یافته های این پژوهش حاکی از این نکته است که تمایلات به خرید اینترنتی تحت تاثیر مستقیم رفتار جستجو در محیط اینترنت قرار دارند و به طور غیر مستقیم توسط نگرش در خصوص خرید اینترنتی،تجربیات پیشین خرید اینترنتی و تجربیات پیشین، از اینترنت تحت تاثیر قرار می گیرند. شیم و همکاران در سال ۲۰۰۱ موضوع “مدل تمایل به خرید آنلاین با تمرکز بر نقش تمایل و قصد مصرف کننده برای جستجوی اطلاعات از طریق اینترنت” را با هدف بررسی نقش قصد مصرف کننده به جستجوی اطلاعات و تمایل به خرید اینترنتی، به مطالعه یک نمونه ۷۰۶ نفری از افرادی که امکان دسترسی به اینترنت و خرید اینترنت را داشتند در ۱۵ ناحیه ناحیه از امریکا پرداختند.افراد تحت مطالعه از بین ۵ گروه کالای ارائه شده، سه کالا را انتخاب کردند (نرم افزار،کتاب و ویدئو).دو کالای دیگر پوشاک و لوازم جانبی آن بود. نتایج حاکی از آن بود که تمایل مصرف کننده به جستجوی اطلاعات از طریق اینترنت عامل پیش بینی کننده کلیدی برای قصد آنها به خرید از طریق اینترنت می باشد.
۲-۲-۳ مدل مفهومی تحقیق
مدل مورد استفاده در این تحقیق، مدلی بر اساس مدل ارائه شده توسط هاکیو و همکاران (۲۰۰۹) میباشدکه با توجه به بررسی سایر تحقیقات در این زمینه،دو متغیر مستقل دیگرکه در تحقیقات لیائو و چئونگ(۲۰۰۱)،سوامیناتان و همکاران(۱۹۹۹)،گریوال و همکاران(۲۰۰۳)،چن و دوبینسکی(۲۰۰۳) و استوئل و ها نیز مورد بررسی قرار گرفت، به این مدل اضافه گردید. این مدل، رابطه بازاریابی اینترنتی با رفتار خرید مشتریان را بررسی می کند: محیط بازاریابی اینترنتی پیشنهادات ارتقایی امنیت و اعتماد ویژگی های محصول قیمت سهولت خرید بازاریابی اینترنتی شکل۲-۲-۳ : رابطه بازاریابی اینترنتی با رفتار خرید ۲-۲-۳-۱ توضیحات در خصوص عوامل تعیین کننده رفتار خرید مشتریان در بازاریابی اینترنتی :
-
- محیط بازار یابی اینترنتی و رفتار خرید مصرف کننده در اینترنت : این موضوع برای بازاریابان بسیار با اهمیت است که بتوانند در محیط بسیار رقابتی اینترنت مشتریان را حفظ نمایند و بزرگی بازار مقصد را برآورد نمایند.برای برآورد نمودن انتظارات مشتریان از جمله نیاز ها، خواسته ها، سلیقه ها و ترجیحات آنها، یک سایت باید به صورت متنوعی طراحی شود و تسهیلات زیادی را در اختیار کاربران قرار دهد.(آی جی،۲۰۰۴). رفتار مصرف کننده شامل مطالعه فرایند هایی است که طی آن افراد یا گروه ها از کالا، خدمات یا ایده ها به منظور ایجاد رضایت و تامین نیاز ها و خواسته ها استفاده می کنند. (سولومون،۱۹۹۹). مهمترین شاخص هایی که متغیر محیط بازاریابی اینترنتی می تواند بر روی رفتار خرید مشتریان در اینترنت اثر گذار باشد شامل مفید بودن،لذت بخش بودن،کارایی،خدمات بهتر و رضایت می باشد و فرض اول که استنتاج نظری محقق است بر این است که محیط بازاریابی اینترنتی بر رفتار خرید مشتریان اینترنتی تاثیرگذار است.
-
- ویژگی های محصول: عموما مشتریان برای خرید، فروشگاهی را انتخاب می کنند که رضایت آنها از کیفیت مورد نظرشان را حداکثر نماید. محصولاتی که برای خرید نیاز به لمس کردن و یا آزمودن به وسیله حس های مختلف دارند،کمتر از طریق اینترنت به فروش می رسند و لذا ملموس بودن و غیر ملموس بودن ویژگی های مهمی است که باید در محیط اینترنتی برای محصولات مد نظر قرارگیرد.(ویجایا ساراتی،۲۰۰۲). شاخص های بررسی فیزیکی،حس دیدن، صدا، بوییدن و چشیدن، مهمترین شاخص های این متغیر می باشد و بر اساس آن فرض دوم بدین صورت بیان می گردد که ویژگی محصول بر روی رفتار خرید مشتریان اینترنتی تاثیر گذار می باشد.
-
- امنیت و اعتماد: امنیت عامل مهمی در افزایش رضایت مشتریان است. در مواردی که احتمالات و خطرات نیز وجود داشته باشد، اعتماد به محصول، نقش ویژه پیدا می کند.امنیت، اعتماد ایجاد می نماید و اعتماد عامل موفقیت است. هرچه سطح امنیت و اعتماد برای یک محصول بالاتر باشد نیاز به فعالیت فیزیکی در خرید آن کاهش یافته و خرید الکترونیکی آن آسان تر می شود.(کالت من-۲۰۰۰،دگراتو-۱۹۹۹، ون یه-۲۰۰۴).شاخص های مربوط به امنیت و اعتماد عبارتند از اطلاعات شخصی و مالی،تجربه خرید و حریم خصوصی و فرضیه سوم بیان می دارد که این عامل بر روی رفتار خرید مشتریان در اینترنت تاثیر گذار است.
-
- پیشنهادات ارتقایی: ارتقاء به معنای تمام کارهایی است که یک بازاریاب انجام می دهد تا محصولی را از کارخانه به دست مشتری برساند و این امر شامل تبلیغات، فروش شخصی، روابط عمومی، عمومی یا جهانی شدن و تجارت می شود. ارتقاء فروش می تواند مزایای زیادی را برای مشتریان به وجود آورد که مشهودترین آن صرفه جویی مالی است. هرچند می تواند باعث به ارمغان آوردن عواملی مثل کیفیت، راحتی، ایجاد ارزش و سرگرمی برای مشتریان شود.(پیتادیا و شارما، ۲۰۰۵). برای بررسی متغیر مستقل پیشنهاد ارتقایی و فرضیه چهارم که تاثیر آن بر روی رفتار خرید مشتریان در اینترنت است از شاخص های جذب کنندگی، قانع کنندگی، خلاقیت و افزایش فروش استفاده می شود
-
- قیمت: از نظرلغوی یعنی سنجش، ارزیابی، اندازه و معیار. قیمت در بازار عبارت است از ارزش مبادلهای کالا و خدمت که به صورت واحد پول بیان میشود.برای مشتریان حساس به قیمت در بازار،قیمت یک شاخص مهم در ارزیابی ارزش محسوب می شود.برای مشتریان اقتصادی تر معمولا قیمت یک جزء مهم از هزینه است که قیمت را بین محصولات جایگزین مقایسه می نمایند.قیمت مستقیم در خرید الکترونیکی از طریق اینترنت شامل هزینه های خرید سخت افزار و نرم افزار و نیز پرداخت هایی برای اشتراک اینترنت و به روز نمودن می باشد که بدون در نظر گرفتن آن قیمت همان قیمت محصول در بازار سنتی می باشد که جزء ذاتی از ریسک مالی درک شده برای محصول می باشد. (ز.چن و دوبینسکی،۲۰۰۳). ارزان بودن،مقایسه،تخفیف،ریسک،دفعات خرید و هزینه های جانبی از مهمترین شاخص های متغیر قیمت می باشند و فرض پنجم بر این است که قیمت بر روی رفتار خرید مشتریان در اینترنت تاثیر گذار است.
-
- سهولت خرید: باور کاربر نسبت به اینکه تا چه حد استفاده از یک سیستم خاص، بدون دردسر و همراه با راحتی خواهد بود (دیویس، ۱۹۸۹). سهولت استفاده همچنین در ادبیات مربوط به مفاهیم آنلاین، تحت عنوان قابلیت استفاده یا کارآمدی نیز بیان می شود، که شامل سهولت در ردیابی، سهولت در سفارشدهی، عملکرد جستجو، سرعت دانلود، طرح کلی سایت و سهولت در خرید اینترنتی میباشد (جاتوراویث، ۲۰۰۷).فرضیه آخر نیز بیان می دارد که سهولیت خرید در اینترنت بر رفتار خرید مشتریان تاثیر دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در مجموع در ایران و سایر تمدنهای گذشته همواره حیوانات به عنوان جزئی جدا ناشده از زنوگی مردمان مورد لحاظ بوده اند و در بسیاری از موارد به علت حضور فوق العاده ای که پیدا می کرده اند ، تبدیل به نماد ها و تابوهای فرهنگی می شده اند ، از جمله در ایران اسب تا حدی در زندگی اجتماعی بالا می آید که بر اسامی انسانها [۳] تاثیر گذاشته و آخر اسامی بزرگان را به خود اختصاص می دهد . در زرتشت نامه نیز از قول زرتشت توجه و مهربانی به حیوانات توصیه شده است . در متون اوستایی از جمشید به عنوان نجات دهنده حیوانات بسیار یاد شده است. به قول طبری ، او وسایل اهلی کردن حیوانات را ابداع کرد و در صنعت ابریشم و دیگر رشتنیها تبحر داشت و بفرمود تا لباس ببافند و رنگ کنند . زین و پالان را ابداع کرد تا به کمک آن چهار پایان را رام کنند و به اطاعت درآورند . در اوستا ، جمشید دارنده گلههای فراوان است و حیوانات را از شر گرسنگی و بی علوفگی میرهاند . آریاییان ایران و هند به وجود خدایان و فرشتگان متعددی برای هر چیز قایل بودند . ازجمله خدایانی بودند که بر حیوانات تاثیر اساسی داشتند ، مانند (اوشس) که نگهدارنده گاوان بود و همه اینها یادآور (میترا) و (مهر) هستند که در سنت آریایی و مخصوصا ایرانیان نگهبان گله اسبان و نشخوارکنندگان و بخشنده قدرت باروری به حیوانات ماده و زنان بود . (ویشنو) خدای محافظ و مظهر نیروی آفتاب ، صاحب گاوان شیرده و چراگاههای حاصلخیز بود و در خدمت مردم قرار داشت . (ریشودوا) که روح همه خدایان بود ، کمال محبت و عنایت را به همه موجودات از جمله گاو و گوساله داشت . در اوپانیشاد هندوان رعایت حقوق حیوانات و آزار نرساندن به آنها با بیانی شاعرانه توصیف شده است .
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
در سایر مکاتب مانند آسیای شرقی خرس ها دارای جایگاه ویژه ای هستند ، این مورد در کشور های عربی و بادیه نشین ها در خصوص شتر تکرار می گردد و تاثیر این حیوان در زندگی این مردمان تا جایی پیش می رود که در برخی موارد در دل صحرا و کویر ، بدون حضور این حیوان زندگی قابل انجام نخواهد بود . در غرب و آمریکا نیز عقاب دارای منزلت خاصی قرار گرفته و اکثرا در لگو ها و نماد های این کشور حضور دارد . گفتار سوم : حقوق حیوانات از دیدگاه اسلام در دین مبین اسلام ، خدای متعال حق مالکیت برخی از حیوانات (حیوانات اهلی) را به انسان ها واگذار نموده است بطوریکه در سوره یس آیه ۷۱ آمده است : ” آیا کافران ندیدند که از آنچه با قدرت خود به عمل آورده ایم چهار پایانی برای آنان آفریدیم که آنان مالک آن هستند ؟ ” . لازم به ذکر است که در واگذاری این مالکیت به انسانها خدای متعال برای حیوانات حقوقی را قائل شده است که به برخی از آنها در ذیل اشاره خواهد شد : در قرآن کریم آیات متعددی در مورد حیوانات دیده میشود و بارها به این موضوع اشاره شده که حیوانات نشانه قدرت الهی و مایه عبرت بشر هستند و در آنها منافع بیشماری برای انسانها قرار داده شده است . ” آیا آنها ندیدند که از آنچه با قدرت خود به عمل آورده ایم چهار پایانی برای آنها آفریدیم که آنان مالک آن هستند ؟ آنها را رام ایشان ساختیم ، هم مرکب آنان از آن است و هم از آن تغذیه میکنند و برای آنان منافع دیگری در آن حیوانات است و نوشیدنیهای گوارایی ، آیا با این حال شکرگزاری نمیکنند ؟[۴] “. خداوند در آیات متعدد از انسان میخواهد که در آیات الهی و ازجمله خلقت خود و حیوانات تدبر کنند . برای مثال در سوره غاشیه آمده است : ” آیا به شتر نمینگرند که چگونه آفریده شده است ” [۵] . خداوند متعال در امثال این آیات مردم را به شناختن حیوانات و تفکر در کیفیت خلقت آنها و کارهایی که میکنند ترغیب نموده و در آیات دیگر ، انسانها را به عبرت گرفتن از بعضی از آنها مانند چهارپایان ، پرندگان ، مورچهها و زنبورهای عسل دعوت کرده است . آیات ۵ تا ۸ سوره نحل نیز به منافع حیوانات اشاراتی جالب و شگفت انگیز دارد به طوری که پس از بیان برخی منافع مادی چهارپایان ازجمله تهیه پوشش و خوراک ، روی جنبه استفاده روانی از آنها نیز تکیه کرده و میگوید : ” در این حیوانات برای شما زینت و شکوهی است به هنگامیکه آنها را به استراحتگاهشان بازمیگردانید و هنگامیکه صبحگاهان به صحرا میفرستید ” [۶]. در تفسیر این آیه آمده است که منظره جالب حرکت دسته جمعی گوسفندان و چهارپایان به سوی بیابان و چراگاه ، سپس بازگشتشان به سوی آغل و استراحتگاه که قرآن از آن تعبیر به ( جمال ) کرده تنها یک مساله ظاهری و تشریفاتی نیست ، بلکه گویای این حقیقت است که چنین جامعه ای خود کفا است ، این در واقع (جمال) استغناء و خودکفایی جامعه است ، جمال تولید و تامین فرآوردههای مورد نیاز یک ملت و همان استقلال اقتصادی و ترک هرگونه وابستگی است . [۷] سوره نحل نیز اسرار شگفتانگیزی در مورد زنبور عسل بیان میکند . زنبور عسل دارای زندگی بسیار منظم توام با برنامه ریزی و تقسیم کار و مسئولیت است . کندو پاکترین ، منظمترین و پرکارترین شهر دنیا است که از تمدن درخشانی برخوردار است و شاید تنها دلیلی که برای این همه نظم و همکاری بتوان آورد ، در همین آیه خلاصه میشود که : پروردگار تو به زنبور عسل وحی فرستاد که از کوهها و درختان و داربستهایی که مردم میسازند خانههایی برگزین سپس از تمام ثمرات تناول کن و راههایی که پروردگارت برای تو تعیین کرده به راحتی بپیما . از درون شکم آنها نوشیدنی خاصی خارج میشود به رنگهای مختلف ، که در آن شفای مردم هست ، در این امر نشانه روشنی است برای آنها که اهل فکرند ![۸] ۱) طبق آیات قرآن کریم ، انسان و دام هر دو از حق بهره برداری برابر از طبیعت برخوردارند بطوریکه در آیه ۴۹ سوره فرقان آمده است : ” تا با آن ( آبی که از آسمان فرود آمده ) سرزمین مرده را زنده کنیم و آن را به آفریده های خویش ؛ چهار پایان و آدمیان بسیار بنوشانیم “. چنانچه از این آیه ی شریفه مشخص می گردد ، شارع در مقام بیان برای حیوانات حق استفاده از طبیعت را قائل شده است و این به معنای ملاحظه ی وجود حقوقی برای آنان است. ۲) طبق آیات قرآن کریم ، انسان و دام از حق مشابه در استفاده از خوراک خوب و تازه برخوردارند به طوریکه در سوره سجده آیه ۲۷ آمده است : ” آیا ندیدند که ما آب باران را به سوی زمین خشک می رانیم و بوسیله آن زراعتهایی می رویانیم که هم خود و هم چهارپایانشان از آن می خورند !؟ آیا باز هم چشم بصیرت نمی گشایند” !؟ ۳) قرآن کریم در آیات خود حیوانات را به دلیل داشتن شعور و ادراک در عالم خودشان از حق حیات و وجود مساوی با انسانها برخورداردانسته است : بطوریکه در سوره انعام آیه ۳۸ آمده است : ” هیچ جنبنده ای در زمین و هیچ پرنده ای در هوا که با دو بال خویش پرواز می کند نیست مگر اینکه امّتهایی مانند شما ( نوع بشر ) هستند . ما هیچ چیز را در این کتاب ( آفرینش ، بیان ) فرو گذار نکردیم ، آن گاه همه به سوی پروردگار خویش محشور می شوند”. خدای متعال در آیات خود بارها موجودات را وسیله تفکر و از نشانه های قدرت لا یزال خود معرفی می کند و در این باب باید حیوانات را به دلیل آنکه از نشانه ها و آیات خدا محسوب می شوند مورد احترامی در سطح خودشان قرار داد . ائمه معصومین (علیهم السلام ) نیز در باب رعایت حقوق حیوانات توسط انسان نیز به نکات جالبی اشاره نموده اند . حضرت علی (ع) به متصدیان دریافت مالیات جانداران به دین گونه سفارش می نمایند که : ” جز خیرخواه مهربان و امین حافظ ، دیگری را بر چهار پایان مگمار ، کسی که بر حیوانات سخت نگیرد و آنها را تند نراند ، نرنجاند و خسته نکند . وقتی آن امین حافظ ، گلّه را از تو گرفت به او سفارش کن شتر را از بچه شیر خوارش جدا نکند ، و آن قدر شیرش را ندوشد که به بچه ی او زیان برساند . شتران را با سوار شدن بر آنها خسته نکند ، در دوشیدن شیر و سواری گرفتن میان آن شتر و دیگر شترها عدالت ورزد . باید شتر را استراحت دهد و شتری را که پایش آسیب دیده و از حرکت ناتوان شده است آهسته براند . آنها را بر سر آبگیرهایی که شترها از آن می گذرند ، وارد نماید و از کناره ی راه های علف دار براند ، نه آنجا که خشک و عاری از گیاه است” [۹] . همانطور که مشخص است حضرت علی (ع) عالی ترین مبانی حقوقی در خصوص حیوانات را بیان می نمایند . چنانچه مشخص است مضامین حضرت محصوریت در موارد ذکر شده ندارد و باید آن را عمومیت بخشیده و در سایر موارد تعمیم داد . در منابع فقهی نیز بابی در خصوص رعایت حقوق حیوانات وجود دارد که در آن به نکاتی از جمله ضرورت نفقه حیوانات و گستره آن اشاره می نماید . در خصوص ضرورت نفقه حیوانات در متون فقهی آمده است : ” اگر کسی حیوانی را مالک شود رسیدگی و نفقه آن حیوان بر او واجب است ؛ خواه آن حیوان حلال گوشت باشد خواه حرام گوشت ، پرنده و غیر پرنده نیز فرقی ندارد . زیرا هر کدام برای خود حرمتی دارند . ” مشخص است که حکم وجوب در بردارنده ی نظر شارع در خصوص رعایت حقوق حیوانات است و خلاف آن معصیت شمرده شده و دارای عقوبت شرعیه قرار می گیرد . گستره نفقه حیوانات در فقه اسلامی شامل خوراک ، آب ، مسکن ، دارو و هر چیز ضروری برای ادامه معیشت و حیات حیوان می باشد . از جمله نفقه های یاد شده برای حیوانات که بر صاحبش واجب است ، تهیه پناهگاه و تغذیه اوست . اگر حیوان بتواند در مراتع و دیگر جایگاههای قابل تغذیه زندگی خود را تأمین کند ، مالک آن می تواند او را برای چریدن و آشامیدن رها کند ، ولی اگر حیوان نتواند از مراتع و … زندگی خود را تأمین کند ، بر مالک او واجب است وسیله معیشت حیوان را فراهم کند . همچنین اگر حیوان نتواند به حدّ کافی تغذیه خود را اداره کند واجب است مالک ، بقیه تغذیه او را در حدّ کفایت تأمین نماید . در این خصوص مالک حیوان موظف است علاوه بر نفقه خود حیوان ، مراقب تأمین وسایل ادامه حیات بچه حیوان نیز باشد . بنابراین اگر جاندار بچه شیر خوار داشته باشد ، باید به اندازه کفایت تغذیه بچه ، شیر در مادر نگهداری شود . لذا اگر شیر مادر فقط به اندازه احتیاج تغذیه بچه اش بوده باشد دوشیدن شیر مادر حرام است ، امّا اگر دوشیدن شیر حیوان ضرری به حیوان یا بچه اش نرساند و یا اگر بچه از علف بیابان تغذیه کند ، دوشیدن شیر واجب است ، چرا که در این صورت مال مفید اسراف خواهد شد .[۱۰] در این میان توجه به ذکر هر دو مقوله در فقه اسلام یعنی هم توجه به عدم اسراف و هم حقوق بچه ی حیوان از مواردی است که کمتر در سایر نظام های حقوقی دیده می شود . دلیل مطلب آن است که در نظام های حقوقی غربی که بر اساس قرارداد اجتماعی شکل می گیرد ، ضمانت اجرای رعایت این قواعد صرفا اطلاع قانونگذار خواهد بود که در مواردی به راحتی زیر پا گذاشته می شود ولی در حقوق اسلام به دلیل کیفری کردن اخلاق و وجود جنبه ی اخروی ، ضمانت اجرا نه در متن قانون بلکه در ذهن مکلفین قرار دارد . در خصوص پرورش دهندگان زنبور عسل نیز آمده است : ” لازم است مقداری از عسل در کندو بماند تا زنبوران گرسنه نمانند و در شرایط خاص نظیر فصل زمستان لازم است که بیش از قوت او در کندو نگهدارند” . توجه به تغییر فصول در برنامه های غذایی حیوانات دقیقا احترام به حقوق الهی مورد نظر خدا برای آنان قلمداد می گردد . در خصوص زندگی کرم ابریشم که تغذیه او وابسته به برگ توت است نیز فقها تصریح کرده اند که لازم است مالک ، حیوان را حفظ کند و نگذارد تلف شود و اگر برگ کم باشد و مالک اعتنایی به حیوان نمی کند حاکم باید از مال مالک بفروشد و برای حیوان برگ بخرد ، در این بخش حمایت حقوقی از حیوانات مورد تشریع قرار گرفته است و ضمانت اجرای آن فروش اموال مالک با دخالت حاکم خواهد بود . در مواردی نیز که وسیله حیات به یکی از چند حیوان کفایت کند به طوری که یکی از آنها با آن وسیله بتواند نجات پیدا کند و بقیه هلاک شوند مانند اینکه مقداری آب باشد که فقط یکی از حیوانات را بتواند نجات دهد ، فرض بر دو گونه است : در صورتی که حیوانات از همه جهات حیاتی مساوی باشند ، مکلّف (اعم از چوپان یا مالک) در به کار بردن وسیله حیات برای ادامه زندگی هر یک از این حیوانات ، مخیر است امّا اگر حیوانات از همه جهات مساوی نباشند ، مانند سگ غیر مضر و گوسفند ، بدان جهت که پایان دادن به حیات گوسفند با ذبح شرعی امری است قانونی ولی مردن سگ از تشنگی خلاف قانون است ، لذا باید آب به سگ داده شود تا بدون علّت هلاک نشود .[۱۱] یکی از مواردی که مورد حیرت قرار می گیرد توجه به دقیق ترین و جزئی ترین موارد در فقه اسلام است که نمونه آن در سایر موارد دیده نشده است . در این بخش لزوم توجه به مسئله ی ترجیح بلا مرجح مورد نظر فقها قرار گرفته که بدون رعایت موارد و شرایط آن ، حکم الهی به سرانجام نخواهد رسید . اسلام در سواری گرفتن از حیوانات و بار کشیدن از آنها نیز محدودیتهای خاصی قایل شده است به طوریکه سکونی از امام ششم (ع) نقل می کند که حضرت فرمودند : “حیوان را بر صاحبش حقی است ( از جمله ) بیش از طاقت ، از او بار نکشد و پشت حیوان را کرسی گفتگو قرار ندهد ” . ابو هریره نیز از پیامبر اکرم (ص) نقل می کند که فرمودند : پشت حیوان را تخت قرار ندهید چرا که خداوند حیوان را برای شما مسخر نموده است ؛ به قدری سوار شوید که رفع حاجت شود ، اگر کجاوه یا بار در پشت حیوان است مواظب باشید کج نشود .[۱۲] در این موارد آنچه مورد تاکید است این مطلب می باشد که حیوانات به عنوان ابزار در اختیار انسان نیستند بلکه خداوند برای آنان در نظام خلقت حقی قرار داده که باید مورد احترام قرار گیرد . علاوه بر محدودیت هایی که اسلام برای مالکین دامها در نحوه استفاده از آنها و یا در استفاده از محصولات آنها اشاره نموده است ، اسلام ، انسان را نیز از هر گونه آزار و اذیت حیوانات ( اعم از جسمی و روحی ) به دلیل ذی شعور بودن و صاحب درک و احساس بودن به شدّت نهی نموده است که برای نمونه به روایتی در این زمینه اشاره می شود : امیر المومنین علی (ع) در زمینه نهی از خشونت و اجحاف بر حیوانات می فرمایند : به صورت حیوان نزنید که همانا آنها پروردگارشان را تسبیح می کنند . [۱۳] همچنین در خصوص نهی از ذبح حیوانی در برابر حیوان دیگر ، نهی از جدا کردن بچه حیوان از مادرش و نهی از ویران کردن پناهگاه و لانه حیوانات موارد عالیه ای در متون فقهی آمده است . از مجموع نکات فوق می توان دریافت که آنچه امروزه در جوامع غربی تحت عنوان”Animal welfare ” از آن یاد می شود دقیقا همان مباحثی است که دین مبین اسلام در آیات و روایات متعدد به آنها اشاره دارد . در اسلام حیوانات موجوداتی ذی شعور و صاحب درک و احساس قلمداد می شوند . در میان نواهی فراوانی که در منابع دینی از رفتارهای انسان با حیوانات عنوان شده است می توان دریافت که نحوه برخورد با آنها بدون تردید بر سلامتی حیوانات و نیز محصولات دامی حاصل از آنها موثر است . امروزه دلایل روشنی وجود دارد که نشان می دهد هر گونه استرس شدید و کاهش ” Animal welfare ” باعث میگردد دام به بیماریهای عفونی مستعدتر شود که یکی از پیامدهای منفی این مسئله افزایش استفاده از آنتی بیوتیک های حیوانی خواهد بود . تحقیقات در این زمینه ثابت نموده است که درصد بالایی از مقاومت آنتی بیوتیکی در انسان ناشی از استفاده حیوانی این نوع آنتی بیوتیک ها می باشد . نکته قابل تامل دیگر آنکه به نظر می رسد بسیاری از مشکلات و مسایل حادّ بهداشتی و سلامتی به ویژه در دامهای پر تولید به مسایل و مشکلات “Animal welfare ” آنها مربوط می شود ، به طوریکه هر چقدر” Animal welfare ” ضعیف تر باشد دامها ضعیف تر شده و سلامتی آنها بیشتر در معرض خطر قرار می گیرد و در نتیجه امنیت غذای تولیدی حاصل از این دامها بیشتر کاهش خواهد یافت و این همان مطالبی است که عینا در موارد فقهی به آنها اشاره شد و نظر شرع مقدس در باره ی آنها اعلام گردید ، در حالی که این موارد در نظام حقوقی اسلام مربوط به گذشته های دور می گردد که علم بشری قادر به توضیح مبانی آن نبوده است . لذا نظر به آیه شریفه ” فلینظر الانسان الی طعامه ” و با توجه به تایید علمی مباحث مطرح شده مربوط به رعایت حقوق حیوانات در منابع فقهی شایسته است که محققین مسلمان نیز در خصوص سیستم های تغذیه ، نگهداری و پرورش دام های مزرعه تحقیقات جامعی به عمل آورند تا محصولات دامی حاصل از آنها که تاثیر مستقیم بر سلامت روح و جسم انسانها دارد محصولات سالمتری باشد . در این صورت است که می توان انتظار داشت جامعه اسلامی نیز سالمتر و شاداب تر گردد و غذای او منظر قدرت الهی و منشا ظهور نور ایمان در قلوب انسانها گردد .[۱۴] گفتار چهارم : سوابق حقوقی و وضع قانون برای حمایت از حیوانات حمایت از حیوانات در آلمان نازی به طور جامع و همه گیر توسط دولت و حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان صورت میپذیرفت و دولت رایش اقدامات بسیاری را برای حمایت از حقوق حیوانات انجام داد [۱۵] . با سر کار آمدن حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان در سال ۱۹۳۳، جامع ترین قانون حمایت از حیوانات تا آن زمان در اروپا ، در آلمان وضع و اجرا شد . این اولین اقدام توسط یک دولت برای شکستن حصار بین انسان و حیوان به شمار میرفت . بسیاری از رهبران ناسیونال سوسیالیت مانند آدولف هیتلر و هرمان گورینگ از دوستداران حیوانات بودند . بسیاری از ناسیونال سوسیالیستها از طرفداران محیط زیست و از حامیان حفاظت از حیوانات به شمار میرفتند[۱۶] . هاینریش هیملر سعی کرد تا به طور کامل شکار را ممنوع سازد قانون فعلی حمایت از حیوانات در جمهوری فدرال آلمان نسخهای اندک تغییر یافته از این قانون در رایش سوم است . همچنین در این رابطه می توان به بیانیه جهانی حقوق حیوانات نیز اشاره داشت . بیانیه جهانی حقوق حیوانات رسما در تاریخ ۱۵ اکتبر ۱۹۷۸ در شورای مرکزی یونسکو در شهر پاریس اعلان گردید . مفاد این بیانیه توسط اتحادیه بینالمللی حقوق حیوانات در سال ۱۹۸۹ مورد تجدید نظر قرار گرفت و در سال ۱۹۹۰ به رییس مجمع عمومی یونسکو تسلیم گردید و در همان سال منتشر شد . باتوجه به تاثیر خوراک مصرفی انسان بر سلامت روح و جسم او و نظر به اینکه سهم قابل توجهی از وعده ی غذایی انسانها را پروتئینهای حیوانی به خود اختصاص می دهند و از طرفی با توجه به تاکید نسبتا بالایی که مجامع علمی غرب در خصوص کیفیت محصولات دامی و رعایت حقوق حیوانات در سالهای اخیر داشته اند لازم است تحقیقی در این خصوص صورت گرفته و با نظر اسلام و منابع فقهی مقایسه گردد . [۱۷] بند اول : بررسی حقوق حیوانات در ایران معاصر اسلام مقررات و سفارشهای بسیاری درباره حقوق حیوانات بیان کرده و از جنبههای مختلفی به این قضیه توجه کرده است . با آنکه ایرانیان اکثرا مسلمان و شیعه هستند و همواره تحت تأثیر مقررات دین مبین اسلام بودهاند ، متأسفانه آن چنان که باید و شاید نتوانستهاند با بهره گرفتن از مقررات اسلام در مورد حقوق حیوانات ، در دنیا ابراز وجود کنند . آنچه را که دنیا امروز تحت عنوان حقوق حیوانات عرضه میکند و شعار میدهد ، اسلام در ۱۴۰۰ سال پیش دقیقتر و لطیفتر حتی با ضمانت اجراهای دنیوی و اخروی بیان کرده است . در حال حاضر در ایران سازمانهایی هم چون سازمان حفاظت محیط زیست ، سازمان نظام دامپزشکی ، و شرکت سهامی شیلات و… چندین انجمن و سازمانهای غیردولتی از جمله انجمن حمایت از حیوانات ، انجمن دوستی حیوانات و… به طور محدود در این زمینه فعالیت میکنند . تاکنون در ایران قانونی اختصاصی برای حمایت از حیوانات تصویب نشده ، اما مقررات پراکندهای در قوانین مختلف پیش و پس از انقلاب دیده میشود که در فصول بعدی مفصلا به آن می پردازیم . بند دوم : کلیات حقوق حیوانات در ایالات متحده حقوق حیوانات و قوانین حمایت از آنها [۱۸] ، دربرگیرنده لوایح قضایی و قانونی می باشد که به منظور حفظ حقوق طبیعی- اجتماعی و بیولوژیکی حیوانات و انسانها به منصه ی ظهور رسیده است . این قانون و جنبش حمایت از حیوانات که دربر گیرنده و اجراکننده حقوق طبیعی حیوانات اعم از اهلی و وحشی در حدود ۳۰ سال قبل ایجاد گردیده است . سازمان دولتی حمایت از حقوق حیوانات در سال ۱۹۷۹ بوسیله وکیل هشیاری به نام Joyce Tischler برای اولین بار ایجاد گردید که هدف آن کمک و بهبود قانون حمایت از حیوانات و افزایش آگاهی مردم در این زمینه میباشد . برای پی بردن به اهمیت این قانون میتوان ذکر کرد که برای مثال امروزه قانون حمایت از حیوانات لااقل در ۶۹ دانشگاه حقوقی در آمریکا تدریس میشود و در غالب واحد های درسی مورد آموزش دانشجویان قرارگرفته و توسط اساتیدی که دارای تحصیلات تکمیلی در زمینه ی حقوق حیوانات می باشند ارائه می گردند ، قانون حمایت از حیوانات در بر گیرنده حوزه وسیعی از یافته های منطقی و بحث های قابل اجرا و اجرائیات در مورد حقوق و نحوه اجرای این قوانین در مورد حیوانات میباشد [۱۹] . قانون حمایت از حیوانات امروزه نفوذ و تاثیر بسیار خوبی بر روی قوانین سنتی و قدیمی گذاشته که از این میان به ذکر چند نمونه اکتفا می گردد :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این پژوهش در سه بخش تنظیم گردیده که بخش اوّل به مفهوم شناسی واژگان تحقیق تحت عنوان کلّیات پرداخته و شامل دو فصل جهاد و شهادت میباشد؛ در بخش دوم با عنوان جهاد در قالب چهار فصل، اهمیّت و فضیلت جهاد در قرآن و روایات، فلسفه جهاد در اسلام، هدف از جهاد در اسلام، شرایط جهاد مورد بررسی و تدقیق قرار گرفته است. در بخش سوم با عنوان شهادت، اهمیت و فضیلت شهادت، شهید کیست، نتایج گسترش فرهنگ شهادت در قالب سه فصل مدّ نظر قرار گرفته است. هر چند حق مطلب به دلیل شکستگی قلم حقیر ادا نشده است لیکن امید است قطرهای باشد از اقیانوس جهاد و شهادت.
بخش اوّل کلّـیـات (مفهوم شناسی واژگان پژوهش) فصل اوّل: جهاد فصل دوم: شهادت فصل اوّل جهاد گفتار اوّل: جهاد در لغت و اصطلاح «جهد: (به فتح اوّل و ضمّ آن) صعوبت و مشقّت. چنان که در قاموس و مفردات گفته است در اقرب الموارد آن را تلاش توأم با رنج معنی میکند. صحّاح طاقت (سختی) گفته است. در مجمع البیان ذیل آیهی ۲۱۷ بقره فرماید: «جاهَدتُ الْعَدوَّ» یعنی در جنگ با دشمن مشقّت را بر خود هموار کردم و در ذیل آیهی ۷۹ توبه فرمود جهد به ضمّ اوّل و فتح آن هر دو به یک معنی و آن وادار کردن خود بر مشقّت است و از شعبی نقل شده که جهد (به فتح اوّل) در عمل و جهد (به ضمّ اوّل) در قوّت و طعام است و از قتیبی نقل است که جهد (به فتح) مشقّت و به ضمّ طاعت است. بنابر اقوال گذشته معنای «فلانی جهاد کرد» آن است که قدرت خود را به کار انداخت، متحمّل مشقّت گردید، تلاش توأم با رنج کرد. جامع همهی اقوال قول اقرب الموارد است. پس جهد و جهاد یعنی: تلاش توأم با رنج. «وَ مَنْ جاهَد فَإِنَّما یجاهِد لِنَفْسِهِ إِنَّ اللّهَ لَغَنِی عَنِ الْعالَمِینَ؛[۲] هرکه تلاش کند و خود را به زحمت اندازد، فقط برای خویش تلاش میکند خدا از مردم بی نیاز است»
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
«وَ ابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَهَ وَ جاهِدوا فِی سَبِیلِهِ؛[۳] به سوی خدا وسیله جوئید و در راه او تلاش کنید.» جهاد به کسر اوّل مصدر است به معنی تلاش و نیز اسم است به معنی جنگ (اقرب الموارد) و جنگ را از آن جهاد گویند که تلاش توأم با رنج است؛ «فَلا تُطِعِ الْکافِرِینَ وَ جاهِدهُمْ بِهِ جِهاداً کبِیراً»[۴] مجاهد: تلاش کننده، جنگ کننده. «وَ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجاهِدینَ عَلَی الْقاعِدینَ أَجْراً عَظِیماً»[۵] «وَ أَقْسَمُوا بِاللّهِ جَهْد أَیمانِهِمْ…»[۶] قسم یاد کردند به خدا قسم مؤکد و محکم، یعنی آنچه میتوانستند آن را محکم کردند. راغب گوید: سوگند یاد کردند و در آن آنچه قدرت داشتند کوشیدند. طبرسی گفته: تقدیر این است «جَهَدوا جَهْد اَیمانِهِمْ». این تعبیر پنج بار در قرآن مجید آمده و همه دربارهی بدکاران است. باید دانست: افعال این مادّه در قرآن همه از باب مفاعله آمده است و آن به معنای تکثیر است نه بین الاثنین و تکثیر یکی از معانی مفاعله است. علی هذا مثلاً از «وَ جاهِدوا فِی اللّهِ حَقَّ جِهادهِ»[۷] سه تلاش استفاده میشود یکی از مادّه، یکی از هیئت و یکی از «حَقَّ جِهادهِ» یعنی در راه خدا تلاش کنید تلاش بسیار شدید. «الَّذِینَ یلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدقاتِ وَ الَّذِینَ لا یجِدونَ إِلّا جُهْدهُمْ…»[۸] آنان که راغبین از مؤمنین در صدقات را خرده میگیرند و نیز به کسانی که جز به اندازهی طاقت و تلاش خود پیدا نمیکنند عیب میگیرند. آیه دربارهی منافقان است که هم ثروتمندان را در دادن زکات مسخره میکردند و هم دست تنگان را، این که فرموده «لا یجِدونَ إِلّا جُهْدهُمْ» یعنی جز تلاش خود چیزی پیدا نمیکنند قهراً کمک مالی آنها در راه اسلام کم است.»[۹] امیرمؤمنان علی «» میفرمایند: «و جهاد پس از پذیرفتن اسلام، گرانمایهترین عمل است. جهاد مایهی پایداری دین و پاداش بسیار است، و موجب عزّت جامعه و مانع نفوذ دشمن در جامعهی جهادگر میشود. جهاد تاخت و تازی است بر دشمن که پاداش فراوان و مژدهی رفتن به بهشت جاودان بعد از شهادت را به همراه دارد.»[۱۰] گفتار دوم: اقسام جهاد از بیانات حضرت امیرمؤمنان علی «» در سفارش خود به امام حسن و امام حسین «» چنین بر میآید که جهاد بر سه قسم است: أ) جهاد مالی: «اللَّهَ اللَّهَ فِی الْجِهَاد بِأَمْوَالِکمْ»[۱۱]؛ ب) جهاد جانی: «اللَّهَ اللَّهَ فِی الْجِهَاد … وَ أَنْفُسِکُمْ»[۱۲]؛ ج) جهاد تبلیغی: «اللَّهَ اللَّهَ فِی الْجِهَاد … وَ أَلْسِنَتِکمْ»[۱۳]. که حضرت هر سه نوع جهاد را در صورتی ارزشمند میداند که در راه خدا و کسب رضایت او و اقامهی دین الهی باشد: «فِی سَبِیلِ اللَّهِ».[۱۴] از باب احکام تکلیفی جهاد بر دو قسم واجب و مستحب منقسم است که میتوان شرح آن را در بیان امام صادق «» مشاهده کرد. «عنْ فُضَیلِ بْنِ عِیاضٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ «» عَنِ الْجِهَادِ أَسُنَّهٌ هُوَ أَمْ فَرِیضَهٌ فَقَالَ الْجِهَادُ عَلَی أَرْبَعَهِ أَوْجُهٍ فَجِهَادَانِ فَرْضٌ وَ جِهَادٌ سُنَّهٌ لَاتُقَامُ إِلَّا مَعَ الْفَرْضِ وَ جِهَادٌ سُنَّهٌ فَأَمَّا أَحَدُ الْفَرْضَینِ فَمُجَاهَدَهُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ عَنْ مَعَاصِی اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَ هُوَ مِنْ أَعْظَمِ الْجِهَادِ وَ مُجَاهَدَهُ الَّذِینَ یلُونَکمْ مِنَ الْکفَّارِ فَرْضٌ وَ أَمَّا الْجِهَادُ الَّذِی هُوَ سُنَّهٌ لَایقَامُ إِلَّا مَعَ فَرْضٍ فَإِنَّ مُجَاهَدَهَ الْعَدُوِّ فَرْضٌ عَلَی جَمِیعِ الْامَّهِ وَلَوْ تَرَکوا الْجِهَادَ لَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ وَ هَذَا هُوَ مِنْ عَذَابِ الْأُمَّهِ وَ هُوَ سُنَّهٌ عَلَی الْإِمَامِ وَحْدَهُ أَنْ یأْتِی الْعَدُوَّ مَعَ الْأُمَّهِ فَیجَاهِدَهُمْ وَ أَمَّا الْجِهَادُ الَّذِی هُوَ سُنَّهٌ فَکلُّ سُنَّهٍ أَقَامَهَا الرَّجُلُ وَ جَاهَدَ فِی إِقَامَتِهَا وَ بُلُوغِهَا وَ إِحْیائِهَا فَالْعَمَلُ وَ السَّعْی فِیهَا مِنْ أَفْضَلِ الْأَعْمَالِ لِأنَّهَا إِحْیاءُ سُنَّهٍ وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ «» مَنْ سَنَّ سُنَّهً حَسَنَهً فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَی یوْمِ الْقِیامَهِ مِنْ غَیرِ أَنْ ینْقُصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَیءٌ؛[۱۵] فضیل بن عیاض گوید: از امام صادق «» پرسیدم آیا جهاد، مستحب است یا واجب؟ فرمود: جهاد بر چهار گونه میباشد: دو گونهاش واجب است و یکی مستحب که جز با واجب به آن اقدام نمیشود، و دیگری جهادی است مستحبّ. سپس در توضیح آن فرمود: امّا دو جهاد واجب عبارتند از: اوّل، جهاد انسان با نفسش که خود را از گناهان باز دارد و آن از بزرگترین جهادهاست (جهاد اکبر). دوم، جهاد با کافران که هم مرز و در همسایگی مسلماناناند. امّا سومین جهاد، جهادی است که سنّت است و جز با واجب انجام نمیشود، جهاد با دشمن است که بر همهی امّت اسلامی واجب میباشد و اگر به آن اقدام نکنند عذاب بر آنان فرود آید و این عذاب به همهی اجتماع میرسد (نه امام). این گونه جهاد بر امام مستحب است و حدّ و اندازهاش این است که امام به همراه امّت به مصاف دشمن برود و بجنگند. امّا چهارمین نوع جهاد که مستحب است، مبارزه برای برپا داشتن هر سنّت و رسم خوبی است (که به فراموشی سپرده شده؛ چه واجب باشد یا مستحب). مسلمانی که در راه به پاداشتن و به ثمر رساندن و اجرا شدن و زنده نگهداشتن آن مبارزه کند بهترین اعمال را انجام داده است؛ زیرا این کار، زنده داشتن کار شایسته و دستورهای دین است و پیغمبر خدا «» فرمود: هر که روش نیکی، پدید آورد و رواج دهد ثواب آن را میبرد و تا روز قیامت برابر پاداشی که به عاملان آن روش خوب میدهند به او نیز داده میشود بدون آن که از پاداش آنان چیزی کاسته شود.» ۲-۱- جهاد مالی قاعدتاً جنگ جزء پرهزینهترین رویدادها و رخدادها محسوب میشود و تأمین آن تنها از گروهی خاصّی بر نمیآید، به همین دلیل بر همگان است تا بخشی از توان مالی خود را به یاری رزمندگان اختصاص دهند؛ خصوصاً کسانی که توان شرکت در جهاد را ندارند. از سویی از ارکان مهمّ جهاد رکن پشتیبانی میباشد به گونهای که در توان و قدرت رزمندگان نقش مهمّی بر عهده دارد. با تأمین و مهیا بودن نیازمندیهای جبهه است که جنگ به خوبی اداره و منجر به پیروزی میشود و روحیهی رزمندگان مستحکم و قوی باقی میماند. از این رو در آیات و روایات از این امر با عنوان جهاد مالی نام برده میشود و بر جهاد با جان مقدّم داشته میشود. پس انسان باید با مال و جان خود در راه خدا جهاد کند. این از تکالیف الهی است که خداوند بر مسلمانان امر کرده است. «انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِکمْ وَ أَنْفُسِکمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ذلِکمْ خَیرٌ لَکمْ إِنْ کنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ (همگى به سوى میدان جهاد) حرکت کنید؛ سبکبار باشید یا سنگین بار! و با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد نمایید؛ این براى شما بهتر است اگر بدانید.»[۱۶] در دعای امام سجّاد «» برای مرزداران مواردی آمده است که بر اهمیّت مال و نقش آن در تأمین امنیّت و صلح، و حراست از مرزهای اسلام دلالت دارد: «خدایا! بر محمّد و آل او درود فرست، مرزهای مسلمانان را با عزّت و نیروی خود مستحکم ساز، مرزداران را با قدرت خویش تأیید کن، و با غنای خود نعمت فراوان به ایشان ببخش… و پیاپی روزی آنان را در اختیارشان قرار ده… و جنگجو را از حقوقی مکفی بهرهمند گردان…خدایا! هر مسلمانی که به خانهی مجاهد یا مرزداری سرزند، یا سرپرستی خانوادهی او را بر عهده گیرد، یا با کمکهای مالی به یاری او شتابد، یا به او کمکی رساند، همسنگ و همانند پاداش آن جنگجو و مرزدار به او نیز پاداش ده … .»[۱۷] چون این دنیا دنیای اسباب است، مشاهده میکنیم که مدد رساندن خدا به مرزداران نیز با اموالی خواهد بود که از دست مردم به ایشان میرسد؛ پس مال، از این لحاظ نیز مایهی قوام و برپایی زندگی مردمان است؛ و به همین جهت، قرآن کریم مردمان را به جهاد در راه خدا، با اموال و با انفس، هر دو، فرا میخواند: «جهاد مالی» و «جهاد جانی».[۱۸] حضرت علی «» در سخنان گهربار خویش با این بیان که «چرا در راه کسی که روزی رسان شماست از مالتان نمیگذرید» کسانی را که جهاد مالی را ترک کردهاند مورد توبیخ قرار میدهد و آنان را متوجّه این امر میسازد که مال از ناحیهی حضرت حق میباشد پس چرا از بذل آن در راه خدا باید دریغ کرد؛ «فَلَا أَمْوَالَ بَذَلُتمُوهَا لِلَّذِی رَزَقَهَا»[۱۹] هزینهی مال به منظور تهیهی مرکب برای جبههی نبرد مصداق انفاق در راه خداست مستند به این روایت که حضرت علی «» نقل میکند که پیغمبر به او فرمود:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳)نانو صفحات ۴)نانو الیاف
۱)نانو کامپوزیت های زمینه پلیمری : خواص بی نظیر (مکانیکی ، شیمیایی ، فیزیکی) , خاصیت نفوذ پذیری , پایداری حرارتی بالا , استحکام بالا , وزن کم . با افزودن درصد کمی از مواد نانو به یک پلیمر خالص , استحکام تنشی و کششی افزایش چشم گیری می یابد. ۲)نانو کامپوزیت های زمینه فلزی : کم وزن و سبک و استحکام بالا مقامومت و پایداری حرارتی مناسب. ۳)نانو کامپوزیت های زمینه سرامیکی : به مواد جامدی که بخش عمده تشکیل دهنده آن ها غیر آلی و غیر فلزی باشد. ساختمان به شکلی است که معمولا یک فاز نسبت به فاز دیگر دارای دانه بندی کوچکتری است و معمولا یک فاز در ابعاد نانو متری و فاز دیگر در ابعاد میکرونی. سرامیکهای مهندسی به دو گروه اکسیدی و غیر اکسیدی تقسیم می شوند.
-
- اکسیدی : TiO2تیتانیا ،AL2O3آلومینا ، ZrO2زیرکومینا
-
- غیر اکسیدی: SiC ,TiN
سختی بالا و مقاومت فشاری و پیچشی بالاتر ، مقاومت حرارتی عالی ، رسانایی الکتریکی و حرارتی پایین ، مقاومت سایشی بالاتر و چگالی پایین تر. مهمترین مشکل شکنندگی بالای آنها به دلیل پیوندهای یونی و کوالانسی و برای حل آن اضافه کردن و جاسازی الیاف و ذرات با ابعاد نانومتری]۵[.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۱-۱-خاصیت فتوکاتالیستی : اگر یک نیمه رسانا در معرض تابش قرار گیرد به صورت یک کاتالیست عمل می کند. براساس شتابدهی واکنش های نوری در حضور کاتالیست. فرایند فوتو کاتالیکی به جفت شدن نور فرابنفش با انرژی کم با ذرات کاتالیستی. این فرایند شبیه فوتوسنتز است و فوتو کاتالیست به مانند کلروفیل نور خورشید را به دام می اندازد و باعث تبدیل ترکیب به CO₂ و آب می شود. فرایند سل_ژل شدن عبارت است از: ۱)مخلوط پیش ماده ۲)شکل دهی ۳)ژل شدن ۴)پیر شدن ۵)خشک شدن ۶)آب زدایی یا تثبیت شیمیایی ۷)متراکم کردن و سنتز شدن]۶[. ۲-۱-۲-مکانیسم فتو کاتالیست (فرایند) :
-
- فعالسازی توسط تابش با طول موج لازم برای تشکیل جفت حفره الکترون.
TiO₂ ? e⁻ + h⁺
-
- جذب سطحی آب ، ترکیب آلی و رادیکال هیدرواکسیل بر روی سطح کاتالیست.
O⁻² + Ti⁺⁴ +H₂O ? ? H⁻ + Ti⁺⁴ – OH
-
- ترکیب مجدد حفره و الکترون.
Ti⁺⁴ +H₂O ? ? Ti⁺⁴ – H₂O Site+R(i) ? ?R(I,ads) OH +Ti⁺⁴ ? ? Ti⁺⁴ /OH
-
- ترکیب مجدد حفره و الکترون و تولید انرژی حرارتی.
e⁻ + h⁺ ?heat Ti⁺⁴ -OH⁻ +h⁺,? ?TI⁺⁴ / OH°
-
- به دام افتادن الکترون و حفره.
R(I,ads) +h⁺ ? ? R⁺(A,ads) Ti⁺⁴ +e⁻ ? ? Ti⁺³ Ti⁺³ +O₂ ? Ti⁺⁴ – O⁻₂
-
- حمله رادیکال هیدروکسیل تحت شرایط مختلف.
Ti⁺⁴ /OH° + R° (I,ads) ? Ti⁺⁴+ R (J,ads) OH°+ R (I,ads) ? R (J,ads)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۳/۰
۰۱/۶
۵/۱۴
۵۸/۳
ضریب تغییرات(درصد)
۷۶/۳
۳۰/۸
۷۱/۶
۵۱/۶
ns، *و** به ترتیب نشان دهنده عدم تفاوت معنیداری، تفاوت در سطح ۵٫/. وتفاوت در سطح ۱٫/. می باشد.
۱-۸-۴غلظت عنصر کادمیم در گیاه
نتایج تجزیه واریانس تیمار غلظت عنصر کادمیم گیاه در جدول (۸-۴) آورده شده است. اثر تیمارهای مکان، تکرار مکان، گیاه و مزرعه و اثر متقابل تیمار گیاه در مکان، مکان در مزرعه و گیاه در مزرعه در سطح آماری ۱ درصد غلظت عنصر کادمیم گیاه معنیدار گردید. همچنین اثر تیمار متقابل گیاه در مزرعه در مکان بر غلظت عنصر کادمیم گیاه معنیدار نبود. نمودار ۶۸-۴ اثر تیمارهای گیاه در مکان بر غلظت عنصر کادمیم گیاه بررسی نتایج اثر متقابل نوع گیاه و مکان مختلف کشت (نمودار ۶۸-۴) بر غلظت عنصر کادمیم گیاه نشان داد که منطقه باوی در گیاه شوید دارای بیشترین غلظت عنصر کادمیم بود (۹۹/۱۱ میلیگرم در کیلوگرم). همچنین غلظت عنصر کادمیم در گیاه شوید در منطقه باوی نسبت به غلظت عنصر کادمیم گیاه منطقه شوش و منطقه دزفول تفاوت معنیداری داشت(به ترتیب ۹۹/۱۱، ۴۷/۱۰ و ۲۹/۹ میلیگرم در کیلوگرم). همچنین گیاه گشنیز در منطقه باوی دارای بیشترین غلظت عنصر کادمیم بود (۰۹/۱۱ میلیگرم در کیلوگرم). که با غلظت عنصر کادمیم گیاه منطقه شوش و منطقه دزفول تفاوت معنیداری داشت (به ترتیب ۰۹/۱۱، ۸۱/۹ و ۳۰/۸ میلیگرم در کیلوگرم). همچنین گیاه هویج در منطقه باوی دارای بیشترین غلظت عنصر کادمیم بود (۵۲/۱۰ میلیگرم در کیلوگرم). که با غلظت عنصر کادمیم گیاه منطقه شوش و منطقه دزفول تفاوت معنیداری داشت (به ترتیب ۵۲/۱۰، ۵۸/۸ و ۰۱/۸ میلیگرم در کیلوگرم). همچنین گیاه جعفری در منطقه باوی دارای بیشترین غلظت عنصر کادمیم بود (۹۹/۱۱ میلیگرم در کیلوگرم). که با غلظت عنصر کادمیم گیاه منطقه شوش و منطقه دزفول تفاوت معنیداری داشت (به ترتیب ۹۹/۱۱، ۴۷/۱۰ و ۲۹/۹ میلیگرم در کیلوگرم). نمودار ۶۹-۴ اثر متقابل مکان در مزرعه بر غلظت عنصر کادمیم گیاه بررسی نتایج اثر متقابل مکانهای مختلف کاشت و مزارع آلوده و شاهد (نمودار ۶۹-۴) بر غلظت عنصر کادمیم گیاه نشان داد که بیشترین غلظت عنصر کادمیم گیاه در منطقه باوی و در مزرعه آلودهی شماره ۲ وجود داشت (۲۹/۱۴ میلیگرم در کیلوگرم). غلظت عنصر کادمیم گیاه مزرعه آلودهی شماره ۲ در منطقه باوی با مزرعه آلودهی شماره ۱ و مزرعه شاهد تفاوت معنیداری داشت (به ترتیب ۲۹/۱۴، ۴۷/۱۲و ۱۷/۷ میلیگرم در کیلوگرم). همچنین در منطقه شوش بیشترین غلظت عنصر کادمیم گیاه در مزرعه آلودهی شماره ۱ وجود داشت (۹۷/۱۵ میلیگرم در کیلوگرم). غلظت عنصر کادمیوم گیاه مزرعه آلودهی شماره ۱در منطقه شوش با مزرعه آلودهی شماره ۲ مزرعه شاهد تفاوت معنیداری داشت (به ترتیب ۹۷/۱۰، ۳۳/۹ و ۵۳/۵ میلیگرم در کیلوگرم). همچنین در منطقه دزفول بیشترین غلظت عنصر کادمیم در مزرعه آلودهی شماره ۲ وجود داشت (۷۱/۱۲ میلیگرم در کیلوگرم). غلظت عنصر کادمیم گیاه مزرعه آلودهی شماره ۲در منطقه دزفول با مزرعه آلودهی شماره ۱ و مزرعه شاهد تفاوت معنیداری داشت (به ترتیب۷۱/۱۲، ۲۴/۱۰ و ۲۶/۶ میلیگرم در کیلوگرم). نمودار ۷۰-۴ اثر متقابل گیاه در مزرعه بر غلظت عنصر کادمیم گیاه بررسی نتایج اثر متقابل نوع گیاه و نوع مزرعه (نمودار ۷۰-۴) بر غلظت عنصر کادمیم گیاه نشان داد که بیشترین میزان غلظت عنصر کادمیم مربوط به گیاه شوید در مزرعه آلوده شماره ۲ بود (۷۷/۱۲ میلیگرم در کیلوگرم). که با غلظت عنصر کادمیم گیاه بین مزرعه آلودهی شماره ۲ و مزرعه آلودهی شماره ۱ و مزرعه شاهد از نظر آماری اختلاف معنیداری وجود داشت ( به ترتیب ۷۷/۱۲، ۸۹/۱۱ و ۰۹/۷ میلیگرم در کیلوگرم). در گیاه گشنیز بیشترین غلظت عنصر کادمیم گیاه مربوط به مزرعه آلودهی شماره ۲ بود (۱۴/۱۲ میلیگرم در کیلوگرم). که با غلظت عنصر کادمیم گیاه بین مزرعه آلودهی شماره ۲ و مزرعه آلودهی شماره ۱ و مزرعه شاهد از نظر آماری اختلاف معنیداری وجود داشت ( به ترتیب ۱۴/۱۲، ۰۷/۱۱ و ۸۹/۵ میلیگرم در کیلوگرم). در گیاه هویج بیشترین غلظت عنصر کادمیم گیاه مربوط به مزرعه آلودهی شماره ۲ بود (۲۷/۱۱ میلیگرم در کیلوگرم). که با غلظت عنصر کادمیم گیاه بین مزرعه آلودهی شماره ۲ و مزرعه آلودهی شماره ۱ و مزرعه شاهد از نظر آماری اختلاف معنیداری وجود داشت ( به ترتیب ۲۷/۱۱، ۱۸/۱۰ و ۶۶/۵ میلیگرم در کیلوگرم). در گیاه جعفری بیشترین غلظت عنصر کادمیم گیاه مربوط به مزرعه آلودهی شماره ۲ بود (۲۵/۱۲ میلیگرم در کیلوگرم). که با غلظت عنصر کادمیم گیاه بین مزرعه آلودهی شماره ۲ و مزرعه آلودهی شماره ۱ و مزرعه شاهد از نظر آماری اختلاف معنیداری وجود داشت ( به ترتیب ۲۵/۱۲، ۷۷/۱۱ و ۵۵/۶ میلیگرم در کیلوگرم). عواملی مانند اسیدیته خاک، غلظت یونی محلول، غلظت کاتیونی فلز، حضور کاتیونهای فلزی رقابت کننده و وجود لیگاندهای آلی و معدنی بر جذب فلزات سنگین تأثیر گذارند. از سوی دیگر نوع و گونه های مختلف گیاهی در توانایی جذب، تجمع و تحمل فلزات سنگین تفاوت زیادی با یکدیگر دارند (آلووای، ۱۹۹۰). سرنوشت فلزات سنگین و کمپلکسهای فلزی تخلیه شده به خاکها و آبها با توجه به شرایط محیطی خاک و آب بسیار متفاوت میباشند .همچنین مکانیزم های جذب میتوانند برای یونهای فلزی مختلف متفاوت باشند. اما یونهایی که با مکانیسمهای مشابه به داخل ریشه جذب میشوند، احتمالاً با همدیگر رقابت می کنند. از سویی شواهد واضحی وجود دارد که شکلها و گونه های مختلف گیاهان در توانایی واضحی وجود دارد که شکلها و گونه های مختلف گیاهان در توانایی جذب، تجمع و تحمل فلزات سنگین تفاوت بسیار زیادی با هم دارند (آلووی، ۲۰۰۱).
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
اهمیت کادمیم در میان سایر عناصر سمی از این جهت است که این عنصرمیتواند در اندامهای گیاهی به مقادیر زیاد که برای انسان و حیوان سمی باشد، تجمع یابد ولی در عین حال هیچگونه علائم سمیت در گیاه ظاهر نشود (پرنسی و همکاران[۱۳۰]، ۲۰۰۲). کادمیم اگرچه یک عنصر غذایی ضروری نیست اما به سهولت از طریق ریشههای گیاه جذب و با غلظتهایی که برای زنجیره غذایی خطرناک است، در گیاه اندوخته می شود. تجمع کادمیم در بافتهای گیاهی در سطح سلولی نیز می تواند سمی باشد و موجب کاهش رشد گردد (کولیلیا و همکاران[۱۳۱]، ۲۰۰۴). از طرفی در جذب کادمیوم، عواملی مانند pH مقدار هوموس خاک، میزان کادمیم محلول خاک و قابل دسترس برای گیاه، نیز تعیین کننده هستند (کلیک[۱۳۲]، ۲۰۰۵). کادمیوم به دلیل حلالیت بالایی که در آب دارد ممکن است سمیت شدیدی برای گیاهان و حیوانات و یا انسانها ایجاد کند. بررسی تاثیر نفت سفید بر مزارع سبزی (گشنیز، جعفری، شوید و هویج) نشان داد که عنصر کادمیم در گیاه مزارع آلوده به نفت سفید افزایش یافت. که این افزایش در گیاه مزارع آلوده به نفت سفید ۱و ۲ موجود در هر منطقه و هم چنین مزارع آلوده هر سه منطقه نسبت به هم یکسان نبوده است. نتیجه میتوان گرفت که این تفاوت موجود در بین مزارع آلوده به نفت سفید به غلظت نفت سفید استفاده شده برای از بین بردن علفهای هرز میباشد در صورتی که از غلظت بیشتری برای از بین بردن علف هرز استفاده شده باشد عنصر کادمیم بیشتری وارد گیاه شود. افزایش مقدار عنصر کادمیم در منطقه باوی در مزارع شاهد و آلوده به نفت سفید ۱و ۲ می تواند در اثر شوری خاک باشد همانگونه که در صفحات قبلی گزارش شد با افزایش شوری میزان کادمیم محلول خاک افزایش مییابد و به همین دلیل جذب کادمیم بیشتری توسط گیاه صورت میپذیرد.
۲-۸-۴ غلظت عنصر سرب در گیاه
نتایج تجزیه واریانس تیمار غلظت عنصر سرب گیاه در جدول (۸-۴) آورده شده است. اثر تیمارهای مکان، گیاه، مزرعه و اثر متقابل تیمار گیاه در مزرعه در سطح آماری ۱ درصد غلظت عنصر سرب گیاه معنیدار گردید. و اما اثر تیمار تکرار مکان و اثر متقابل تیمار گیاه در مکان و مکان در مزرعه بر غلظت عنصر سرب گیاه در سطح آماری ۵ درصد معنیدار شد. همچنین تیمار تکرار مکان و اثر تیمار متقابل گیاه در مزرعه در مکان بر غلظت عنصر سرب گیاه معنیدار نبود. نمودار ۷۱-۴ اثر تیماهای گیاه در مکان بر عنصر سرب گیاه بررسی نتایج اثر متقابل نوع گیاه و مکان مختلف کشت (نمودار ۷۱-۴) بر غلظت عنصر سرب گیاه نشان داد که منطقه باوی در هر دو گیاه گشنیز و شوید دارای بیشترین غلظت عنصر سرب بود (به ترتیب ۵۳/۳۵ و ۳۰/۳۵ میلیگرم در کیلوگرم). همچنین غلظت عنصر سرب هر دو گیاه گشنیز و شوید در منطقه باوی نسبت به منطقه دزفول تفاوت معنیداری نداشت. اما غلظت عنصر سرب هر دو گیاه گشنیز و شوید در منطقه باوی نسبت به منطقه شوش تفاوت معنیداری داشت. همچنین بیشترین غلظت عنصر سرب در گیاه هویج مربوط به منطقه باوی بود (۵۰/۲۸ میلیگرم در کیلوگرم). با غلظت عنصر سرب در گیاه هویج رشد یافته در منطقه دزفول تفاوت معنیداری نداشت. اما با غلظت عنصر سرب در گیاه هویج رشد یافته در منطقه شوش تفاوت معنیداری داشت. همچنین بیشترین غلظت عنصر سرب در گیاه جعفری مربوط به منطقه باوی بود (۱۰/۳۴ میلیگرم در کیلوگرم). با غلظت عنصر سرب در گیاه جعفری رشد یافته در منطقه دزفول تفاوت معنیداری نداشت. اما با غلظت عنصر سرب در گیاه جعفری رشد یافته در منطقه شوش تفاوت معنیداری داشت. نمودار ۷۲-۴ اثر متقابل مکان در مزرعه بر عنصر سرب گیاه بررسی نتایج اثر متقابل مکانهای مختلف کاشت و مزارع آلوده و شاهد (نمودار ۷۲-۴) بر غلظت عنصر سرب گیاه نشان داد که بیشترین غلظت عنصر سرب گیاه در منطقه باوی و در مزرعه آلودهی شماره ۱ و ۲ وجود داشت (به ترتیب ۱۳/۳۹ و ۴۶/۴۰ میلیگرم در کیلوگرم). غلظت عنصر سرب گیاه مزرعه آلودهی شماره ۱ و ۲ در منطقه باوی با مزرعه شاهد تفاوت معنیداری داشت (به ترتیب ۱۳/۳۹، ۴۶/۴۰ و ۴۹/۲۰ میلیگرم در کیلوگرم). همچنین در منطقه شوش بیشترین غلظت عنصر سرب در مزرعه آلودهی شماره ۱ وجود داشت (۴۹/۳۲ میلیگرم در کیلوگرم). غلظت عنصر سرب مزرعه آلودهی شماره ۱ در منطقه شوش با مزرعه آلودهی شماره ۲ تفاوت معنیداری نداشت ولی با مزرعه شاهد دارای اختلاف معنیداری بود. همچنین در منطقه دزفول بیشترین غلظت عنصر سرب در مزرعه آلودهی شماره ۲ وجود داشت (۳۳/۳۶ میلیگرم در کیلوگرم). غلظت عنصر سرب مزرعه آلودهی شماره ۲ در منطقه دزفول با مزرعه آلودهی شماره ۱ تفاوت معنیداری نداشت ولی با مزرعه شاهد دارای اختلاف معنیداری بود. شکل ۷۳-۴ اثر متقابل گیاه در مزرعه بر عنصر سرب گیاه بررسی نتایج اثر متقابل نوع گیاه و نوع مزرعه (نمودار ۷۳-۴) بر غلظت عنصر سرب نشان داد. که بیشترین غلظت عنصر سرب مربوط به گیاه گشنیز و شوید در مزرعه آلودهی شماره ۱ و ۲ و همچنین گیاه جعفری در مزرعه آلودهی ۲ بود گشنیز (به ترتیب ۴۸/۳۷ و ۴۶/۳۸ میلیگرم در کیلوگرم)، شوید (به ترتیب ۸۲/۳۶ و ۲۱/۳۸ میلیگرم در کیلوگرم) جعفری (۰۱/۳۷ میلیگرم در کیلوگرم). که با غلظت عنصر سرب مربوط به گیاه گشنیز، جعفری و شوید مزرعه آلودهی شماره ۱ و مزرعه آلودهی شماره ۲ با مزرعه شاهد از نظر آماری اختلاف معنیداری وجود داشت. در گیاه هویج بیشترین غلظت سرب گیاه مربوط به مزرعه آلودهی شماره ۱ بود (۰۳/۳۲ میلیگرم در کیلوگرم). که با غلظت سرب گیاه بین مزرعه آلودهی شماره ۲ و مزرعه آلودهی شماره ۱ از نظر آماری اختلاف معنیداری وجود نداشت اما با غلظت سرب گیاه در مزرعه شاهد تفاوت معنیداری داشت (به ترتیب ۰۳/۳۲، ۲۰/۲۹ و ۶۴/۱۵ میلیگرم در کیلوگرم). بررسیها نشان داد که غلظت عنصر سرب در گیاه مزارع آلوده به نفت سفید افزایش یافت. در پژوهشی که توسط عسکری و همکاران (۱۳۹۰)که بر روی گیاه اقاقیا صورت گرفت نشان دهنده افزایش غلظت عنصر سرب گیاه تحت تاثیر تیمار هیدروکربنی که شامل نفت خام با در صدهای ۰، ۱، ۲، ۳ و ۴ بود. همچنین افزایش غلظت عنصر سرب در گیاهان اختلاف معنیداری بین مقدار سرب برگ گیاهان شاهد و گیاهان تحت تیمار ۱ درصد مشاهده شد. گیاهان تحت تیمار۱ درصد نسبت به شاهد ۸/۲۰ برابر عنصر سرب را در برگ هایش انباشته نموده بودند. این نتایج با مطالعه فلزات سنگین در اقاقیا که در ترکیه انجام شده است مطابقت دارد. افزایش بیشتر عنصر سرب در منطقه باوی در مزارع شاهد و آلوده به نفت سفید ۱و ۲ می تواند در اثر شوری خاک باشد. در شوری خاک علاوه بر آلودگی نفت سفید باعث بیشتر شدن سرب در گیاهان این منطقه شده اند مشخص شد که شوری خاک، باعث افزایش جذب فلزات سنگین توسط سبزیجات شد و همچنین که شوری خاک، تجمع سرب در ریشه را کاهش در حالی که باعث افزایش آن در برگ شد و علائم سمیت ناشی از سرب، با شوری زیاد ارتباط داشت. همچنین مشاهده شد که افزایش شوری باعث افزایش غلظت کمپلکس سرب با کلرید شد و در نتیجه تجمع سرب در خاک کاهش یافت (هودجی، ۱۳۸۳).
۳-۸-۴ غلظت عنصر روی در گیاه
نتایج تجزیه واریانس تیمار غلظت عنصر روی گیاه در جدول (۸-۴) آورده شده است. اثر تیمارهای مکان، تکرار مکان، گیاه، مزرعه و اثر متقابل تیمار مکان در مزرعه، گیاه در مزرعه و گیاه در مزرعه در مکان در سطح آماری ۱ درصد غلظت عنصر روی گیاه معنیدار گردید. و اما اثر متقابل تیمار گیاه در مکان بر غلظت عنصر روی گیاه در سطح آماری ۵ درصد معنیدار شد. نمودار ۷۴-۴ اثر تیمار های گیاه در مکان بر عنصر روی گیاه بررسی نتایج اثر متقابل نوع گیاه و مکان مختلف کشت (نمودار ۷۴-۴) بر غلظت عنصر روی گیاه نشان داد که منطقه دزفول در گیاه شوید دارای بیشترین غلظت عنصر روی بود (۳۳/۸۶ میلیگرم در کیلوگرم). همچنین غلظت عنصر روی در گیاه شوید در منطقه دزفول نسبت به غلظت عنصر روی گیاه منطقه شوش و منطقه باوی تفاوت معنیداری داشت (به ترتیب ۳۳/۸۶، ۸۸/۶۴ و ۲۲/۳۹ میلیگرم در کیلوگرم). همچنین گیاه گشنیز در منطقه دزفول دارای بیشترین غلظت عنصر روی بود (۱۱/۷۸ میلیگرم در کیلوگرم). که با غلظت عنصر روی گیاه منطقه شوش و منطقه باوی تفاوت معنیداری داشت (به ترتیب ۱۱/۷۸، ۸۸/۵۸ و ۳۳/۳۳ میلیگرم در کیلوگرم). همچنین گیاه هویج در منطقه دزفول دارای بیشترین غلظت عنصر روی بود (۷۷/۶۳ میلیگرم در کیلوگرم). که با غلظت عنصر روی گیاه منطقه شوش و منطقه باوی تفاوت معنیداری داشت (به ترتیب ۷۷/۶۳، ۴۴/۴۶ و ۴۴/۲۸ میلیگرم در کیلوگرم). همچنین گیاه جعفری در منطقه دزفول دارای بیشترین غلظت عنصر روی بود (۵۵/۸۱ میلیگرم در کیلوگرم). که با غلظت عنصر روی گیاه منطقه شوش و منطقه باوی تفاوت معنیداری داشت (به ترتیب ۵۵/۸۱، ۸۸/۶۴ و ۳۷ میلیگرم در کیلوگرم). نمودار۷۵-۴ اثر متقابل مکان در مزرعه بر میزان عنصر روی گیاه بررسی نتایج اثر متقابل مکانهای مختلف کاشت و مزارع آلوده و شاهد (نمودار ۷۵-۴) بر غلظت عنصر روی گیاه نشان داد که بیشترین غلظت عنصر روی گیاه در منطقه دزفول و در مزرعه آلودهی شماره ۲ وجود داشت (۰۸/۱۰۹ میلیگرم در کیلوگرم). غلظت عنصر روی گیاه مزرعه آلودهی شماره ۲ در منطقه دزفول با مزرعه آلودهی شماره ۱ و مزرعه شاهد تفاوت معنیداری داشت (به ترتیب ۰۸/۱۰۹، ۵/ ۸۷ و ۷۵/۳۵ میلیگرم در کیلوگرم). همچنین در منطقه شوش بیشترین غلظت عنصر روی گیاه در مزرعه آلودهی شماره ۱ وجود داشت (۷۵/۸۲ میلیگرم در کیلوگرم). غلظت عنصر روی گیاه مزرعه آلودهی شماره ۱در منطقه شوش با مزرعه آلودهی شماره ۲ مزرعه شاهد تفاوت معنیداری داشت (به ترتیب ۷۵/۸۲، ۳۳/۶۲ و ۶۶/۲۹ میلیگرم در کیلوگرم خاک). همچنین در منطقه باوی بیشترین غلظت عنصر روی در مزرعه آلودهی شماره ۲ وجود داشت (۲۵/۴۴ میلیگرم در کیلوگرم). غلظت عنصر روی گیاه مزرعه آلودهی شماره ۲ در منطقه باوی با مزرعه آلودهی شماره ۱ و مزرعه شاهد تفاوت معنیداری داشت (به ترتیب۲۵/۴۴، ۷۵/۳۴ و ۵/۲۴ میلیگرم در کیلوگرم). نمودار ۷۶-۴ اثر متقابل گیاه در مزرعه بر عنصر روی گیاه بررسی نتایج اثر متقابل نوع گیاه و نوع مزرعه (نمودار ۷۶-۴) بر غلظت عنصر روی گیاه نشان داد که بیشترین میزان غلظت عنصر روی مربوط به گیاه شوید در مزرعه آلوده شماره ۲ بود (۶۶/۸۰ میلیگرم در کیلوگرم). که با غلظت روی گیاه بین مزرعه آلودهی شماره ۲ و مزرعه آلودهی شماره ۱ از نظر آماری اختلاف معنیداری وجود نداشت اما با غلظت روی گیاه در مزرعه شاهد تفاوت معنیداری داشت (به ترتیب ۶۶/۸۰، ۸۸/۷۵ و ۸۸/۳۳ میلیگرم در کیلوگرم). در گیاه گشنیز بیشترین غلظت روی گیاه مربوط به مزرعه آلودهی شماره ۲ بود (۳۳/۷۲ میلیگرم در کیلوگرم). که با غلظت روی گیاه بین مزرعه آلودهی شماره ۲ و مزرعه آلودهی شماره ۱ از نظر آماری اختلاف معنیداری وجود نداشت اما با غلظت روی گیاه در مزرعه شاهد تفاوت معنیداری داشت (به ترتیب ۳۳/۷۲، ۷۷/۶۸ و ۲۲/۲۹ میلیگرم در کیلوگرم). در گیاه هویج بیشترین غلظت روی گیاه مربوط به مزرعه آلودهی شماره ۱ و ۲ بود (۸۸/۵۵ و ۴۴/۵۷ میلیگرم در کیلوگرم). که با غلظت روی گیاه بین مزرعه آلودهی شماره ۲ و مزرعه آلودهی شماره ۱ از نظر آماری اختلاف معنیداری وجود نداشت اما با غلظت روی گیاه در مزرعه شاهد تفاوت معنیداری داشت (به ترتیب ۸۸/۵۵، ۴۴/۵۷ و ۳۳/۲۵ میلیگرم در کیلوگرم). در گیاه جعفری بیشترین غلظت روی گیاه مربوط به مزرعه آلودهی شماره ۲ بود (۱۱/۷۷ میلیگرم در کیلوگرم). که با غلظت روی گیاه بین مزرعه آلودهی شماره ۲ و مزرعه آلودهی شماره ۱ از نظر آماری اختلاف معنیداری وجود نداشت اما با غلظت روی گیاه در مزرعه شاهد تفاوت معنیداری داشت (به ترتیب ۱۱/۷۷، ۷۷/۷۲ و ۴۴/۳۱ میلیگرم در کیلوگرم). بررسی تاثیر نفت سفید بر میزان عناصر سنگین جذب شده نشان داد که عنصر روی در سبزیجات مزارع آلوده به نفت سفید افزایش یافت. که این افزایش در گیاه مزارع آلوده به نفت سفید ۱و ۲ موجود در هر منطقه نسبت به هم یکسان نبوده است. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که این تفاوت موجود در بین مزارع آلوده به نفت سفید به غلظت نفت سفید استفاده شده برای از بین بردن علفهای هرز میباشد، در صورتی که از غلظت بیشتری برای از بین بردن علف هرز استفاده شده باشد میزان عنصر روی بیشتری در گیاه نشان داده می شود. در پژوهشی که برای ارزیابی گیاه پالایی اقاقیا بر برخی از فلزات سنگین در خاکهای آلوده به نفت خام با بهره گرفتن از تیمار نفت خام (۰ درصد، ۱ درصد، ۲ درصد، ۳درصد و ۴درصد) گیاهان تحت تیمار۲ درصد نسبت به شاهد، ۲۸/۱ برابر بیش تر، عنصر روی را در برگهای خود انباشته کرده است و همچنین مشاهده گردید، کمترین و بیشترین میزان عنصر روی به ترتیب در بافت خشک برگ مربوط به گیاه شاهد و گیاهان تحت تیمار ۲ درصد بود (عسکری و همکاران، ۱۳۹۰) افزایش اندک عنصر روی در منطقه باوی در مزارع شاهد و آلوده به نفت سفید ۱و ۲ می تواند در اثر شوری و زهکشی نامناسب خاک باشد. در نتیجه اثر شوری خاک نسبت به نفت سفید غالبتر بوده و باعث افزایش اندک عنصر روی در گیاه این منطقه شده است. سایر محققان نیز گزارش نموده اند که به طورکلی با افزایش شوری، غلظت عناصر کم مصرف در بافت های گیاهی کاهش مییابد (همایی و همکاران، ۲۰۰۵)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲- مادر در صورت غیبت پدر و در اولین موقعی که قادر به انجام این وظیفه است. ۳- وصی یا قیم یا امین ۴- اشخاصی که قانوناً عهده دار نگهداری طفل میباشند. ۵- متصدی یا نماینده موسسهای که طفل به آنجا سپرده شده است. ۶- صاحب واقعه که سن او از ۱۸ سال تمام به بالا باشد.[۲۲] به منظور شناسایی بهتر شهروندان، آنها افزون برداشتن نام کوچک باید دارای نام خانوادگی نیز باشند. این امر در ماده۹۹۷ قانون مدنی[۲۳] تصریح شده است[۲۴]. در مورد نام خانوادگی قانون ثبت احوال مقرر می دارد که «نام خانوادگی فرزند همان نام خانوادگی پدر خواهد بود اگر چه شناسنامه فرزند در قلمرو اداره ثبت احوال دیگری صادر گردد». با این حال فرزندان کبیر میتوانند برای خود نام خانوادگی دیگری انتخاب کنند. استفاده از نام خانوادگی حق هر شخصی است و نمیتوان هیچ شخصی را از به کار بردن نام قانونیاش منع کرد مخصوصاً شخص میتواند برای انجام اعمال حقوقی نام خانوادگی خود را به کار ببرد. نام خانوادگی شخصی که در دفاتر ثبت احوال به ثبت میرسد دارای آثار حقوقی میباشد که در زیر به آن اشاره میشود ۱) به کار بردن نام هم حق و هم تکلیف است. از آن جا که به کار بردن نام خانوادگی حق شخص است،
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
نمیتوان شخص را از استفاده نام قانونی خود منع کرده از سوی دیگر به کار بردن نام خانوادگی یک تکلیف است و انسان مکلف است با نام خانوادگی که برای او تعیین شده و به ثبت رسیده است خود را به مراجع قانونی معرفی کند. ۲) نام خانوادگی یک حق برای شخص ایجاد می کند که مورد حمایت قانون است. هر کسی که نام خانوادگی او را شخصی دیگر بدون حق، انتخاب و اتخاذ کرده باشد می تواند در دادگاه اقامه دعوی کرده و تغییر نام خانوادگی آن شخص را بخواهد ( ماده ۹۹۸ قانون مدنی ). ۳) چون حق شخص بر نام خود یک حق غیر مالی و از حقوق مربوط به شخصیت است، قابل نقل و انتقال نیست. البته حق تقدم نام خانوادگی پس از فوت دارنده آن به وارث قانونی او انتقال می یابد[۲۵]. در پایان لازم به ذکر است هدف اصلی از تعیین نام و نام خانوادگی فراهم نمودن زمینۀ شناسایی سهل و آسان افراد از یکدیگر و در نتیجه ایجاد نظم عمومی است. بنابراین چنان چه گفته شد مهم ترین هدف از انتخاب نام و نام خانوادکی این است که افراد در جامعه از یکدیگر شناسایی شوند تا هر کسی حقوق و تکالیف خود را در خانواده و در جامعه بهتر بشناسد. [۲۶] د) تاریخ تولد و نسب ۱) تاریخ تولد: تولد و به تبع آن سن از جمله وقایع حقوقی که براساس ماده۹۹۳ قانون مدنی[۲۷] باید به صورت صحیح ثبت و ضبط گردد و تاریخ تولد ارتباط تنگاتنگی با احوال شخصیه دارد که منشأ آثار حقوقی فراوانی است مثل اماره رشد، بلوغ، اهلیت معاملی و بسیاری دیگر از وقایع و قراردادهای حقوقی وابسته به تعیین سن شخص میباشد. [۲۸] ولادت هر طفل در ایران اعم از اینکه پدر و مادر طفل ایرانی یا خارجی باشند باید به نماینده یا مأمور ثبت احوال اعلام شود و ولادت اطفال ایرانیان مقیم خارج از کشور به مامور کنسولی ایران در محل اقامت و اگر نباشد به نزدیکترین مأموران کنسولی و یا به سازمان ثبت احوال کشور اعلام میشود (ماده ۱۲ قانون ثبت احوال مصوب ۱۳۵۵). مهلت اعلام ولادت طفل تا پانزده روز پس از تولد طفل است. روز ولادت و تعطیلی رسمی بعد از آخرین مهلت به حساب نمی آیند. در صورتی که ولادت در اثنای سفر زمینی، هوایی و یا دریایی رخ دهد مهلت اعلام آن از تاریخ رسیدن به مقصد محسوب می شود ( تبصره ماده ۱۵ قانون ثبت احوال). اعلام تولد طفل بر عهده پدر یا سرپرست یا ولی یا مادر به ترتیب زیر خواهد بود : ۱- پدر طفل در صورتی که در محل باشد. ۲- ولی یا سرپرست طفل یا خانواده ای که طفل در آن متولد شده است. ۳- مادر طفل در اولین موقعی که قادر به انجام دادن این وظیفه باشد. بر اساس ماده واحده حفظ اعتبار اسناد سجلی و جلوگیری از تزلزل آنها[۲۹] از تاریخ تصویب این قانون تغییر تاریخ تولد اشخاص ممنوع می باشد و طبق تبصره آن صاحب شناسنامه تنها یک بار در طول عمر و در صورتی که اختلاف سن واقعی با سن مندرج در اسناد سجلی به تشخیص کمیسیون تغییر سن، بیش از ۵ سال باشد می تواند سن خود را اصلاح نماید. لذا اگر اختلاف سنی کمتر از ۵ سال باشد نمی توان حکم به صلاحیت دادگاههای دادگستری در جهت صلاحیت تمام این مراجع داد با این حال، هیأت عمومی دیوان عالی کشور در رأی شماره ۵۹۹ مورخ ۱۳/۴/۱۳۷۴ مقرر می دارد که مرجع رسیدگی و اظهار نظر نسبت به درخواست تغییر تاریخ تولد کمتر از ۵ سال را با دادگاههای دادگستری اعلام نموده و منطبق با قانون و صحیح تشخیص داده است[۳۰]. ۲) نسب : نسب به معنای قرابت، علاقه و رابطه دوشی است[۳۱] و منتهی شدن ولادت شخصی به دیگری یا دو شخص به دیگری یا دو شخص به ثالث را گویند. [۳۲] بنابراین نسب به واسطه انعقاد نطفه و وجود رابطه خونی بین طفل و والدین ایجاد میشود. [۳۳] به تعبیر دیگر «نسب علاقهای است بین دو نفر که به سبب تولد یکی از آنها از دیگری یا تولدشان از شخص ثالثی حادث میشوند»[۳۴]. نسب به معنی خاص عبارت است از رابطه پدر و فرزندی یا مادر و فرزندی و به دیگر سخن رابطه طبیعی و خونی میان دو نفر است که یکی به طور مستقیم ( بدون واسطه ) از صلب یا بطن دیگری به دنیا آمده است. قانون مدنی نسب را تعریف نکرده، لاکن مواد ۱۱۵۸ تا ۱۱۶۷ را با عنوان « در نسب » به آن اختصاص داده است. در قانون مدنی نسب به معنی خاص آن به کار رفته است. نسب ممکن است ناشی از نکاح یا بدون نکاح باشد. نسب ناشی از نکاح نوع معمولی است که تحت عنوان نسب مشروع مورد بحث قرار می گیرد و نسب بدون نکاح گاهی ناشی از رابطه جنسی ناشی از شبهه ( اشتباه ) است. ممکن است هیچ گونه رابطه جنسی متعارف بین زن و مرد وجود نداشته و در نتیجه تلقیح مصنوعی، فرزندی پدید آمده باشد. این گونه رابطه خویشاوندی را می توان نسب ناشی از تلقیح مصنوعی نامید. سرانجام ممکن است از رابطه نامشروع زن و مرد فرزندی به دنیا آمده باشد. [۳۵] قانون مدنی حمایتی از نسب طفل حاصل از روابط خارج از علقه زوجیت ننموده است. رویه قضایی در تعدیل این امر گام برداشته و تثبیت هویت چنین طفلی را با لزوم اخذ شناسنامه توسط پدر یا مادر او مدنظر قرار داده است.[۳۶] چنین استنباط میشد که ثبت ولادت کودک نامشروع امکان پذیر است ولی در این زمینه اختلاف نظر وجود داشت اما رای وحدت رویۀ شماره ۶۱۷ مورخ ۳/۴/۱۳۷۶ هیات عمومی دیوانعالی کشور[۳۷] که درحکم قانون و لازم الاتباع است به اختلاف نظر خاتمه داده و اعلام کرده است بین طفل مشروع و نامشروع از جهت حقوق و تکالیف اصولاً تفاوتی وجود ندارد. بنابراین اعلام ولادت کودک نامشروع به اداره ثبت احوال و اخذ شناسنامه با نام و نام خانوادگی پدر برای فرزند نامشروع اجباری است. این رای منصفانه و عادلانه تحول ارزندهای در جهت حمایت از کودک متولد از رابطه نامشروع که نقشی در رابطه مزبور و پیدایش خود نداشته بوجود آمده آورده است. طبق رای مزبور والدین تمام تکالیف مربوط به طفل نامشروع را به عهده خواهد داشت و اداره ثبت احوال مکلف به ثبت ولادت و صدور شناسنامه خواهد بود. [۳۸] هـ – امکان تغییر عناصر هویت هر چند اسناد هویتی معتبر و لازم الاتباع هستند، اما میتوان با اثبات اشتباه در ثبت (ثبت عبارت است از هرگونه اقدام تشریفاتی در جهت فراهم آوردن دلیلی مربوط به یک نهاد حقوقی تا بعداً در صورت اقامه دعوی احتمالی، از آن به عنوان دلیل «از پیش تعیین شده» استفاده نمود[۳۹])، اشتباه در اعلام عدم تعلق سند به شخص و سایر موارد پیشبینی شده در قانون تغییراتی در آنها اعمال نمود که این تغییرات نیز به نوبه خود در مقابل همگان قابل استناد و معتبر خواهد بود. در مورد تغییر در مشخصات اسناد سجلی و یا این که آیا این تغییرات باعث خدشهای در اعتبار اسناد هویتی میشود باید گفت علی الاصول تغییرات بعدی باعث بیاعتباری و یا ورود خدشه به اعتبار این اسناد نیست بلکه مراجعه به دادگاه و یا هیات حل اختلاف مستقر در اداره ثبت احوال و توصل به قانون در جهت تغییر سند سجلی و هویتی حکایت از احترام به قانون و حفظ اعتبار اسناد سجلی است که شخصی تغییر آن را از مجرای قانون و دادگاه میداند. بنابراین خللی بر اعتبار اسناد رسمی ایجاد نمینماید اما برخی از سازمانها و فدراسیون های ورزشی با تصویب آیین نامه و مصوبه هایی و در برخی موارد تصویب قانون برخی از تغییرات از جمله تغییر سن را غیرقابل استناد میدانند (مانند ماده ۹۹ قانون استخدام کشوری[۴۰]) و (ماده۳ قانون خدمت وظیفه عمومی[۴۱] مصوب ۲۹/۷/۱۳۶۳) [۴۲]. مبحث دوم : انواع اسناد هویت گفتار اول : شناسنامه و ترتیب صدور آن تا قبل از سال ۱۲۹۵ هجری شمسی ثبت وقایع حیاتی از جمله ولادت و وفات بر اساس اعتقادات مذهبی و سنت های رایج در کشور با نگارش نام و تاریخ ولادت مولود در پشت جلد کتاب مقدس از جمله قرآن مجید به عمل می آمد. با گسترش فرهنگ و دانش بشری و نیز توسعه روز افزون شهرها و روستاها و افزایش جمعیت کشور نیاز به سازمان و تشکیلاتی برای ثبت وقایع حیاتی ضرورتی اجتناب ناپذیر می نمود. به تدریج فکر تشکیل سازمان متولی ثبت ولادت و وفات و نیز صدور شناسنامه برای اتباع کشور قوت گرفت. ابتدا سندی مشتمل بر ۴۱ ماده در سال ۱۲۹۷ هجری شمسی به تصویب هیأت وزیران رسید و ادارهای تحت عنوان اداره سجل احوال در وزارت داخله (کشور) وقت به وجود آمد. پس از تشکیل این اداره اولین شناسنامه به شماره یک در بخش ۲ تهران در تاریخ ۱۶ آذر ۱۲۹۷ صادر گردید. پس از این دوره اولین قانون ثبت احوال مشتمل بر ۳۵ ماده در خرداد ۱۳۰۴ هجری شمسی تصویب شد. بر اساس این قانون کلیه اتباع ایرانی در داخل و خارج از کشور باید دارای شناسنامه باشند. صدور شناسنامه برای افراد مستلزم داشتن تابعیت ایران است.[۴۳] هیچ یک از قوانین و مقررات شناسنامه را تعریف نکرده است که به چه نوشته یا سندی اطلاق میشود و از این لحاظ تعریف شناسنامه مسکوت است فقط به تحصیل الزامی آن در مورد افرادی که دارای تابعیت ایرانی است اکتفا نموده است و در آیین نامههای ثبت احوال هر موقع که تجدید نظری شده با ضمیمه نمودن آن این سکوت قانونی را شکستهاند و از مجموع قواعد و نمونه که در آخرین آیین نامه ضمیمه شده میتوان شناسنامه را به این صورت تعریف نمود (شناسنامه مستخرجه از نخستین سند سجلی و مطابق با نمونهای در آیین نامه ثبت احوال میباشد که از طرف مامور صلاحیت داری با توجه به ترتیبات به خصوصی تنظیم و برای هر فرد ایرانی یا نماینده قانونی او تسلیم میشود و تمامی مندرجات آن سند رسمی و معتبر است[۴۴]). شناسنامه ورقه یا دفترچه معروف که از اسناد رسمی بوده است و هویت ( نام و نام خانوادگی شخص و نام پدر و مادر و محل تولد و صدور شناسنامه ) ،تولد ، وفات ، ازدواج و طلاق در آن درج می شود.[۴۵] در مورد تعویض شناسنامه ، هر یک از حالات زیر صورت می گیرد: ۱- تعویض شناسنامه نمونه قدیم در اجرای قانون ثبت احوال الف) با ارائه شناسنامه نمونه قدیم ب) بدون ارائه شناسنامه نمونه قدیم ۲- تعویض شناسنامه های نمونه جدید مستعمل ۳- تعویض شناسنامه ناشی از احکام صادره از محاکم دادگستری، تصمیمات متخذه هیأتهای حل اختلاف، آرای صادره از کمیسیون های تشخیص سن یا مصوبات نام خانوادگی ۴- تجدید شناسنامه پس از رسیدن فرد به سن سی سالگی جهت تعویض عکس ۵- تعویض شناسنامه پس از رسیدن فرد به سن ۱۵ سال تمام برابر بند ۶ ماده ۹۷۶ قانون مدنی (هر زن تبعه خارجی که شوهر ایرانی اختیار کند تبعه ایران محسوب می شود که برای صدور شناسنامه ایران مستلزم تنظیم سند سجلی به نام زوجه می باشد)[۴۶]. در راستای ارائه خدمات الکترونیک هویت ملی و استقرار نظام نوین ثبت احوال کشور و ارتقاء کیفیت مدارک هویتی در دولت الکترونیک این دستورالعمل جهت مکانیزه نمودن صدور شناسنامه بالای ۱۵ سال و با بهره گیری از پایگاه اطلاعات جمعیت کشور در ادارات ثبت احوال مراکز استانها و شهر های بزرگ به شرح ذیل مورد تصویب شورای عالی ثبت احوال قرار گرفت. شناسنامه بالای ۱۵ سال رایانه ای در موارد زیر صادر می شود: ۱- جهت افرادی که به سن ۱۵ سال تمام شمسی می رسند و شناسنامه آنها می باید به منظور الصاق عکس تعویض گردد. ۲- در مواردی که شناسنامه جهت تعویض ارائه می گردد نظیر: – مستعمل بودن. – اجرای تصمیمات هیات های حل اختلاف. – اجرای احکام دادگاه ها. – اجرای آراء کمیسیون های تشخیص سن.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
T1
SrT=50 MVA, ukr=20.5%, tr=69/20 KV, Pkr=160 kW
DG units
SrG=10 MVA, UrG=11 KV, PF=0.9 lag
ZMG
Overhead line: R=1.75 Ω, XL=2.5 Ω
Z1 to Z3
Overhead line: R=2 Ω, XL=3.15 Ω
Z4 to Z6
Underground cable: R = 0.081 Ω, XL = 0.057 Ω
T2 to T4
SrT=20 MVA, ukr=6%, tr=11/20 kV, uRr=1.1 %
T5 and T6
SrT=1.5 MVA, ukr=6.5%, tr=20/0.4 KV, uRr=1 %
L2 to L4
Non-rotating loads: S=5.2 MVA, PF=0.94
L5 and L8
Non-rotating loads: S=1.2 MVA, PF=0.95
L6, L7, and L9
Non-rotating loads: S=0.9 MVA, PF=0.97
مشکلات استفاده از محدودکنندههای جریان خطا میباشد.در این تحقیق دو محدود کننده جریان خطا متداول (دوجهته) به منظور برطرف کردن این مشکلات در فیدر شماره ۱ و۲ که شبکه بالا دست را به شبکه پایین دست وصل میکند نصب میکنیم. در هنگام شرایط خطا محدودکننده جریان خطا متداول، تعامل بین شبکه بالادست و پایین دست را در حداقل سطح خود حفظ میکند. هنگامی که خطا در بالا دست رخ میدهد محدودکنندههای جریان خطا متداول سهم جریان خطا منابع تولید پراکنده موجود در میکروگرید را کاهش میدهد و باعث بهبود کیفیت توان میکروگرید و درست شدن عملکرد رلههای اضافه جریان شبکه بالادست شود اما در صورت رخ دادن خطا در میکروگرید، محدودکننده جریان خطا دوجهته سهم جریان خطای شبکه بالادست را کاهش میدهد باعث برهم خوردن هماهنگی حفاظتی بین رلههای پاییندست و پایین آمدن کیفیت توان میکروگرید میشود. در این پایان نامه استفاده از دو محدودکننده جریان خطا تک جهته به جای محدود کننده جریان خطا متداول (دو جهته) به منظور برطرف کردن مشکلات فوق و بهبود کیفیت توان به منظور تداوم سرویس پشنهاد میشود. محدود کننده جریان خطا تک جهته در صورتی که خطا در پایین دست رخ دهد غیرفعال است و در صورت رخ دادن خطا در بالادست، سهم جریان خطا تولید شده توسط منابع تولید پراکنده را محدود میکند. بنابراین محدودکننده جریان خطا تک جهته با حداقل کردن سهم جریان خطا پایین دست در زمان رخ دادن خطا در بالادست، و حداکثر کردن سهم جریان خطا بالا دست زمانی که خطا در پایین دست رخ داده است عمل میکند. درنتیجه مشکلات ناشی مربوط به کاربرد محدودکننده جریان خطا متداول در این حالت، با به کار بردن محدودکننده جریان خطا تک جهته برطرف میشود.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
همانطور که در شکل ۳-۳ نشان داده میشود میخواهیم یک منبع تولید پراکنده به میکروگرید در باس شماره ۶ متصل کنیم. نصب این منبع تولید پراکنده به شبکه توزیع حلقوی باعث افزایش سطح جریان اتصال کوتاه و تغییر جهت جریان در برخی نقاط شبکه میشود. این امر باعث برهم خوردن هماهنگی حفاظتی بین رلههای اضافه جریان شبکه میشود. در این تحقیق برای کاهش جریان اتصال کوتاه نصب دو محدودکننده جریان خطا در فیدرهای وصل کننده شبکه اصلی و میکروگرید پیشنهاد میشود با انتخاب مناسب مقدار امپدانس و نوع محدودکننده جریان خطا میتوان هماهنگی حفاظتی را به حالت هماهنگ برگرداند. نمودار طرح کلی از بین رفتن هماهنگی حفاظتی به دلیل نصب منبع تولید پراکنده جدید و بازگرداندن هماهنگی حفاظتی با بهره گرفتن از محدودکننده جریان خطا در شکل ۳-۴ نمایش داده شده است.
شکل ۳‑۴: مشخصه عملکرد رلههای پشتیبان و اولیه در صورت نصب منبع تولید پراکنده [] در این مثال با بهره گرفتن از الگوریتم ارائه شده که فلوچارت آن در شکل ۳-۵ نمایش داده شده است مقدار مناسب امپدانس و نوع محدودکننده جریان خطا برای بازگرداندن سیستم حفاظتی به حالت هماهنگ برابر دو محدودکننده جریان خطا تک جهته با مقدار امپدانس ۴+.۸ j است. در ادامه با نصب منبع تولید پراکنده جدید موضوعات زیر بررسی میشود تا توانمندیهای محدودکننده جریان خطا یک جهته پیشنهادی در مقایسه با محدودکنندههای جریان خطا متداول مشخص شود. ۱ عملکرد محدودکننده جریان خطا یک جهته در حالت خطا در بالا دست ۲ برتری محدود کننده خطا تک جهته در مقایسه با محدودکننده جریان خطا متداول در نگهداری هماهنگی حفاظتی در حالتی که خطا در پایین دست اتفاق بیافتد. برای نشان دادن ظرفیتهای فوق شکل ۳-۳ را در نرم افزار EMTP رسم میکنیم.
شکل ۳‑۵: فلوچارت تعیین مقدار مناسب برای محدودکننده جریان خطا شبکه IEEE 30 باس شکل۳-۶ شبکه توزیع IEEE 30 باس را نشان میدهد که میکروگریدی که در شکل ۳-۷ نشان داده شده است، از طریق باس ۱۲ و۱۴ به این شبکه متصل شده است. اطلاعات مربوط به خطوط توزیع شبکه IEEE 30 باس [۴۸] و شبکه میکروگرید به ترتیب در جدول شماره ۳-۳ و ۳-۴ آورده شده است. اطلاعات مربوط به شبکه میکروگرید از [۴۹] گرفته شده است و با تغییر جزیی شبکه را به صورت حلقوی ساختهایم. اطلاعات مربوط به منبع تولید پراکنده و ترانسفورماتورهای میکروگرید در جدول ۳-۵ و ۳-۶ نشان داده شده است. در شبیه سازی شبکه توزیع IEEE 30 باس که از طریق سه باس ۱، ۱۳ و ۶ به شبکه انتقال وصل شده است از سه منبع بینهایت استفاده شده است. به منظور توسعه شبکه میکروگرید یک منبع تولید پراکنده به باس شماره ۲۱ افزوده شده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بازیکنان زیر 14 سال در ویژگیهای قد، وزن، ضخامت زیر جلدی تحت کتفی، فوق خاری و درصد چربی بدن دارای تفاوت معنی داری بودند (در سطح 0.05> P). همچنین بازیکنان زیر 15 سال در ویژگی قد دارای تفاوت معنی داری بودند (در سطح 0.05> P). در سایر گروه های سنی تفاوتی در ویژگیهای آنترروپومتریکی مشاهده نشد (در سطح 0.05> P). فصل پنجم: بحث و نتيجهگيري 5-1 مقدمه به اعتقاد برخی از محققان یک مدل ایده آل و تایید شده لازم است تا ورزشکاران و مربیان، کیفیتهای ورزشی خودشان را با آن مقایسه کنند (برای نمونه بومپا، 1985)، اما هنوز توافقی بین متخصصان در خصوص عواملی که باید در این خصوص لحاظ شوند وجود ندارد، بنابراین، نیاز به پژوهشهایی دقیق در این زمینه احساس می شود (42، 70). همانطور که در پیشتر گفته شد وقتی بازیکنان در سطوح مختلف رقابتی (مثلاً نخبه و آماتور) بر اساس ویژگیهای عملکردی با هم مقایسه شوند واضح است که بازیکنان سطوح بالاتر نمرات بهتری نسبت به بازیکنان سطوح پائینتر کسب می کنند. با این حال، وقتی بازیکنانی که در یک سطح مسابقات قرار دارند با هم مقایسه میشوند این قاعده لزوماً حکمفرما نیست. بنابراین برای اینکه مکانیزم هایی که به شکوفایی در ورزش منجر میشوند را شناسایی کنیم، باید بر روی گروهی از ورزشکاران مستعد پژوهش کنیم که همه آنها در سطح بالایی از عملکرد نسبت به سن خود هستند. این مهم با مقایسه ورزشکاران نخبه و زیر نخبه میسر است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
پژوهش حاضر با به کارگیری یک رویکرد چند بعدی در پی ایجاد تمایز بین فوتبالیستهای نوجوان نخبه و زیرنخبه در ویژگیهای روانی، تکنیکی، فیزیولوژیکی و آنتروپومتریکی است. در ادامه خلاصه ای از این تحقیق و آنچه در فصول پنجگانه ارائه شده است مشاهده می شود. 5-2 خلاصه تحقیق پژوهشگر در مطالعه حاضر ویژگیهای روانی، تکنیکی، فیزیولوژیکی و آنتروپومتریکی را در 26 ورزشکار نخبه و 35 ورزشکار زیر نخبه اندازه گیری کرد تا عواملی که می تواند به پیش بینی فوتبالیستهای نخبۀ آینده کمک کند شناسایی شوند. در فصل اول در مورد طرح و چارچوب کلی این تحقیق، ضرورت و اهمیت انجام آن، اهداف و فرضیههایی که محقق برای آن متصور است بحث شد. همانطور که گفته شد در ورزشهای تیمی مانند فوتبال عملکرد افراد به ترکیبی از ویژگیهای مختلف وابسته است و پژوهشها نشان می دهند که عوامل روانی، تکنیکی، فیزیولوژیکی و آنتروپومتریکی نقش اصلی و مهمی در عملکرد بازیکنان فوتبال دارند. بنابراین اندازه گیری این عوامل اطلاعاتی را فراهم می کند که به مربیان اجازه خواهد داد تا ویژگیهای مورد نیاز برای موفقیت در رشته فوتبال را بشناسند و در تمرینات خود به آنها توجه کنند. ضمناً عواملی که باید در انتخاب بازیکنان مورد توجه قرار گیرند را شناسایی کنند. در فصل دوم به بررسی چارچوبهای نظری مرتبط با تحقیق در حیطه استعدادیابی ورزشی و پژوهش روی بازیکنان فوتبال پرداخته شد و تحقیقات انجام شده در داخل و خارج ایران به طور خلاصه بررسی شدند. در بخش مبانی نظری گفته شد که در سالیان اخیر شاهد رشد و توسعه قابل توجهی در علوم ورزشی و همچنین جهان فوتبال بوده ایم و امروزه مربیان و تمرین دهندگان بیش ار پیش به سمت به کارگیری رویکرد علمی در راه آماده سازی برای مسابقات رفتهاند. تعلیم و تربیت بازیکنان فوتبال جوان با ویژگیهای پیچیده در حال رشد، در حال نمو و در حال بالیدگی نیازمند توجه بسیار است. در مجموع رشد، نمو و بالیدگی برای شناسایی استعداد در سنین پایه کاربردهای زیادی دارند اما علی رغم همه گیری فوتبال تعجب آور است که اطلاعات مرتبط با نمو بسیار محدودی در این رشته موجود است. همچنین گفته شد که امروزه در برنامه های استعدادیابی صحیح و علمی به غیر از لحاظ نمودن عوامل متعدد و مهم، از آزمونهای میدانی و آزمایشگاهی تخصصی با بهره گیری از متخصصان استفاده می شود. تفاوت در بین ورزشهای مختلف از نکات مهم و اساسی در امر استعدادیابی است. در ورزشهای مهارتی در مقایسه با ورزشهایی که از نظر اجرا سنگینترند عامل سن به عنوان یک عامل مهم در نظر میباشد. برای موفقیت در ورزش فوتبال سن 13-11 سالگی سن مناسبی برای شروع فرایند استعدادیابی است. استعدادیابی در فوتبال به بیان ویلیامز و ریلی (2000) عبارت است از فرایند شناسایی شرکت کنندگان فعلی که پتانسیل تبدیل شدن به بازیکنان نخبه را دارند. به طور کلی با توجه به نظر محققان مختلف، معيارهای استعداد یابی در اکثر ورزشها به چهار دسته تقسيم میشوند: ويژگيهاي آنتروپومتریکی، فيزيولوژيكی، روانشناختي و مهارتی. در فصل سوم ذکرکردیم که شناسایی و کشف افراد با استعداد مستلزم استفاده از یک روش مناسب تحقیق جهت دستیابی به الگوی بهینه استعدادیابی است. فصل سوم شامل مباحثی چون: روش تحقیق، جامعه و نمونه آماری و چگونگی گزینش آنها، ابزار و شیوه جمع آوری اطلاعات و روش آماری مورداستفاده در پژوهش حاضر است. شرح کامل تمامی آزمونهای انجام شده در این تحقیق در این فصل ارائه شد. در فصل چهارم داده های حاصل از اندازه گیریها به صورت طبقه بندی شده و در قالب نمودارها و جداول ارائه شدند. یافتههای تحقیق در سه بخش اصلی دسته بندی شدند: 1- داده های توصیفی مربوط به نتایج آزمودنیها در آزمونهای مختلف2- آزمون فرضیه های تحقیق مربوط به تفاوت دو گروه نخبه و زیر نخبه در ویژگیهای مورد بررسی 3- آزمون فرضیه های تحقیق مربوط به وجود تفاوت در ویژگیهای مورد بررسی به تفکیک گروه های سنی (در گروه های زیر16، زیر 15، زیر 14 و زیر 13 سال). نهایتا در فصل پنجم (فصل حاضر) با توجه به فرضیات و اهداف تحقیق (بر اساس فصل اول) نتایج و یافتههای تحقیق که در فصل چهارم شرح داده شدند مورد بحث و بررسی قرار میگیرند. سپس یافته ها با تحقیقات قبلی و نظریات بیان شده در فصل دوم مقایسه میشوند تا از این قیاس به نتایج کاربردی حاصل از این پژوهش دست پیدا کنیم. در خاتمه در راستای نتایج به دست آمده پیشنهاداتی به محققین و دست اندرکاران ارائه می شود. 5-3 بحث و بررسی در این بخش به بحث و بررسی یافتههای بدست آمده در قالب اهداف و فرضیات تحقیق که در فصل اول بیان شدند پرداخته شده و نتایج بدست آمده در مقایسه با نتایج پژوهش سایر محققان مورد ارزیابی قرار گرفته تا از هر یک از آنها یک نتیجه گیری حاصل گردد و در پایان از مجموع آنها یک نتیجه گیری کلی حاصل شود. 5-3-1 فرضیه اول: در بررسی فرضیه اول، نتایج نشان داد که بازیکنان نخبه در مجموع تفاوت معنی داری در ویژگیهای روانی با بازیکنان زیرنخبه دارند. بازیکنان نخبه در همه مهارت های روانی نمرات بالاتری داشتند که تفاوت در مهارت های هدف گذاری، آرمیدگی، مقابله با استرس، فعال سازی، تمرکز، بازیابی تمرکز و طرح مسابقه از نظر آماری معنی دار بود. با توجه به اینکه در اکثر مهارت های روانی مورد بررسی بازیکنان نخبه عملکرد بهتری داشتند، این یافته نشان میدهد که در مدلهای استعدادیابی باید تاکید بیشتری بر مهارت های روانی معطوف شود. ماریج (2007) در تحقیق خود با هدف بررسی ارتباط عوامل چندبعدی و سطح عملکرد نشان داد که عوامل روانی از قدرت تمایز بالایی بین بازیکنان نخبه و زیر نخبه برخوردارند که با نتایج تحقیق حاضر همراستاست. نکته قابل توجه دیگر در تحقیق حاضر اینکه بیشترین تمایز در بین مهارت های روانی به ترتیب مربوط میشد به مهارت تمرکز، فعال سازی و بازیابی تمرکز. این نتایج بر اهمیت کسب و حفظ تمرکز در فوتبال تأکید دارد (129). گکزی (2009) نیز در مطالعه ای که کاربرد آزمونهای روانی و تکنیکی در استعدادیابی را بررسی میکرد نشان داد که مهارت تمرکز از موثرترین عوامل در انتخاب بازیکنان نوجوان است که از این لحاظ با نتایج این مطالعه مشابه است. میهن دوست (1380) در گزارش نتایج تحقیق خود بیان کرد که والیبالیستهای مرد نخبه 15 تا 20 ساله به طور معنی داری نمرات بالاتری در مهارت تمرکز نسبت به همنوعان غیر نخبه خود کسب کردند. همچنین اصلانخانی (1378) در پژوهشی نشان داد که تفاوت معنی داری بین تمرکز دانشجویان ورزشکار و غیر ورزشکار وجود دارد. این یافته ها با نتایج مطالعه حاضر همراستا هستند. ضمن اینکه در این مطالعه مشاهده شد که بازیکنان نخبه در مهارت بازیابی تمرکز نیز نتایج بهتری نسبت به بازیکنان زیر نخبه کسب کردند. این یافته نشان دهنده اهمیت کسب مجدد تمرکز پس از اتفاقاتی است که در بازی فوتبال اجتناب ناپذیر هستند (مانند قطع بازی به علت خطا، مصدومیت یا حوادثی از این قبیل). در مورد مهارت اعتماد به نفس شفیع زاده (1379) بیان داشت که ورزشکاران نخبه به طور معنی داری اعتماد به نفس بیشتری نسبت به ورزشکاران غیر نخبه دارند. نتایج تحقیق وی نشان داد که برتری فنی و مهارتی، مقامهای اکتسابی و صرف ساعات زیاد برای تمرین موجب اعتماد به نفس ورزشکاران می شود. نتایج مطالعه حاضر با یافتههای شفیع زاده (1379) همسو نیست. چراکه در مطالعه حاضر تفاوت معنی داری بین مهارت اعتماد به نفس ورزشکاران نخبه و زیر نخبه وجود نداشت. البته همانطور که ذکر شد کسب موفقیتهای ورزشی می تواند اعتماد به نفس را ارتقا دهد و از آنجا که هر دو گروه شرکت کننده در تحقیق حاضر بازیکنان حاضر در یک سری مسابقات بودند (با این تفاوت که بازیکنان گروه نخبه سابقه بازی ملی داشتند) از لحاظ احساس شایستگی و در نتیجه اعتماد به نفس تفاوت چندانی نداشتند. اما در مورد مهارت هدف گزینی، نتایج تحقیقات متعدد روی ورزشکاران مبتدی تا شرکت کنندگان المپیک نشان میدهد که بهترین اجراهای ورزشی در زمانهایی رخ داده اند که ورزشکاران برای خود اهدافی تعیین کرده و در هر تمرین و مسابقه برای رسیدن به آنها تلاش کرده اند (77). نتایج تحقیق حاضر نیز از این یافته ها حمایت می کند، چرا که بازیکنان نخبه به طور معنی داری امتیازات بالاتری در این مهارت نسبت به بازیکنان زیر نخبه داشتند. اما علیزاده و فارسی (1385) در بررسی مهارتهای روانی بازیکنان تیم ملی نوجوانان نتایجی مخالف با این پژوهش به دست آوردند. آنها اظهار داشتند که این موضوع نیاز به مطالعات بیشتری دارد و می تواند موضوعی برای پژوهشهای آتی باشد، اما به نظر میرسد که تعیین هدف در سنین نوجوانی نیاز به هدایت والدین و مربیان دارد و ممکن است توجیه مربیان در این زمینه سودمند باشد. گکزی (2009) بیان داشت که بازیکنان نخبه در تحقیق وی در مهارت واکنش به ترس نمرات بالاتری کسب نمودند که علت آن حضور در تیم ملی و رضایت از وضعیت زندگی تلقی می شود. همچنین آنها در مهارت اعتماد به نفس نیز دارای تفاوت معنی داری با بازیکنان زیرنخبه بودند که به داشتن مشکلات کمتر و رضامندی از شرایط موجود ارجاع شد. اما در مطالعه حاضر امتیازات بازیکنان نخبه در مهارت های واکنش به ترس و اعتماد به نفس تفاوت چندانی با امتیازات گروه زیرنخبه نداشت که با یافتههای گکزی (2009) در تضاد است. لذا به نظر میرسد میزان رضایت از موقعیت فعلی در بازیکنان نخبه شرکت کننده در تحقیق حاضر در سطح مطلوبی قرار ندارد که متعاقباً به کمبود اعتماد به نفس مطلوب انجامیده است. پژوهشها نشان دادهاندكه واكنش منفي به استرس عملكرد را تضعيف و واكنش مثبت به آن عملكرد را افزايش ميدهد .( 141). موري (1989)[113] درپژوهشي از ورزشكاران درباره نگرش آنان به انگيختگي پيش از مسابقه سوال كرد . بيش از 70 درصد گفتهاند كه از نگراني پيش از مسابقه خوششان مي آيد. بعضي آن را كمكي براي عملكرد و نشانه بزرگي از آمادگي براي انجام كار ميدانستند. در پژوهش حاضر تفاوت معنی داری در مهارت مقابله با استرس یافت نشد. همانطور که گفته شد برخی از ورزشکاران از استرس قبل از مسابقه به عنوان انگیختگی لازم برای اجرا یاد می کنند اما برخی از آن رنج میبرند. با توجه به اینکه نوجوانی سنی است که هنوز شخصیت فرد به ثبات نهایی خود نرسیده است احتمال دارد که آزمودنیهای تحقیق حاضر نیاز به راهنمایی بیشتری در درک تفاوت بین انگیختگی خوب و استرس نامطلوب داشته اند و به علت عدم آموزشهای لازم فرق این دو را به طور کامل درک نکرده باشند. 5-3-2 فرضیه دوم: در بررسی فرضیه دوم، نتایج نشان داد که بازیکنان نخبه در مجموع تفاوت معنی داری در ویژگیهای تکنیکی با بازیکنان زیرنخبه دارند. نتایج نشان دادند که ورزشکاران نخبه در آزمونهای تکنیکی نتایج بهتری نسبت به هم دستههای زیر نخبۀ خود کسب کردند که در آزمونهای دویدن با توپ، چرخیدن، سرعت، دریبل و شوت زدن تفاوت آنها معنیدار بود. همانطور که در جدول شماره 4-9 نشان داده شده است، چرخیدن، سرعت و دویدن با توپ در این دسته بیشترین توانایی ایجاد تمایز را داشتند. دو آزمون چرخش و سرعت نیاز به تغییر جهت سریع بدن بدون حمل توپ دارند و آزمون دویدن به جابجایی سریع بدن همراه با حمل توپ نیاز دارد. لذا این نتایج نشان میدهد که بازیکنان نخبه در عامل سرعت که یکی از عوامل تعیین کننده در بازی فوتبال است نسبت به بازیکنان زیرنخبه برتری دارند. هوآر و وار (2000) در تحقیقی با عنوان “استعدادیابی و فوتبال زنان: تجربه ای در استرالیا” نشان دادند که عامل سرعت مهمترین عامل در ایجاد تمایز بین بازیکنان نوجوان نخبه و زیر نخبه است و پیشنهاد کردند که در فرایند انتخاب بازیکنان اهمیت بیشتری به سرعت داده شود. این نتایج با یافتههای تحقیق حاضر همراستا است. لگال و همکاران (2008) در تحقیق خود به مقایسه ویژگیهای آنتروپومتریکی و عملکردی فوتبالیستهای نوجوان در سه سطح آماتور، حرفه ای و بین المللی پرداختند. آنها نشان دادند که آزمون دریبل زدن توانایی بالایی در ایجاد تمایز بین بازیکنان نخبه و زیر نخبه دارد. نتایج مطالعه حاضر نیز همسو با این نتایج تفاوت معنی داری در نتیجه آزمون دریبل زدن بین دو گروه یافت. همچنین ریلی و همکاران (2000) در تحقیقی که روی بازیکنان انگلیسی 15 تا 16 ساله انجام دادند یافتند که بازیکنان نخبه در آزمون دریبل زدن بهتر از بازیکنان زیرنخبه بودند که از این نظر با تحقیق حاضر همسو ست اما در آزمون شوت بر خلاف تحقیق حاضر تفاوت معنی دار نبود. شفیع زاده (1382) پس از یک دوره تمرینی به ارزیابی مهارتهای تکنیکی نوجوانان مدارس فوتبال پرداخت که نمرات به دست آمده در گروه زیر 12 سال در مهارت های دویدن با توپ، چرخیدن با توپ، سرعت دویدن و دریبل زدن به ترتیب عبارت بود از: 6.45، 9.45، 14.49، 17.66. در پژوهش حاضر این نتایج در گروه زیرنخبه به ترتیب عبارت بود از: 4.93، 24.2، 12.77 و 14.5. در هر چهار مهارت مورد بررسی آزمودنیهای تحقیق حاضر نتایج بهتری کسب کردند. تفاوت زیاد در نتیجه آزمون چرخیدن با توپ به این موضوع مربوط می شود که در تحقیق حاضر طبق پروتکل پیشنهادی آزمون، سه نوع چرخیدن متفاوت انجام شد و زمان سه آزمون جمع زده شده و به عنوان نتیجه آزمون چرخیدن گزارش شد. اما در تحقیق فوق این مسئله رعایت نشده است. ویلیامز (2000) توصیه می کند که در بررسی ویژگیهای تکنیکی بازیکنان فوتبال باید به عوامل ادراکی- شناختی نیز توجه شود. چراکه عواملی مانند پیش بینی[114] و راهبردهای جستجوی بینایی[115] تأثیر مستقیمی روی اجرای مهارتهای فوتبال دارند و بازیکنانی که از لحاظ این مهارتها شرایط بهتری داشته باشند در اجرای مهارتهای مختص فوتبال نیز موفقتر هستند. این موضوع می تواند در پژوهشهای آتی مورد بررسی قرار گیرد. 5-3-3 فرضیه سوم: در بررسی فرضیه سوم، نتایج نشان داد که بازیکنان نخبه در مجموع تفاوت معنی داری در ویژگیهای فیزیولوژیکی با بازیکنان زیرنخبه دارند. از بین چهار دسته مقیاسهای مورد ارزیابی، مقیاسهای فیزیولوژیکی از لحاظ آماری توانایی بیشتری در تفکیک گروه ها داشتند که تفاوت بین دو گروه در چهار مقیاس از پنج مقیاس (دراز و نشست، دوی رفت و برگشت، دوی سرعت 10 متر و دوی سرعت 40 متر) معنی دار بود اما در آزمون پرش ارتفاع تفاوت معنی داری دیده نشد. لگال و همکاران (2008) در تحقیقی روی نوجوانان پسر فرانسوی حرفه ای میانگین پرش ارتفاع را 46.3 و میانگین زمان دوی 10 متر را 1.89 گزارش کردند (رده سنی زیر 15 سال). مالینا و همکاران (2007) میانگین پرش ارتفاع در بازیکنان نوجوان پرتقالی را 30.2 گزارش کردند (میانگین سن 14.4 سال). در پژوهش حاضر میانگین پرش ارتفاع بازیکنان نوجوان نخبه ایرانی 39.31 بود که بالاتر از بازیکنان پرتقالی و کمتر از بازیکنان فرانسوی است. آزمودنیهای نخبه در این تحقیق میانگین 1.99 ثانیه را در آزمون دوی 10 متر به دست آوردند که ضعیفتر از بازیکنان فرانسوی و بالاتر از بازیکنان پرتقالی است. همچنین لگال و همکاران میانگین زمان دوی 40 متر را در بازیکنان فرانسوی 5.63 ثانیه گزارش کردند. آزمودنیهای نخبه در تحقیق حاضر میانگین 6.02 ثانیه را در این آزمون کسب کردند که نسبت به نتایج تحقیق قبلی ضعیفتر است. گابت و همکاران (2007) در تحقیقی که روی بازیکنان حاضر در یک کمپ استعدادیابی (با میانگین سنی 15.5 سال) انجام دادند تفاوت معنی داری بین بازیکنان انتخاب شده و بازیکنان انتخاب نشده در ویژگیهای فیزیولوژیکی و آنتروپومتریکی نیافتند که از لحاظ عوامل فیزیولوژیکی با مطالعه حاضر در تضاد است اما محققان اذعان داشتند که نمی توان از اهمیت ظرفیتهای فیزیولوژیکی در انتخاب ورزشکاران چشم پوشی کرد چرا که این ظرفیتها میتوانند انجام تکنیکها را محدود کنند. به عنوان مثال فوتبالیستی که از مهارت سر زدن خوبی برخوردار است اما توانایی پرش عمودی در او ضعیف است نمی تواند مهارت سر زدن را به خوبی اجرا کند. نتایج تحقیق حاضر از این جهت با تحقیق فیگوئیردو و همکاران (2009) همسو است که در مطالعه آنها نیز تفاوت در آزمونهای دوی سرعت بین بازیکنان نخبه و بازیکنان باشگاهی معنی دار بود. در مطالعه حاضر آزمونهای دوی سرعت 10 متر و 40 متر از قدرت ایجاد تمایز بالایی برخوردار بودند. در مطالعه ای که ریلی و همکاران (2000) انجام دادند دوی سرعت جزو مهمترین عوامل در ایجاد تمایز بین بازیکنان نخبه و زیرنخبه بود. این یافته با نتایج تحقیق حاضر مشابه است. به طور کلی یافتههای پژوهش حاضر با آن دسته از تحقیقات همراستا است که نقش اساسی برای سرعت در موفقیت در رشته فوتبال قائل میشوند (مانند ریلی، بانگزبو و فرانکز، 2000). این موضوع هم در بخش ویژگیهای تکنیکی و هم در بخش ویژگیهای فیزیولوژیکی مشهود است. در بررسی یافته ها مشخص شد که آزمون دوی رفت و برگشت 300 یارد از بین عوامل فیزیولوژیکی بیشترین قدرت ایجاد تمایز را بین بازیکنان نخبه و زیر نخبه داشته است که نشان دهنده اهمیت توان بی هوازی با اسیدلاکتیک در موفقیت فوتبالیستهای نخبه است. اُستوجیچ (2000) با بررسی ویژگیهای جسمانی و فیزیولوژیکی بازیکنان نخبه صربستانی نشان داد که آنها نسبت به بازیکنان زیر نخبه نتایج بهتری در آزمون دوی رفت و برگشت به دست آوردند که همسو با نتایج تحقیق حاضر است. همچنین واینز و همکاران (2006) در تحقیقی تحت عنوان ”یک مدل انتخاب چندبعدی برای فوتبال جوانان” نتایج مشابهی به دست آوردند. نتایج تحلیل تمایزی در تحقیق آنها نشان داد که دوی رفت و برگشت جزو مهمترین عوامل در ایجاد تمایز بین بازیکنان نخبه و زیرنخبه در رده سنی 12 تا 16 است. این یافته ها همسو با نتایج تحقیق حاضر با نتایجی که ماریج (2007) در تحقیق خود روی بازیکنان هاکی انجام داد مشابه است است که در آنجا آزمون دوی رفت و برگشت توانسته بود بیشترین تمایز را بین بازیکنان نخبه و زیرنخبه ایجاد کند. لازم به ذکر است که دورانت و همکاران (2007) نشان دادند که این آزمون در سنجش توان بی هوازی با اسیدلاکتیک در بازیکنان هاکی و فوتبال به میزان مشابهی کاربرد دارد. بنابراین قیاس نتایج تحقیق حاضر در مورد آزمون دوی رفت و برگشت با تحقیق انجام شده روی بازیکنان هاکی دور از ذهن نیست. در مورد آزمون دراز ونشست گفتنی است که علیزاده و فارسی (1385) میانگین تعداد دراز ونشست در بازیکنان تیم ملی نوجوانان را 63 گزارش کردند. این میزان در بازیکنان نخبه و زیرنخبه در پژوهش حاضر به ترتیب عبارت بود از: 56.12 و 53.66. با توجه به اینکه آزمودنیهای تحقیق حاضر از دو رده سنی نونهالان و نوجوانان انتخاب شده اند این مقدار تفاوت طبیعی است. 5-3-4 فرضیه چهارم: در بررسی فرضیه چهارم، نتایج نشان داد که بازیکنان نخبه در مجموع تفاوت معنی داری در ویژگیهای آنتروپومتریکی با بازیکنان زیرنخبه ندارند. این نتایج با یافتههای فرانکز[116] و همکاران (2009) مشابه است. این محققان بازیکنانی که در یک آکادمی فوتبال ملی در کشور انگلستان موفق به انتقال به باشگاههای حرفه ای شده بودند را با بازیکنان ناموفق مقایسه کردند. نتایج نشان داد که دو گروه بازیکنان نمی توانند با آزمونهای آنتروپومتریکی از هم متمایز شوند. همچنین در تحقیقی که گابت و همکاران (2006) روی بازیکنان حاضر در یک آکادمی استعدادیابی در استرالیا انجام دادند آزمونهای آنتروپومتریکی نتوانستند بین بازیکنان منتخب و غیر منتخب تمایز ایجاد کنند. نتیجه اینکه، به سختی میتوان بازیکنانی که از قبل برای بازی در سطح بالایی از مسابقات فوتبال انتخاب شده اند را با آزمونهای آنتروپومتریکی از هم متمایز کرد. به نظر میرسد که عوامل پیچیده تری در انتخاب بازیکنان برای ارتقا از سطح زیرنخبه به سطح نخبه تأثیرگذار باشند. در حالی که تفاوت دو گروه در متغیرهای آنتروپومتریکی از نظر آماری معنی دار نبود اما مشاهده شد که بازیکنان نخبه از ضخامت زیر جلدی و درصد چربی بدن پائین تری نسبت به بازیکنان زیرنخبه برخوردار بودند، بنابراین، این نتایج نشان می دهند که بازیکنان زیر نخبه بافت چربی بیشتری نسبت به همنوعان نخبۀ خود دارند. یکی از دلایل عملکرد ضعیف بازیکنان زیر نخبه در آزمونهای فیزیولوژیکی می تواند مربوط به سطوح بالاتر چربی بدن در آنها باشد (67). این یافته ها با نتایجی که ریلی و همکاران (2000) به دست آوردند همسو است. آنها میانگین درصد چربی بازیکنان نخبه و زیر نخبه را 3/11 درصد و 9/13 درصد گزارش کردند. در مطالعه حاضر این ارقام به ترتیب عبارت بودند از 95/11 درصد و 71/12درصد. علیزاده و فارسی (1385) درصد چربی بدن بازیکنان تیم ملی نوجوانان ایران را 10.87 درصد گزارش کردند. آزمودنیهای نخبه در تحقیق حاضر نیز بازیکنان سابق یا فعلی تیم ملی بودند اما تفاوت درصد چربی با پژوهش مذکور ناشی از دو عامل است: اول اینکه دامنه سنی آزمودنیهای تحقیق حاضر گستردهتر از تیم ملی نوجوانان است و موضوع دوم مربوط است به برخی از آزمودنیهای این تحقیق که مدتهاست از تیم ملی جدا شده ودر زمان برگزاری آزمونها در تمرینات تیم ملی شرکت نداشتند. البته گفتنی است که درصد چربی زیر پوستی در زمانهای مختلف آماده سازی متفاوت است ولی تغییرات آن ممکن است در دامنه 1 تا 2 درصد باشد (25). ریلی و همکاران (2000) نشان دادند که میانگین قد و وزن بازیکنان نخبه انگلیسی در رده سنی 15 تا 16 سال، به ترتیب 171 سانتی متر و 63.1 کیلوگرم است. طبق گزارش هوآر و وار (2000) میانگین قد و وزن در فوتبالیستهای زن نوجوان نخبه استرالیایی به ترتیب 1.63 و 54.5 بود (میانگین سن 15.4). همچنین فیگوئیردو میانگین 169.2 و 59.2 را برای قد و وزن بازیکنان پسر نوجوان پرتقالی با میانگین سن 14.5 سال گزارش کرد. لگال و همکاران (2008) میانگین قد و وزن بازیکنان نوجوان فرانسوی حرفه ای زیر 15 سال را 170.8 و 60.3 گزارش کردند. مالینا و همکاران (2007) میانگین قد و وزن بازیکنان نوجوان نخبه پرتقالی با میانگین سن 14.4 سال را به ترتیب 167 و 55.7 گزارش کردند. در مطالعه حاضر میانگین قد بازیکنان پسر نخبه ایرانی (با میانگین سن 14.8 سال) 162 سانتی متر و میانگین وزن آنها 52.35 کیلوگرم بود. مشاهده می شود که بازیکنان ایرانی نسبت به بازیکنان انگلیسی، فرانسوی و پرتقالی دارای قد کوتاهتر و وزن کمتری هستند. البته باید توجه داشت که میانگین سنی آزمودنیها در تحقیق حاضر پائینتر از آزمودنیهای مطالعات ذکر شده است، ضمن اینکه تفاوتهای بومی نیز در این امر دخیلند. لازم به ذکر است که در بازی فوتبال قدکوتاهتر با توجه به اینکه مرکز ثقل پائینتر و در نتیجه تسلط بیشتر بر مهارتهای تکنیکی را به همراه دارد برای برخی پستهای بازی نه تنها عامل منفی تلقی نمی شود بلکه تأثیر مثبتی روی عملکرد بازیکنان دارد (106). این نتایج با مطالعه فیگوئیردو و همکاران (2009) از این جهت همراستاست که در هر دو مطالعه تفاوت معنی داری بین بازیکنان نخبه و زیرنخبه در عوامل قد، وزن و درصد چربی بدن یافت نشد. اما لگال و همکاران (2008) تفاوت معنی داری در دو عامل قد و وزن بین بازیکنان فرانسوی حرفه ای و آماتور نشان داد. همچنین هانسن و همکاران (1999) تفاوت معنی داری بین بازیکنان نخبه و غیر نخبه در دو عامل قد و وزن یافتند. لذا مطالعات مذکور از نظر تفاوت قد و وزن با این تحقیق در تضاد هستند. البته با توجه به اینکه در مطالعه حاضر گروه نخبه و زیرنخبه مقایسه شدند قابل پیش بینی است که تفاوت به اندازه تحقیقات ذکر شده که در آنها گروه های نخبه و غیر نخبه مقایسه شده اند نباشد. نتایج مطالعه استوجیچ (2004) نشان میدهد که تفاوت معنی داری بین قد، وزن و درصد چربی بدن بازیکنان نخبه و غیر نخبه وجود ندارد که با مطالعه حاضر مشابه است. اما در مطالعه ای که حضیر (2010) روی فوتبالیستهای ترکیه ای انجام داد بازیکنان سوپر لیگ ترکیه قد مشابهی با بازیکنان دسته اول داشتند اما وزن آنها بیشتر بود. که از لحاظ عامل قد نتیجه مشابه با این تحقیق بود اما در مورد وزن نتایج متفاوتی با تحقیق حاضر به دست آمد. در مطالعه ای که بهپور و همکاران (1380) بر روی دانش آموزان مقطع متوسطه انجام دادند ضخامت زیر جلدی در نواحی جلو بازو، پشت بازو، تحت کتفی و فوق خاری به ترتیب 4.21، 7.89، 9.22 و 8.20 بود. این اندازهها در تحقیق حاضر در مورد گروه نخبه به ترتیب 4.08، 7.50، 7.54 و 8.85 و برای گروه زیر نخبه به ترتیب 4.11، 8.00، 8.40 و 9.29 بود. همانطور که مشاهده می شود نتایج در اندازه های جلو بازو و پشت بازو مشابه است. اما تفاوت زیادی در دو ناحیه دیگر دیده می شود. با توجه به اینکه مطالعه مذکور در شهرستان فارسان و مطالعه حاضر در استان تهران انجام شده اند بخشی از تفاوت به تفاوتهای بومی و منطقه ای مربوط می شود. ضمن اینکه آزمودنیهای حاضر در تحقیق بهپور و همکاران (1380) مبتدی و در دامنه سنی 14 تا 18 سال بوده و با آزمودنیهای تحقیق حاضر تفاوتهایی دارند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این تئوری به وسیله ویکتور وروم ابداع شده است. اعتقاد این نظریه بر این است که قبل از اینکه رفتاری انتخاب شود، فرد شقوق مختلف را بر اساس کار مورد نظر و ارزیابی قرار میدهد. بر پایه این تئوری سه عامل بر رفتار اثر میگذارد: ارزش پاداشها، ارتباط پاداشها با عملکرد مورد نیاز و تلاش مورد نیاز برای عملکرد اصولاً جامعترین نظریه انگیزش در نظریه انتظار است.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۱-۱۳- نظریه انتظار نظریه انتظار یک مدل انگیزش پیچیده است و به تشخیص چگونگی انتخاب راه انجام کار به وسیله افراد میپردازد. این نظریه علت این که چرا مردم یک رفتار را بر رفتار دیگری ترجیح میدهند و انتخاب میکنند، شرح میدهد و انگیزه رفتار را با موارد زیر معین میکند:
-
- ادراک فرد یا انتظار وی از نتایج یا پاداشهایی که احتمالاً از یک رفتار معین حاصل میشود.
-
- جذابیت آن پاداش در ارضای نیازهای او.
به این ترتیب انگیزش تحت تأثیر دو عامل است: نتایج مورد انتظار x جذابیت نتایج = انگیزش. بنابراین انگیزه انجام کار هم به نتایج مورد انتظار و هم به جذابیت آن وابسته است. (سید جوادین، ۱۳۸۶، ۱۷۵). بر مبنای این تئوری، رفتار افراد به مقدار زیادی از ادراکات افراد از نتایج رفتار تأثیر میپذیرد. شخصی که انتظار دارد یک رفتار خاص نتیجه نامطلوب بر جای خواهد گذاشت، سعی میکند آن رفتار را کمتر بروز دهد. یک مدیری که انتظارات و مطلوبهای زیردستان خود را بشناسد، میتواند با توجه به انتظارات هر فرد، رفتارهای خاصی برای ایجاد انگیزش در آنها مشخص کند. همانطور که گفته شد نظریه انتظار جامعترین نظریه توضیح انگیزش است. این نظریه دارای چنان ماهیتی است که احتمالاً در آینده خواهیم توانست با بهرهگیری از آن رفتار انسانی را از طریق احتمالها پیشبینی کنیم و سه متغیر را نیز میتوان برای آن ملاحظه کرد: ۱- ارزش: به نیروی برتری کارکنان برای دریافت پاداش اشاره میکند. ۲- انتظار: یعنی این که کارکنان اعتقاد داشته باشند که تلاش مستمر در کار سرانجام به پایان میرسد. ۳- سودمندی: هرگاه کار به خوبی انجام شود، پاداش دریافت خواهند کرد. بدین ترتیب انگیزش، حاصل ادارک فرد است از آنچه میخواهد کسب کند و آنچه به دست خواهد آورد، البته اگر راه ویژهای را دنبال نماید. رابطه مذکور به صورت رابطه ذیل خواهد بود. نتایج مورد انتظار (E) * جذابیت نتایج(V) = انگیزش (M) این نظریه نشان میدهد که یک فرد فقط هنگامی که معتقد باشد احتمال زیادی در به دست آوردن نتایج مطلوب وجود دارد، اقدام به انتخاب رفتاری میکند و این نتایج به اندازه کافی در توانایی ارضای نیازهایش کشش دارند. همچنین رفتاری را که برای او جذابیت نداشته باشد و یا نتایج آن پایین یا منفی باشد، انتخاب نخواهد کرد. بنابراین انگیزه انجام کار هم به نتایج مورد انتظار و هم جذابیت آن وابسته است. ۲-۱-۱۴- نظریه انتظار و عدالت عملکرد تحت تأثیر انگیزش و توانایی است: توانایی (A) × میزان تلاش (E) = عملکرد (P). همچنین رضایت نیز متأثر از نتایج کسب شده است و کوتاهی فرد از عدالت و انصاف منظور شده در گرو تحقیق این نتایج است. پاداشها بر دو نوع است: ۱٫پاداشهای درونی (باطنی) مانند آزمودنی بودن کار، ارضای نیاز شهرت با انجام کار و غیره. ۲٫پاداشهای خارجی (عارضی) مانند پول، مقام و موقعیت و نظایر این. معیار عدالت و پاداش نزد افراد آن چیزی است که شخص با در نظر گرفتن آنچه که دیگران برای انجام همان نوع کار دریافت میدارند، احساس میکند باید دریافت دارد. این نظریه مدیران اجرایی را بدین معنی هدایت میکند که اهداف زیردستان مشکل عمدهای نیست و به توانایی و مهارتهای آنان مربوط میشود و سیستم پاداش باید با نیازهای اساسی آنان مرتبط شود (پورتر ولاولر، ۱۹۶۸، ۱۶ – ۱۵). در این نظریه انگیزش فرد متأثر است از عواملی چون:
-
- E>P: اعتقاد به اینکه کوشش به انجام کار منجر خواهد شد.
-
- P>O: اعتقاد به این که انجام کار به نتیجه مطلوب ختم میشود.
-
- جذابیت نتایج: شدت نیازی که به وسیله این نتایج برآورده خواهد شد، مطابق رابطه زیر:
جذابیت نتایج * اعتقاد به این که عملکرد نتیجه * اعتقاد به این که تلاش = میزان تلاش مطلوب را خواهد دارد. به عملکرد منجر خواهد شد. (قدرت انگیزش) Effort= (E>P)*(P>O)*V علائم رابطه عبارتند از: کوشش = E، نتایج = O، عملکرد = P، جذابیت نتایج =V بنا به رابطه مذکور، عملکرد تابعی است از انگیزش و توانایی: توانایی(A) * انگیزش (M) = عملکرد (P) یا توانایی(A) * میزان تلاش (E) = عملکرد (P) نتیجه ارضای نیازها بر اعتقاد به منجر شدن کوشش به نتیجه به منظور طلب انگیزش آتی (کوشش) فرد اثر میگذارد و موجب تقویت آن میشود و این برخورد و بازخورد همچنان ادامه مییابد و بر بهبود کیفیت حرکت به تدریج میافزاید. ۲-۱-۱۵- نظریه برابری نظریه برابری یکی از نظریات شناختی است که رفتار را در سازمانهای کاری توضیح میدهد. این نظریه اولین بار توسط آدامز و وایک مطرح شد و مبنای آن، این پیش فرض ساده است که مردم میخواهند منصفانه با آنها رفتار شود. اساس این نظریه این است که فرد ارزش نسبی بین ستاده و داده خود را با ارزش نسبی بین ستاده و داده شخص یا اشخاصی که از نقطهنظر وی قابل مقایسه هستند، محاسبه و این نسبتها را با هم مقایسه میکند. و برابری از نظر آنها در صورتی وجود خواهد داشت که نسبت ستاده به داده شخص با نسبت ستاره به داده شخص یا اشخاص دیگر برابر باشد (نایلی، ۱۳۷۳، ۸۵). این نظریه را نخستین بار آدافر نامگذاری کرد. اساس این نظریه این است که کارکنان خواهان رفتار برابر با خودشان میباشند. در این نظریه شخص نخست نوع رفتار سازمان را مورد بررسی قرار میدهد و سپس رفتار سازمان را با دیگری ارزیابی میکند و بعد از ارزیابی سازمان با خود و دیگری در نهایت نتیجه ارزیابی را با یکدیگر مقایسه میکند که البته موقعیتها نیز به مقایسه کشیده میشوند و در نهایت این مقایسهها برای شخص احساس برابری یا نابرابری را به دنبال دارد. احساس نابرابر به دو صورت احساس منفی نابرابری و احساس مثبت نابرابری بروز میکند. احساس منفی نابرابری زمانی در شخص بروز میکند که وی احساس میکند که با توجه به تلاش و کوشش صرف شده برای انجام دادن کار در مقایسه با دیگران پاداشهای کمتری دریافت میکند. برعکس احساس مثبت نابرابری وقتی بروز میکند که فردا احساس میکند که بر اساس تلاش و کوشش انجام شده در مقایسه با دیگران پاداش بیشتری دریافت میکند که هر دو احساس نابرابری موجب انگیزش بیشتر میگردد. در این زمینه سه حالت وجود دارد: اول این که کارکنان احساس میکنند بیش از اندازه پاداش دریافت کردهاند که در این صورت شاید به افزودن کمکهای خود در سازمان تمایل پیدا کنند و یا به اقبال ارزش و پاداشها را دریافت داشتهاند، پائین بیاورند. دوم اگر احساس برابری بکنند به همان روش سابق، کار خود را انجام دهند و سوم اینکه کارکنان احساس میکنند که به گونهای ناعادلانه پاداش دریافت داشتهاند که در چنین وضعیتی شاید کار را رها بکنند و یا از کمیت و کیفیت کارشان بکاهند و یا با ناخشنودی بیشتر وظایف خود را انجام دهند و یا نسبت به سازمان بیتفاوت باشند که در مدیریت آنومی میگویند در این صورت مدیر باید کارکنان شایسته را بشناسد و عدالت را در سازمان رعایت بکند. در غیر این صورت این کارکنان به حالت آنومی (بیتفاوتی) دچار خواهند شد. نظریه برابری را در گذشته نظریه مقایسه اجتماعی یا نظریه بده و بستان نیز خواندهاند. بر مبنای این نظریه افراد انگیزه زیادی در برقراری تعادل میان کار خود با تلاشهایشان در آن کار دارند. این نظریه همچنین دیدگاههای زیر را ارائه میکند: ۱- مهمترین انگیزهای است که به انجام کار و رضایت خاطر منجر میشود، ادراک فرد از میزان برابری یا نابرابری در محیط کار است. ۲- ادراک فرد از برابری، حاصل مقایسه بین نسبت نهادههایش به نتایج به دست آمده در برابر نهادهها و نتایج به دست آورده دیگران است. برای نمونه نهادهها عبارتند از: تلاش، تجربه، کارآموزی، سابقه کار، مهارت، تحصیلات، موقعیت اجتماعی و از نمونه نتایج به دست آمده، میتوان دستمزد، مزایا، موقعیت شغلی، نشانها و … را نام برد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۶-۱۰-تصویرهای شعری پست مدرن مسأله دیگری که می تواند مورد توجَه قرا بگیرد، « تصویر » در « غزل پست مدرن » است. این کلیت در اجرا، شکل های بسیار متفاوتی را به خود گرفته است. گاهی دوربین راوی ثابت است و چند تصویر ثابت که معمولاً نقش زمینهای دارند، دیالوگ های شخصیّت ها را در بر میگیرد. این تصاویر ثابت گاهی به وضوح بیان میشوند و مواقعی نیز با دادن چند کلید ساختن تصویر کامل را به مخاطب وا میگذارند، اما در بعضی از این گونه غزلها دنیز حرکت دوربین بسیار سرعت میگیرد و شخصیَت ها در مواجهه با تصاویر، اشیا و حوادث هستند که وجود خارجی پیدا می کنند. به عقیده رومن یاکوبسن هرالگوی ارتباطی متشکل از یک پیام است که از سوی گوینده بیان می شود و نیز یک گیرنده یا مخاطب که پیام را دریافت میدارد. اما این فرایند به تنهایی معنای ارتباط را ممکن نمیسازد مگر به یاری اجرایی دیگر چون زمینه که مفهوم پیام است و رمزگان که مجموعه ای از نشانه های معنادار برای گیرنده و فرستنده است. با توجه به این الگوی ساده اگر یکی از عناصر ارتباط موجود نباشد قطعاً معنا حاصل نخواهد شد. از آن جا که این تئوری یاکوبسن در شعر کاربرد فراوان دارد، پس اگر غزل پست مدرن مخاطب نفهم است، حس آمیزی خواننده با شعر مختل شده و در نهایت افق دریافت از دست خواهد رفت. بنابراین چنین شعری از اساس بی محتوا، غیر منطقی و نازیباست، چرا که اگر دریافت خواننده ممکن نباشد، نشانه آن است که زمینه یا تماس طبق الگوی ارتباطی یاکوبسن از دست رفته است. باید در نظر گرفت عدم حضور بخشی از الگوی ارتباطی با پتانسیل متن برای تأویل سراسر متفاوت است و نباید آکندگی متن ادبی از معانی مستتر را با غیر قابل فهم بودن شعر که ناشی از ضعف بوطیقایی و زیبایی شعر است اشتباه گرفت .
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۶-۱۱- بی موضوعی شعر پست مدرن دلایل پیچیده بودن تصاویراین شعری می تواند بی موضوعی اشعار و نپرداختن به موضوع خاص باشد:
-در مارپیچ ذهنی زن، روبروی باد
چیزی سبکتر، از سبک، که داشت میافتاد
(اختصاری، ۱۳۸۹: ۱۱۵)
-دوباره یخ زدن زندگیم در « اکنون »
که دست های من از جیبت آمده بیرون
( همان: ۱۳)
-به عشق/ می کشیام با نفس درون خودت
نشستهام وسط نامهای ته کمدت
( همان: ۱۴) تصویر شاعرانه و ذهنی خوشایند و قابل فهمی در تخیل شما ترسیم نخواهد شد. این تصاویر با بی معنایی و بی موضوعی سبب پیچیدگی و بی معنایی این ابیات می شوند.که گاه خشن،سردرگم و بی محتوایند:
-در میان آکواریوم جای ماهی قرمز
قورباغهی سبزی ست قبل ایستگاه ترن
(موسوی، ۱۳۸۹: ۱۹۴)
-« سعدی » مچاله شده زیر « هایدیگر »
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-۲-۳نماد در اشعار اخوان از دیگر نمودهای نوآوری در شعر امروز ایران، بکار گیری سمبول ها ونمادها تازه است .نماد عبارت است از : یک اصطلاح ، یک نام و حتی یک تصویری که ممکن است نماینده ی شی یا چیزی در زندگی روزانه باشد . سمبول معرف چیزی مبهم یا پنهان از مااست . نماد نیز به معنای وسیع کلمه ، تعریفی واقعی انتزاعی یا احساس وتصویر ی غایب برای حواس ، توسط تصویر یا شی است .برای نمونه می توان به کتیبه اخوان اشاره کرد :
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در شعر کتیبه اخوان ( برای خواننده که شعر را با وقوف تمام می خواند کتیبه سمبول است . به این دلیل که تمام آمال و آرزوهای خود را ناخود آگاهانه ، در تخته سنگی غرق کرده اند و تاحدی تخته سنگ شده است .کتیبه تجلی عینی آمال وآرزوهای مردم است .صفت شایسته غبار آلود را برای راز (راز غبار آلود ) بکار برده است .مثال :و با لذتی بیگانه این راز غبار آلود را مثل دعایی زیر لب تکرار کردیم. و همچنین شعر میراث اخوان ، اعتراض خشم آلودی است به فقر مادی ومعنویی جامعه است. مثال : سال ها زین پیشتر من نیز / خواستم کاین پوستین را نوکنم بنیاد / با هزاران آستین چرکین دیگر ، برکشیدم از جگر فریاد/ این مباد و آن باد ……/ کو کدامین جبه زر بفت رنگین را می شناسی تو / کز مرقع پوستین کهنه ی من پاک تر باشد ؟ با کدامین خلعتش بدل سازم / و…جبه زر بفت نماد ظاهر پرستی و زردوستی در جامعه را نشان می دهد .(نوآوردی در شعر معاصر ایران ، ص۳۴۴)صفات زر بفت ،کهنه ، در بیان نماد بکار گرفته شده و آرایه تضاد نیز دارند .از همین گونه است ای درختان عقیم ریشه تان در خاک های هرزگی مستور /یک جوانه ی ارجمند از هیچ جاتان رست نتواند /ای گروهی برگ چرکین تار/یادگار خشک سالی های گرد آلود /هیچ بارانی شمارا شست نتواند .(اخوان / از این اوستا : ص۹۴) عقیم صفت ونماد نازایی میباشد وهمچنین صفات ادبی بکار گیری شده در این ابیات : چرکین تار ، گرد آلود و… — یا در ختان سپیداررا به اعتبار انبوهی و بلند قامتی به سربازان به صف در آن خیابان تشبیه نموده است (اخوان /ارغنون : ۲۹۰) –برگ گل نماد نرمی : ای گویی پیکرش چون برگ گل نرم است (اخوان /ارغنون : ۲۲۰) –تعبیر گل سر سبد نیز اعتبار فردی است نسبت به دیگران نشان می دهد در جمله :چو گل سر سبد از بین اطبای وطن حتم ختم است بر او سروری وسرداری ( ارغنون /۱۲۸)(حمیرا ذهردی ، ۲۷۹:۱۳۸۷) ه)غنچه دهان نیز بعنوان نماد بکار رفته است مثال : چو باده خورم با کف چو گل خویش /ای غنچه دهان ساغر و پیمانه من باش . ۴-۲-۴صفات در توصیف اسطوره از دیدگاه علم بیان ، اسطوره ، مشبه بهی است که باید مشبه محذوف آن را با تخیل یا قراین تاریخی و مردم شناسی و جامعه شناسی دریافت و گاهی پی بردن به مشبه ممکن نیست .هنگامی که سخن از باز آفرینی اسطوره های نوین در شعر امروز ایران می رود مقصود اشاره به اسطوره های کهن نیست ، که شامل مواردی همچون نمونه های زیر بشود: در شعر کتیبه اخوان وقتی که (مرد وزن وپیر )چشم به تخته سنگ دوخته اند و جان ودل به آن بسته اند که انگار با آن تخته سنگ یکی شده اند و… یک نوع بیان اسطوره ای است و خواننده با یک متن اسطوره ای کار دارد و مفهوم شعر بلافاصله مفهوم اسطوره ای (سیزیف ) را بخاطر می آورد .( دکتر کاووس حسن لی ،۱۳۸۳:۳۶۰) همانطور که گفته شد گروه های توصیفی آنست که از یک اسم یا گروه اسمی از یک طرف و یک صفت یا گروه وصفی از طرف دیگر بوجود آمده باشد : گروه های وصفی شاعرانه در اشعار اخوان : –وقتی بصورت استعاره حقیقی بکار روند ازجمله :ترکیب وصفی : -عنکبوت زرد استعاره از خورشید است در شعر برآمد عنکبوت زرد / و خیس وخسته را برچشم حسرت کرد .( اخوان ، از این اوستا ، ص۸۰) -پیل ناپیدای وحشی در شعر پیل ناپیدای وحشی باز آزاد است و دیوانه /(اخوان : آخر شاهنامه ، ص۱۱۸)(استعاره از باد که بر هر سو می وزد ) در مواردی نیز جای موصوف و صفت جا به جا گردیده و استعاره هایی با ساختار ترکیب وصفی به صورت ترکیب وصفی مقلوب ارائه شده است . این ساختار به طور مشخصی در شعر اخوان قابل مشاهده است . اینک نمونه از شعر او : گرد بام دوست می گردم . نرم نرمک / اوج می گیرند / افسونگران پریزدان ) (ترکیب مقلوب استعاره از کبوتران ) شاعران نوگرا برآنند که قدرت شاعری خود را برپایه صور خیال وتصویر گری جلوه گر سازند پس اساس شعر امروز به تصویر سازی و خیال پردازی نهاده شده است و شعریت آن تنها از طریق کابرد به جا وپخته عناصر خیال در شعر مشخص می شود با توجه به اهمیت این امر اهداف شعری شاعری را در تصویرگری شعر امروز به اجمال چنین می توان طبقه بندی کرد .
-
- بعد متافیزیکی در شعر برای برقرار دادن مخاطب در فضای دردناک
-
- ایجاد فضای غیر واقعی برای ایجاد( تازگی در متن )
-
- افزایش ظرفیت زبان برای برانگیختن عاطفه مخاطب
دقت کنید :در گوشه ای زخلوت این دشت هولناک /جوی فریب مانده ی بی آب و تشنه کام / افتاده سوت وکور / با مدادان نازنین خاوری چو چهره آراست .( اخوان / زمستان : ۸۷) صفات هولناک در توصیف دشت و نازنین خاوری در استعاره خورشید بکار رفته صفت نازنین برای خاور (سیر استعاره :ص۷۱و۷۲و۷۵) مسکین خراب آباد وچرکمرده صخره به ترتیب ترکیب وصفی مقلوب استعاره از دنیا واستعاره (دل مکدر ) می باشد . ۴-۲-۵بکار گیری صنعت ادبی در صفات شاعرانه ۱.شخصیت بخشی بو سیله صفت یکی از نقشهای شاعرانه صفت جان دادن و شخصیت بخشی دن به بیجانهاست .از جمله : -چشمان ظلمت -نعره نفرین –دخمه غمگین –توفان خشم و سیه مست ،درفش قهر، غرفه های خاطر .چاهسار گوش.ابر دروغین . صبح شیرینکار . عفریته آه. نغمه بلورین . گلابی دل . اخم جنگل . ناف گرداب .خمیازه کوه .زبر دست دلاور . راستگو نقال . پور مسکین . گرد آلود متروک . ۲.صفت آوری وتجسم -دهلیز نقب آسای طهر اندود رگهایم –ما بر بیکران سبز مخمل گونه دریا -عیار خوشترین آمیزه هشیاری و مستی -مهگون فضای خلوت افسانگیشان -روح جغد گردان در مزار آجین این شبهای بی ساحل -میخانه شلوغ و پر انبوه غوغا -پیشخوان های پرچرک وچربی -کاروان یکدل ویکرنگ و یک آهنگ -بسان بیشه ای بغرنج ودر هم باف -پیر شنگ مست خواب آلود -آن طلایی مخمل آوایان خونسردان -گل آذین باغ خواب آلود قالی -عنکوتی پیر را ماند ، شکم پاره و پر احشا مانده ، مسکین ، زیر پای عابرگمنام ، نابینا -کجن در لج ، لج اندر خون و خون در زهر -همه خشم و همه نفرین ، همه درد و همه دشنام -منم من ، میهمان هر شبت لولی وش مغموم منم ، سنگ تیپاخورده رنجور منم ، دشنام پست آفرینش ، نغمه ناجور(گزیده اشعار اخوان ،۴) ۳.ترکیب وصفی (منادا )
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ایجاد همسایگی قابل دسترس توسط پیاده ویژگی آموزشی پرورشی، جوامع جذاب یا حساس قوی مکانی (فرهنگ سازی شهروندان) حفظ فضای باز و زمین های کشاورزی و نواحی زیست محیطی بحرانی توسعه قوی و مستقیم به سمت جوامع موجود تهیه تنوعی از شیوه های حمل و نقل تصمیم گیری های توسعه ای قابل پیش بینی، عادلانه و از نظر هزینه ها موثر تشویق همکاری های قوی جامعه ای (افزایش مشارکت شهروندان). الگوی رشد فشرده نسبت به الگوی پراکنش مزایای بیشتری داشته و بهتر می تواند به ارتقای سطح کیفیت زندگی در شهرها کمک نماید. رشد فشرده تلاش می کند به جای توسعه شهرها در اطراف، آن ها را از درون چارچوب موجود، توسعه دهد تا علاوه بر این که از گسترش بی رویه شهرها جلوگیری نماید، بتواند به ارتقای سطح کیفی درون جامعه نیز کمک نماید. در این راستا آنچه که از تحقیقات در سطح جهانی تاکنون انجام شده است، نشان می دهد که رویکرد «شهر فشرده» به اهداف توسعه پایدار نزدیک تر است. ایده «شهر فشرده» می تواند برای ارتقاء کیفیت زندگی شهری شهروندان با ایجاد فضاهای پرتحرک، مناسب و جذاب، از نظر انرژی مقرون به صرفه جویی و مشوق حمل ونقل عمومی سودمند باشد. اما مخالفت هایی با ایده شهر فشرده و برای دفاع از ایده «حومه گسترده» وجود دارد با این استدلال که مدل «شهر گسترده» به بسط و پراکنش اثرات ترافیک در محیطی بارزتر و در نتیجه جذب آن ها در محیط و آلودگی کمتر منجر می شود و کیفیت زندگی در این مدل توسعه بسیار بالاتر خواهد بود (رهنما و عباس زاده، ۱۳۸۷: ۶۱- ۴۶).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۳-۵-۴ گسترش عمودی شهر (Vertical expansion of the city) ایده ی اصلی از طرح شهرهای عمودی، ساخت شهر در بر گرفته از فکر منطقه ی شهری است و هدف اصلی آن رفع مشکلات و نواقص شهرهای موجود با بهره گرفتن از تکنولوژی جدید است. از بهترین نمونه های این شهرها می توان از کارهای لوکربوزیه ایده ی ابر سازه یا شهرهای خاص که ناچارا” توسعه ی شهری در جهت ارتفاع تنها جوابگوی حل مسائل آن شهرها بوده است نام برد. موافقان با ساخت بناهای بلند، ضمن ارائه ی دیدگاه ها و نظرات گوناگون دلایل بسیاری برای مزیت این گونه بناها مطرح می کنند. بعضی از این نظریات، احداث بناهای بلند از نوعی واقع گرایی دانسته و با توجه به شرایطی که در قرن حاضر ایجاد گردیده است، بر استفاده از ساختمان بلند تاکید می کنند و در مجموع با توجه به رشد جمعیت شهرهای بزرگ، احداث ساختمان های بلند را راه حل طبیعی و مناسب جهت اسکان مردم در شهرهای بزرگ می دانند. از طرفی احداث ساختمان های بلند را راه حلی برای خلوت کردن شهرها یا متمرکز کردن ادارات، مراکز تجاری و حتی مسکن می دانند که ساختنش قبل از به وجود آمدن بتون مصالح و اسکلت فلزی میسر نبود. اما مخالفان ساخت بناهای بلند بر این عقیده اند که بناهای بلند کیفیت زندگی شهری را به شکل های مختلف پایین آورده و با زیر پا گذاشتن ارزش ها و سنت های قدیمی زندگی نامناسبی در شهرها فراهم می آورد و صرفا” اجبار باعث شده است که در شهر به ساخت این گونه بناها اقدام کنند؛ به گونه ای که شهرهای شلوغ و پرجمعیت اشکالات ترافیک و غیره… مارا وادار می کند که عمارات را چند طبقه بسازیم، ساختمان ها را عمودی بسازیم. هر چه زمین کمیاب تر شود، بالاتر و بالاتر خواهیم رفت (بمانیان، ۱۳۹۰: ۱۰۵-۹۵). الگوی رشد و توسعه کالبدی شهر، به عنوان الگوی فضایی فعالیت های انسان در برهه خاصی از زمان تعریف می شود و به سه دسته اصلی پراکنش شهری (Urban Sprawl)، رشد هوشمند شهری (Smart Growth)، الگوی شهر فشرده (Compact City) تقسیم می گردد. شناخت الگوی توسعه کالبدی متفاوت و جداگانه ای از دیگری ایجاد می نمایند. رشد فیزیکی به شکل افزایش محدوده شهر یا به اصطلاح گسترش افقی ظاهر می گردد و رشد عمودی به صورت درون ریزی جمعیت شهری و الگوی رشد شهر فشرده نمایان می شود. این الگوهای متفاوت به نسبت نوع گسترشی که در شهر به وجود می آورند، پیامدها و نتایج متفاوتی را نیز بدست می آورند (رهنما و عباس زاده، ۱۳۸۷: ۲۱). ۲-۳-۶ مفهوم فضا (Space) مفهوم فضا مهمترین و تعیین کننده ترین مفهوم در رویکرد انسان شناختی و مخصوصا” در انسان شناسی فضا و مکان به شمار می آید، زیرا در فضا نوعی جامعیت فرهنگی دیده می شود. فضا به گونه ای حیرت انگیز و با سازوکارهایی که گاه کشف چند و چون آنها برای ما ممکن نیست، تمام ابعاد زندگی انسانی را در خود جای داده و نمایندگی می کند. از این رو تحلیل فضا به عنوان یکی از موثرترین شیوه های تحلیل فرهنگ های انسانی مورد تاکید بوده است. برای انسان، شناسانی چون ادوارد.ت. هال، درک فضا از تحلیل فضاهای کالبدی و شخصی آغاز می شود و تا بزرگترین ابعاد فضایی در شهر تداوم می یابد. در این تحلیل مسلما” نباید سهم سایر عوامل را در شکل دادن به فضا و دگرگون ساختن بارهای معنای آن از یاد برد (محمدپور، ۱۳۹۱: ۸۶). هرچه جامعه ای بزرگتر باشد، به تنوع بیشتر جمعیت منجر می شود و هر چه جمعیت متنوع تر باشد، جدایی های فضایی نیز بر مبنای نژاد، قومیت و منزلت بیشتر خواهد شد. جدایی فضایی در شهر باعث سست شدن پیوندهای همسایگی و احساساتی می شود که جوامع کوچک از آن برخوردارند (Reissman, 1970: 140). این ویژگی ها که اساسا” در شهرها وجود دارد، باعث می شود که روابط سطحی، زود گذر و توام با گمنامی پدید آید. به همین ترتیب، جدایی افراد و زندگی تفکیک شده آنها به ایجاد احساس بی هنجاری و اختلالات شخصیتی منتهی می شود (Wirth, 1952: 54-55). ۲-۳-۶-۱ فضای شهری (City Space) راپاپورت” دو نقطه نظر در مورد فضای شهری بیان می کند که منجر به ایجاد دو شکل شهری متفاوت می شود: نقطه نظر اول ساختمان ها برای زندگی اصل می داند و باقی فضاها را فضاهایی ارتباط دهنده و تلف شده محسوب می کند، نقطه نظر دوم به ساختمان ها بعد خصوصی می دهد و فضای شهری را به قلمروهایی تقسیم می کند که هدف آن ها ایجاد مرزهایی میان اعمال خصوصی و عمومی افراد است و بر اساس آن سطوح مطلوب روابط متقابل تضمین می شود. راپاپورت بر این نکته تاکید دارد که ایجاد فضاهای شهری نامناسب اثرات مخربی بر فرهنگ ها دارد و در عین حال برای فضاها و عناصر عمومی و با ارزش شهر اهمیت قائل است و منزلت یک شهر را به وجود مجموعه ای عمومی از آن وابسته می داند که حتی شهر نیز از دست می رود (محمدپور، ۱۳۹۱: ۸۸). تفکیک فضای شهری به علت محدودیت زمین صورت می گیرد. در شهرهای سرمایه داری زمین مالکیت خصوصی می یابد و هر قطعه آن با توجه به وسعت، محل و کاربری بالقوه یا بالفعل، دارای ارزشی متفاوت است. این فضاهای تحت تملک، عرصه انواع متفاوتی از فغالیتهای انسانی است. آنچه در هر یک از این عرصه ها روی می دهد، به نحوی نتیجه تاریخ تلاش، رقابت، برنامه ریزی و کنترل است. در جامعه شناسی شهری، تفکیک گروه های اجتماعی از تفکیک زمین بسیار مهمتر است. نابرابری اجتماعی جلوه ای فضایی دارد. در واقع افراد ثروتمند بندرت در کنار کارگران غیر ماهر زندگی می کنند، بنابراین از سال ۱۹۸۱، ۵۹ درصد از افرادی که در شهر لندن زندگی می کردند جزء خانوارهایی بودند که در آن رئیس خانوار به طبقات اجتماعی یک و دو، طبقات بالا و متوسط، تعلق داشت (ساوج و وارد، ۱۳۸۷: ۹۲). توزیع فعالیت ها و مراکز قدرت، جدایی میان فضاهای مسکونی و اقتصادی، صورت های سکونت و مسکونی کردن، نمایشی از جامعه، هنجارها، ارزش ها و عادت هایش هستند. همه آن هایی که در تولید فضای شهری مداخله دارند، پیوسته از خود می پرسند این فضا چگونه مایه تحکیم یا تخریب گروه های اجتماعی می شود که در آن سکونت دارند یا سکونت خواهند داشت. موریس هالبواکس، یکی از پیشگامان جامعه شناسی شهری خاطر نشان می کند که «جامعه در جهان مادی جای دارد و تفکر گروه اجتماعی در بازنمایی های شرایط فضایی اش، یک اصل نظم و پایداری را می بیند». میان انسجام گروه های اجتماعی و فضای تولید شده جامعه، رابطه دو جانبه ای برقرار است (فیالکوف، ۱۳۸۳: ۳۳). فضایی شهری به طور کلی دارای ابعاد مختلفی است و از جنبه های مختلف می توان آن را تعریف کرد: بعد مکانی و فیزیکی: از این بعد، فضای شهری مکانی است در شهری که از مساحت و وسعت برخوردار باشد و عناصر آن در یک ترکیب منظم قرار گرفته اند. برای ایجاد یک فضا وجود محصوریت یک اصل اساسی محسوب می شود که در این محصوریت عناصر و روابط باید به حالتی منظم قرار گیرند و شهروندان بتوانند به درکی از فضا برسند و با آن در ارتباط و تعامل باشند و از فضا برای آنها خاطره ای ایجاد شود و اینکه در آن فضا تعامل و ارتباط اجتماعی انجام شود. بعد اجتماعی: از بعد اجتماعی فضای شهری محل تعامل اجتماعی است و یک فضای شهری قابلیت ایجاد مکان ارتباط و تظاهرات جمعی باشد. در واقع فضای شهری بدون تعامل خیلی معنادار نیست. و بسیاری از صاحب نظران در مورد فضای شهری همچون «راب کلییر» نیز با این موضوع تاکید خاصی دارد. بعد اجتماعی به دو صورت مطرح می شود: ۱- بعد روانی: که از این بعد، در فضای شهری دارای ویژگیهایی می باشد که در ذهن شهروندان خاطره جمعی ایجاد کند. در واقع یک فضای شهری باید مجموعه ای از اتفاقات جمعی برای شهروندان باشد. ۲- بعد عمومیت: یک فضای شهری بایستی عمومی باشد و محدودیتی برای استفاده از آن برای تمام مردم وجود نداشته باشد (طهماسبی، ۱۳۹۱: ۵۱-۵۰). ۲-۳-۶-۲ انواع فضای شهری فضاهای موجود در شهر را به لحاظ نحوه ی استفاده از آنها به سه دسته کلی تقسم بندی نمود: ۲-۳-۶-۲-۱ فضای خصوصی (Private space) آن بخش از فضاهای شهر که به صورت خصوصی توسط اشخاص تحت تصرف یا تملک قرار گرفته و مورد استفاده قرار می گیرد. فضاهایی چون: خانه های مسکونی، حیاط ها و باغ های خصوصی ۲-۳-۶-۲-۲ فضایی نیمه خصوصی/ نیمه عمومی (Space semi-private / semi-public) آن دسته از فضاهای موجود در شهر که به علت محدودیت در هدف و کاربری آن توسط گروهی خاص از افراد استفاده قرار می گیرد. فضاهایی چون محوطه های مجتمع های مسکونی ۲-۳-۶-۲-۳ فضای عمومی (Puplic Space) فضاهای عمومی عنصر ضروری برای زندگی اجتماعی هستند، و حرکت در فضاهای شهری را ممکن می کند، از تبادل اطلاعات و آگاهی حمایت می کند، اجتماع پذیری را آسان می کند و کیفیت محیط شهری را غنی می سازند و کمک شایانی به زندگی سیاسی و فرهنگی می کند. از ویژگی های اصلی فضاهای عمومی، دسترس پذیری و گستردگی است. عمومی بودن آن ها به وسیله دسترس پذیر بودن آن ها شکل می گیرد. از طریق مسئله دسترسی و قدرت که اعمال می شود برای کنترل دسترسی به مکان ها، فعالیت ها و اطلاعات ما مشاهده می کنیم که چگونه جنبه های فضایی- اجتماعی چالش ها و تغییرات عمده آن ها به یکدیگر متصل می شود. از منظر شهرسازی همه فضاهای عمومی و در دسترس عموم نظیر خیابان، بازار و غیره… از جمله فضاهای عمومی شهر تلقی می شوند، صرف نظر از آنکه در آن چه روی می دهد. اما از منظر اجتماعی تنها آن دسته از فضاهای شهری که کنش جمعی در آنها رخ می دهد یا اثرات اجتماعی قابل توجیهی دارند، از جمله استراحت و تمدید قوا، معاشرت و تعامل اجتماعی یا اطلاع رسانی در زمره فضاهای عمومی بالفعل تلقی می شوند به این اعتبار بسیاری از فضاهای شهری تنها به صورت بالقوه فضای عمومی محسوب می شوند (کلانتری، ۱۳۹۳: ۴۹-۴۸). ۲-۳-۶-۳ فضاهای اجتماعی (Social Spaces) اصطلاح «زندگی جمعی» را اولین بار مایکل بریل [۸] و لین لافت[۹] در بیان تعریف فضایی از روابط اجتماعی ارائه دادند. آنان روابط اجتماعی در فضا را به سه صورت تقسیم کرده اند. اولین عنوان از قسمتهای روابط متقابل اجتماعی زندگی عمومی است که به معاشرت پذیریی با غریبه هایی که بیشتر از حد تصورند اطلاق می شود. این نوع از روابط زندگی عمومی، نوعا” در مکانهای عمومی مانند: میادین، پارکها و خیابانها صورت می گیرد. اگرچه ممکن است در مکانهایی با مالکیت خصوصی مانند رستورانها، باشگاهها فضاهای این چنینی نیز برقرار شود. دومین سطح از این روابط زندگی جمعی است که به عنوان زندگی محلی نیز در نظر گرفته می شود. این نوع ارتباطات، روابط متقابل میان مردمی است که تا حدودی همدیگر را می شناسند؛ مانند آشنایان، مشتریان در یک مغازه و غیره … که این روابط معمولا” در همسایگیها یا در مکانهای نیمه عمومی یا نیمه خصوصی مانند کافی شاپهای محلی یا زمین بازی محله هم به چشم می خورد. سومین نوع از ارتباطات متقابل اجتماعی، زندگی شخصی است. ما این رابطه را با اعضای خانواده و دوستان نزدیک داریم. آنهایی که با ما رابطه ای صمیمی دارند و ما نیز با آنها رابطه نزدیک داریم، این قسمت از ارتباطات اجتماعی عموما” در قلمروهای خصوصی خانه ها بروز می یابد (رامیار، ۱۳۹۰: ۴۷- ۴۶). اهمیت و تحلیل لوفور در رابطه با فضای اجتماعی، در درک «فضا نه به عنوان یک سوژه» (امری ذهنی) و نه به مثابه یک «ابژه» (امر عینی)، بلکه به مثابه واقعیت اجتماعی روابط و صورت هایی است که شامل امکان ها و نیروهایی برای کنش های متقابل اجتماعی می شود. به طوری که «هر فضایی، مستلزم، متضمن و مشتمل بر مناسبات اجتماعی است و این بدان معناست که فضا یک چیز یا شیء نیست، بلکه بلعکس مجموعه ای از روابط میان اشیاء است» (Lefebvre, 1991: 82- 83). در بررسی های زیمبل درباره «جنبه های فضا» که وی آنها را برای درک صورت های کنش متقابل و اجتماع مهم می دانست، کاملا” روشن است که درک او از اهمیت فضا در جایگاه وی به عنوان یک فیلسوف و جامعه شناس مدرنیته، تاثیرگذار بوده است. تحلیل زیمبل از بعد فضایی صورت های اجتماع، یک عامل مهم در تحلیل های مختلف درباره «موجودیت خاص انتزاعی» به شمار می آید که از نظر وی، همان زندگی روزمره است (ژیلنیتس، ۱۳۹۳: ۵۶). فضاهای زندگی اجتماعی محصولاتی اجتماعی اند. البته، این بیانیه ای ریاکارانه از حقیقتی بدیهی است، که ما را خاطر نشان می سازد که آثار عمل اجتماعی- شهرها، خیابان ها، ساختمان ها می توانند چقدر سخت، مشخص و عینی باشند. بحث لوفور خاطر نشان می کند که این فضاهای عملی چگونه از طریق عمل اندیشه، تحت الشعاع قرار می گیرند؛ اعلام می کند که فرم های شهری نه فقط جدا از مواد و اشیاء بلکه جدا از نیت ها، زبان و نمادها ساخته نمی شود. می توان یک ساختمان را به نسبت ساده پایین کشید. اما نابود کردن فضایی که با حافظه، تجربه یا تخیل ترکیب شده بسیار دشوارتر است. در قالب یک حس اجتماعی، فضایی خالی وجود ندارد، فضا همواره هست و فقط به عنوان مجموعه ای از ارتباطات و جدایی ها بودن و نبودن ها، تولید می شود (تانکیس، ۱۳۹۰: ۵). ۲-۳-۷ ناپایداری اجتماعی (Social Unsustainability) فرد، خانواده و جامعه یک مثلث را تشکیل می دهند که اختلالات رفتاری در هریک از آنها، سبب ایجاد آسیبهای بسیاری می گردد. دروغ گفتن، ستیز و درگیری، عدم احساس مسئولیت، انحراف اخلاقی، عدم دلبستگی و سرسپردگی اعضای خانواده نسبت به هم و بالاخره اعتیاد را می توان از عوامل خشونت زا در بستر خانواده دانست (ستوده، ۱۳۸۷: ۵۴). بررسی موضوع پایداری اجتماعی و دلایل افزایش و کاهش آن از حیث نظری از سیر تاریخی و اجتماعی در میان آثار فلاسفه یونانی و مورخین مسلمانان، ابن خلدون برای نخستین بار به وجهی عالمانه موضوع حیات اجتماعی را مورد کنکاش قرار داده است. وی در تبیین واقعیت های جاری در حیات مناطق شهری و تخریب فرهنگ انسانی و جایگزین شدن الگوهای خاصی از منفعت طلبی و فرد گرایی و کاهش حمایت مشترک نسبت به همدیگر دلایلی چون: ماهیت زندگی مدنی، فزونی جمعیت و رویارویی متعدد شهروندان، رشد فرهنگ رفاه و تن آسایی و رواج فرهنگ خود خواهانه برخاسته از فرهنگ شکوه و جلال شهری را ذکر می کند. نگاه مکتب شیکاگو به مناطق شهری که از آن به عنوان محیط شناسی شهری نیز یاد می کنند و نگاهی انتقادی و بحث برانگیز است. این دیدگاه با قیاس اندام وارگی، شهر و پیرامون آن را همچون پهنه ای جغرافیایی در نظر می گیرد که در آن جریان های اکولوژیکی همچون جامعه گیاهی و حیوانی رخ می دهند. انگیزه های اصلی اجتماعی توجیه کننده این مکتب رشد سرسام آور جمعیت شهری، ورود مهاجرین، ناهمگنی جمعیت، جداگزینی اجتماعی و در کل مشکلات روز افزون اجتماعی است. در مجموع علل نظری ناپایداری اجتماعی در جوامع شهری که در دیدگاه دهای کلاسیک و معاصر بدان اشاره شده است را می توان در جدول زیر نشان داد (سرور و امینی، ۱۳۹۲: ۴۰-۳۹). جدول شماره ۲-۵: علل نظری ناپایداری اجتماعی در جوامع شهری
علل نظری ناپایداری اجتماعی
فرهنگی و تربیتی
بستر فرهنگی منطقه ای، خرده فرهنگ ها، فرهنگ خانواده
فردی
سن، جنس، تحصیلات، عقاید، تیپ های شخصیتی، ویژگی های جسمی، ذهنی و روانی
اقتصادی
درآمد سرانه، شغل، خط فقر، هزینه ها، نرخ بیکاری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پیوست شماره۱: ترسیم ناحیه گسیختگی در محیط الاستیک توسط روش اجزای محدود………………………..۱۱۰ پیوست شماره۲: ترسیم ناحیه گسیختگی در محیط الاستیک توسط روابط تحلیلی……………………………….۱۱۷ پیوست شماره ۳: آنالیز ناحیه گسیختگی در محیط الاستو پلاستیک………………………………………………………..۱۱۸ فهرست جدولها عنوان و شماره صفحه شکل شماره۱: مدل تحلیل شده توسط مرجع……………………………………………………………………………………………………….۲۸ جدول شماره۲: معیارهای دو بعدی تجربی سنگ………………………………………………………………………………………………….۳۵ جدول شماره۳: مقادیر ضرایب A وB با توجه به نوع سنگ………………………………………………………………………………….۳۶ جدول شماره۴: مقادیر تجربی m با توجه به نوع سنگ…………………………………………………………………………………………۳۸ جدول شماره۵: مقادیر داده های آزمایش سه محوری…………………………………………………………………………………………….۴۳ جدول شماره۶: نتایج رگرسیون و تعیین ضرایب معیار بنیاوسکی برای نمونهLimston……………………………………..45
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
جدول شماره۷: نتایج رگرسیون و تعیین ضرایب معیار هوک-براون برای نمونهLimston………………………………….47 جدول شماره۸: نتایج رگرسیون و تعیین ضرایب معیار بنیاوسکی برای نمونهSandston………………………………….49 جدول شماره۳-۸: نتایج رگرسیون و تعیین ضرایب معیار هوک-براون برای نمونهSandston………………………….51 جدول شماره۱۰: مقادیر توابع وزنی و نقاط گوسین برای تقریبهای درجه ا تا۴…………………………………………………۶۷ جدول شماره۱۱: محاسبهی شیبهای قطعات منحنی تنش کرنش نمونه سنگ ۱……………………………………………..۹۹ جدول شماره۱۲: محاسبه شیبهای قطعات منحنی تنش کرنش نمونه سنگهای ۲و۱……………………………………..۱۰۴
فهرست شکلها عنوان و شماره صفحه شکل شماره۱: مدل تحلیل شده توسط مرجع]۷[……………………………………………………………………………………………………۴ شکل شماره۲: مدل تحلیل شده توسط مرجع]۲۴[………………………………………………………………………………………………….۵ شکل شماره۳: روشهای اساسی تحلیل مکانیک سنگ توسط مرجع]۷[………………………………………………………………..۹ شکل شماره۴: نحوه مشبندی روش تفاضل محدود…………………………………………………………………………………………..۱۱ شکل شماره۵: طرحی از مدل تفاضل محدود ۵ نقطهای……………………………………………………………………………………….۱۱ شکل شماره۶: نمودار تنش کرنش جسم سخت، جسم چکشخوار……………………………………………………………………….۲۱ شکل شماره۷: انواع مدلهای رفتاری سنگ…………………………………………………………………………………………………………..۲۲ شکل شماره۸: نحوه توزیع تنش در عمق تودههای سنگی…………………………………………………………………………………۲۴ شکل شماره۹: نمودار تنش در برابر عمق تودههای سنگی…………………………………………………………………………………….۲۵ شکل شماره۱۰: تغییرات تنش قائم در محیطهای لایهبندی شده………………………………………………………………………..۲۵ شکل شماره۱۱: تغییرات ضریب تنش در برابر تغییر سربار……………………………………………………………………………………۲۶ شکل شماره:۱۲مولفههای تنش در اطراف محیط دایرهای در محیط الاستیک……………………………………………………۲۸ شکل شماره۱۳: تغییرات تنش مماسی در دیواره تونل در محیط الاستیک………………………………………………………….۲۹ شکل شماره۱۴: حفره بیضی شکل زاویهدار نسبت به تنشهای افقی و قائم،موازی تنشهای اصلی……………………۳۰ شکل شماره۱۵: رگرسیون تحت معیار بنیاوسکی برای نمونه Limston……………………………………………………………..46 شکل شماره۱۶: رگرسیون تحت معیار هوک-براون برای نمونه Limston………………………………………………………….48 شکل شماره۱۷: رگرسیون تحت معیار بنیاوسکی برای نمونه Sandston………………………………………………………….50 شکل شماره۱۸: رگرسیون تحت معیار هوک-براون برای نمونه Sandston……………………………………………………….52 شکل شماره۱۹: رگرسیون تحت معیار هوک-براون برای نمونه Sandston……………………………………………………….56 شکل شماره۲۰: المان مثلثی سه نقطهای،۶ نقطهای،۱۰نقطهای……………………………………………………………………………۵۷ شکل شماره۲۱: المان مثلثی ۳ نقطهای………………………………………………………………………………………………۵۷ شکل شماره۲۲: المان مستطیلی ۴ نقطهای……………………………………………………………………………………………………………۶۰ شکل شماره۲۳: درجات آزادی المان مستطیلی ۴ نقطهای……………………………………………………………………………………۶۱ شکل شماره۲۴: حوضهای به شکل ربع دایره………………………………………………………………………………………………………….۶۲ شکل شماره۲۵: مشبندی حوضه توسط المان مثلثی ۳ نقطهای………………………………………………………………………….۶۳ شکل شماره۲۶: مشبندی حوضه توسط المان مستطیلی ۴ نقطهای…………………………………………………………………….۶۳ شکل شماره۲۷: مشبندی حوضه توسط المان ایزوپارامتریک ۴ نقطهای……………………………………………………………..۶۴ شکل شماره۲۸: نمونه ای از المان ایزوپارامتریک ۴ نقطهای در مختصات واقعی و تبدیل شده…………………………….۶۴
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵-۳- سینماتیک: سه دستگاه مختصات کارتزین در شکل (۹-۳) در نظر گرفته ایم. دستگاه مختصات در روی مرکز خطوط قرار گرفته است که با سرعت V نسبت به مرجع لخت حرکت می کند. دستگاه مختصات یک دستگاه مختصات میانی را تشکیل می دهد که چرخ حول محوررا با زاویه نشان می دهد. دستگاه مختصات دستگاه مختصات واقع بر مرکز جرم چرخ و محور را نشان می دهد. علاوه بر این ما دو دستگاه مختصات دیگر واقع بر محل آنی تماس به ترتیب برای چرخ سمت راست و چپ در نظر می گیریم که در شکل (۱۰-۳) نشان داده شده است. این دستگاه های مختصات استفاده می شوند تا جهت نیروهای تماس چرخ و ریل را نشان دهند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شکل ۹-۳- دستگاه های مختصات استفاده شده برای استخراج معادلات معادلات انتقالی ما بین این دستگاه ها بصورت زیر هستند:
(۱۵-۳)
که برای مقادیر کوچک معادله ۱۵-۳ می تواند شکل زیر در آید:
(۱۶-۳)
در معادلات این فصل,, همان و,, همان و ,, همان هستند. در شکل بعدی زوایای تماس راست و چپ نقاط تماس را نشان می دهند و به ترتیب شعاعهای غلتش چرخهای سمت راست و چپ را نشان می دهند. معادلات انتقالی از دستگاه نقاط تماس به دستگاه مختصات واقع بر مرکز جرم چرخ و محور به صورت زیر است: شکل ۱۰-۳- معرف پارامترهای تماس چرخ وریل شکل ۱۱- ۳- بردارهای مورد استفاده درنقاط تماس چرخ وریل (۱۶-۳) (۱۷-۳) ۶-۳- درجات آزادی و قیود: درجات آزادی ای که در استخراج معادلات استفاده می شوند عبارتند از: x: جابجایی مرکز جرم محور در راستای طولی y: جابجایی مرکز جرم محور در راستای عرضی z: جابجایی مرکز جرم محور در راستای قائم : دوران رول حول محور : دوران یا و حول محور : اغتشاش دورانی از جابجایی دورانی حول محور که چرخ حول آن با سرعت اسمی که مقدار آن برابر است با که در این معادله شعاع اسمی چرخ است.
در اینجا اینگونه فرض می شود که چرخ از ریل بلند نمی شود و همواره با ریل در تماس است. با این فرضیات حرکت چرخ و محور در راستای قائم و در راستای رول به حرکت در راستای عرضی و یا و وابسته می شود. علاوه بر این فرض می شود که وابستگی حرکت در راستای قائم و در راستای رول به حرکت یا و از درجه دوم باشد وبا صرف نظر کردن از این وابستگی می توان این دو حرکت را تنها تابعی از حرکت عرضی در نظر گرفت. پس بنابراین می توان دو معادله ای را که حرکت در راستای قائم و رول را مقید می سازند بصورت زیر نشان داد:
(۱۸-۳)
,, ,,
در معادلات بالا نقطه نشان دهنده مشتق نسبت به زمان است یعنی و علامت پریم نشان دهنده مشتق نسبت به حرکت در راستای عرضی است یعنی . ۷-۳- معادلات عمومی حرکت چرخ و ریل: معادلات حرکت چرخ و ریل را بر مبنای دستگاه مختصات که به حالت تعادل محور ارجاع دارد می نویسیم. انتقال بین این دستگاه تعادلی و دستگاه متصل به جسم با بهره گرفتن از معادله ۳-۳ صورت می گیرد. سرعت زاویه ای چرخ و محوربصورت زیر است: (۱۹- ۳) با بهره گرفتن از معادله ۱۵-۳، دستگاه مختصات متصل به جسم بصورت زیر است: (۲۰- ۳) مومنتم زاویه ای در دستگاه مختصات متصل به جسم برابر است با: (۲۱-۳)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ه- کاهش ورودی و افزایش خروجی(مهرگان،۱۳۸۷: ۴۶-۴۳) ۲-۱۴-۳ تعریف کارایی اقتصادی کارایی اقتصادی عبارتست از نسبت میزان محصول قابل استفاده به نسبت میزان منابع تولیدی که برای تولید ان محصول بکار رفته است. قابل استفاده بودن محصول و یا ارزش آن در جامعه به وسیله پول تعیین می گردد .به همین طریق قابل استفاده بودن و یا ارزش منابع تولیدی نیز بر حسب پول سنجیده می شود.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
تلاش برای تحصیل سود انگیزه فعالیت های تولیدی موثر در جامعه به شمار می رود. هر قدر یک موسسه تولیدی کارایی بیشترین داشته باشد، سود آن موسسه نیز بیشتر خواهد بود. به عبارت دیگر کارایی هر روش تولیدی بر حسب ارزش محصول بدست آمده در ازاء ارزش هر واحد از منابع تولید به کار رفته اندازه گیری می شود. هر قدر ارزش پولی محصول بدست آمده در ازاء یک واحد پول از منبع تولید ( یعنی در ازاء یک تومان منبع تولیدی ) بیشتر باشد کارایی اقتصادی نیز بیشتر خواهد بود. این مطلب را به صورت معکوس نیز می توان بیان کرد , بدین ترتیب که هر قدر میزان منابع تولیدی به کار رفته به مقداری برابر با آنچه که بتوان با یک واحد پول خریداری نمود کمتر باشد , کارایی اقتصادی بیشتر خواهد بود. برای اندازه گیری کارایی اقتصادی باید برای کالاها و خدمات ارزشی تعیین نمود. هم چنین باید برای منابع تولید مختلف و نیز برای یک نوع منبع تولیدی که در چند مورد به کار می رود نیز ارزش هایی قائل شد. منابع تولیدی بر حسب اهمیت آنها در تولید کالاها بر حسب اهمیت آنها در تولید کالاها و خدمات ارزش بندی می گردد. کارایی اقتصادی در یک موسسه تولیدی متضمن حل دو مساله است. یکی انتخاب ترکیب مناسبی از منابع تولید و دیگری انتخاب روش و طریقه تولید می باشد. انتخاب روش تولید بستگی به قیمت نسبی منابع تولیدی و میزان کالاها و خدماتی که قرار است تولید شوند دارد.هدف هر موسسه تولیدی، تولید کالا و خدمات بار ارزانترین طریق ممکن است. بدین معنا که اگر کارگر ، گران ولی سرمایه ارزان است ، موسسه تولیدی روشی را برای تولید کالا ها و خدمات به کار خواهد برد که در آن سرمایه زیادتر و کارگر کم تر به کار می رود. روشی که به عنوان با صرفه ترین روش تولید به کار می رود بستگی به میزان تولید نیز دارد.مثلاً برای تولید انبوه، ماشین های مدرن و لوازم پیشرفته مورد نیاز است. در صورتی که استفاده از ماشین و لوازم مجهز برای تولید کم به هیچ وجه مقرون به صرفه نیست و کارایی لازم را نخواهد داشت. ۲-۱۴-۴ کارایی فنی و تخصیصی فارل[۶۹]کارایی اقتصادی موسسات را شامل دو جز کارایی فنی و کارایی تخصیصی (یا کارایی قیمت) می داند. کارایی فنی منعکس کننده توانایی یک بنگاه در بدست آوردن حداکثر خروجی از ورودی های به کار گرفته شده ، می باشد. اما کارایی تخصیصی منعکس کننده توانیی یک بنگاه برای استفاده از ورودی ها در نسبت بهینه با توجه به قیمت و تکنولوژی تولید است. ترکیب این دو کارایی اقتصادی را تشکیل می دهد. برای درک بهتر کارایی فنی و تخصیصی منحنی تولید یکسان SS’ را در شکل زیر در نظر بگیرید. شکل۲-۷: کارایی فنی و تخصیصی در اندازه گیری کارایی فارل از دیدگاه ((ورودی محور )) استفاده می کند که این در واقع همان حداقل کردن هزینه ها X1 با توجه به مقدار مشخصی از محصول است. در عمل تابع تولید مرزی نامشخص بوده اما با بهره گرفتن از اطلاعات مربوط به بنگاه امکان تخمین ان وجود دارد. علت نیاز به تابع تولید مرزی آن است که اندازه گیری کارایی به طور نسبی انجام شده و باید بنگاه تحت بررسی با یک بنگاه مرجع مقایسه شود. فرض کنید تابع تولید یکسان SS’ کاملا کاراست و لذا هر بنگاهی مانند Q که روی تابع تولید یکسان SS’ قرار گیرد و به لحاظ فنی کاراست. بنگاهی مانند P که دور از تابع یکسان قرار دارد به اندازه () از لحاظ فنی ناکاراست .زیرا بنگاه P می تواند به اندازه فاصله PQ از داده هایش کمتر استفاده کند و همان محصول را تولید کند. میزان کارایی فنی به صورت زیر محاسبه می شود. TEi= : کارایی فنی بنگاه P میزان کارایی فنی بین صفر و یک است و این شاخص می تواند ناکارایی بنگاه را بیان کند. بنگاه Q که روی تابع تولید یکسان قرار دارد به لحاظ فنی کاملاً کاراست اگر فرض کنیم نسبت ورودی ها به وسیله خط هزینه نشان داده شود. کارایی تخصیص به صورت زیر محاسبه می شود . AEi= : کارایی تخصیصی بنگاه P اما بنگاه Q اگر چه به لحاظ کارایی فنی روی منحنی مقادیر تولید یکسان قراردارد و کارا تلقی می شود. اما به لحاظ تخصیصی ناکاراست و به اندازه فاصله RQ نا کارایی تخصیصی دارد. زیرا بنگاه Q همان محصول را می تواند به جای قرار گرفتن روی خط BB’ با واقع شدن روی خط هزینه AA’ ارائه نماید و از نظر تخصیصی کارا عمل کند.لذا بنگاه برای تحقق این هدف باید از نقطه Q به سمت نقطه Q’ حرکت کند حال کارایی کل اقصاد به صورت زیر تعریف می شود : = EEi=TEi × AEi = بنابراین کارایی کل اقتصاد از حاصلضرب کارایی فنی در کارایی تخصیصی بدست می آید(همان منبع: ۲۶- ۲۸) برای تخمین کارایی از دو روش پارامتریک و ناپارامتریک استفاده می گردد. فارل در سال ۱۹۵۷ برای اولین بار جهت تخمین کارایی، روش ناپارامتریک را مطرح نمود. او به جای تخمین تابع تولید ، مقدار ورودی ها و خروجی های واحدها را مشاهده و مرزی برای این واحدها در نظر گرفت و این مرز را که مرز کارا نام دارد و املاک ارزیابی کارایی قرارداد(نورمن واستوکر۱۹۹۱). تحلیل پوششی داده ها روشی ناپارامتریک است. اگر یک واحد تصمیم گیری دارای یک ورودی و یک خروجی باشد در این صورت نسبت خروجی به ورودی ، به عنوان کارایی آن واحد معرفی می شود. از جمله محاسن روش های ناپارامتریک آن است که این روش ها شکل مشخصی برای ابع تولید در نظر نمی گیرد و مستقیماً با داده های مشاهده شده کار می کنند (بارگس[۷۰]،۱۹۹۶ ). ۲-۱۵ تحلیل پوششی داده ها (DEA): روشی مبتنی بر برنامه ریزی خطی است که بر اساس آن مدیر می تواند با بهره گرفتن از بهترین واحد تصمیم گیری( DMV) برای سایر واحدها الگوگیری نماید.تحلیل پوششی داده ها از جمله روش هایی است که علاوه بر سنجش و ارزیابی کارایی و عملکرد ، شیوه های بهبود آن را نیز به طور تفکیک با بهره گرفتن از نسبت ستاده به داده برای هر سطح جداگانه پیشنهاد و نحوه افزایش بهره وری را در تمام سطوح ارائه می دهد(ویات[۷۱]،۱۹۹۴). امروزه تحقیقات گسترده ای در زمینه سنجش کارایی سازمان ها صورت می پذیرد و روش های مختلفی برای تخمیــــن و اندازه گیری کارایی سازمان ها بکار می برند که می توان آنها را به دو دسته تقسیم کرد که عبارتند از پارامتری و ناپارامتری یکی از این روش ها تکنیک DAE که روش ناپارامتری و از نوع برنامه ریزی خطی است این تکنیک یک مدل ریاضـــی کارا در قلمرو تحقیق در عملیات برای ارزیابی کارایی سازمانهای همگن است ۰ جالرز ، کوپر ، رودز مدلی را ارائه کردنـد که توانایی اندازه گیری کارایی ، چندین ورودی و چندین خروجی را داشت که تحت عنوان مدل نسبت CCR نام گرفت. در این مدل در صورتیکه هدف بررسی کارایی N واحد که هر کدام دارای M ورودی و M خروجی است مد نظر باشـــد کارایی واحد J ام ( …….. ۳ و ۲ و ۱ = j ) بوسیله رابطه (۱) محاسبه میگردد. که در آن Xij میزان ورودی i ام برای واحد j ام ( m ………., 2, 1 = j ) و yrj : میزان خروجیr ام برای واحـــد j ام ( s , …….2,3, , 1 = r ) است ۰ برای ساختن مدل، فرض می شود N واحد موجود است و هدف نیز ارزیابیــــی کارایی واحد تحت بررسی ( واحد تصمیم گیرنده DMU است که ورودی ها x1,x2,x3,…..xm برای تولیـــد خروجی ها y1,y2,y3,……ys مصرف می کند ۰ چنانچه وزن خروجی ها ( قیمت خروجی ها ) بـــــــــــا u1,u2,u3,……..us و وزن ورودی ها ( هزینه خرید ورودی ها ) با v1,v2,v3,…..vm در نظر گرفته شــود آنگاه این روش را برای سایر واحدها به ترتیب رابطه (۲)انجام میشود: Max y= کارایی تمام واحدها) رابطه(۲) ۱ ≥(کارایی تمام واحد ها ) St: متغیرهای مساله فوق، وزنها بوده وجواب مساله مناسب ترین ومساعد ترین مقادیررابرای وزن های واحد صفر ارائه وکارایی آن را اندازه گیری میکندکه مدل ریاضی آن به صورت رابطه(۳)می باشد. Max z0= ۱ ≥ St: Ur,vi≥۰ برای هرواحد( j=0,1,2,3,…………,n) لازم به توضیح است درمحدودیت هابه جای عدد یک هر عدددلخواه دیگری مانند kمیتوان قرارداددراین صورت کارایی واحدها نسبت به سطح آن سنجیده می شود. ۲-۱۶ استراتژیهای اولویتبندی ممکن است برای خواننده این سؤال مطرح شود که اگر در یک مسالهی واقعی، از روشهای مختلف تصمیمگیری چند شاخصه استفاده شود و این روشها، رتبهبندی واحدی برای آن مساله ارائه نکنند، تکلیف چیست و کدام گزینه را باید انتخاب کرد؟ چنین وضعیتی قابل پیشبینی است. تصمیمگیرندگان برای تصمیمگیری در مسایل بسیار مهم، خود را محدود به یک روش نمیکنند امکان دارد با بهره گرفتن از روشهای مختلف، به نتایج متفاوتی دست یابند. برای تفوق بر این وضعیت، روشهای مختلفی مطرح شده که به «روشهای ادغام»[۷۲] معروفند. این روشها عبارتند از روش میانگین رتبهها، روش بُردا[۷۳] و روش کُپلند[۷۴]. ۲-۱۶-۱ روش میانگین رتبهها این روش، گزینهها را براساس میانگین رتبههای به دست آمده از روشهای مختلف MADM، اولویتبندی میکنند. این موضوع، در مثال ۱۴-۱ نشان داده شده است.مثال ۱۴-۱ فرض کنید چهار روش رتبهبندی SAW، TOPSIS، ELECTRE و AHP را برای مسالهای استفاده کرده، میانگین رتبهی هر گزینه را حساب نموده و نتایجی به شرح جدول ۲-۱ گرفتهایم. جدول ۲-۱رتبهبندی گزینهها با چهار روش مختلف
میانگین رتبه
روشهای MADM
گزینه
AHP
ELECTRE
TOPSIS
SAW
۲
۴
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- Staning solution (100 ml)
۰.۱g Silver nitrate ۲۹µl 35% Formaldehide
Stopping solution
-
- Sodium EDTA
۱۰- تهیه ی محلول شستشو(WP) و ترکیب آنزیمی برای جداسازی پروتوپلاست سیب زمینی
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
هر دوی محلول شستشو و ترکیب آنزیمی با بهره گرفتن از Washing protoplast ساخته می شود.
Washing Protoplast: برای ساخت WP از استوک های ۱، ۲ و ۳ محیط کشت MS استفاده می شود. ۱۰۰ میلی لیتر از استوک ۱ و ۱۰ میلی لیتر از استوک های ۲ و ۳ با کمک آب مقطر به حجم ۱ لیتر رسانده شد.
Washing Solution : ۵/۷ گرم مانیتول در ۱۰۰ میلی لیتر WP حل شد ( pH=5.6 (. Enzyme Combination : ۷/۰ گرم سلولاز R-10، ۵۱/۰ گرم ماسرووزایم R-10 و ۵/۷ گرم مانیتول برداشته و در ۱۰۰ میلی لیتر WP حل شد (pH=5.6) . منابع و مآخذ احسانپور، ع. ا. و امینی، ف. ۱۳۸۲. کشت سلول و بافت گیاهی. چاپ ۲، انتشارات جهاد دانشگاهی اصفهان. ۱۸۱ صفحه.
احسانپور، ع. ا. و حسنزاده، م. ۱۳۷۹. تأثیر تیوسولفات نقره بر رشد و نمو گیاه سیبزمینی در شرایط کشت در شیشه. مجله علوم پایه. ۱۳، ۴۳-۳۷. شجاعی، ب. ۱۳۸۷. انتخاب لاین سلولی متحمل به شوری در کالوس گیاه سیبزمینی(Solanum tuberosum L.) رقم وایت دزیره با بهره گرفتن از تابش پرتو گاما. پایان نامه کارشناسی ارشد، گروه زیست شناسی، دانشگاه اصفهان. کاکس، م. م. و نلسون، د. ل. ۱۲۸۲. اصول بیوشیمی لنینجر. جاپ دوم، انتشارات آییژ تهران. ۱۳۷۲ صفحه. تایز، ل. و زایگر، ا. ۱۳۸۴. (ترجمه کافی، م.، زند، ا.، کامکار، ب.، شریفی، ح. ر. و گلدانی، م.). جلد دوم. انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد. ۳۷۹صفحه. Abeles, F. B. 1973. Ethylene in plant biology. Academic Press, New York. Adkins, S. W. and Magdalita, P. 1994. The plant gaseus envelope effect of ethylene on culture performance in Abstracts of VIIIth International Cogress of Plant Tissue and Cell Culture. Italy, Firenze, p.213. Ahmad, P., Sarwat, M. and Sharma. 2008. Reactive oxygen species, antioxidants and signaling in plants. Plant Biology. 51, 167-173. Ahamed, M., Karns, M., Goodson, M., Rowe, J., Schlager, J. and Yiling, H. 2008. DNA damage response to different surface chemistry of silver nanoparticles in mammalian cells. Toxicology and Applied Pharmacology. 233: 404–۴۱۰. Aidid, S. B. and Okamato, H. 1992. Effects of lead, cadmium and zinc on the electric membrane potential at the xylem/symplast interface and cell elongation of Impatiens balsamina. Environmental and Experimental Botany. 32, 439-448. Alcantara, F., Romera, F. J., Canete, M.. and De La Guardia, M. D. 1994. Effects of heavy metals on both induction and function of root Fe(III) reductase in Fe-deficient cucumber(Cucumis sativus L.). Journal Experimental of Botany. 45, 1893-1898. Aitken, R.J., Hankin, S. M., Ross, B., Tran, C. L., Stone, V., Fernandes, T. F., Donaldson, K., Duffin, R., Chaudhry,Q., Wilkins, T. A., Wilkins, A., Levy, L. S., RocksS. A. and Maynard. A. 2009. Emergnano: A review of completed and near completed environment, health and safety research on nanomaterials and nanotechnology. IOM: 198 pages. Al-Rumaih, M. M., Rushdy, S. S. and Warsy, A. S. 2001. Effect of cadmium on seed germination and growth characteristics of cowpea(Vigna unguiculata L.) plants in the presence and absence of gibberellic acid. Saudi Journal Biology Science. 8: 41-50. Alivisatos, A. P. 1996. pPerspective on the physical chemistry of semi conductor nano crystals. Physical Chemistry. 100, 13226-13239. Apelbaum, A., Goldlust, A. and Icekson, I. 1985. Control by ethylene of arginine decarboxylase activity in pea seedlings and its implication for hormonal regulation of plant growth. Plant Physiology. 79. 635-640. Arigita, L., Sánchez Tamés, R. and González, A. 2003. 1-Methylcyclopropene and ethylene as regulators of in vitro organogenesis in kiwi explants. Plant Growth Regulation. ۴۰, ۵۹-۶۴. Arnon, D. I. 1949. Copper enzymes in isolated chlorophlasts and polyphenol oxidase in Beta vulgaris. Plant Physiology. 24, 1-15. Auffan, M., Rose, J., Wiesner, M. R. and Bottero, J. 2009. Chemical stability of metallic nanoparticles: Aparameter controlling their potential cellular toxicity in vitro. 157: 1127-1133. Babu, N. G., Sarma, P. A., Attitalla, I. H. and Murthy, S. D. S. 2010. Effect of selected heavy metal ions on the photosynthetic electron transport and energy transfer in the thylakoid membrane of the cyanobacterium, Spirulina platensis. Academic Journal of Plant Sciences. 3: 46-49. Bajaj, Y. P. S. 1989. Plant protoplast and genetic engineering 1. Biotechnology in Agriculture and Forestry. 8:124-146. Bais, H. P. and Ravishankar, G. A. 2002. Role of polyamines in the ontogeny of plants and their biotechnological applications. Plant Cell Tissue and Organ Culture. 69. 1-34. Baker, A. J. M. 1987. Metal tolerance. New Phytologist. 106, 93-111. Beasley, C. A. and Eaks, I. L. 1979. Ethylene from alcohol lamps and natural gas burners: effects on cotton ovules cultured in vitro. In Vitro Cellular and Developmental Biology-Plant. 15, 263-269. Berrios, J., Illanes, A. and Aroca, G. 2004. Spectrophotometric method for determining gibberellic acid in fermentation broths. Biotechnology Letters. 26: 67-70. Beyer, E. M. 1976. A potent inhibitor of ethylene action in plants. Plant Physiology. 58, 268-271. Blaylock, M. J. and Huang, J. W. 1999. Phyto extraction of metals. In phytoremediation of Toxic Metals: using plants to clean up the Environ,ent, eds. Raskin, I. and Ensley, B. D. John Wiley and Sons Inc, New York. Beyer, E. M. 1979. Effect of Silver Ion, Carbon Dioxide, and Oxygen on Ethylene Action and Metabolism. Plant Physiology. 63, 169-173. Blokhina, O., Virolainen, E. and Fagerstedt, F. V. 2003. Antioxidants, oxidative damage and oxygen deprivation stress. Annals of Botany. 91, 179-194. Bohs, L. and Olmsteed, R. G. 1997. Phylogenetic relationship in Solanum(Solanaceae) based on ndhf sequences. Systematic Botany. 22, 5-17.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-تعهد سازمانی[۸۲] تعاریف زیادی از تعهد وجود دارد تعهد را میتوان نوعی الزام دانست که آزادی عمل را محدود میکند (فرهنگ لغت آکسفورد،۱۹۶۹). دلایل زیادی وجود دارد از این که چرا یک سازمان بایستی سطح تعهد سازمانی اعضایش را افزایش دهد(استیرز و پورتر،۱۹۹۲:۲۹۰) اولاً تعهد سازمانی یک مفهوم جدید بوده و به طور کلی با وابستگی و رضایت شغلی تفاوت دارد . برای مثال، پرستاران ممکن است کاری را که انجام می دهند دوست داشته باشند، ولی از بیمارستانی که در آن کار می کنند، ناراضی باشند که در آن صورت آن ها شغل های مشابه ای را در محیط های مشابه دیگر جستجو خواهند کرد یا بالعکس پیشخدمت های رستورانها ممکن است، احساس مثبتی از محیط کار خود داشته باشند، اما از انتظار کشیدن در سر میزها یا به طور کلی همان شغلشان متنفر باشند(گرینبرگ و بارون ،۲۰۰۰:۱۸۲). ثانیاً تحقیقات نشان داده است که تعهد سازمانی با پیامدها یی از قبیل رضایت شغلی(باتمن و استراسر،۱۹۸۴)، حضور(ماتیو و زاجیک ؛ ۱۹۹۰) رفتار سازمانی فرا اجتماعی (اریلی و چتمن، ۱۹۸۶) و عملکرد شغلی (می یر، آلن و اسمیت ،۱۹۹۳) رابطه مثبت و با تمایل به ترک شغل (مودی، پورتر و استیرز،۱۹۸۲) رابطه منفی دارد(شیان چنج و همکاران،۲۰۰۳:۳۱۳).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۱۱-۱-دو دیدگاه درباره تعهد سازمانی
-
- تعهد سازمانی در دنیای امروز چیز بی ربطی است : بعضی از نویسندگان جدید معتقدند که تعهد سازمانی موضوع بی ربطی است و نیازی به تحقیق و بررسی ندارد . باروچ[۸۳]یکی از این افراد است . به اعتقاد باروچ با توجه به روندهای اخیر در مورد کوچک سازی سازمان ها مثل فرایند مهندسی مجدد، ماهیت روابط کار در سه دهه اخیر به نحو چشم گیری تغییر کرده است به طوری که تعهد کارمند به سازمان موضوع بی ربطی شده است. او می گوید که اهمیت تعهد سازمانی به عنوان یک مفهوم عمده در مدیریت و رفتار سازمانی در حال کاهش است و این روند هم چنان ادامه دارد . اساس بحث باروچ این است که تعهدسازمانی برای کارکنان یک پیش شرط مهم است، اما مهم ترین نیست .سازمان ها با توجه به فعالیت های کوچک سازی در سال های اخیر نسبت به استخدام کارکنان با تعهد یکسان نسبت به سازمان یا ناتوان و یا بی میل بوده اند. حتی دراکر[۸۴]برجسته ترین نویسنده مدیریت نیز نسبت به شرکت هایی که می گویند، برای کارکنانشان ارزش قائلند، بدبین است چرا که آن ها خلاف آن را ثابت کرده اند. دراکر می گوید، همه سازمان ها هر روزه اذعان می کنند که کارکنان بزرگ ترین دارایی آن ها هستند، ولی با وجود این به آن چه که می گویند کمتر عمل می کنند چه رسد به آن که واقعاً معتقد به آن باشند. اکثر سازما ن ها معتقدند همان طور که تعهد سازمان به کارمند، کاهش یافته این انتظار وجود دارد که تعهد کارمند هم نسبت به سازمان کاهش یافته باشد.
به طور کلی نمی توان به منطق باروچ ایراد گرفت . تحقیقات نشان میدهند که حمایت سازمانی از کارمند با تعهد کارمند به سازمان به وضوح مرتبط است . هم چنین شواهد زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه بسیاری از سازمان ها کارکنانشان را بازخرید می کنند تا هزینه ها را کاهش دهند و از این طریق توانایی رقابت در بازارهای جهانی را به طور فزاینده ای افزایش دهند. مشوف[۸۵] (تخمین می زند که بالغ بر ۹۰% شرکت های بزرگ، کوچک شده اند. درباره تغییرات در محیط های کاری در روزنامه نیویورک تایمز تخمین زده شده است که ۴۳ میلیون شغل در آمریکا بین سال های ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۵ از بین رفته است. اکثر شغل هایی که در این دوره به وجود آمده اند از بین رفته اند.این رقم ترک شغل کارکنان را آشکار میکند و این بینظمی ممکن است، اثر منفی را بر تعهد سازمانی تشدید کند .هم چنین مشخص شده است که شرکت ها نه تنها در زمان ورشکستگی یا رکود کارکنانشان را بازخرید می کنند ، بلکه آن ها در زمان سودآوری و رونق نیز دست به این عمل می زنند. آن ها با انجام این کار علامت مثبتی را برای تحلیل های مالی ارائه و بنابراین،از این به عنوان حربه ای برای افزایش سهام داری در کو تاه مدت استفاده می کنند. برای مثال به گفته ریچهیلد[۸۶] شرکت زیراکس در دوران سودآوری، برنامه هایی را برای کاهش کارکنانش اعلام کرد به طوری که تعداد آن ها را به ۱۰ هزار کارمند در سال ۱۹۹۳ کاهش داد و این کار به افزایش ۷% سهام این شرکت در روز بعد منجر شد. تعجب آور خواهد بود اگر تعهد کارکنان به شرکت زیراکس درنتیجه چنین عملی کاهش نیابد . تعدادی از ادغام شرکت ها و به مالکیت درآوردن شرکتی توسط شرکت دیگر نیز توسط باروچ ذکر شده اندکه هم چنین تعهد سازمانی کارکنان را کاهش داد ه اند. همان طور که سازمان های بزرگ مالکیت سازمان های دیگر را به دست آورده یا دارایی های خود ر ا می فروشند آن چه که به طور فزاینده ای به شکل غالب ظاهر می شود موضوع کانون تعهد است . کاملاً به آسانی می توان دریافت که برای کارکنان در این شرایط درک این که چه چیزی و کدام سازمانشان است، مشکل است . در نتیجه ایجاد و شکل گیری تعهد در این شرایط برای آن ها مشکل خواهد بود . برای مثال آیا کارمندی که متعهد به شرکت مک دونل داگلاس[۸۷] است. می تواند به آسانی تعهدش را به شرکت بوئینگ منتقل کند.
-
- تعهد سازمانی واقعاً مهم است : چه طور می توان بحث باروچ را که معتقد است تعهد سازمانی یک مفهوم مدیریتی بی ربطی است را ارزیابی کرد . شواهدی وجود دارد که بسیاری از سازمان ها استراتژی های کوچک سازی و کاهش هزینه ها را دنبال می کنند. برای این شرکت ها ایجاد سطح بالایی از تعهد کارمند ظاهراً به عنوان یک استراتژی نه چندان مهم برای کسب موفقیت اقتصادی نسبت به شرکت هایی که به این استراتژی متوسل می شوند درک می شود. بنابراین، بر اساس تجربه واقعی مدیریت، ممکن است، صاحب نظری استدلال کند که تعهد کارمند چیز بی ربطی است، به خاطر این که سازمان های کمتری استراتژی هایی را برای افزایش تعهد کارک نان ادامه می دهند. در این دیدگاه باروچ ممکن است تاحدودی درست بگوید . با این حال، از طرف دیگر شواهدی دال بر این وجود دارد که سازمان ها درپی عملکرد بالا و استراتژی های منابع انسانی برای افزایش تعهد کارکنانشان هستند که می تواند سود اقتصادی بیشتری را برای آن ها فراهم کند. از این دیدگاه تعهد کارمند نه تنها بی ربط نیست، بلکه به عنوان یک مفهوم مدیریتی به خاطر این که می تواند به مزیت رقابتی و موفقیت مالی منجر شود، خیلی مهم است . درحقیقت تعهد از این دیدگاه ممکن است، به عنوان کلیدی برای مزیت رقابتی محسوب شود . در این دیدگاه تعهد کارمند به عنوان یک استراتژی رقابتی ، کاملاً برخلاف آن چه که باروچ می گوید، چیز بی ربطی نیست (مودی،۱۹۹۸ ؛۳۹۶).
سوال بسیار مهمی که این جا مطرح شده است که آیا معیار تعهد که به تعبیر بعضی اندیشمندان مدیریت آن را تقوی و فضیلت نامیده اند به خاطر برخی ملاحضات مدیریتی و فنی ، کنار رفته ، معیار تخصص و کارآمدی جایگزین آن شده است یا خیر؟ برای پاسخ به این سوال، ابتدا، تفکیکی میان تخصص و تعهد مطرح می گردد اما این تفکیک در ادامه پژوهش، قابل توجیه نیست . به این معنی که، به رغم تمایز آکادمیک میان این دو (که یکی ریشه درفلسفه اخلاق – بعد اخلاقی و دیگری ریشه در توسعه مدیریت بعد مدیریتی دارد ) درعمل، دو معیار فضلیت وکارآمدی، بسیار به یکدیگر مرتبط و نزدیک هستند. این نزدیکی و شباهت تئوریک میان دو معیار مذکور، درعمل، در دیدگاه و عملکرد جامعه مورد بررسی پژوهش (متصدیان نظارتی)، نمود یافته است. به لحاظ تاریخی، حکمرانی خوب مستلزم حکمرانانی خوب و به همراه شهروندانی خوب است . اما بوروکراسی دولت های مدرن ، تأکید بیشتری بر کارایی مدیریتی نسبت به تقوی و فضایل فردی دار د . به طور شهودی ، می توان میان این دو مفهوم تمایزاتی قائل شد ، این امتیازات در جدول (۱) خلاصه شده اند. جدول ۲-۲ مقایسه شهودی تعهد و کارآمدی(آلن لاوتن[۸۸] و میشائیل ماکیابلی ۲۰۰۶:۷۰۳)
تعهد ، تقوی ، فضیلت
کارآمدی ، شایستگی
ریشه در اخلاقیات و جهان بینی دارد.
ریشه در مهارت های کسب شده و کارایی فنی دارد.
حاکی از صفات و ویژگی های درونی ، نه ذاتی است هر چند که نمود بیرونی دارد.
به جای صفات و ویژگی ها ، حاکی از اعمال و عملکردهاست که نشان دهنده ظرفیت و توانایی فرد است.
این تمایز ، خود از لحاظ آکادمیک و علمی نیز در دو حوزه جداگانه دنبال می شود :یکی فلسفه اخ لاق و دیگری توسعه مدیری ت . البته این تمایز به معنای مانعه الجمع بودن این دو نیست . چه آ ن که ، مدیریت خدمات عمومی ، یکی از نقاط تلاقی این دو مفهوم است که از یک سو ، ناظر بر بعد مدیریتی و ارتقاء کارایی است و از سوی دیگر در معرض دیگران وعامه مردم قرار دارد ، عامه ای که از مدیران و مسئولان بخش عمومی ، انتظار رفتار و اعمال نیک را دارند . تحقیقات و پژوهشی بیشتر این امر را روشن می سازد که دو مفهوم فضیلت (تعهد)و شایستگی (تخصص)بیش از این به یکدیگر گره خورده اند، شایستگی در درون خود ، حاکی از یک سری از ارزش ها و فضائل است ، و درمقابل نیز ، فضیلت و تعهد هم مستلزم شایستگی است تا بتواند از مجرای اعمال نیک و فاضلانه در تحقق شایستگی مذکور ، توفیق داشته باشد. در این میان ، میتوان دو رویکرد را دنبال نمود: رویکردی که قائل به جدایی این دو مفهوم به طور کلی است و این دو را همانند سیب و پرتقال مقایسه می کند .رویکرد دوم ، این دو را با یکدیگر مرتبط دانسته و هم زیست یکدیگر میخواند ، بدین معنی که بسیاری از شایستگی های مدیریتی ، درون خود دارای یک سری از فضائل اخلاقی اند. ۲-۱۱-۳-انواع تعهد سازمانی در ادبیات تعهد سازمانی چند تعریف مسلط وجود دارد که شرح آن در زیر آمده است: الف. تعهد نگرشی یا اخلاقی[۸۹]: از همانند سازی و دلبستگی نسبتاً بالای فرد با یک سازمان خاص به دست می آید. این تعریف به طور مفهومی می تواند حداقل به وسیله سه عامل: اعتقاد قوی به پذیرش اهداف و ارزش های سازمان؛ تمایل به انجام تلاش های قابل ملاحظه برای سازمان؛ تمایاً به ادامه عضویت در سازمان ، مشخص می شود(مودی و همکاران[۹۰] ،۱۹۸۲) ب. تعهد حسابگرانه یا رفتاری[۹۱]: این تعهد بر اساس الگوی مبادله[۹۲] یا پاداش ارزش هومنز و گولدنر[۹۳] پایه ریزی شده است . تعهد حسابگرانه به عنوان پدیده ای ساختاری که نتیجه معامله فرد و سازمان وهم چنین دگرگونی در مزایای جانبی و سرمایه گذاری هایی که برای فرد در طول زمان به وجود می آید، تعریف شده است (هربی نیاک و الوتو[۹۴]،۱۹۷۲). ج. تعهد هنجاری: این تعهد فرایندی است که به موجب آن کنش های سازمانی مثل گزینش ها و روش های اجتماعی شدن[۹۵] و ویژگی های درونی فرد[۹۶] هم چون وفاداری تعمیم یافته[۹۷] ارزش های مورد توافق سازمان مشخص و نگرش های وظیفه ای باعث ایجاد تعهد سازمانی می شود(واینر و واردی[۹۸]، ۱۹۸۰). در تحقیقی که توسط فریس وارنیا[۹۹](۱۹۸۳) با عنوان بررسی متغیر تعهد سازمانی با متغیرهای مثل ترک شغل ، تمایل به ترک شغلی و خصوصیات شخصی مشتمل بر سن ، جنسیت ، وضعیت تأهل ، تعداد فرزندان به عمل آمده است. تعداد ۱۱۰۵ حسابدار حرفه ای در کانادا و ۲۴۷۸ حسابدار در کالیفرنیا به صورت تصادفی انتخاب شدن د . در این پژوهش از دو نوع ابزار سنجش تعهد سازمانی ([۱۰۰]OCQ) و مقیاس (H-AS[101]) استفاده شده است و نتایج برای هر دو ابزار سنجش تقریباً یکسان بو د. سن با OCQ رابطه معنی دار با H-AS این رابطه معنی دار نبود . هم چنین جنسیت و تعداد فرزندان با مقیاس H-AS رابطه معنی داری داشتند اما با پرسشنامه تعهد سازمانی رابطه معنی دار نداشتند . در تحقیق دیگر که توسط بیتمن و استرسر[۱۰۲](۱۹۸۴) با عنوان بررسی رابطه میان تعهد سازمانی با خصوصیات عملکرد تعارض نق ش ، ابهام نقش ، فضای سازمانی ، حمایت سازمانی ، نگرش نسبت به سازما ن ، فرصت رشد و ه مچنین ابعاد مشاغل کارکنان را دربر می گیرد . مطابق گزار ش های ارائه شده ، عوامل موقعیتی بیش از عوامل شخصی در تبیین واریانس تعهد سازمانی نقش دارند(مارو۱۹۸۳) لوسکوکو[۱۰۳] (۱۹۸۹) ، عقیده دارد که نیرومندی تعهد سازمانی حاصل ترکیب کلی تجربه های مرتبط با کار و غیر مرتبط با آن است . محیط کار نقش اساسی در سطح تعهد سازمانی بسیاری از گروه های کارکنان دارد . بر اساس گفته های آلن و مییر[۱۰۴] (۱۹۹۶) عوامل پیش بینی کننده تعهد عاطفی به طور کلی در سه مقوله جای می گیرند: الف) ویژگی های شخصی؛ ب) ویژگی های سازمانی؛ پ) تجربه های کاری. با این حال بیشتر تحقیقا ت مرتبط با تعهد سازمانی به منظور کشف پیش بینی ها و بازده های تعهد سازمانی هدایت شدهاند (هاوکینز،۱۹۹۸). ریچارد ، اوبرین و آکروی[۱۰۵] (۱۹۹۴) ، در خصوص پیش بینی تعهد سازمانی معلمان از طریق عوامل بیرونی و درونی مرتبط با کار نشان می دهد که ۲ عامل درونی و ۳ عامل بیرونی با تعهد سازمانی رابطه معنادار دارند و آن را پیش بینی می کنند این پژوهشگران یاد آور می شوند که مدیران می توانند با تغییر و اصلاح عوامل بیرونی در محیط کار ، اثر عوامل درونی را افزایش دهند . آوامله[۱۰۶](۱۹۹۶) ، گزارش می کند که مدیران در تعیین عوامل مو ثر در افزایش تعهد سازمانی ، متغیرهای انگیزش ،سطح تحصیلات ، برقراری معیارهای عادلانه ، بهبود فضای سازمانی ، امنیت و ثبات شغلی را در اولویت قرار دادند . هم چنین مطالعات نشان می دهد که شاغلان در محیط های دانشگاهی متناسب با رشته های تحصیلی و تکالیف آموزشی و پژ وهشی خود از درون برای انجام دادن تکالیف شغلی برانگیخته می شوند(مک اینیس[۱۰۷]، ۲۰۰۰) با این ، حال عوامل بیرونی مربوط به کار نظیر بودجه و منابع ناکافی و مدیریت ضعیف ، انگیزه کاری آن ها را کاهش می دهد(گیلسپی ، والش ، وینفلد ، دواو استاف[۱۰۸] ، ۲۰۰۱). به سخن دیگر اعضای هیأت علمی در صورتی نگرش مثبت به شغل و دانشگاه خود خواهند داشت که : – نقش ها روشن و دست یافتنی باشند؛ -تکالیف شغلی چالش برانگیز باشد؛
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تبلیغات پرهزینهی نوشابههای مشهوری چون کوکاکولا در تلویزیون، اغلب برای یادآوری کردن نام محصول به مردم است و صرفاً به آگاهی دادن و ترغیب آنان نمیپردازد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در شرکتهای خدماتی مانندسازمانهای آموزشی، بیمه و حتی بانکها بیشتر از این روش استفاده میشود. با توجه به این تقسیمبندیها به نظر میرسد تبلیغات در زمینهی گردشگری بیشتر در دستهی تبلیغات اطلاعرسان و یادآوری کننده قرار دارد. (همان منبع، ۱۹) اگر این کارکردهای کلی را به موارد کوچکتری تقسیم کنیم میتوان گفت که تبلیغات برای تمامی مقاصد زیر کاربرد دارد: ۱ـ ایجاد آگاهی نسبت به صنعت، شرکت و نام تجاری ۲ـ تقویت، حفظ و اصلاح عقاید و نگرشها ۳ـ معرفی کالاهای جدید ۴ـ یادآوری نام تجاری و ویژگیهای آن ۵ـ تشویق مشتری به خرید و مصرف کالا ۶ـ تشویق خریدار به تکرار خرید ۷ـ آفرینش تصویر مطلوب در ذهن مخاطب نسبت به نام تجاری ۸ـ دستکاری ذهن و ترغیب مخاطب برای ابراز واکنشی معین ۹ـ تثبیت تقاضا در بازارهای انتخاباتی. ۱۰ـ بیاثر کردن تبلیغات رقبا. ۱۱ـ افزایش مصرف یک کالا یا بهرهگیری از یک خدمت. ۱۲ـ یادآوری به مشتریان گذشته. (روستا، ۱۳۷۹، ۹۱) ۲-۱۵ فنون تبلیغات در حال حاضر ، گردشگری پدیده ای است که با زندگی روزمره ی مردم سرو کار دارد و به همین دلیل روز به روز توسعه ی بیشتری می یابد . بنابراین ، برای استفاده از این شرایط و جلب گردشگران بایست از وسیال مختلف و از جمله تبیلغات سود جست . ( دیبایی ، ۱۳۷۱ ، ۶۹ ) شیوههایی که تبلیغگر برای تحت تأثیر قرار دادن افراد به کار میبرد فنون تبلیغات نامیده می شود. این شیوهها متفاوت است و هر کدام در شرایط خاصی کاربرد دارد. تبلیغات در خلا وجود ندارد؛ هر شیوهای ممکن است در یک جا موفق و در جایی ناموفق باشد و این به شرایط تبلیغ بستگی دارد. برخی از شرایط و خصایص عبارتند از: – سنتها، آداب و رسوم که حاوی آرزوها، خواستهها و علائق مردم هستند. – نوع و میزان اطلاعات و معلوماتی که افراد از قبل دارند (چارچوب و قالب فکری خاصی که هر فرد ممکن است داشته باشد و به هر حال در یک گروهبندی خاص و مبتنی بر ساختار اجتماعی آگاهیهای جامعه قرار گیرد.) – میزان و تأثیر تبلیغات رقیب که روی افراد اعمال می گردد. – درک شرایط و نیازهای مبلغین. -اجرای تبلیغات در موضوعاتی که در زمینههای آن مساعد بوده و خلا ای در آن احساس میگردد؛ یعنی جامعه بدان نیاز دارد.(لطفی،۱۳۷۸، ۳۴) این ها جزئی از مجموعه شرایط اجتماعی است که تبلیغات در آن عمل میکند و با توجه به آنهاست که شیوههای فنی خود را انتخاب می کند. فنون تبلیغات را میتوان به سه دسته تقسیم نمود: حیثیت تحریف ناایمنی فن حیثیت: در این فن محتوای تبلیغات به نحوی ارائه میشود که گویی بیانگر ارزشهای جامعه است. تبلیغاتگر تبلیغات خود را با چیزهایی همبسته میکند که برای مردمی که مخاطب او هستند و او میخواهد آنها را تحت نفوذ بگیرد عزیز هستند، بدانها احترام میگذارند و آنها را پذیرا میگردند. تبلیغات به طور صریح یا در لفافه به مردم اطلاع میدهد که آنچه میگوید در راستای خیر و صلاح آنهاست و انتظار دارد که مردم آنها را بدون تأمل بپذیرند.(همان منبع،۳۴) روشهای فن حیثیت: توصیه و سفارش توسط شخص مورد علاقه مردم که اقتدار و نفوذ کلام داشته باشد. این نوع تبلیغات در میان مردم محروم و نیازمند به خاطر پرستش شخصیت، اغلب مؤثر است. وانمود کردن همسویی منافع تبلیغاتگر با منافع مردم. در اینجا تبلیغاتگر تظاهر به شباهت و نزدیکی با مردم میکند. توسل به گرایش مردم به دنباله روی این خصوصیت که همیشه میخواهند در اکثریت باشند نه در اقلیت. برای این کار تبلیغات چنین وانمود میکند که همیشه مردم با ما هستند و از ما پشتیبانی میکنند. استفاده از کلمات و واژههای جاذب و پرطرفدار مثل آزادی، عدالت، رفاه و… این گونه کلمات هستند که مردم دوست دارند بشنوند و واکنش آنها نسبت به این واژهها غالباً عاطفی است تا منطقی.(همان منبع، ۳۵) فن تحریف: دنیای واقعیت برای همه مردم یکسان نیست.آنچه ما آن را واقعی یا تحریف شده میدانیم به تجربههای گذشته ما و خواستهای کنونی و امیدهای آینده بستگی دارد. ما غالباً نظرات و برداشتهای گروههایی را که با آنها مخالفیم تحریف شده میدانیم. ظاهراً تا زمانی که تفاوتی در حرفهای مبلغ نبینیم یا نقطه نظرهای مخالف را نشنیده باشیم متوجه نمیشویم. (بنابراین شاید مهمترین زمینهای که تحریف را امکانپذیر میکند، عدم اطلاع مخاطبان از جنبههای مختلف موضوع باشد.) فنون تحریف، طیف وسیعی از دروغ تا کتمان حقایق را در بر میگیرد. روشها و شیوههای تحریف: مخدوش کردن اطلاعات غیرآماری حذف برخی از اطلاعات، به طوری که اطلاعات داده شده یک سویه و به سود مبلغ باشد. پرت کردن حواس مخاطب و یا جلب توجه او به مسائل دیگر ساده کردن بیش از حد مسائل پیچیده (همان منبع، ۳۶-۳۵) فن ناایمنی: افراد زمانی که شکست میخورند یا موفقیت آنها به خطر میافتد یا به مقصود خود نمیرسند، دچار ناایمنی میشوند. متخصصان تبلیغات در مواردی که افراد دستخوش ناایمنی هستند میدانند که آنها نسبت به برخی از تبلیغات بیشتر حساس بوده وآماده پذیرش آن میباشند. تبلیغات میداند که افراد در چنین شرایطی قادر به حل مشکلات خود از راههای مرسوم نیستند؛ در نتیجه میتواند وانمود کند که آنها را در حل مشکلات خود یاری دهد و از این بنبست بیرون آورد.. عوامل ناایمنی: این عوامل در زندگی زیاد میباشند؛ هرچند که برحسب سن، جنس، شکل، فرهنگ و اعتقادات مذهبی، نوع و میزان درآمد، وابستگی به جریانها و احزاب سیاسی، باشگاههای ورزشی و… افراد متفاوت هستند. (همان منبع، ۳۷-۳۶) ۲-۱۶ الگوهای تبلیغ الگوهای تبلیغ را میتوان به دو دسته ضعیف و قوی تقسیم کرد. تفاوت این دو در میزان تأثیر اقناعی آنها نیست بلکه در خصلت کنش متقابل میان مبلغ و پیامگیران است. در الگوی ضعیف، پیامهای یکسان، باعث میشود که افراد به تدریج تحت تأثیر قرار گیرند. بدین ترتیب که نخست، آن گروهی که آمادگی بیشتری برای پذیرش دارند جذب شده و از بقیه مجزا میگردند. الگوی ضعیف تبلیغ، شبیه ماهیگیری است که برای به دام انداختن ماهی از طعمه استفاده میکند. در این الگو، مبلغ بیشتر دنباله رو سلیقه و ذائقه و یا جو فکری و روانی جامعه است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فرکانس زاویه ای : که به دام اندازی یون را می توان در مناطق پایداری فضا با و نشان داد و با مقادیر فوق به دست آورد. ۱-۲ پیکربندی الکترود برای دام های پاول (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شکل (۱-۱)
شکل (۱-۲)
شکل (۱-۳) شکل (۱-۴) ۱-۳ پتانسیل الکترودها امروزه ما میتوانیم نوع تابع پتانسیلهای الکترودهای حلقوی و cap-end را بازبینی کنیم. با مراجعه به شکل ( ۱-۵) و معادله ( ۱-۶) ، تقاطع صفحه ی شعاعی مرکزی را با سطح الکترود حلقوی در نظر بگیرید به طوریکه و هست. پتانسیل در الکترود حلقوی به این صورت بدست می آید: (۱-۱۲) اکنون تقاطع محور مرکزی استوانه ای را در نظر میگیریم که متناسب هست با مساحت الکترود end-cap به طوریکه .به یاد می آوریم معادلهو پتانسیل معادله ( ۱-۶) را .پتانسیل در هر الکترود end-cap بدست می آید توسط : (۱-۱۳) در هر حال هیچ تله یونی چهار قطبی تجاری به این روش عمل نمی کند بلکه الکترودهای کلاهک در پتانسیل زمینه ( جدا از حالت پتانسیل های نوسانی با دامنه کم هزار میلی ولت تا یک ولت ) قرار دارند. اثر اصلی کاربرد برای الکترود حلقوی و الکترودهای کلاهک در حالت زمینه بر نیمی از حوزه ی جرمی تله یونی بنا شده است مانند یک طیف سنج جرمی. طبق بازبینی پتانسیل ها در الکترودهای حلقوی و کلاهک د ر تله یونی تجاری الکترود متناوب بنابر معادله (۱-۶) باید استفاده شده باشد این معادله هست : ( ۱-۱۴) که c یک ثابت است. پتانسیل الکترود حلقوی ( معادله ۱-۱۴) با z= و r= بدست می آید به واسطه ی : (۱-۱۵) = طبق این /۲ c= را به دست می آوریم . این پتانسیل در الکترودهای کلاهک (z= و r= ) بدست می آید توسط : (۱-۱۶) = بنابراین معادله (۱-۱۴) بصورت زیر ساده میشود: (۱-۱۷) جمله ثابت ، معادله حرکت را که از دیفرانسیلهای جزئی ناشی شده است تغییرنمی دهد اما این پتانسیل در امتداد مجانبهای هذلولی تغییر داده میشود. باید توجه شود که یک یون در تله یونی یک پتانسیل را تحمل میکند بدون هیچ میدان زمینه، و یک پتانسیل ۲ /- در الکترودهای کلاهک یک پتانسیل در الکترودهای حلقوی دیده می شود. شکل (۱-۵) – نمایش چاه های پتانسیل سهمی وار فرایند ترپ با اعماق و ۱-۴ تله یونی منبسط همان طور که در بالا بحث کردیم، الکترودهای تله یونی برای ارائه یک ساختار عملی – کاربردی کوتاه شده اند اما این کوتاه سازی ، دو قطبیهای ترکیبی مرتبه بالاتر را ارائه میدهد با پتانسیل : (۱-۱۸) ( ضرایب پتانسیل که n=,1,2,3,4 به ترتیب با ترکیبات تک قطبی ، دو قطبی ، ۴ قطبی ، ۶ قطبی و ۸ قطبی مطابق هستند. برای تله یونی چهار قطبی اصلی، فقط ضرایب مطابق با n= و n=2 غیر صفر هستند برای جبران این ترکیبات دو قطبی مرتبه بالاتر ، الکترودهای اغلب بازارهای تجاری اولیه تا ۱۹۹۵ روشی را سوار کردند که فاصله بین الکترودهای کلاهک افزایش یافت. اندازه z0 حدود ۶/۱۰ % افزایش یافته بود. در هر حال هیچ تغییر مشابهی در شکل الکترودها که برای ثابت نگه داشتن یک هندسه ی چهار قطبی کامل نیاز داشتند وجود نداشت. نتایج صریحی وجود داشتند که مجانبهای الکترودهای کلاهک خیلی با الکترودهای حلقوی مطابق نیستند بنابراین است. اکنون برای جبران آن و برای تله یونی منبسط به طور جزئی ، پارامترهای فرایند ترپ در اندازه های واقعی و به کار میروند . پس نتیجه می شود : (۱-۱۹) و (۱-۲۰) وقتیکه = در معادله (۱-۲۰) جانشین شد ، ما پارامترهای فرایند ترپ بدست آمده در معادلات (۱-۱۰ و ۱-۱۱) را بدست می آوریم. باید توجه شود که برای تله یونی در دستگاه های LCQ و GCQ (۷۰۷/۰ = و۰/۷۸۵ = ) طوریست که هندسه حدود ۵۷% منبسط شده است. ۱-۵ حوزه های پایداری مسیر یون طرز کار تله یونی قطبی با ضوابطی که پایداری و ناپایداری مسیر یون موجود در میدان را تعیین می کند مرتبط است. یعنی شرایط آزمایشگاهی است که مشخص می کند که یک یون در دستگاه ذخیره شود یا از دستگاه رانده شود ، چه منحرف شود و چه به طور سطحی آشکار سازی شود. راه حلهای معادله متیو دو نوع هستند : )دوره ای اما ناپایدار و )دوره ای و پایدار . راه حل های نوع”توابع انتگرالی متیو” نامیده میشود که مرزهای نواحی پایداری در نمودار پایداری را تنظیم می کنند. این مرزها که به منحنی های مشخصه و مقادیر مشخصه بر می گردند، با اندازه های پارامترهای جدید فرایند ترپ مطابقت میکنند که اعداد کامل هستند. یعنی = یک تابع مختلط از و است که باید به آنها رجوع کنیم. این مرزها به طور خودکار ، نقطه ای در هر مسیر یون را که بی نهایت میشود نشان میدهد. راه حل های نوع دوم، حرکت یونها در یک تله یونی را مشخص می کنند. نواحی پایدار با راه حل های پایدار معادله متیو در راستای z مطابقت دارند که هاشور زده شده اند . و در شکل (۱-۶ – a ) برچسب z پایدار دارند . نواحی پایدار با راه حل های پایدار معادله ی متیو در راستای r که هاشور خورده اند و بر چسب r پایدار در شکل (۱-۶ – b ) دارند . دیده می شود که اندازه هایشان در راستای قائم معکوس ، دو برابر شده است. از معادلات (۱-۱۹) و (۱-۲۰) دیده میشود که و یعنی پارامترهای پایداری برای راستاهای z وr در یک فاکتور -۲ تفاوت دارند. شکل(۱-۶) – چند ناحیه ی پایداری متیو برای میدان چهارقطبی سه بعدی.a) نمودار در راستای zدر فضای , .b) نمودار در راستای شعاعی در فضای , ). شکل (۱-۷)- نمودار پایداری متیو در فضای ( , برای تله یونی چهار قطبی در دو راستای r , z . نواحی مشترک همزمان که بر چسب A, B دارند . یونها میتوانند در تله یونی ذخیره شوند به شرطی که مسیرهای آنها هم در راستای z و هم در راستای r پایدار باشند. شکل(۱-۸) – نمودار پایداری در فضای ( , برای ناحیه پایداری در دو راستای z و rنزدیک مبدا برای تله یونی چهار قطبی سه بعدی . خطوط و همزمان در نمودار نشان داده شده اند. چنین ناحیه ی پایداری درنزدیکترین ناحیه از مبدا بدست می آید یعنی ناحیه یA در شکل (۱-۷) که در فضای و رسم شده است. نواحی A وB به نواحی پایداری برمی گردند . در این زمان ناحیه ی A مهم ترین است .(ناحیه یB باقی می ماند تا کشف شود) و جزئیات بیش تر در شکل (۱-۸) که پارامترهای متیو ( , هستند، نشان داده شده است. در اینجا را بر حسب به جای بر حسب رسم می کنیم تا گیج نشوید ؛ زیرا.u=z,r در شکل (۱-۸) مرز پایداری ۱= رادر ۰/۹۰۸ قطع میکند که این نقطه کمترین نسبت جرم به بار یون را دارد ( یعنی جرم پایین آستانه که در زیر بحث شده است ) که می تواند در تله یونی ذخیره شود. ۱-۶ فرکانسهای عام یک نمایش سه بعدی از مسیر یون در تله یونی که در شکل (۱-۹) نشان داده شده است ، یک ظاهر کلی از منحنی لیساژو با یک ترکیب ۸ وجهی با حرکتی معمولی و با ترکیب دو مولفه ی فرکانس و دارد. راستای بنیادی نتیجه می دهد که مراتب بالاتری از فرکانسها و خانواده کاملی از فرکانسها وجود دارد که با و نمایش داده می شوند . این فرکانسهای عام بدست می آیند با :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برای سود خالص واقعی تنها یک رقم وجود ندارد، زیرا فرایند اندازهگیری سود بر پایه برآوردها و پیشبینیهای زیادی بنا شده است. همچنین در حسابداری تعدادی از روشهای قابل قبول وجود دارد که هر یک باعث می
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
مکتب کلاسیکها[۲] که ویژگی آن رعایت فرض واحد اندازهگیری به عنوان یک امر بدیهی و رعایت اصل بهای تاریخی است. معمولاً این روش را حسابداری مبتنی بر بهای تاریخی یا حسابداری سنتی می مکتب نئو کلاسیکها[۳] که ویژگی آن رعایت نکردن فرض واحد اندازه هیئت استانداردهای حسابداری سود واقعی[۴] را این گونه بیان کرده است: برداشت عموم سرمایه از دیدگاه عملی سود حسابداری را بدین گونه تعریف کردهاند: تفاوت بین درآمد تحقق یافته ناشی از معامله
۲-۲- ۲نقاط قوت و ضعف سود حسابداری
۲-۲-۲-۱ نقاط قوت سود حسابداری
ایجیری، کهلر، لیتلتن و ماتز[۵] به دلایل زیر از مدافعان سود حسابداری می اولین دلیل در مزیت سود حسابداری آن است که بر مبنای درآمدها و هزینه بر پایه واقعیات، بهای تمام شده تاریخی و اسناد و مدارک مثبت بوده؛ بنابراین قابلیت رسیدگی دارد. سود حسابداری با تکیه بر اصل تحقق درآمد به نحو محافظهکارانه سود حسابداری برای اهداف کنترل مدیریت مفید می
۲-۲-۲-۲ نقاط ضعف سود حسابداری
در ادبیات حسابداری نه تنها به صورت بسیار قوی از سود حسابداری دفاع شده، بلکه از نظر نقاط ضعف متعدد آن نیز به شدت انتقاد گردیده که برخی از آنها به قرار زیر است: یکی از انتقادها این است که به سبب کاربردهای تاریخی در تحقق درآمد، سود حسابداری نمیتواند افزایش ارزش تحقق یافته دارایی همچنین تکیه بر سود حسابداری مبتنی بر اصل تحقق درآمد، اصل بهای تاریخی و محافظه
۲-۲-۳ اهمیت سود
سود از جمله برترین شاخص تعیین سطح سود که برای مقاصد تجزیه و تحلیل مالی مربوط باشد، یک فرایند تحلیلی پیچیده می شرکت ۱- ارزیابی، تعیین و قضاوت در خصوص قیمت سهام: تحلیل ۲- کمک به کشف قیمت ذاتی سهام: البته روشهای مختلفی برای تعیین زمان مناسب برای تصمیمگیری در بازار سهام وجود دارد که توجه به ارزش ذاتی سهم یکی از این معیارها است. ارزش ذاتی در واقع همان ارزش واقعی هر سهم است که در نتیجه تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر بر وضعیت یک شرکت پس از بررسیهای دقیق به دست میآید. ارزش ذاتی در بیشتر مواقع با ارزش روز سهام تفاوت دارد و همین مسألهای است که برای سرمایهگذاران زیرک فرصت کسب سود را فراهم میکند. ارزش فعلی جریانات نقدی که سهام یک شرکت در آینده برای سرمایهگذاران ایجاد میکند، تعیینکننده ارزش ذاتی سهم است. بنابراین، سود مورد انتظار آینده شرکت یکی از مهم ۴- برآورد قدرت سودآوری و ارزیابی سطح و روند سود: بهترین برآورد ممکن از متوسط سود یک شرکت که انتظار حفظ و یا تکرار آن با درجه ۵- نسبت P/E (قیمت به سود) یکی از خلاصه
۲-۲-۴ گزارشگری عمومی پیش
دست به منظور ارائه اطلاعات مربوط به پیش به عقیده ایجیری[۶] (۱۹۹۶) عوامل متعددی از جمله محدوده ۱- قابلیت اتکا[۷] که به صحت پیش ۲- مسئولیتپذیری[۸] که مربوط به بیان تعهدات احتمالی شرکت ۳- احتیاط، بدین معنی که مواردی باید به خاطر شرایط رقابتی در افشای پیش
۲-۲-۵ هدف پیشبینی
پیش هزینه و زیان سطح عمل پیش بینی مجموع هزینه ها و زیان ها زیان های ناشی از عدم اطمینان هزینه پیش بینی نمودار ۲-۱: سطح بهینه پیشبینی در تعامل بین هزینه ها و زیانها منبع: (مدرس،۱۳۸۲) شکل۱-۲ مبتنی بر این فرض است که ارزش نهایی ناشی از پیش خطای پیشبینی + تصمیم گیری با فرض صحیح بودن پیشبینی = تصمیم واقعی پس اگر توزیع احتمال متغیر پیش
۲-۲-۶ پیشبینی سود
پیش اهمیت سود پیش پایینتر از پیش در چند دهه اخیر به ویژه بعد از سال های ۱۹۶۰ با شروع تحقیقات تجربی کسانی چون بال و بران[۹] با سرعت توانستند مبانی نظری خود را بر مبنای تفکر اثباتگرایی پایه ارزش جاری شرکت و سهام آن به جریان سود آتی بستگی دارد که از جانب شرکت به سوی سهامداران جریان خواهد یافت. سهامدار فعلی، بر اساس این انتظارات نسبت به نگهداری یا فروش سهام تصمیم می دارندگان اوراق قرضه و بستانکاران هم به سود آتی شرکت توجه خاص می
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- Wirth, Steffen, “Immunity for Core Crimes? The ICJ’s Judgment in the Congo v. Belgium Case“, European Journal of International Law, Vol.13, No.4, 2002, pp. 877-893.
- Wyngaert, Christian, Van den & Ongena, Tom, “Ne bis in idem Principle, Including the Issue of Amnesty“, Cassese, Antonio et al. eds, The Rome Statute of the International Criminal Court: A Commentary, Oxford University Press, New York, 2002, pp. 705-728.
-Documents:
- Articles on the Responsibility of States for Internationally Wrongful Acts adopted by the International Law Commission in 2001, UN Doc. A/CN.4/L.602/Rev.1, 26 July 2001.
- Assessments and report of Judge Theodor Meron,President of the International Criminal Tribunal for the Former Yugoslavia,provided to the Security Council pursuant to paragraph 6 of Council resolution 1534 (2004), Letter dated 23 November 2004 from the President of the International Tribunal for the Prosecution of Persons Responsible for Serious Violations of International Humanitarian Law Committed in the Territory of the Former Yugoslavia since 1991, Addressed to the President of the Security Council, S/2004/897. Available at: http://www.icty.org/tabs/14/2
- “Basic Principles and Guidelines on the Right to a Remedy and Reparation for Victims of Gross Violations of International Human Rights Law and Serious Violations of International Humanitarian Law“, General Assembly, Sixtieth session, 2005, A/RES/60/147.
- Commission of Human Rights, Sub-Commission on Prevention of Discrimination and Protection of Minorities, The Administration of Justice and the Human Rights of Detainees, Question of the Impunity of Perpetrators of Human Rights Violations (Civil and Political), E/CN.4/Sub.2/1997/20, 26 June 1997.
- Commission on Human Rights, Report of the independent expert to update the Set of principles to combat impunity, Diane Orentlicher, “Updated Set of principles for the protection and promotion of human rights through action to combat impunity“, E/CN.4/2005/1002/Add.1, 8 February 2005. Available at: http://ap.ohchr.org/documents/dpage_e.aspx?m=138
- Convention (I) for the Amelioration of the Condition of the Wounded and Sick in Armed Forces in the Field, Geneva, 12 August 1949.
- Convention (II) for the Amelioration of the Condition of Wounded, Sick and Shipwrecked Members of Armed Forces at Sea.Geneva, 12 August 1949.
- Declaration on Territorial Asylum, G.A.Res.2312, 22 U.N.GAOR Supp.(No. 16) U.N. Doc.A/6716(1967).
- First Annual Report of the International Tribunal for the Prosecution of persons Responsible for Serious Violations of International Humanitarian Law Committed in the Territory of the Former Yugoslavia, 1994, A/49/342. Available at: http://www.icty.org/tabs/14/1
- Fourth Annual Report of the International Tribunal for the Prosecution of Persons Responsible for Serious Violations of International Humanitarian Law Committed in the Territory of the Former Yugoslavia since 1991, 1997, A/52/375, S/1997/729, 18 September, 1997. Available at: http://www.icty.org/tabs/14/1
- Hall, Christopher, “Suggestions concerning International Criminal Court prosecutorial policy and strategy and external relations“, Contribution to an Expert Consultation Process on General Issues Relevant to the ICC Office of the Prosecutor, 28 March. 2003. Available at: http://www.icc-cpi.int/library/organs/otp/hall.pdf
- Human Rights Committee, Genral Comment, No. 31: The Nature of the General Legal Obligation Imposed on States Parties to the Convenant (Art. 2), U.N. Doc, CCPR/C/21/Rev.1/Add.13, (26 May 2004). Available at: http://daccess-ods.un.org/TMP/2324307.85894394.html
- “Interest of Justice“, September 2007 Policy Paper on the Interests of Justice. Available at:http://www.iccـcpi.int/en_menus/icc/structure%20of%20the%20court/office%20of%20the%20prosecutor/policies%20and%20strategies/Pages/documents.aspx
- “J.Uwinkindi Pastor,Nyamata”, 9 July 2010, Chamber III,Letter dated 22 May 2012 from the President of the International Criminal Tribunal for Rwanda addressed to the President of the Security Council, S/2012/349. Available at:
http://www.unictr.org/portals/0/English/FactSheets/Completion_St/S-2012-349.pdf
- Law 24.411, Absence due to Forced Disappearance (December 7, 1994) De Greiff, Pablo, The Handbook of Reparations, Oxford University Press, First published, New York, 2006.
- Law No. 02/98 of 22/01/1998 Establishing a National Assistance Fund for Needy Victims of Genocide and Massacres Committed in Rwanda between October 1, 1990 and December 31, 1994.
- Letter dated 23 May 2011 from the President of the International Tribunal for the Prosecution of Persons Responsible for Serious Violations of International Humanitarian Law Committed in the Territory of the Former Yugoslavia since 1991, Addressed to the President of the Security Council, S/2012/354. Available at: http://www.icty.org/tabs/14/2
- Organic Law No.08/96 OF 30/8/1996 Establising the Organization of Prosecutions for Offenses Constituting the Crime of Genocide or Crimes against Humanity Committed since October1, 1990 and December31, 1994. Available at: http://www.preventgenocide.org/law/domestic/rwanda.htm
- Organic Law No. 40/2000 OF 26101/2000 Setting up Gacaca Jurisdiction and Organizing Prosecutions for Offences Constituting the Crime of Genocide or Crimes against Humanity, Committed between October1, 1990 and December 31, 1994. Available at: http://www.refworld.org/pdfid/452e37514.pdf.
- Peace Agreement between The Government of Sierra Leone and The Revolutionary United Front of Sierra Leone, 1999. Available at :http://www.sierra-leone.org/lomeaccord.html
- Prosecutorial Strategy, 2009-2012, Internationa Criminal Court. Available at: http://www.icc-cpi.int/menus/icc/structure of the court/office of the prosecutor/reports and statements/statement/prosecutorial strategy
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بر اساس آنچه ذکر شد می توان گفت که، فرهنگ عبارت است از : راه و روش زندگی که اقوام برای خود دارند از اعتقادات، سنت ها، عادات، دانسته ها، مذهب، متون و بالاخره مجموعه آنچه فرد از جامعه خود می گیرد ، یعنی مجموعه ای که نتیجه فعالیت و ابداعات شخصی او نیست، بلکه به عنوان میراث گذشتگان از راه فراگیری به او منتقل می شود و او خود باعث انتقال آن به نسل های آینده است .
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
آنچه در خصوص فرهنگ های متفاوت می توان گفت آن است که وجود اختلاف در شرایط زندگی، ایجاد فرهنگ های متفاوتی می کند که در نهایت منجر به تفاوت های فرهنگی بین اقوام مختلف می شود ، بنابراین برای شناخت مشخصه های اصلی هر فرهنگی باید ویژگی های مشخصی از آن فرهنگ را شناسایی کرده و مورد بررسی و تدقیق قرار داد . آداب و رسوم، گویش ها، پوشش ها، الگوها، اقلام و ترکیبات غذایی هر یک از مناطق گرچه حکایت از تناسب زیست دارد اما خود نشان از یک ساخت فرهنگی متمایز است. آداب و رسوم، ارتباطات و تعاملات اجتماعی و حمایت سنت ها که خود تحدید حدود قومیت ها و تقویت مرزهای اجتماعی را سبب می شود اشاره به ایستادگی در تنوعات اجتماعی، فرهنگی دارد که در سرتاسر مناطق با افت و خیزهای متفاوت مکانی وجود دارد، آنجا که میادین تاخت و تاز فرهنگ تازه واردها چه به صورت موقت و چه دائم زیاد است عقب نشینی فرهنگ بومی محسوس تر است و در نواحی که عرصه های اجتماعی از دیوار ضخیم و محکم آداب و رسوم قومی و قبیله ای تشکیل یافته پایداری بیشتر است . تاریخ گذشته هر منطقه ای می تواند تاثیر مستقیمی بر فرهنگ و آداب و سنن یک قوم داشته باشد. بنابراین بررسی تحولات تاریخی ، اجتماعی و فرهنگی مناطق در هر مطالعه ای ضروری به نظر می رسد بر این اساس این بخش از مطالعات نیز به بررسی جنبه های مختلف اجتماعی – فرهنگی محدوده مورد مطالعه از گذشته تا به حال اختصاص یافته است. در این بخش در هر یک از استان های ساحلی کشور به دین مردم ، زبان و گویش ، نژاد مردم، آداب و رسوم و سنن، خوراک و پوشاک، موسیقی، هنرهای سنتی و . . . می پردازیم . ۳-۴-۲-۱-گویش زبان بیشتر مردم استان مرکزی به زبان فارسی سخن می گویند. زبان ترکی نیز در اکثر روستاهای اطراف اراک ، سربند و ساوه رایج است . در آشتیان مردم به زبان راجی حرف می زنند که ریشه در زبان ها و واژه های دوره مادی دارد . در خصوص زبان راجی باید گفت که این زبان بس شگفت که نشانه های آن در بخشی از مرکز ایران چون آشتیان و محلات و نراق و … برجای مانده است . داستان از یک زبان نیرومند ایرانی می گوید که به دلیل ویژگی های برتر خود نشان می دهد که روزگاری دراز در یک قلمرو گسترده ، مرکزیت داشته است و روز به روز با یورش زبانی پر می شود و در هم آهنگ و بی ریشه ، از سوی صدا و سیمای مرکزی پهنه آن کمتر و کمتر می شود البته باید گفت ( گویندگان ایرانی که در شهرها و روستاهای گوناگون ، با زبان های شیرین و ریشه دار خویش زیر ستم زبان رسانه های گروهی هستند . بدان روی که این گفتارها از پایتخت ایران پخش می شود نام آن را فارسی نهاده اند و گمانشان بر این است که این سیستم از سوی زبان فارسی بر زبانشان می رود ، باز آنکه این زبان یک زبان آمیخته از ده ها ، شاید صدها گویش گوناگون پدیدار شده است که ریشه و مایه ایی ندارد و پایگاه آن را هم ندارد که با نام فارسی دری از آن یاد کنیم بلکه بهتر است آن را ً گویش تهرانی نو ً بنامیم زیرا که زبان تهران کهن نیز تا بدین پایه درهم ریخته نبوده است و برای خود زیبایی و پایه و مایه و دستور داشته است . چنانکه در برخی از جاها تنها اندک پیرمردان و پیر زنان واژه های آن را به یاد می آورند ، و در برخی جاها تنها نام آن بر جای مانده است اما خوشبختانه آشتیان که به گویش راجی خود دلیگون خوانده می شود کانونی بنیرو است که هنوز آن را بر زبان فرزندان می گذارند و اگر از سوی ادارات فرهنگ و آموزش و پرورش کوششی اندک در این زمینه شود می توان امید بدان بست که در آینده باز هم به گونه یک زبان روان در آن شهرستان بکار رود و ما نیز از برتری ها و ویژگی های آن چنان که بایسته و شایسته باشد برخوردار گردیم . زبان ترکی : زبانی اصلی اکثریت نقاط روستایی شهر ساوه می باشد ولی فارسی تنها در شهر ساوه شهر مأمونیه و در روستاهای آوه و الوسجرد ، زبان اصلی مردم می باشد و در سایر نقاط به عنوان زبان دوم با آن محاوره می شود . اما زبان کردی در روستای قره چای و شهر ساوه رایج می باشد . زبان ارمنی فقط در روستاهای چناقچی بالا و لار ساوه رایج است. گویش الویری از مشتقات زبان پهلوی میانه بوده و به گویش تاتی معروف است. شهرستان محلات به زبان فارسی سخن می گویند . گویش اهالی روستای بزیجان محلات ترکی با لهجه محلی است تمامی اهالی به زبان ترکی صحبت می کنند و هم چنین همگی اهالی کاملاً به زبان فارسی مسلط می باشند . اهالی دو روستای سعادت آباد و امیر آباد محلات به ترکی صحبت می کنند و این مردمان نیز فارسی را خوب می فهمند و گویش اهالی روستاهای خورهه محلات فارسی با لهجه محلی است . افغانی های ساکن خورهه به فارسی ً دری ً صحبت می کنند . اهالی روستای عیسی آباد محلات فارسی با لهجه محلی است . گویش اهالی کوه سفید محلات فارسی با لهجه محلی است که در گذشته به لری صحبت می کردند اما امروزه حتی افراد مسن نیز لری را به خاطر نمی آورند. نیم وری ها گویش رایج خودشان را فارسی می نامند و گویش اهالی همه نقاط اطراف را متوجه می شوند به جز آشتیان که راجی است . گویش اهالی گل چشمه محلات گویش خود را لفظ فارسی می نامند و گویش نقاط همجوار را به خوبی می فهمند بجز گویش اهالی آشتیان . تفاوت گویش گل چشمه با دیگر نقاط این است که دو حرف ً ح ً و ً ع ً را مانند عرب زبانان ادا می کنند . اما اهالی نینه محلات به دو دسته بختیاری و زندی تقسیم می شود که بختیاری ها به لری و زندی ها به لکی صحبت می کنند . گویش مشترک بین دو طایفه لری است لازم به ذکر است که لری و لکی رایج در روستا به شدت با فارسی آمیخته شده و اغلب کلمات محاوره ای فارسی است . اهالی نینه محلات همگی به فارسی مسلط هستند . گویش روستای یکه چاه محلات فارسی با لهجه محلی است که به گفته اهالی روستاهای دیگر خراسانی صحبت می کنند و لهجه شان متفاوت با دیگر روستاها است اما در برقراری ارتباط با اهالی نقاط دیگر مشکلی ندارند. شهرستان خمین از مراکزی است که به علت وجود دشت های حاصلخیز مهاجر پذیر بوده است و اقوام مختلف در این منطقه به چشم می خورد . گروه های مهاجر به همراه فرهنگ و زبان مخصوص به خویش وارد شدند و بر اثر مرور زمان و در طی سال ها در تبادلات فراوانی که با همسایگان داشتند . علاوه بر تأثیر گذاری ، تأثیر پذیری نیز داشتند . کما این که امروزه در گروه های ترک زبان منطقه به خوبی مشاهده می شود که زبان ترکی کم کم به دست فراموشی سپرده می شود و به جزء چند روستا ، جوانان رغبتی به یادگیری و استفاده از آن ، ندارند .در شهر خمین زبان های ترکی و لری نیز رواج دارد . در روستاهای مکان و خوگان فارسی نیز تکلم می شود. در میان مناطق بررسی شده در شهرستان خمین زبان ترکی در غرب _ شرق و شمال و زبان فارسی در مرکز و جنوب رواج دارد . روستاهای اطراف شهر خمین فارس زبان هستند. همسایگان روستای مکان ترک زبانند، همسایگان روستای خوگان نیز هم چنین ترک زبان هستند. در نزدیکی روستای ریحان علیا، روستای فرنق ، آشمسیان اهالی برجک لر زبان هستند و بقیه به فارسی سخن می گویند. روستاهای اطراف قیدو هما فارس زبان هستند. در شهر خمین و روستای قیدو جوان ها از زبان زرگری برای شوخی و مزاح استفاده می کنند. در بقیه نقاط بررسی شده زبان ساختگی وجود ندارد . در طبقه بندی لهجه های ایرانی، آشتیانی از زمره لهجه های مرکزی ایران به شمار می آید و با لهجه های وفسی و امره ای (رجوع شود به دائره المعارف بزرگ اسلامی ، جلد اول _ آب _ آل داوود صفحه ۴۰۸) قرابت دارد . در سال ۱۳۳۵ خورشیدی این لهجه در ۷ محله از بخش غربی شهر آشتیان متداول بوده و تنها روستائیانی که بیش از ۴۰ سال داشتند و در آن زمان تعداد آنان بیش از ۱۵۰۰ تن نبود ، بدان سخن می گفتند . فارسی به تدریج جای لهجه قدیم را گرفته است . تنها آثار مکتوب قدیمی به این لهجه ، اشعار میرزا محمد علی بیدل آشتیانی (سده ۱۱ ق / ۱۷ م ) است که در اصفهان پایتخت صفویان مستوفی بود . از مختصات این لهجه به کار رفتن (ژ) در وسط و آخر کلمات ، غالباً به جای (ج) فارسی است مانند واجب = واژو ، کاج = کاژ . اهالی شهر آشتیان فارسی زبان می باشند اما لهجه آشتیانی که تا چند دهه پیش متداول بوده امروزه به ندرت توسط کهنسالان بکار می رود . ( سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان مرکزی) ۳-۴-۲-۲- آداب و رسوم در بیشتر نقاط استان مراسم اعیاد ملی و مذهبی برگزار می شود. این نوع مراسم مانند جشن های ملی چهارشنبه سوری ، عید نوروز، سیزده بدر و عیدهای مذهبی قربان ، فطر ، غدیر خم، نیمه شعبان، روز مبعث پیغمبر (ص)، روز تولد ائمه اطهار و … با شور و شوق از طرف مردم برگزار می شوند. عید نوروز و مراسم مربوط به آن نیز مانند سایر نقاط ایران جشن گرفته می شود. ۳-۴-۲-۳- قومیت و مذهب الف ) گروه های قومی: سه گروه قومی در منطقه ساکن می باشند که شامل اقوام فارس، خلج، ترک می باشند اهالی اشتیان به طور کلی فارس می باشند افراد در منطقه آشتیان نسب از پدر می برند. ازدواج ها در این منطقه سابقا” بیشتر نسبی ولی امروزه عمدتا” سبب و غیر فامیلی است و هیچ گونه اجبار یا ممنوعیت در ار ازدواج وجود ندارد طوایف و فامیل های مهم منطقه اشتیان مچی ها، چنگیزی ها، عظیمی، فروحی ها، دانش ها، قریب ها، قاسمی ها، مختاری ها ، قلی گل ها، فاطمی ها، فیض آبادی ها، قاسمی پورها ، ایزدی ها، جعفرآبادی ها، حسینی ها، نجاری ها، واحدیان ها، قنبری ها، عرب گل ها، ملانی ها، جمشیدی ها، دلبری ها و بداغی از فامیل های مهم شهرستان آشتیان می باشند. تنها بافت جمعیتی فیض آباد از طوایف مختلف تشکیل شده و طوایف آن عبارتند از: محمد بنی گل، آلمان گل، حاج علی اکبر گل، محمد قاسم گل، کربلائی قاسم گل، مشهدی گل. ( سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان مرکزی ) ب ) مذهب بنابر آمار نامه سال ۱۳۸۵ حدود ۹۹ در صد جمعیت شهرستان آشتیان رامسلمانان و شیعیان اثنی عشری تشکیل داده و اقلیت های منطقه را زرتشتیان ۰۸/۰ در صد کل شهرستان واقلیت مسیحیان نیز ۰۱/ درصد این شهرستان را تشکیل می دهند. ۳-۴-۲-۴- مشاغل سنتی و دستی مشاغل سنتی و دستی باقی مانده در محل شامل مشاغل آهنگری، نجاری، صابون پزی، و مسگری، بوده و سابقا” در محل سفالگری، آجرپزی و آهک پزی نیز وجود داشته است – صابون آشتیان سوغات آشتیان که دراستان مرکزی و حتی استان ها همجوار معروفیت فراوانی دارد، صابون آشتیان می باشد. مواد لازم برای تهیه صابون آشتیان پی( چربی حیوانی)، سود سوز آور، نمک و آب سابقا” بجای سودسوز آور از گیاهی به نام قلیاب ( خاکستر آن اسیدی است) استفاده می شده است. – مسگری: تنها یک فرد درشهر آشتیان به این حرفه مشغول می باشد. – صنایع سنتی ودستی محل: قالی بافی، جاجیم بافی، نمد مالی و پالان دوزی سابقا” پارچه بافی و گلیم بافی نیز در منطقه رواج داشته است. – قالی بافی: نقشهای قالی شهرستان آشتیان گل ماهی، چهار ماهی، ترنج، شاخ بزی، خشتی، شکار گاهی و بوته . – خرسک سابقا” بافت نوعی قالی به نام خرسک در شهرستان در آشتیان رونق داشته است در روستای محسن آباد – جاجیم بافی تنها در روستای گرکان و آنهم به ندرت انجام می گیرد. – نمد مالی تنها نمد مال منطقه ساکن روستای انانجرد بوده و تولیدات آن عبارتند از: نمد زیرانداز، کپنک و کلوچه ( نوعی پوشاک چوپانان) و کلاه نمدی – گلیم بافی امروزه در محل برای بافت گلیم از کهنه پارچه های رنگی بهعنوان پود گلیم استفاده می شود. – پشم ریسی: پشم ریسی از مشغله های روزانه زنان محل است. چله یا جلک ( نوعی ابزار چهار پرده) و چرخ پشم ریسی ، عمده ابزار سنتی پشم ریسی منطقه می باشد. – چرخچه یا چرخک از این وسیله در منطقه برای جدا کردن تخم پنبه از پنبه استفاده می کردند. – هرزه گرد هرزه گرد ابزار باز کردن کلاف خامه و نخهای قالی است. ( سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان مرکزی ) – ویژگی های فرهنگی(گویش، پوشش، مراسم، سنتها و آیین ها، ساختار قومی و فرهنگی و …)روستای آهو ویژگیهای اجتماعی و فرهنگی، از جمله بارزترین و مهمترین خصوصیات هر منطقه محسوب شده و با توجه به اینکه تحول و دگرگونی در هر پهنه طبیعی بر سه اصل انسان، استقرار و فعالیت استوار است، توجه کافی به انسان و محیط انسانی و دگرگونیهای احتمالی آن در فرایند توسعه، از اهمیت زیادی برخوردار میباشد. در فرایند برنامه ریزی توسعه در سطوح مختلف و در پی آن اجرای پروژههای گوناگون بر اساس اهدافی از پیش تعیین شده، بررسی شرایط موجود اجتماعی ـ فرهنگی حاکم بر منطقه مطالعاتی، ضروری میباشد. در حقیقت، مطالعاتی از این حیث که با هدف شناخت شرایط اجتماعی ـ فرهنگی موجود و اثرگذار بر طرحهای توسعه انجام میگیرد، ضمن ارائه تصویری گویا و روشن و تا حد امکان بهنگام از وضعیت اجتماعی و فرهنگی، شرایط را برای امکانسنجی، ظرفیتسنجی و ارائه برنامههای راهبردی به صورت علمی و کارآمد مهیا میسازد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- بهترین آنتی بادیها را که از مرحله قبل بدست آمدهاست را در حافظه ثانویه کپی میکنیم.
-
-
- برای بهترین آنتی بادیها، تعداد تکثیری که موردنظرمان است را ایجاد میکنیم. این کار را به این شکل انجام میدهیم که کل تعداد تکثیرهایی که انجام میدهیم، برابر ۶۰% کل جمعیّتی است که استفاده میکنیم. هنگامیکه حافظه ثانویه پر است، به صورت زیر عمل میکنیم:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
-
- اگر عضوی که وارد حافظه ثانویه میشود، اجازه ورود نداشته باشد (یا به این خاطر که تکراری است و یا به این علت که به متراکم ترین ناحیه فضای تابع هدف تعلق دارد)، تعداد تکثیرهایی که انجام میدهیم برابر صفر است.
-
- هنگامیکه عضوی داریم که به سلولی تعلق دارد که تعداد حلهایی که دارد، زیر متوسط است (نسبت به همه سلولهای اشغال شده در حافظه ثانویه)، تعداد تکثیرهایی که انجام میدهیم دو برابر میشود.
-
- هنگامیکه عضوی داریم که به سلولی تعلق دارد که تعداد حلهایی که دارد، زیر متوسط است، تعداد تکثیرهایی که انجام میدهیم، به نصف کاهش مییابد.
-
- بهترین آنتی بادیها را براساس اطلاعاتی که از مرحله قبل بدست آمدهاست، تکثیر میکنیم.
-
- یک اپراتور جهش را به طریقی بر روی کلونها انجام میدهیم که تعداد ژنهایی که در هر رشته کروموزومی جهش مییابند، برابر تعداد متغیرهای تصمیم مسأله باشد. این کار را به این علّت انجام میدهیم که حداقل یک جهش در رشته اتفاق بیفتد، اگر غیر از این باشد، ما همان حل را دوبرابر کرده ایم (یعنی رشته اصلی و تکثیر شده دقیقاً یکسان خواهندبود).
-
- یک اپراتور جهش غیریکنواخت را به بهترین آنتی بادیهایی که یافت شدهاند اعمال میکنیم، اما تضمین نمیکنیم که تکراری صورت نگیرد (برخلاف اپراتور جهش مرحله قبل). نرخ جهش اولیه بالاست و به مرور زمان کاهش مییابد (از ۰.۹ به ۰.۳).
-
- اگر حافظه ثانویه پر باشد، تقاطع را به کسری از محتویاتش اجرا میکنیم. اعضاء جدیدی که تولید شدهاند، اگر نسبت به حافظه ثانویه غیرمغلوب باشند، به آن اضافه میشوند.
-
- فرایند مرحله ۳ به بعد را درمدت زمان مشخصی که از پیش تعیین کرده ایم، تکرار میکنیم.
علت اینکه جمعیت اولیه را با توزیع یکنواخت متغیرهای تصمیم درنظر گرفته ایم، این است که فضای جستجو را یکنواخت کنیم. این به ما کمک میکند که فضای جستجو را به طور مؤثرتری جستجو کنیم. ما تقاطع را زمانی به حافظه ثانویه اعمال میکنیم که پر باشد و ما بتوانیم به نقاط میانی بین آنها دست یابیم. چنین اطلاعاتی برای بهبود کارایی الگوریتم استفاده میشود. حافظه ثانویه: ما از یک حافظه ثانویه یا اضافی به عنوان یک مکانیسم نخبه گرایی استفاده میکنیم تا بهترین حلهایی که در طول فرایند یافت میشوند را نگهداری کنیم. اعضائی که در این حافظه ذخیره میشوند، نه تنها نسبت به یکدیگر، بلکه نسبت به همه اعضاء قبلی که سعی داشتهاند وارد حافظه ثانویه شوند، غیرمغلوب هستند. بنابراین، این حافظه ثانویه، ما را به جبههی پارتو مسأله نزدیک نگه میدارد. باتوجه به اجرای یک توزیع یکنواخت بر روی حلهای غیرمغلوبی که جبههی پارتو یک مسأله را پوشش میدهند، از شبکه تطبیقی که بوسیله نولِس و کورنه[۱۰۷] ارائه شدهاست، استفاده میکنیم (شکل ۲-۷).
عضو با پایین ترین شایستگی برای هدف ۲ عضو با بالاترین شایستگی برای هدف ۱ فضای پوشش داده شده توسط شبکه هدف ۲ عضو با پایین ترین شایستگی برای هدف ۱ عضو با بالاترین شایستگی برای هدف ۲ فضای پوشش داده شده توسط شبکه هدف ۱ شکل ۲-۷- یک شبکه تطبیقی برای رسیدگی به حافظه ثانویه به طور ایده آل، اندازه حافظه ثانویه باید بینهایت باشد. به هر حال، از آنجائی که این کار درعمل غیرممکن است، باید محدودیتی را بر سر تعداد اعضاء غیرمغلوبی که میخواهیم در حافظه ثانویه ذخیره شوند، قراردهیم. با اجرای این محدودیت، حافظه اضافی ما، حتی اگر اعضاء غیرمغلوب بیشتری که بخواهند وارد شوند، وجود داشته باشد، در بعضی نقاط، پر میشود. هنگامیکه این اتفاق میافتد، ما از یک معیار اضافی برای اجازه به اعضاء غیرمغلوبی که بخواهند وارد حافظه اضافی بشوند، استفاده میکنیم: چگالی شبکه (یعنی، اعضائی که به ناحیه با چگالی کمتر جمعیت تعلق دارند، ارجحیت دارند). برای اجرای شبکه تطبیقی به صورت زیر عمل میکنیم:
-
- فضای تابع هدف را باتوجه به تعداد تقسیماتی که توسط کاربر مشخص میشود، تقسیم میکنیم.
-
- برای هر عضو در حافظه اضافی، سلولی که به آن تعلق دارد را تعیین میکنیم.
-
- اگر حافظه ثانویه پر باشد، متراکم ترین سلول را مشخص میکنیم.
-
- برای تعیین اینکه یک آنتی ژن مشخص اجازه ورود به حافظه اضافی را دارد یا خیر، به صورت زیر عمل میکنیم:
-
- اگر به متراکم ترین سلول تعلق داشته باشد، اجازه ورود ندارد.
-
- درغیر اینصورت، این عضو اجازه ورود دارد. به همین علت، ما یک عضو را (به صورت تصادفی) از متراکم ترین سلول حذف میکنیم تا جای خالی برای این آنتی ژن داشته باشیم.
۲-۴-۳-۳- الگوریتم VIS در این قسمت، براساس ساختار مسأله بهینه سازی opt-aiNet، یک رویکرد بهینه سازی چندهدفه جدید ارائه میشود. این الگوریتم، سیستم ایمنی برداری (VIS) نامیده میشود و همان ساختاری را دارد که برای مسأله تک هدفه در شکل (۲-۸) نشان داده شدهاست. رویکرد پیشنهادی، تکاملی بر اولین نسخه آن است که توسط فرسچی و رِپِتو ارائه شدهاست. این الگوریتم به شکل زیر عمل میکند [۱۹]:
-
- در ابتدا، یک جمعیت اولیه به صورت یکنواخت و تصادفی از بردارهایی از اعداد واقعی ایجاد میکنیم و یک برازش را به هر حل تخصیص میدهیم. حافظه در حال حاضر خالی است.
-
- هر سلول را به تعداد بار تکثیر میکنیم و هر کدام را به صورت محلی بوسیله یک اختلال تصادفی جهش میدهیم.
-
- برای هر کلون، مقدار توابع هدف و روابط غلبه پارتو (درمیان همه اعضاء: والدین، فرزندان و سلولهای حافظه) ارزیابی میشود. از آنجاکه این برازش، به جمعیت واقعی بستگی دارد، مقدارش به همان کلون تخصیص داده میشود و برای سلولهای پدر، دوباره محاسبه میشود. اعضاء غیرمغلوب در حافظه کپی میشوند. به خاطر اینکه حافظه، فقط شامل حلهای غیرمغلوب محلی میشود، اعضائی از حافظه که درنتیجه آن، مغلوب میشوند نیز حذف میشوند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مرحوم عبدالباقی طبع شعر هم داشت و اشعاری به فارسی و ترکی از آن مرحوم در دست است. مرحوم عبدالباقی مردی متوسط القامه و خوش سیما بود، با موهای بلند و کاملاً سفید. اکثر اوقات کیف مشکی همراه داشت. حاضر جواب ، خوش مشرب و خندهرو بود. انسان میتوانست ساعتها از محضر وی بهره مند شود و گذشت زمان را احساس نکند. اطلاعات گستردهای دربارهی فرهنگ و تاریخ ایران و اسلام داشت، اکثر رجال معاصر ایران را میشناخت، حافظهای بسیار قدرتمند داشت، چنان که شمارهی اکثر کتابهای مورد نیاز خود را بدون مراجعه به یادداشت و فهرست از حافظه نقل میکرد. بخلی در آموختن نداشت. مردی بود متدین، پرکار، متحرک و صمیمی. مبادی آداب، وقت شناس و دقیق بود. در «اسکدار» یکی از محلات قسمت آسیایی شهر استانبول منزل داشت و به علت بعد مسافت و کهولت، فقط روزهای سه شنبه ممکن بود استاد را در کتابخانه سلیمانیه که در بخش اروپایی استانبول واقع است، در میان تلی از کتابهای خطی زیارت کرد. آن مرحوم آخرین سالهای عمر خود را صرف تدوین فهرست کتب خطی مستقر در کتابخانه سلیمانیه میکرد. چون چشم و دست نمیتوانست با همت والا و ارادهی استوار وی برابری کند، منشی جوانی گفتههای ایشان را تحریر میکرد و نوشتهها را بر استاد میخواند. مرحوم باقی کار تدوین فهرست کتابخانه موزه مولانا در قونیه را هم ادامه داد و آن را در چهار جلد به انجام رساند که متاسفانه فقط سه جلد آن به چاپ رسیده و جلد چهارم آن که شاید مهمترین قسمت کتابهای موزه مولانا را شامل میشود، هنوز به صورت دست نوشته در کتابخانهی موزهی قونیه باقی مانده است. وی لحظهای از خواندن و نوشتن باز نمیایستاد و هر چند گاه کتابی ارزنده به دوستداران عرضه میکرد. مرحوم باقی با ایرانیان به فارسی شیرین سخن میگفت. اکثر ابیات مثنوی مولانا و دیوان کبیر را از حفظ داشت. یک بار از ایشان خواسته شد که زندگینامهی خود را برای درج در ابتدای «مولانا جلال الدّین » دراختیار بگذارند، گفتند: «چه زندگینامهای ؟
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
«حاصل عمرم سه سخن بیش نیست
« سوختم و سوختم و سوختم»
این زندگینامه من است و مشتی نوشتههای پراکنده دارم که میدانید او یکی از غنایم بزرگ و ارزشمند برای فرهنگ و تاریخ اسلام بود. افسوس که خاموش شده است. خبر فوت او را روزنامهها در ۲۶ اوت ۱۹۸۲ دادند. عبدالباقی سحرگاه روز ۲۵ اوت چشم از جهان فرو بسته بود. ۳-۴-۵- محمد استعلامی: در چهارم تیرماه۱۳۱۵در شهر اراک متولد شد. در سال۱۳۴۵موفق به اخذ دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران شد و در همان دوره استاد دانشگاه تهران ویژه دانشجویان خارجی بود. در سال های۱۳۵۶- ۱۳۴۶ استادیار، دانشیار و استاد دانشگاه تربیت معلم و دانشسرای عالی تهران و همچنین استاد مدعو دانشگاه نیویورک بودند.در سال ۶۵-۱۳۶۴محقق وابسته بخش مطالعات خاور نزدیک در دانشگاه پنسیلوانیا، فیلادلفیا بوده است و او همچنین علاوه بر دیگر فعالیتها همچنان در دانشگاههای معتبر اروپا و امریکا تدریس و تحقیق میکند. استعلامی برای تدوین این اثر گرانقدر از حاصل کار مثنوی پژوهان دانشمندی چون: نیکلسون، فروزانفر،جلال الدین همایی، زرّین کوب و صادق گوهرین بیشترین بهرهها را برده است. از ویژگیهای اثر ارزشمند ایشان میتوان به موارد زیر اشاره کرد: ۱- قبل از شرح ابیات به شرح زندگی مولانا پرداخته است. ۲- پوستی بر سرگذشت مولانا نوشته است. ۳- دربارهی مثنوی مینویسد و سپس آثار مولانا را نام میبرد و در ضمن آن به معرفی آن ها میپردازد. ۴- و درسر انجام چگونگی طرح کار، توضیحات کتاب، دست نوشتههای زمان مولانا و نزدیک به زمان او، مقایسه با مثنوی نیکلسون، نقطه گذاری، اعراب گذاری، و رسم الخط را توضیح داده است. هر کدام از این پنج قسمت مانند قسمت بخشهای جداگانهای دارد که به طرز بسیار جالبی تنظیم شدهاند و با عنوانی در خور و شایسته معرفی میشوند مثلا در قسمت سر گذشت مولاتا وقتی که میخواهد آشنایی مولوی و زرین کوب را شرح دهد، عنوان موضوع را این گونه مینویسد: یکی گنجی پدید آمد، در آن دکّان زرّ کوبی. و سپس توضیحاتی در مورد هر بخش میدهد. استعلامی مثنوی را از نظر سخن سنج بودنش یک اثر ادبی میداند که با وجود بعضی بیاعتناییها به موازین فنی شعر و علوم بلاغت در آن سخن آفرینی در مرتبهی کمال است. و از نظر معنا و زیر بنای فکری و اجتماعی آن یک تجدید حیات زندگی مولانا میداند که اگر مجموعه یا اندیشهها و عقاید و الهامات و دریافتهای مولانا را از آن بیرون بکشیم، و بخواهیم به صورت یک پیکرهی فکری یا مکتب تربیتی اجتماعی بیان کنیم، در این پیکره استخوان بندی، یا یک رشته ارتباطی درونی مثل دستگاه گردش خون یا اعصاب وجود دارد، که این اجزا را به هم نسبت میپیوندد و به همهی این قصهها و روایتها و آیات و احادیث و لطیفهها و برداشت ها، یک زندگی مداوم و پر شور میبخشد. این رشته ارتباط خطوط اصلیاند یشهی مولانا دربارهی این جهان و ماورای این جهان هستند. ۳-۴-۶- کریم زمانی: کریم زمانی که در سال ۱۳۳۰ چشم به این دنیا گشود؛ میتواند از جمله افرادی باشد که آخرین شرح را در چند سال اخیر بر مثنوی نوشته است با مطالعهی شروح دیگر و آوردن تو ضیحاتی از سایر شارحان در متن کتاب خویش آن را شرح جامع نامیده و معتقد است که با مطالعهی کتاب ایشان مراجعه به سایر کتب ضروری نیست، چون کتاب ایشان مجموع تمام شرحهای گذشته است و در نهایت به فهم معانی ابیات مثنوی میرسد. البته بعضی از شارحان مثنوی که کتاب کریم زمانی را مطالعه کردهاند هرکدام خود در محضر دیدگاهی نسبت به آن دارند از جمله دکتر زرّین کوب که نحوهی نگارش و تدوین آن را مورد ستایش قرار داده است و عنوان بندی و فهرست نویسی آن را پسندیده است. و مینویسد:«شرح جدید جناب عالی بر مثنوی عز وصول بخشیده اینکه آن را شرح جامع خواندهاید حاکی از آن است که در تدوین آن به شروح سابق توجّه داشتهاید و این خود مایهی مزید اطمینان به شیوهی کار و تحقیق جناب عالی است.» دکتر زرّین کوب نوآوری زمانی در نگارش شرح مثنوی که شامل کلید واژهها تحت عنوان فهرست اطلاعات درآخر کتاب را ستوده است و مقدمهی دکتر اسماعیل حاکمی در ابتدای آن را بهترین معرف اثر میداند. یا دکتر سروش معتقد است نوشتهی زمانی، ورود مبتدیان را بدان وادی مقدس آسان میکند و منتهیان را به ذکر معشوق سرخوش و شادمان میگرداند. دکتر شفیعی کدکنی مثنوی را بزرگترین حماسهی روحانی بشریت میداند که خداوند برای جاودانه کردن فرهنگ ایران، آن را به زبان پارسی هدیه کرده است. و هنوز بشریت در نخستین پلههای شناخت این اثر ژرف و بیهمتاست. دکتر کدکنی خاطر نشان میکند که اگر هر سال شرحی جامع بر مثنوی نوشته شود باز هم میدان تحقیق همچنان باز است و در پایان در مورد شرح کریم زمانی گوید:«این شرح جامع همهی شروح قبلی است و نخبهی اطلاعات موجود در شروح دیگر را نیز در خود نهفته است.» دکتر شهیدی مینویسد:«دکتر زمانی شرح مختصر و سودمندی نوشته است و توضیحات آن روشن و سازندهی برخی نکتههاست.» یاخانم انه ماری شیمل در نامهی خود به مؤلف چنین مرقوم داشتهاند :«شرح مثنوی شما نه تنها از حیث محتوی جالب است، بلکه به طرز زیبایی نیز فراهم آمده است.» کریم زمانی در نگارش سعی نموده است که از فروزانفر پیروی نماید، و ایشان نیز مانند شرح شریف مثنوی از فروزانفر، به عنوان مدخل مقدمهای از هرقصه را ابتدا مینویسد و منبع الهام آن را ذکر می کند و آن را شرح و توضیح میدهد. به شرح بیت به بیت میپردازد ولی هیچگاه عقاید و نظر خود را به عنوان سخن آخر نمینویسد و اگر نوشتهای باشد بیشتر از حد یک معنی تحت اللفظی نیست و بیشتر به توضیحات شارحان مقدم از جمله فروزانفر و نیکلسون و اکبرآبادی استفاده نموده است. شیوهی تدوین شرح کریم زمانی این گونه است: ۱- ابتدا کتاب خود را با شرح حال مولانا، معرفی اطرافیان، دوستان و افرادی که به نوعی تأثیری بر مولا نا داشتهاند ، شروع میکند و بعد از ترجمهی مقدمهی مثنوی، نینامه را دیباچهی مثنوی میداند. ۲- ابیات را یک به یک توضیح میدهد بر خلاف فروزانفر فقط ابیات خاصی را انتخاب میکند و بعضی اوقات آنها را موقوف المعانی در کنار هم میآورد. ۳- از مشکل نویسی و پر گویی پرهیز نموده است و با بیانی ساده و روان نوشته شده است. ۴- تک تک ابیات را از حیث لغت، اشاره و کنایه به ایات و آحادیث، ضرب المثلها و اصطلاحات عرفانی، نجومی، طبی و…. مورد بحث قرار داده است. ۵-از تأویل پرهیز نموده است. ۶-در تفسیر ابیات در ذیل هر بیتی معنی ساده و خالی از شرح و تفسیر خاص آمده و دنبال آن اگر شرح نکتهای یا بسط موضوعی ضروری نموده در داخل کروشه جداگانه ایراد شده است. فصل چهارم: مقایسهی شروح بر ابیات بحث بر انگیز ۴- مقایسهی شروح بر ابیات بحث بر انگیز: برخوانندگان مثنوی پوشیده نیست که اکثر شارحان این کتاب بر ابیات آغازین که با عنوان “نی نامه” نامیده شدهاند اختلاف نظر دارند و هر کدام به گونهای آن ها را تفسیر و توضیح دادهاند و ادلّهی خاص خود را دارند. بنابر این در این قسمت که به مقایسهی ابیات بحث بر انگیز خواهیم پرداخت به طور کل ۱۸بیت آغاز مثنوی را به دلیل بحثهای زیادی که بر این ابیات انجام شده است، مورد بررسی قرار میدهیم.
از جداییها شکایت میکند (بیت۱)
۱) بشنو این نی چون حکایت میکند
انقِروی: انقروی در این بیت ابتدا بر روی بشنو بحث کرده است و بیان میکند اینکه مولانا در آغاز مثنوی با کلمهی بشنو امر با ستماع فرموده و با کلمهای دیگرآغاز نکرده است نکتهای بزرگ است و میتوانسته با جملهای دیگر شروع کند ولی نکرده و این «به دلیل اینکه در دین و طریقت آنچه در ابتدا واجب و لازم شده”استماع” میباشد و به همین سبب در دین و طریقت از بصر و از سایر اعضا و جوارح، سمع اولی تر است.»(انقروی،۱۳۸۰: ۱) و «سپس با ذکر آیهی «اِنَّ شرّ الدوّاب عند الله الصمّ البکم الّذین لا یعقلون»(شرورترین ذی روح که در روی زمین حرکت میکند در نزد خداوند آن کسی است که از استماع محروم است یعنی کر است و زبان ندارد که کلام حق را بیان کند و در واقع آن ها را نمیفهمد و ادراک نمیکند. محققین در این آیه کریمه می فرمایند: لالی در اثر کری حاصل می شود زیرا برای نطق البته سماع لازم است. پس آن کسی که کلام حق را نشنود و طبق آن عمل نکند و آن را به کار نبندد ذلال بودنش مقرر است. بعدازآن بحث برروی «نی»راپیش میکشد و میگوید: اولاًجایز است استعاره باشد از مرشد عالی که صوفی صافی و عاشق وافی بوده و درونش از ماسوا خالی و از نفخهی حق پر باشد. زیرا نی صورتا و لفظا و ذاتا مناسبت تام و مشابهت عامه به انسان کامل دارد. مشابهتی که صورتاً دارد: از لحاظ زردی سیما و شرح سینه است که رنگ بیرون و حال درون عشاق الهیه این گونه است. ودیگراینکه «نی» از چند جا میان بسته است، کذلک اولیای خدا هم برای عبارت حق به چندین وجه کمر بستهاند و مناسبت لفظی آن است که فارسیان کلمهی«نی»را در اکثر موارد به معنای نفی به کارمیبرند چنانکه در این بیت شاعر«من نیم»گفته است:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گوها[۸۶] و همکاران هریسون[۸۷] و پرات[۸۸] همروچمپی یو[۸۹] و رایت[۹۰] همرمعتقد است باید با یک کاغذ سفید کار آغاز شود یعنی این که از نو فرایند را طراحی کنید در حالیکه داونپورت وشورت معتقدند باید فرآیندهای موجود را مدلسازی کرد. استفاده از رویکرد لوح سفید به اجرای BPRاز مسائلی است که به بنیادین بودن آن نسبت داده میشود. علیرغم اینکه نویسندگانی نظیر همر و چمپی، همر و لیندن[۹۱] مدعیاند BPRرویکردی لوح سفید است، مطالعهی تجربی داونپورت و استودارد آشکار ساخت که سازمانهای کمی قادر به پیروی از این رویکرد هستند. جالب اینکه داونپورت استفاده از طراحی انقلابی تغییر همراه با یک رویکرد لوح سفید و اجرای تکاملی که وضعیت کنونی را درنظر بگیرد، پیشنهاد میکند.پپارد[۹۲] و بورک و آرکر و بوکر ساختار عمومی روشهای BPRرا به صورت زیر ترسیم کردهاند: نمودار شماره ۲-۱:ساختارعمومیروششناسیهای مهندسی مجدد آمادهسازی مطالعه تحلیل فرآیندهای کسب و کار جاری بازطراحی فرآیندها اجرای فرآیندهای بازطراحی شده بهبود مستمر ایجادچشم انداز تشخیص و درک فرآیندهای کسب وکار موجود بازطراحی فرآیندها اجرای فرآیندهای بازطراحی شده پپارد و بورک آرکر و بوکر همانگونه که از شکل پیداست آرکر و بوکر معتقدند پس از اجرای BPRبه انجام بهبود مستمر نیاز است (سعادت، ۱۳۸۸). بستانچی دلایل نیاز به متدولوژی را بصورت زیر تعریف می کند: – افزایش هزینه های پروژه نسبت به سقف پیش بینی شده – افزایش مدت انجام پروژه نسبت به زمان برنامه ریزی شده – تولید سیستمهایی که نیاز واقعی کاربران را برآورده نمی کنند – ناتوانی در توسعه آتی و یا پشتیبانی مناسب سیستم – حجم زیاد دوباره کاریها وفعالیتهای موازی و ناهماهنگ – وجود نداشتن ساختاری مناسب برای سازماندهی اطلاعات جمع آوری شده(بستانچی، ۲۰۰۷).
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۱۱-۱ روش شناسی تنانت[۹۳] و وو[۹۴] فاز تحلیل استراتژیک:تدوین یک چشم انداز یا مأموریت که از پایه ریزی یک استراتژی کسب و کار حمایت خواهد کرد فاز تحلیل کسب و کار:باز اندیشی فرایند عملیاتی موجود درون زمینهی استراتژی کسب و کار فاز تحلیل فرایند کسب و کار:تمرکز بر چگونگی دستیابی به استراتژیهای تعیین شده در فاز تحلیل فرایند کسب و کار اجرای فرایند کسب و کار:به کارگیری منابع برای تحقق استراتژیهایی که در فازهای تحلیل فرایند کسب و کار تعیین شده و همچنین تأمین نیازمندیهای جزئی تری که در خلال فاز طراحی ایجاد شدهاند (wu&Tennnant، ۲۰۰۵). ۲-۱۱-۲ روششناسی فیوری[۹۵] تشخیص نیازهای مشتریان و هدف گزینی سنجش و نقشهکشی فرآیندهای موجود تحلیل فرآیندهای کسب و کار بهبودتطبیقی برای بهترین شیوههای عمل طراحی فرآیندهای جدید اجرای فرآیندهای بازطراحی شده (سعادت، ۱۳۸۸). ۲-۱۱-۳ روششناسی کلین[۹۶] آماده سازی: شرکای پروژه BPRدر ابتدا سازماندهی و فعال میشوند شناسایی: ایجاد مدلهای مشتریگرا برای فرایندهای کسب و کار چشم انداز: انتخاب فرآیندها برای مهندسیمجدد و انتخاب گزینههای بازطراحی راه حل[۹۷]: تعیین نیازهای فنی و اجتماعی برای فرآیندهای جدید و ایجاد طرحهای تفضیلی اجرا تغییر شکل[۹۸] :اجرای مهندسیمجدد (Klein ، ۱۹۹۴). ۲-۱۱-۴ روششناسی بارت[۹۹] پرورش[۱۰۰]: انتخاب اعضای تیم،تعیین بهترین شیوههای عمل و شناسایی کاربردIT طوفان مغزی هدفمند: شناسایی بهبود و جایگزینهای بازطراحی فرایند جدید یافتم[۱۰۱]: انتخاب برای اجرا[۱۰۲]، انگیزهمند ساختن تیم، و اطمینان از تعهد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گاهی اوقات تصّور عده ای از دین به عنوان یک مد و کالایی می باشد که هر روز می توان آن را عوض کرد بدون آن که هیچ تاثیری در زندگی آنان داشته باشد. این گونه افراد خیال می کنند دین خود را عوض کرده اند. کسی که هر روز یک دین برمی گزیند در واقع بی دین است زیرا نه ملتزم به دین سابق است و نه ملتزم به دین لاحق؛ زیرا انسان صاحب عقیده ملتزم به لوازم عقیده خود می باشد. اکنون باید بدانیم مرتد منکر چه حقیقتی می شود که از نظر اسلام که دین رأفت و رحمت و آزادی اندیشه و بیان و عقلانیت است. تا این حد مورد نفرت و غضب قرار می گیرد. تبیین دقیق اسلام به عنوان موضوع مورد انکار ارتداد تا حدود زیادی پرده از ماهیت مرتد و جریان ارتداد برداشته و به دنبال آن راز و فلسفه حکم ارتداد نیز بیشترعیان می گردد.همچنین مشخص می شود که مرتد چگونه عنصری است و در عالم آفرینش چه جایگاهی دارد. ۳-۱- ویژگیهای دین مبین اسلام قرآن کریم می فرماید: “قَدْ جَاءکُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَیْکُمْ نُورًا مُّبِینًا”( نساء، ۱۷۴) همانا از جانب پروردگارتان بر شما برهان فرستاده شد و بر شما نوری مبین و آشکار نازل گردید. خداوند متعال همچنین در بیش از یکصد آیه به تعابیر مختلف مانند “تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْمُبِینِ”(قصص، ۲) و “وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَیْکُمْ آیَاتٍ مُّبَیِّنَاتٍ”(نور، ۳۴) و یا “قَدْ جَاءتْکُم بَیِّنَهٌ مِّن رَّبِّکُمْ”(اعراف، ۷۳) از قرآن و معجزات انبیاء با این کلمه یاد کرده است. و در آیه دیگر، منکر این این بیّنات را کسی نمی داند جز فاسقین یا ظالمین یا منافقین مانند آیه ۹۳ سوره بقره که خداوند گوساله پرستان را ظالمینی می داند که بیّنات موسی را انکار کردند. و در آیه ۹۹ همان سوره می فرماید:“وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَیْکَ آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ وَمَا یَکْفُرُ بِهَا إِلاَّ الْفَاسِقُونَ”و در آیه ۱۵۹ همان سوره کافرین به بیّنات را لعنت می کند. این نشان می دهد در منطق عقلاء هر دین یا عقیده ای که مبتنی بر بیّنات و برهان باشد قاعدتاً باید مورد پذیرش قرار گیرد و منکر بیّنات و واضحات عموماً دارای مشکلات روحی و روانی و نفسانی باید باشند. که به تعبیر قرآن یا ظالمین هستند یا فاسقین و فاسدین. در مبحث پیشین آوردیم که بهترین نوع استدلال و بهترین عقیده، عقیده ای است که بر براهین عقلی استوار باشد، و براهین عقلی خود بر بدیهیات و اوّلیات عقلی مورد قبول عقلاء استوارند که دیگر نیازی به اثبات ندارند. آن بدیهیات بی نیاز از اثبات که مورد پذیرش عقلاء می باشد را بیّنات گویند و چون اسلام از تمام ابعاد، مبتنی بر عقل و فطرت بشر است، خود را دین مبین و منکر خود را فاسق معرفی کرده، آنچه در ذیل به عنوان ویژگی ها ی اسلام آمده تفصیل نور و مبین بودن اسلام است. ۳-۱-۱- اسلام دین آرامش و امنیت خداوند ادیان الهی و ابراهیمی را به طور عام و دین اسلام را به طور خاص اسلام نام نهاده است. رجوع مجدد به ریشه های کلمه اسلام و بررسی مجدد آیات قرآن کریم نشان می دهد. اسلام به معنای سلامت و امنیت است. اسلام به دلیل آنکه دین فطری و دینی کاملاً منطبق با عقل و منطق است و قدرت متقاعد کردن عقل و فطرت را برای پذیرش خود دارد، اسلام نامیده می شود چون قدرت تسلیم دیگران را با براهین قوی دارد پس چون دیگران را به تسلیم وا می دارد اسلام نامیده می شود و چون نتیجه معرفت یافتن به آن تسلیم شدن طبیعی عقلهای سالم و فطرتهای پاک به آن است. دین تسلیم می باشد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
“فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَهَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ”(روم ،۳۰) پس روى خود را با گرایش تمام به حق به سوى این دین کن با همان سرشتى که خدا مردم را بر آن سرشته است آفرینش خداوند، تغییرپذیر نیست، این است همان دین پایدار ولى بیشتر مردم نمى دانند. و از آن جهت که با تسلیم شدن به آن در واقع به ندای عقل و فطرت خود پاسخ مثبت داده ایم به آرامش و امنیت واقعی می رسیم دین سِلم و امنیت و سلامت است. “یَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءکُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیرًا مِّمَّا کُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتَابِ وَیَعْفُو عَن کَثِیرٍ قَدْ جَاءکُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُّبِینٌ”(مائده،۱۵) اى اهل کتاب پیامبر ما به سوى شما آمده است که بسیارى از چیزهایى از کتاب [آسمانى خود] را که پوشیده مى داشتید براى شما بیان مى کند و از بسیارى [خطاهاى شما] درمى گذرد قطعا براى شما از جانب خدا روشنایى و کتابى روشنگر آمده است. “یَهْدِی بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ وَیُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَیَهْدِیهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ” (مائده،۱۶) خدا هر که را از خشنودى او پیروى کند به وسیله آن [کتاب] به راه هاى سلامت رهنمون مى شود و به توفیق خویش آنان را از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون مى برد و به راهى راست هدایتشان مى کند. همچنین با پذیرش اسلام و حاکمیت توحید بر وجود انسان ، یک مسلمان به عالیترین سطح امنیت و آرامش و امنیت روحی و روانی می رسد که ثمره اتکاء به خدا و ایمان به توحید و معاد می باشد. “أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ”(رعد،۲۸) و ایمان به معاد نیز به عنوان بزرگترین مرکز امید برای تحمل ناملایمات و ناعدالتی های زندگی به انسان امید و آرامش می دهد. قطعاً اگر چنین اعتقادی نباشد، انسان سر از جنون در می آورد. زیرا بسیاری از پاداشها و مجازاتها در این دنیا امکان وقوع ندارد و عدم معاد ظلمی بزرگ و تحمل ناپذیر می باشد. در روایتی در مورد بدیهی بودن و آشکار بودن دلایل اسلام فرموده است: اسلام روشنترین راه ها و آشکارترین گذرگاه هاست، مشعل آن بلند و مرتفع است و شاهراه هایش درخشان و چراغهایش فروزان. (نهج البلاغه فیض ،خطبه ۱۰۶) پس اسلام، اسلام نهاده شد چون در پرتو آن به اوج طمأ نینه قلبی و آرامشی که سلم اکبر است می رسی. اسلام یعنی دژ و پناهگاهی که آرامش و امنیت در ذات آن نهفته است و هرکس به ان راه یابد رستگار می شود، کدام چیز آرام بخش تر از رستگاری می تواند باشد که با کلمه “لا اله الاّ الله” می توان به آن رسید. “قولوا لااله الاّ الله تفلحوا” بگوید خدا یکی است رستگار می شوید. پس اسلام است چون رستگار می شوی و رستگاری یعنی در حریم سلم و امنیت قرار گرفتن و چون آزادگی که ثمره عبودیت خالق متعال و نتیجه اش رهایی از بندگی بندگان خدا و دست یافتن به حرّیت واقعی است حرّیتی است که در آن نه ظلم می کنی و نه زیر بار ظلم می روی، این یعنی اسلام و امنیت زیرا در آخرت نیز چنانکه پیامبر عظیم الشأن در انتهای نامه خود به خسرو پرویز فرمود اَسلَم تُسَلِم (اسلام بیاور تا به آرامش برسی). (رازی ، ۱۳۸۶: ۹۰) در پناه حرم امن الهی قرار می گیری. و اسلام است چون به کسی ظلم نمی کنی دیگران از دست و زبان تو در سلم و امانند و اسلام است چون در مبارزه با ظالمین هم خود را در سلم و امنیت قرار می دهی و هم مظلومین را به سلم و آرامش می رسانی. به همین دلیل است که امیرمومنان علی(ع) می فرماید: ” اَلحَمدُ اللهِ الّذی شَرَعَ الاسلام فَسَهل شَرائعُهُ لِمَن وَرَدهُ و اَعَزَّ اَرکانهُ عَلی مَن غالَبَه، فَجَعلَهُ امنّا لِمَن عَلِقَهُ و سِلماً لِمَن دَخَلَهُ، برهاناً لِمَن تَکَلَّمَ بهِ “(محمدی ری شهری۱۳۸۷،ج۵: ۳۶۳ ) ترجمه: حمد و سپاس خداوندی را که اسلام را آشکار ساخت. و احکام آن را برای کسی که وارد آن شود آسان گرفت و ارکان آن را برای کسی که با آن مقابله کرد محکم گردانید. و آن را برای کسی که بدان چنگ زند وسیله آرامش و برای کسی که به آن بگرود وسیله امنیت و سلامت و برای کسی که بخواهد از دین خود دفاع کند برهان قرار داد. حضرت علی(ع) فرمود: اسلام روشن ترین راه هاست. (همان ) رسول خدا فرمود: مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبان او آسوده باشند. و باز فرمود: مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نمی کند و ناسزایش نمی گوید و به او خیانت نمی کند و به او دروغ نمی گوید و او را تنها و بی یاور نمی گذارد. (همان ) پیامبر خدا(ص) فرمود: پوشش اسلام حیا و زیور آن وفا و مردانگی اش کار نیک و ستونش پارسائی است. (همان ) و باز فرمود: اسلام یعنی اخلاق نیکو. امیرمومنان(ع) فرمود: اسلام همان تسلیم است و تسلیم، همان تصدیق است و تصدیق همان یقین و یقین، همان انجام وظیفه است و انجام وظیفه همان عمل است. (همان ) و امیرمومنان فرمود اسلام همان امانتداری است، و سرآمد نفاق خیانت است و فرمود: اساس اسلام راستگویی است. (همان ، ۳۷۸) ۳-۱-۲- اسلام تنها دین تحریف نشده و مستند به تاریخ دقیق نسب بنیانگذار اسلام با جزئیات آن کاملاً مشخص است. عبدالمطلب- عبد مناف – عبدالله- هاشم- ابوطالب و فرزندان و نوادگان آنها و تاریخ زندگی آنها کاملاً روشن است. تاریخ ولادت پیامبر اکرم(ص)، نام پدر، نام مادر، نام فرزندان و تاریخ ولادت و وفات و شهادت آنها متواتر و از یقینیات و واضحات تاریخ می باشد. تاریخ دقیق شب به یاد ماندنی ولادت پیامبر اکرم(ص) و نحوه رشد ایشان و حتی نام دایه های ایشان و تاریخ دقیق ائمه اطهار علیهم السلام و حضرت علی(ع) و جنگها و غزوات پیامبر(ص) و علی (ع) و حتی شکل و شمایل ظاهری و خلق و خوی آنان به دقت ثبت و ضبط شده است. و مهمتر از همه قبور همه آنها مشخص و معین و غیر قابل تردید است. حتی قبور اعوان و انصار آنها. وقتی انسان به عتبات عالیات و یا مکه مکرمه و مدینه منوره مسافرت می کند گویی در عصر پیامبر اکرم(ص) گام برمی دارد و تمام شواهد و قرائن و قبور به شکلی است که فاصله زمانی بین ما و آنان در هم می شکند و خود را در اتصال به آنان حس می کنیم. امّا تاریخ بقیه ادیان مملو است از اختلافات بزرگ لاینحل، در مورد سال تولد و محل تولد و تاریخ زندگانی آنها. نه زادگاه مستند و متقنی دارند و نه مقبره معتبری و اگر قرآن نباشد حجیت و اعتبار تمام ادیان آسمانی و وجود انبیاء آنها مورد شک و تردید قرار می گیرد و زیر سوال می رود. (مجلسی، ۱۳۷۶: ۱۵) ۳-۱-۳- اسلام تنها دین دارای معجزه جاوید قرآن تنها معجزه جاوید ادیان الهی است که هنوز با قدرت و قوّت پس از ۱۴۰۰ سال تحدّی می کند و مبارز می طلبد و تمام دشمنان اسلام ۱۴۰۰ سال است درماندگی خود را در مقابل آن به نمایش گذاشته و هنوز نتوانسته اند با جرأت اعلام کنند یک ایه مثل آن آورده اند. (سبحانی ، ۱۴۰۹ج ۲: ۲۱۷) هر چند هیچ کس نمی تواند در برابر منطق قوی قرآن عرض اندام کند ولی این دو ویژگی که بیان کردیم و از مسلمات جامعه وتاریخ و عصر حاضر است. حسادت غربی ها را به شدت برانگیخته و آنان به جای آنکه در برابر منطق قوی قرآن و تاریخ روشن اسلام سر تسلیم فرود آورند. از یک سو وهابیت و سلفی ها را پدید آورده اند تا منابع و مأخذ و مستندات و اماکن تاریخی اسلام را منهدم و نابود سازند تا اسلام نیز مانند ادیان خودشان بدون ریشه تاریخی باشد و از سوی دیگر عده ای را اجیر کرده اند تا با تهمت های ناروا به قران کریم آن را کتابی بشری و بی ارزش که ساخته ذهن پیامبر است معرفی ساخته و از ابهت و عظمت آن بکاهند غافل از آنکه وعده خدا مبنی بر ” والله متممُّ نورهِ و لَو کَرِهَ الکافرون “ وعده ای تخلف ناپذیر است. آنان به جای پاسخ به احتجاج قرآن و هماورد طلبی آن. آنرا مورد اتهام قرار می دهند؛ کاری که یهود صدر اسلام بارها و بارها تکرار کرده و نتوانستند به اهداف خود برسند. (زمانی ، ۱۳۸۷: ۱۸۸) ۳-۱-۴- اسلام دین فطرت است اسلام هم از سرچشمه حق نشأت گرفته و هم پاسخگوی حقیقی برای خواسته های حقیقی دیگریست که در وجود انسان سرشته شده است. و آن فطرت پاکی است که از حقّ نشآت گرفته به همین خاطر پاسخ حقیقی به نیاز حقیقی انسان کاملاً منطبق بر هم بوده و چنین دینی را جاودانه کرده است. در حالی که زندگی بشر از یک سو دائم در حال تغییر و تحول است و از سوی دیگر هدف از تقنیین قوانین رفع حاجات فردی و اجتماعی بشر می باشد. پر واضح است که هیچ قانونی نمی تواند دوام و بقاء داشته باشد مگر آنکه بر یک مرکز و اساس ثابتی استوار شود. و آن چیزی نیست جز فطرت انسان که در گذر زمان و عصرها ثابت و لایتغیر است و لذا قرآن کریم در این باره فرموده است: “فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَهَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ”(روم ، ۳۰) پس روى خود را با گرایش تمام به حق به سوى این دین کن با همان سرشتى که خدا مردم را بر آن سرشته است، آفرینش خداوند تغییر پذیر نیست، این است همان دین پایدار ولى بیشتر مردم نمى دانند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هماهنگی: میان طرح های جامع و طرح های مرمت پویایی: پویایی در بافت به خصوص در وجه اقتصادی هدف اصلی: بهبود عملکرد، اقدام به کالبد زنده و پویا روش مداخله شیوه اقدام: روش بازسازی و مرمت جامع شهری شیوه بهسازی و نوسازی برنارد ۲-۱۷-۳- برنارد چومی[۴] طراحی برنارد چومی برای پارک لاویلت باعث تعجب بسیاری از متخصصان و طراحان جهان کردیده چرا که حرکت وی درطراحی، حرکتی نو و انقلابی محسوب می باشد.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
نظریات چومی در رابطه با مرمت بافت شهری بسیار شایان اهمیت است. این نظریات شامل: ۱- جایگزینی مفاهیم تازه: اهمیت و ضرورت جایگزینی مفاهیم تازه در رابطه با تضاد فرم و عملکرد در جهت آشتی دادن آنها ۲- معماری پیچیده بدون رعایت قواعد سنتی سلسله مراتب و ترکیبی می تواند سامان یابد. ۳- زدودن مفاهیم قرار دادی از طراحی و جایگزین کردن مفاهیم قابل تاویل در آن انقطاع تاریخی اصول مورد بحث چومی در رابطه با مدیریت یکپارچه شهری به شرح زیر می باشد: استقلال موضوع در متن: تعریف مناسب موضوع در زمینه کاری روی هم قرار گیری عملکردها : تبیین کردن عملکردها بر هم قرار گرفته شد بی انتهایی: نامحدود بودن تضاد در تقابل بی پیوند کثرت در تقابل با وحدت بی نظمی در تقابل با نظم انعطاف پذیری ناهماهنگی تغییر مداوم موضوع و معنا در متن شکستن تضاد و تباین میان فرم و عملکرد.(اکبری زاده ، ۱۳۸۸) دستور العمل های چومی در رابطه با مدیریت یکپارچه شهری شامل: وجود تضاد در نظام های هنری کالبدی تغییر و تحول در کالبد بنا و انعطاف پذیر بودن آنها با استناد به نظریه اصول و دستور العمل برنارد چومی میتوان این چنین به نتیجه رسید که هدف چومی جایگزین کردن مفاهیم جدید جهت آشتی دادن فرم و عملکرد بوده است. کاربری پیشنهاد وی تعیین کردن کاربری بر مبنای متن و زمینه آن است. شیوه عملی و اقدامی وی بهسازی-نوسازی و بازسازی است. روش ملاحظه چومی هم به صورت موضعی-موضوعی است. ۴ دیدگاه نظریات چومی: ۱- جانشینی مفاهیم تازه ۲- معماری پیچیده مغایر قوای سنتی ۳- جانشینی مفاهیم قابل تأویق بجای قرار دادی ۴- انقطاع تاریخی
مفهوم مدیریت شهر اعمال قدرت مدیریت شهری در چگونگی استقرار و اداره شهرها بر حسب گونه های فرهنگی و ساختار اجتماعی – سیاسی جوامع پدیدار می شود. شهر که پیچیده ترین و متنوع ترین جلوه های زندگی بشری را در خود دارد بدون وجود نظام مدیریت شهری که ضمن انجام برنامه ریزیهای لازم برای رشد و توسعه آینده شهر به مقابله با مسایل و مشکلات کنونی آن می پردازد، بی سامان می گردد. اصطلاح مدیریت شهری از لحاظ مفهومی متنوع و تا حدی مبهم است. این امر ناشی از تنوع نگرشهای موجود به دلیل میان رشته ای بودن و جدید بودن مدیریت شهری است و دستیابی به تعریفی مشخص و واحد مستلزم در نظر گرفتن بسیاری از این تعاریف است که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود: داده های سیستم مدیریت شهری، خواسته های دولت و شهروندان و ستانده های آن توسعه کمیت و کیفیت زندگی شهری است. بنابراین مدیریت شهری باید تمام شهری اعم از فضای کالبدی و عملکردی آنرا تحت پوشش قرار دهد. لذا دارای ماهیت سازمانی توامان چند عملکردی و چند سطحی است. ویلیامز در سال ۱۹۷۸ مدیریت شهری را یک تئوری و چشم انداز نمی داند، بلکه آنرا چارچوب و پایه و اساس مطالعات شهر می داند. او اضافه می کند که مدیریت شهری ارتباط قوی و تنگاتنگ با ماهیت شهر از یک طرف و ساختارهای اجتماعی و اقتصادی از طرف دیگر دارد، همچنین مدیریت شهری با سازمانهای دولتی که در شهر خدمات ارائه می دهند و جمعیت شهر ارتباط تنگاتنگی دارد. تمام این تعاریف دلالت بر انعطاف پذیری مدیریت شهری دارند. چرا که نظام مدیریت شهری متشکل از عناصر و اجزاء بهم پیوسته ای است که باید در تعامل و ارتباط با هم در نظر گرفته شوند و آنچه که امروزه در هدایت این نظام اهمیتی ویژه دارد توانایی آن در انعطاف پذیری است. نظام مدیریت شهری یک سیستم پویا و باز است و با انواع فراسیستمها و زیر سیستمهای متعدد در ارتباط است. بنابراین با توجه به متغیرهای بسیار و محیط ناهمگن و متنوعی که مدیریت شهری در آن قرار دارد، این نظام باید به روش باز عمل کند و ساختارهای خشک و غیر قابل انعطاف را از خود دور سازد و دارای این توانمندی باشد تا با محیط اطرافش سازگار شده و ضمن حفظ کلیت خود به تبادل پویا با محیط بپردازد.(الوندی ، ۱۳۸۸) اصل اساسی در حکومتهای محلی این است که مردم همان محل با مشارکت و همفکری یکدیگر و حتی المقدور با بهره گرفتن از منابع و امکانات محلی نسبت به تامین خدمات عمومی و نیز عمران و آبادی محل در چارچوب قانون اقدام نمایند. از این رو سطح محلی مدیریت و اداره امور باید در سطح ملی به رسمیت شناخته شود و در پی آن سطح منطقه ای رابط بین این دو تلقی گردد. در واقع امروزه رابطه مستقیم بین بهبود مدیریت شهری و دموکراسی محلی با تمرکززادیی پذیرفته شده است. تفویض اختیارات، جلب مشارکت مردم و بسترگشایی نهایی آن در سطوح پایین تر، شرط موفقیت سیاستهای عدم تمرکز فضایی است . همانگونه که ذکر گردید از مهمترین حکومتهای محلی شهرداریها هستند. وجود این سازمان از هنگامی ضرورت یافت ک برآورده ساختن نیازهای افراد بشر، از عهده تک تک آنها خارج گردید و لازم شد سازمانی این نیازها را بطور مشترک برآورده سازد. با توجه به آنچه ذکر گردید واژه مورد نظر به هر دو حوزه اداری و عملی شهرداری اشاره نموده است. مشخصات شهرداری از کشوری به کشور دیگر متفاوت است. اما می توان حوزه شهرداری را بطور کلی با خصوصیات زیر تعریف کرد: ناحیه ای است که بوسیله مرزهای اداری معین، مشخص شده و ویژگی مسلط شهری دارد و معمولا توسط یک مجموعه از ماموران برگزیده محلی اداره می شود و در محدوده یک واحد حکومتی بالاتر مثل فرمانداری قرار دارد. مجموعه اداری شهرداری نیز سازمانی محلی و غیردولتی است که به منظور اداره امور محلی و ارائه خدمات لازم با هدف مدیریت و توسعه کالبدی، اقتصادی و اجتماعی در محدوده تعریف شده از سوی قانونگذار که معمولا شهر و اطراف آن است، به فعالیت می پردازد. شهرداری سازمانی منتخب است که مشروعیتش از انتخاب کنندگان می باشد. از استقلال نسبی در چارچوب قانونی برخوردار است و تشکیل آن از حق حاکمیت ملی نشات می گیرد. (اکبری زاده ، ۱۳۸۸)
وظائف مدیریت یکپارچه شهری و شهرداریها: صرفنظر از اینکه شهرداریهای مختلف در نقاط متفاوت جهان چه وظائفی را به انجام می رسانند اصولاً سیر تحولی جوامع ایفای وظائف و تعقیب اهداف خاصی را برای مدیریت شهری بطور عام و شهرداری بطور خاص الزامی نموده یا حداقل مورد توجه و تاکید قرار داده است. این اهداف و وظائف اغلب بوسیله سازمانهای وابسته به سازمان ملل تحلیل، معرفی و ترویج می شوند . در واگذاری وظائف تعیین شده به شهرداریها باید به صورت تدریجی و همگام با تامین و تخصیص امکانات لازم (قانون، تشکیلاتی، مالی و نیروی انسانی) و نحوه توزیع این امکانات بین شهرداری و سازمانهای دولتی بر اساس دستورالعملهای مشخص صورت گیرد .(احسانی ، ۱۳۸۹) در بخش زیر عمده ترین وظائف مدیریت شهری و شهرداریها ذکر شده که در پنج گروه طبقه بندی شده است: ۱- آماده ساختن زیرساختهای اساسی برای عملکرد کارامد شهرها؛ ۲- آماده ساختن خدمات لازم برای توسعه منابع انسانی، بهبود بهره وری و بهبود استاندارهای زندگی شهرنشینان؛
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فصل پنجم: راهکار و پیشنهادات ۵-۱- راهکارهای جهانی در برخورد با اسکان غیررسمی بیش از یک میلیارد نفر از ساکنان شهرهای جهان در مساکن نامناسبی زندگی میکنند. در کشورهای در حال توسعه، بیشتر این افراد در مناطق حاشیهنشین محروم و سکونتگاههای غیرقانونی ساکن هستند. شهرها جهت بهبود بخشیدن به شرایط زندگی از امکانات و تسهیلات فراوانی برخوردار میباشند. اما این امکانات و تسهیلات میان اقشار مختلف شهر به طور مساوی تقسیم نشده و شهرها به بخشهای دارا و ندار (ساکنان داخل شهر و حاشیهنشینان) تقسیم میگردند که هر قشر دارای روشهای متفاوت زندگی میباشد. تا سال ۲۰۲۰ بخش عمدهای از جمعیت کشورهای جهان سوم به صورت ساکنان شهری خواهند بود. در حال حاضر ۳۵ درصد از جمعیت ۶۱۱ میلیون نفری آفریقا، ۵۶ درصد از جمعیت ۲۷۰ میلیون نفری کشورهای عربی، ۳۵ درصد از جمعیت۳ میلیارد و ۵۱۵ میلیون نفری قاره آسیا و حوزه اقیانوس آرام و ۷۵ درصد از جمعیت ۳۹۱ میلیون نفری آمریکای لاتین و حوزه کارائیب در شهرها زندگی میکنند. با توجه به نرخ رشد کنونی، پیشبینی میشود جمعیت شهری این کشورها در سال ۲۰۲۰ به ۴۶ درصد در آفریقا، ۶۶ درصد در کشورهای عربی، ۴۶ درصد آسیا و حوزه اقیانوس آرام، ۸۱ درصد درآمریکا لاتین و حوزه کارائیب افزایش یابد. مهاجرتهای روستایی و رشد جمعیت شهری در آینده موجب بروز انبوهی از مشکلات به صورت سیستمی گردیده و تمامی کشورهای در حال توسعه و عملکردهای آن را در بر خواهد گرفت. این مشکلات روز به روز در حال افزایش است و با نظام مدیریتی و اقتصاد حاکم بر کشورهای جهان سوم و بدون طرح و برنامه و توجه ویژه نمیتوان این مشکلات را حل نمود. سازمان ملل در سال ۱۹۹۸ گزارشی منتشر کرد. در این گزارش دلایل میزان بالای مهاجرت به شهرها چنین عنوان شده است: ۳۳% برای یافتن شغل و کار بهتر، ۲۵% به علت بیکاری؛ ۱۲% به دلیل تغییر شغل؛ ۹% به علت همراهی بستگان و خویشاوندان؛ ۲% به دلیل حمایت مالی از طرف اقوام و آشنایان شهری؛ ۱۹% به دلیل موارد متفرقه. مشکلی که برای آنها وجود دارد، عدم دستیابی به خدمات و امکانات است، زیرا افراد فقیر و بیبضاعت، مکان و محل مناسبی با قیمت کم برای زندگی خود نمییابند، و این دلیلی است که سکونتگاههای زاغهای و غیرقانونی با میزان هشدار دهندهای در حال رشد است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
تجربیات گذشته کشورهای مختلف جهان و سازمانهای بینالمللی در زمینه بهسازی و ساماندهی مناطق فقیر شهر و گسترش مقیاس اقدامات در دست اجرا و ثبات و پایداری اقدامات درازمدت به راهکارهای زیر اشاره میکند: خواسته سیاسی و تمایل سیاستمداران: این مورد نه تنها دولت و سیاستمداران را شامل میشود بلکه خواسته کل جامعه را نیز در بر میگیرد. در شهر رسیف واقع در برزیل، ” پروژه پرزیس” پایهریزی گردید. در این پروژه یک چارچوب منظم و قانونی برای بهسازی مشارکتی در اواسط دهه ۱۹۸۰ طراحی شد. اما متاسفانه این پروژه به دلیل فقدان تمایلات سیاسی از سوی مسؤولان دولتی و نیز عدم وجود حمایتهای دولت، پس از یک دهه متوقف گردید. محیط اجرایی و سیاسی: در این زمینه باید اطلاعات کامل، مفید و جامعی از وضعیت اسکان غیررسمی و مناطق حاشیهنشین شهر به دست آورد. ارزیابی نیازهای یک ناحیه، برنامهریزی و اجرا: این راهبرد نیازمند یک فرایند منسجم و یکپارچه است. همچنین به یک ایده و بینش کلی و بلندمدت نیاز است که به عنوان محور و عامل ارتباط دهنده در امر برنامهریزی در نظر گرفته شود. ساختارهای یارانهای و راهبردهای استرداد هزینه: یک ساختار روشن و شفاف جهت ثبات مالی برنامهها و پروژهها، لازم و ضروری است. چارچوبهای قانونی در سطوح ملی و کشوری: برخی از چارچوبهای قانونی میتواند تاثیری عمیق بر اقدامات بهسازی و خدمات رسانی در مناطق فقیرنشین داشته باشند. بعضی از این چارچوبهای قانونی به اختصار عبارتند از: مسائل حقوقی اراضی و سیستم ثبت زمین استانداردهای فنی برای تسهیلات زیربنایی به وجودآمدن وضعیت انحصاری که در آن مجریان کوچک در نظر گرفته نمیشوند. مشخص نبودن جایگاه برنامهریزی مشارکتی در طرحهای جامع رسمی مسئولیتپذیری و تشویق به بازبینی و بررسی دقیق کارها نظارت و ارزیابی نامناسب بودن مقررات و قوانین موسسات مالی که مشکلاتی را در فراهم کردن برخی از امکانات برای قشر فقیر جامعه به وجود میآورد. مکانسیم آزادسازی اراضی و ایجاد مساکن جایگزین برای اسکان مجدد. تنظیم سیستماتیک حق مالکیت زمین: مشخص نمودن مسائل حقوقی زمین و تضمین حق مالکیت در اراضی شهری، از مهمترین عوامل پایداری و ثبات در سکونتگاههای غیررسمی محسوب میگردد. ائتلافهای راهبردی: بهسازی شهری، مرزهای اداری و انضباطی را برداشته و باعث مشارکت گروههای مختلف جامعه میگردد. این گروههای اجتماعی عبارتند از: مسئولان مختلف ادارات دولتی در منطقه که از اختیارات قانونی برخوردارند. شرکتهای خصوصی و دولتی مالکان رسمی و غیررسمی زمین توسعه دهندگان رسمی و غیررسمی اراضی مالکان و مدیران تجاری در منطقه مدیران و کارکنان سازمانهای دولتی و غیردولتی سیاستمداران و فعالان گروههای سیاسی سازمانهای عمرانی غیردولتی گروههای مذهبی مشاغل خصوصی که کارکنان آنها در منطقه زندگی میکنند. شرکتهای خصوصی که خدماترسانی یک برنامه یا پروژه را بر عهده دارند. انتخاب قالب و ساختاری دقیق برای برنامه: در این زمینه به دو ساختار و قالب اصلی میتوان اشاره نمود: الف- تامین سرمایه جهت سرمایهگذاری اجتماعی ب- ارائه برنامه جامع بهسازی استفاده از مدیریت سازمانی مطلوب در سطحی وسیعتر استفاده از توانایی و قابلیتهای محلی در سطحی وسیعتر استفاده از تجارب فعلی جهت تبدیل پروژهها به یک برنامه جامع استفاده از استانداردهای پایین در بهسازی مناطق استرداد هزینه از فقرا تسهیل نمودن روندکار تقویت شهرداریها به منظور پاسخگویی به نیازهای فزاینده استفاده از مشارکت اجتماعی در برنامههای بهسازی حمایت و پشتیبانی شبکههای شهری از برنامههای بهسازی ضرورت بهبود تسهیلات زیربنایی انسجام و اتحاد عوامل درگیر در بهسازی”[۱۱۲] ۵-۲- مختصری از راهکاروپیشنهادات موجودبرای ساماندهی و توانمندسازی اسکان غیررسمی در ایران ” جهت بیان آماری از رشد جمعیت شهری در دو مقطع ۱۹۵۰ میلادی (۱۳۳۰ شمسی) و ۱۹۹۹ میلادی (۱۳۷۹) در جهان و ایران، آنچه قابل استناد میباشد، افزایش رشد جمعیت شهری است که از حدود ۳۱% در سال ۱۹۵۰ به حدود ۴۶% در سال ۱۹۹۹ رسیده است که این رشد در ایران بیشتر از متوسط جهان میباشد و آنچه در آینده پیشبینی میگردد، رشد شتابان جمعیت شهری جهان و ایران است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۰۰۶/۰
۰۰۰/۰
۰۰۰/۰ns
T*H*I*Va*Vg
۱۲۰
۰۱/۰
۰۰۰۰۸۱۵/۰
۰۸۱۵/۰ns
*: معنی دار در سطح ۹۵ درصد **: معنی دار در سطح ۹۹ درصد ns: غیر معنی دار ۴-۳-۱- اثر متقابل اثر متقابل (دوگانه) همه پارامترهای به کار رفته در آزمایش معنی دار شده است. در زیر نمودارهای مربوط به اثر متقابل همراه با تفسیر آنها آورده شده است. نمودار۴-۳۶- اثر متقابل دمای هوای خشک کننده و سرعت حرکت محصول (vg) در نمودار ۴- ۳۶ اثر متقابل دمای هوای خشک کننده و سرعت حرکت محصول نشان داده شده است. در این نمودار، vg1 بیشترین سرعت حرکت محصول، vg3 کمترین سرعت حرکت محصول در داخل مخزن و vg2 میانگین دو سرعت قبلی هستند. همان گونه که در جدول تجزیه واریانس مشاهده گردید، اثر متقابل این دو پارامتر معنی دار شد. از نمودار ۴-۳۶ نیز می توان به وضوح مشاهده کرد که شیب منحنی تغییرات رطوبت محصول نسبت به دمای هوای خشک کننده در سطوح مختلف سرعت حرکت محصول متفاوت است. با کاهش سرعت حرکت محصول درون بستر، اثر کاربرد دمای بالای هوای خشک کننده بیشتر شده است. می توان چنین تفسیر نمود که با کاهش سرعت حرکت محصول درون خشک کن، دانه ها مدت زمان بیشتری در معرض دمای هوای خشک کننده قرار گرفته و لذا شیب نرخ خشک شدن افزایش خواهد یافت. در نمودار ۴-۳۷، اثر متقابل دمای هوای خشک کننده و ارتفاع نمونه برداری نشان داده شده است. در این نمودار، منحنی H1 نشان دهنده تغییرات نسبت رطوبتی دانه های بالای مخزن، H2 نشان دهنده تغییرات نسبت رطوبتی دانه های پایین تر مخزن و به همین ترتیب H6 نشان دهنده تغییرات نسبت رطوبتی پایین ترین دانه های داخل مخزن هستند. مشاهده می شود، که با افزایش عمق نمونه برداری (نمونه های نزدیک به خروجی از خشک کن) اثر کاربرد دمای هوای خشک کننده بیشتر شده است. البته اختلاف بین رطوبت دانه ها در ارتفاع ۲ و ۳ از بالای مخزن، بیشتر از سایر ارتفاع های نمونه برداری می باشد. چنین می توان برداشت کرد که از ارتفاع ۳ به بالا ( ۲و۱) پتانسیل خشک کردن هوای خشک کننده بسیار کمتر شده است. همچنین از این منحنی ها می توان متوجه شد که با افزایش دمای هوای خشک کننده از ۶۰ به ۷۰ درجه، شیب تغییرات رطوبت محصول نسبت به حالتی که دمای هوای خشک کنده از ۵۰ درجه سلسیوس به ۶۰ درجه سلسیوس حرکت نماید، بیشتر شده است. نمودار ۴-۳۷- اثر متقابل دمای هوای خشک کننده و ارتفاع نمونه برداری از مخزن خشک کن نمودار ۴-۳۸- اثر متقابل دمای هوای خشک کننده و نسبت ذرات بی اثر در نمودار ۴-۳۸، اثر متقابل دمای هوای خشک کننده و نسبت کاربرد ذرات بی اثر آورده شده است. همان گونه که مشاهده می شود، اثر کاربرد ذرات بی اثر در دماهای بالا بیشتر است. که کاملاً طبیعی است زیرا با افزایش دمای هوای خشک کننده نرخ گرم شدن ذرات بی اثر افزایش یافته و موجب گرم شدن سریعتر دانه ها و در نتیجه افزایش نرخ خشک شدن آن ها خواهد شد. نمودار ۴- ۳۹- اثر متقابل دمای هوا خشک کننده و سرعت هوای خشک کننده در نمودار ۴- ۳۹، اثر متقابل دو پارامتر دمای هوای خشک کننده و سرعت هوای خشک کننده آورده شده است. در این نمودار، سه سطح مختلف هوای خشک کننده با v1 ، v2 و v3 نشان داده شده است. v1 مساوی ۱ متر بر ثانیه، v2 برابر ۲ متر بر ثانیه و v3 مساوی ۳ متر بر ثانیه در لوله ورودی مخزن خشک کن می باشد. همان گونه که ملاحظه می شود، اثر کاربرد دماهای هوای خشک کننده بالاتر، در سرعت های بیشتر هوای خشک کننده افزایش می یابد. این امر را چنین می توان توجیه کرد که با افزایش سرعت هوای خشک کننده، حجم هوای عبوری از بستر محصول، افزایش یافته و موجب تهویه سریع تر هوای داخل خشک کن شده بنابراین اثر افزایش دمای هوای خشک کننده بیشتر خواهد بود. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
نمودار۴-۴۰- اثر متقابل دو پارامتر سرعت هوای خشک کننده و ارتفاع نمونه برداری در نمودار ۴-۴۰ اثر متقابل دو پارامتر سرعت هوای خشک کننده و ارتفاع نمونه برداری نشان داده شده است. در این نمودار، منحنی H1 نشان دهنده تغییرات نسبت رطوبتی دانه های بالای مخزن، H2 نشان دهنده تغییرات نسبت رطوبتی دانه های پایین تر مخزن و به همین ترتیب H6 نشان دهنده تغییرات نسبت رطوبتی پایین ترین دانه های داخل مخزن هستند. با کاهش ارتفاع نمونه برداری، اثر کاربرد سرعت هوای خشک کننده بیشتر شده است. این موضوع به این دلیل می تواند باشد که با کاهش ارتفاع نمونه برداری، دانه ها بیشتر در معرض هوای خشک کننده قرار داشته و بنابراین نرخ خشک شدن آنها سریعتر می شود. نمودار ۴- ۴۱- اثر متقابل نسبت کاربرد ذرات بی اثر و ارتفاع نمونه برداری در نمودار ۴- ۴۱، اثر متقابل نسبت های مختلف کاربرد ذرات بی اثر و ارتفاع نمونه برداری نشان داده شده است. در این نمودار، منحنی H1 نشان دهنده تغییرات نسبت رطوبتی دانه های بالای مخزن، H2 نشان دهنده تغییرات نسبت رطوبتی دانه های پایین تر مخزن و به همین ترتیب H6 نشان دهنده تغییرات نسبت رطوبتی پایین ترین دانه های داخل مخزن هستند. همان گونه که مشاهده می شود، با کاهش ارتفاع نمونه برداری، اثر کاربرد ذرات بی اثر نیز بیشتر شده است که کاملاً طبیعی است، زیرا با کاهش ارتفاع نمونه برداری، دمای هوای خشک کننده زیادتر شده و در نتیجه موجب سریعتر گرم شدن ذرات بی اثر و نهایتاً خشک شدن زودتر دانه ها می شود. نمودار ۴- ۴۲- اثر متقابل سرعت حرکت محصول و ارتفاع نمونه برداری در نمودار ۴- ۴۲، اثر متقابل دو پارامتر سرعت حرکت محصول داخل مخزن خشک کن و ارتفاع نمونه برداری نشان داده شده است. در این نمودار، منحنی H1 نشان دهنده تغییرات نسبت رطوبتی دانه های بالای مخزن، H2 نشان دهنده تغییرات نسبت رطوبتی دانه های پایین تر مخزن و به همین ترتیب H6 نشان دهنده تغییرات نسبت رطوبتی پایین ترین دانه های داخل مخزن هستند. همان گونه که ملاحظه می شود، با کاهش ارتفاع نمونه برداری اثر کاربرد سرعت حرکت محصول بیشتر شده است. این موضوع به این دلیل می تواند باشد که در قسمت های پایین مخزن، هوای خشک کننده گرم تر بوده و قرار گرفتن دانه ها در مدت زمان بیشتر در معرض این هوای گرم اثر بیشتری دارد نسبت به حالتی که طی همان مدت زمان در معرض هوای با دمای کمتر(قسمت های بالای مخزن) باشد. بنابراین در سرعت های کمتر محصول در داخل مخزن خشک کن، اختلاف رطوبت در ارتفاع های مختلف مخزن، بیشتر می باشد. نمودار ۴-۴۳- اثر متقابل سرعت حرکت محصول درون مخزن و نسبت ذرات بی اثر در نمودار ۴- ۴۳، اثر متقابل سرعت حرکت محصول درون مخزن و نسبت کاربرد ذرات بی اثر نشان داده شده است. در این نمودار، vg1 بیشترین سرعت حرکت محصول، vg3 کمترین سرعت حرکت محصول در داخل مخزن و vg2 میانگین دو سرعت قبلی هستند. همان گونه که مشاهده می شود، شیب منحنی های مختلف با همدیگر متفاوت است. در سرعت های کمتر حرکت محصول درون مخزن خشک کن، اثر کاربرد ذرات بی اثر، بیشتر خواهد بود. این از آن رو است که در سرعت های کمتر حرکت محصول، مدت زمانی که ذرات بی اثر در معرض هوای خشک کننده قرار دارند، بیشتر شده و لذا موجب گرم شدن سریعتر دانه ها و افزایش نرخ خشک شدن خواهند شد. نمودار۴-۴۴- اثر متقابل دو پارامتر سرعت هوای خشک کننده و سرعت حرکت محصول درون مخزن در نمودار ۴-۴۴، اثر متقابل پارامترهای سرعت هوای خشک کننده و سرعت حرکت محصول درون مخزن آورده شده است. در این نمودار، vg1 بیشترین سرعت حرکت محصول، vg3 کمترین سرعت حرکت محصول در داخل مخزن و vg2 میانگین دو سرعت قبلی هستند. همان گونه که ملاحظه می شود، با کاهش سرعت حرکت محصول درون مخزن، اثر کاربرد سرعت هوای خشک کننده بیشتر خواهد شد. این شاید از آن رو باشد که با کم شدن سرعت حرکت محصول، مدت زمانی که دانه ها در معرض هوای خشک کننده قرار می گیرند، بیشتر شده و لذا اثر افزایش سرعت هوای خشک کننده بر نرخ خشک شدن دانه ها بیشتر خواهد شد. نمودار۴-۴۵- اثر متقابل سرعت هوای خشک کننده و نسبت کاربرد ذرات بی اثر در نمودار ۴-۴۵، اثر متقابل کاربرد ذرات بی اثر و سرعت هوای خشک کننده آورده شده است. در این نمودار، سه سطح مختلف هوای خشک کننده با v1 ، v2 و v3 نشان داده شده است. v1 مساوی ۱ متر بر ثانیه، v2 برابر ۲ متر بر ثانیه و v3 مساوی ۳ متر بر ثانیه در لوله ورودی مخزن خشک کن می باشد. همان گونه که ملاحظه می شود، با افزایش سرعت هوای خشک کننده، تاثیر کاربرد ذرات بی اثر بیشتر می شود. این پدیده را چنین می توان تفسیر نمود که با افزایش سرعت هوای خشک کننده، ضریب همرفتی هوا افزایش داشته و لذا موجب گرم شدن سریعتر ذرات بی اثر شده در نتیجه نرخ خشک شدن بیشتر خواهد شد. همچنین اثر متقابل سه گانه سه پارامتر دما، سرعت هوای خشک کننده و ارتفاع نمونه گیری معنی دار شده است. احتمالاً باید به این دلیل باشد که اثر متقابل بین دو پارامتر سرعت و دمای هوای خشک کننده در ارتفاع های مختلف مخزن، متفاوت باشد. ۴-۴- تحلیل ابعادی همان طور که در فصل گذشته بیان گردید، در این تحقیق برای انجام شبیه سازی فرایند خشک شدن دانه های ذرت در خشک کن پیوسته ساخته شده، از روش تحلیل ابعادی استفاده شد. در این راستا، ۶ گروه بی بُعد به ترتیب زیر شناسایی و برای کاربرد در فرمول نهایی خشک کن مورد استفاده قرار گرفتند: π۱=MR, π۲= Ṁa/ Ṁog , π۳= Ṁi/g , π۴=Te/Tt , π۵=Kave/Ka , π۶=h/H که π۱ وابسته و مابقی گروه ها مستقل هستند. در این روابط: MR=M/M0 (۴-۱) M0: رطوبت اولیه دانه ذرت (برمبنای تر)، M: رطوبت دانه ذرت (برمبنای تر)، Ṁa: نرخ جریان جرمی هوای خشک کننده ورودی به خشک کن (کیلوگرم بر ثانیه)، Ṁog: نرخ جریان جرمی دانه خروجی از خشک کن (کیلوگرم بر ثانیه)، Ṁi/g: نسبت نرخ جریان جرمی ذرات بی اثر ورودی به مخزن به دانه ورودی به مخزن Te: زمان سپری شده از شروع فرایند خشک شدن(ثانیه)، Tt: کل زمان فرایند خشک شدن (ثانیه). Kave: دمای متوسط هوای درون خشک کن (درجه سلسیوس)، Ka: دمای هوای ورودی به خشک کن (درجه سلسیوس)، h: ارتفاع نمونه برداری درون مخزن (متر) از پایین ، H: ارتفاع کل مخزن (متر). تغییرات π ترم وابسته در برابر هر کدام از π ترم های وابسته در نمودارهای زیر نشان داده شده است. نمودار۴-۴۶- تغییرات π ترم وابسته در برابر ۲π ، با ثابت نگه داشتن سایر پارامترها در نمودار ۴-۴۶، بهترین خط عبوری از داده های بدست آمده از آزمایش، بر اساس رگرسیون بدست آمده است. که این معادله نشان دهنده رابطه بین π ترم وابسته (۱π) و ۲π ترم مستقل، در حالی که سایر π ترم ها ثابت بمانند، می باشد. همان گونه که در نمودار بالا نشان داده شده است، بهترین خط، برای اولین متغیر مستقل نسبت به متغیر وابسته (در حالی که سایر متغیرها ثابت باشد،) به صورت زیر است: که تابع مذکور به شکل لگاریتمی بدست آمد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-اعلان ادعاهای اغراق آمیزدر مورد استرداد:راه دیگر بیش از حد نشان دادن ادعا برای مالیات های پرداخت شده در مراحل قبلی تولیداست.ساده ترین راه جعل فاکتورهای ساختگی برای خریدهایی است که هرگز صورت نگرفته است (موسوی جهرمی،۲۰:۱۳۸۸). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۱-۲۰- استرداد یا تهاتر اضافه پرداختی مالیات مالیاتهایی که در مودیان در موقع خرید کالا یا خدمات برای فعالیتهای اقتصادی خود به استناد صورتحسابهای صادره موضوع این قانون پرداخت نموده اند حسب مورد از مالیاتهای وصول شده توسط آنها کسر و یا به آنها مسترد می گردد(قانون مالیات بر ارزش افزوده:ماده ۱۷). در صورتی که مودیان مشمول حکم ماده ۱۷ در هر دوره مالیاتی اضافه پرداختی داشته باشند (یعنی به هر دلیلی میزان مالیات های پرداختی بابت خرید طی دوره بیشتر از مالیاتهای وصولی در هنگام فروش کالا یا ارائه خدمات باشد)مالیات پرداخت شده به حساب مالیات دوره های بعد مودیان منظور و در صورت تقاضای مودیان ،اضافه مالیات پرداخت شده،توسط سازمان امور مالیاتی مسترد می شود(پناهی،۳۳:۱۳۸۹) ۲-۱-۲۱- اجتناب مالیاتی و فرار مالیاتی منظور از اجتناب مالیاتی عمال یک سری راه حلها و ترتیبات قانونی توسط افراد در بنگاهها است که بر اساس آن میزان بدهی مالیاتی خود را به حداقل ممکن برسانند. مثلاً فرض کنید که شخصی در بنگاه دولتی مشغول به کار میشود که مالیات ۷ درصدی بر حقوق او تعلق میگیرد وقتی ملاحظه میکند که در یک بنگاه بخش خصوصی نرخ مالیات ۵٫۵ در صد است، تلاش میکند به منظور حداقل کردن مالیات پرداختی به سوی بخش خصوصی برود. یا مثلاً تولیدات صنعتی مالیات بیشتری نسبت به تولیدات کشاورزی دارند، انسانی که بخواهد از پرداخت مالیات کمتری برخوردار شود ممکن است بخشی از فعالیت خویش را مصروف کشاورزی نماید (علاء، ۱۳۷۸:۴۶۵). اما منظور از فرار مالیاتی نوعی ترتیبات غیر قانونی میباشد جهت حداقل کردن مالیات پرداختی، در حالت اجتناب مالیاتی کار غیر مشروع وخلاف قانون لزوماً صورت نمیگیرد، تنها میزان دریافت دولت کاهش مییابد. ولی در فرار مالیاتی ضمن اینکه مالیات دریافتی دولت کاهش مییابد یک عمل خلاف قانون انجام شده است (علاء،۴۶۶:۱۳۷۸). ۲-۱-۲۲- تاریخچه فرار مالیاتی تاریخ کتابی است که (به قول ویل دورانت) آن را همیشه باید از سینه باز کرد و این سخن در باب تاریخ حقوق و قوانین و قواعد قضایی ، اجتماعی و اقتصادی همه جوامع بشری و از جمله تشکل های اجتماعی ساکنان فلات ایران از پیش آریاییان تا تشکیل دولت ماد نیز صادق است ؛ چرا که ما هیچ اطلاعات دقیق و درستی از جوانه های آغازین نظام های اقتصادی ، حقوقی ، قانونی و قضایی این تشکل های نیمه مدنی /نیمه وحشی که نه به صورت جامعه های منسجم بلکه جماعت و عشیره و دهکده در گوشه و کنار این سرزمین کهن به شکل پراکنده می زیستند ، نداریم . تاریخ حقوق ، بخشی عمده از تاریخ تمدن است و آگاهی از سیر تطول و تکامل تمدن ، مستلزم درک درستی از نهادهای حقوقی مختلف در اعصار و قرون گذشته است(امین،۱۳۸۲: ۷۴). به طور کلی ادوار حقوق مالی در ایران را به سه دوره تقسیم باید کرد : ۱- ازآغازتاریخ تاسقوط ساسانیان(ایران باستان)،۲-ازشکست ساسانیان تا انقلاب مشروطیت (عصراسلامی)۳-ازانقلاب مشروطیت تاانقلاب اسلامی۱۳۵ش/۱۹۷۹م.(دوره جدید)(امین،۱۳۸۲:۲۶) گفتار اول : فرار مالیاتی در ایران باستان هر چند با توجه به تحولات سیاسی و دگرگونی های اجتماعی می توان تاریخ حقوق ایران را نیز به ادوار ریزتری هم تقسیم کرد . اندیشمندان اطلاعات چندانی از حقوق اداری و مالیه عمومی در عصر پیش آریاییان ندارند . اما در اسطوره ی جمشید کیانی(به گزارش بخش “وندیداد” اوستا آمده است که جمشید برای سکنای مردم ، غاری (به درازای یک میدان اسب) ساخت و لذا مسلم است که لااقل عده ای از مردم با نظمی معین برای ساختن این غار دراز به بیگاری گرفته شده اند و همین الزام به مشارکت و کار گروهی نوعی ساده از مالیه عمومی بوده است( امین ، ۱۳۸۲: ۷۴). قانون نامه ی حمورابی معروف به مجمع القوانین که اقتباسی از قوانین مصوب دنگی پادشاه اور (در حدود ۲۲۰۰ ق م)محسوب می شود ،بسیار دقیق و منقح است، و در زمینه های گوناگون حقوقی همچون میراث ، ازدواج ، تجارت ، مسئولیت مدنی ، رشوه دادن به قاضی ، تجاوز به حقوق دیگران ، مالیات و…احکام مفصل و پیشرفته داشت . به گزارش هردولت در اوایل عصر هخامنشی ، مالیات به مفهوم دقیق این اصطلاح وجود نداشته است و در زمان کورش و کمبوجیه ، مردم ایران به جای مالیات منظم ، پیش کش ها و هدیه هایی به شاه می داده اند و افرادی که از دادن پیش کش طفره میرفتن مورد توجه و لطف پادشاه و درباریان قرار نمی گرفتند( ایرانشهر، ۱۳۷۰ : ۱۲۱) داریوش اول نرخ مالیات ها را که پیش از او به اداره ساتراپ ها و پادشاهان منطقه ای نوسان زیادی داشت ،به طور دقیق و مقطوع ، معین و مشخص کرد.و وی نخستین ممیزی در جهان را تشکیل داد . نظام مالیاتی داریوش”توزیعی”بود در صورت عدم پرداخت مالیات که اکثرا ناشی از عدم توان افراد بود، برای آنها جریمه هایی را قرار میدادند(و در این زمان برای اثبات دعوی ها به گواهی،سوگند یا آزمایش ایزدی (داوری خدایان) متوسل می شدند(امین، ۱۳۸۲:۸۸). اما در دوران سلوکیان به دلیل درگیری همیشگی در جنگ ها، پادشاهان مالیاتهای سنگینی بر ساکنان قلمرو خود بستند و در صورت طفره رفتن مردم از دادن مالیات آنها را با خشونت از مردم وصول می کردند.زمان ساسانیان عایدات شاه با نظم و ترتیبی معین در ظرف زمانی مشخص سالانه و مصلانه از مردم گرفته و به دولت مرکزی پرداخته می شد و برای جلوگیری از فرار مالیات ،انوشیروان دستور داد که مردم کشور را سرشماری کنند و سپس افرادی را که از جهت طبقاتی و سنتی مشمول مالیات سرانه می شدند را به چهار دسته مختلف تقسیم کرد و بر اساس این گروه بندی برای هر دسته مالیات سرانه مقطوعی معین کرد ، در این دوران به مالیات املاک مزروعی “خراگ” می گفته اند.در این نظام کشت ورزان قبل از تقسیم محصول ، حق تصرف در آن را نداشتند . در این دوره به علت وجود معافیت های مالیاتی مخصوصا برای کشاورزانی که قدرت آباد کردن زمین را نداشتند بیشتر مردم به فرار مالیاتی دست یازیده اند (امین، ۱۳۸۲: ۱۵۶ ) ولی بر عکس در دوره اردشیر بابکان مالیات های سنگین را از مردم بر داشتند.فردوسی نیز به هنگام گزارش خدمت های وی می گوید : تهی دست را مایه دادی بسی بدو شاد کردی ، دل هر کسی خراج اندر آن بوم برداشتی زمین کسان خوارنگذاشتی(فردوسی،۱۳۵۳) گفتار دوم : فرار مالیاتی در عصر اسلامی در عصر پیامبر در پی تشریع زکات ، این مالیات های شرعی از مودیان اخذ و بلافاصله میان نیازمندان صرف می شد و هرگاه افراد از دادن مالیات گریزان بودند مالیات ها با توسل به قهر وصول می گردید. در عصر خلفای راشدین فی ء (شامل خراج و جریمه) ، انفال ، خمس از جمله مالیاتهایی بودند که از مردم گرفته می شد .نظام حقوقی اسلام به سنت ادیان ابراهیمی زکات اموال را به صورت مالیات شرعی به همه پیروان اسلام ( بی آن که هیچ طبقه ای را از پرداخت آن معاف کند )فرض کرد . میزان آن با موافقت مودی و پیشوای مسلمانان تعیین می شد، امام علی در نهج البلاغه زکات و نماز را برای مسلمانان موجب تقرب به خداوند خطاب می کند و دادن مالیات اسلامی را موجب دوری مسلمان از آتش دوزخ می داند . خداوند در قران می فرماید: و اقیموا الصلوه و اتو الزکاه و ما تقدموا لانفسکم من خیر تجدوه عند الله ان الله بما تعملون بصیر نماز را به پا دارید و زکات بدهیدوهر کارخیری را که برای خود می فرستید نزد خداوند آن را خواهید یافت . به راستی خداوند به تمام اعمال شما آگاه است (سوره بقره آیه ۱۱۰). از نظر اسلام عدم پرداخت زکاه باعث مال اندوزی می شود و سرانجام با ناکامی و محرومیت از دنیا می رود و با طغیان و سرکشی پرونده اش بسته می شود ، مگر آنکه خود را اصلاح کند و اختیار هوای نفس را بدست عقل بسپارد و خویشتن را از سرکشی و طغیان برهاند.در آغاز پیغمبر اسلام هر گونه صلاح می دانست اموال را تقسیم می فرمود و منظور ازاینکار بیشترتعدیل ثروت و مساوات بود و وادار کردن غیر مسلمانان که بدین اسلام بگروند( گرکانی، ۵۳:۱۳۸۰) امام علی علیه السلام در اواخر سال ۳۵ قمری در حوزه ی مالیه دست به اصلاحاتی زد چنان که دربعضی متون شیعی ،امام علی علیه السلام را موسس فن استیفاء خوانده اند.( گرکانی،۱۹۶:۱۳۸۰) در این زمان از مردم ایران علاوه بر مالیات های خراج و جزیه ، مالیات هایی به نام نوروز ، مهرگان ، دستمزد ماموران مالیات ، مخارج مامورین دولتی ، کرایه ی خانه ، مالیات عروسی هم گرفته می شد و در صورت عدم پرداخت مالیات و یا فرار از مالیات امین قاضی به نمایندگی از قاضی به امور این افراد می پرداخت چرا که امنای قاضی وظیفه نظارت و سرپرستی امور مالی را داشته اند (طبری،۳۹۸۱:۱۳۶۷). اینکار تا زمان عمر ادامه داشت تا اینکه یکی از مرزبانان ایران که در مدینه حضور داشت ، پیشنهاد کرد که عمر ایوانی تاسیس کند و کلیه دخل و خرج را بدون ذره ای کم و کاست ثبت و ضبط کند تا بدین گونه از فرار مالیات اسلامی هم جلوگیری شود . عمر این پیشنهاد را پذیرفت بدین گونه از سال ۱۵ هجری به تشکیل دیوان بیت المال (خزانه )اقدام شد و از آن زمان اداره ی کارهای دیوان بدست ایرانیان و برسم ایرانی اداره می شد . (امین،۱۹۱:۱۳۸۲). در صدر اسلام آنچه از غیر مسلمانان گرفته می شد خراج و جزیه بود و مسلمانان خمس و زکاه میپرداختند . پس از عبد العزیز خلیفه های دیگر در گرفتن خراج شدت عمل به خرج داده و از جور و ظلم مردم خودداری نمی کردند و میزان مالیاتها افزایش یافت اما در زمان عباسیان دریافتند که بمالیات گیری نیاز دارند و بهتر است برای وصول مالیات یک راه و پایه شرعی درست کنند تا مردم بدلخواه و رغبت به خلیفگان تازی مالیات بپردازند و از مالیات گریزی مردم جلوگیری کنند و به فرهنگ سازی مالیات بپردازند و مردم پرداخت مالیات را از وظیفه دینی خود بدانند . در عصر مغول ، با توجه به این که نظام حکومتی از آغاز تا مدت ها دارای طبیعت نظامی و بیابانی نه دیوانی و شهر نشینی بود ، اخذ مالیات ، جنبه ی غارت و چپاول داشت و عمال حکومت به رعیت تعدی بسیار می کردند .رشید الدین فضل الله نیز می گوید : مالیات ها اغلب به ستم اخذ می شد و محصلین مالیات دو برابر آنچه را که به حکم دیوان مورد مطالبه بود ، از مردم به زور می گرفتند ، در حالی که به خزانه ی مملکت اندکی و یا هیچ باز می گرداندند و در نتیجه خزانه همیشه خالی بود و به همین دلایل ، غازان خان دستور ممیزی جدیدی را صادر کرد . (رشیدالدین،۲۱۴:۱۳۶۸). در سر تا سر عصر مغول و ایلخانان ، نرخ مالیات برای توده ی مردم بسیار سنگین بود و بدتر آن که ماموران مالیاتی ، مالیات های مأخوذه را دوباره و مکرر از مردم طلب می کردند و آن ها را با فشار و تعدی از مردم می گرفتند . لذا در بسیاری از موارد مردم ، روستاها را برای فرار از شر ماموران مالیاتی خالی می کردند .در این دوره ما با نمونه های بیشماری از اجتناب مالیاتی روبه رو شدیم.نادرشاه در سالهای پایانی سلطنت خود بر مردم ایران مالیات های سنگینی وضع کرد و جهت جلوگیری از فرار مالیاتی ، “دفترها”ی استیفا را” از روی ممیزی مهندسین با کمال دقت وغورسی مرتب و منظم نمود .از کریم خان و جانشینان او تاثیر چندانی در زمینه مالیه عمومی دیده نشده است . وی برای وصول مالیات و جلوگیری از فرار مالیات نهایت احتیاط را مبذول می داشت تا به تعبیر مورخان دیناری به نقد یا حبه ای به جنس افزون از میزان مقطوع مالیاتی از مودیان به هیچ عنوان گرفته نشود . برای حصول این منظور در عصر او در آغاز هر سال ، از همه ی حکومتگران و کارگزاران هر شهر در “دیوان اعلی”(یعنی در تشکیلات دیوانی کریم خان)التزام نامه ای رسمی می گرفتند که به موجب آن حکام و عمال شهرهای دور و نزدیک با حضور امام جمعه ، قاضی و شیخ الاسلام تعهد می کردند که بی برات و سند مکتوب که به مهر رسمی رسیده باشد ، دیناری و حبه ای از رعایا به عنوان مالیات صادرات و عوارض نگیرند . در دوران قاجار نخستین کسی که به لقب مستوفی الممالک ملقب شد ، میزرا کاظم مستوفی الممالک آشتیانی (وزیر دیوان استیفاء فتح علی شاه قاجار )بود ، این منصب و لقب پس از او در خاندان وی موروثی شد. ناصرالدین شاه یکی از مستوفیان کارآمد(میرزا هدایت الله پدر دکتر محمد مصدق) را با عنوان “وزیر دفتر به تصدی و کفالت وزارت مالیه گماشت که البته مقصود از “دفتر” همان”دفتر(یا دیوان)استیفا” بود(مصدق،۵۴:۱۳۶۵). مهمترین وظیفه مستوفیان حفظ محاسبات دولت و تنظیم کتابچه ی دستورالعمل والیان ایالت ها و حاکمان شهرهای مستقل (مثل استراباد و زنجان) و جلوگیری از فرار مالیات بود . سعیدی سیرجانی در کتابش درباره ی مجازاتهای مختلفی که در دوران پیش از مشروطیت در ولایات جنوبی ایران جهت فرار از مالیات رایج بوده از جمله بستن و فلک کردن ، سر بریدن ، دم توپ گذاشتن ، شرحه شرحه کردن ، شکم پاره کردن ، خراب کردن خانه ، …اشاره کرده و وی می نوسید که مباشر بلوک کوار را به جهت فرار از مالیات« به مبلغ پانزده تومان» حکومت چوب زیادی به او زده اند که قریب به موت است. (سعیدی سیرجانی،۹۸:۱۳۷۰). گفتار سوم :فرار مالیاتی در دوران جدید جنبش مشروطیت موجب تحولات عمیقی در همه ی شئون سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی ایران از جمله حقوق اداری ، مالیه عمومی و نظام استیفا شد . مهمترین این تحولات ، الزام دولت به تنظیم بودجه ی سراسری کل کشور در هر سال و لزوم تصویب آن از سوی مجلس شورای ملی بود ؛ در حالی که تا قبل از مشروطیت ، امر استیفا از تنظیم کتابچه ی دستورالعمل استانداران و فرمانداران کل و مفاصا حساب آنان تجاوز نمی کرد . دومین تحول عمده ی دیگر پس از مشروطیت ، پایان دادن به نظام مقاطعه کاری در گردآوری مالیات ها بود.برابر اصل ۱۸ قانون اساسی”تسویه امور مالیه و تعدیل بودجه ” در اختیار مجلس شورای ملی قرار گرفت . به علاوه متمم قانون اساسی طی اصول ۹۴ تا ۱۰۳ به مالیه عمومی پرداخت. (راوندی،۸۴:۱۳۶۸). قانون اساسی همچنین” دیوان محاسبات” را که اعضای آن به وسیله ی مجلس باید تعیین می شدند مامور “معاینه و تفکیک محاسبات اداره ی مالیه و تفریغ حساب کلیه محاسبین خزانه ” قرار داد تا مخصوصا نظارت و مواظبت کند که “هیچ یک از فقرات مخارج معینه در بودجه از میزان مقرر تجاوز ننموده تغییر و تبدیل نپذیرد و هر وجهی در محل خود به مصرف برسد “(راوندی،۸۵:۱۳۷۶). اعضاء دیوان محاسبات همچنین به حکم همان اصل ۱۰۲ موظف شدند که اوراق سند خرج محاسبات کلیه ادارات دولتی را گرد آوری کرده و صورت کلیه محاسبات مملکتی را به انضمام ملاحظات خود به مجلس شورای ملی تسلیم کنند . (راوندی،۸۵:۱۳۶۸). همزمان با این تحول قانونی ، از جهت فنی و علمی نیز مطالعاتی در زمینه ی مالیه عمومی انجام شد و کتاب ها و رساله هایی در این باب تألیف و منتشر شد که یکی از مهم ترین آنها کتاب اصول و قواعد و قوانین مالیه تألیف دکتر محمد مصدق است . کتاب مذکور که کهن ترین متن مکتوب پس از مشروطیت درباره ی مالیه عمومی است. تحول جدیدی در مالیه عمومی از ۱۲۸۹ ش/۱۹۱۰ با پیشنهاد استخدام مورگان شوستر آمریکایی به سمت خزانه دار کل به وجود آمد . مورگان شوسترآمریکایی که به تصویب مجلس شورای ملی برای سر و سامان دادن به مالیه ایران و ایجاد یک خزانه نوین برای ایران استخدام و وارد ایران شده بود. شوستر پس از تاسیس خزانه داری کل برای ایران و اعلام این واقعیت که تا ایرانیان عادت به دادن مالیات؛ به میزان واقعی نکنند این کشور از بدبختی و دشواری ها خارج نخواهد شد یک واحد پلیس مالیات و حافظ خزانه داری مرکب از عده ای ژاندارم تشکیل داده بود که روس ها با این کار او هم موافق نبودند . شوستر پیشنهاد کرد که (مانند ایران) تعلل در پرداخت مالیات جریمه سنگین و تقلب در آن کیفر زندان و سلب القاب (سلطنه ، دوله و…) داشته باشد(عاقلی،۷۸:۱۳۷۶). دولت وقت روسیه که نمی خواست وضع مالی دولت ایران سروسامان یابد و استقراض از خارج با بهره سنگین و دادن امتیازهای سیاسی دیگر را متوقف سازد، هشتم آذرماه سال ۱۲۹۰ به ایران یک اولتیماتوم سه ماده ای تسلیم کرد که ماده اول آن اخراج شوستر و ماده دیگرش خودداری از استخدام خارجی بدون جلب موافقت قبلی روسیه و انگلستان بود . شوستر پس از بازگشت به آمریکا در کتابی که منتشر ساخت بضابطه مند نبودن و مدیریت غیر علمی و در نتیجه وجود بی نظمی در ایران آن زمان و مداخلات خارجی را به وضوح تشریح کرده است و تاکید بر آن دارد که دادن مالیات در ایران باید به صورت یک عادت ملی درآید و تا مسئله مالیات حل نشود مسائل دیگر ایران از میان رفتنی نخواهد بود . پس از آن ، حسن پیرنیا مشیرالدوله در دوران نخست وزیری خود لایحه ی تشکیلات وزارت مالیه را که شخصا تنظیم کرده بود را به مجلس شورای ملی پیشنهاد نمودکه پس از سقوط دولت او در زمان صدارت عین الدوله به تصویب مجلس رسید . مجلس شورای ملی در اسفند ۱۲۸۹ قانون محاسبات عمومی را در ۵۷ ماده و قانون دیوان محاسبات را در ۱۴۱ ماده تصویب کرد (عاقلی،۷۹:۱۳۷۶). رضا شاه که به افزایش درآمد دولت علاقه مند بود ، نخست ، درسال ۱۳۰۸ شمسی پس از توقیف وزیر مالیه (نصرت الدوله فیروز)، پست وزارت مالیه را زیر نظر رئیس الوزراء قرار دادو سپس در سال ۱۳۰۹ دو قانون مهم یکی راجع به حق الثبت و مالیات وسائل نقلیه و دیگری راجع به مالیات بر شرکت ها و تجارت و اصناف و دلال و حق العمل کار و وکلای دادگستری و پزشکان به تصویب مجلس رسانید .پس از سقوط رضاشاه پهلوی در شهریور ۱۳۲۰، دولت ایران در بهمن ۱۳۲۱ دوباره دکتر آرتور میلسپو را برای تصدی سمت رئیس کل دارایی ایران از آمریکا دعوت و در اسفند همان سال لایحه ی اختیارات ، او را به مجلس تسلیم کردند. مجلس لایحه ی مذکور را در اردیبهشت ۱۳۲۲ و لایحه ی متمم دیگری را که استخدام شصت نفر مستشار آمریکایی را برای خدمت در وزارت دارایی اجازه می داد در آبان ۱۳۲۲ تصویب کرد . (عاقلی،۸۴:۱۳۷۶). یک سال بعد هنگامی که دکتر میلسپو در اول آبان ۱۳۲۳ به استناد اختیارات مصوب خود ، ابوالحسن ابتهاج رئیس بانک ملی ایران را از کار برکنار ساخت و طی بخشنامه ای متذکر شد که امضای وی را معتبر نشناسند ، ابوالحسن ابتهاج در پاسخ ، به استناد اساسنامه بانک ملی ایران ، اقدام دکتر میلسپو را خارج از اختیارات قانونی او خواند و چون این اختلاف به هیأت وزیران منتقل شد ، دولت ایران نظر میلسپو را نپذیرفت و لذا لایحه لغو اختیارات او را به مجلس داد که در ۱۸ دی ۱۳۲۳ به تصویب مجلس رسید و لذا میلسپو ، از شغل خود استعفا داد و استعفای او در ۱۹ بهمن ۱۳۲۳ به تصویب مجلس رسید (عاقلی،۳۷۳:۱۳۷۶). این قانون بلافاصله پس از خاتمه ی مأموریت میلسپو اصلاح شد و سرانجام قانون مالیات جامعی در تیر ۱۳۲۸ جانشین آن گردید .ملی شدن صنعت نفت ایران دردوران زمامداری دکتر محمد مصدق ، تحریم خرید نفت ایران از سوی انگلیس ، صدور قرضه ی ملی از سوی دولت دکتر مصدق و روی آوردن به اقتصاد بدون نفت همه به جای خود در تاریخ حقوق اداری و مالی ایران نقش داشت . پس از کودتای ۲۸ مرداد و امضای قرارداد کنسرسیوم ، مهم ترین قانون مالیاتی کشور در عصر محمد رضا شاه پهلوی به سال ۱۳۳۵ تصویب شد و انواع سه گانه ی مالیات بر درآمد ، مالیات بر دارایی و مالیات غیر مستقیم برقرار گردید . در این زمان برای جلوگیری از فرار مالیاتی حقوقدانان معتقد به وضع مقرراتی راجع به فرار مالیاتی بودند که در ماده ۱۹ قانون اصلاح قانون مالیات بردرآمد مصوب ۱/۴/۱۳۳۷، تبصرهای به ذیل ماده ۳۲ قانون مالیات بردرآمد مصوب ۱۳۳۵ اضافه شد، که در آن برای اولین بار مجازات حبس در قوانین مالیاتی آورده شد. بالاخره در سال ۱۳۴۲ لایحه تأسیس سازمان تشخیص مالیات به تصویب رسید و با تصویب قانون مالیاتهای مستقیم در سال ۱۳۴۵ نظام نوین مالیاتی ایران ریزی شد وقانون گذار در ماده ۱۴۵ متذکر می شود «هر کس به قصد فرار از پرداخت مالیات به دفاتر و اسناد و مدارکی که برای تشخیص مالیات ملاک عمل میباشد و برخلاف حقیقت تهیه یا تنظیم شده استناد نماید به حبس تأدیبی از سه ماه تا دو سال محکوم خواهد شد، تعقیب و اقامه دعوی علیه مرتکبین نزد مقامات صالحه قضایی از طرف وزیر دارایی به عمل خواهد آمد»و تا سال ۱۳۵۷ سه بار مورد اصلاح و تجدید نظر جامع قرار گرفت.(رزاقی،۳۰:۱۳۸۳) پس از انقلاب، قانون مالیاتهای مستقیم مصوب سال ۱۳۴۵ متناسب با ساختارهای سیاسی و اجتماعی کشور، تغییر و تحولات بسیاری داشت و بیشترین اصلاحات آن مربوط به سال ۱۳۶۶ است». و ماده ۲۰۱ مورد اصلاح قرار گرفت بدین شرح « هر کس به قصد فرار از پرداخت مالیات از روی علم و عمد به تراز نامه و حساب سود و زیان یا به دفاتر و اسناد و مدارکی که برای تشخیص مالیات ملاک عمل می باشد و برخلاف حقیقت تهیه یا تنظیم شده استناد نماید به حبس از سه ماه تا دو سال محکوم خواهد شد. مدیر یا مدیران مسوول اشخاص حقوقی که به علت خودداری از انجام تکالیف مقرره راجع به تسلیم اظهارنامه و ترازنامه و حساب سود و زیان و دفاتر و اسناد ومدارک باعث تشیخص درآمد اشخاص مذکور به کمتر از میزان واقعی گردند و این امر به موجب اسناد و دلایل محرز شود مشمول مجازات مقرر دراین ماده خواهند بود لایحه اصلاحیه این قانون در سال ۱۳۷۶ به مجلس ارائه شد و در اواخر سال ۸۰ (۲۷/۱۱/۱۳۸۰) به تصویب رسید. متن زیر جایگزین ماده ۲۰۱ می شود و یک تبصره به آن الحاق می گردد.هرگاه مؤدی به قصد فرار از مالیات از روی علم و عمد به ترازنامه و حساب سود و زیان یا به دفاتر و اسناد و مدارکی که برای تشخیص مالیات ملاک عمل می باشد و بر خلاف حقیقت تهیه و تنظیم شده است استناد نماید یا برای سه سال متوالی از تسلیم اظهارنامه مالیاتی و ترازنامه و حساب سود و زیان خودداری کند علاوه بر جریمه ها و مجازات های مقرر در این قانون از کلیه معافیت ها و بخشودگی های قانونی در مدت مذکور محروم خواهد شد.تبصره – تعقیب و اقامه دعوی علیه مرتکبین نزد مراجع قضایی از طرف رئیس سازمان مالیاتی کشور به عمل خواهد آمد» (رزاقی،۳۱:۱۳۸۳). با تشکیل سازمان مالیاتی در سال ۸۱ به استناد بند الف ماده ۵۹ قانون برنامه سوم توسعه،عطفی درنظام مالیاتی ایران بوجود آمد(وزارت امور اقتصادی و دارایی ,۱۳۸۱). ۲-۱-۲۳- فرهنگسازی مالیاتی نباید فرهنگسازی در امر مالیات فراموش شود، چرا که میزان شناخت مردم از قوانین و مقررات مالیاتی و اداری و همچنین میزان شناخت کارمندان ادارات به حقوق مردم و قوانین مالیاتی و اداری بر روند توسعه عدالت اجتماعی و در نهایت توسعه اقتصاد تأثیر مثبت میگذارد.(سازمان امور مالیاتی کشور،۱۳۹۱) فرهنگ سازی در کشوری که اقتصاد آن به شدت نامتوازن و در بسیاری از موارد غیرکلاسیک است و خرطوم تورم عصاره توان معیشتی مردم کم درآمد و امنیت اقتصادی جامعه حقوقبگیر را، میبلعد، بسیار اهمیت دارد. در جامعهای که صاحبان نقدینگیهای کلان که عموما هم تولیدکننده نیستند و همچنین کارتلهای اقتصاد زیرزمینی، پشیزی مالیات به دولت نمیدهند، مدیریت کردن برای تحقق عدالت به صورت عملی در پروسه اخذ مالیات از سودهای سرسامآور، نیاز مبرم به اطلاع رسانی جامع و مستمر، تعمیق فرهنگ مالیاتی جامعه و تحولات ساختاری دارد. (سازمان امور مالیاتی کشور،۱۳۹۱) ۲-۱-۲۴- عوامل موثر در ایجاد فرهنگ مطلوب مالیاتی این عوامل را میتوان به دو دسته درونسازمانی و برونسازمانی تقسیم نمود: الف) عوامل درونسازمانی ۱ .نگرش مدیران ارشد مالیاتی نسبت به فرهنگ مالیاتی؛
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هدف اصلی انجام پژوهش بررسی رابطه رضایت از آموزش ضمن خدمت به شیوه مجازی بر بهره وری سازمان صدا و سیما است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان اداری صدا و سیمای شهر تهران تشکیل داده است ، که در مجموع ۹۰۰۰ نفر هستند و نمونه مورد مطالعه ۳۶۸ نفر می باشد ، که با بهره گرفتن از فرمول کوکران مشخص شده است و با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری در این پژوهش دو پرسشنامه بهره وری نیروی انسانی ﻫﺮﺳﻲ، ﺑﻼﻧﭽﺎرد و ﮔﻠﺪاﺳﻤﻴﺖ و پرسشنامه رضایت کارکنان از برگزاری دوره های مجازی است. تحلیل داده ها در این پژوهش در بخش توصیفی بوسیله فراوانی ، درصد ، میانگین و انحراف معیار و در بخش استنباطی از طریق همبستگی پیرسون صورت پذیرفت. نتایج حاصل از عملیات آماری نشان داد که با افزایش رضایت کارکنان از آموزش ضمن خدمت به شیوه مجازی میزان توانایی ، درک و شناخت شغل ، حمایت سازمانی ، انگیزش ، بازخورد ، اعتبار ، سازگاری و بهره وری کارکنان بالاتر می رود. کلید واژه ها: بهره وری منابع انسانی ، صدا و سیما ، دوره ضمن خدمت مجازی .
فصل اول
کلیات
مقدمه
این فصل از پژوهش در برگیرنده بخش های مقدمه ، بیان مسئله ، اهمیت و ضرورت پژوهش ، اهداف پژوهش ، سوال های پژوهش ، متغیر های پژوهش و تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیر ها می باشد.
بیان مسئله
آموزش ، کارآمدترین ابزار و قویترین فرایند موجود برای انتقال دانش و مهارت به نیروی انسانی و تقویت آنان برای انجام وظایف می باشد. با توجه به تغییر و تحولات روزمره و پیشرفت علوم و فنون فناوری و نیز تعدد مشاغل و حرف و برای جلوگیری از اتلاف منابع ، آموزش کارکنان از اهمیت ویژه ای برخوردار است و اجرای آن نیاز به برنامه ریزی و مطالعه دقیق براساس نیازهای آموزشی کارکنان دارد . برای اینکه نیروهای انسانی شاغل در سازمانها روزآمد باشند باید به طور مداوم آموزش ببینند . آموزش کارکنان از مهمترین عوامل بهبود نظام وفعالیتهای هر سازمان است . در این میان آموزش ضمن خدمت مجازی برای کارکنان ، از آن جهت دارای اهمیت است که غالبا در سازمانهای متفاوت کارکنان برای شرکت در آموزشگاههای گوناگون ناگزیدند محل خدمت خود را ترک کنند و این امر مشکلات جدی برای انجام دادن امور و وظایف سازمانی به وجود می آورد (طالبی ، ۱۳۸۵ : ۲۷).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
تفاوت بین آموزش سنتی و آموزش براساس امکانات فناوری های ارتباطی جدید ، تنها در ورود فناوری نیست ، بلکه تفاوت بین این دو ، بیشتر در نوع نگاه به یادگیری است . فناوری اطلاعات ، محیطی را برای یادگیرنده فراهم می سازد تا او به طور فعال و از طریق تعامل با افراد و منابع گوناگون ، فرضیه های خود را بیازماید و دانش خود را شکل دهد. در آموزش ضمن خدمت بطور مجازی باید توجه داشت که بافت فرهنگی ، اساسی ترین حامی یا مانع هرگونه تغییرات در بعضی از جوامع ، ویژگیهای فرهنگی اجتماعی زمینه مناسبی را برای ورود فناوری های جدید فراهم میکنند ضمن تاکید بر نقش اساسی بافت فرهنگی برای حمایت از ورود فناوری به تربیت کارکنان ، عناصر اصلی آن شامل : دیدگاه مشترک اعضای گروه، میزان دسترسی به فناوری ، صلاحیت حرفه ای مربیان ، همکاری فنی ، نوع نگاه به تدریس ، و ارزیابی خط مشی های پشتیبان باید مورد توجه قرار گیرد ( شمس ، ۱۳۸۶ : ۳۸). از آنجا که آموزش های ضمن خدمت به عنوان یکی از اصلی ترین پایه های انطباق پذیری کارکنان با وظایف و شغل خود و هماهنگ شدن با نیازهای سازمان محسوب می شود، لذا وجود هرگونه انحراف و کج روی در آن، شالوده و شاکله نظام آموزشی را زیر سؤال برده و ضررهای عدیده ای را در ابعاد فردی، سازمانی و اجتماعی در قالب الگوهای نتیجه گر (محصول، خروجی و پیامد) به بار آورده و انجام صحیح آموز شهای ضمن خدمت سبب بهبود انجام کار، کاهش هزینه های اضافی، افزایش بهره وری، پرورش استعدادها و افزایش علاقه به ادامه خدمت و مواردی همانند خواهد بود. بنابراین مسئله اصلی این پژوهش یافتن این پاسخ است که برگزاری آموزش ضمن خدمت به شیوه مجازی می تواند باعث بهبود بهره وری در سازمان صدا و سیما شود؟
ضرورت و اهمیت پژوهش
پیشرفت شگرف و عمیق در علوم و فنون گوناگون و تاثیرات آن در عرصه های مختلف و فعالیتهای اداری و خدماتی موسسات و سازمانها ، نیاز به آموزش و بهسازی نیروی انسانی شاغل در یک سازمان را افزایش داده و ضروری ساخته است. بررسی ها نشان داده اجرای دوره های آموزشی (ضمن خدمت) باعث اثر بخشی و افزایش بهره وری شده ، از طرفی کارایی را بالا برده و سطح توانایی کارکنان را افزایش می دهد و همچنین عملکرد را بهبود بخشیده و آنها را برای مسئولیت های مهمتر در آینده آماده می کند. اما برگذاری دوره های آموزشی کوتاه مدت به شیوه حضوری مشکلاتی را در بر داشته و همچنین با ظهور رایانه و امکاناتی که در احتیار می گذارد آموزشهای مجازی رشد قابل توجهی داشته است(فتحی واجارگاه و پرداختچی، ۱۳۹۰ : ۵۹). لذا با توجه به تغییرات سریعی که در محیط پیرامون در حال شکل گیری است، اجرای نظام های مجازی به منظور ارائه خدمات و فن آوری های جدید در زمینه ی تدریس و یادگیری به صورت یک نیاز اساسی مطرح شده است. در نتیجه ضرورت و اهمیت موضوع به این موارد اشاره می کند که آموزش های ضمن خدمت به عنوان یکی از اصلی ترین پایه های انطباق پذیری کارکنان با وظایف و شغل خود و هماهنگ شدن با نیازهای سازمان محسوب می شود و از آنجایی که برگذاری دوره های حضوری دارای مشکلات و موانعی است و اینکه برگذاری دوره های مجازی به تازگی شروع شده و ممکن است بهره وری لازم برای کارمند را نداشته باشد.
هدف اصلی پژوهش
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه رضایت از آموزش ضمن خدمت به شیوه مجازی بر بهره وری سازمان صدا و سیما می باشد.
هدف های فرعی تحقیق
تعیین رابطه رضایت از آموزش ضمن خدمت به شیوه مجازی وتوانایی انجام کار کارکنان سازمان صدا و سیما. تعیین رابطه رضایت از آموزش ضمن خدمت به شیوه مجازی و درک و شناخت شغل کارکنان سازمان صدا و سیما. تعیین رابطه رضایت از آموزش ضمن خدمت به شیوه مجازی و حمایت سازمانی کارکنان سازمان صدا و سیما. تعیین رابطه رضایت از آموزش ضمن خدمت به شیوه مجازی و انگیزش کارکنان سازمان صدا و سیما. تعیین رابطه رضایت از آموزش ضمن خدمت به شیوه مجازی و بازخورد کارکنان سازمان صدا و سیما. تعیین رابطه رضایت از آموزش ضمن خدمت به شیوه مجازی و اعتبار کارکنان سازمان صدا و سیما. تعیین رابطه رضایت از آموزش ضمن خدمت به شیوه مجازی و سازگاری کارکنان سازمان صدا و سیما.
فرضیه های تحقیق
فرضیه اصلی بین رضایت از آموزش ضمن خدمت به شیوه مجازی و بهروری کارکنان سازمان صدا و سیما رابطه وجود دارد. فرضیه های فرعی بین میزان رضایت از آموزش ضمن خدمت به شیوه مجازی و توانایی کارکنان سازمان صدا و سیما رابطه وجود دارد. بین میزان رضایت از آموزش ضمن خدمت به شیوه مجازی و درک و شناخت شغل کارکنان سازمان صدا و سیما رابطه وجود دارد. بین میزان رضایت از آموزش ضمن خدمت به شیوه مجازی وحمایت سازمانی کارکنان سازمان صدا و سیما رابطه وجود دارد. بین میزان رضایت از آموزش ضمن خدمت به شیوه مجازی و انگیزش کارکنان سازمان صدا و سیما رابطه وجود دارد. بین میزان رضایت از آموزش ضمن خدمت به شیوه مجازی و بازخورد کارکنان سازمان صدا و سیما رابطه وجود دارد. میزان رضایت از آموزش ضمن خدمت به شیوه مجازی و اعتبار کارکنان سازمان صدا و سیما ارتباط معناداری وجود دارد. میزان رضایت از آموزش ضمن خدمت به شیوه مجازی و سازگاری کارکنان سازمان صدا و سیما ارتباط معناداری وجود دارد.
تعاریف مفهومی و عملیاتی
ضمن خدمت مجازی (تعریف مفهومی): آموزشی است که در جهت بهبود نظامدار ومداوم مستخدمین از نظر دانش، مهارت و رفتارهایی که به رفاه آنها و سازمان محل خدمتشان کمک نماید و سبب افزایش کارایی در شغل فعلی و کسب شرایط بهتر برای احراز مقامات بالاتر گردد. ضمن خدمت مجازی (تعریف عملیاتی): در پژوهش حاضر عبارت است از امتیاز حاصل از پاسخ آزمودنی ها به سوالات درج شده درباره شرکت در دوره های اموزش ضمن خدمت مجازی در پرسشنامه محقق ساخته . بهره وری (تعریف مفهومی): سازمان بین اللملی کار بهره وری را این گونه تعریف می کند که بهره وری عبارت است از رابطه بین ستاده حاصل از یک سیستم تولید با داده های به کاررفته برای تولید آن ستاده ؛ که داده ها می توانند زمین ، سرمایه ، نیروی کار و عوامل دیگر باشند بهره وری (تعریف عملیاتی): منظور از بهره وری در پژوهش حاضر نمره ای است که آزمودنی از پرسشنامه ۲۶ سوال ﻫﺮﺳﻲ، ﺑﻼﻧﭽﺎرد و ﮔﻠﺪاﺳﻤﻴﺖ (۱۹۸۳) بدست می آورد . این پرسشنامه شامل این خرده مقیاسها می باشد. توانایی ،درک و شناخت شغل، حمایت سازمانی ، انگیزش، بازخورد ، اعتبار و سازگاری. توانایی: منظور از توانایی در این پژوهش مجموع خرده مقیاسهایی است که در سوالات ۱ ، ۲ و۳ مورد سنجش قرار گرفته است. درک و شناخت شغل: منظور از درک و شناخت شغل در این پژوهش مجموع خرده مقیاسهایی است که در سوالات ۴ ، ۵ ، ۶ و ۷ مورد سنجش قرار گرفته است. حمایت سازمانی : منظور از حمایت سازمانی در این پژوهش مجموع خرده مقیاسهایی است که در سوالات ۸ ، ۹ ، ۱۰ و ۱۱ مورد سنجش قرار گرفته است. انگیزش: منظور از انگیزش در این پژوهش مجموع خرده مقیاسهایی است که در سوالات ۱۲ ، ۱۳ ، ۱۴ و ۱۵ مورد سنجش قرار گرفته است. بازخورد : منظور از بازخورد در این پژوهش مجموع خرده مقیاسهایی است که در سوالات ۱۶ ، ۱۷ ، ۱۸ و ۱۹ مورد سنجش قرار گرفته است. اعتبار : منظور از اعتبار در این پژوهش مجموع خرده مقیاسهایی است که در سوالات ۲۰ ، ۲۱ ، ۲۲ و ۲۳ مورد سنجش قرار گرفته است. سازگاری: منظور از سازگاری در این پژوهش مجموع خرده مقیاسهایی است که در سوالات ۲۴ ، ۲۵ و ۲۶ مورد سنجش قرار گرفته است.
فصل دوم
ادبیات نظری
مقدمه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱ – شاخص توصیف شغل ؛ ۲- پرسشنامه رضایت شغلی مینه سوتا ؛ ۳ – پیمایش شناخت شغل ؛ ۴ – مقیاس عمومی شغل ؛ ۵ – پیمایش رضایت شغل ؛ ۶ – مقیاس خود ارزیابی سازمانی میشیگان . مطالعات نشان می دهند که از میان مقیاس های مذکور ، پرسشنامه شاخص توصیف شغل که محققان در بیش از ۱۰۰ پژوهش از آن استفاده کرده اند ، با ۵ جزء مقیاس ( پرداخت ، ارتقاء سرپرستی ، همکاران و ماهیت کار ) . ار اعتبار بالغ بر ۰۸۰/۰ برخوردار بوده است ( کوک [۸۰]و دیگران ، ۱۹۹۰ ، ص ۳۵ ) . ۲-۶- ابعاد رضایت شغلی چندین محقق و صاحب نظر ( اسمیت ، کندال ، هولین ، ۱۹۶۹ ) ، استدلال می کنند که رضایت از شغل در واقع مصرف چندین گرایش مرتبط می باشد ، بنابراین موقعی که درباره رضایت صحبت می کنیم باید تعریف کنیم (( رضایت از چه ؟ )) اسمیت و دیگران می گویند که پنج بعد شغلی معرف خصوصیات برجسته شغل است که افراد درباره آنها عکس العمل های انفعالی نشان می دهند .
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
خود شغل ؛ قلمرو و وظایفی که کارکنان انجام می دهند جالب می باشد و فرصتهایی برای یادگیری و پذیرش مسولیت فراهم می سازد . حقوق و دستمزد؛ میزان حقوق دریافتی ، برابری ادراکی در مورد حقوق و روش پرداختی . فرصت ارتقاء ؛ دسترسی به فرصتهای واقعی برای پیشرفت . سرپرستی ؛ توانایی های فنی و مدیریتی سرپرستان و ملاحظاتی که سرپرستان برای علائق کارکنان نشان می دهند . همکاران ؛ میزان دوستی ، صلاحیت فنی و حمایتی که همکاران نشان می دهند ضمن اینکه ابعاد دیگری در زمینه رضایت از شغل شناخته شده است . ۲-۷-ماهیت رضایت شغلی : مطالعات نشان می دهد که همه ساله ، بسیاری از شرکتها و سازمان ها از جمله آی بی ام ، پیمایشهای افکار سنجی را در خصوص احساس و نگرش کارکنان درباره شغلشان انجام می دهند . افزایش رضایت شغلی در این شرکت میزان ترک خدمت را به حداقل رسانده ، موجب کسب وجهه و موقعیت یابی گردیده است . رضایت شغلی یکی از مهمترین متغیرهای تحقیق در رفتار سازمانی و همچنین متغیر محوری در تحقیقات و تئوری های سازمانی است . یکی دیگر از صاحب نظران ( رز[۸۱] ، ۲۰۰۱ ، ص ۴۸ ) رضایت شغلی را یک مفهوم چندوجهی می داند که شامل ابعاد درونی و بیرونی است . منابع رضایت درونی به ویژگی های شخصیتی فرد بر میگردند ، مانند توانایی ابتکارعمل و برقراری ارتباط باسرپرستان که به آن ها جنبه های کیفی شغل می گویند . منابع رضایت درونی ، اقتضایی و وابسته به شرایط محیطی هستند ، مانند پرداخت ، ارتقا یا امنیت شغلی . تفاوت واحدهای سازمانی از نظر میزان رضایت شغلی را می توان نشانه وجود نقاط بالقوه مشکل زا دانست ( ولف [۸۲]، ۲۰۰۱ ، ص ۵۰ ) . ۲-۸-اهمیت رضایت شغلی اهمیت مطالعه و بررسی رضایت شغلی را از ابعاد مختلف می توان مرور نمود : در تمامی سازمان ها و موسسات ، علاقه ی خاصی به بررسی رضایت شغلی صورت می گیرد و لذا رضایت شغلی به عنوان موضوعی مشترک در تمام سازمان ها تلقی می شود . آگاهی از میزان نگرش کارکنان نسبت به شغل شان در همه موسسات مهم محسوب می گردد . مدیران ، در زمان گزینش و استخدام افراد ، تنها در پی داوطلبانی بر نمی آیند که از توانایی ها ، تجربه و انگیزه های لازم برخوردار باشند ؛ بلکه به نظام ارزشی آنان که متناسب با ارزش سازمان باشد ، نیز توجه دارند . از سوی دیگر مدیران در حین کار نیز ، به نگرش کارکنان و میزان رضایت شغلی آن ها تاکید دارند ( لیو[۸۳] و همکاران ، ۲۰۰۴ ) . بررسی و تحلیل رضایت شغلی دغدغه ی تمامی دانشمندان علوم انسانی است و مطالعه ی آن به عنوان مبحثی میان رشته ای تلقی می شود . اهمیت این موضوع موجب آن گردیده است که صاحب نظران از زوایای متعدد : روان شناسی ، جامعه شناسی ، مدیریت و علوم تربیتی ، به تبعیین ابعاد گوناگون رضایت شغلی بپردازند و این مهم باعث تنوع روی کردها و کثرت تولیدات علمی در تحلیل رضایت شغلی گردیده است . از نظر روش شناسی تحقیق ، در برخی حوزه ها ، رضایت شغلی به عنوان متغیر وابسته و در بعضی دیگر ، مطالعات ، به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شده است . در حالت نخست ، محققان سعی در تحلیل و شناسـایی عوامل موثر فردی ، شغلی ، سازمـانی واجتماعی در شکل گیری و چگونگی رضایت شغلی دارند . عمده دل مشغولی در این بخش ، میزان تاثیر و چگونگی آن را در میزان رضایت شغلی کارکنان مورد آزمون است . در حالت دوم ، دانشمندان ، در جهت بررسی و مطالعه ی اثرات و پی آمدها ی رضایت شغلی در سطوح مختلف فردی ، سازمانی و اجتماعی تلاش می کنند . بررسی و شناخت رضایت شغلی از ابعاد گوناگون مورد توجه محققان بوده است . برخی به اثبات آن ( اشنایدر[۸۴] و داچلر[۸۵] ، ۱۹۷۸؛استاووراس[۸۶] ، ۱۹۸۵) ، بعضی دیگر به اهمیت آن با سایر عوامل هم چون غیبت ( هاکت [۸۷]. گیون [۸۸]، ۱۹۸۵ ؛ هالین[۸۹] ، ۱۹۹۱ ) . ترک خدمت ( کارستن[۹۰] و اسپکتر ، ۱۹۸۷ ) ، عملکرد ( لافالدانو[۹۱] و موچنیسکی [۹۲]، ۱۹۸۵ ؛ آستروف[۹۳] ، ۱۹۹۲ ؛ پودساکف [۹۴]و ویلیامز[۹۵] ، ۱۹۸۶ ) پرداخته اند ( دیویس[۹۶] ، ۲۰۰۴ ) . یکی از متغیرهای اصلی و مهم مرتبط با تصمیم گیری کارکنان ، مبنی برماندن یاترک خدمت رضایت شغلی است ( هاگدوان[۹۷] ، ۱۹۹۶ و ۱۹۹۸ ؛ ایساک[۹۸] ، ۱۹۹۷ ، مالام [۹۹]، ۱۹۹۶ ، مک برایدوماندی[۱۰۰] و تانل[۱۰۱]، ۱۹۹۲ ؛ نیونهایس [۱۰۲]، ۱۹۹۴ و اسمارت[۱۰۳] ، ۱۹۹۰ ) ( بریورو[۱۰۴] همکار ، ۲۰۰۳ الف ) . رفتار سازمانی میان فرهنگی مطالعه و تجزیه و تحلیل فرایندهای تیمی و رفتارهای فردی براساس مشخصات و چارچوب های فرهنگی و ملی می باشد که مشخصات فرهنگی به مثابه ی نقش مهم در نحلیل فوق تلقی می گردد و فرهنگ به عنوان متغیر مستقل و واسط ( میانجی ) در ارتباط با موضوعات رفتاری سازمانی بررسی می شود ( تسیوئی و همکاران ، ۲۰۰۷ ) . تحقیقات میان فرهنگی ، معرف آن است که چگونه فرهنگ ، در ارتباط با پدیده های خرد سازمانی ( برای مثال انگیزش ، شناخت و احساسات و هیاجانات ) ، سطح میان سازمانی (برای مثال تیمها، رهبری و مذاکره) و سطح کلان سازمانی (برای مثال فرهنگسازمانی ، ساختار سازمانی )بوده و همچنین فرهنگ چه تاثیری در چگونگی روابط متقابل بین سطوح سه گانه ی مذکور بایکدیگر دارد ( گلفاند[۱۰۵] و همکاران ، ۲۰۰۷ ؛ به نقل قول اززکی ، ۱۳۸۶ ) . ۲-۹- عوامل موثر بر رضایت شغلی کارکنان عوامل موثر بر رضایت شغلی کارکنان ، به طور کلی در ۲دسته اصلی طبقه بندی شده اند : نخست : عوامل محیطی شغل و مرتبط با شغل که مهمترین تاثیر را بر رضایت شغلی دارند و شامل چگونگی رفتار افراد ، ماهیت وظایف شغلی ، ارتباط با سایر افراد در محیط کار و پاداش ها می باشد . دوم : عوامل فردی که افراد با خود به شغلشان منتقل می نمایند ، مانند تجارب قبلی فرد و شخصیت . هر دو دسته عوامل در مبحث رضایت شغلی از یکدیگر تاثیر پذیرند . تناسب میان شغل و شاغل در رضایت شغلی کارکنان عاملی مهم به شمار می رود ( کریستوف[۱۰۶] ، ۱۹۹۶ ، ص ۱۵ ) . ۲-۱۰-عوامل محیطی رضایت شغلی : ۲-۱۰-۱– نظریه ویژگی های شغلی : بسیاری از محققان عقیده دارند که مشاغل ساده و تکراری در خطوط منتاژ سنتی ، ذاتا خسته کننده هستند و نارضایتی ایجاد می کنند ( هالین و بلود[۱۰۷] ، ۱۹۹۹ ، ص ۳۲ ) . بسیاری از مدافعان طراحی مجدد شغل به توسعه و گسترش موضوع رضایت شغلی در جهت طراحی مجدد شغل اعتقاد دارند ( هرزبرگ ، مانستر[۱۰۸] و سیندر من[۱۰۹] ، ۱۹۸۵ ، ص ۱۰ ) . ایجاد رضایت شغلی می تواند با تغییر در ویژگی های وظایف شغلی افراد به وجود آید . ویژگی های شغل به محتوا و ماهیت وظایف مربوط می شوند . مشهورترین نظریه در خصوص ویژگی های شغل ، تئوری ویژگی های شغلی است ( هاکمن[۱۱۰] و اولدهام [۱۱۱]، ۱۹۸۰ ، ص ۳ ) . در این تئوری طراحی مشاغل را می توان به گونه ای انجام داد که کارکنان از شغل خود احساس رضایت داشته باشند . در به کارگیری این روش ، صاحب نظران معتقدند که از طریق غنی کردن عناصر معینی از مشاغل می توان در تغییر حالات روانی افراد موثر بود و اثربخشی شاغلان را افزایش داد ( رابینز ، ۱۹۸۸ ، ص ۴۲ ) . ۲-۱۰-۲-محدودیت سازمانی : شرایط محیط کاری که مانع عملکردشغلی کارکنان می گردد ، اصطلاحا محدودیت های سازمانی ( موانع سازمانی ) نامیده می شوند . این محدودیت ها شامل بسیاری از جنبه های شغلی ، مانند افراد و محیط کار فیزیکی می گردند ( پیتر ، کونورد و رادلف ، ۲۰۰۰ ، ص ۱۵ ) . با بهره گرفتن از تکنیک وقایع حساس زمینه ها و محدودیت ها را دسته بندی نمودند . آنهااز ۶۲۰ کارگر در خصوص تجارب آنها در زمینه محدودیت های سازمانی در محیط کار تحقیق به عمل آوردند . تجزیه و تحلیل محتوایی پاسخ ها که مشتمل بر ۸ قلمرو بوده است ، در جدول شماره ۲ نشان داده شده است :
محدودیت ها
شرح محدودیت ها
اطلاعات مرتبط با کار
اطلاعات مورد نیاز مشاغل
ابزار و تجهیزات
ابزار و تجهیزات ضروری برای انجام دادن کار
مواد اولیه و عرضه آن
مواد اولیه و عرضه ضروری آنها در کار
حمایت بودجه ای
منابع مالی مورد نیاز برای خرید منابع مورد نیاز شغل
خدمات مورد نیاز و کمک به سایرین
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این نوع تحقیقات که گاه تحقیقات مبنایی یا پایه ای خوانده می شود،در جستجوی کشف حقایق و واقعیتها و شناخت پدیده ها و اشیاء بوده که مرزهای دانش عمومی بشر را توسعه می دهند و قوانین علمی را کشف نموده به تبیین ویژگیها و صفات یک واقعیت می پردازند.در این تحقیقات ممکن است نظریه ای انشاء شود یا اصول،فرضیه ها یا قضایای نظریه ای مورد آزمایش قرار گیرد.(حافظ نیا،۱۳۸۲،ص۵۰) هدف این نوع پژوهش،توسعه و گسترش نظریه ها از طریق کشف ویژگی های عمومی و مشترک یا اصول کلی است.(نادری،سیف،۱۳۸۵،ص۱۲) ۳-۲-۲- تحقیقات کاربردی این تحقیقات با بهره گرفتن از زمینه و بستر شناختی و معلوماتی که از طریق تحقیقات بنیادی فراهم شده برای رفع نیازمندیهای بشر و بهبود و بهینه سازی ابزارها،روش ها،اشیاء و الگوها در جهت توسعه ی رفاه و آسایش و ارتقای سطح زندگی انسان مورد استفاده قرار می گیرند.این تحقیقات مبادی شناختی خود را از قوانین،نظریه ها و نتایج تحقیقات بتیادی می گیرند.(حافظ نیا،۱۳۸۲،ص۵۱)
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
تحقیق حاضر ازیک سو،درپی کشف مبانی و آثارو اسرار تربیتی حج است و قصد دارد عمل تربیتی حج را از منظر قرآن و روایات تبیین نماید،و از سوی دیگردر صدد است تا از طریق این شناخت و تبیین، دستور العمل هایی را در اختیارحاجیان قرار دهد تا با بهره گرفتن از اصول کشف شده،بتوانند حجّی راستین وحقیقی انجام دهند. بنابراین،این تحقیق از نوع تحقیقات بنیادی-کاربردی می باشد. ۳-۳- روش تحقیق مراد از انتخاب روش انجام تحقیق این است که مشخص کنیم،چه روش تحقیقی برای بررسی موضوع خاصی لازم است.به سخن دیگر،هدف از انتخاب روش تحقیق ان است که محقق مشخص نماید،چه ضیوه و روشی را اتخاذ کند تا اورا هرچه دقیق تر،آسان تر،سریع تر و ارزان تر در دستیابی به پاسخ یا پاسخهایی برای پرسش یا پرسش های تحقیق مورد نظر کمک کند.(نادری،سیف،۱۳۸۵،ص۳۱) براساس ماهیت و روش،تحقیقات علمی را می توان به پنج گروه تقسیم کرد که عبارتند از: ۱٫تحقیقات تاریخی۲٫توصیفی۳٫همبستگی۳٫تجربی۴٫علّی.(حافظ نیا،۱۳۸۲،ص۵۳) از آنجا که آنچه مربوط به این تحقیق می گردد،از نوع تحقیق توصیفی است لذا به معرفی این تحقیق می پردازیم. تحقیقات توصیفی در تحقیقات توصیفی محقق به دنبال پگونه بودن موضوع است و می خواهد بداند پدیده،متغیّر،شیء یا مطلب پگونه است.به عبارت دیگر این تحقیق وضع موجود را بررسی میکند و به توصیف منظم و نظامدار وضعیت فعلی آن می پردازد و ویژگی ها و صفات آن را مطالعه و در صورت ازوم ارتباط بین متغیرها را بررسی می نماید. تحقیقات توصیفی هم جنبه ی کاربردی دارد هم مبنایی؛در بعد مبنایی از نتایج این تحقیقات در تصمیم گیریها و سیاستگذاریها و همچنین برنامه ریزیها استفاده می شود.تحقیقات توصیفی در بعد بنیادی به کشف حقایق و واقعیتهای جهان خلقت می انجامد. اینگونه تحقیقات از نظر شیوه ی نگارش و پرداختن به مسأله ی تحقیق به دو دسته تقسیم می شود: ۱٫تحقیقات توصیفی محض محقق صرفأبه کشف و تصویرسازی ماهیت،ویژگیهاو وضعیت موجود موضوع و مسأله تحقیق می پردازد. ۲٫تحقیقات توصیفی- تحلیلی محقق علاوه بر تصویرسازی آنچه هست به تشریح و تبیین دلایل چگونه بودن و چرایی وضعیت مسأله و ابعاد آن می پردازد.(همان،صص۶۰-۵۸ ) روش تحقیق حاضر توصیفی _تحلیلی است که صرفأ محقق آنچه را که وجود دارد مطالعه کرده به توصیف و تشریح آن می پردازد و در نهایت از نظر منطقی جزئیات مربوط به مسئله ی تحقیق خود را با گزاره های کلی مربوطه ارتباط می دهد و به نتیجه گیری می پردازد.(حافظ نیا،۱۳۸۶،ص۷۱) ۳-۴- روش گردآوری اطلاعات گردآوری اطلاعات مورد نیاز تحقیق یکی از مراحل اساسی ان است و به لحاظ اهمیت آن،گاه به اشتباه،روش های گردآوری اطلاعات را روش های تحقیق می نامند.(حافظ نیا،۱۳۸۲،ص۱۶۲) مرحله ی گردآوری اطلاعات آغاز فرآیندی است که طی آن محقق یافته های میدانی و کتابخانه ای را گردآوری می کند و به روش استقرائی به فشرده سازی آنها ازطریق طبقه بندی و سپس تجزیه و تحلیل میپردازد و فرضیه های تدوین شده ی خود را مورد ارزیابی قرار میدهد ودر نهایت حکم صادر می کند و پاسخ مسأله تحقیق خود را به اتکای آنها می یابد؛ به عبارتی محقق به اتکای اطلاعات گردآوری شده واقعیت و حقیقت را آنطورکه هست کشف می نماید.(همان) روش های گردآوری اطلاعات را به طور کلی می توان به دو طبقه تقسیم کرد: ۱٫روش های کتابخانه ای ۲٫ روش های میدانی.(همان،ص۱۶۳) ازآن جا که روش کار در این پژوهش کتابخانه ای است،به معرّفی این نوع روش گردآوری اطلاعات و دلایل استفاده از این روش،در این پژوهش می پردازیم. روش های کتابخانه ای در تمامی تحقیقات علمی مورد استفاده قرار می گیرد،ولی در بعضی از آنها در بخشی از فرایند تحقیق از این روش استفاده می شود و در بعضی از آنها موضوع تحقیق از حیث روش،ماهیتأ کتابخانه ای است و از آغاز تا انتها متکی بر یافته های تحقیق کتابخانه ای است.در تحقیقاتی که ماهیت کتابخانه ای دارند،تقریبأ تمام تلاش محقق در کتابخانه ها صورت می گیرد.(همان،ص۱۶۴) در این پزوهش ازآنجا که نوع تحقیق توصیفی – تحلیلی است لذا روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای است که محقق با مراجعه به کتابخانه های مختلف و با بهره گرفتن از ابزار فیش برداری سعی در جمع آوری اطلاعات و ثبت و ضبط آنها نموده است. ۳-۵- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات وقتی سخن از تجزیه و تحلیل یافته ها به میان می آید،این تصور حاصل می شودکه منظور از تجزیه و تحلیل داده ها تنها به شیوه ی آماری است،در صورتی که چنین نیست و این شیوه فقط یکی از طرق مهم تجزیه و تحلیل است که برای تحقیقات و داده هایی به کار می رود که جنبه ی آماری نداشته باشد.(حافظ نیا،۱۳۸۲،ص۲۳۱) تحقیقات فراوانی وجود دارد که فاقد جنبه ی آماری است و عمدتأ متکی به اسناد و مدارک و شهود و ادراک و تحلیل عقلانی است؛از جمله تحقیقات تاریخی،توصیفی موردی،تحلیل محتوا،علّی و نظری و به طور کلّی تحقیقاتی که نوعأ کتابخانه ای و نظری هستند.بنابراین چون تحلیل داده های کیفی را نمی توان با روش کمّی انجام داد،.باید از معیارهای مناسب کیفی استفاده نمود؛این مبنا و معیار در تجزیه و تحلیل های کیفی مشخصأعقل،منطق،تفکر و اسدلال است؛یعنی محقق با بهره گرفتن از عقل و منطق وغورواندیشه باید اسناد،مدارک و اطلاعات را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهد و حقیقت و وافعیت را کشف و درباره ی فرضیه ها اظهار نظرنماید.(همان،ص۲۳۲) این تحقیق از نوع تحقیقات توصیفی – تحلیلی است ولذا روش تجزیه اطلاعات به کار رفته در آن ازنوع کیفی بوده که محقق با اتّکا به عقل و منطق و استدلال به بررسی یافته ها و اطلاعات موجود پرداخته و به نتیجه گیری دست یافته است. فصل چهارم یافته های تحقیق ۴-۱- مقدمه در این فصل محقق به طور جداگانه به پاسخگویی سؤالات خود که در فصل اول مطرح کرده است می پردازد؛در این رابطه متناسب با سؤالات خود،این فصل را به ۵بخش تقسیم کرده است: الف) در بخش اول به بررسی سؤال اول تحقیق پرداخته ایم که عبارت است از” مفهوم حج از منظر قرآن و روایات چیست؟” ب) در بخش دوم به بررسی سؤال دوم تحقیق پرداخته ایم که عبارت است از”مبانی انسان شناختی حج ازمنظر قرآن و روایات چیست؟” در این رابطه ما ابتدا به تعریف مبانی انسان شناسی و سپس مفهوم مبانی تعلیم و تربیت وبه بررسی چند مبنا از مبانی انسان شناسی پرداخته ایم؛ ازقبیل: پرستش گری،عقل ورزی،حقیقت جویی،اجتماع گرایی،مسئولیت پذیری،کمال گرایی،کرامت.و در پایان ارتباط هرکدام ازاین مبانی با حج تبیین گردیده است. ج) در بخش سوم به بررسی سؤال سوم تحقیق پرداخته ایم که عبارت است از”اسرار تشریع حج از منظرقرآن و روایات چیست؟” در این قسمت ما به دو بخش پرداخته ایم،در بخش اول به اسرار عام حج و در بخش دوم به اسرار خاص حج که مربوط به مناسک ومراحل حج به طور جداگانه می باشد پرداخته ایم،مناسک ومراحلی که که دراینجا مدّنظر بوده است عبارت است از:۱٫نیّت۲٫غسل احرام۳ .احرام۴٫تلبیه۵٫طواف۶٫استلام حجرالاسود۷٫مقام۸٫زمزم۹٫سعی صفاومروه ۱۰٫عرفات۱۱٫مشعر۱۲٫منا ۱۳٫طواف آخر د) در بخش چهارم به بررسی سؤال چهارم تحقیق پرداخته ایم که عبارت است از”آثار تربیتی مطلوب حج از منظر قرآن و روایات چیست؟”در این بخش آثار تربیتی حج را در۴بعد: الف)آثار تربیتی حج از حیث ارتباط با خدا،ب)آثار تربیتی حج از حیث ارتباط با خود،ج)آثار تربیتی حج از حیث ارتباط با دیگران،د)آثار تربیتی حج از حیث ارتباط با جهان هستی ،بررسی کرده ایم. ه) در بخش پنجم به بررسی سؤال پنجم تحقیق پرداخته ایم که عبارت است از:”علل عدم تحقق آثار تربیتی حج در شماری از افراد از منظر قرآن و روایات چیست؟” در این بخش وظایف گوناگونی را که بعد ازانجام مراسم حج به عهده ی حاجی است ونیزعلل بی توجهی حاجی به این وظایف از منظر قرآن و روایات مورد بررسی واقع شده است. ۴-۲- بخش اول: بررسی سؤال اول تحقیق مفهوم حج از منظر قرآن و روایات چیست؟ الف)کلمه ی حج به کسر حا(البته به فتحه نیز قرائت شده) در اصل به معنای قصد بوده و سپس در قصد زیارت بیت اختصاص یافته،به طزیق مخصوصی که شرع آن را بیان کرده است.(طباطبایی،ترجمه موسوی همدانی،بی تا،ص۵۵۰) ب) مراد از حج در متون و منابع اسلامی،از جمله منابع فقهی،عازم شدن به سمت بیت الله الحرام به منظور به جا آوردن اعمال و عباداتی ویژه در زمانی خاص است.به تعبیربرخی فقها،اصطلاح فقهی حج بر مجموعه اعمالی دلالت دارد که در مکانهایی خاص در مکه انجام می شوند.(میر ابوالقاسمی،۱۳۸۹،ص۱)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(همان: ۷۵۵/ ۴)
جمشید شام را از تصرف مهراج خارج میکند و تاج و تخت پادشاهی را به «نوذر» از خویشاوندان افسر و قیصر بوده است – میسپارد و خود با غنایم فراوان به روم بازگشت. قیصر او را گرامی داشت و دو هفته جشن گرفتند و در هفتهی سوم مهیای عروسی گشتند، جشن بزرگ فراهم شد. بعد از یک سال هوای چین به سرش افتاد، اما افسر مخالف بود، چرا که طاقت دوری فرزندش را نداشت. سرانجام پادشاه ده روز به شکار رفت و از آنجا عازم چین شد و سالهای سال فرمانروای کشور چین بود (ذوالفقاری، ۱۳۸۲: ۲۲۸). ۴-۲٫ بررسی عناصر داستان ۴-۲-۱٫ طرح (پیرنگ) طرح داستان مثنوی جمشید و خورشید ساده و ابداعی است که در خواننده و مخاطب کشش و لذت چندانی ایجاد نمیکند. حوادثداستان در کل طبیعی و باورنکردنی است. هرچند حوادث غیرواقعی و غیرطبیعی نیز به چشم میخورد؛ مانند: دعوت پریان از جمشید به مهمانی و یا جنگ جمشید با اکران و صحبت با انواع گلها و … داستان دارای نقطه بحران و اوج و کشمکش است ولی چندان خواننده را درگیر خود نمیکند. قهرمان داستان عازم راهی پرخطر میشود که این حوادث هفت خان را تشکیل میدهد و در نهایت جنگ با رقیب بر سرعشق خورشید است که او را هم برکنار زده و به وصال خورشید میرسد. داستان دارای پیرنگ بسته است زیرا داستان شامل حوادث طبیعی و غیرطبیعی چون گذشتن از مراحل سخت هفت خان، گفتوگو با شمع، اشیاء، حیوانات، گلها و موجودات بیجان که به زبان میآیند و نقش آفرینی میکنند؛ مثل سخن گفتن و دلجویی گلها از جمشید برای رفع ملال خاطر وی، ورود به شهر جنیان و آشنایی با حورزاد، جنگیدن با اژدها و دیو و شکست دادن آن دو و … که در تمام داستانهای اساطیری نیز دیده میشود.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۴-۲-۱-۱٫ عناصر ساختاری طرح ۴-۲-۱-۱-۱٫ شروع و گره افکنی گرهافکنی داستان از آنجا شروع میشود که جمشید در اوان جوانی است که با دیدن یک رویا تصمیم میگیرد زندگی خود را تغییر دهد. جمشید که با دیدن رویای خود تصمیم میگیرد با زندگی حقیقی و آنچه که بیرون از دنیای محدود قصر وجود دارد، روبهرو میشود. او که در خواب دختری به نام خورشید را میبیند، شیفته او میشود و از مهراب که بازرگان و جهان دیده و نقاش بود، میخواهد که تصویر خورشید دختر قیصر روم را به او نشان دهد. اینجاست که او دست از خانه و خانواده خود میشوید. آنها را ترک میکند و در دنیایی ناشناخته برای بهدست آوردن معشوق قدم میگذارد در حالی که مطمئن است خطرات بسیار برایش به دنبال دارد. شروع راهی که جمشید خود آن را انتخاب کرده یعنی جست و جوی هویت و آنچه که قرار است در زندگی بدست آورد. ۴-۲-۱-۱-۲٫ بحران قیصر، پدر خورشید که از شادی شاه دلسرد شده بود و برای اینکه او را از سر راه خورشید بردارد، برای آزمودن شادی شاه می زیاد به او میخوراند ولی پسر خسرو شام از عهده این کار برنیامده و رسوایی به بار میآورد و در چوگان بازی با جمشید نیز شادی شاه عاجز میشود. جمشید در همان میدان چوگان بازی قیصر روم را از چنگ شیر میرهاند و شیر را به هلاکت میرساند و در نتیجه قیصر جمشید را بر شادی شاه به خاطر شجاعت، دلاوری و جوانمردی و … ترجیح میدهد. قیصر همچنین برای پذیرفتن شادی شاه به دامادی بهانه میآورد و پیشنهادهای سختی را از او مطالبه میکند. شادی شاه هم به شام باز میگردد. افسر از این نگران است که مبادا شادی شاه به روم لشکرکشی کند موضوع را با جمشید در میان میگذارد. جمشید هم از قیصر اجازه میخواهد تا کار شام را یکسره کند. ۴-۲-۱-۱-۳٫ کشمکش و ناپایداری جمشید در پیمودن راهی که پیشرو دارد، بسیار مصّر است و با وجود آن از راهنمای خود میشوند که راهی که در پیش دارد، بسیار پر مخاطره است. این مشکلات را با دل و جان پذیرا میشود و به راه میافتد. حتی نصایح پدر و التماسهای مادر نیز بر او کارگر نیستند. این قهرمان یا شخصیت اصلی با نیروهایی که در طی این مسیر علیه او برخاستهاند و یا با او سر مختلفت دارند به نزاع و مجادله و کشمکش میپردازد. بسیاری از این موانع و مشکلات از جمله: رسیدن به سرای جنیان، رویارویی با اژدها، مبارزه با اکوان دیو، غرق شدن در دریای مهیب و جنگ با رقیب، مواجه میگردد. الف)انواع کشمکش ۱-کشمکش جسمانی؛ وقتی جمشید عازم راهی پر خطر میشود و در واقع هفت خان را پشت سر میگذارد. در خان دوم او به کوهی پر از اژدها میرسد و پس از مبارزه با اژدها سرانجام جمشید پیروز میدان میشود.
ملک با اژدهایی کان دو سر داشت
مقارن کرد ماری را که برداشت…
ملک تیغ زمّرد فام برداشت
ز افعی از زمرد کام برداشت…
ید بیضا به تیغش اژدها را
عصا کرد و بیفکند آن عصا را
(همان: ۶۵۲/ ۲-۸)
و در خان سوم جمشید به شهر اکوان دیو میرسد و پس از جنگیدن با اکوان توانست با شمشیر اکوان را نیز از بین ببرد و پیروز شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵- تیله: هول دادن ۶- آخش: نفس راحتی کشیدن ۷- بِکنه: نیشش بزنه ۸- دول: مشک آب ۹- وَشِت: برای تو
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۱۰- بِهش: به او ۱۱- قینوس مینوس: اصطلاحاً به حرف مفت می گویند. ۱۲- وِل: رها، آزاد ۱۳- وَرنخیزی: بلند نشوی ۱۴- هَمطو: همینطور ۱۵- دوشت :داشت ۱۶- کار بلده: مهارت داره ۱۷- دِم گوشش: اصطلاحاً در گوشی حرف زدن ۱۸- یهو: یک دفعه ۱۹- گریخت: فرار کرد پسر وزیر و مرد دزد روزی وزیری به پسرش می گه دیگه وقتش رسیده اَ شهر بری بیرون تا سرت ورسنگ بخوره و از مهارتا و تجربا زندگی یه چیزی بِلَد بشی. به خاطر همین کارا پسرِ جوون خودش رو می کنه و بهش یه اسب و صد درهم پول می ده و میگه اَزین شهر به مکان دیگه برو و برا خودت تجربه و کسب و کاری پیدا کن. پسر جوون صد درهم پدر رو می گیره و سوار بر اسب اَشهر بیرون می ره. او ایقَد می ره و می ره تا به دروازه شهر بعدی می رسه. خیلی گُشنه و تُشنه بود، وقتی وارد شهر می شه چشمش وَر یه مشت آدم می اُفته که یه جا جمع شدن، نزدیکتر می ره تا ببینه چه خبره. چند تا اَ محافظا شاه رو می بینه و همطو یه جلاد رو که داره یه نفر رو که بر رو زمین اُفتاده می زنه، جلوتر که میره می بینه اونی که کتکم می خوره یه مِیتّه، خیلی غصه می خوره و می گه ایی مِیتو وَر چی میزنن. مردم که خیلی شلوق کِرده بودن می گن او بدهکار بوده و حالو هم جلادِ شهر داره اونو میزنه تا مردم دلشون بسوزه، پول بریزن وَر رو مرده تا پولا وَرو هم بیا و بدهی این میِت صاف بشه. پسر وزیر که خیلی ناراحت می شه می گه مگه بدهیش چقد میشه، مردم میگن صد درهم، پسر وزیر فوری صد درهم رو اَ کیسِش بیرون میاره و به محافظا شاه می ده و می گه ولش کُنَن. محافظا صد درهمو می گیرن و میرن. مردم هم پَخش پِلا می شن، مُرده هم آزاد. پسر وزیر که خیلی گرسنه بود با اسبش اَ اوجا دور میشه به بیابونی می رسه، شکاری می کنه و پناهگاهی وَر خودش درست می کنه تا اینکه پَسین می شه و هوا گرگ و میش پسر جوون آتشی درست میکنه و گوشت شکار رو به چوب می زنه تا بپزه. هوا نِم نِمو دوشت تاریک می شد که یه دفه صدا بلندی به گوشش می رسه: تو ایی پناهگاه هشکی هس. پسر وزیر ترس وِرش می داره و میگه: بنده حقیری هستم بفرما. یهو مردی میاد تو. پسر وزیر میگه: کی هستی؟ اون مردم میگه مَ دزدم، ببینم چی داری. پسر وزیر می گه اَمال دنیا همی اسبو که لَرد دیدی دارم و دیگه هِچی ندارم، اما بیا از این گوشت شکار با هم بخوریم. بالاخره دوتایی نونشون رو خوردن و گرفتن خفتیدَن. صبح زود کله سحر دزده اَخواب وَرخِستاد و پسر وزیر رو بیدار کرد و گفت: باید با هم بریم دزدی، پسر وزیر خیلی جا می خوره و می گه مَ اصلاً ایی کاره نیستم و اگه همرات بیام بیشتر تو رو لو می دم تور خدا دَس اَسرم وربدار. دزده سرش جیغ می کشه و میگه تو باید همپا من بیایی، و به زور یقه جوون رو میگیره و میگه اگه نیایی تو رو اَوسط دو شقه می کنم. پسر وزیر اَترس وَ رو اسب می شینه و هر دوتاشون با هم حرکت می کنن. به جایی می رسن و میبینن که یه مشتی آدم ور دور بِر هم جِمَن. یهو دزده با صدا بلند به اونا می گه شماها کی ین؟ اونا میگن ما چِل تا دزدیم، مرد دزد می گه پس با ما دو تا می شِن چِل دوتا دزد، حالا نقشه تون چیه؟ می گن: ما می خواهیم بریم خزونه شاه رو بزنیم. پسر وزیر جا می خوره و می گه شماها که نمی تونن ایی کارو بِکُنن. اول از اون، اونجا چقَد نگهبان و سربازه دوم از اون، وَر بغلِ خزونه چقدر شیر زندگی میکنه، ایی کار نشدنیه، مَکنین ایی کارو، وِلش کنن. دزدا می گن چی می گی تو، ما خودمون را می بریم چه کار کنیم، پیش به سوی قصر شاه تا موقعی که هوا تاریک بشه بعد نقشمون رو می کشیم. دزدا وَر را افتادن تا به قصر شاه رسیدن، هوا هم تاریک شده بود. وقتی نزدیک قله شدن گفتن حالا نقشه مون چیه، یهو مردِ دزد گفت: مَ اول می رم اونور دیوار قله تا ببینم خط خبری نیس اگه خبری نبود یه علامتی می دَم تا شماها یکی یکی بیاین ایی وَر. بعد مثل فرفِرو اَ قلعه بالا رفت و پرید اون وَر. یه خو که گذشت علامتی داد، دزدا هم فهمیدن که خبری نیس، پس یکی یکی اَ قله بالا رفتن تا نوبت پسر وزیر شد. وقتی پسر وزیر رفت بالا قله یه دفه دید هر چل تا دزد سرشون بریده شده و شیرا هم افتاده به جونشون. خیلی ترس ورش دوشت تا چشمش به مرد دزد افتاد جیغ کشید گفت چِتو شده ایجو چه خبره. چرا هَمچی شده. مرد دزد بِهش می گه: تو کارت به ایی کارا نباشه اَ حالو هر چی مَ گفتم تو باید حرف به گوش کنی و بگی چشم. پسر وزیر هم اَ ترسِ اینکه نمیره میگه چشم. دوتاشون اَ قله میان بیرون و اَ شهر خارج می شن و شب رو تو همون بیابون می خوابن. دِما صبی دزده پسر وزیر رو اَ خواب بیدار می کنه و میگه: اَ حالو هر چی مَ میگم تو باید انجام بدی. بعد می گیره یه دس لباس خوشگل و قشنگ وَر تن پسر وزیر می کنه و می گه: اَ حالو شما ارباب و مَ نوکر شما می شم، هر کی اَزِت سوال کرد یه نگایی وَر مَ بکن بقیّش مَ خودم را می برم چه کار کنم از این پس هم هر چی گیرمون اومد نصف تا نصف. پسر وزیر هم اَ ترسش قبول میکنه و هر کاری که او می گفت می کنه و با مرد دزد به طرف شهر حرکت می کنن وقتی می رسن می بینن یه هَم همه ای وَر تو مَردمه و مَردم دارن با خودشون حرف می زنن وقتی خوب دقیق می شن می بینن درباره دیشبه و میگن: ها چلتو دزد شب پیش وارد شهر شدن و می خواستن قصر و خزونه شاه رو غارت کنن. معلومم نیس کی اونا رو کُشته و پیش شیرا اِنداخته حالو هم پادشاه در به در وَر دنبال اونا می گرده. یه دفه سربازا که ایی دو مردِ غریبه رو می بینن به اونا شک می کنن اَشون می پرسن شماها کی هستِن ایجو چکار می کُنن. پسر وزیر به عقب سرش اشاره می کنه و مردِ دزد هم جواب می ده که: بله ایی پسر دلیر و شجاع دیشب چل دزد رو کشته و اونا رو انداخته جلو شیرا. همه مات و حیرون شدن تا ایکه خبر به گوش شاه می رسه، شاه هم می گه اونا رو بیارن وَر پیش مَ، وقتی اونا میاین پیش شاه قصه دزدا رو بودش وَر پادشاه تعریف می کنن مرد دزد هم از دلیری و شجاعت پسر وزیر خیلی تعریف می کنه. بالاخره بعد از چَن روز پذیرایی و جشن و پای کوبی، پادشاه از پسر جوون خوشش میاد و بهش پیشنهاد ازدواج با دخترش رو می ده. بعد از مراسم عقد و عروسی پادشاه طبق طبق جواهر و طلا همراه دخترش می کنه و چند تا سوار و سرباز رو همراشون می فرسته تا دِم دروازه شهر بدرقه شون کنن و پسر جون با زنش راهیِ شهر و دیارش بشه. وقتی به دروازه شهر رسیدن سوارکاران و سربازا می گن دیگه از ایجو به بعد خودتون برید و بعدش هم خداحافظی می کنن. ایی سه نفر هم تنایی به راه خودشون ادامه می دَن کمی که اَ راه رو رفته بودن می رسن به بیابونی که یهو دزده می گه: اَل وعده وفا. باید تموم چیزایی که گیرمون اومده نصف کنی الان هم موقع خوبیه. پس هر چی بود اَ طلا و جواهر گرفته تا شتر و اسب همه رو نصف کردن موند به دختر شاه. دختر شاه هم که فهمیده بود چه کلاهی سِرش رفته اَترس می لرزید. دزده گفت: دختره رو هم باید نصف کنیم. پسر وزیر گفت: نه ای کارو نکن، جواهرات و شتر و اسبا همه شون مالِ تو ایی دختر مال مَ. مرد دزد گفت: نه حرف مرد یکیه باید دختره رو به درخت ببندیم و اونو اَ وسط دو شق کنیم پسر وزیر گفت: اصلاً دختر پادشاه و تمام اموال مالِ تو، مَ می رَم. دزده گفت نه حرف مرد یکیه. بعد اول پسر وزیر بست وَر درخت و بعدش هم دختر پادشاه لنگ وَر هوا وَر درخت بست و شمشیرش رو اَغلاف در اُورد و بُردش وَر بالا. تا گفت یک ، دو ، سه، دختر شاه جیغ بلندی کشید که یه دفه یه مار گُنده اَتو دهن دختره بیرون اومد و زودی گریخت و رفت. بعد مرد دزد فوری دختر پادشاه و پسر جوون و آزاد کرد و گفت: پسر جوون ایی دختر و ایی جواهرات همه مال تو، تو برو مَنم هیچی نمی خوام فقط می خواستم زبونِ ایی دختره رو وَر سرت کوتاه کنم وگرنه مَ احتیاجی به ایی مال و ایی دختر ندارم. پسر وزیر مات می مونه و میگه تو کی هستی؟ مرد دزد می گه من همو مرده ای هستم که تو منو آزاد کردی. اینو می گه و یهو غیبش می زنه. پسر وزیر هم که خیلی جا خورده بود همه ماجرا رو وَر زنش تعریف می کنه و بعدش هم راهی دیارش میشه. ۱- بِلَد شی: یاد بگیری ۲- گشنه و تشنه: گرسنه و تشنه ۳- هَمطو: همینطور ۴- شلوق: هیاهو، پرازدحام ۵- پخش پلا: پراکنده ۶- پَسین: عصر ۷- نِم نمو: کم کم ۸- دوشت: داشت ۹- هِشکی: کسی ۱۰- لَرد: بیرون ۱۱- خفتیدن: خوابیدن ۱۲- کله سحر: صبح خیلی زود ۱۳- وَرخِستاد: بلند شد ۱۴- دوشق: نصف ۱۵- وَربغل: کنار ۱۶- فِرفرو: با عجله ۱۷- یه خو: کمی ۱۸- هَمچی شده: اینطور شده ۱۹- دِماصُبی: نزدیک صبح، صبح خیلی زود ۲۰- ایجو: اینجا ۲۱- بودِش: تمامش، همه آن ۲۲- گریخت: فرار کرد بخش سوم: زبان و گویش نکاتی که لازم است در مورد زبان، لهجه و گویش بدانیم این است که هر زبانی لهجه های مختلفی دارد. زبان ها در نقاط مختلف توسط افراد طبقات اجتماعی به شکل های متفاوت تلفظ می شود. لهجه، اغلب با گویش اشتباه می شود گروهی از مردم که به زبان مشترک سخن میگویند جملگی در یک یا چند منطقه جغرافیایی زندگی می کنند، جامعه زبانی را شکل فارسی می دهند. بنابراین زبانی که در یک منطقه محدود جغرافیایی رایج است یعنی به وسیله یک جامعه زبانی به کار برده می شود گویش می گویند. بنابراین گویش را به زبان محلی می توان مترادف دانست. فرق آن با زبان در این است که گویش نسبت به زبان از سخنگویان کمتری برخوردار است و در منطقه ای محدود به کار می ورد. شاید صورت خطی و مکتوب نداشته باشد. پیتر روچ در تعریف گویش می نویسد: گویش در مورد گونه و شکلی از زبان به کار می رود که علاوه بر تلفظ از نظر انتخاب واژگان، کلمات، قواعد و دستور زبان اصلی متفاوت است، لهجه به شکلی از زبان گفته می شود که فقط در نحوه تلفظ با هم فرق دارند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول ۴-۶۲ : خروجی آزمون LSD
گراد
برند
sig
نتیجه
هاکوپیان
۰۰۰٫
وجود تفاوت
ماکسیم
۰۴۵٫
وجود تفاوت
۴-۵- خلاصه همانطور که به تفصیل بیان شد، با بهره گرفتن از شیوه های آمار توصیفی و استنباطی به تجزیه و تخلیل داده های گردآوری شده از طریق پرسشنامه پرداختیم، نتیجه تحلیل حاکی از آن بود که تمامی فرضیه های پژوهش مورد تایید قرار گرفت و مدل مطرح شده از لحاظ برازش مدل خوبی است. فصل پنجم نتیجه گیری و پیشنهادات
۵-۱- مقدمه شاید یکی از مهمترین بخش های تحقیق، فصل نتایج و پیشنهادهای پژوهش باشد. بیشتر کوشش هایی که در فرایند تحقیق صورت می گیرد در واقع برای دستیابی به نتایج و پیشنهادهای تحقیق می باشد، چرا که هدف از انجام تحقیق پیدا کردن راه حل هایی برای روشن ساختن معضلاتی است که مانع اهداف سازمانهاست. به عبارتی، چون مشکلاتی وجود دارد که موجب کاهش توان سازمان می شود از طریق تحقیق می توان مشکلات را شناسایی و در جهت رفع آن اقدام کرد و بر آن فائق آمد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در این فصل، محقق به استنتاج علمی از یافته های خود پرداخته و مشخص خواهد کرد یافته هایش تا چه حد بر پایه های نظری هماهنگ است. سرانجام پیشنهادهایی کاربردی در زمینه های فوق و همچنین پیشنهادهایی برای تحقیقات مکمل ارائه خواهد شد. ۵-۲- خلاصه تحقیق در این تحقیق به بررسی عوامل موثر بر ساخت برند در سطح خرده فروشی در حوزه صنعت پوشاک ایرانی پرداخته شد. امروزه تجربه مشتری بر نگرش و دیدگاه وی نسبت به یک برند خاص بخصوص در کالای مصرفی مانند پوشاک به شدت اثرگذار است و این تجربه در سطح خرده فروشی به عوامل مرتبط با یک خرده فروشی برای مشتری شکل می گیرد. علت اصلی انجام چنین تحقیقی، شناسایی عواملی است که در سطح خرده فروشی بر ساخت برند از دیدگاه مشتری اثرکذار است تا تولیدکنندگان با کنترل این عوامل و تاثیر بر تجربه مشتری به محکم ساختن برند خود در ذهن مشتری کمک کنند و نهایتا به ساخت برند خود تکامل بخشد. انتخاب صنعت پوشاک هم به این دلیل بود که در این صنعت به طور واضح و مشخصی با مشکلات برندسازی روبرو هستیم. به طوری که بسیاری از برندها ایجاد می شوند ولی قبل از شناخته شدن ناپدید می گردند و آینده روشنی را برای خود نمی بینند. برای حل این معضلات و شناسانده شدن برند پوشاک باید به محل عرضه آن یعنی خرده فروشی ها مراجعه کنیم و آنها را مورد تحلیل قرار دهیم. در راستای این تحقیق ما سه برند مطرح و البته موفق پوشاک را از دید عوامل مرتبط بر صنعت پوشاک انتخاب کرده و جامعه آماری خود را مشتریان خرده فروشی های این سه برند قرار دادیم تا بتوانیم با توجه به موفقیت این برندها در این حوزه نتیجه را به سایر برندهای داخلی پوشاک تعمیم داده و الگوسازی کنیم. این سه برند شامل هاکوپیان، ماکسیم و گراد می باشد. نمونه گیری به صورت تصادفی انجام شد و پرسشنامه ها در ۲۵ خرده فروشی این سه برند در سطح شهر تهران توزیع شد. در گردآوری مبانی نظری تحقیق حاضر، از کتب، مقالات، پایان نامه های داخلی و خارجی استفاده گردید. داده های اولیه از طریق پرسشنامه و توزیع در ۲۵ خرده فروشی در سطح شهر تهران گردآوری شد. اعتبار پرسشنامه توزیع شده نیز از طریق آلفای کرونباخ(۰٫۸۹) تایید گردید. برای تحلیل نتایج داده ها نیز از آمار توصیفی و روش های آمار استنباطی نظیر تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. ۵-۳- تحلیل یافته های پژوهش در ادامه به ارائه خلاصه ای از تحلیل یافته های حاصل در این تحقیق می پردازیم و به طور جداگانه از هر یک از فرضیات جمع بندی به عمل می آوریم: سوال اول سوال اول این تحقیق با عنوان « تجربه مشتری از برند تا چه اندازه بر ساخت برند در صنایع پوشاک ایران موثر است؟» به بررسی این موضوع می پردازد که آیا تجربه مشتری بر ساخت برند در صنعت پوشاک اثر دارد و یا خیر. همانطور که در فصل چهارم آمده است، این سوال و رابطه آن در مدل از طریق تحلیل رگرسیون مورد بررسی قرار گرفت و در سطح اطمینان ۹۵% و فرضیه تایید شد یعنی تجربه مشتری بر ساخت برند در صنعت پوشاک موثر است و میزان تاثیر آن ۲۳۲٫=β می باشد. در نتیجه، تجربه مشتری بر ساخت برند در صنعت پوشاک تاثیر معناداری دارد و می توان گفت که اگر مدیران و صاحبان برند بتوانند یک تجربه مثبت در ذهن مشتری بخصوص در اولین مراجعه وی به خرده فروشی های برند، خلق کنند می تواند به ساخت برند خود و در واقع قدرتمند کردن برند خود در این صنعت کمک شایان توجهی نماید. همچنین با کنترل این عامل طبق یافته های سوال سوم می توان به نحو مضاعفی بر ساخت برند تاثیر گذاشت چرا که این عامل بر اولویت برند در ذهن مشتری اثرگذار است و به طور غیر مستقیم هم مجددا بر ساخت برند موثر است. سوال دوم سوال دوم این تحقیق با عنوان « اولویت برند در ذهن مشتری تا چه اندازه بر ساخت برند در صنایع پوشاک ایران موثر است؟» به بررسی این موضوع می پردازد که آیا اولویت برند در ذهن مشتری بر ساخت برند در صنعت پوشاک اثر دارد و یا خیر. همانطور که در فصل چهارم آمده است، این سوال و رابطه آن در مدل از طریق تحلیل رگرسیون مورد بررسی قرار گرفت و سطح معنی داری از ۰٫۰۵ کمتر بوده و بنابراین در سطح اطمینان ۹۵% ،فرضیه تایید شد یعنی اولویت برند در ذهن مشتری بر ساخت برند در صنعت پوشاک موثر است و میزان تاثیر آن ۴۷۷٫=β می باشد. بنابراین اگر یک خرده فروش و یا مدیران نام تجاری بتوانند راهکارهایی چه از نظر فعالیت های بیرونی مثل تبلیغات و چه از نظر داخلی مثل ایجاد یک محیط برای معتبر و بزرگ نشان دادن برند خود ارائه دهند و سیاست های درستی را پیش رو قرار دهند می توانند برند خود را در ذهن مشتری به عنوان یک برند مطرح و معتبر جلوه داده به طوری که مشتری با به یاد آوردن محصول پوشاک به یاد برند ما باشد از این طریق می توان به ساخت برند کمک کرد. سوال سوم سوال سوم این تحقیق با عنوان « تجربه مشتری از برند تا چه اندازه بر اینکه آن برند در ذهن مشتری دارای اولویت شود، موثر است؟» به بررسی این موضوع می پردازد که آیا تجربه مشتری از برند بر اینکه برند در ذهن مشتری دارای اولویت شود، اثر دارد و یا خیر. همانطور که در فصل چهارم آمده است، این سوال و رابطه آن در مدل از طریق تحلیل رگرسیون مورد بررسی قرار گرفت و سطح معنی داری از ۰٫۰۵ کمتر بوده و بنابراین در سطح اطمینان ۹۵% ، فرضیه تایید شد یعنی تجربه مشتری از برند بر اولویت برند در ذهن مشتری در صنعت پوشاک موثر است و میزان تاثیر آن ۵۹۸٫=β می باشد. نتیجه ای که می گیریم این است که اگر مدیران برند بتوانند با عوامل خارجی مثل تبلیغات، برند خود را در ذهن مشتری اولویت بخشند باید به ادامه کار نیز توجه کنند و آن این است که اگر در تجربه مشتری از برند اتفاق نامساعدی از نظر مشتری پیش آید، برندشان از نظر مشتری محو می شود. پس اگر توانستیم وجهه بیرونی برند خود را معتبر سازیم باید بتوانیم وجهه درونی آن را نیز معتبر کنیم. این کار توسط مشتری تحلیل می شود و بنابراین باید تلاش خود را در ایجاد یک تجربه موفق برای مشتری بکنیم تا از این طریق برند ما در ذهن مشتری بلوند و معتبر شود یا به عبارت دیگر دارای اولویت گردد. سوال چهارم سوال چهارم این تحقیق با عنوان « متغیرهای فضای فروشگاه تا چه اندازه بر تجربه مشتری از برند موثر است؟» به بررسی این موضوع می پردازد که آیا متغیرهای فضای فروشگاه بر تجربه مشتری از برند، اثر دارد و یا خیر. همانطور که در فصل چهارم آمده است، این سوال و رابطه آن در مدل از طریق تحلیل رگرسیون مورد بررسی قرار گرفت و سطح معنی داری از ۰٫۰۵ کمتر بوده و بنابراین در سطح اطمینان ۹۵% ، فرضیه تایید شد یعنی متغیرهای فضای فروشگاه بر تجربه مشتری از برند در صنعت پوشاک موثر است و مقدار تاثیر برای «متغیرهای خارجی»، «عمومی داخلی»، «طراحی و چیدمان» و «محل خرید و دکوراسیون» به ترتیب ۲۳۲٫ ، ۳۷۳٫ ، ۴۹۴٫ و ۲۱۸٫ میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همچنین سلمان به اصطلاحات موسیقی کاملاً احاطه داشته، سیطره و دست وی در این علم در سرتاسر داستان پیدا است (همان: ۲۳۸). و مهمترین موضوعاتی که در دیوان سلمان به چشم میخورند عبارتند از: بحثهای فلسفی، اخلاقی و حکمی، گذرا و فانی بودن دنیا، ناپایدار بودن لدتها، سلوک انسان و حرکت او از نفسانیت خویش تا وصل به معبود واقعی، بی نیازی و استغنای انسان از پیرامون، زهد و ترک دنیا برای آسایش فکر و روح، تأکید بر بیآزاری و قناعت. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
البته این موضوعات از مدح امیران و وزراء، بیان حوادث سیاسی و درباری، مرثیهها و شخصیتها جداست (وفایی، ۱۳۸۹: ۳۰). سبک قصاید سلمان طبق معمول زمان، عراقی و مخصوصاً تغزلاتش لطیف و شیوا و به لحن غزل نزدیک است به طوری که سلمان را بزرگترین قصیده سرای قرن هفتم تا دوازدهم – یعنی فاصله بین حمله مغول و ظهور دولت قاجاریه است. ۳-۴٫ پیشروان و پیروان سلمان همانند هر شاعر دیگری میراث ادبی پیشینیان را مورد توجه قرار داده و به طرزی زیبا از گنجینهی ادبی گذشتگان بهره جسته است. معانی ظریف، مضامین و تصاویر شعری، تعابیر و آرایشهای لفظی و معنوی را از گذشتگان دریافت داشته و با بهرهگیری از ذوق و استعداد شاعری خویش، آنها را به شکلی زیبا پرورانده است. سلمان شعر گروهی از شاعران گذشته را پیش چشم داشته و از اشعار آنها آشکارا استقبال کرده و مستقیم و صریح در شعر خویش داخل نموده است و در قصاید خویش از آنها نام برده است. الف) فردوسی و نظامی و سایر استادان مثنوی سرا. ب) منوچهری دامغانی: سلمان یک قصیده به استقبال او ساخته است.
المنه لله که این ماه خزان است
وقت شدن و آمدن راه رزان است (سلمان، ۱۳۸۹: ۲۱)
منوچهری:
تا باد خزان رنگرز رزان است
گویی که چمن کارگر رنگرزان است
(همان: ۲۱)
در ابیات اول این قصیده سلمان سعی کرده است، اشکال و معانی مختلفی از کلمات رنگ رزان اراده نماید ولی تصنعی که در آن به وجود آمده آن را از سبک منوچهری دور کرده است. ج)سنایی غزنوی: که سلمان چند قصیده او را استقبال کرده است ولی نظر به مراتب عرفانی ابیات شاعر غزنوی، سلمان نتوانسته است اشعار خود را کاملاً شبیه سرمشق بسازد. از جمله این قصیده سنایی:
مکن در جسم و جان منزل که این دونست و آن والا قدم نه بر سر هستی که هست این پایهی ادنی
قدم زین هر دو بیرون نه، نه اینجا باش و نه آ«جا (سنایی) ورای این مکان جایی است عالی جای توست آنجا (سلمان، ۱۳۸۹: ۲۱)
د)خیام نیشابوری سلمان با گفتار خیام انس داشته و چند رباعی در دیوانش دیده میشود که شخص را بیاختیار به یاد خواجه عمر خیام میاندازد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-۷-۲٫ آزمون فرضیه ها متغیرهای کلیدی اقتصاد کلان (تولید ناخالص داخلی، تورم، عرضه پول و نرخ ارز) بر رفتار اعتباری بانکها، اثر معنیداری دارد با توجه به اینکه همه متغیرهای کلیدی اقتصاد کلان (، تولید ناخالص داخلی حقیقی، عرضه پول حقیقی، نرخ ارز و تورم) در سطح ۹۰% معنیدار میباشند و لذا بر این اساس فرضیه اول تحقیق مبنی بر اثرگذاری متغیرهای کلیدی اقتصاد کلان بر رفتار اعتباری بانکها، مورد تأیید قرار میگیرد. از میان متغیرهای داخلی بانک، نسبت کفایت سرمایه بیشترین اثر را بر رفتار اعتباری بانکهای تجاری دارد. نتایج نشان میدهد که نسبت کفایت سرمایه، بیشترین ضریب را در همه مدلها در مقایسه با سایر متغیرهای ویژه بانک دارد و در نتیجه بیشترین اثرگذاری را بر روی رفتار اعتباری بانکها در مقایسه با سایر متغیرهای داخلی بانک دارد، لذا فرضیه مطرح شده در فصل یک مبنی بر بیشترین تأثیرگذاری متغیر نسبت کفایت سرمایه در میان سایر متغیرهای داخلی، بر رفتار اعتباری بانک، مورد تأیید قرار میگیرد. ۴-۷-۲-۱٫ فرضیه های فرعی بین تولید ناخالص داخلی و نسبت وام به دارایی بانکهای تجاری رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. بین تولید ناخالص داخلی و نسبت وام به دارایی بانکهای تجاری، رابطه منفی و معنیداری وجود دارد. یعنی اینکه نسبت مانده تسهیلات اعطایی به داراییهای بانک عکسالعمل منفی نسبت به تولید ناخالص داخلی از خود نشان میدهد. بنابراین فرضیه مطرح شده مورد تأیید قرار نمیگیرد.
 بین تورم و نسبت وام به دارایی بانکهای تجاری رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. نتایج بدست آمده از مدلها حاکی از آن است که فرضیه ما مبنی بر رابطه مثبت و معنیدار بین تورم و رفتار اعتباری بانکها مورد تأیید قرار نمیگیرد و بین تورم و رفتار اعتباری بانکها رابطه منفی و معنیداری وجود دارد. به طوریکه به ازای یک واحد افزایش در تورم، نسبت مانده تسهیلات اعطایی به داراییها را با ۰٫۰۳ واحد کاهش در مدل اصلی روبرو شده است که البته ناچیز است. بین نرخ ارز و نسبت مانده تسهیلات به دارایی بانکهای تجاری رابطه منفی و معنیداری وجود دارد. نتایج بدست آمده نشان میدهد که بین نرخ ارز و رفتار اعتباری بانکها رابطه مثبت وجود دارد و این رابطه به جز در مدل فرعی ۲ و ۴، در باقی مدلها معنیدار است ولی در کل میتوان گفت این اثر ناچیز است. مثبت بودن رابطه میان نرخ ارز و رفتار اعتباری بانک فرضیه ما را مبنی بر منفی بودن این رابطه رد میکند. بین عرضه پول و نسبت وام به دارایی بانکهای تجاری رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. رابطه میان حجم پول حقیقی و نسبت مانده تسهیلات اعطایی به دارایی بانک، در مدل اصلی و هر چهار مدل فرعی به صورت رابطه مثبت و معنیدار میباشد و این بدین معناست که فرضیه مطرح شده مورد تأیید قرار میگیرد. ۴-۸٫جمعبندی در این فصل به تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از تخمین مدلها پرداخته شد و به سوالات مطرح شده در فصل کلیات تحقیق پاسخ داده شد. همچنین پذیرش یا رد فرضیات مطرح شده در فصل کلیات تحقیق مورد بررسی قرار گرفت. به طور کلی نتایج نشان میدهد که در دوره مورد بررسی (۱۳۸۹-۱۳۸۰)، متغیرهای کلیدی اقتصاد کلان (تولید ناخالص داخلی حقیقی، تورم، حجم پول حقیقی، نرخ ارز) بر رفتار اعتباری بانکهای تجاری در ایران اثر معنیدار دارد به طوریکه اثر حجم پول حقیقی و نرخ ارز بر رفتار اعتباری بانکها مثبت و تولید ناخالص داخلی حقیقی و تورم اثر منفی دارد. متغیر نسبت کفایت سرمایه و نسبت مانده مطالبات معوق به مانده تسهیلات اعطایی را بر رفتار اعتباری بانکهای تجاری دارد که این اثر منفی میباشد. اثر متغیر اندازه بانک و بدهی بانک به بانک مرکزی بر رفتار اعتباری بانکهای تجاری تقریباً ناچیز است. فصل پنجم: جمعبندی، نتیجهگیری و پیشنهادات مقدمه با توجه به هدف این پایان نامه که درفصل اول بیان کردیم، بررسی عوامل مؤثر بر رفتار اعتباری بانکهای تجاری، عمدهترین هدف بررسی ما را در این پایان نامه تشکیل میدهد. با توجه به نقش مهم و تأثیرگذار شبکه بانکی و مؤسسات پولی در اقتصاد کشور و بانکمحور بودن سیستم مالی ایران، شناخت عوامل درونی و بیرونی مؤثر بر رفتار اعتباری بانکها در بهینه کردن تخصیص اعتبارات و از این طریق، حرکت به سمت تولید و در نهایت رشد اقتصادی و افزایش رفاه و بهبود سطح زندگی در شرایطی که کشور با انواع بیثباتیها، بحرانها و تحریمها روبروست کمک بسیاری خواهد کرد. بنابراین با توجه به تخمینهای صورت گرفته در فصل چهارم، در این فصل به جمعبندی و نتیجهگیری مطالب. ۵-۱٫ جمعبندی و نتیجهگیری در این پایان نامه به منظور بررسی عوامل مؤثر بر رفتار اعتباری بانکهای تجاری در ایران، اثر متغیرهای کلیدی اقتصادکلان(تولید ناخالص داخلی حقیقی، تورم، نرخ ارز، حجم پول حقیقی) و متغیرهای ویژه بانک(نسبت مانده مطالبات معوق به مانده تسهیلات اعطایی، بدهی بانک به بانک مرکزی، نسبت کفایت سرمایه، اندازه بانک) بر روی نسبت مانده تسهیلات اعطایی به دارایی بانکهای تجاری به عنوان متغیر وابسته، برای دوره ۱۳۸۹-۱۳۸۰، مورد بررسی قرارگرفت. برای بررسی اثر متغیرها، تخمین مدل با بهره گرفتن از الگوی داده های تلفیقی یا پانل دیتا صورت گرفت. علاوه بر تخمین مدل اصلی، تخمینهایی با بهره گرفتن از حالتهای مختلف مانند حذف برخی از متغیرهای غیرمعنیدار در مدل اصلی یا در نظر گرفتن برخی از متغیرها به صورت متغیر خاص هر مقطع انجام شد و در نهایت تخمینهای که به لحاظ نتایج بدست آمده مناسب بودند در قالب مدلهای فرعی در فصل ۴ آورده شد و در نهایت نتایج حاصل به شرح ذیل میباشند: بین تولید ناخالص داخلی و نسبت وام به دارایی بانکهای تجاری رابطه منفی و معنیداری وجود دارد. یعنی اینکه نسبت مانده تسهیلات اعطایی به داراییهای بانک عکسالعمل منفی نسبت به تولید ناخالص داخلی از خود نشان میدهد. در مدل فرعی سوم چنانچه تولید ناخالص داخلی یک واحد افزایش یابد، نسبت مانده تسهیلات اعطایی به داراییها ۳٫۵۱ واحد کاهش مییابد که این رقم نشان دهنده اثر قابل توجه تولید ناخالص داخلی حقیقی بر رفتار اعتباری بانک میباشد. نتیجه بدست آمده مغایر با فرضیه مطرح شده در فصل اول پایان نامه میباشد. اثر منفی تولید ناخالص داخلی حقیقی بر رفتار اعتباری بانکها به این صورت میتواند قابل توجیه باشد که بدلیل بهبود رشد اقتصادی، وضعیت درآمدی بنگاههای اقتصادی بهبود یافته و این امر منجر به افزایش منابع داخلی آنها برای تأمین مالی نیازهاشان شده است و از سویی دیگر گران بودن منابع مالی بیرونی، تقاضای آنها را برای تسهیلات بانکی کاهش یافته و تبع آن مانده تسهیلات اعطایی بانکها با کاهش مواجه شده است. بین تورم و رفتار اعتباری بانکها رابطه منفی و معنیداری وجود دارد. به طوریکه به ازای یک واحد افزایش در تورم، نسبت مانده تسهیلات اعطایی به داراییها را با ۰٫۰۳ واحد کاهش در مدل اصلی روبرو شده است که البته ناچیز است. به نظرمیرسد در شرایط تورمی و در حالیکه نرخ سود تسهیلات بانکی ثابت بوده و یا کاهش مییابد، تقاضا برای تسهیلات بانکی افزایش یافته و در نتیجه تسهیلات اعطایی بانکها نیز با افزایش مواجه شود. اما همانطور که دیده میشود، براساس مدل استفاده شده در این تحقیق، شرایط تورمی اثر منفی بر نسبت مانده تسهیلات اعطایی به داراییهای بانک داشته است. در توجیه این نکته میتوان چنین عنوان کرد که به دلیل شرایط تورمی و ثبات نرخ سود سپردههای بانکی، سپردهگذاران متوجه میشوند که سپردهگذاری مدتدار در بانکها نمیتواند به حفظ ارزش پول آنها کمک کند، لذا این احتمال وجود دارد که حجم سپردههای مدتدار نظام بانکی کاهش یابد و عمده سپردهگذاریها عمدتاً به صورت سپرده دیداری و یا سپردههای قرضالحسنه، به منظور برخورداری از اجر معنوی و شرکت در قرعهکشی این نوع حسابها انجام پذیرد که این نوع حسابها به دلیل ماهیتشان نمیتوانند به عنوان منابعی مطمئن و ماندگار برای بانکها در مقایسه با سپردههای مدتدار تلقی شوند و هر لحظه امکان تغییر آنها وجود دارد. بنابراین در وضعیت تورمی و به شرط ثبات سایر عوامل، هر لحظه امکان افزایش مراجعه مردم به بانکها برای برداشت از حسابشان و انتقال آن به فعالیتهای سودآوری همچون خرید زمین، طلا، ارز، اوراق مشارکت و … به منظور حفظ ارزش پول خود وجود دارد که نتیجه آن کاهش منابع بانکی و مواجهه بانکها با ریسک نقدینگی خواهد شد. از سوی دیگر در شرایط تورمی و در حالیکه نرخ سود تسهیلات اعطایی ثابت مانده است، ممکن است برخی از وامگیرندگان به دلیل استفاده از موقعیت تورمی موجود، رغبت چندانی به بازپرداخت بدهیهای خود در سررسید تسهیلات دریافتی نداشته باشند که این امر نیز بانکها را با ریسک اعتباری مواجه خواهد ساخت. بنابراین احتمال مواجهه بانکها با دو ریسک نقدینگی و اعتباری به دلیل شرایط تورمی، آنها را در پرداخت تسهیلات بیشتر با مانع مواجه میکند و لذا شاهد کاهش نسبت مانده تسهیلات اعطایی به داراییهای بانکها خواهیم بود. که بین نرخ ارز و رفتار اعتباری بانکها رابطه مثبت وجود دارد و این رابطه به جز در مدل فرعی ۲ و ۴، در باقی مدلها معنیدار است ولی در کل میتوان گفت این اثر ناچیز است. علت این امر را میتوان به فعالیتهای صرافی برخی بانکها و فروش ارز و کسب سود بیشتر و یا افزایش سود حاصل از سرمایهگذاریهای خارجی و به تبع آن افزایش منابع داخلی و افزایش اعتبارات بانکی نسبت داد. رابطه میان حجم پول حقیقی و نسبت مانده تسهیلات اعطایی به دارایی بانک، در مدل اصلی و هر چهار مدل فرعی به صورت رابطه مثبت و معنیدار میباشد و این بدان معناست که فرضیه مطرح شده در فصل اول مورد تأیید قرار میگیرد. با توجه به نتایج بدست آمده، جز در مدل فرعی۳، در همه مدلها نسبت مانده مطالبات معوق به مانده تسهیلات اعطایی بر رفتار اعتباری بانک اثر منفی معنیداری داشته است به طوریکه در مدل اصلی به ازای یک واحد افزایش در نسبت مانده مطالبات معوق به مانده تسهیلات اعطایی، نسبت مانده تسهیلات اعطایی به داراییهای بانک۰٫۰۲ کاهش مییابد. در واقع افزایش مطالبات معوق موجب کاهش منابع پولی و همچنین کاهش قدرت تسهیلاتدهی بانکها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-هنگامی که مستقل گردد . -هنگامی که آزادانه به یک دولت مستقلی بپیوندد . -و در زمانی که در دولت ، مستقلی ادغام شود . در همه این موارد ، این ملت ذینفع است ، که باید تصمیم گیری کند . با این همه در مورد نحوه پیوستن یا ادغام ، قطعنامه از دقت بیشتری برخوردار است ، طبق قطعنامه شماره ۷۱۱ ، پیوستن آزادانه « ناشی از گزینش آزاد و ارادی ساکنان سرزمین مورد نظر است که باید به روش های دموکراتیک بیان شده باشد » .[۷۶] خیزش عمده با مطرح کردن قطعنامه شماره ۲۶۲۵ « اجلاس بیست و پنجم » صورت می گیرد که در بر گیرنده اعلامیه ای در پیوند با آن دسته اصول حقوق بین المللی است که به روابط دوستی و همکاری میان کشورها طبق منشور سازمان ملل متحد می پردازد . [۷۷]در قطعنامه ۲۶۲۵ چنین مورد تاکید قرار گرفت که : « هر دولتی متعهد است از انجام اقدامات قهرآمیز که مانعی بر سر راه ملت ها در تمتع از حق تعیین سرنوشتشان می شود ، خودداری نماید ».[۷۸] و همچنین در جای دیگر از قطعنامه ۲۶۲۵ آمده است : « که بر مبنای اصول برابری حقوق انسانها و حق تعیین سرنوشت مردم در منشور ملل متحد ، تمامی انسانها حق دارند آزادانه و به دور از مداخله بیگانگان درباره موقعیت سیاسی خود تصمیم بگیرند و روند رشد اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی خویش را دنبال کنند و تمامی دولتها نیز باید از اساس موازین و مقررات مسلم حقوق بین الملل این حق را محترم بشمارند … هیچ نوع اکتساب و تصرف سرزمین در نتیجه تهدید یا استفاده از زور مشروعیت نخواهد داشت » . دیوان نیز در سال ۱۹۷۱ در نظر مشورتی خود بر این نکته تاکید نمود که پیشرفت های موجود در « حقوق بین الملل مربوط به سرزمین های غیر خود مختار ، آنچنان که در منشور سازمان ملل متحد مورد احترام است ، اصل حق تعیین سرنوشت را در خصوص همه ( هر سرزمینی ) قابل اجرا ساخته است و همین پیشرفت ها ، تردیدی در مورد غایت نظام قیومیت مندرج در بند (۱) ماده (۲۲) میثاق در جامعه ملل یعنی حق تعیین سرنوشت ملتها ، باقی نگذاشته است » . دیوان در موقعیت های مختلف به این اصل اشاره کرده و اعلام می دارد : « این حق در حال حاضر یک حق عام الشمول[۷۹] است » . [۸۰] همانگونه که دیوان در قضیه نیکاراگوئه « دعوی نیکاراگوئه علیه ایالات متحده آمریکا » با عرفی اعلام کردن اصل ممنوعیت استفاده از زور که در منشور ملل متحد ذکر شده نتیجه گرفت که : « علاوه بر تصرف و اکتساب سرزمین با بهره گرفتن از زور ، این عمل در نتیجه تهدید به استفاده از زور نیز فاقد مشروعیت است » . دیوان در نظریه مشورتی سال ۱۹۷۵ راجع به « صحرای غربی » تأکید نمود که اصل حق تعیین سرنوشت از اصول مسلم حقوق عرفی بین المللی است که اعمال آن مستلزم اراده ملتهاست و از این رو میتواند برای خاتمه دادن به کلیه وضعیت های استعماری مورد استناد واقع شود . تنها موردی که اصل تعیین سرنوشت در قلمروی غیر از استعمارزدایی مورد استفاده قرار گرفته حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین است . [۸۱]
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳-۲قطعنامه های مهم در خصوص حق تعیین سرنوشت ملت فلسطین با بررسی تاریخی تحرکات فلسطینیان و اشاره ای به انتفاضه در طول تاریخ مبارزات که از سال ۱۹۲۱ م طی قیام فلسطینان علیه سلطه انگلیس و گسترش صهیونیزم شروع “و با حرکت ضد انگلسیس و ضد یهودی شیخ عزالدین قسام و حاج امین حسین به ترتیب در سالهای ۱۹۳۲ و ۱۹۳۹ م ادامه پیدا نمود و در سال ۱۹۸۷ به دنبال بالا گرفتن نارضایتی ها و ناکامی های مردم فلسطین انتفاضه بزرگ فلسطین شروع و در سال ۲۰۰۰ شدت یافت [۸۲]که این وقایع مهم را به نوعی می توان دستیابی به حق تعیین سرنوشت ملت فلسطین دانست که خون های زیادی در این راه ریخته شده است . مواد « قطعنامه تقسیم فلسطین » که از جمله مجوز تأسیس « دولت عربی » را می دهد ، نخستین شناسایی صریح تعیین سرنوشت مردم بومی فلسطین است . با این همه ، از زمان صدور آن قطعنامه در سال ۱۹۴۷ م ، سازمان ملل متحد ، تا سال ۱۹۶۹ ، توجه خود را بر موضوع آوارگان فلسطینی و حق بازگشت آنان ، و به عبارت دیگر ، بر حقوق فردی آنان متمرکز کرده است . نخستین قطعنامه ای که فلسطینیان را به عنوان مردم آشکارا به رسمیت می شناسد ، قطعنامه (ب ) ۲۵۳۵ است که در سال ۱۹۶۹ صادر گردید . این شناسایی وضعیت حقوقی در همه قطعنامه های بعدی مجمع عمومی راجع به این موضوع ، مورد تأکید قرار گرفته است . قطعنامه ۳۲۱۰ مصوب سال ۱۹۷۴ مقرر می دارد که « مردم فلسطین یک طرف اصلی قضیه فلسطین هستند » . این قطعنامه همچنین به موقعیت نماینده مردم فلسطین می پردازد ، و در این خصوص ، از سازمان آزادیبخش فلسطین ، به عنوان « نماینده مردم فلسطین » دعوت می کند تا در اجلاسهای عمومی مجمع عمومی سازمان ملل متحد درباره مسأله فلسطین شرکت جوید . این موقعیت ، برای نماینده مردم فلسطین با صدور قطعنامه ۳۲۳۶ در همان سال ، تقویت شد . [۸۳] قطعنامه ۳۲۱۰ به وسیله قطعنامه ۳۲۳۶ مورد تأکید قرار گرفت این قطعنامه از دبیر کل می خواست که در مورد مسائل مربوط به فلسطین با سازمان آزادیبخش فلسطین ارتباط برقرار کند . برآیند قطعنامه ۳۲۱۰ و ۳۲۳۶ را می توان قطعنامه ۳۲۳۷ مجمع عمومی سازمان ملل دانست ، که سازمان آزادیبخش فلسطین را به عنوان عضو ناظر در فعالیتهای مجمع عمومی معرفی و به رسمیت شناخت . به علاوه کمیته اجرایی حقوق غیر قابل تغییر ملت فلسطین در نشستی که سال ۱۹۹۸ برگزار نمود قطعنامه ۳۲۳۶ مورخ ۱۹۷۴ مجمع عمومی را در خصوص حق تعیین سرنوشت ملت فلسطین مورد ملاحظه و تصدیق قرار داد . [۸۴] مجمع عمومی سازمان ملل متحد در قطعنامه شماره ۲۶۴۹ ( اجلاس ۲۵ ) مورخ ۳۰ نوامبر ۱۹۷۰ ، پس از یاد آوری قطعنامه های بنیادی خود در عرصه استعمار زدایی « دولتهایی را که زیر بار حق تعیین سرنوشت ملتهایی که این حق برایشان به رسمیت شناخته شده – به ویژه مردم آفریقای جنوبی و فلسطین نمی روند – را محکوم می کند » . بنابراین ملت فلسطین حق دارد خواهان همان رژیم ملل محکومی گردد که قطعنامه های شماره ۱۵۱۴ ( اجلاس ۱۵ ) مورخ ۱۴ دسامبر ۱۹۶۰ و شماره ۲۶۲۵ ( اجلاس ۲۷ ) مورخ۲۴ اکتبر ۱۹۷۰ برقرار می سازند . قطعنامه شماره ۲۶۷۲ ج ( اجلاس ۲۵ ) مورخ ۸ دسامبر ۱۹۷۰ در همان اجلاس « ملت فلسطین طبق منشور سازمان ملل متحد باید از حقوق و اعمال حق برابر در تعیین سرنوشت خویش برخوردار گردد » و تأکید شده « احترام کامل به حقوق خدشه ناپذیر ملت فلسطین ، عنصری ضروری در تحقق صلح عادلانه و دائمی در خاورمیانه به شمار می رود ». مجمع عمومی سازمان ملل متحد پس از آن و به طور مرتب حق ملت فلسطین در تعیین سرنوشت خویش را طی قطعنامه های زیر مورد تاکید قرار داد : شماره ۲۷۹۲ د (اجلاس ۲۶) تاریخ ۶ دسامبر ۱۹۷۱ (۵۳-۲۳-۴۳) شماره ۲۹۶۳ ه (اجلاس ۲۷) تاریخ ۱۳ دسامبر ۱۹۷۲ (۶۸-۲۱-۳۷) شماره ۳۰۸۹ د (اجلاس ۲۷) تاریخ ۳ دسامبر ۱۹۷۳ (۸۷-۶-۳۳) شماره ۳۲۳۶ (اجلاس ۲۹) تاریخ ۲۲ نوامبر ۱۹۷۴ (۸۹-۱۸-۲۷) شماره ۳۳۷۶ (اجلاس ۳۰) تاریخ ۱۰ نوامبر ۱۹۷۵ (۹۳-۱۸-۲۷) شماره ۳۱/۲۰ (اجلاس ۳۱) تاریخ ۲۴ نوامبر ۱۹۷۶ (۹۰-۱۶-۳۰) شماره ۳۲/۴۰ الف (اجلاس ۳۲ ) تاریخ ۲ دسامبر ۱۹۷۷ (۱۰۰-۱۲-۱۹) شماره ۳۳/۲۸ ب (اجلاس ۳۳) تاریخ ۷ دسامبر ۱۹۸۷(۹۷-۱۹-۲۵) شماره ۳۴/۶۵ الف (اجلاس ۳۴) تاریخ ۲۹ نوامبر و ۲ دسامبر ۱۹۷۹ (۱۱۷-۳۳-۳۷) شماره ۳۵/۱۶۹ (اجلاس ۳۵) تاریخ ۱۵ دسامبر ۱۹۸۰ (۹۸-۱۶-۳۲) [۸۵] از دیگر اقدامات سازمان ملل در جهت تحقق حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین ایجاد و تشکیل کمیته حقوق فلسطینیان بود که در سال ۱۹۷۵ صورت گرفت . این کمیته پیشنهاداتی را ارائه می دهد . [۸۶]کمیته به تمام ابعاد موضوع فلسطین از جمله بیت المقدس ، شهرک سازی ، موارد نقض حقوق بشر ، تشویق طرفین به مذاکره و … می پردازد و به طور کلی می توان کارکرد کمیته را انجام فعالیت در جهت نظامند کردن مناقشه اعراب و اسرائیلیان و نیز یافتن یک راه حل در چهارچوب قواعد و قوانین حقوق بین الملل که مورد قبول مجامع جهانی و طرفین باشد دانست . همانطور که در بالا و به قطعنامه های مجامع بین المللی اشاره شد و مجامع بین المللی نیز به حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین با دیگر قطعنامه های زیاد خود اذعان می کنند اما بایستی دیدگاه و واکنش اسرائیل که یک طرف قضیه می باشد چگونه بوده است . از آنجائیکه توافقنامه کمپ دیوید را می توان سر آغازی برای به رسمیت شناختن گروه های فلسطینی توسط اسرائیل دانست که هرچند این اتفاق در عمل بیشتر بر روی کاغذ باقی ماند ابتدا توافقنامه کمپ دیوید را بررسی می کنیم و سپس به موضع اسرائیل در قبال حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین می پردازیم . ۳-۳-۱اعلامیه کمپ دیوید بعد از پایان یافتن جنگ ۱۹۷۳ ، رهبران کشورهای عربی فکر مبارزه با رژیم اشغالگر قدس را از سر بیرون کرده و مذاکره با دشمن و خط سازش با آمریکا و اسرائیل را در پیش گرفتند و در نهایت ، پذیرش موجودیت آن را جایگزین اندیشه به دریا ریختن صهیونیست ها کردند . سردمدار این جریان و طرز تفکر “انور سادات” رئیس جمهور مصر بود که در سال ۱۹۷۵ قرداد سینا را با اسرائیل امضا کرد و در سال ۱۹۷۷ به فلسطین اشغالی رفت و “مناخیم بگین ” دشمن سر سخت فلسطینیان و مسلمانان را در آغوش گرفت . [۸۷] با اینکه کمپ دیوید مابین اسرائیل و مصر منعقد شده بود ولی به طور مستقیم در موضوع فلسطین وارد بود . محمد انور سادات ، رئیس جمهوری عربی مصر ، و مناخیم بگین ، نخست وزیر اسرائیل ، با جیمی کارتر ، رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا ، از تاریخ ۵ دسامبر تا ۱۷ سپتامبر ۱۹۷۸ ملاقات کردند ، و در مورد چهار چوب صلح خاور میانه ، توافق کردند . [۸۸] این توافقنامه به “حق مشروع فلسطینی ها ” اشاره می کرد اما بگین این بند را به معنی حقوق غیر سیاسی آنها تحت اشغال اسرائیل تفسیر کرد . در حالیکه کارتر و سادات باور داشتند که این مسأله به معنی حقوق سیاسی تحت حاکمیت عربی احتمالا اردنی بود . [۸۹] به هر حال طبق این ۸ بند در عمل این منافع به طرفین رسید : مصر : پس دادن صحرای سینا به مصر اسرائیل : به رسمیت شناختن کشور اسرائیل و تمامیت ارضی او ، و رابطه اقتصادی او با مصر ، راه یافتن به آبراه سوئز فلسطین : تشکیل دولت مختار و عقب نشینی اسرائیل[۹۰] موضع اسرائیل در قبال حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین را می توان به دو دوره تقسیم نمود قبل از سال ۱۹۷۸ و امضای موافقتنامه کمپ دیوید که اسرائیل به هر شکل با حق فلسطینیان برداشتن کشور و تشکیلاتی مستقل مخالف بود و تمامی راه حل ها و ابتکارات بین المللی را در این زمینه رد می کرد .
-
- بعد از توافقنامه کمپ دیوید که برای نخستین بار به مردم فلسطین و حق تعیین سرنوشت آنها اشاره شد . و اسرائیل به حق مردم فلسطین و مذاکرات با گروه های فلسطینی اشاره نمود .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با وجود تلاش های گسترده ای که به منظور جایگزینی دیگر منابع انرژی به جای نفت و گاز صورت گرفته است ، این منابع همچنان نقش اصلی و حیاتی را در تأمین انرژی جهان و اتحادیه اروپا ایفا می کنند. حدود چهل و دو درصد از سبد مصرف انرژی اتحادیه اروپا را نفت خام و بیش از بیست و سه درصد را گاز طبیعی تشکیل می دهد. لذا در مجموع بیش از شصت و پنج درصد از منابع انرژی اتحادیه اروپا توسط منابع نفت و گاز تأمین می گردد. در میان بخش های مختلف اقتصادی اتحادیه اروپا بیشترین مصرف به ترتیب مربوط به بخش خانگی و خدمات(با سی و هفت درصد سهم)، بخش حمل و نقل(با سی و سه درصد سهم) ، بخش صنعت(با بیست و هشت درصد سهم) و کشاورزی (با دو درصد سهم) می باشد. ۳-۱-۲ : ذخایر نفت خام اتحادیه اروپا سهم کشورهای عضو اتحادیه اروپا از کل ذخایر نفت خام جهان در سال ۲۰۱۰ به کمتر از یک سوم سهم این اتحادیه در سال ۱۹۸۰ کاهش پیدا کرده و از ۱/۸ درصد در سال ۱۹۸۰ به ۵/۰ درصد در سال ۲۰۱۰ افت کرده است. همچنین از نظر مقدار نیز طی سی سال گذشته، میزان ذخایر نفت خام این اتحادیه به کمتر از نیمی تقلیل یافته و از ۱۱/۸ میلیارد بشکه در سال ۱۹۸۰ به ۶/۳ میلیارد بشکه در سال ۲۰۱۰ رسیده است. با احتساب میزان ذخایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا و همچنین در نظر گرفتن مقدار تولید سالیانه آنها ، عمر ذخایر نفت خام این اتحادیه کمتر از نه سال برآورد می شود.(شاخص R/P) (خواجوی: ۱۳۹۱، ۱۴۰) ۳-۱-۳ : ذخایر گاز طبیعی اتحادیه اروپا سهم کشورهای عضو اتحادیه از کل ذخایر گاز طبیعی جهان در سال۲۰۱۰ به کمتر از یک سوم سهم این اتحادیه در سال ۱۹۸۰ کاهش پیدا کرده و از ۴/۶ درصد در سال ۱۹۸۰ به ۱/۳درصد در سال ۲۰۱۰ رسیده است. همچنین از لحاظ مقدار نیز طی مدت سی سال گذشته ، میزان ذخایر گاز طبیعی این اتحادیه سی وپنج درصد تقلیل یافته و از۳/۷ تریلیون متر مکعب در سال ۱۹۸۰ به۲/۴ تریلیون متر مکعب در سال ۲۰۱۰ کاهش پیدا کرده است. با احتساب میزان ذخایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا و مقدار تولید سالیانه آنها، عمر ذخایر گازی طبیعی این اتحادیه کمتر از چهارده سال برآورد شده است.(شاخص R/P) بیش از شصت درصد از ذخایر گاز طبیعی اتحادیه متعلق به هلند و انگلستان است. (خواجوی: ۱۳۹۱، ۱۴۳) ۳-۱-۴ : تولید نفت خام اتحادیه اروپا طی دوازده سال گذشته میزان تولید نفت خام کشورهای عضو اتحادیه اروپا به کمتر از نیمی تقلیل یافته و از ۳۶۸۴ هزار بشکه در روز در سال۱۹۹۹ به ۱۹۵۱ هزار بشکه در روز در سال۲۰۱۰ رسیده است.علت این افت تولید نیز گذشتن نیمه عمر میادین تولیدی و نبود ذخایر نفت خام جدید به میزان کافی است و نه محدودیت در دسترسی به تکنولوژی جدید. انگلستان بزرگترین تولید کننده و دارنده ذخایر نفت خام اتحادیه اروپا می باشد.انگلستان در سال۲۰۱۰ معادل یک میلیون و چهارصد هزار بشکه در روز نفت خام تولید می کرد که بیش از هفتاد درصد از نفت خام تولیدی اتحادیه اروپا در سال مذکور می باشد. همچنین بیش از چهل درصد از ذخایر نفت خام کشورهای عضو اتجادیه اروپا در انگلستان می باشد.دانمارک نیز یک دیگر از کشورهای اتحادیه اروپا صادرکننده نفت خام می باشد و لذا وابستگی به به نفت خام وارداتی نمی باشد.(خواجوی: ۱۳۹۱، ۱۴۱)نروژ نیز دارای ذخیره اثبات شده ۷/۹ میلیارد بشکه و تولید روزانه ۱۸۸/۳ میلیون بشکه است.(موسوی: ۱۳۸۴ ،۳۰۱) براساس پیش بینی آژانس بین المللی انرژی تولید نفت خام اتحادیه با حدود پنجاه درصد کاهش از یک میلیون و نهصدو پنجاه ویک هزار بشکه در روز در سال ۲۰۱۰ به نهصدو هشتادو چهار هزار بشکه در روز در سال ۲۰۳۰ می رسد.این در حالی است که طی این مدت روند تولید نفت خام جهان روندی صعودی داشته و از هشتاد و دو میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۱۰ به بیش از نود وسه میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۳۰ افزایش می یابد. همچنین سهم اتحادیه اروپا از کل تولید نفت خام جهان با بیش از پنجاه درصد کاهش از ۲/۴ درصد در سال۲۰۱۰ به ۱/۱ درصد در سال ۲۰۳۰ کاهش می یابد.(خواجوی:۱۳۹۱ ،۱۴۷) ۳-۱-۵ : تولید گاز طبیعی اتحادیه اروپا طی سال های گذشته میزان تولید گاز طبیعی کشورهای عضو اتحادیه اروپا حدودبیست درصد ومعادل پنجاه میلیارد متر مکعب در سال کاهش داشته است و از دویست و بیست و هفت میلیارد درسال ۱۹۹۹ به یک صد و هفتاد و پنج میلیارد متر مکعب در سال۲۰۱۰ رسیده است. هلند و انگلستان بزرگترین تولید کنندگان گاز طبیعی اتحادیه اروپا می باشند و در سال۲۰۱۰ به ترتیب هفتاد و یک و پنجاهو هفت میلیارد متر مکعب گاز طبیعی تولید کرده اند که حدودهفتاد و سه درصد از تولید گاز اتحادیه اروپا در سال مذکور است.(خواجوی: ۱۳۹۱، ۱۴۴) کشور نروژ بزرگترین عضو اتحادیه اروپا است که تأمین کننده سهمی معادل سی درصد از نیاز گاز اتحادیه می باشد.(خواجوی: ۱۳۹۰ ،۲۸) دانمارک در سال۲۰۰۸ نیز از کشورهای تولید کننده گاز طبیعی در اتحادیه اروپا بود.بر اساس پیش بینی آژانس بین المللی انرژی تولید گازطبیعی اتحادیه در افق ۲۰۳۵ روندی نزولی داشته و از یک صد و هفتاد و پنج میلیارد متر مکعب در سال۲۰۱۰ به نود وسه میلیارد متر مکعب در سال ۲۰۳۵ کاهش می یابد.لذا سهم اتحادیه اروپا از کل گاز طبیعی تولیدی جهان با بیش از پنجاه درصد کاهش از ۵/۵ درصد در سال۲۰۱۰ به ۲/۱ درصد در سال۲۰۳۵ کاهش می یابد.(خواجوی: ۱۳۹۱، ۱۵۰) ۳-۱-۶ : مصرف نفت خام اتحادیه اروپا حدود هفده درصد از نفت خام جهان در سال ۲۰۱۰ توسط کشورهای عضو اتحادیه اروپا مصرف شده است.این درحالی است که در این سال حدود ۲/۵ درصد از کل تولید جهانی نفت خام متعلق به کشورهای عضو این اتحادیه بود. اتحادیه اروپا در این سال معادل سیزده میلیون وهشتصد و نود هزار بشکه در روز نفت خام مصرف کرد که نسبت به سال ۲۰۰۹ حدود یک درصد کاهش داشته است. بیش از پنجاه و دو درصد از مصرف نفت خام اتحادیه در سال مذکور به چهار کشور آلمان ، ایتالیا،انگلستان و فرانسه بود. در میان کشورهای اتحادیه اروپا تنها دانمارک صادرکننده نفت خام می باشد و لذا وابسته به نفت خام وارداتی نمی باشد. بعد از آن انگلستان کمترین وابستگی به نفت خام را با حدود ده درصد دارا می باشد.البته انگلستان تا سال ۲۰۰۵ یک صادر کننده نفت خام بوده و از سال ۲۰۰۶ به یک وارد کننده تبدیل شد.(خواجوی: ۱۳۹۱، ۱۴۱) ۳-۱-۷ : مصرف گاز طبیعی اتحادیه اروپا اتحادیه اروپا در سال۲۰۱۰ معادل ۴۹۲/۵ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی گاز طبیعی مصرف کرد که نسبت به سال۲۰۰۹ حدود۷/۵ درصد رشد داشته است.سهم این اتحادیه از کل مصرف گاز طبیعی جهان در این سال حدود شانزده درصد بوده است.این درحالی است که اتحادیه تنها ۱/۳ درصد از ذخایر و ۵/۵ درصد از تولید گاز طبیعی جهان را در این سال در اختیار داشته است. بیش از شصت درصد از مصرف نفت خام اتحادیه در سال مذکور به چهار کشور آلمان ، ایتالیا، انگلستان و فرانسه بود.روسیه،نروژ ،الجزایر و نیجریه با سهمی به ترتیب چهل ،سی، پانزده و چهار درصد بزرگترین تأمین کنندگان گاز طبیعی اتحادیه می باشند. (خواجوی: ۱۳۹۱، ۱۴۴) ۳-۱-۹ : پیش بینی تولید،مصرف ،سرمایه گذاری و وابستگی اتحادیه اروپا به منابع نفت وگاز براساس برآوردهای صورت گرفته توسط مراکز معتبر بین المللی،جمعیت اتحادیه اروپا طی سال های ۲۰۰۸ تا ۲۰۳۵ بطور متوسط سالانه یک درصد و تولید ناخالص داخلی آن بطور متوسط ۱/۶ درصد رشد خواهد کرد که معادل نیمی از متوسط جهانی در این دوره زمانی است.با توجه به پیش بینی رشد جمعیت و رشد اقتصادی اتحادیه اروپا در افق ۲۰۳۵ و با در نظر گرفتن سیاست های آن در کاهش و متنوع سازی مصرف انرژی، برآورد می شود که این اتحادیه همچنان وابستگی بالایی به نفت وگاز داشته باشد. براساس این پیش بینی مراکز مختلف انرژی، سهم نفت و گاز در سبد انرژی اتحادیه در افق ۲۰۳۰ حدود شصت و پنج درصد خواهد بود.لذا با توجه به اینکه میزان ذخایر و تولید نفت وگاز رو به کاهش می باشد ،وابستگی به نفت وگاز وارداتی افزایش خواهد یافت. اتحادیه اروپا بیش از ۲/۵ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را در طی سال های ۲۰۱۰-۲۰۳۵ جهت واردات منابع نفت وگاز صرف خواهد کرد. براساس پیش بینی آژانس بین المللی انرژی ، تولید نفت خام اتحادیه اروپا با حدود پنجاه درصد کاهش از یک میلیون ۹۵۱ هزار بشکه در روز در۲۰۱۰ به نه صد و هشتاد و چهار هزار بشکه در روز در ۲۰۳۰ می رسد.این درحالی است که طی این مدت تولید نفت جهان روندی صعودی داشته و از هشتاد و دو میلیون بشکه در۲۰۱۰ به بیش از نود و سه میلیون بشکه در روز در ۲۰۳۰ افزایش می یابد. همچنین سهم اتحادیه اروپا از کل تولید نفت جهان با بیش از پنجاه درصد کاهش از ۲/۴ درصد در سال ۲۰۱۰ به ۱/۱ درصد در سال ۲۰۳۰ کاهش می یابد. تقاضای نفت اتحادیه اروپا در افق ۲۰۳۰ روندی نزولی داشته و از ۸۹۰/۱۳ میلیون بشکه در ۲۰۱۰ به ۶/۹میلیون بشکه در روز در۲۰۳۵کاهش می یابد.البته تقاضای جهانی نفت طی این دوره روندی افزایشی دارد.سهم اتحادیه اروپا از مصرف جهانی نفت در سال ۲۰۳۵ نسبت به سال ۲۰۱۰ کاهش می یابد.با توجه به پیش بینی روند تولید و تقاضای نفت خام اتحادیه اروپا برآورد می شود که وابستگی به نفت وارداتی از هشتاد و چنج درصد در۲۰۱۰ به حدود نود و پنج درصد در ۲۰۳۰ افزایش یابد. براساس پیش بینی آژانس بین المللی انرژی ، تولید گازاتحادیه اروپا در افق۲۰۳۵ روندی نزولی داشته و از یک صد وهفتادوپنج میلیارد متر مکعب در ۲۰۱۰ به نود وسه میلیارد متر مکعب در۲۰۳۵ کاهش می یابد. طی این مدت روند تولید گاز طبیعی در جهان روند صعودی می یابد. سهم اتحادیه اروپا از کل گاز تولیدی جهان با بیش از پنجاه درصد کاهش از ۵/۵ درصد در ۲۰۱۰ به ۱/۲ درصد در ۲۰۳۵ کاهش می یابد.تقاضای گاز اتحادیه اروپا روندی صعودی داشته و از۴۹۲/۵ میلیارد متر مکعب درسال ۲۰۱۰ به ۵۹۸ میلیارد مترمکعب در۲۰۳۵افزایش می یابد. البته رشد تقاضای گاز اتحادیه اروپا از متوسط رشد جهانی آن کمتر است. با توجه به پیش بینی روند تولید و تقاضای گاز طبیعی اتحادیه اروپا برآورد می شود که وابستگی این اتحادیه به گاز وارداتی از رشد قابل توجهی برخوردار باشد و از شصت و چهار درصد در ۲۰۱۰ به حدود هشتادو پنج درصد در۲۰۳۰ برسد و فاصله تولید و تقاضای گاز طبیعی اتحادیه اروپا از سیصد و هفده میلیارد متر مکعب در ۲۰۱۰ به چهارصد میلیارد متر مکعب در۲۰۳۰ و پانصد وپنج میلیارد متر مکعب در ۲۰۳۵ افزایش پیدا خواهد کرد.(خواجوی: ۱۳۹۰ ، ۳۰-۲۹) ۳-۱-۹ : -کشورهای اروپایی تولید کننده نفت و گاز هلند و دانمارک در سال ۲۰۰۸ تنها صادر کننده گاز طبیعی در اتحادیه اروپا بودند. انگلستان بزرگترین تولید کننده و دارنده ذخایر نفت خام اتحادیه اروپا می باشد. انگلستان در سال۲۰۱۰ معادل یک میلیون و چهارصد هزار بشکه در روز نفت خام تولید می کرد که بیش از هفتاد درصد از نفت خام تولیدی اتحادیه اروپا در سال مذکور می باشد. همچنین بیش از چهل درصد از ذخایر نفت خام کشورهای عضو اتحادیه اروپا در انگلستان می باشد.البته انگلستان تا سال ۲۰۰۵ یک صادر کننده نفت خام بوده واز سال ۲۰۰۶به یک وارد کننده تبدیل شد.(خواجوی: ۱۳۹۱ ،۱۴۱)در میان کشورهای اتحادیه اروپا تنها دانمارک صادرکننده نفت خام می باشد و لذا وابسته به نفت خام وارداتی نمی باشد. بعد از آن انگلستان کمترین وابستگی به نفت خام را با حدود ده درصد دارا می باشد. (خواجوی: ۱۳۹۱، ۱۴۱)نروژ دارای ذخیره اثبات شده ۷/۹ میلیارد بشکه و تولید روزانه ۱۸۸/۳ میلیون بشکه است و بقیه کشورهای اروپایی وارد کننده نفت می باشند.(موسوی: ۱۳۸۴ ،۳۰۱) کشور نروژ بزرگترین عضو اتحادیه اروپا است که تأمین کننده سهمی معادل سی درصد از نیاز گاز اتحادیه می باشد. (خواجوی: ۱۳۹۰ ،۲۸) هلند و انگلستان نیز بزرگترین تولید کنندگان گاز طبیعی اتحادیه اروپا می باشند و در سال۲۰۱۰ به ترتیب هفتاد و یک و پنجاه وهفت میلیارد متر مکعب گاز طبیعی تولید کرده اند که حدود هفتاد و سه درصد از تولید گاز اتحادیه اروپا در سال مذکور است.(خواجوی: ۱۳۹۱، ۱۴۴) البته انگلستان تا سال ۲۰۰۳ به عنوان صادر کننده گاز شناخته می شد و از سال ۲۰۰۴ به بعد به یک وارد کننده تبدیل شد.(خواجوی: ۱۳۹۰ ،۲۹) بر اساس پیش بینی آژانس بین المللی انرژی تولید گاز طبیعی اتحادیه در افق۲۰۳۵ روندی نزولی داشته و از یک صد و هفتاد و پنج میلیارد متر مکعب در سال۲۰۱۰ به نود و سه میلیارد متر مکعب در سال ۲۰۳۵ کاهش می یابد.لذا سهم اتحادیه اروپا از کل گاز طبیعی تولیدی جهان با بیش از پنجاه درصد کاهش از ۵/۵ درصد در سال۲۰۱۰ به ۲/۱ درصد در سال۲۰۳۵ کاهش می یابد. (خواجوی: ۱۳۹۱، ۱۵۰) ۳-۱-۹ : راه های تأمین انرژی در اتحادیه اروپا اتحادیه اروپایی در حال حاضر به عنوان بزرگترین وارد کننده انرژی در جهان مطرح است. برابر گزارشی که کمیسیون اروپایی در سال ۲۰۱۱ اعلام کرد ، با روند فعلی مصرف کل انرژی ، وابستگی اروپا به واردات انرژی از پنجاه درصد مصرف کل انرژی کنونی به حدود هفتاد درصد در سال ۲۰۳۰ میلادی خواهد رسید. پیش بینی می شود ، در سال ۲۰۳۰ ، وابستگی اتحادیه به واردات نفت و گاز به ترتیب نود وچهار درصد و هشتاد و سه درصد برسد. این درحالی است که تنها دو درصد از منابع گاز طبیعی جهان در اروپا است(منابع گاز انگلستان، هلند و نروژ). آمار واردات نفت خام و گاز اتحادیه در سال ۲۰۰۷ نشان می دهد، روسیه(۸/۴۰ درصد -۹/۱۲۳ میلیارد متر مکعب) ، نروژ(۷/۲۶درصد-۹/۸۰میلیارد مترمکعب)،لیبی(۳/۳ درصد-۲/۱۰میلیارد متر مکعب)، الجزایر(۹/۱۶ درصد -۵/۵۱ میلیارد متر مکعب)، نیجریه(۱/۵ درصد – ۶/۱۵میلیارد متر مکعب )،قطر( ۴/۲درصد – ۳/۷ میلیارد متر مکعب )،دیگر مناطق(۷/۴ درصد – ۲/۱۴ میلیارد متر مکعب ) تأمین کننده اصلی گاز اتحادیه اروپا هستند. و همچنین روسیه (۳۴درصد – ۳/۱۸۵ میلیون تن)،نروژ( ۵/۱۵درصد– ۳/۸۴ میلیون تن)، لیبی (۲/۱۰ درصد– ۵/۵۵ میلیون تن)،عربستان(۲/۷ درصد– ۵/۳۹ میلیون تن) و ایران( ۲/۶درصد– ۱/۳۴ میلیون تن)،خاورمیانه(۳/۶ درصد– ۳/۳۴ میلیون تن) ودیگر مناطق( ۵/۲۰درصد – ۹/۱۱۱ میلیون تن) تأمین کننده اصلی نفت این اتحادیه می باشند. (حیدری: ۱۳۹۱، ۷۴) باعنایت به اینکه روسیه بزرگترین تأمین کننده انرژی اتحادیه اروپا محسوب می شود راه های انتقال انرژی از سوی این کشور به اتحادیه به اختصار به شرح زیرمی باشد :هشتاد درصد از نفت ،هفتاد درصد از گاز وپنجاه درصد از زغال سنگ صادراتی روسیه به اتحادیه اروپایی صورت می گیرد.کشورهای اروپای مرکزی و شرقی بین هفتاد تا یک صددرصد گاز مصرفی خود را به وسیله خط لوله از روسیه وارد می کنند و انحصار واردات گاز این کشورها در اختیار روسیه می باشد.برابر آمار مرکز آمار اتحادیه اروپایی(Eurostat)فنلاند با یک صد درصد،اتریش با هشتادو دو درصد و یونان با هشتاد و یک درصد بیشترین وابستگی را در بین کشورهای غرب اروپا به گاز روسیه دارند. پس از این سه کشور ، آلمان با چهل وچهار درصد ، ایتالیا با سی درصد ، فرانسه با شانزده درصد و بلژیک با چهار درصد در رتبه های بعدی قرار دارند.بیشترین وابستگی به گاز روسیه در بین اعضای اتحادیه اروپا متعلق به کشورهای اروپای مرکزی و شرقی است.اسلواکی ، بلغارستان و کشورهای بالتیک (استونی ، لتونی و لیتوانی)۱۰۰ درصد به گاز روسیه وابسته اند. رومانی با ۹۴ درصد، مجارستان با هشتاد درصد ، جمهوری چک با هفتاد و چهاردرصد ، لهستان با ۶۹ درصد از واردات گاز خود را از طریق روسیه تأمین می کنند.(باقیان: ۱۳۹۱، ۵۴) پیوستگی سرزمینی روسیه باعث استقرار شبکه ای گسترده ای از خطوط لوله شده است که از آسیای مرکزی و سیبری آغاز و تا اروپای غربی-جنوب اروپا و ترکیه ادامه می یابد. (حیدری: ۱۳۹۱، ۵۰)خط نورتون لایت از روسیه به روسیه سفید،اوکراین و اروپای مرکزی خط ترانس بالکان از روسیه به کشورهای بالکان گاز را حمل می کنند.این شبکه انرژی پس از فروپاشی شوروی و تقویت قدرت روسیه پس ازسال۲۰۰۰ نیز گسترش یافته است. بویژه از زمانی که انرژی به عنوان یک عامل مهم درسند استراتژی روسیه در سال ۲۰۰۰ و ۲۰۰۳ مورد توجه قرار گرفت.در این میان کشورهای اروپای شرقی و بالکان تنها مصرف کننده گاز نیستند، بلکه کریدور اصلی انتقال انرژی روسیه به غرب نیز می باشند.به رغم تأمین بخشی از نیاز گازی اروپا توسط منابع دریای شمال و ذخائر انگلستان ، اما این منابع تا سال ۲۰۱۵ پایان پذیرفته و در کنار آن،برنامه های محیط زیستی اتحادیه به سمت کاهش مصرف زغال سنگ و جایگزینی بیشتر با گاز طبیعی جهت گیری شده است.گاز پروم که انحصارصادرات گاز روسیه به اروپا را در اختیار دارد درژانویه۲۰۱۰ اعلام کرد قصد دارد صادرات گاز خود را به اتحادیه اروپا در سال جاری ، پانزده در صد افزایش دهد.این شرکت همچنین قیمت صادرات گاز به اتحادیه را در حدود دویست و سی و شش دلار برای هر هزار متر مکعب در نظر گرفته است که ده درصد نسبت به قیمت سال ۲۰۰۹ افزایش یافته است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
گاز پروم با افزایش صادرات گاز به اروپا تلاش دارد سهم خود در بازار گاز این منطقه را که در سال ۲۰۰۹ بیست و هشت درصد بود در سال ۲۰۲۰ به سی و دو درصد برساند.(باقیان: ۱۳۹۱، ۵۱)همچنین اتحادیه اروپا بزرگ ترین مصرف کنندۀ گاز طبیعی جهان است و بیست و هشت درصد این گاز از طریق شبکه انرژی فدراسیون روسیه تأمین می شود. مسیرهای اصلی صادرات انرژی روسیه به غرب در بخش نفت، سه شاهراه اصلی است که شامل خطوط لوله موجود و حمل و نقل ریلی و آبراه های داخلی می شود. الف:خط لوله صادرات نفت خط لوله دروژبا: بزرگترین خط لوله صادرات نفت به طول ۲۵۰۰ مایل و ظرفیت ۲/۱-۴/۱ میلیون بشکه است.این خط لوله در دو مسیر گسترش یافته است. نخستین مسیر کشورهای بلاروس، لهستان و مسیر دوم بلاروس، اوکراین ،اسلواکی ، جمهوری چک و لهستان را پوشش می دهد.این خط از حوزه سامارا در سیبری غربی وحوزه های اورال ودریای خزز تغذیه می شود. بندر نووروسیسک دریای سیاه: یکی دیگر از مسیر های انتقال نفت روسیه و آسیای مرکزی است.این بندر به خط لوله سامارا-تیهورک متصل می باشد که نفت را از ماخاچ قلعه روسیه به باکو آذربایجان و سپس به نوروسیسک منتقل می کند. سیستم خط لوله بالتیک:در دسامبر۲۰۰۱ تکمیل گردید و یک مسیر مستقیم برای صادرات انرژی به شمال اروپا بدون عبور ازکشورهای استونی،لتونی ولاتویا است.این خط لوله سالانه حدود هفتاد و چهار میلیون تن نفت خام را از سیبری غربی روسیه، منطقه اورال-پاوولیه و منطقه تیمان-پچورا به بندر پریمورسک روسیه در خلیج فنلاند منتقل می کند. خطوط لوله صادرات نفت روسیه به همراه ظرفیت انتقال(میلیون بشکه)
ردیف
خطوط لوله صادراتی
۲۰۰۳
۲۰۰۵
۲۰۱۰
۲۰۱۵
۲۰۲۰
۱
پایانه پریمورسک
۰۶/۰
۲/۱
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عطار در ادامهی حکایاتش به روایت عاشقانهی محمود و ایاز اشاره میکند و باز میخواهد آن را به ابلیس و خدا تشبیه کند که «شیخ ما» میگوید که ابلیس را نیز همین افتاده بود که طالب قهر حق آمد و لطف را خریدار نشد زیرا طالبان لطف را بسیار میدید و هیچ کس را جویای قهر و جفای معشوق ازل و ابد نمییافت… و آن لعنت دیگران مرگ بود، باطنش را درخت پر بار و برگ آمد. شیخ بدین تقریر میخواهد آیهی «و قال انظرنی الی یوم یبعثون» و آیهی «فبعزتک لأغوینّهم اجمعین» را تفسیر کند. و سرّ اینکه شیطان عمر دراز میخواست بر وجهی که از مقام او نکاهد و نشانهی طول امل نباشد بیان نماید و در صورتی که مولانا و بسیاری از مفسرین و صوفیّه این مستی را از موجبات و نکوهش ابلیس محسوب داشتهاند.[۳۵۰]
همین افتاده بود ابلیس را نیز بسی میدید لطفش را خریدار چو تنها قهرِ حق را طالب آمد چو در وجهِ حقیقی متّهم شد چو لعنت خلعتِ درگاهِ او بود بدان لعنت حریفِ مرد و زن شد ازان لعنت گرش قوّت نبودی چو آن لعنت خوشش آمد امّان خواست که با خلعت چو بستانند نازش نیامد بر کسی لعنت پدیدار ز حق آن لعنتش پر برگ آمد
که قهرِ حق طلب کرد از همه چیز ولی او بود قهرش را طلبکار به مردی بر بسی کس غالب آمد کمر بست او و حالی با قدم شد چو زان درگاه بود او را نکو بود بسی خلقِ جهان را راه زن شد کجا با خلق این قوّت نمودی به جان بگزید، عمرِ جاودان خواست بدان نازش بوَد عمرِ درازش که او شد طوقِ لعنت را خریدار اگرچه دیگران را مرگ آمد تعلیقات الهینامه، ص۲۱۴
عطّارِ قرآندان، در اینجا خود به تفسیر آیات قرآنی از دیدگاه عرفانی خویش، باز به توجیه اعمال ابلیس برمی گردد و به روایتی غیرقرآنی و بینام و نشان اشاره میکند: اخسئُوا، اشارتی دارد به اخسئُوا فیها و لا تکلمون (۱۰۸:۲۳). و لا ضیر اشاره است به قالوا لا ضیر انّا الی ربنا منقلبون (۵۰:۲۶). ترجمهی دو آیه به ترتیب در این حدود است «در دوزخ گم شوید و سخن مگویید» و «ما را زیانی نیست چرا که ما به پروردگار خویش باز میگردیم.» عطّار شاید یک دیدار تخیلی میان موسی و ابلیس پرداخته و میگوید «موسی با ابلیس در عقبهی طور به هم رسیدند. موسی گفت: «چه منع کرد تو را از سجود؟» گفت «دعویِ من به معبودِ واحد. و اگر سجود کردمی آدم را مثل تو بودمی زیرا که تو را ندا کردند یک بار، گفتند «انظر الی الجبل» بنگریدی، که مرا ندا کردند هزار بار که اسجدوا لآدم(۲/۳۴)، سجود نکردم. دعوی من معنی مرا». گفت: «امر بگذاشتی.» گفت: «آن ابتلا بود نه امر.»[۳۵۱]
چو حق ابلیس را ملعون همی خواست چو حق بی واسطه با او سخن گفت چو امرِ سجده آمد آن لعین را بدو گفتند «اُسْجُدْ» قَالَ «لا غَیْر» اگرچه لعنتی از پی در آرم
همان چیز او ز حق افزون همی خواست برای آن همه از خویشتن گفت
>(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
بخوابانید چشم راه بین را برو خواندند «اِخْسَوا» قَالَ «لا ضَیْر به پیشِ غیرِ او سر کی درآرم؟ الهینامه،ص۲۱۵
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مدیر آموزشی عبارت از فرایند اجتماعی مربوط به هویت دادن، نگه داشتن، برانگیختن، کنترل کردن و وحدت بخشیدن تمام نیروهای رسمی و غیر رسمی انسانی و مادی سازمان یافته در یک نظام واحد و یکپارچه می باشد که برای دستیابی به هدفهای از پیش تعیین شده طراحی شده است (پرداختچی، ۱۳۷۲، ص۱۱).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
میر کمالی (۱۳۷۵) معتقد است که: «مدیریت آموزشی فرایندی است اجتماعی که با بکارگیری مهارت های علمی، فنی، هنری کلیه نیروهای انسانی و مادی را سازماندهی و هماهنگ نموده و می خواهد با فراهم کردن زمینه های انگیزشی و رشد با تأمین نیازهای منطقی فردی و گروهی معلمان، دانش آموزان و کارکنان بطور صرفه جویانه به هدف های تعلیم و تربیت برسد» (ص۲۵). شیرازی(۱۳۷۳)، مدیریت آموزشی را «هنر بکارگیری تمام توان سازمان در برنامه ریزی، سازماندهی و هماهنگی برنامه ها و فعالیت های آموزشی و پرورشی در جهت دستیابی هر چه مؤثرتر و کاراتر به اهداف سازمان، دانش آموزان و جامعه می داند»(ص۳۲۷).
ضرورت و اهمیت مدیریت آموزشی
پیچیده شدن و گسترده شدن سازمان های امروزی آن قدر با سرعت انجام می گیرد که اداره صحیح آنها، وجود فردی به نام مدیر را ضروری می نماید. امروز که عصر مدیریت و رهبری است گرایشهای مختلفی در مدیریت بوجود آمده است که در این میان مدیریت آموزشی نسبت به سایر آموزش ها از نقش مهمتری برخوردار است. نقش مدیر آموزشی با نقش یک شهردار فرق می کند. اشتباه یک شهردار در اجرای یک طرح ممکن است از نظر اقتصادی اثرات منفی بر جای گذارد، ولی سهل انگاری مدیر آموزشی در تربیت افراد منجر به شکل گیری نادرست شخصیت افراد می شود که می تواند به مرور تأثیر نامطلوبی بر کل جامعه بگذارد (میرکمالی، ۱۳۷۵). گروه مشاوران یونسکو (۱۳۷۸) در مورد مسائل مربوط به نظام های آموزشی معتقد هستند که «با توجه به مسائل جدید و حادی که به نسبت های متفاوت در کشورهای گوناگون در حال وقوع است از جمله بیکاری دانش آموختگان، عقب ماندگی تکنولوژی، افزایش هزینه ها نسبت به درآمد، کاهش نسبی ظرفیت آموزشی در مقابل افزایش تقاضا برای آموزش، بایستی مدیریت آموزشی را تقویت کرد و به تقاضای اجتماعی برای آموزش پاسخ مثبت داد» (ص۸). لذا می توان گفت رشد و توسعه نظام های آموزشی یکی از وجوه مشخص عصر ماست. این امر به ویژه در چند دهه اخیر در کشورهای جهان دوم به مسئله ای مهم مبدل شده است و نقش خطیر مدیر نظام آموزشی را به وظیفه ای سنگین و پرمسئولیت مبدل ساخته است (علاقه بند، ۱۳۷۸، ۱۰). بنابراین می توان نتیجه گرفت که ترقی، پیشرفت هر جامعه ای در گرو نوع و چگونگی فعالیتی است که در مدارس انجام می گیرد و اثر مدیریت، به عنوان رهبر آموزشی در مدرسه را نمی توان نادیده گرفت.
اهداف مدیریت آموزشی
وایلز[۱۰](۱۳۷۲) اهداف اساسی و کلی مدیریت آموزشی را بدین شرح بیان می کند: – شناساندن خود به اعضاء و شناختن خصوصیات اعضاء و تقویت نقاط مثبت از طریق تقدیر و تشویق به موقع – تقویت خلاقیت ها و ابتکارات از طریق شرکت دادن اعضاء در تصمیم گیری های سازمان – ایجاد روحیه مناسب در اعضاء و شرکت مطلوب در کار – کمک فکری به اعضاء و کارکنان در یافتن راه حل های علمی برای انجام مقاصد و هدف های روشن و همچنین کمک در اجرای تصمیمات و ارزشیابی از نتایج کار (صص۶۰-۴۱). صافی (۱۳۸۱) اهداف مدیریت آموزشی را موارد زیر می داند: – یاری به اعضای سازمان برای درک و فهم بهتر هدفهای آموزش و پرورش – کمک، راهنمایی، حمایت و تقویت اعضای سازمان – کمک به اصلاح و بهبود جریان تعلیم و تربیت – فراهم ساختن فرصت ها و امکان بروز استعدادها و خلاقیت های بالقوه کارکنان – برقراری روابط انسانی مناسب و احترام متقابل بین مدیر و دیگر اعضای سازمان – افزایش کارآمدی و اثربخشی سازمان آموزشی (ص۴۶).
۲-۳-۴- وظایف مدیران آموزشی
امروزه تقریباً همه صاحب نظران مدیریت، درباره وظایف عمده مشترک مدیران که شامل برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری، هماهنگی و کنترل است اتفاق نظر دارند ولی از آنجا که هدف اصلی مدیریت آموزشی، تسهیل و پیشبرد آموزش و یادگیری است مدیران آموزشی علاوه بر وظایف فوق، وظایف دیگری را باید انجام دهند. صاحب نظران مدیریت در مورد این وظایف نظراتی را ارائه داده اند که به تعدادی از این نظرات اشاره می شود: لی فام و هووئه[۱۱] (۱۳۷۰) تکالیف و وظایف مدیران مدارس را در رابطه با موارد ذیل می دانند. برنامه ریزی – برنامه ستادی – پرسنل دانش آموزی – منابع فیزیکی و مادی – روابط مدرسه و اجتماعی (ص ۱۳). بهرنگی (۱۳۷۳) قلمرو وظایف مدیران آموزشی را به شرح ذیل بیان می کند: – نظارت و راهنمایی دبیران و معلمان – برنامه ریزی (آموزشی و درسی) – روابط اجتماعی و فرهنگی و مناسبات انسانی – ایجاد و استقرار تغییر – ارزشیابی (مطلق، نسبی، مرحله ای و پایانی) – امور اجرایی – رشد سازمانی و امور کارکنان – میانجی و وساطت در حل مشکلات، بحران ها و تعارضات – حسابرسی و کنترل امور مالی و بودجه و پشتیبانی تدارکاتی – مشاوره و راهنمایی تحصیلی، شغلی و روحی و روانی دانش آموزان (ص۴۶). کیمبرک[۱۲] (۱۹۷۶) پنج روش اداره عمومی که در وظایف مدیران آموزشی اجرا می شود را به صورت ذیل بیان می کند: ۱- مشخص کردن نیازها و پیگیری مسائل ۲- شروع و اجرای طرح ها ۳- کمی کردن پیشرفت ها ۴- جستجوی اطلاعات، تعیین منابع و تدارک مشاوران ۵- پیشنهاد خط و مشی، تنظیم فعالیت هایی که رخ می دهد، تقدیم طرح های مختلف (ص۹۲) صافی (۱۳۸۱)، وظایف مدیران آموزشی را به پنج مورد عمده تقسیم می کند که عبارتند از: امور دانش آموزان ۲- امور آموزشی و پژوهشی ۳- امور مالی و بودجه ۴- امور مربوطه همکاری اولیاء و مربیان ۵- امور ساختمان، تجهیزاتی، کارگاهی و آزمایشگاهی (ص ۱۰۶). علاقه بند (۱۳۸۲)، وظایف مدیران آموزشی را به شرح ذیل بیان می کند: برنامه آموزشی و تدریس – امور دانش آموزان امور کارکنان آموزشی – روابط مدرسه و اجتماع تسهیلات و تجهیزات آموزشی – امور اداری و مالی (ص۷۳)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱-۲ سیر تحول تاریخی مدیریت ۲-۱-۲-۱ دیدگاه کلاسیک مدیریت مکتب کلاسیک یا همان سیستم عقلائی با سه تئوری اساسی شناخته میشود: مدیریت علمی تیلور، اصول گرائی فایول و بوروکراسی ماکس وبر (رضاییان،۱۳۸۸). الف)مدیریت علمی تیلور در اواخر قرن بیستم، فردریک وینسلو تیلور، بکارگیری شیوه های علمی در مدیریت کارآمد فنون کارگری را پیشنهاد کرد. تیلور رویکرد خود را مدیریت علمی نامید. وی معتقد بود از طریق نظارت دقیق میتوان کارائی را افزایش داد. تیلور چهار اصل ذیل را به عنوان “اصول مدیریت علمی” پیشنهاد کرد: مدیریت باید علمی باشد. روش علمی جانشین روش تجربه و خطا گردیده و باید با مطالعه علمی کار بهترین روش انجام کار را پیدا و به صورت دستورالعمل به کارکنان ابلاغ کرد. مطالعه علمی کار، شامل حرکت سنجی و زمان سنجی وتعیین استانداردهای تولید و کارکرد بر اساس آن است. انتخاب کارکنان باید اساس علمی داشته باشد و با بهره گرفتن از روشها و فنون علمی افرادی برای کار انتخاب شوند که مهارت و توانائیهای لازم برای انجام مؤثر و موفقیت آمیز آن را داشته باشند. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
آموزش و تربیت کارکنان باید جنبه علمی داشته باشد. روابط نزدیک و دوستانه و روحیه همکاری بین مدیریت و کارکنان و تقسیم کار و مسئولیت به طور مساوی میان مدیران وکارکنان به طوری که برنامه ریزی و کارهای فکری را مدیران و کارهای جسمی را کارکنان انجام دهند (فیضی،۱۳۸۳). ب)اصول مدیریت هنری فایول هنری فایول بنیانگذار مکتبی است که به اصول گرایان یا نظریه اداری مدیریت موسوم است. رویکرد اصولگرایان بر غلبه نگاه مدیران ارشد در کل سازمان تاکید دارد و مدعی است مدیریت، یک حرفه است که قابل آموزش است (رضاییان، ۱۳۸۸). فایول ۵ کارکرد و ۱۴ اصل برای مدیریت برشمرد. این ۵ کارکرد عبارتند از: برنامهریزی، سازماندهی، فرماندهی، هماهنگسازی و کنترل. چهارده اصل مدیریتی فایول بدین شرحاند: تقسیم کار: کارها را به وظایف تخصصی تقسیم نموده و مسؤولیتها را به افراد مشخصی واگذار نمایید. تفویض اختیار: مسؤولیت و اختیار را با هم واگذار نمایید. انتظام: انتظارات را به طور شفاف مشخص نموده و متخلفان را مجازات نمایید. وحدت فرماندهی: باید هر کارگر یا کارمندی فقط و فقط به یک مدیر (ناظر) مرتبط گردد. وحدت سمتوسو: باید تمامی امور کارکنان بر کسب اهداف سازمانی متمرکز باشند. هضم نفع شخصی در نفع جمعی: باید منافع عمومی (جمعی) رجحان داشته باشند. پاداش: باید به صورت سیستماتیک از اقدامات و فعالیتهای همسو با جهت سازمان، تقدیر نمود. تمرکزگرایی: باید اهمیت نقشهای ارشدیت و زیردستی (فرمانبرداری) مشخص گردد. سلسلهمراتب: ارتباطات را از طریق زنجیره (نردبان) فرماندهی دنبال نمایید. نظم: مشاغل و اصول کاری را بهگونهای مناسب سروسامان دهید، چون پشتیبان حرکت و سمتوسوی سازمان هستند. برابری: وجود اصول و نظم عادلانه و منصفانه باعث افزایش مشارکت کارکنان میشود. امنیت شغلی: وفاداری و عمر خدمت کارکنان را افزایش دهید. ابتکار عمل: کارکنان را بهگونهای تشویق کنید که خودشان در راستای مقاصد سازمان عمل نمایند. روح کار گروهی: یکپارچگی بین منافع و علایق کارکنان و مدیران را ارتقا دهید. ج) بوروکراسی ماکس وبر نظریه کلاسیک در مورد بوروکراسی به وسیله جامعهشناس آلمانی، ماکسوبر در آغاز این قرن مطرح گردید. اهمیت نظریه وبر در مورد بوروکراسی به حدّی است که معمولاً وقتی از بوروکراسی سخن به میان میآید، نام وبر با آن نیز همراه است. تئوری بوروکراسی ماکس وبر یک شکل سازمانی جدید را شرح میدهد که آن را در نیمه دوم قرن نوزدهم بیان کرد که بر پایههای اندیشههای او درباره قدرت و اقتدار استوار است. وی درصدد توصیف یک سازمان آرمانی برآمد. سازمانی که کاملاً عقلایی بوده و بتواند به حداکثر کارآیی را از عملیاتش حاصل نماید. طبق نظر وبر این نوع شکل سازمانی از یک چهارچوب عقلایی مشتق میشود. موضوع اصلی مدل بوروکراسی وبر استانداردسازی است. در بوروکراسی، ما رفتار افراد بوسیله ساختار فرآیندهای استاندارد شده از قبل تعیین میشود. ویژگیهای زیر فلسفه بوروکراسی یا سازمان آرمانی وبر را شکل میدهد. ولی به خاطر داشته باشید که مدل بوروکراسی وبر به جای این که شرح واقعی از این که یک سازمان چگونه ساختاربندی میشود، باشد یک فرضیه بود. نمونه آرمانی لزوماً در واقعیت وجود ندارد. بلکه یک نمونه ناب استکه بر تأکید بر بعضی از ویژگیهای یک پدیده اجتماعی معین که لزوماً در هیچ جا در واقعیت وجود ندارد، ساخته شده است. و این یک حالت مطلوب را نشان میدهد. نمونهآرمانیمستلزم تشدید روشهای نوعی رفتار است و با واقعیت هرگز مطابقت ندارد. به عنوان مثال، نمونههایی که مولیر در نمایشنامه معروف خود از یک خسیس ساخته است. این یک نمونه آرمانی است. نمونه آرمانی را جامعهشناسان تنها به منظور استفاده در تحقیق میسازند با ساختن آن میتوانیم به گونهای تجربی تعیین کنیم که رفتار عینی تا چه اندازهای به آن نمونه نزدیک بوده و یا از چه جنبههایی از آن دور افتاده است (فیضی،۱۳۸۳). ۲-۱-۲-۲ دیدگاه نئوکلاسیک (جنبش روابط انسانی) مکتب نئوکلاسیک که به جنبش روابط انسانی موسوم است با مطالعات هاثورن توسط التون مایو آغاز شد. بعد از این مطالعه که نقش نیروی انسانی در بهرهوری سازمانی را آشکار کرد مطالعات گسترده دیگری آغاز شد که در نهایت شاخه رفتار سازمانی را تشکیل داد. تفاوت اصلی دیدگاه نئوکلاسیک با دیدگاه کلاسیک توجه و تاکید این دیدگاه بر عامل انسانی است (الوانی، ۱۳۸۹). اما این دیدگاه نیز از نظر تئوریهای جدید مدیریت یک دیدگاه بسته است. در مکتب روابط انسانی نیز سازمان به مانند یک سیستم بسته مشاهده میشود که نقش محیط را نادیده میانگارد. در دیدگاه نئوکلاسیک تمرکز بر حداکثر بهرهوری درونی با تاکید بر منابع انسانی است. از این لحاظ نئوکلاسیکها نیز در دسته سیستمهای بسته طبقه بندی میشوند (فیضی،۱۳۸۳). الف)مطالعات هاثورن مکتب نئوکلاسیک مدیریت که با نام جنبش روابط انسانی نیز موسوم است ریشه در مطالعات التون مایو و روتلیسبرگر در کارخانه وسترن الکترونیک شهر هاثورن دارد. نظریه روابط انسانی از جمله رهیافتهای منابع انسانی به مدیریت است. در طول سالهای اواخر دهه ۱۹۲۰ تا آغاز دهه ۱۹۳۰ میلادی مجموعه مطالعاتی در کارخانه شرکت وسترن الکتریک در شهر هاثورن صورت پذیرفت، این بررسیها که به مطالعات هاثورن مشهور شد، سرانجام به جنبش روابط انسانی در مدیریت منجر گردید. این پژوهشات تحت تاثیر عقاید و تجربیات علمی دانشمندی به نام التون مایو قرار داشت که با پیوستن به گروه در سال ۱۹۲۸ رهبری آن را نیز بر عهده گرفت. این رویکرد کوشیده است تا چگونگی تعامل فرآیندهای روانشناسانه و اجتماعی افراد با شرایط کاریشان را (در راستای ارتقای عملکرد) درک نماید. رویکرد روابط انسانی، اولین رویکرد عمدهای است که بر روابط کاری غیررسمی و ارضای کارکنان متمرکز شد. مطالعات هاثورن، سری آزمایشاتی است که از سال ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۲ انجام شدند. در اولین مرحله از این آزمایشات (آزمایش روشنایی)، شرایط کاری مختلف، بویژه روشنایی کارخانه، تغییر داده میشدند تا تاثیرات آنها بر بهرهوری مشخص گردد. محققان به این نتیجه رسیدند که کارگران در برابر پژوهشگرانی که ناظر آنان بودهاند واکنش نشان داده و متفاوت عمل کردهاند. این واکنش به اثر هاثورن معروف شد (الوانی، ۱۳۸۹). ب)رفتار سازمانی مطالعات هاثورن محققان را به این باور رسانید که بهرهوری بیش از آنکه متاثر از عوامل فیزیکی یا ملموس باشد متاثر از عوامل روانشناسانه و اجتماعی است (فیضی،۱۳۸۳). طرفداران نظریه روابط انسانی معتقدند مدیران باید بیش از گذشته به رفاه، انگیزش و ارتباطات کارکنان بپردازند. این رویکرد بر مطالعه و تعیین فعالیتهای مدیریتی که باعث ارتقای اثربخشی کارکنان، از طریق درک طبیعت پیچیده فرآیندهای فردی، گروهی و سازمانی میشوند، متمرکز است. رفتار سازمانی به کمک رشتههای مختلف (همچون روانشناسی و جامعهشناسی) به توضیح رفتار افراد در شغل خود میپردازد. نظریه X و Y داگلاس مکگروگر بیانگر گذار به سمت روابط انسانی است. بر طبق ایده مکگروگر، مدیران نظریه X فرض میکنند کارکنان افرادی تنبل و غیرمسؤول هستند که نیازمند نظارت دائمی و انگیزش بیرونی (در جهت حصول اهداف سازمانی) هستند. در مقابل مدیران نظریه Y معتقدند کارکنان (ذاتاَ) قصد کارکردن دارند و خودشان قادر به هدایت و کنترل خویش هستند. از جمله دیگر صاحبنظران در زمینه رفتار سازمانی میتوان به کریس آرگریس (که استقلالعمل و مشاغل بهتر برای کارکنان را پیشنهاد میدهد) و رنسیس لیکرت (که بر ارزش مدیریت مشارکتی تاکید داشت) اشاره کرد. پژوهشگر دیگر حوزه روابط انسانی آبراهام مازلو است. مازلو در سال ۱۹۴۳ مدعی شد که انسانها دارای ۵ سطح از نیاز هستند. پایهایترین نیازها، نیازهای فیزیکی افراد همچون غذا، آب و سرپناه است و بالاترین سطح نیازهای او، خودیابی یا ارضای شخصی است. مازلو بیان داشت که مردم از ارضای نیازهای سطح پایین خود شروع کرده و به مرور به سطوح نیاز بالاتر دست مییابند (رضاییان،۱۳۸۸). ۲-۱-۲-۳ رویکردهای نوین در مطالعات مدیریت امروز بسیاری از نظریهها از ترکیب تئوریهای کلاسیکها و نئوکلاسیکها شکل گرفته است. پیروان جدید جنبش مدیریت علمی بر تصمیمگیریهای علمی، به کارگیری رایانه و ابزارهای تصمیمگیری تأکید دارند. گروه نظریهپردازان امروزی روابط انسانی، از بهبود و بازسازی سازمان صحبت میکنند و جای اصولگرایان را کسانی گرفتهاند که معتقدند قبل از آنکه بتوان به اصولی پایبند شد لازم است مدیریان زیادی را به طور عملی مورد مطالعه قرار داد. از جمله رویکردهای نوین در مدیریت میتوان به مدیریت کمی، نظریه سیستمها و نگرش احتمالی اشاره کرد. الف)مدیریت کمـّی این رویکرد بر کاربرد تحلیلهای کمـّی بر تصمیمات و مسایل مدیریتی تاکید دارد. مدیریت کمـّی مدیران را قادر میسازد تا برپایه مدلهای رسمی ریاضی یک مساله، تصمیمگیری نمایند. کامپیوترها توسعه اینگونه روشهای کمـّی خاص را تسهیل نمودهاند. از جمله آنها میتوان به فنونی همچون نظریه تصمیم آماری، برنامهریزی خطی، نظریه صف، شبیهسازی، پیشبینی، مدلسازی داراییها، مدلسازی شبکهای و تحلیل سربهسری اشاره کرد (رضاییان، ۱۳۸۸). ب)نظریه سیستمها به طور کلی رویکردهای کلاسیک موردانتقاد واقعند. چون اولاَ روابط مابین سازمان و محیط خارجی آن را در نظر نمیگرفتند، و ثانیاَ اینکه معمولاَ بر بعد خاصی از سازمان متمرکز شده یا کارکنان آن را همچون هزینه دیگر ملاحظات میانگارند. ج)نگرش اقتضایی اساس این نگرش که به آن نگرش موقعیتی نیز گفته میشود بر این استوار است که یک الگوی مدیریت برای همه موقعیتها بهعنوان بهترین راه وجود ندارد. وظیفه مدیر این است که تعیین کند چه روشی، در چه موقعیت خاصی، تحت چه شرایط ویژهای و در چه زمان بخصوصی بهترین زمینه را برای نیل به اهداف مدیریت فراهم میکند. این نگرش برمبنای ایدههای نظریه سیستمها، اصول جهانی مدیریت را رد کرده و بیان میدارد که عوامل متنوعی (هم داخل و هم خارج سازمان) ممکن است بر عملکرد سازمان تاثیر گذارند. بنابراین یک روش بهینه برای مدیریت و سازماندهی وجود ندارد، چون شرایط تغییر کرده و پیشامدهایی رخ میدهند. در مطالعات مدیریت امروز بسیاری از نظریهها از ترکیب تئوریهای کلاسیکها و نئوکلاسیکها شکل گرفته است. پیروان جدید جنبش مدیریت علمی بر تصمیمگیریهای علمی، به کارگیری رایانه و ابزارهای تصمیمگیری تأکید دارند. گروه نظریهپردازان امروزی روابط انسانی، از بهبود و بازسازی سازمان صحبت میکنند و جای اصولگرایان را کسانی گرفتهاند که معتقدند قبل از آنکه بتوان به اصولی پایبند شد لازم است مدیریان زیادی را به طور عملی مورد مطالعه قرار داد (فیضی،۱۳۸۳). ۲-۱-۳ وظایف مدیریت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
زمان و چگونگی ختم مذاکره به ارزیابی شما از موانع طرف مقابل بستگی دارد . این مرحله شامل : حفظ انعطاف پذیری ، خلاصه برداری و ثبت توافقات ، ایجاد نظارت و مرور رویه ها و ایجاد آن برای آینده می باشد . ( manning and Robertson , 2003 , 61 ) (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در این مرحله توافق انجام شده است تجربه نشان می دهد که نوشتن قرار داد و تنظیم و زبانش می تواند به خودی خود در فرایند مذاکره باشد . آن طور که ارزشها و مفاهیمش بین دو طرف متفاوت باشد اگر به طور مناسب انجام نشود این مرحله می تواند منجر به مذاکرات رودر روی جدیدی شود بهترین روش برای اجتناب از این کار اطمینان یافتن از این است که هر دو طرف از آنچه که بر روی آن توافق کرده اند قبل از اینکه هر جلسه مذاکره ای را درک کاملی داشته باشند . ( Cateora and Ghauri , 2000 , 411 ) پایان گفتگو ممکن است به یکی از صورت های زیر تحقق یابد : ۱- حاضر اعطای امتیازی در برابر توافق نهایی بشوید . در این بخشی از مذاکره بر خلاف مرحله ی چانه زنی ، باید اعطای امتیاز به گونه ای مثبت مطرح شود . ۲- مرحله ای شدن و بخش بندی های الزامی همراه با توافق را بپذیرید . ۳- آنچه در گفتگو های گذشته بوده را خلاصه نموده و امتیازات اعطا شده را برجسته کنید . ۴- از طریق تهدید می توان به اقدامی که ممکن است در پی پیشنهاد شما بیاید ، بر طرف مقابل اعمال فشار نمایید . ۵- دست و کم دو راه حل پیش پای طرف مقابل قرار دهید و به او امکان انتخاب بدهید . هیچگاه پیشنهادی که واقعاٌ نهایی نیست را نهایی تلقی ننمایید . ( انواری رستمی ، ۱۳۸۲ ، ۹۲ ) برای پایان مذاکره راه های مختلفی وجود دارد باید راهی که انتخاب می کنید مناسب گروه باشد: ۱- واگذاری امتیازاتی که برای همه قابل قبول باشد : برای کمک به نهایی شدن معامله امتیاز بدهید و امتیاز بگیرید بدون آن که موضع خود را به خطر بیندازید . ۲- انتخاب راه میانه توسط هر دو طرف ، برای قطعی کردن معامله ، هر دو طرف بر یک راه میانه توافق کنید . ۳- دادن حق انتخاب از بین دو گزینه قابل قبول به طرف مقابل : با پیشنهاد دو گزینه ، طرف مقابل را به ادامه مذاکره تشویق کنید . ۴- ایجاد انگیزه یا اعمال تحریم : با ایجاد انگیزه یا اعمال تحریم طرف دیگر را تحت فشار بگذارید . ۵- ارائه ایده یا اطلاعات جدید در لحظات پایانی مذاکره : ایده های جدیدی که پای مذاکره مطرح می شوند عاملی برای گفتگوهای جدید هستند که ممکن است به توافق طرفین منتهی شود . ۶- پیشنهاد تنفس هنگامی که مذاکره به بن بست می رسد : در زمان تنفس طرفین فرصت پیدا می کنند تا به عواقب عدم حصول توافق فکر کنند . ( هلر ، ۱۳۸۳ ، ۵۳ ) به هم خوردن مذاکره و نحوه اداره ی آن : هنگامی که مذاکره به هم می خورد باید فوراٌ اقدام کرد تا اتفاق جبران ناپذیری صورت نگیرد . هر چقدر از زمان به هم خوردن مذاکره بگذرد وضعیت ناگوارتر می شود و مشکل می توان آن را به حالت متعادل اولیه باز گرداند . برای حداقل کردن خسارت ناشی از به هم خوردن مذاکره ، طرفین باید در اولین فرصت ارتباط متقابلی با هم برقرار کنند . استفاده از میانجی : میانجیگری فرآیندی است طی آن طرفین به علت به بن بست رسیدن مذاکره پیشنهاد شخص ثالث را مورد توجه قرار می دهند . طرفین از قبل در مورد انتخاب میانجی به توافق می رسند ولی الزامی ندارد که از پیشنهادات او تبعیت کنند . میانجی به عنوان داور عمل نموده و سعی نموده و سعی می کند راه حل بینا بینی را ارائه نماید . میانجی پس از یافتن زمینه های مشترک بین طرفین ، در صدد یافتن راه هایی بر می آید تا مذاکره از بن بست خارج کند . میانجی باید فردی بی طرفی باشد و برای ارائه توصیه های لازم به طرفین درباره ی مسائلی که در مذاکره به نتیجه نرسیده است ، آگاهی کافی داشته باشد . فرد مورد نظر باید صاحب تفکری قوی باشد ، با پیش داوری های شخصی وساطت نکند و در ارائه راه حل های متنوع خلاقیت داشته باشد . ( Cateora and Ghauri , 2000 , 411 ) این نقش دشوار است و او در صورتی اثر بخش خواهد بود که مهارت های زیر را داشته باشد : ۱- توان تشخیص تعارض ۲- مهارت بن بست شکنی و تسهیل بحث ها در زمان مناسب ۳- توان پذیرش طرفین و ارائه حمایت عاطفی و اطمینان بخشی مجدد . وظایف این نقش شامل موارد زیر است : ۱- حصول اطمینان از انگیزش طرفین : هر یک از طرفین مذاکره باید برای حل تعارض انگیزه داشته باشند . ۲- برقراری تعادل در قدرت و موقعیت طرفین : اگر قدرت و موقعیت برابر نباشد برقراری اعتماد و حفظ خطوط ارتباطی دشوار خواهد بود . ۳- تلاش هماهنگ در رو به رو شده طرفین : هر حرکت مثبت یک طرف باید به آمادگی طرف مقابل برای حرکت مشابه هماهنگ گردد . ۴- تشویق به داشتن برخورد باز در گفتگو : اطمینان بخشی مجدد ، حمایت و کاهش مخاطرات و باز بودن گفتگو می تواند مفید باشد . ۵- حفظ سطح بهینه تنیدگی : اگر تهدید و تنش بسیار کم باشد برای تغییر و یافتن راه حل ، انگیزه ی کمی وجود خواهد داشت ( رضائیان ، ۱۳۸۲ ، ۱۲۸ ) توافق های آشکار و نهان : مذاکره کنندگان می توانند به توافق های آشکار و پنهان برسند که هر یک به سهم خود می تواند رضایت بخش باشد . توافق آشکار : توافق نوشتاری است که تمام اقتضائات و الزام های طرفین را با ساز و کار اجرایی خارجی در بر دارد . در مقابل ، توافق پنهان شفاهی برای پاسخ به شرایط پیش بینی نشده و الزام های طرفین با بهره گرفتن از ماهیت رابطه شخص میان آنان از انعطاف برخوردار است. (رضائیان، ۱۳۸۲،۱۱۴)
نوع توافق ابعاد توافق
آشکار
نهان
رابطه طرفین مذاکره با یکدیگر
رابطه مبتنی بر هویتشان نیست بلکه به محتوای مذاکره محدود بوده و قابل انتقال به سایر قعیت ها نیز هست .
رابطه مبتنی بر هویت مذاکره کنندگان است و به محتوای مذاکره محدود نمی شود و قابل انتقال به سایر موقعیت ها نمی باشد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رضایت مشتری
۲
۰.۷۶۵
وفاداری به برند
۳
۰.۷۱۰
مجموع
۲۱
۰.۹۲۳
با توجه مقدار آلفای کرونباخ مربوط به هر متغیر و مقدار آلفای کلی که بیشتر از ۷/۰ میباشد بنابراین تمامی متغیرها به طور مجزا و در مجموع از پایایی مناسب برخوردار است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳-۸- متغیرهای پژوهش متغیر عبارت است از ویژگی واحد مورد مشاهده و نمادی است که اعداد یا ارزشهایی به آن منتسب میشود و میتواند مقادیر و ارزشهای متفاوتی داشته باشد. پس از انتخاب متغیرها بر اساس پیشینه پژوهش است که سؤالات یا فرضیه های پژوهش مشخص میشود. متغیرها از نظر نقش آنها در تحقیق به ۵ دسته تقسیم میشوند: متغیر مستقل، وابسته، تعدیل کننده، کنترلی و مداخله گر(سرمد و بازرگان، ۱۳۸۵). پژوهش حاضر شامل دو متغیر مستقل و یک متغیر وابسته است. متغیر مستقل منشأ بروز پدیدهها میباشد و بر متغیرهای دیگر تأثیر میگذارد. تشخیص میزان تأثیر متغیر مستقل از اهداف عمدهی هر پژوهشی است. در پژوهش حاضر ارزش ویژه برند و رضایت مشتری به عنوان متغیرهای مستقل پژوهش مطرح هستند. متغیر وابسته، متغیری است که تغییرات آن تحت تأثیر متغیر مستقل قرار میگیرد. انتخاب یک متغیر به عنوان متغیر وابسته به هدف پژوهش بستگی دارد (سرمد و بازرگان، ۱۳۸۵). در واقع موضوع اصلی هر تحقیق همواره متغیر وابستهی آن میباشد (حافظ نیا، ۱۳۸۴). متغیر وابستهی پژوهش حاضر، وفاداری مشتریان به برند است. ۳-۹- روشهای آماری تجزیه و تحلیل دادهها تجزیه و تحلیل دادهها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی انجام میشود. آمار توصیفی به توصیف اطلاعات بدست آمده میپردازد که این اطلاعات عبارتند از ویژگیهای جمعیت شناختی نمونهی آماری و تحلیلهای آماری از قبیل شاخصهای فراوانی و نمودار های آماری. در حالی که از آمار استنباطی جهت بررسی فرضیات و تعیین وجود یا عدم وجود رابطه بین متغیرها استفاده میشود. برای بررسی فرضیات پژوهش و تحلیل روابط ساختاری بین متغیرها از تحلیل عاملی تاییدی و روش مدلسازی معادلات ساختاری استفاده میشود. در این پژوهش از نرم افزار SPSS و LISREL برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده شده است. ۳-۱۰- جمع بندی فصل سوم در این فصل به روششناسی پژوهش پرداخته شد. روش تحقیق در این پژوهش روش توصیفی- پیمایشی است و نوع تحقیق کاربردی است. جامعه آماری دانشجویان دانشگاه آزاد واحد رشت میباشد. با روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس ، تعداد حجم نمونه برابر با ۳۸۲ نفر تعیین گردید. برای جمع آوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای و پرسشنامه استفاده گردید. پرسشنامه مزبور برای بررسی فرضیات تحقیق حاوی ۲۱ سؤال میباشد که در بین نمونه آماری توزیع گردید. روایی پرسشنامه با بهره گرفتن از نظر اساتید و صاحب نظران و و پایایی با توجه به مقدار آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. در این پژوهش برای آزمون فرضیات تحقیق از تحلیل عاملی تاییدی و روش مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شده است. فصل چهارم تجزیه و تحلیل داده ها و یافتههای تحقیق فصل اول کلیات پژوهش
۴- ۱- مقدمه تجزیه و تحلیل دادهها به منظور بررسی صحت و سقم فرضیات، از اهمیت خاصی برخوردار است. دادههای خام با بهره گرفتن از فنون آماری، پس از تجزیه و تحلیل و پردازش، به شکل اطلاعات در اختیار استفاده کنندگان قرار می گیرند. این فصل به تجزیه و تحلیل دادههای تحقیق اختصاص دارد؛ بدین معنی که دادهها، پس از جمع آوری ، مورد تجزیه و تحلیل واقع شده تا تکلیف فرضیههای پژوهش که گذارههای احتمالی و غیر یقینی بودند معین شود. برای این منظور ابتدا میزان و یا مقدار هر متغیر بر اساس دادهها و امتیازات حاصل از پرسشنامه، مشخص گردید و سپس توصیف اطلاعات حاصل شده در قالب جداول و نمودار های توصیفی، دیدگاه کلی از چگونگی توزیع آنها ایجاد نمود که میتواند در چگونگی استفاده از الگوهای آماری گوناگون مفید باشد. این قسمت از تحلیل توسط نرم افزار SPSS 20 انجام شد. با تعیین الگو، آزمون فرضیههای تحقیق از طریق مدل سازی معادلات ساختاری انجام شده و همچنین کل مدل نیز از طریق این روش مورد آزمون قرار می گیرد. تجزیه و تحلیل مذکور به وسیله نرم افزار LISREL 8.54 انجام می گیرد. ۴-۲- توصیف متغیر های جمعیت شناختی پاسخ دهندگان در این بخش به توصیف متغیر های جمعیت شناختی تحقیق پرداخته می شود و نمائی از نمونه مورد بررسی تحقیق بر اساس جنسیت، سن، سطح تحصیلات، ارائه می شود. ۴-۲-۱- توصیف جنسیت پاسخ دهندگان باتوجّه به جدول و نمودار زیر مشاهده می شود که جنسیت ۵۴.۱ درصد(۲۲۷ نفر) از پاسخ دهندگان مرد و ۴۵.۹ درصد(۱۹۳ نفر) نیز زن می باشند. جدول۴-۱-توصیف جنسیت پاسخ دهندگان
فراوانی
درصد
مرد
۲۲۷
۵۴.۱
زن
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
– توده هوای سودانی توده های هوای سودانی از دیگر تودههای هوایی است که ازمرکز کم فشار سودانی جغرافیای کشور وارد می شود و در استان کردستان نیز بارندگی هائی را به وجود میآورد. منطقه سودان در آفریقا به علت مجاورت با منطقه حاره به طور نسبی دارای یک موقعیت کم فشار است. در فصل سرد سال با نفوذ زبانه پرفشار به نواحی شمالی سودان و ریزش های هوای سرد در آن منطقه، کم فشار سودان تقویت شده و از دریای سرخ رطوبت جذب مینماید. در واقع این سیستم در ابتدا فاقد جبهه است و فعال نمی باشد، اما به تدریج که بر وری دریای سرخ کشیده می شود، با تودههای هوای آن منطقه برخورد نموده و فعال می شود که عموماً پس از شکل گیری یا از طریق خوزستان وارد ایران می شود و یا پس از عبـور از روی عربستان و کویت و توقف کوتاه بر روی خلیج فارس و کسب رطوبت کافی، استانهای جنوبی کشور و گاهی تا نواحی مرکزی ایران را تحت تاثیر قرار میدهد و پس از آن به طرف شرق وجنوب شرق کشیده می شود. سیستم های کم فشار سودانی در فصول سرد سال گاهی تمامی استان های جنوبی و غربی و جنوبغربی و مرکزی کشور را تحت تاثیر قرارداده و موجب ریزش های جوی گرم نظیر باران می شود که طبعاً در ارتفاعات کردستان به صورت برف نازل می گردد. – توده ی هوای مراکز پرفشار شمالی – در ماههای سرد سال توده هوای برخاسته از مرکز پرفشار قطبی پس از ورود به منطقه غرب کشور، به علت پوشیده بودن ارتفاعات این منطقه و استان کردستان از برف ، برروی منطقه توقف نموده و تقویت می شوند ودر این حالت برخی از نقاز استان کردستان نظیر سقز و سنندج از سردترین نقاط کشور میگردند. – در ماههای سردسال دشت پوشیده از برف و یخ سیبری با ارسال تودههای هوای سرد و سنگین از شمالشرق کشور به داخل جغـرافیای ایران موجب تغییرات مهـمی در رژیم های دمایی و بارندگی کشور می گردد. – کم فشار حرارتی بخشهای از غرب استان کردستان در ماههای گرم سال تحت تاثیر شرایط آب وهوایی گرم کشور عراق قرار میگیرد که موجب افزایش دمای هوا می شود. به جز توده های هوا و سیستمهای هواشناسی گفته شده که به طور موثر بر اقلیم استان کردستان تاثیر میگذارند، برخی از سیستمهای جوی دیگر نیز در مقاطعی از فصول سال بر ین استان تاثیر میگذارند که از اهمیت کمتری برخوردارند و دارای نقش تعیین کننده ای در شکل گیری اقلیم های استان کردستان نمیباشند. – کم فشار های ایسلندی در فصل های سرد سال کم فشارهای ایسلندی پس از عبور از اقیانوس اطلس، کشور انگلستان، جنوب اروپا، دریای مدیترانه و کشورهای عراق وسوریه، وارد فلات ایران شده و بر روی نوار غربی کشور و استان کردستان ایجاد بارندگی می نماید (اقلیم وگردشگری استان کردستان ). ۲-۲-۹-۲- اثرات ناهمواریها در تنوع آب و هوای استان قسمت اعظم استان بر روی رشته کوه زاگرس قرار گرفته و به همین دلیل به لحاظ اقلیمی دارای شرایط ویژه ای می باشد و اشکال مختـلف اراضی شامل کوه های مرتفع و درههای عمیق ، دشتهای دامنهای ، فلات ها و اراضی پست در این استان وجود دارد . اقلیم های خشک تا خشک سرد در استان با متوسط بارندگی۲۵۰میلی متر (بیجار) تا اقلیم نیمه مرطوب معتدل در غرب استان با متوسط بارندگی حدود ۸۰۰ میلی متر (مریوان) در استان یافت می شود . نواحی شرقی و مرکزی استان متاثر از آب و هوای برخی نواحی مرکزی ایران و مناطق غرب متاثر از آب و هوای مدیترانهای است که حضور عناصر مدیترانهای همراه با بارندگی مناسب مؤید این نظر است. به طوری که شرایط مذکور سبب شده است که جنگلهای بلوط در این منطقه حضور داشته ولی نواحی شرقی استان دارای پوشش استپی میباشد .بیشتر نواحی غربی، کوهستانی و اغلب پوشیده از جنگلهای طبیعی و در نواحی شرقی استان اراضی مسطح ، دشت ها و فلاتهای نسبتا وسیعی وجود دارند . ۲-۲-۹-۳- تاثیر ارتفاع بر اقلیم استان استان کردستان منطقهای است کوهستانی که از مریوان تا دره قزل اوزن و ارتفاعات زنجان جنوبی در مشرق گسترش یافته است. استان کردستان از مرتفعترین استانهای کشور است و این ویژگی موجب گردیده است تا شرایط آب و هوایی استان در مقیاس وسیعی تابع شرایط مناطق کوهستانی و مرتفع باشد.ارتفاع شهر سنندج مرکز استان کردستان ۱۴۸۰ متر از سطح دریا است. استان کردستان با ارتفاع متوسط ۲۰۰۰ متر از سطح دریا و تاثیر پذیری از ارتفاعات زاگرس،دارای زمستانهای سرد است. جهت گسترش و استقرار ارتفاعات در استان کردستان به گونه ای است که نخستین بارندگی از تودههای هوای باران زا که به غرب کشور میرسند.بر روی ارتفاعات این منطقه صورت میگیرد و به این سبب ریزش های جوی سالانه در اکثر نقاط استان کردستان و به ویژه مناطق کوهستانی استان در حد بالایی قرار دارد. ریزش های جوی در نقاط مرتفع استان غالباً به شکل ریزش یرف و در بخش های کم ارتفاع استان غالبا ً به صورت باران است. مرتفع بودن استان و وجود ارتفاعات متعدد در سطح آن علاوه بر تاثیر بر رژیم بارندگی استان، بر سایر متغیرهای جوی استان نظیر دما ، تبخیر ، رطوبت هوا ، باد و غیره نیز تاثیر می گذارد که این تاثیر چه به صورت انتزاعی بر یک یک عوامل جوی و چه به صورت ترکیبی بر ساختار اقلیمی، در نهایت بر رژیم اقلیمی استان موثر واقع شده و موجب پدید آمدن اقلیم ها و زیر اقلیم های متعددی در جغرافیای استان کردستان گردیده است( اقلیم و گردشگری استان کردستان). درمجموع نقش ارتفاعات استان کردستان در دوره گرم سال زیاد محسوس نیست . اما درفصل زمستان با یورش هوای سرد و ماهیت کوهستانی منطقه و گسترش بادهای غربی به همراه رطوبت تودههای هوای مدیترانه علاوه بر ریزش بارانهای فراوان و برف سنگین موجب کاهش شدید دما دراین منطقه می شود به طوری که اختلاف درجه حرارت حداکثر و حداقل مطلق دربعضی از ایستگاهها به ۷۸ درجه سانتی گراد نیز میرسد .
۳-۲-۱۰- ویژگی های آب و هوایی این استان منطقهای کاملاً کوهستانی است و به علت وجود ارتفاعات، پستی و بلندی ها و بارندگی مناسب دارای رودهای فراوان و مناطق سر سبز و حاصلخیز است. آب و هوای یا اقلیم کردستان متاثر از تودههای هوای گرم و مرطوب مدیترانهای است که این تودهها موجب بارندگی هایی در بهار و ریزش برف در زمستانها شده است .این تودههای هوایی که از اقیانوس اطلسو دریای مدیترانهبا برخورد به ارتفاعات زاگرس بخش قابل توجـهی از رطوبت را بصـورت بارشهای پراکنده برف و باران در این منطـقه نشان می دهند.آب و هوای استان در ناحیه شمالی آب و هوای نسبتاً سرد و در نواحی جنوبی معتدل کوهستانی است و دارای فلاتهای مرتفع و خشک و دشتهای حاصلخیز مانند دشت مریوان ، دشت اوباتو ، دشت ئیلاق یا دهگلان ، دشت قروه و دشت کامیاران است( سازمان جهاد کشاورزی استان کردستان). ۳-۲-۱۰-۱- دما دومین پارامتر از نظر نمایه خشکسالی دما میباشد. میانگین دما در این استان از ۸/۷ تا ۹/۱۳ تغییر میکند. نمودارهای شماره(۳-۱۳) و (۳-۱۴) دامنه دمایی طی دوره ۲۵ ساله و رژیم دمایی ماهانه در شهرهای مختلف استان را نشان می دهند. همانطور که ملاحظه میگردد بیشترین میانگین دمایی در شهرستان سنندج به میزان ۹/۱۳میباشد. نکته قابل توجه در این دو نمودار دمای شهرستانهای استان از نظر دمایی تقریباً در یک رنج میباشند. فقط در فصل زمستان دمای سنندج بین ۲ تا ۳ درجه از دمای بقیه شهرستان ها بیشتر است و آن نیز می تواند به علت آلودگی مرکز این استان نسبت به بقیه نقاط استان میباشد. نمودار شماره (۳-۱۳): دامنه دمای شهرستان های استان کردستان نمودار شماره (۳-۱۴): رژیم دمایی شهرستانهای استان کردستان ۳-۲-۱۰-۲- نزولات جوی مهمترین پارامتر در نشان دادن خشکسالی در هر منطقه میزان نزولات جوی میباشد. دامنه بارش سالانه در استان کردستان به طور متوسط بالغ بر۳۰۰ تا ۹۵۰ میلیمتر در سال میباشد.بیشترین میزان بارندگی مربوط به شهرهای مریوان۹۰۰ و بانهحدود ۷۰۰ میلی متر در سال و کمترین میزان بارندگی در ناحیه شرق حدود ۳۴۰ میلی متر و در قسمت مرکزی استان یعنی سنندجنزدیک به ۴۰۰ میلی متر در سال است. نفوذ تودههای مرطوب زمستانی و بهاری در مریوانو دریاچه زریوارتأثیر فراوانی در مرطوب و معتدل شدن هوای این ناحیه دارد. نمودار شماره (۳-۱۵): بارندگی استان کردستان نمودارهای شماره(۳-۱۵) و (۳-۱۶) میزان بارندگی طی دوره ۲۵ ساله و رژیم بارندگی ماهانه در شهرهای مختلف استان را نشان می دهند.همانطور که ملاحظه میگردد بیشترین بارش در شهرستان مریوان به میزان ۹۲۸ میلیمترمیباشد. همچنین درغالب نقاط استان از ماه خرداد تا شهریور میزان بارندگی ناچیز بوده و بیشترین بارندگی در ماه اسفند میباشد. نمودار شماره (۳-۱۶): رژیم بارندگی در شهرستان های استان کردستان میزان بارندگی در استان کردستان از غرب به شرق کاهش مییابد. دلیل این امر وجود دیواره کوهستانی ناحیه است که از نفوذ جریانهایی که از غرب به فلات وارد میشود،جلوگیری میکند. ۳-۲-۱۰-۳- رطوبت نسبی علاوه بر میزان و توزیع بارندگی و دما، میزان رطوبت نسبی محیط نیز در شدت خشکسالی نقش مهمی دارد. همان طوری که در نمودار (۳-۱۷)نشان داده شده، در ارتفاعات که دما نسبتاٌ پایین است، میزان رطوبت نسبی ازسایر مناطق بیشتر است. لذا انتظار میرود پدیده خشکسالی آسیب کمتری به این مناطق وارد نماید. نمودار شماره (۳-۱۷): رطوبت نسبی در شهرستان های استان کردستان ۳-۲-۱۰-۴- ساعات آفتابی ساعات آفتابی یکی از پارامترهای موثر در تبخیر و فزاینده شدت خشکسالی میباشد. نمودار (۳-۱۸) ساعات آفتابیماهانه در شهرستانهای استان کردستان را نشان میدهد. همانطور که در این نمودار مشخص است در بیشتر ماهها ایستگاه قروه بالا ترین و ایستگاه سنندج کمترین ساعات آفتابی را دارا میباشند. بیشینه ساعات آفتابی در ماه تیر و کمینه آن در دیماه دیده می شود. نمودار شماره (۳-۱۸): ساعات آفتابیماهانه در شهرستان های استان کردستان ۳-۲-۱۰-۵-تبخیر در استان یکی از پارامترهای مهم و موثر در شدت خشکسالی، تبخیر میباشد. نمودار (۳-۱۹) تبخیر ماهانه در شهرستانهای استان کردستان را نشان میدهد. همانطور که در این نمودار مشخص است در بیشتر ماهها ایستگاه سقز بالاترین و ایستگاه زرینه اوباتو کمترین تبخیر را دارا میباشند. بیشینه تبخیر در ماه مرداد و کمینه آن در ماههای فصل زمستان دیده می شود. نمودار شماره (۳-۱۹): تبخیر در شهرستان های استان کردستان ۳-۲-۱۰-۶- نمودار آمبروترمیک ایستگاههای استان کردستان با ترسیم نمودارهای آمبروترمیک میتوان دوره های خشک و مرطوب را نمایان کرد. در این پژوهش با عنوان بررسی دوره های خشکسالی با تاکید بر دوره های مرطوب، مشخص شدن دوره های خشک و مرطوب برای انجام مراحل آماری مهم میباشد. در جداول شماره (۳-۲۰) تا (۳- ۲۴ ) نمودارهای آمبروترمیک ایستگاههای استان کردستان را نشان میدهد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
نمودارشماره(۳-۲۰ ) نمودار آمبروترمیک ایستگاه سنندج نمودارشماره(۳- ۲۱ ) نمودار آمبروترمیک ایستگاه قروه نمودارشماره(۳-۲۲) نمودار آمبروترمیک ایستگاه سقز نمودارشماره(۳-۲۳ ) نمودار آمبروترمیک ایستگاه بیجار نمودارشماره(۳- ۲۴) نمودار آمبروترمیک ایستگاه زرینه اوباتو بر اساس این نمودارها فصل مرطوب در مناطق مختلف استان از آبان آغاز وتا اردیبهشت وخرداد ادامه پیدا می کند. ۳-۲-۱۰-۷-بادها مهمترین بادهای استان بادهای مرطوب غربی و شمال غربی است. بادهای غربی در استان با عنوان باد شه مال مشهور بوده پس از رسیدن به کوه های مرزی با دنبال کردن جهت کوهها از جنوب غربی به سمت شمال متمایل می شود. این جریان هوا مرطوب و بارانآور است که ضمن برخورد با بادهای سرد آسیای مرکزی، رطوبت خود رابه صورت باران و برف در این ناحیه از دست میدهد از دیگر بادهای مشهور این استان باد خشک شرقی باد مه و زریان است(انجمن منابع طبیعی استان کردستان). ۳-۲-۱۱– اقلیم استان بر اساس طبقه بندی اقلیمی دمارتن گسترش یافته، محاسبه رابطه آن بین ایستگاه های مختلف استان، نوع اقالیم موجود به شرح زیر مشخص شده است:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با توجه به توضیحات فوق و اهمیت نقش مدیران آموزشی در فراهم کردن زمینهی تحقق اهداف تربیت ویژگیهای مختلفی که مدیر آموزشی باید داشته باشد و نقشی که در تحقق مراتب حیات طیبه دارد با توجه به منابع مختلف علمی در این زمینه و همچنین سند تحول بنیادین آموزشوپرورش بیان و راهکارهای تحقق حیات طیبه در ارتباط با نقش مدیران آموزشی به شرح زیر مطرحشده است. ـ توجه به شایستگیها و دقت در انتخاب مدیران شایسته برای مدارس و مراکز آموزشی
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
ـ تقویت شایستگیهای اعتقادی، اخلاقی و حرفهای مدیران و تحکیم نقش الگویی آنان و فراهم آوردن سازوکارهای اجرایی برای مشارکت فعال و مؤثر ایشان در برنامههای تربیتی و فعالیتهای پرورشی مدارس و واگذاری مسئولیت کلان تربیتی مدرسه به مدیران مدارس ـ هماهنگی عوامل مختلف نظام تربیتی برای دستیابی به اهداف تربیت ـ مشارکت دادن مربیان، متر بیان و والدین در ارتقای کیفیت مدرسه ـ کاهش تمرکز و واگذاری امور و اختیارات به سطوح اجرایی مدیریت ـ توسعهی خلاقیت فردی و سازمانی و حاکمیت و توسعه ارزشهای اسلامی و ایرانی در بین کارکنان در راستای دستیابی به حیات طیبه ـ فراهم کردن زمینهی کسب رضایت متر بیان، مربیان و والدین ـ مسئولیتپذیری و پاسخگویی نسبت به وظایف و کارکردهای خود ـ ضابطه گرایی و تبیین دقیق وظایف ـ ارزیابی صلاحیت معلمان شامل شایستگیهای اخلاقی، اعتقادی، انقلابی، حرفهای و تخصصی و ارزشیابی متناسب با مبانی و اهداف سند تحول راهبردی فعالیتهای پرورشی نهاد معاونت پرورشی در نخستین ماههای پس از پیروزی انقلاب اسلامی باهدف گسترش ارزشهای اسلامی و انقلابی در نظام آموزشوپرورش ایران ایجادشده است. این نهاد همواره زیر نگاه نقادانهی موافقان و مخالفان قرار داشته است. موافقانی که تحقق امر «تربیت» را منوط به حضور مربی و فعالیتهای رسمی غیر کلاسی در کنار آموزشهای کلاس میدانند و مخالفانی که معتقدند «تربیت» از «تعلیم» جداییناپذیر است. ازاینرو به تشکیلاتی مستقل زیر عنوان امور تربیتی و فعالیتهای پرورشی نیازی نیست. به نظر میرسد ضمن صحت هر دو نظر فوق و اهمیت پرداختن به مباحث تربیتی بهوسیلهی همهی اعضای سیستم آموزشی و در جریان همهی فعالیتهای مدرسه اعم از آموزشی و پرورشی، مباحث تربیتی به دلیل اهمیت فوقالعادهای که دارند و تأثیری که فعالیتهای پرورشی مدارس در تربیت اخلاقی و دینی دانش آموزان دارد توجه به فعالیتهای پرورشی در مدارس بهطور مستقل و وجود نهادی با عنوان معاونت پرورشی در سازمان آموزشوپرورش با اهداف و برنامههای مشخص ضرورت دارد. لذا نقشی که فعالیتهای پرورشی در مدارس در فراهم کردن زمینه کسب آمادگی در متر بیان برای تحقق مراتب حیات طیبه دارد را نمیتوان نادیده گرفت و باید ویژگیهای مختلفی که فعالیتهای پرورشی و فوقبرنامه باید دارا باشند تا بتوانند آمادگی لازم برای تحقق حیات طیبه را در دانش آموزان و متر بیان فراهم کنند بیان کرد بدین ترتیب میتوان برخی از راهکارهای تحقق حیات طیبه در ارتباط با نقش فعالیتهای پرورشی را با توجه به منابع مختلف و راهکارهای ارائهشده در سند تحول بنیادین آموزشوپرورش به شرح ذیل برشمرد: ـ دقت در انتخاب مربیان پرورشی که خود اسوه و نمونه اخلاقی برای دانش آموزان باشند. ـ توسعه فرهنگ اقامه نماز و اهتمام به برپایی نماز جماعت در مدرسه و تقویت انس با قرآن در دانش آموزان ـ ایجاد سازوکارهای ترویج و نهادینهسازی فرهنگ ولایت مداری و تولی و تبری، امربهمعروف و نهی از منکر، روحیهی جهادی و انتظار و زمینهسازی استقرار دولت عدل مهدوی ـ تقویت آگاهی و بینش سیاسی و اجتماعی دانش آموزان از طریق برگزاری دورههای آموزشی بهمنظور افزایش بصیرت و توانایی تحلیل مسائل جامعه در جهت تحقق شأن سیاسی و اجتماعی حیات طیبه ـ بهکارگیری روشهای تربیتی و الگوسازی برای دانش آموزان بهمنظور درونی سازی و تعمیق و ترویج فرهنگ حیا و عفاف و حجاب در بین آنان ـ افزایش مسئولیتپذیری از طریق دادن نقشها و مسئولیتهای مختلف به دانش آموزان ـ رشد فرهنگی و اجتماعی دانش آموزان از طریق مشارکت در برنامهها و مسابقات فرهنگی ـ افزایش عزتنفس، خود کارآمدی، حل مسئله و مهارتهای اجتماعی ـ ترویج سبک زندگی اسلامی در میان دانش آموزان از طریق برگزاری دورههای مختلف اعتقادی و برنامههای فرهنگی. ـ فراهم کردن زمینهی رشد اعتقادی و اخلاقی دانش آموزان با بهرهگیری از ظرفیت حوزههای علمیه در مدارس. ـ ایجاد سازوکار برای تقویت انسجام اجتماعی و وحدت ملی و احیای هویت افتخارآمیز اسلامی ایرانی در دانش آموزان و معلمان با تأکید بر آموزش و اجرای سرود ملی و به اهتزاز درآوردن پرچم جمهوری اسلامی ایران در تمام مدارس. ـ تعمیق تقوای الهی و مهارت خویشتنداری، انتخاب گری درست و تعالیبخش مستمر دانش آموزان با بهره گرفتن از فرصت ایامالله، برگزاری مراسم آگاهیبخش و نشاطانگیز در اعیاد و وفیات، حضور فعال و مشارکت دانش آموزان در محافل، مجالس و اماکن مذهبی و تقویت انس با دعا و توسل. ـ تقویت ایمان، بصیرت دینی و باور به ارزشهای انقلاب اسلامی و توانمندسازی مربیان و دانش آموزان برای وفاداری و حمایت آگاهانه از این ارزشها و مواجهه هوشمندانه با توطئههای دشمنان با بهره گرفتن از ظرفیت برنامههای آموزشی و تربیتی آموزشوپرورش و مشارکت خانواده و سایر نهادها و دستگاهها بهویژه حوزههای علمیه و حضور فعال و سازمانیافته دانش آموزان و مدارس در برنامههای سیاسی و اجتماعی و انقلابی. ـ ارائه خدمات مشاورهای تربیتی در کلیه سطوح تحصیلی برای افزایش سلامت جسمی و روحی دانش آموزان. ـ بهرهگیری از تجهیزات و فناوریهای نوین آموزشی و تربیتی در راستای اهداف تربیتی. محیط یادگیری (مدرسهی صالح) یکی دیگر از عوامل مؤثر در هر نظام تعلیم و تربیت محیط یادگیری است که درواقع زمینهای برای برقراری ارتباط میان عناصر مختلف نظام تربیتی در جهت دستیابی به اهداف تربیت است. اصطلاحی که در مبانی نظری تحول بنیادین در تعلیم و تربیت ایران برای یک محیط یادگیری مناسب و ایده آل که در آن عناصر مختلف نظام در ارتباط مؤثر باهم زمینهی دستیابی به اهداف تربیت را فراهم میکنند بهکاررفته است، اصطلاح «مدرسهی صالح» است. مدرسهی صالح بهعنوان کانون عمل و جلوهی عینی نظام تربیت رسمی و عمومی باید دارای ویژگیهایی باشد تا بتواند زمینهساز تحقق حیات طیبه باشد درواقع مدرسهی صالح باید نمونهای از جامعهی صالح اسلامی باشد. در ذیل ویژگیهای مختلف یک مدرسهی صالح بهعنوان یک محیط یادگیری سالم و راهکارهای تحقق حیات طیبه در ارتباط با نقش محیط یادگیری در دستیابی به اهداف با توجه به سند تحول بنیادین آموزشوپرورش و منابع مختلف بیانشده است. ـ ایجاد فضایی تعاملی میان مربیان و متر بیان در محیط یادگیری ـ برخورداری محیط یادگیری از روح علمی و پژوهشی ـ برخورداری از روحیهی خلاقیت و نوآوری برای نیل بهمراتب حیات طیبه ـ مشارکت با سایر عوامل مؤثر در جریان تربیت برای تحقق اهداف در سطح جامعه و حضور نظاممند و اثربخش روحانیون توانمند و مبلغان مذهبی باتجربه در مدرسه ـ شناسایی ظرفیتهای بالقوه خانواده و جامعهی محلی در تدارک فرصتهای تربیتی ـ مدرسه و محیط یادگیری باید دارای فضایی منعطف، پویا، بالنده و هدفمند باشد که زمینه را برای کسب شایستگیهای لازم در متر بیان فراهم کند. نهاد خانواده یکی دیگر از نهادهای مؤثر در تربیت که نقش مهمی در مقایسه با سایر عوامل و عناصر نظام تربیتی دارد نهاد خانواده بهحساب میآید به این دلیل که اولین و طولانیترین ارتباط را میان دو نسل به وجود میآورد و در نیمهراه تربیت است که مدرسه، جامعه و همسالان نیز به جریان تربیت میپیوندند. از دیدگاه اسلام، خانه نخستین و مهمترین کانون برای تربیت فرزندان است و برای تربیت صحیح فرزندان در محیط خانواده توصیههای زیادی شده است. بنابراین با توجه به نقش کلیدی نهاد خانواده در میان عناصر مختلف نظام تعلیم و تربیت نباید جایگاه و نقش این نهاد را در دستیابی نظام تعلیم و تربیت به اهداف خود و فراهم کردن زمینهی دستیابی متر بیان به آمادگی برای تحقق حیات طیبه نادیده گرفت. در مبانی نظری تحول بنیادین در تعلیم و تربیت ایران نیز نهاد خانواده بهعنوان یکی از ارکان تربیت بیانشده است. نقشهای مختلفی که نهاد خانواده میتواند در تحقق مراتب حیات طیبه داشته باشد و راهکارهای تحقق حیات طیبه در ارتباط با نقش نهاد خانواده با توجه به سند تحول بنیادین آموزشوپرورش و منابع مختلف علمی به شرح زیر است: ـ تبیین ارزشهای اخلاقی برای فرزندان و ایجاد انگیزه در آنان برای پایبندی به ارزشها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
درباره «صبر جمیل»، مفسران تعبیرات مختلفی دارند، بعضی گفتهاند: صبر جمیل، صبری است که نه بی تابی در آن باشد و نه شکایت نزد مردم. بعضی گفتهاند: صبر جمیلآن است که برای خدا باشد. پیامبر اکرم (ص) نیز در برابر این سؤال که صبر جمیلچیست؟ فرمودند: «هو الذی لاشکوی معه، صبری است که شکایتی در آن نباشد. » (قرطبی، ۱۳۶۴، ج ۵: ۳۳۸).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در آیهای دیگر از قرآن کریم، ضمن اشاره به جمعی از پیامبران الهی که همگی در برابرمشکلات صبر و شکیبایی پیشه کردند و به خاطر صبرشان غرق در رحمت الهی گشته ودر زمره صالحان قرار گرفتند، حضرات اسماعیل و ادریس و ذوالکفل (ع) را از جمله صابران معرفی مینماید: «وَ إِسْماعیلَ وَ إِدْریسَ وَ ذَا الْکِفْلِ کُلٌّ مِنَ الصَّابِرین» (انبیا، ۲۱/ ۸۵). صبر اسماعیل روشن و آشکار است، زیرا او آماده شد که پدر او را به قربانگاه برد وکارد بر گلویش بگذارد و قربانی شود: «قَالَ یَأَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنی إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابرِِین» (صافات، ۳۷/ ۱۰۲)، و صبر خود را مقیّد به قید «إِنْ شاءَ اللَّهُ» کرد، تا نشان دهد که اتصافش به این صفت پسندیده از خودش نیست، بلکه از مواهبی است که خدا به او ارزانی داشته، و از منتهایی است که خدا بر من نهاده (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۱۷: ۱۵۲). در این هنگام بود که خداوند، بر آنها محبت کرد و گوسفندی به عنوان قربانی به جای اسماعیل برای آنها فرستاد: «إِنَّ هَاذَا لهَُوَ الْبَلَؤُاْ الْمُبِینُ* وَ فَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ (ص، ۳۷/ ۱۰۶-۱۰۷). ادریس جد پدری نوح است. نام او در تورات اخنوخ ضبط شده است. گویند: علت اینکه ادریس نامیده شده اینست که کتابها را زیاد میخوانده است. او اول کسی بود که خط نوشت و شغلش خیاطی و اول خیاط بود. گویند: خداوند نجوم و حساب و هیأت را به او آموخت و اینها معجزه او بودند (آلوسی، ۱۴۱۵، ج۸: ۴۲۳؛ طبرسی، ۱۳۷۲، ج۶: ۸۰۱-۸۰۲). در مورد صبر ادریس گفتهاند: نخستین کسی بود که در میان قوم خویش مبعوث شد تا آنها را به سوی خدا دعوت کند، اما با وجود مرارت زیادی که در این راه کشید، قومش دعوت او را اجابت نکردند (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۱۴: ۶۶-۷۳). ذو الکفل بعد از سلیمان بن داوود میزیست، و در میان مردم مانند داوود (ع) قضاوت میکرد، و جز برای خدای عز و جل خشم نکرد، و نام شریفش «عویدیا» بود (مجلسی، بی تا، ج۱۳: ۴۰۵). نامیدن «ذو الکفل»به این نام و قرار گرفتن در زمره صابران بزرگی که پیش از او بهنبوت رسیدهاند، به این علتبوده است که خداوند بهیکی از انبیاء که حکومتبنی اسرائیل را در دست داشت، وحی فرستاد که میخواهمقبض روحت کنم، باید حکومتخود را به دیگری واگذاری، هر کس که در برابر توتعهد کند، تا هر شب به عبادت خدا برخیزد، و همه روز روزه گیرد، و در میان مردمداوری کند، بی آن که خشمگین گردد. جوانی گفت: من متکفل همه اینها میشوم. این سخن را گفت و تا پایان عمرش به هرسه عهدش با تمام مشکلاتی که داشت وفا کرد و در مقابل آزار و اذیت قومش صبرکرد، خداوند او را به مقام نبوت مبعوثنموده و وی را ذو الکفل نامید (جزایری، ۱۳۸۱: ۴۶۶). خداوند در سوره بقره، نام شخص دیگری را به عنوان مصداقی از صابرین معرفی نموده است: «فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِیکُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنیِ وَ مَن لَّمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنیِ إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَهَ بِیَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلَّا قَلِیلًا مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لَا طَاقَهَ لَنَا الْیَوْمَ بِجَالُوتَ وَ جُنُودِهِ قَالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَقُواْ اللَّهِ کَم مِّن فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کَثِیرَهَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّبرِِینَ (بقره، ۲/ ۲۴۹). هنگامی که بنی اسرائیل بر اثر ظلم سلطانی به نام «جالوت»آواره و بیچاره شدند، دستبه دامن پیامبر خود زدند تا رئیس و فرماندهی برای جنگ با «جالوت»برایشانتعیین کند. او جوانی به نام «طالوت»را برای این کار برگزید (بقره، ۲/ ۲۴۶). هنگامی که طالوت، لشکر عظیمی از بنی اسرائیل را برای جنگ با «جالوت» بسیجکرد، با فراست و هوشیاری که خدا به او داده بود، دریافت که این لشکر انبوه، کاراییچندانی ندارد، زیرا افراد سست اراده و کم طاقتبسیاری در میان آنهاست که نه تنهاسبب تقویت آنها نخواهند شد، بلکه باعث تضعیف روحیه دیگران نیز میشوند، لذاتصمیم گرفت با آزمایشی آنها را تصفیه کند. پس از انجام این کار، گروهمحدودی بیشتر باقی نماند. آن گروه، از کمی نفرات خود نگران و ناراحتبودند ولی کسانی که علم بهملاقات خدا داشتندگفتند: چه بسیار گروههای کوچکی که بهفرمان خدا بر گروههای عظیمی پیروز شدند و خداوند با صابران است (بقره، ۲/ ۲۴۹). سپس، همین گروه، هنگامی که در برابر «جالوت»و سپاهیان او قرار گرفتند، گفتند: «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبرًْا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَ انصُرْنَا عَلی الْقَوْمِ الْکَفِرِین» (بقره، ۲/ ۲۵۰). و بدین گونه نشان دادند که گروه اندک، اما مصمم و شکیبا وثابت قدم، میتوانند بر لشکرهای عظیم پیروز گردد و سرانجام نیز چنین شد. این گروهاندک به فرماندهی «طالوت»، توانستند «جالوت»و سپاهیان عظیمش را درهم بشکنند و «جالوت»نیز توسط داود علیه السلام-که آن روز جوانی نیرومند در لشکر طالوت بود-کشته شد (بقره، ۲/ ۲۵۱). یکی از مصادیق بارز صبر، صبری است که مجاهدان در راه خدا در میادین نبرد حق علیه باطل از خود نشان داده و با صبر خود بر دشمن غلبه نموده اند: «کَم مِّن فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کَثِیرَهً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ» (بقره، ۲/ ۲۴۹). این آیه به خوبی نشان می دهد که آنچه در جهاد با دشمن اهمیت دارد، زیادی تعداد نفرات نیست، بلکه ایمان به یاری خدا و صبر در برابر مشکلات جهاد است که نتیجهی جنگ را تعیین می کند.
خداوند در قرآن فضائل اخلاقی بسیاری را برمی شمارد که کسب آنها برای بسیاری از انسانها دشوار و شاید ناممکن باشد اما شاید برخی از افراد بتوانند برخی از این فضایل را-آنهم نه در حد کمال آنها- کسب کنند اما قرآن برخی از این فضائل را فقط خاص یک گروه ازبندگان می داند که به جز همان بندگان خاص، (ابرار وصابران). کسی قادر به تحصیل و دست یابی به آنها نیست برخی از فضایل را که قرآن برای صابران بیان کرده عبارتند از:
-
- گذشت و اخلاق نیک:
«قَالُوا أَئِنَّکَ لأنْتَ یُوسُفُ قَالَ أَنَا یُوسُفُ وَهَذَا أَخِی قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا إِنَّهُ مَنْ یَتَّقِ وَیَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ * قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَکَ اللَّهُ عَلَیْنَا وَإِنْ کُنَّا لَخَاطِئِینَ* قَالَ لا تَثْرِیبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ یَغْفِرُ اللَّهُ لَکُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ (یوسف، ۱۲/ ۹۰-۹۲). در آیه ۹۰، یوسف به برادران خود می گوید که هرکس که صبور باشد و در راه خدا صبر پیشه سازد و اعمال نیکو انجام دهد، خداوند برای آن صبر وآن اعمال پاداش داده و هیچ عملی را تباه نمی کند، خداوند در این آیه ابتدا یوسف را جزء صابران معرفی می کند و در آیه ۹۲، به ارزش گذشت و اغماض از انتقام اشاره می کند و آن را از صفات صابران می داند. چنانکه یوسف در زمانی که عزیز مصر بود و توان و قدرت گرفتن انتقام را داشت از گناه برادران خود گذشت. تا نگرفتن انتقام را در زمان قوت و توانایی از اوصاف دیگر صابران معرفی کند (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۱۱: ۲۳۶-۲۳۷). بنا به گفته مولف مجمع البیان آیه ۹۰ این سوره به نوعی رابطه بین شکیبایی وتقوا را با پیروزی و سرافرازی بیان می کند. رابطه مرموزی میان دو اصل انسان ساز شکیبایی و تقوا از یک طرف و پیروزی از طرف دیگر وجود دارد که هر جا آن دو ارزش در کنار هم قرار بگیرند پیروزی حاصل می گردد. و داستان یوسف هم همین درس را می دهد که ای مردم همه به هوش باشید که اگر هر فرد، جامعه، و تمدنی ترس از خدا را داشته باشد وحقوق دیگران را رعایت کند و در برابر فراز ونشیب زندگی شکیبایی و پایداری پیشه کند سرانجام پیروز می گردد زیرا خداوند هرگز پاداش افراد شایسته را تباه نمی کند (طبرسی، ۱۳۷۲، ج۵: ۴۰۱). «وَ عِبَادُ الرَّحْمَانِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلی الْأَرْضِ هَوْنًا وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَهِلُونَ قَالُواْ سَلَامًا» (فرقان، ۲۵/ ۶۳). خداوند در این آیات صفات پسندیده مومنان را در مقابل صفات ناپسند کفار برمی شمارد. در این آیه دو صفت مهم برای مومنان ذکر می شود اول اینکه نسبت به خدای خود متواضع اند و دوم اینکه وقتی از جاهلان حرکات آزار دهنده و سخنان زشت میشنوند پاسخ سالمی به آنها می دهند و با سخنانی خالی از لهو و گناه به آنان پاسخ می دهند و جهل جاهلان را با جهل پاسخ نمی دهند (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۱۵: ۲۳۹).
-
- اجتناب از ناامیدی و تکبر:
«وَ لَئنِْ أَذَقْنَا الْانسَنَ مِنَّا رَحْمَهً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَیَُوسٌ کَفُور* وَ لَئنِْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّیَِّاتُ عَنیِ إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ* إِلَّا الَّذِینَ صَبرَُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئکَ لَهُم مَّغْفِرَهٌ وَ أَجْرٌ کَبِیر» (هود، ۱۱/ ۹-۱۱). در این آیه سرشت انسان را اینگونه معرفی می کند که: هنگامی که در سختی و مشکلات است ناامید می شود و ناسپاسی می کند، و هنگامی در خوشی و رفاه به سر میبرد، سرمست می شود و فخر میفروشد. اما صابران جزء این گروه افراد نیستند. رهایی انسان از این طبیعت مذموم، تنها برای کسانی امکان دارد که صابر باشند و صفت نیک و خویشتنداریشان اجازه ندهد تا در برابر مصائب، جزع و فزع نموده دچار نومیدی و کفر شوند، و وادار سازد تا هنگام زوال شداید و رسیدن نعمتها از خدای تعالی، ولی نعمتشان غافل نگشته، در مقام شکرگزاری برآیند، و او را ثنائی گویند که مایه خوشنودیش باشد، و نعمت او را در جایی مصرف کنند که او راضی باشد، و خلق خدای را از فرح و فخر خود آسوده بدارند (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۱۰: ۱۵۷-۱۵۸).
-
- مقاومت
«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی الْقِتَالِ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَهٌ یَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَفْقَهُونَ (انفال، ۸/ ۶۵). در این آیه ایمان و مقاومت و پایداری را دو عامل مهم برای غلبه و پیروزی مسلمانان بر کافران معرفی مینماید.
-
- یاد خدا
فرد صبور هنگام مصیبتها و مشکلات خداوند را به یاد می آورد: «وَ بَشِّرِ الصَّابرِِینَ* الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَهٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ* أُوْلَئکَ عَلَیهِْمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ رَحْمَهٌ وَ أُوْلَئکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ» (بقره، ۲/ ۱۵۵-۱۵۷)،
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱- صمغهای نباتی که مهمترین آنها عبارتند از کتیرا، آنغوزه، سقز صمغ بنه، وشاء و زدو. ۲- مانهای گیاهی: مان ترشحات شیرین مزهای است که در اثر عوامل طبیعی از قبیل فعالیت نوع بخصوصی از حشرات بر روی اندامهای جوان گیاه یا عکس العمل در برابر دمای محیط یا برخی از عوامل مکانیکی تشکیل میشود مانند گزنگبین، گز علفی، شیرخشت. ۳- گال درختان جنگلی: گال حالتی از تغییر شکل جوانهها، برگهای جوان یا میوه است که در اثر فعالیت برخی حشرات پدید میآید و محل تمرکز بعضی از ترکیبات میباشد. مهمترین انواع گالها عبارتند از گال درختان بلوط و بنه. ۴- میوه و دانههای درختان جنگلی و گیاهان مرتعی : مانند بنه، بادام، شاه بلوط، زرشک، زیره و گردو. ۵- گلهای گیاهان مرتعی: که بیشتر مصرف داروئی و صنعتی دارند مانند گاوزبان، نسترن، ختمی، بنفشه، بومادران و مریم گلی. ۶-اندامهای زیرزمینی: مانند انواع مختلف ریشهها، پیازها و ساقههای زیرزمینی. ۷-سایر فرآوردهها از قبیل سرشاخههای گیاهان جنگلی و مرتعی مانند کنار، مورد، آویشن، ریواس و همچنین قارچهای خوراکی، پوست میوه درختان جنگلی که هرکدام مصرف داروئی، خوراکی یا صنعتی دارند(موسوی، ۱۳۷۶). خانواده چتریان گیاهانی معطر هستند که تقریبا شامل ۳۷۰۰ گونه در ۴۳۴ جنس هستند. بیش از ۳۱۶ گونه از این خانواده در ایران شناخته شده است که ۲۵% بومی هستند. برخی از گونه های این خانواده بهدلیل اهمیت در مصارف پزشکی و دارویی در تجارت جهانی اهمیت زیادی دارند(نبوی و همکاران، ۲۰۱۱ ). گیاهان دارویی و اسانسدار خانواده چتریان بهدلیل انعطاف اکولوژیکی بسیار زیاد نسبت به اقلیمهای متنوع به عنوان یکی از ذخایر ژنتیکی مهم گیاهی محسوب میشوند(عربزاده و همکماران، ۱۳۹۲). آنغوزه گیاهی است بوته ای از خانواده چتریان (Umbelliferae) که معمولا در مناطق جنوبی ایران یافت می شود(نجف پور و همکاران،۱۳۸۱). خاستگاه آنغوزه استپهای ایران و قسمتهایی از افغانستان میباشد. در ایران فلات مرکزی و مناطق کویری تا سلسله جبال زاگرس در استانهای فارس، کرمان، خراسان، یزد، سمنان، هرمزگان، سیستان و بلوچستان، اصفهان، لرستان، کهکیلویه و بویر احمد و بوشهر به عنوان رویشگاه اصلی این گیاه ذکر شدهاند این گیاه در نواحی بایر، زمینهای ماسهای خشک و حاوی ترکیبات آهکی مناطق گرم در ارتفاع۲۴۰۰-۱۹۰ متر بالاتر از سطح دریا و در مناطقی با پستی و بلندی زیاد در شیب های۷۰-۱۵ درصد با میزان بارندگی در حدود ۳۵۰ – ۲۵۰ میلی متر میروید(زارع کاریزی و همکاران، ۱۳۸۹). از جنس Ferula بیش از ۱۳۳ گونه مختلف در آسیای مرکزی و نواحی مدیترانهای پراکنده است. بیش از ۳۰ گونه از ۱۵ جنس آن در فلور ایران یافت میشود(نبوی و همکاران، ۲۰۱۱). آنغوزه دارای خواص درمانی بسیار است و حتی در دامپزشکی نیز مورد استفاده قرار می گیرد. در طب سنتی، از نظر طبیعت خیلی گرم و نسبتاً خشک است و در درمان بیماریهایی چون تشنج، فلج، رعشه، سستی اعضاء بسیار مفید است. همچنین از شاخ و برگ خشک شده آنغوزه در زمستان برای تغذیه دام استفاده میشود(محمودی و همکاران، ۱۳۸۹).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
از نظر گیاهشناسی آنغوزه با نام علمی Ferula assa- foetida L. گیاهی علفی، کرکدار، چندساله و منوکارپیک (بدین معنی که در طول رویش فقط یک بار به گل میرود و سپس دوره رویشی آن خاتمه مییابد) ازخانواده چتریان (Apiaceae) میباشد. ریشه این گیاه راست، گوشتدار و نسبتاً ضخیم با کمی فیبر که شیرهای را در خود ساخته و ذخیره میکند که با عمل تیغ زدن مورد بهرهبرداری قرار میگیرد. در پنج سال اول منحصرا دارای تعدادی برگ واقع بر روی سطح زمین میباشد. تدریجا از بین برگهای آن که عموما ظاهری غبار آلود دارند، ساقهای راست، تقریبا استوانهای و گوشتدار خارج میشود که ارتفاعی متجاوز از ۱ تا ۲ متر پیدا نموده و در انتها به مجموعههایی از گلهای زرد رنگ و مجتمع به صورت گل آذین چتر مرکب ختم میشود. برگهای قاعده ساقه این گیاه عموما بزرگ ، گوشتدار، به طول متوسط ۵۰ تا ۶۰ سانتیمتر تقریبا عاری از دمبرگ و منقسم به قطعاتی با تقسیمات فرعی و دندانه دار یا لوبهای است. دارای ۲ نوع گل، یکی نر- ماده و دیگری شامل یکی از اجزای اصلی (پرچم یا مادگی) است و این حالت نیز بر اثر از بین رفتن پرچم یا مادگی در بعضی از گلهای نر- ماده، پیش میآید، باعث میگردد که گلهای اخیر به دو صورت نر یا ماده در آیند. میوه آن شیزوکارپ به رنگ قهوهای تیره یا قهوهای خرمایی، بیضوی نسبتا مسطح و دارای ۵ خط مشخص در هر مریکارپ با کناره تغییر شکل یافته به صورت بال است. طول ساقه به ارتفاع ۲۰۰-۱۰۰ سانتى متر، زرد فام، در طول شیار دار، برگهاى قاعدهاى تقریباً دو بار شانهاى با حاشیه بدون دندانه یا اندکى لبدار. برگهاى بخش پائینى ساقه ۴-۳ بار شانهاى کرکدار. گلبرگها به رنگ زرد و بدون کرک. میوهها تخم مرغى یا کشیده و بدون کرک هستند. و در بخش میانی تقریباً ۱۵ میلیمتر ضخامت دارد. گلهای آن زردرنگ و به صورت گل آذین چتر مرکباند. چتر درحالت میوهدهی ۲۵-۲۰ اشعه دارد که هرکدام تقریباً ۵ سانتیمتر طول و فاقد کرک میباشند(زرگری، ۱۳۷۵). از نظر ترکیبات شیمیایی ریشه گیاه آنغوزه F.assa foetida دارای مواد آزارزیتوتانول، فرولیک اسید، اسانس روغنی فرار، پینن، آزولن، موسیلاژ، باسورین و … میباشد و در صمغ آنغوزه مقدار زیادی تانن (حدود ۶۰ درصد ) و حدود ۲۰ درصد صمغ و ۵-۴ درصد اسانس وجود دارد در برخی گونهها در نمونههای آنغوزه اشکی مقدار اسانس تا ۱۵ درصد نیز میرسد. تقریبا تمام این صمغ آنغوزه دارای ترکیبات دی, تری و تتراسولفید, مشتقات کومارینی فئوتیدین۳, کامولونفرول۴, اپی سامارکاندین۵ , آمبلی پرنین و کانفرول۶ و … می باشد(امید بیگی و همکاران، ۱۳۸۳). آنغوزه که یکی از گیاهان واجد خاصیت ضدقارچی وسیع است، یک گیاه چند ساله است که در ایران می روید و گفته می شود که منشا این گیاه ایران می باشد. محمدی و همکاران(۱۳۸۸) نشان دادند که اسانس این گیاه می تواند بیماری های قارچی انسانی را کنترل نماید. ۱-۲- پرسش اصلی تحقیق (مسألۀ تحقیق): آیا تفاوت در محل رویشی گونه مرتعی-داروئی آنغوزه تاثیری در میزان و درصد ترکیبات و خاصیت آنتی اکسیدانی و ترکیبات فنلی دارد؟ ۱-۳- هدف: با توجه به روی آوردن اکثر جوامع به استفاده از گیاهان دارویی و فراوردههای آن، استفاده از گیاهان دارویی و استخراج متابولیتهای ثانویه و شناخت و کاربرد خواص آنتی اکسیدانی و ترکیبات فنلی، لذا به دلیل ارزش دارویی بسیار بالای گیاه آنغوزه و داشتن خاصیت فنلی و آنتیاکسیدان بالا دارای اهمیت بالایی میباشد که نتایج تحقیقات اینچنینی برای شرکتهای داروسازی و کارخانههای تولید کننده مواد بهداشتی و عطرسازی نیازی اساسی محسوب میشود. با توجه به مطالب فوق هدف از تحقیق حاضر، مقایسه ترکیبات فرابه، فنلی و آنتی اکسیدانی گیاه مرتعی- داروئی آنغوزه در مناطق مختلف استان فارس ضروری میباشد که جنبه جدید بودن پژوهش را اثبات میکند. با توجه به موارد مذکور در صورتیکه عناصر غذایی گیاه در مراحل مختلف مورد بررسی قرار گیرد و همچنین نیازهای رویشگاهی آن نظیر اقلیم، خاک و …در نظر گرفته شود، میتوان از این نتایج در مدیریت، بهرهبرداری صحیح از گیاه، حفظ و توسعه گیاه و همچنین پیشنهاد این گونه برای کشت در شرایط محیطی با بازده بیشتر اقدام نمود. ۱-۳-۱- هدف اصلی تحقیق: بررسی ترکیبات اسانس، ترکیبات فنلی و آنتی اکسیدانی آنغوزه در سه منطقه رویشی(استهبان، زرین دشت و نیریز) از شهرستانهای استان فارس با شرایط رویشی و اکولوژیک متفاوت. ۱-۳-۲- اهداف جزیی:
-
- -اندازه گیری درصد ترکیبات مختلف آنغوزه .
-
- – مقایسه درصد ترکیبات اسانس بین مناطق بهره برداری آنغوزه استان .
-
- – بررسی آنتی اکسیدان بین تودههای آنغوزه استان فارس.
-
– بررسی ارتباط بین ترکیبات فنلی و خاصیت آنتی اکسیدانی تودههای آنغوزه استان فارس.
-
- فرضیه:
– گیاه مرتعی-دارویی آنغوزه دارای ترکیبات شیمیایی با ارزشی است. – گیاه مرتعی-دارویی آنغوزه دارای خاصیت آنتی اکسیدانی بالایی است. – گیاه مرتعی-دارویی آنغوزه دارای ترکیبات فنلی بالایی است. – گیاه مرتعی-دارویی آنغوزه با داشتن خواص ضدمیکروبی یکی از گیاهان مهم در سلامت بهشمار میرود. – گیاه مرتعی-دارویی آنغوزه دارای پتانسیلهای بالقوه در زمینه صادرات غیر نفتی بهشمار میرود. ۱-۵- ویژگیهای گیاهشناسی تیره چتریان تیرهی ازگیاهان گلدار جداگلبرگ شامل ۱۵۰ جنس و در حدود ۳۰۰۰ گونه گیاه است که عمدتا در مناطق معتدله مخصوصاً در نیمکره شمالی میرویند. وجود گل آذین چتری و برگهای غالباً مرکب ازبریدگیهای باریک و نازک آنها از سایر گیاهان بخوبی متمایز میسازد. به علت وجود گل آذین چتری است که این تیره، تیره چتریان نیز نامیده میشود. گیاهان عموماً علفی یک یا چند ساله دارای ساقه غالبا راست یا خزنده و معمولا شیاردار میباشد. برگهای آنها متناوب ساده و یا دارای پهنک منقسم به بریدگیهای بسیار و معمولاً منتهی به دمبرگ غلافداری است که ساقه را در محل اتصال به آن فرا میگیرد . غالب گلهای نر – ماده دارند ولی در بین آنها گیاهان پلی گام، یک پایه یا دو پایه نیز یافت میشود(حیدری، ۱۳۹۰). در پایه اشعه گل آذین چتری آنها غالبا برگهها(براکته) بوضع فراهم مشاهده میشود که مجموعاً انولوکر(Involucre) نام دارد. درانواعی از این گیاهان نیز که گلآذین چترمرکب دارند هریک ازشعاعهای چتراصلی به جای آنکه به یک گل ختم شود به یک چتر کوچک منتهی میگردد. در پایه هریک ازچترهای کوچک اخیر نیز غالباً انولوکری مرکب از براکتههای کوچکتر بنام انولوسل (Involucelle) دیده میشود. گلهای آنها کوچک به رنگهای سفید یا زرد و مرکب از قطعات ۵ تائی است بطوریکه در هر گل آنها ۵ کاسبرگ، ۵ گلبرگ، ۵ پرچم و ۲ برچه مشاهده میگردد. ازاختصاصات دیگر گیاهان این تیره آن است که گلهای کناری گل آذین آنها ، غالبا گلبرگهای درشتتر از گیاهان دیگر دارند و این خود در جلب حشرات به سمت گل و مداخله آنها درانجام عمل آمیزش تاثیر فراوان دارد(حیدری، ۱۳۹۰). مادگی این گیاهان شامل دوبرجه است که به یکدیگر و به نهنج گل پیوستگی داشته مجموعاً تخمدانی ۲ خانه و مشخص به دو برجستگی غده مانند(stylopode) بوجود میآورند. قسمت آزاد برجستگیهای مذکور به ۲ خامه منتهی میشود. در داخل تخمدان آنها معمولا ۲ تخمک در هر خانه بوجود میآید ولی فقط یکی ازآنها به رشد خود ادامه میدهد، تخمکها دراین گیاهان عموما یک غشایی و دارای خورش کم است. میوه آنها دو فندقهای است ولی این دو فندقه قبلاً به هم اتصال داشته و بعدا درطی دوران نمو ازهم جدا میگردند و هر یک به صورت یک فندقه مستقل درمیآیند. درقسمت فوقانی میوه این گیاهان معمولاً اثر خامه دیده میشود. هریک از دو فندقه مذکور مریکارپ(mericarpe) نامیده میشود و بر روی پایهای به نام کلومل(Columelle) واقع میباشد. این پایه برخلاف آنچه که تصور میرود ادامه محور گل نیست بلکه از بافتهای مریکارپ نتیجه میگردد. هر مریکارپ دارای یک قسمت مسطح(محلی که این دو نیمه به یکدیگر اتصال داشتهاند) و یک قسمت محدب است. ناحیه محدب آنها دارای ۵ کناره یا لبه برجسته(cote) میباشد که یکی پشتی، ۲ تا جانبی و ۲تای دیگری کناری است. از هر لبه مذکور یک دسته آوندی بنحوی عبور میکند که آوندهای چوبی آن در داخل وآبکشها در خارج واقع است. درناحیه سطح هریک از مریکارپها نیز دو دسته آوندی به وضع طولی وجود دارد. در فاصله هر دو لبه برجسته یک فرو رفتگی بنام (vallecule) است که در آن مجاری کوتاه ترشحی به صورتی که ذکر میشود قراردارند(حیدری، ۱۳۹۰). میوه دو فندقهای گیاهان مختلف این تیره تدریجاً درطی دوران متحمل تغییراتی میشود که منجر به پیدایش لبههای کوچک ثانوی درشیارهای میوه میگردد. برجستگیهای اخیر نیز گاهی دارای تارها و یا زوائد قلاب مانند میشوند و پیدایش آنها در میوه بیشتر موجب تسهیل انتشار و پراکندگی میوه میگردد. میوه گیاهان این تیره به صور مختلف استوانهای، نیمه مسطح یا مسطح وگاهی پوشیده ازتارهای خشن ویا خار مانند است. هریک از این صفات نیز به نوبه خود در تشخیص این گیاهان کمک موثری می کند. دانه آنها دارای آلبومن فراوان و گاهی گوشتدار است. دستگاه ترشحی این گیاهان شامل مجاری شیزوژن(اسکیزوژن) است که درتمام اندامهای گیاه مانند دایره محیطیه ریشه اولیه مقابل دستهه ای چوبی، پارانشیم آبکشی، پوست و مغز ساقه، دمبرگ و رگبرگها و همچنین در میوه به صورت کیسهها یا مجاری کوتاه و دراز، پراکندگی دارد. در این مجاری موادی با بوی مطبوع و گاهی نامطبوع، شیری رنگ یا به رنگ مایل به زرد جریان دارد. در بین گیاهان تیره جعفری گونههای فراوان دارویی وجود دارد که اغلب آنها مورد شناسایی مردم بوده درطبابت مورد استفاده قرار میگیرند. بعضی ازآنها مانند جعفری، شوید، کرفس، رازیانه، گشنیز، زیره و …. ریشه یا برگ یا میوه قابل استفاده در تغذیه دارند در بین آنها انواع سمی و کشنده نیز یافت میشود. جنسهای مهم این تیره از نظر تعداد عبارتند از:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵-۵- توصیه های کاربردی در وضعیت موجود حقوق و دستمزد نیروی انسانی در سازمان ها و صنایع براساس وظایف شغلی و راندمان و بهره وری و در چارچوب ارزشیابی مشاغل و کارکنان می باشد و حقوق و دستمزد نیروی انسانی براساس نیازهای اولیه آنها مانند آب و غذای که درسازمان ها و صنایع استفاده می کنند نمی باشند و همچنین در وضعیت موجود کرایه حمل و نقل بار تابعی از سوخت مصرفی و قیمت سوخت می باشد ولی در وضعیت مطلوب شایسته است که کرایه حمل و نقل مانند حقوق و دستمزد نیروی انسانی تابع وظایف حاملان بار و شرایط بار باشد و چارچوبی مناسب مانند ارزشیابی مشاغل و کارکنان نیروی انسانی برای حمل و نقل طراحی و برآورد و تهیه شود و توصیه می کنم نام این چارچوب ارزشیابی بارو رانندگان و شرکت های حمل و نقل باشد ودر وضعیت مطلوب می توان کرایه حمل و نقل را تابعی از زمان تحویل بار و بیمه بار و ارزش بار و مالیات بار محاسبه نمود و این تابع باعث می شود که کرایه حمل و نقل رابطه مستقیم با افزایش قیمت سوخت نداشته باشد و همچنین تابع مورداشاره منجر به این میشود که تورم محصولات با کرایه حمل و نقل رابطه مستقیم نداشته باشد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۵-۶- محدودیتهای خارج از اختیار پژوهشگر پژوهش درباره کرایه کم است و خلاءهای زیادی در ارتباط با کرایه وجود دارد. با توجه به تعداد شرکت های حمل و نقل و تولیدی و خدماتی مورد نیاز به حمل و نقل و هزینه های بالا و زمان بالای تحقیق پژوهشگر از نمونه برداری خارج از کلان شهر اراک را نتوانست انجام دهد و این پژوهش به زمان زیادتری نیاز دارد. ۵-۷- محدودیتهای در اختیار پژوهشگر با توجه به این که پژوهش در موضوع کرایه حمل و نقل در شرکت های حمل و نقل از نمونه آماری اینجانب انجام نشده بود و مسولان و مدیران شرکتهای مورد سوال نیاز به تشریح و توضیحات زیادی داشتند. ۵-۸- پیشنهادهایی برای پژوهشهای بعدی صنعت حمل و نقل در جامعه ما مظلوم واقع شده است و درباره کرایه حمل و نقل پژوهش کم می باشد و خلاء های بسیار زیادی است. اینجانب پیشنهاد می دهم که پژوهشهای بعدی در ارتباط با کرایه تعادلی درباره حمل و نقل هوائی و دریائی و مسافر با محوریت مهندسی کار و روش ها و مدیریت زمان انجام شود. کرایه تعادلی بر مصرف سوخت و کرایه توافقی تحقیق شود. فصل ششم منابع منابع فارسی
۱٫
احمدی، علیرضا، ۱۳۸۷، ارزیابی کاروزمان – مهندسی کارو مدیریت زمان.
۲٫
امیدوار، مجید، مقاله مدیرت زمان، ۱۳۸۰٫
۳٫
منتظری، محمد، و ادواری، مجید، ۱۳۸۰، بررسی مولفه های ترافیکی سیستمهای حمل ونقل شهری وعوامل موثر برآن.
۴٫
بیمه های باربری شرکت سهامی بیمه دانا، ۱۳۸۶٫
۵٫
حافظی، ۱۳۸۹، دستورالعمل اجرای مالیات بر ارزش افزوده در صنعت حمل ونقل.
۶٫
روحانی، بیژن، ۱۳۹۱، معضل نوسانات کرایه حمل.
۷٫
رهنمایی رود پشتی، فریدون، ۱۳۸۷، حسابداری مدیریت.
۸٫
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بیات، آصف، سیاستهای خیابانی جنبش تهیدستان ایران، تهران، ترجمه: سیداسدالله نبویچاشمی، تهران شیرازه، ۱۳۷۹ بیل، جیمزآلن، سیاست در ایران، گروهها طبقات و نوسازی، ترجمه: علی مرشدزاده، تهران، اختران، چاپ اول ۱۳۸۷ پرخیده احمد و براتی محمد علی ، اقتصاد پنهان، تهران، مؤسسه تحقیقاتی تدبیر اقتصاد ، ۱۳۸۴ تاجیک، محمدرضا، سیاست خارجی و استراتژی چین در قبال خاورمیانه، مجموعه مقالات بررسی روابط ایران و چین، تهران مرکز بررسیهای استراتژیک ۱۳۸۲ تجدید حیات صنعتی جمهوری اسلامی ایران، بررسی تاریخی صنعت ایران تا سال ۱۹۹۲، ترجمه مسعود، هاشمیان، ماندانا فاضل، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی، ۱۳۸۴ جامعه مدنی و ایران امروز، جمعی از نویسندگان، تهران، نقش و نگار ۱۳۷۷ جایگاه واحدهای کوچک صنعتی در توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور، مجموعه مقالات سمینار نقش و جایگاه واحدهای کوچک صنعتی در توسعه اقتصادی ـ اجتماعی کشور، ۱۸و۱۹آبان ۱۳۷۲، تهران، وزارت صنایع، جلایی پور حمید رضا، تحلیلی جامعهشناسی از دوم خرداد، تهران، طرح نو، چاپ سوم، ۱۳۷۸ جلایی پور، حمیدرضا، دولت پنهان، تهران، طرح نو، ۱۳۷۹ جلایی پور، محمدرضا، پس دوم خرداد نگاهی به جنبش مدنی ایران ۱۳۷۶-۱۳۷۸،سازمان چاپ، ۱۳۷۸ چیلکوت ،رونالد، سیاستهای مقایسهای، ترجمه: علیرضا طیب، وحید بزرگی، تهران، رسا، چاپ اول، ۱۳۸۰ چیلکوت، درآمدی بر مسایل اقتصادی کشورهای جهان سوم نظریههای توسعه و توسعهنیافتگی، ترجمه: احمد ساعی، تهران علوم نوین، ۱۳۸۱ خسروی، حسن، آسیبشناسی نحوه اعتبارات بانکی، تهران، مؤسسه تحقیقاتی تدبیر اقتصاد، مرداد ۱۳۸۶ خطیب، محمدعلی، اقتصاد ایران، تهران، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران، ۱۳۷۴ خلیلی، محمود، اطلاعات و ارتباطات: بستر سازماندهی صنایع و عامل تأثیر گذار در توسعه ملی، خلاصه مقالات همایش کشاورزی و توسعه ملی، تهران، مؤسسه پژوهشهای برنامه ریزی و اقتصاد کشاورزی، ۱۳۸۲ دبلیوپای لوسین و بایندر لئونارد، بحرانها و توالیها در توسعه سیاسی، ترجمه: غلامرضا خواجهسروی، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، ۱۳۸۰ دهقانی فیروز آبادی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران، سمت، ۱۳۸۸ دی استمپل، جان، درون انقلاب ایران، ترجمه: منوچهر شجاعی، تهران، نشر رسا دیگار ژان پیر و هورکاد برنار و ریشار یان، ایران درقرن بیستم، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، البرز ، ۱۳۷۷ ذاکریان مهدی، سیاست خارجی خاتمی ازمنظر صاحبنظران، تهران، همشهری ، جلد اول، ۱۳۸۰ ربا و نزول در اقتصاد ایران، تهران، مؤسسه تحقیقاتی تدبیر اقتصاد، ۱۳۸۲ ربع قرن فراز و نشیب، بررسی تحولات اقتصادی کشور ۱۳۵۸- ۱۳۸۲، تهران وزارت اقتصاد و دارایی، معاونت امور اقتصادی، انتشارات بایگان، ۱۳۸۳ رحمانی موحد، مرتضی، ایران و آسیای مرکزی، طرح جامع پژوهشی سیاست خارجی ایران، نگاهی به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، ۱۳۸۵ رحیمزاده، فرزاد، بررسی نقش و اهمیت آلمان در روابط اقتصادی با ایران روابط، مؤسسه تحقیقاتی تدبیر اقتصاد، ۱۳۷۸ رزاقی، ابراهیم، آشنایی با اقتصاد ایران، تهران نشر نی، ۱۳۷۶ رزاقی، ابراهیم، گزیده اقتصاد ایران، چاپ اول، تهران، امیر کبیر، ۱۳۷۵ رزاقی، ابراهیم، نقدی بر خصوصیسازی در ایران، تهران، رسا،۱۳۷۶ رشیدی، علی، اقتصاد مردمسالار بستر رشد جامعه مدنی، تهران آوای نور، ۱۳۷۷ رفیعپور، فلامرز، توسعه و تضاد، چاپ پنجم، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۰ رفیعی، محمد حسین، توسعه ایران نقدی بر گذشته راهی به سوی آینده، تهران، صمدیه، ۱۳۸۰ رمضانی، روحالله، چارچوب تحلیلی برای بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ترجمه: علیرضا طیب، تهران، نشر نی، ۱۳۸۳
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
رنانی، محسن، بازار یا نابازار؟بررسی موانع نهادی کارایی نظام اقتصادی بازار در اقتصاد ایران، تهران، سازمان برنامه و بودجه ۱۳۷۶ رنجبر، مقصود، ملاحظات امنیتی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، ۱۳۷۸ روکس بروف، آیان، نظریههای توسعهنیافتگی، ترجمه:علی هاشمیگیلانی، تهران، نشرسفیر، زمستان ۱۳۶۹ ریس دانا، فریبرز، اقتصاد سیاسی توسعه، تهران، انتشارات قلم، ۱۳۷۷ سجادپور، سیدکاظم، سیاست خارجی آمریکا و مسله انرژی در مناطق شمال ایران، مجموعه مقالات دوازدهمین همایش بینالمللی آسیای مرکزی و قفقاز، به کوشش سیدرسول موسوی و قاسم ملکی، تهران دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، ۱۳۸۴ سجادپور، سیدکاظم، سیاست خارجی ایران، (چند گفتار در عرصه عملی و نظری) تهران، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، چاپ اول شماره ۶۲ سریع القلم، محمود، ایران و جهانی شدن چالشها و راه حل ها، تهران، مرکز تحقیقات استراتژیک، چاپ اول ۱۳۸۴ سریع القلم، محمود، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، بازبینی نظری پارادایم ائتلاف، تهران، مرکز تحقیقات استراتژیک،۱۳۷۹ سریع القلم، محمود، عقلانیت وآینده توسعهیافتگی ایران، تهران، مرکز پژوهشهای علمی و مطالعات استراتژیک، چاپ دوم، ۱۳۸۱ سفیری، مسعود، حقیقتها و مصلحتها، گفتگو با هاشمی رفسنجانی، تهران نشر نی، ۱۳۸۷ سوداگر، محمد، رشد روابط سرمایهداری در ایران، تهران، پازند، ۱۳۵۸ سوری داود، فقر و سیاستهای کلان اقتصادی ۱۳۶۷-۱۳۷۵، مجله برنامه و بودجه، تهران سازمان برنامه و بودجه، بهمن و اسفند ۱۳۷۷ سیفالهی، سیفالله، نظریههای اقتصاد جهانی و اقتصاد ایران، اقتصاد سیاسی ایران، مجموعه مقالات و نظرها، تهران المیزان، ۱۳۷۴ شریف، محمدرضا، درآمدی بر تحول فرهنگ سیاسی درایران، تهران، روزنه،۱۳۸۱ شیخزاده، حسین، نخبگان و توسعه ایران، تهران مرکز بازشناسی اسلام و ایران، ۱۳۸۵
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جهانی شدن پدیدهای است که می تواند تبعات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی زیادی داشته باشد.
-
- گسترش تقسیم کار بین المللی: جهانیشدن باعث توسعه بازارها در ماورای مرزهای ملی خواهد شد و ابعاد بازار برای صدور کالا را به میزان چشمگیری گسترش خواهد داد. به طور طبیعی رقابت در این نوع بازارها به مراتب مشکلتر از بازارهای داخلی خواهد بود. این پدیده منجربه تقسیم کار بین المللی می شود. به عبارت دیگر تولید در کشورهای مختلف بر پایه مزیت نسبی شکل خواهد گرفت.

-
- تخصصی شدن تولید: تخصصی شدن فعالیتهای تولیدی در کشورها، زمینه را برای رشد اقتصادی بیشتر فراهم خواهد کرد.
-
- تحرک بیشتر سرمایه: با جهانیشدن، سرمایه با آزادی بیشتری حرکت خواهد کرد. در نتیجه در صورت وجود زمینه های مستعد برای تولید، سرمایه در پی بهره گیری از استعدادها به آنجا خواهد رفت.
-
- انتقال تکنولوژی: جهانیشدن باعث انتقال تکنولوژی در ماورای مرزهای ملی خواهد شد. همچنین با ایجاد فضای رقابتی، تلاشها جهت خلق تکنولوژی جدید برای بالابردن قدرت رقابت پذیری افزایش خواهد یافت.
-
- جهانیشدن باعث گسترده شدن فعالیت شرکتهای چندملیتی خواهد شد.
-
- تعدیل ساختار: جهانیشدن موجب تعدیل ساختارها می شود و به ترتیبی که برخی برنده این فرایند خواهند شد و برخی بازنده میشوند. در این فرایند نیروی کار معمولاً برنده است و به تعبیر پرفسور «لسترتارو[۳۴]« در اقتصاد آینده کسانی که مهارتشان در سطح مهارت های جهان سوم باشد ولو در جهان اول زندگی کنند، فرد جهان سومی خواهند گرفت.
-
- کاهش نقش دولت: جهانی شدن منجربه کمرنگ شدن نقش دولتها در دخالت مستقیم در فعالیتهای اقتصادی میشود.
-
- تغییر در نابرابری توزیع درآمد: تجربه جهانیشدن طی سه دهه گذشته نشان میدهد که نابرابری توزیع درآمد در سطح جهان تغییر یافته است. یک دلیل آن است که آزادسازی تجارت در مورد کالاها و خدمات کشورهای توسعه یافته نسبت به مصنوعات و مواد اولیه صادراتی کشورهای درحال توسعه بیشتر بوده است. دلیل دیگر این جریان سرمایه بیشتر به سمت کشورهای پیشرفته و یا کشورهای تازه صنعتی شده حرکت کرده تا کشورهای در حال توسعه. چون در این کشورها بازدهی سرمایه به دلیل محدودیتها، علیرغم مزیتهایی که دارند، پایین میباشد. (بهکیش ۱۳۸۴، صص ۴۸-۴۷)
-
- افزایش رقابت: افزایش رقابت در سطح اقتصاد بینالملل یکی از مهمترین دستاوردهای جهانیشدن اقتصاد است. امروزه (و البته در آینده بیش از امروز) با کاهش هزینه های حمل و نقل، رشد حیرتانگیز تکنولوژی اطلاعات و گسترش روزافزون تجارت الکترونیکی و در حالت کلی به حداقل رسیدن نقش مرزهای جغرافیایی در فعالیتهای اقتصادی، بنگاههای اقتصادی کلیه بازرهای جهان را از بازار خود میدانند و بدان چشم دارند. با افزایش رقابت، آنچه حاصل خواهد شد، افزایش کارایی اقتصاد بینالملل خواهد بود، چرا که رقابت مهمترین عامل در افزایش کارایی یک سیستم است.
-
- وابستگی بیشتر اقتصاد کشورها: از دیگر دستاوردهای جهانیشدن، وابستگی بیش از بیش اقتصاد کشورهای جهان به هم است؛ به طوری که افزایش رقابت از یک سو و وابستگی بیشتر اقتصاد کشورها به هم از سوی دیگر، صحنه و شرایط دیدنی و جالبی را در «دهکده جهانی[۳۵]» به وجود آورده است. در این دهکده هرچه بر رقابت بنگاههای اقتصادی افزوده می شود. (از دیدگاه هرد اقتصادی)، به همان اندازه یا شاید بیش از آن بر وابستگی اقتصاد کشورها به هم (از دیدگاه کلان اقتصادی) افزوده می شود. (سیدنورانی ۱۳۷۹، ص ۱۶۰)
۲-۲-۱-۶- تجارت بینالملل: موتور اصلی جهانی شدن نظریه و روند جهانیشدن به سمت رویکردی است که میگوید ” اقتصاد باز بر اقتصاد بسته ترجیح دارد”. این باز بودن عمدتاً به تجارت و همچنین به تحرک عوامل و مالکیت خارجی اشاره دارد. توسعه و بسط گرایش فوق ناشی از این باور است که تخصیص مجدد منابع تولید در سطح بینالملل و رقابت بینامللی به کارایی و رشد اقتصادی بیشتر منتهی خواهد شد.[۳۶] اثر مثبت تجارت آزادتر و سرمایه گذاری مستقیم خارجی بر رشد اقتصادی بدون تردید یکی از مهمترین عوامل توضیح دهنده رابطه یکپارچگی فزاینده اقتصادی و رشد اقتصادی است. براساس نظریه مرکانتیلیستها در تجارت بینالملل که بیش از دو قرن حاکمیت داشته، اگر یک کشور در تجارت منتفع شود، حتماً کشور دیگر زیان خواهد دید. اهمیت نظریات اقتصادی کلاسیکها تبیین و ترویج این باور بود که تمام کشورهای درگیر تجارت بینالملل میتوانند در آن واحد از تجارت سود ببرند. براساس نظریه مزیت نسبی، اگر یک کشور کالایی را که در آن مزیت نسبی دارد، وارد کند وکالایی را که در آن مزیت مطلق بیشتری دارد را صادر کند هر دو کشور سود برده و رفاه مردم در هر دو کشور افزایش مییابد. این نظریه که توسط ریکاردو بیان شده، در پرتو اصلاحات و تفسیرهای تکمیلی اقتصاددانان بعدی غنا و قدرت توضیح دهندگی فزاینده ای پیدا کرده و اکنون نظریه پیشبرد تجارت بینالملل و جهانی شدن است. برخلاف نظریه مرکانسیستها، نظریه مزیت نسبی مشوق توسعه تجارت بینالملل بوده و بهبود رشد اقتصادی و به تبع آن، به طور مستقیم و غیرمستقیم، افزایش و گسترش مصرف انرژی را در پی دارد. همچنین، با توجه به حساسیتهای اجتماعی و اقتصادی در مورد استفاده بیرویه از انرژی در سالهای اخیر به دلیل آلودگی، افزایش دمای کره زمین ، وابستگی به کشورهای تولید کننده انرژی و محدود بودن منابع تجدید ناپذیر ، کشورها به دنبال راهکارهایی جهت بهینهسازی در تولید و مصرف انرژی بوده و ترجیح می دهند جهت کسب تولید ناخالص داخلی مشخص، انرژی کمتری مصرف نمایند و به عبارتی شدت انرژی خود را کاهش دهند. در بخش بعد به تعریف مفهوم شدت انرژی و عوامل تاثیرگذار بر آن اشاره خواهد شد. ۲-۲-۲- شدت انرژی در این قسمت در ابتدا تعاریفی از شدت انرژی بیان می شود. و در ادامه عوامل تاثیرگذار بر شدت انرژی در مطالعات مختلف بررسی می شود. ۲-۲-۲-۱- مفهوم شدت انرژی میزان مصرف انرژی به ازای هر واحد از تولید کالاها و خدمات را شدت مصرف انرژی و یا به طور خلاصه، شدت انرژی[۳۷]مینامند. واحدهای متفاوتی برای اندازه گیری شدت انرژی وجود دارد. شدت انرژی یکی از شاخص های مهم اقتصادی که نشانگر نحوه و شدت مصرف انرژی و به عبارت دیگر میزان انرژی بری در هر کشور را نشان میدهد، میباشد. براساس تعریف ارائه شده در ترازنامه انرژی سال ۱۳۸۴ شدت انرژی عبارت است از انرژی مورد نیاز برای تولید مقدار معینی از کالاها و خدمات. شدت انرژی برحسب عرضه انرژی اولیه و یا مصرف نهایی انرژی محاسبه میشود. این شاخص معمولاً در سطح کلان مورد استفاده قرار گرفته و درجه بهینگی استفاده از انرژی در یک کشور را نشان میدهد. تغییر در مصرف انرژی به سه اثر تولیدی، ساختاری و اثر شدت انرژی تجزیه میشود. اثر تولیدی به میزان مصرف انرژی در نتیجه افزایش تولید مربوط می شود به شرطی که سایر شرایط از قبیل تکنولوژی، میزان کارایی و الگوی مصرف ثابت باقی بماند. (عباسی و همکاران ۱۳۸۸) تحولات شدت انرژی می تواند ناشی از تغییر در کارایی مصرف انرژی یا تغییر ساختار اقتصاد باشد. چنانچه حجم تولید ناخالص داخلی ثابت باشد و کارایی مصرف انرژی بالا رود، آنگاه شدت انرژی کاهش مییابد. از سوی دیگر تغییر در ساختار اقتصاد وتولید می تواند باعث تغییر در شدت انرژی گردد. به طور خلاصه، شدت انرژی تحت تأثیر دو عامل اصلی یکی مصرف انرژی و دیگری میزان تولید واقع میشود. شدت انرژی در سطح یک صنعت و یا یک فرایند تولیدی خاص، بر حسب واحدهای فیزیکی محاسبه میشود. مقدار فیزیکی شدت انرژی، حاصل تقسیم میزان انرژی مصرف شده (مثلا بر حسب واحد ژول) به محصول تولید شده(مثلا به واحد لیتر و یا تن) است.استفاده از معیار شدت انرژی فیزیکی در سطوح کلان به دلیل عدم تجانس محصولات مختلف و جمع ناپذیری فیزیکی آن ها میسر نیست و الزاما باید از واحدهای پولی برای اندازه گیری محصول استفاده کرد.بنابراین، معیار شدت انرژی در این حالت، اقتصادی (و نه فیزیکی) خواهد بود، که همان نسبت انرژی صرف شده به ارزش محصولات تولید شده در کل (مثلا بر حسب دلار) است. شدت انرژی در یک اقتصاد ملی، انرژی مصرف شده برای تولید ناخالص داخلی را اندازه می گیرد. شدت انرژی یکی از مهمترین پارامترهای اقتصاد انرژی بوده، به عنوان یک تعریف جامع و عمومی می توان گفت: میزان مصرف انرژی به ازای هر واحد از تولید کالاها و خدمات را شدت مصرف انرژی و یا به طور خلاصه، شدت انرژی می نامند.( فاضلی و وثوقیفرد ۱۳۹۰) (۲-۱) = شدت انرژی عبارت (۲-۱)، نشان دهنده میزان انرژی مصرف شده جهت تولید ناخالص داخلی یک کشور می باشد. شدت انرژی، شاخص بسیار مهمی است که برای ارزیابی نحوه استفاده از انرژی به کار می رود. شدت انرژی نشان میدهد که برای تولید مقدار معینی از کالاها و خدمات، چه میزان انرژی به کار رفته است. به عبارت دیگر شدت انرژی مقدار انرژی است که برای تولید یک واحد تولید ناخالص داخلی (GDP)[38] به قیمت ثابت مصرف می شود. یکی از تغییرات مهم در دهههای اخیر، کاهش قابل توجه در شدت انرژی کشورهای توسعه یافته جهان میباشد. بین سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۷ ، شدت انرژی کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، [۳۹]OECD، به میزان ۴/۱۴ درصد و گروه هفت[۴۰] ۱۵ درصد و ایالات متحده ۸/۱۸درصد کاهش داشته است ( اطلاعات انرژی[۴۱]، ۲۰۰۹). با این وجود مصرف انرژی در کشورهای درحال توسعه در طی سه دهه گذشته بیش از چهار برابر شده و پیش بینی می شود این افزایش در آینده نیز ادامه داشته باشد. نگاهی به روند شدت انرژی در کشورهای در حال توسعه لزوم توجه هرچه بیشتر به این متغیر و بررسی عوامل موثر بر آن را یادآوری می کند. ۲-۲-۲-۲- عوامل تأثیرگذار بر شدت انرژی در مطالعات انجامگرفته عوامل تاثیرگذار مختلفی بر شدت انرژی بیان شده است. برخی عوامل تأثیرگذار بر روی شدت انرژی عبارتند از:
-
- سطح توسعه انسانی و یا سبک زندگی(این عامل منجر به افزایش شاخص شدت انرژی میگردد)
-
- پیشرفت تکنولوژی های افزایش دهنده کارآیی انرژی (این عامل منجر به کاهش شاخص شدت انرژی میگردد)
-
- عوامل آب و هوایی (استفاده از سیستمهای سرمایشی و گرمایشی)
-
- وسعت جغرافیایی )لزوم جابه جایی بیش تر و حمل و نقل بار(
-
- به کارگیری شبکه های اطلالاعاتی و مخابراتی و اینترنت (امکان برقراری ارتباط و کاهش جابه جایی)
-
- تغییرات در قیمت حاملهای انرژی
-
- عواملی نظیر بروز جنگ، تحریم و …( فاضلی و وثوقی فرد۱۳۹۰، ص۲۱-۱۷)
مددی و سجادی (۱۳۸۹) عوامل احتمالی تاثیرگذار بر شدت انرژی را تولید انرژی اولیه، آزادی اقتصادی، قیمت حامل های انرژی، مساحت، ذخایر انرژی، سرانه تولید داخلی و سرانه مصرف انرژی، میدانند. در این قسمت به توضیح برخی از مهمترین این متغیرها میپردازیم: ۱٫ تولید انرژی اولیه: رشد صنعتی و اقتصادی کشورها در سال های پس از جنگ جهانی دوم منجر به افزایش تقاضای انرژی شده است. جهت تامین منابع انرژی مورد نیاز جهان، تولید انرژی های اولیه نیز به طور تقریبی افزایش یافته است. این در حالیست که در سال های اخیر افزایش تولید و مصرف انرژی در جهان همراه با کاهش شدت انرژی بوده که نشان دهنده عملکرد بهتر مصرف کنندهها و کارایی بیشتر آنها در قبال انرژی دریافت شده میباشد. به عبارتی اگرچه مصرف انرژی در جهان در حال افزایش بوده است اما به دلیل ارزش افزوده بالاتر فعالیتهای صنعتی و اقتصادی در جهان، شدت انرژی کاهش پیدا کرده است. ۲٫ مساحت: تصور کلی بر اینست که وسیع بودن کشورها به دلیل افزایش نیاز به انرژی جهت حمل و نقل کالا و مسافر، می تواند بر شدت انرژی آنها تاثیر گذار باشد. ۳٫ سرانه تولید داخلی: اگرچه کشورهای توسعهیافته که دارای تولید سرانه بالایی هستند، به دلیل استفاده از فناوریهای نو میتوانند شدت انرژی خود را کنترل نمایند، اما کشورهایی که به ثروت های بادآورده دست مییابند علی رغم بالا بودن سرانه تولید داخلی، به دلیل ضعف در ساختارها و بعضاً به دلیل استفاده از صنایع انرژیبر شدت انرژی بالایی دارند . ۴٫ تغییرات ساختاری و شدت انرژی: معمولاً کشورهای توسعهیافته به مرور زمان، با سهم بالاتر بخش خدمات وسهم پایین تر بخش کشاورزی و صنعت روبرو میشوند. یعنی درصد ارزش افزوده بخش خدمات در کشورهای توسعهیافته مرتب افزایش یافته و از سهم بخشهای کشاورزی و صنعت در اقتصاد کاسته می شود. بخش خدمات نسبت به بخشهای کشاورزی و صنعت انرژی کمتری مصرف می کند، در نتیجه همراه با حرکت کشورها در مسیر توسعه، به دلیل تغییرات ساختاری ذکرشده، از شدت انرژی در اقتصاد کاسته می شود. ۵٫ ذخایر انرژی: داشتن ذخایر انرژی فراوان می تواند جوامع را به اسراف در استفاده از انرژی ترغیب نماید . کشورهایی که ذخایر انرژی بسیار زیاد دارند دارای شدت انرژی بالایی هستند که می تواند دلایل متفاوتی داشته باشد. از جمله این دلایل می توان به تمرکز صنایع انرژی بر در این کشورها و عدم توجه به بهینه سازی مصرف انرژی اشاره نمود. ۶٫ تاثیر آزادی اقتصادی بر شدت انرژی: تصور اولیه بر اینست که با افزایش آزادی اقتصادی در کشورها به دلیل مصرف بهینه انرژی، از شدت انرژی کاسته خواهد شد . مقایسه درجه آزادی اقتصادی و شدت انرژی در ایران در دو دهه اخیر نشان می دهد که همزمان با افزایش آزادی اقتصادی در ایران، شدت انرژی نیز افزایش پیدا کرده است که تئوریهای حامی آزادی اقتصادی را در این زمینه رد می کند. لازم بهذکر است که محققان دیگر در تحقیقات خود نشان دادهاند که در برخی از کشورها افزایش آزادی اقتصادی منجر به کاهش شدت انرژی در طول سالهای اخیر شده است.[۴۲]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
امروزه مدیریت به جای اجبار برای اطاعت زیردستان، به توانمندسازی آنها توجه می کند و به خود شکوفایی کارکنان در تعلق به سازمان و تعیین هویت با آن علاقه مند است. اولین گام در تحقق این امر، تغییر نحوه نگرش مدیران به اعضای سازمان است. نوع نگرش Y در نظریه «مک گریگور» به مثابه مبنای نظری مناسبی برای توانمند سازی، به ارجحیت دادن سبک مدیریت اجتماعی و دموکراتیک، به جای سبک دیکتاتوری و اقتداری منجر می شود (فرهنگی و اسکندری، ۲۰۰۳: ۹۹-۱۲۲). مدل رهبری خدمتگزار نیز مفروضاتی مشابه با نظریه مک گریگور دارد. برای مثال این جمله گرین لیف که سازمان های بزرگ آن طور که باید و شاید به ما خدمت نمی کنند، در واقع بیانگراین فرضیه مک گریگور است که بیشتر سازمان ها نمی توانند از همه ظرفیت های بالقوه کارکنان خود بهره ببرند. گرین لیف با مک گریگور در این زمینه نیز هم عقیده است که سرزنش زیردستان به دلیل اشتباهاتشان، کاری غلط و اشتباه است (فوستر، ۲۰۰۰). بوچن (۱۹۹۸)، گرین لیف را پدر جنبش توانمندسازی نام نهاده است و بر آن است که توانمند سازی یکی از مهمترین خصوصیات و ویژگی های رهبری خدمتگزار است و در واقع، توانمند سازی در قلب رهبری خدمتگزار قرار دارد و به احساس عدالت و برابری می انجامد. در این امتداد می توان گفت که رهبران خدمتگزار بوسیله آموزش به پیروان خود، آنها را توانمند می سازند و رضایت رهبر خدمتگزار، از رشد و پیشرفت سایرین سرچشمه می گیرد (بنت، ۲۰۰۱: ۴۰-۶۲). رهبر خدمتگزار، پیروان خود را توانمند می نمایند تا بتوانند مسیر آینده خود را پیدا کنند و آنها نیز در عوض، به دیگران کمک می کنند که بهترین مسیرها را پیدا کنند. توانمند سازی، اعتماد، خدمت رسانی، صداقت، راستگویی و قدردانی از دیگران که از جمله متغییرهای مورد تاکید رهبری خدمتگزار به شمار می آیند، به شکل دهی فرهنگ سازمان نیز کمک می کنند. توانمند سازی میوه و ثمره مدل سازی و چشم انداز رهبر به شمار می رود (پترسون، ۲۰۰۳).
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۱-۶٫ مدلهای رهبری خدمتگزار اگر رهبری خدمتگزار را متفاوت از دیگر اشکال رهبری بدانیم، باید قادر باشیم تا مشخصات و ویژگیها و رفتارهایی مجزا از سایر انواع رهبری را در چنین رهبرانی مشاهده کنیم. متاسفانه ادبیات مرتبط با بحث رهبری خدمتگزار نسبتاً نامشخص، مبهم و اغلب بهصورت داستان و حکایت هستند. بههرحال به رغم محدودیتهایی که وجود دارد بررسی ادبیات رهبری خدمتگزار در منابع مختلف، اعم از مجلات، کتب و تحقیقات نشان میدهد که سازگاری کافی در آنها وجود دارد تا بتوان ویژگی یا صفات را برای چنین رهبرانی استخراج کرد که متناسب با موضوع مقاله، مهمترین مدلهایی که وجود دارند، ارائه و بررسی خواهند شد. الف- مدل اسپیرز[۶۸] اسپیرز (۱۹۹۸) از مدیران ارشد مرکز گرینلیف از نوشته های گرینلیف، ده ویژگی رهبری خدمتگزار را استخراج کرده است که عبارتند از:
-
- گوش دادن؛ ۲٫ همدلی؛ ۳٫ بهبودبخشی؛ ۴٫ آگاهی؛ ۵٫ تشویق و ترغیب؛ ۶٫ مفهومسازی؛ ۷٫ آیندهنگری و دوراندیشی؛ ۸٫ خادمیت؛ ۹٫ تعهد به رشد افراد؛ ۱۰٫ ایجاد گروه.
با این وجود، اسپیرز (۱۹۹۸: ۶) بیان کرده است هر چند که این ده مشخصه جزء ویژگیهای رهبری خدمتگزار میباشند، اما به این معنی نیست که همه ویژگیها همین ده مورد باشد. ب- مدل پیج و ونگ[۶۹] پیج و ونگ (۲۰۰۰) چارچوبی را برای اندازه گیری رهبری خدمتگزار ارائه کردهاند. مدل آنها شامل توجه به چهار حوزه رهبری است که خروجی آنها اثر مثبتی بر جامعه و فرهنگ دارد: شخصیت: شخصیت رهبر و کاراکترهایی از شخصیت وی مورد توجه قرار میگیرد شامل شجاعت خدمتگزاری، روحیه خدمترسانی به دیگران، کمالجویی و تعهد میباشد. روابط: انواع روابط، پیوندها و ارتباطاتی که رهبر با دیگران برقرار میکند، موردتوجه قرار میگیرد. وظیفه: رهبر برای اعمال رهبری باید وظایفی را انجام دهد که شامل خلق بینش و تصمیمگیری میشود. فرایند: در این حوزه بهبود فرایندهای سازمانی موردتوجه قرار میگیرد که شامل تیمسازی و مدلسازی میشود. آنها از بررسی گسترده ادبیات رهبری خدمتگزار حدود ۲۰۰ معیار شناسایی کردند و پس از حذف و ادغام به ۹۹ معیار نهایی دست یافتند و آنها را در دوازده طبقه اصلی قرار دادند که عبارتند از: کمالجویی، فروتنی، خدمترسانی، توجه به دیگران، توانمندسازی کارکنان، توسعه کارکنان، بینشمداری، هدفگذاری، هدایت، مدلسازی، تیمسازی و تصمیمگیری مشارکتی. دنیس و وینستون (۲۰۰۳: ۴۵۵-۴۵۹) کار نیمه تمام پیج و ونگ را با تجربه و تحلیل عاملی تکمیل کردند که عوامل از ۹۹ معیار به ۲۲ معیار و از ۱۲طبقه به ۳ طبقه (بینشمداری، توانمندسازی و خدمترسانی) تقلیل یافت.
پ- مدل پترسون و وینستون[۷۰] مدل پترسون (۲۰۰۳) از هفت متغیر اصلی و مدل وینستون (۲۰۰۳) نیز از شش متغیر اصلی تشکیل شده است. وینستون (۲۰۰۴) دو مدل را در مدل واحدی ارائه کرد که در شکل زیر دو مدل و ارتباط آنها نشان داده شده است. در مدل زیر رهبر خدمتگزار میتواند با خدمترسانی خود به پیروان خدمتگزار برسد.
شکل ۲-۱٫ مدل پترسون و وینستون ت- مدل راسل و استون[۷۱] راسل و استون (۲۰۰۲: ۱۴۵-۱۵۷) با بررسی گسترده ادبیات موجود در رهبری خدمتگزار حداقل بیست ویژگی قابل تشخیص و مجزا را در رهبران خدمتگزار شناسایی کردهاند. این بیست ویژگی با مشخصه های فهرست شده در مرکز گرینلیف نیز شباهتهای زیادی دارند. از جمله شنود موثر، متقاعدسازی و خادمیت در میان بیست ویژگی دیده میشود. در حالی که برخی از ویژگیها نظیر آیندهنگری و دوراندیشی تحت عنوان بینش قرار گرفتهاند. آنها نه ویژگی شناسایی شده را با عنوان ویژگیهای عملیاتی طبقهبندی کردهاند. طبقهبندی به ویژگیهای وظیفهای از نتایج موجود در ادبیات رهبری ناشی شده است که مکررا تکرار شده است. ویژگیهای وظیفهای، مشخصهها و کیفیتهای عملیاتی قابل تشخیص هستند که به رهبران تعلق دارند و در رفتارهای رهبر در محیط کار مشاهده میشوند. ویژگیهای وظیفهای ویژگیهای کارآمد بودن رهبری خدمتگزار میباشند. آنها ویژگیهای قابل تشخیصی هستند که اجرای مسئولیتهای رهبری را امکان پذیر میکنند. هر ویژگی وظیفهای از دیگر ویژگیهای مجزا است. البته آنها با یکدیگر مرتبطند و در برخی از موارد به صورت متقابل بر یکدیگر اثر میگذارند. جدول ۲-۱٫ ویژگیهای عملیاتی مدل راسل و استون
ویژگیهای عملیاتی
توضیح
ایجاد چشمانداز
یکی از ویژگیهای اصلی رهبر خدمتگزار ایجاد یک چشمانداز الهامبخش و استراتژیک برای سازمان است. بینش، اعضای سازمان را با یکدیگر متحد و یکپارچه میکند و الهامبخش بزرگی و عظمت به آنان است.
درستکاری و کمالجویی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳۴
۲
Min 5 / ˚۷۲
–
–
۱
۳
۳-۳-۵- الکتروفورز محصولات PCR یکی از ساده ترین روش های تأیید محصولات PCR، الکتروفورز می باشد. “الکتروفورز” (Electrophoresis) به حرکات ذرات، در یک محیط مایع یا نیمه جامد، تحت میدان الکتریکی گویند. به سبب این که ماکرو مولکول های زیستی مانند DNA و پروتئین ها، باردار هستند میتوان با قرار دادن آن ها در یک میدان الکتریکی، آن ها را بر اساس خواص فیزیکی مانند شکل فضایی، وزن مولکولی و بار الکتریکی، تفکیک کرد. برای این منظور از روشی به نام الکتروفورز استفاده میشود ]۲۱[.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
مطالعه الکتروفورز DNA در سال ۱۹۶۴، زمانی که ۳ گروه از محققان حرکت در محلول آزاد را با بهره گرفتن از روش های محدود و مرزی اندازه گیری کردند، آغاز شد. آن ها دریافتند که حرکت برای مولکول های DNA بزرگتر از ۴۰۰ جفت باز، مستقل از اندازه بود. در حدود همان زمان، با الهام گرفتن از روش جدایی پروتئین ها در ماتریکس ژل مصنوعی، محققان دیگر، شروع به استفاده از ماتریکس های مشابه برای جداسازی مولکول هایDNA و RNA براساس جرم مولکولی نمودند. ماتریکس جدایی شامل: پلی آکریل آمید، آگاروز، آگار و ترکیب ژل های آگاروز- آکریل آمید می باشد ]۴۵[. در الکتروفورز ژل، از یک محیط نیمه جامد به عنوان فاز ثابت استفاده میشود. این نوع الکتروفورز برحسب نوع ژل به کار گرفته شده به دو نوع الکتروفورز ژل پلی آکریل آمید (PAGE) و الکتروفورز ژل آگاروز تقسیم میشود. مولکول هایDNA در یک میدان الکتریکی از سمت کاتد (منفی) به سمت آند (مثبت) حرکت می نمایند. قطعات بزرگتر، کندتر و قطعات کوچکتر، به سرعت حرکت می کنند. بنابراین در این ژلها، مولکولهای کوچکتر در مقایسه با مولکولهای بزرگتر سریعتر حرکت کرده و مسافت بیشتری را طی میکنند ]۳ و ۲۱[. ۳-۳-۵-۱- ژل آگاروز ژل آگاروز، یک پلیمر متناوبی از ترکیبات “β-D گالاکتوز” و “انیدرو α- L گالاکتوز” می باشد. مولکول های آگاروز در حالت محلول، یک ساختار سیم پیچ تصادفی را در دماهای بالا ایجاد می کنند. پس از سرد شدن محلول، زنجیره های آگاروز دسته های فیبری مارپیچی را تشکیل می دهند که توسط پیوند های هیدروژنی به یکدیگر متصل شده اند ]۴۵[. برای تفکیک اسیدهای نوکلئیک در صورت امکان از ژل آگاروز استفاده میشود. زیرا علاوه بر این که غیر سمی می باشد، تهیه ژل مزبور به مراتب سریع تر و آسان تر از ژل پلی آکریل آمید بوده و هزینه کمتری را در بر میگیرد و همچنین برای جداسازی قطعات بزرگDNA مناسب می باشد. درصد آگاروزی که استفاده می شود، وابسته به سایز قطعهDNA می باشد. غلظت آگاروز، به عنوان درصد آگاروز به حجم بافر (w/v)در نظر گرفته می شود و به طور معمول از ۲/۰% تا ۳% مورد استفاده قرار می گیرد. در جدول ۳-۵ غلظت ژل آگاروز با توجه به اندازه قطعاتDNA مورد استفاده نشان داده شده است ]۳۷[. جدول ۳-۴- نسبت غلظت آگاروز به سایز قطعاتDNA ۳-۳-۵-۲- بافر الکتروفورز بافرهای مختلفی برای الکتروفورز آگاروز استفاده می شود. دو نوع از متداول ترین بافرهایی که برای اسیدهای نوکلئیک به کار برده می شوند، TAE (Tris Acetate EDTA) و TBE (Tris Borate EDTA) می باشند. قطعات مختلفDNA ، با سرعت های متفاوتی در این دو نوع بافر، به علت تفاوت در قدرت یونی شان حرکت می کنند. بافرها نه تنها ایجادکننده ی pH ایده آل هستند، بلکه یون های لازم برای رسانایی و هدایت را فراهم می نمایند ]۲۰ و ۳۷[. به طور کلی، بافرها برای برقراری جریان الکتریکی کاربرد دارند. بنابراین بافر ایده آل باید رسانایی خوبی داشته باشد، حرارت کمتری تولید کند و همچنین دارای نیمه عمر بالایی باشد. بافر TAE ، شفافیت و وضوح خوبی برای DNAهای بزرگی که نیازمند زمان بیشتر و ولتاژ پایین تر هستند را فراهم می نماید ]۳۷[. در این طرح، از بافر TAE برای مخلوط کردن و به غلظت رساندن پودر آگاروز و نیز در تانک الکتروفورز استفاده گردید. ۳-۳-۵-۳- شناسگر وزن مولکولی DNA برای ارزیابی سریع و درستی از حرکت DNA در میان ژل از شناسگرهای سایز DNA استفاده می شود. یک روش سریع و مناسب برای ارزیابی اندازه DNA، مقایسه موقعیت باندها با رشته های DNA است، که مخلوطی از قطعات DNA با سایزهای مختلف و تعریف شده می باشند، این رشته ها را نردبان یا Ladder می نامند، که همزمان با محصولات DNA در چاهک اول بارگذاری می شود. اندازه ی باندهای این نوع شناسگرها قبلا مشخص شده است. اگرچه، تخمین سایز DNAبه وسیله مقایسه با این Ladderها می تواند با حداقل خطای ۵% صورت بگیرد، اما برای بسیاری از اهداف رضایت بخش بوده است ]۲۱[. در این مطالعه، یک نوع شناسگر، به نام Gen Ruler TM DNA Ladder,100 bp or 1kbp شرکت “بیوتک پیشگام مورد استفاده قرار گرفته است (شکل ۳-۴). شکل۳-۴- شناسگر وزن مولکولی DNA ۳-۳-۵-۴- طرز ساخت ژل آگاروز و بافر TAE در این پژوهش، ابتدا بافر۱X TAE آماده می گردد. برای این کار از ۵۰X TAE استفاده نموده، و ml1 از آن با ml49 آب دوبار تقطیر، مخلوط می گردد تا محلول یکنواختی ایجاد شود. با افزایش رقت بافر ۵۰X TAE، بافر۱X TAE می توان تهیه نمود. سپس ژل آگاروز را تهیه نموده، به طوری که پودر آگاروز را با ترازو اندازه گیری کرده و مقدار مناسبی از آن را با توجه به تعداد نمونه ای که قصد بارگذاری داریم با بافر TAE مخلوط نموده و مخلوط را در ۳ دور متوالی با زمان ۳۰ ثانیه داخل مایکروویو گرم کرده به طوری که بین هر ۳۰ ثانیه ارلن حاوی مخلوط خارج و تکان داده می شود تا مخلوط یکنواخت شود. پس از گرم کردن، محلول را روی شیکر قرارداده تا همزمان با حل شدن کامل و یکنواخت، محلول تا حدودی سرد شود. اندکی پس از خنک شدن، محلول را داخل تانک یا سینی الکتروفورز ریخته و شانه (Comb) مخصوص تانک را داخل آن قرار و مدت ۳۰ دقیقه زمان داده تا ژل به صورت نیمه جامد درآید. پس از سفت شدن ژل ، Comb به آرامی برداشته و چاهک های ایجاد شده در ژل مشاهده می شود. سپس بافر TAE را روی ژل و داخل تانک ریخته تا سطح ژل را کاملا بپوشاند، با این کار از ته نشین شدن و فرو رفتن نمونه ها در چاهک ها جلوگیری می گردد. در این مرحله تانک الکتروفورز آگاروز آماده بارگذاری محصولات DNA می باشد. در این تحقیق از ژل آگاروز ۵/۱ % استفاده شده است. ۳-۳-۵-۵- بارگذاری محصولات PCR پس از آماده سازی کامل تانک و ژل ، در خانه اول از سمت چپ، µl 5 از سایز مارکرDNA یا نردبان را ریخته و در خانه دوم نیز µl 5 نمونه کنترل منفی که حاوی پرایمرهای REVERSE ،FORWARD ، آب ۲ بار تقطیر و Master Mix، می باشد قرار داده می شود. سپس µl5 از محصولات PCR به آرامی با سمپلر داخل چاهک ها قرار داده و درپوش تانک گذاشته و به منبع تغذیه متصل می شود. ولتاژ لازم برای تانک ۱۲۳ ولت می باشد. در این حالت بهترین جریان ایجاد شده حدود ۵۵ میلی آمپر است. برای ایجاد باندهای DNA و حرکت آن ها به سمت آند ۳۰ دقیقه زمان نیاز است. پس از سپری شدن زمان مورد نظر، باندها به رنگ قرمز مشاهده می شوند. این رنگ به دلیل رنگی است که در مستر میکس موجود می باشد. DNA Ladderها ، نیز به رنگ آبی طراحی و مشاهده می گردد. ۳-۳-۶- رنگ آمیزی و مشاهده باندهای DNA مکان DNA، درون ژل آگاروز را به طور مستقیم می توان از طریق رنگ آمیزی با Gel red و مشاهده آن زیر نور فرا بنفش (UV)، تعیین نمود. ژل بلافاصله پس از رنگ آمیزی با یک لامپ ماوراء بنفش، معمولا با قرار دادن آن در دستگاه UV Trans luminator، مشاهده می گردد و برای ثبت تصاویر آن، می توان از ژل عکس تهیه نمود. تصاویر معمولا به صورت سیاه و سفید می باشند ]۳۷[. قراردادن اسیدهای نوکلئیک در معرض نور UV باید به سرعت انجام گیرد و اطلاعات مربوطه ثبت شود، زیرا اسیدهای نوکلیئک با قرار گرفتن طولانی مدت در نور تخریب شده و وضوح باندها ازبین خواهد رفت ]۳۷[. در این طرح، پس از حرکت و ایجاد باند DNA ، ژل را از تانک الکتروفورز خارج کرده و به اتاق Gel Doc منتقل می گردد و درون ظرف رنگ آمیزی DNA STAIN قرار و مدت زمان ۳۰ دقیقه زمان داده می شود. رنگ مذکور و مورد استفاده در این طرح ، سمی نبوده و پس از رنگ آمیزی نیاز به شستشوی ژل نمی باشد. پس از ۳۰ دقیقه ژل داخل دستگاه UV Trans luminator قرار داده و تصاویر باندها مشاهده می شود و برای ثبت آن، تصاویر سیاه و سفید گرفته و چاپ می گردد. ۳-۳-۷- تعیین توالی محصولات PCR (Sequencing ) روش تعیین توالی اولیه ای که برای ژنوم انسان و بسیاری از ژنوم های دیگر به کار برده شد، روش Sanger یا خاتمه زنجیره است که برای اولین بار در اواسط دهه ۱۹۷۰ توسط Fred Sanger ارائه گردید. این شیوه براساس مهار تصادفی طویل شدن زنجیره استوار است که بدین طریق رشته های DNA جدید سنتز شده با طول های گوناگون ایجاد می شوند که بر حسب اندازه قابل تفکیک است. در روش پیشرفته ی امروزی، تعیین توالی به صورت خودکار توسط دستگاه انجام می گیرد. دستگاه های تعیین توالی خودکار DNA که در آن، DNA با بهره گرفتن از فلوئورسانس، نشان دار می شود، در اوائل دهه ۱۹۹۰ ارائه گردیدند. در این روش، از ۴ رنگ فلوئورسان متفاوت در چهار نوع واکنش مختص به باز، استفاده می شود. با انتخاب رنگ فلوئورسنت دارای طول موج نشری متفاوت، می توان هر چهار واکنش را داخل یک چاهک واحد بر روی ژل بارگذاری نمود. در طی پروسه الکتروفورز، قطعات DNA از کنار یک منبع تحریک، نظیر لیزر عبور نموده و همزمان با عبور DNA از یک نقطه ثابت در ژل، یک مانیتور سیگنال فلوئورسانس را آشکارسازی و ثبت می کند. بدین طریق یک خروجی به فرم پروفایل شدت برای هریک از فلوئوروفورهای دارای رنگ متفاوت به دست آمده و به طور همزمان اطلاعات نیز به صورت الکترونیکی ذخیره می شود ]۱[. واکنش تعیین توالی نتایج PCR این پژوهش از طریق شرکت “دانا ژن پژوه” به کشور کانادا ارسال و تعیین توالی گردید. فصل چهارم: نتایج ۴-۱- بررسی نمونه ها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به دلیل اینکه تحقیق حاضر اکتشافی است، و در صدد کشف شاخصها از منابع دینی میباشد، فاقد فرضیه مشخّصی است؛ ولی اجمالاً معتقدیم که کرامتِ انسان از مفاهیمی است که در الگوی پیشرفت اسلامی، دارای شاخصهای روشنی در ساحت باور و نگرش و رفتار و ساختار میباشد، از این رو به بررسی این شاخصها در سه ساحت فوق میپردازیم.
۱۰. ساماندهی تحقیق
باتوجه به پرسشهای فرعی تحقیق، در این پایاننامه چهار فصل داریم: فصل اول به بررسی مفاهیم اصلی و کلیات تحقیق میپردازیم. در فصل دوم شاخصهای کرامت انسانی در ساحت باور و نگرش را مورد بحث قرار میدهیم. در فصل سوم شاخصهای کرامتِ انسان در ساختار را مورد بحث قرار میدهیم و در فصل چهارم شاخصهای کرامتِ انسانی در ساحت رفتار را به بحث میگذاریم.
فصل اول: مفاهیم و کلیات
مقدمه
تدوین شاخصهای توسعه و پیشرفت در گرو سه مرحله مفهومسازی، استخراج معیارهای اساسی و سپس طرّاحی نماگرهای سنجش آنهاست[۷] لذا این فصل از جایگاه مهمی در تحقیق ما برخوردار است زیرا مرحله اولِ تدوین شاخصها، که در آن مفهومسازیهای مربوطه انجام میپذیرد، بر عهده این فصل است. اکثر مفاهیمی که در این فصل مطرح میشوند از مفاهیمی نیستند که صرفا نیاز به بیان مفهوم لغوی داشته باشند، بلکه علاوه بر آن باید به تبیین تحلیلی آن مفهوم نیز بپردازیم که به این مهم نیز پرداخته شده، و در هر یک اتخاذ موضع شده است. در این فصل برخی مباحث دیگر که در پژوهش مورد نیاز است، در ذیل مفاهیم طرح میگردد.
کرامت
توجه به عنوان تحقیق، ما را با چند مفهوم مبهم مواجه میکند، که مفهوم شناسی هر کدام به گونهای تفصیلی محتاج تحقیقی مجزّاست؛ «کرامتانسانی» به عنوان دالّ مرکزی این تحقیق از مفاهیمی است که معرکه آراء اهل تحقیق واقع شده است، و هنوز اهل نظر بر تعریف واحدی تسالم نکردهاند، انگار همه «کرامتانسانی» را قبول دارند، ولی هر کسی تصوری از کرامت دارد و «کرامتانسانی» بر اساس تعریف خود را قبول دارد، و این کار ما را سخت میکند، برای درک بهتر مفهوم کرامتِ انسانی ابتدا مفهوم کرامت را مورد شناسائی قرار میدهیم.

تحلیل لغوی واژه کرامت
کرامت از واژه کرم اخذ شده است، کریم، تکریم، اِکرام، مَکارِم، کِرام از سایر مشتقات این واژه میباشد در اصطلاح لغوی «کریم: اسمی است که جامع انواع خیر و شرف و فضیلت هاست، و جامع هر چیزیست که ستوده میشود…واژه» کََرَم ضدّ «لُؤْم» است… واژه «اکرم الرجلَ وکرَّمهُ» یعنی او را بزرگداشت و منزه داشت… هنگامی میگویند: «تکرَّم فلان عما یشینه» که پاک و منزه شود و خودش را از هر زشتی پیراسته کند «کرامه» اسمی است که به جای «اکرام» استعمال میشود[۸]. برای واژه کرامت معانی متعددی گفته شده است شاید دلیل این تعدد، تعدد موصوفاتی است که با واژه کرامت توصیف میشوند برخی از این موصافات عبارتند از: خداوند: خدای کریم[۹]؛ یا ملائکه: فرشتگان کریم و بزرگوار،[۱۰] یا قرآن: قرآن ارجمند[۱۱] ، و انسان: «وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ» (اسراء/۷۰) و به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم؛ در استعمالات عربی گاهی «ارض» موصوف کرامت واقع میشود و به «ارض مکرمه» تعبیر میشود، جوهری میگوید: به زمینی که برای کشت و کار و رشد گیاهان خوب باشد میگویند «ارض مکرمه».[۱۲] برخی از معانی کرامت عبارتند از:جود، اعطاء، سخاء، صفح و عفو، بخشش و گذشت، عظمت، نزاهت، اینکه چیزی مورد رضایت و پسندیده باشد، اینکه چیزی لئیم نباشد، اینکه چیزی نیکو باشد و چندین معنای دیگر….کرامت با هریک از موصوفات فوق به معنای متفاوتی آمده است، که یا خبر از تعدد معنای کرامت میدهد که در اینصورت واژه «کرامت» مشترک لفظی میشود و یا اینکه واژه کرامت چیزی است که این معانی جزو افراد آن معنای اصلی میباشد، در این صورت کرامت مشترک معنوی است؛ چنین به نظر میرسد که هر یک از این معانی، بخشی از معنای کرامت هست نه همه معنای کرامت. در بین اقوال مختلفی که لغویون طرح کرده اند هیچ یک از اقوال به اندازه قول علامه مصطفوی رحمه الله صاحب التحقیق قرآن پژوه معاصر توجه نگارنده را به خود جلب نکرد ایشان بعد از نقل قول چند تن از لغویون میفرمایند: تحقیق اینست که معنای حقیقی واژه کرامت آنچیزی است که در مقابل پستی میآید همچنان که معنای عزت همان است که در مقابل ذلت میآید …ذلت آن چیزی است که با اذلال از ناحیه کسی که بالاتر است صورت میگیرد بر خلاف پستی و هوان، در مفهوم عزت و ذلت مفهوم استعلا و برتری اخذ شده است اما در معنای اکرام اینگونه نیست ، بلکه کرامت نوعی عزت و سربلندی در درون شخص است و در آن مفهوم استعلاء نسبت به رتبه پایین تر ، اخذ نشده است. اما مفاهیمی همچون جود، اعطاء، سخاء، صفح، عظمت ، نزاهت ، واینکه چیزی مورد رضایت و پسندیده باشد، و اینکه چیزی نیکو باشد یا مصون باشد یا لئیم نباشد ، این از آثار و لوازم کرامت است[۱۳].
تحلیل فلسفی مفهوم «کرامت»
مفهوم کرامت از مفاهیمی نیست که اولاً مورد بحث و بررسی فلاسفه اسلامی قرار گرفته باشد بلکه از این جهت که از جنس مفاهیم است و مفاهیم با عنوان کلیشان مورد بررسی ایشان قرار گرفتهاند، میتوان آن را تبارشناسی مفهومی کرد. شهید مطهری درباره مفهوم «وجود» میفرمایند: لفظ «وجود» که بر همه اشیاء صدق میکند (آیا) از نوع لفظ «شیر» است که در هر جا اطلاق میشود مفهوم و معنای جداگانهای دارد؟ یا از نوع لفظ «انسان» است که نماینده یک مفهوم عام است؟. مراجعه به وجدانیات ذهنی شکی باقی نمیگذارد که لفظ «وجود» ازنوع دوم است[۱۴]… این لفظ نماینده معنایی است که آن معنا عام است و بر موارد متعدد مشترکا صدق میکند[۱۵]. عین همین فرمایش در باره لفظ کرامت نیز جاری است؛ «کرامت» مانند لفظِ «وجود» مشترک معنوی است و این لفظ نماینده معنایی عام است که آن معنا بر موارد متعدد مشترکا صدق میکند. و «چون معنای کرامت هم بر واجب الوجود وهم بر ممکن الوجود به نحو اشتراک معنوی نه لفظی اطلاق میگردد، معلوم میشود که از سنخ ماهیت نبوده و داخل هیچ مقوله ماهوی نمیباشد[۱۶]» وقتی دانستیم که مفهوم «کرامت» مفهومی ماهوی (مفاهیمی که ذهن انسان بطور خودکار و بدون نیاز به مقایسات و تعمّلات، آنها را از موارد جزئی، انتزاع میکند مانند مفهوم انسان و مفهوم سفیدی[۱۷]) نیست، و این نیز به روشنی برایمان واضح است که مفهوم منطقی (مفاهیمی هستند که از ملاحظه مفاهیم دیگر و در نظر گرفتن ویژگیهای آنها انتزاع میشوند. این مفاهیم فقط صفت برای مفاهیم دیگر، واقع میشوند و به اصطلاح هم عروض و هم اتّصافشان ذهنی است[۱۸]) نیز نمیباشد، پس فقط میتواند از یک قسم دیگر مفاهیم باشد که به آن مفاهیم فلسفی (مفاهیمی که انتزاع آنها نیاز به کَند و کاو و مقایسه دارد مانند مفهوم علت و معلول[۱۹]) گفته میشود، لذا به قطعیت میگوییم: مفهوم «کرامت» مفهومی فلسفی است و «ویژگی مفاهیم فلسفی این است که بدون مقایسات و تحلیلهای عقلی به دست نمیآیند و هنگامی که بر موجودات حمل میگردند از انحاء وجود آنها (نه حدود ماهوی آنها) حکایت میکنند»[۲۰]،پس «کرامت نحوهی وجود و هستی خاصّی است که کاملترین مصداق آن برای خدای سبحان ثابت است که دارای عالیترین درجه وجود بوده، بلکه خود هستی محض است[۲۱].» اما مراتب پایینتر کرامت برای انبیاء و اوصیاء در مراتب اولیه و علماء و شهدا و مؤمنین در مراتب بعدی و حتّی مراتب پایینتر تا به آنجا که ممکن است کسی از کمترین مرتبهی کرامت برخوردار شود مانند آنچه در برخی روایات درباره برخورد نبی اکرم صلیالله علیه و آله وارد شده است که ایشان با افرادی از مشرکین که دارای کمترین مرتبهی کرامت بودهاند رفتاری کریمانه داشتهاند، و همواره امر میکردند که «اکرموا کریم کل قوم و ان خالفوکم[۲۲]» شخص کریم و محترم هر ملتی را احترام کنید اگر چه با شما مخالف باشد.
با توجه به اینکه مفهوم کرامت از مفاهیم فلسفی است، و دانستیم که مفاهیم فلسفی انتزاعی هستند و این را میدانیم که «انتزاع مفهوم واحد، از امور کثیر، کاشف از حیثیت واحد و مشترکی بین آنهاست و دلیل آن این است که اگر حیثیت واحدی برای انتزاع مفهوم واحد، لازم نباشد، لازمهاش این است که انتزاع آن بدون ملاک باشد و بتوان هر مفهومی را از هر چیزی انتزاع کرد در صورتی که بطلان آن، روشن است[۲۳]» سوال این است که ملاک و منشاء انتزاع مفهوم «کرامت» چیست؟ ملاک و حیثیت واحدی که منشاء انتزاع این مفهوم است و در همه موارد صدق کرامت واحد است چیست؟ دراینجا معارف دینی به کمک فلسفه میآیند و آن را در یافتن منشاء انتزاع یاری میدهند.
کرامت در اندیشه اسلامی
از نگاه برخی از متفکرین اسلامی «کرامت» دارای دو بُعد سلبی و ایجابی میباشد، بُعد سلبی کرامت مفهومی به نام «نزاهت» است و بُعد ایجابی کرامت مفهومی تحت عنوان «نیل به اعتلاء و بلندی» که در برخی روایات از این بُعد به «مبادرت» تعبیر شده است، «ممکن است کسی از دنیا نزاهت داشته باشد و به دنائت آلوده نباشد، اما به کرامت نرسد. ولی خدای سبحان میخواهد انسان به مقام مکرمین راه پیدا کند. یعنی بفهمد پستی چیست؟ و چیزهایی که انسان را پست میکنند، کدامند؟ و بداند که از آنها چگونه نجات پیدا کند؟ وقتی از نقص رهید، چگونه به کمال برسد؟ چون اگر به کمال نرسد، کریم نخواهد شد. تنها نجات از نقص، انسان را کریم نمیکند …اگر کسی از دنیا نجات پیدا کرد، تازه به صفت سلبی کریم رسیده است و کریم غیر از صفت سلبی یعنی نجات و نزاهت از پستی طبیعت، یک وصف ایجابی هم دارد و آن نیل به اعتلاء و بلندی ماورای طبیعت است. اگر کسی فرومایه نبود، ممکن است کریم هم نباشد، چون فرومایگی و کرامت نقیض هم نیستند، بلکه اگر کسی فرومایه نبود و از اعتلای روحی هم برخوردار بود، کریم است[۲۴]».
این بُعد از کرامت مورد توجه روایات نیز هست برخی از روایات اساساً کرامت را به نزاهت معنا کردهاند در کتاب شریف غررالحکم روایتی از حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام نقل شده است، که ایشان میفرماید: إنما الکرم التنزّه عن المعاصی[۲۵]؛ همانا کرامت نزاهت از بدیهاست. یا در روایت دیگری میفرمایند: الکریمُ من تجنَّب المحارمَ و تنزَّه عن العیوبِ[۲۶]؛ کریم کسی است که از محرمات اجتناب کند و از عیوب پاک باشد[۲۷]. از این دو روایت اخیر رابطه مستقیم بین نزاهت و کرامت فهمیده میشود. با بیان فوق این فرمایش رسول خدا صلیالله علیه و آله نیز بهتر فهمیده میشود که فرمود: وَ لَا تُسَمُّوا الْعِنَبَ الْکَرْمَ فَإِنَّ الْمُؤْمِنَ هُوَ الْکَرْمُ[۲۸]… «به انگور «کَرم» نگویید همانا این مؤمن است که «کَرم» است» برخی گفتهاند «به این دلیل به انگور «کَرم» گفته میشد که از آن شراب گرفته میشد و شخص در حال مستی به راحتی بذل و بخشش میکرد، اما رسول خدا مؤمن را به این نام اَولی دانست»[۲۹] چون که ملاک واقعی کرامت از نظر قرآن تقواست، آنجا که میفرماید: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ»(حجرات/۱۳) «در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست؛» به بیانی دیگر چون مردم نسبت انگور را با حالات (بخشش از روی مستی) هنگام مستی که نوعی «کرامتِ پنداری» در آن بود، مورد توجه قرار میدادند به آن «کَرم» میگفتند، اما رسولاللهصلیاللهعلیهوآلهوسلّم از این امر نهی فرمودند، و آنان را متوجّه «کرامت حقیقی» که توامِ با نزاهت است، کردند؛ که مؤمن دارای اینگونه کرامتی است.
با توجه به اینکه در اکثر گفتگوهای پیرامون «کرامت انسان» سوالِ از منشاءِ کرامتِ انسان پاسخ در خوری دریافت نمیکند، اگر کرامت را به «نزاهت» تعریف کنیم چه بسا پاسخ این سوال نیز بهتر داده شود، به این بیان که «انسانی که از خصال بدی همچون کینه، بخل، حسادت، نزیه باشد او را کریم مینامیم ولی اگر انسانی دارای یکی از این اوصاف باشد چگونه او را کریم بنامیم؟ بلکه در این صورت به او میگوییم: اَکرِم نفسَک عن البخل او عن الحَسَد» پس میتوان ادعا کرد تا نزاهت نباشد کرامت حاصل نمیشود و هر چه نزاهت بالاتر رود کرامت بالاتر میرود، بنابراین میتوان گفت منشاء کرامت انسان نزاهت اوست.
آنچه بیان شد ناظر به رکن سلبی مفهوم کرامت بود؛ اما رکن ایجابی کرامت که همان نیل به اعتلاء و مبادرت بر انجام فضایل بود، نیز مبتنی بر روایاتی از امیرالمومنینعلیعلیهالسلام است، از ایشان نقل شده است که فرمودند: لِلْکِرَامِ فَضِیلَهُ الْمُبَادَرَهِ إِلَى فِعْلِ الْمَعْرُوفِ وَ إِسْدَاءِ الصَّنَائِعِ[۳۰] از خصوصیات اهل کرامت، فضیلت مبادرت به انجام معروف و اعطاء دست رنجها است. روایت ذیل در مورد برخی کرامتهای خاص نیز مشعر به همین معنا است، امیرالمومنینعلیعلیهالسلام فرمودند: «المبادره إلى العفو من أخلاق الکرام[۳۱]». آنچه فیلسوف بزرگ اسلامی مرحوم فارابی به آن اشاره کرده است نیز ناظر به همین دو بُعد از مفهوم کرامت است ایشان در ذکر شرایط رئیس مدینه فاضله میگوید: «ان یکون کبیر النفس محباً للکرامه[۳۲]» «حاکم باید بزرگ منش و دوستدار کرامت باشد» و سپس در شرح آن مینویسد: «تکبُرُ نفسُه بالطَّبع عن کل ما یَشینُ من الامور و تَسْمُو نفسُه بالطَّبع الی الارفعِ منها[۳۳]» «نفس و روح حاکم باید بالطبع از هر چه او را زشت میکند پیراسته باشد، و به امور والا و بلند گرایش داشته باشد».
تعریف نهایی کرامت
اکنون پس از آنکه برایمان روشن شد که «کرامت» مفهومی فلسفی است و دانستیم که از جمله مفاهیم انتزاعی هست که با ملاک واحدی ولی به صورت شدید و ضعیف، بر همه افرادش صدق میکند، با ملاحظه ارکان این مفهوم، که در واقع همان منشاء انتزاع مفهوم «کرامت» است؛ کرامت را اینگونه تعریف میکنیم: «نوعی بزرگی، حرمت، شرافت و ارزش وجودی[۳۴] است که از مرتبه وجودیِ یک موجود انتزاع میشود و این مرتبه وجودی، دارای دو رکن سلبی و ایجابی است، رکن سلبی عبارتست از نزاهت آن موجود از عیوبی که منافی کمالش میباشد، و رکن ایجابی عبارتست از آمادگی و میل و رغبت برای مبادرت به انجام چیزی یا پذیرش چیزی که مقتضای کمالش میباشد»، هر دو رکن فوق دارای مراتبِ مختلف شدید و ضعیف است، این معنا از کرامت بر همه مواردِ صدقِ واژهی کرامت، قابل حمل است، و همین معنا را ملاک صدق کرامت میدانیم.
برخی بر اساس نظام معرفتی و ارزشی خاصّی که دارند ممکن است برای موجودی، یک مرتبه وجودی در نظر بگیرند، و از آن مرتبه وجودی خیالی، نوعی «کرامت» برای آن شیء انتزاع کنند، این تعریف شامل مفهوم کرامت از منظر ایشان نیز میشود؛ مانند برخی اقوام و گروههای دینی، که برای اصنافی از حیوانات، حرمت و کرامت خاصی قائلند همچنان که هندوها برای گاوها کرامت و احترام قائلند.
کرامت انسان
«کرامت انسان» از مفاهیمی است که بیش از همه ریشه در آیات شریفه قرآن کریم و احادیث ائمه هدی علیهم السلام دارد. اگر چه ما در ادبیات فلسفی نیز با تعابیری نظیر «ارزش انسانی»، «حرمت انسان»، و… مواجه هستیم اما هیچ یک از این تعبیرات حاوی گستره و قوام معنای «کرامت انسان» در قرآن و نگاه دینی نیست. قرآن تصریح میکند که: «وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَ فَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً»، (اسراء/۷۰) و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم، و آنان را در خشکى و دریا (بر مرکبها) برنشاندیم، و از چیزهاى پاکیزه به ایشان روزى دادیم، و آنها را بر بسیارى از آفریدههاى خود برترى آشکار دادیم. علامه طباطبائی در تفسیر المیزان میفرمایند: این آیه و آیات شریفه قبل از آن، سیاق واحدی دارند، همه برای امتنان بر نوع بشر آمدهاند و در آن، نعمتهایی که خداوند به نوع بشر و همه فرزندان آدم عنایت کرده است، ذکر میشوند؛ و این دالّ بر اینست که کرامتی که خداوند در این آیه ذکر کرده است شامل همه افراد بشر میشود و اختصاص به گروه خاصی ندارد.[۳۵] اشارات زیادی در روایات نیز وجود دارد دال بر اینکه انسان یا فرزندان آدم علی نبینا و آله وعلیه السلام دارای کرامت میباشند از آن جمله است این فرمایش امیرالمومنین علی علیهالسلام: یا مالک… فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَکَ فِی الدِّینِ وَ إِمَّا نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْقِ[۳۶]. «ای مالک …همانا مردمان دوگونه اند یا در دین با تو برادرند یا در خلقت با تو برابر». این فرمان علوی به مالک اشتر نیز اشاره به نوعی احترام مساوی بین شهروندان جامعه اعم از مسلمان وغیر مسلمان دارد این حرمت و توصیه به رعایت آن نیز نشان دهنده وجود نوعی «کرامت» در انسان است که از آن به «کرامت انسانی» تعبیر میشود.
با توجه به تعریفی که برای «کرامت» عرض کردیم اگر بخواهیم کرامت انسانی را تعریف کنیم میگوییم: «کرامت انسان» یعنی: «نوعی بزرگی، حرمت، شرافت و ارزش وجودی انسان که ازمرتبه وجودی انسان انتزاع میشود و یا برای او اعتبار میشود، آن مرتبه وجودی دارای دو بُِعد سلبی و ایجابی هست بُعد سلبی عبارتست از نزاهت انسان از عیوبی که منافی کمال اوست و بُعد ایجابی همان میل درونی و آمادگی برای انجام افعالی است که مقتضای کمال اوست و او را برای وصول به کمال نزدیک میکند».
این تعریف از کرامت بر «انسان در مرحله فطرت» قابل صدق است زیرا انسان به گونهای خلق شده است که در مرتبه وجودی فوق قرار دارد و دارای دو رکن سلبی و ایجابی فوق نیز میباشد امام خمینی در این باره میفرمایند: حق تبارک و تعالی با عنایت و رحمت خود، به ید قدرت خود که طینت آدم اوّل را مخمّر فرمود، دو فطرت و جبلّت به آن مرحمت فرمود یکی اصلی و دیگری تََبَعی که این دو فطرت، بُراق سیر و رَفرَف عروج او است به سوی مقصد و مقصود اصلی؛ و آن دو فطرت، اصل و پایه جمیع فطریاتی است که در انسان مخمّر است و دیگر فطریات شاخه ها و اوراق آن است. یکی از آن دو فطرت که سِمَت اصلیت دارد، فطرت عشق به کمال مطلق و خیر و سعادت مطلقه است که در کانون جمیع سلسله بشر، از سعید و شقی و عالم و جاهل و عالی و دانی، مخمّر و مطبوع است؛ و اگر در تمام سلسله بشر، انسان تفحص و گردش کند و جمیع طوایف متشتته و اقوام متفرقه در عالم را تفتیش کند، یک نفر را نیابد که به حسب اصل جبلّت و فطرت، متوجه به کمال و عاشق خیر و سعادت نباشد… و دیگری از آن دو فطرت، که سمت فرعیت و تابعیت دارد، فطرت تنفّر از نقص و انزجار از شرّ و شقاوت است که این مخمّر بالعرض است، و به تبعِ آن فطرت عشق به کمال، تنفّر از نقص نیز مطبوع و مخمَّر در انسان است[۳۷]. فطرت عشق به کمال رکن ایجابی این مرتبه وجودی است و فطرت تنفر از شر و شقاوت رکن سلبی این مرتبه وجودی میباشد این نزاهت نیز مانند همه دارائیهای انسان از جانب خداوند به انسان افاضه شده است و خداوند انسان را نزیه آفرید تا بتواند به کمالات بیشتر و نزاهت فزونتری دست یابد. مانند اینکه وقتی سائل از انسان درخواستی میکند لازمه اینکه انسان بتواند دل از مال بکند نزاهت او از بخل و دلبستگی به اموال دنیا و ترس از فقر و هزاران نقص است اما این نزاهت درونی به تنهایی او را متصف به صفت کرامت نمی کند بلکه باید در صورت امکان به مقتضای کرامت که همان بخشش است نیز مبادرت کند در این صورت متصف به کرامت میشود.
همچنان که میدانیم کرامت یک مفهوم دارای مراتب است که برخی مصادیق آن در اوج و برخی از مصادیق دیگر در مراتب پایینتر هستند؛ و مطابق آیه کریمه «ولقد کرمنا بنی آدم»(اسراء/۷۰) همه فرزندان آدم از یک کرامت مشترک حداقلی برخوردارند که همان کرامت فطرت (فطری) است.
اقسام کرامت
چون واژه «کرامت» از واژگانی است که در موارد مختلف و با ملاکهای مختلفی استعمال میشود لذا دسته بندی این مفهوم به اقسام مختلف به شفافیت فضای مباحث پیرامون «کرامت» کمک میکند؛ چه بسا این اقسام قسیم یکدیگر نباشند، زیرا ما به شیوه استقرائی این اقسام را یافتهایم از این رو برخی از این اقسام از جهت مصداقی متداخل هستند؛ اهم این تقسیمات عبارتند از:
۱-۶-۱. کرامت حقیقی
کرامت حقیقی که همان کرامت به لحاظ مرتبه وجودی است، و موجودی که از مرتبه وجودی بالائی برخوردار است از کرامت والائی برخوردار است و موجودی که از مرتبه پایینی برخوردار است حائز کرامت والائی نیست، مانند کرامت خداوند و کرامت موجودات ملکوتی و هر نوع کرامتی که از مرتبه وجودی یک شیء انتزاع میشود مانند کرامت انسانی و کرامتی که برخی موجودات به آن متصف میشوند.
۱-۶-۲. کرامت اعتباری
کرامتی است که ناشی از اعتبار و جعل است، گاهی کرامت اعتباری علاوه بر اینکه دارای جعل است ریشه در واقعیت نیز دارد و اعتبار و جعل بر اساس آن واقعیت صورت گرفته اما گاهی کرامت اعتباری ریشه در واقعیت وجودی ندارد و صرفا بر اساس باورهای جامعه و یک نظام معرفتی شکل میگیرد؛ در برخی نظامهای معرفتی چه بسا برخی حیوانات دارای کرامت ویژهای باشند که این نوع از کرامت «کرامت اعتباری» و مختص همان جامعه و آیین خاص میباشد حرمتی که برخی افراد به اعتبار جایگاه اجتماعی خود دارا میباشند نیز از مصادیق این نوع کرامت میباشد. در منابع دینی اشاراتی به همین نوع کرامت وجود دارد مانند آنچه در قصه اسیران جنگ مسلمانان با ایرانیان در زمان خلیفه دوم آمده است که امیرالمومنین علی علیه السلام به حاکم وقت درباره کیفیت برخورد با اسیران او را به این فرموده رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم متذکر شد که: اکرموا کریم کل قوم و ان خالفوکم[۳۸]. کریمِ هر قومی را اکرام کنید اگر چه با شما مخالفت کنند.
۱-۶-۳. کرامت ذاتی
«مقصود از کرامت ذاتی آن است که خداوند انسان را به گونهای آفریده که در مقایسه با برخی موجودات دیگر از لحاظ ساختمان وجودی، امکانات و مزایای بیشتری دارد یا تنظیم و ساختار امکاناتش به شکل بهتری صورت پذیرفته و در هر حال از دارایی و غنای بیشتری برخوردار است…این کرامت به اختیار انسان ربطی ندارد و انسان چه بخواهد و چه نخواهد، از این کرامت برخوردار است؛[۳۹] منظور ما از کرامت انسانی در این تحقیق، همین قسم از کرامت است، و بحثمان مستقیماً مربوط به قسیم این قسم، یعنی کرامتهای اکتسابی نمیشود، بررسی کرامتهای اکتسابی، حوزه وسیعی از کرامتها را میگیرد که اگر بخواهیم پیرامون آن بحث کنیم، میتوانیم آن را در مجموعهای مجزّا تحت عنوان «نظام تکریم و جوایز در اسلام» به بحث بگذاریم، که خارج از بحث کرامتِ انسانی است زیرا آن بحث اختصاص به کسانی دارد که با ایمان به خدا یا با تلاش و پیروی از عقل و دانش به کرامتهای اکتسابی خاصّی رسیدهاند، ولی کرامتِ انسانی مشترک بین همه انسانهاست و بدون تلاش و به صورت خدادادی بین همه فرزندان آدم مشترک است.
کرامت اکتسابی
همان «کمالهایی است که انسان در پرتو ایمان و اعمال صالح اختیاری خود به دست میآورد. این نوع کرامت، برخاسته از تلاش و ایثار انسان و معیار ارزشهای انسانی و ملاک تقرب در پیشگاه خداوند است… در این کرامت، نه همه انسانها برتر از دیگر موجوداتند و نه همه آنها فروتر یا مساوی با دیگر موجودات هستند[۴۰]. کرامت اکتسابی به نوبه خود نیز به دو قسم تقسیم میشود:
۱-۶-۴-۱. کرامت اکتسابی فردی
«گاهی کرامت و فضیلت یک انسان بدون توجّه به بُعد اجتماعی و ارتباط او با دیگر انسانها مدنظر قرار میگیرد. در این حالت، این فضیلت، جنبه شخصی پیدا کرده و تنها برای خود او یک ارزش محسوب میشود؛ مانند تقوا یا عبادت. از دیدگاه اسلامی، عبادت و تقوا ارزش به حساب میآیند، هر چند شخص زندگی اجتماعی نداشته باشد و به صورت فردی و تنها زندگی کند[۴۱].» «کرامت فردی که در اثر تقوای فردی حاصل میگردد با احکام اجتماعی و حقوق ارتباط ندارد؛ مگر این که تقوای فردی، به گونهای در دیگران تاثیر بگذارد[۴۲]» «کرامتی که از آیه شریفه إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ استفاده میشود، یک کرامت فردی است نه یک کرامت اجتماعی و حقوقی، ….در این حالت، با تقواترین انسان با یک فرد معمولی که در پناه جمهوری اسلامی زندگی میکند، دارای ارزش حقوقی یکسانی هستند»[۴۳]
۱-۶-۴-۲. کرامت اکتسابی اجتماعی
«گاهی ارزشها و فضیلتهایی که یک انسان دارا است، مربوط به زندگی اجتماعی او و ارتباطی است که با دیگر انسانها دارد، در این حالت نظام حقوقی شکل میگیرد. نظام حقوقی ناظر به زندگی اجتماعی و مدنی انسانها است، در این نظام، ارتباط یک فرد با افراد دیگر و تاثیر و تاثّر مثبت یا منفی انسانها روی یکدیگر مورد توجّه است[۴۴].» «بنابراین، صرف اینکه بگوییم: هر کس تقوایش بیشتر باشد نزد خدا کرامت و عزّت بیشتری دارد، یک مسالهی حقوقی ایجاب نمیکند، وقتی «تقوا» با «حقوق» پیوند میخورد که تقوا در ارتباط با دیگر انسانها مورد توّجه و ارزیابی قرار گیرد؛ مثلا شخص متّقی به دیگر افراد جامعه خدمت میکند و نسبت به آنها دلسوز است، در این حالت ممکن است گفته شود این شخص باید مورد احترام واقع شود. لزوم احترام به او- به عنوان یک امر حقوقی- به خاطر تاثیری است که او در جامعه نسبت به دیگر افراد دارد.[۴۵]» تاثیری که افراد در جامعه دارند نیز متفاوت است، گاهی کسی در حوزه محدودی مانند یک روستا یا یک محلّه تاثیرگذار است، این شخص از کرامت حقوقی خاصّ خود برخوردار است ولی افرادی هستند که در حوزهای فراتر از زمان و مکان تاثیرگذارند، همانند انبیاء و ائمّه علیهمالسلام، طبیعی است که ایشان از کرامت حقوقی بیشتر و بالاتری برخوردارند، و چه بسا بتوانیم احکامی را که درباره دشنامدهنده به پیامبرصلیاللهعلیهوآله و امامان علیهمالسلام گفته شده است، در این چارچوب قرار دهیم، زیرا ایشان به دلیل تاثیری که در حوزه فرازمانی و فرامکانی خویش دارند از کرامت حقوقی مضاعفی برخوردارند، و کسی که به ایشان توهین کند در واقع به اساس انسانیت توهین کرده است.
مراتب کرامت
همانطور که قبلا اشاره شد مفهوم «کرامت» از مفاهیم مشکّک است که دارای مراتب ضعف و شدّت است، ما در مواجهه با آیات و روایات با واژهی کرامت به وفور برخورد میکنیم، و همه این موارد اشاره به یک مرتبه از مراتبِ کرامت ندارند، بلکه هر یک اشاره به مرتبهی خاصّی دارند که برای درک بهتر هر یک از آن موارد، لازم است در باره مراتبِ کرامت شناختی داشته باشیم؛ برخی از این مراتب را جهت توجّه به تفاوت هر مرتبه ذکر میکنیم:
کرامت مطلقِ حقیقی
این مرتبه از کرامت فقط از آن خداست و اوست که معدن کرامت است و در قرآن با تعابیری نظیر «فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ«(نمل/۴۰)، «اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ«(علق/۳)، «و یَبْقَى وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلاَلِ وَ الْإِکْرَامِ»(الرحمن/۲۷)، به کرامت وی اشاره شده است، خداوند واجد تمام صفات جلال و جمال است، از هر عیبی منزّه است و مظهر تمام کمالات است، بدین سان مظهر کرامت است، و اقسام دیگر کرامت نیز از شعاع کرامت حقیقی خداوند منشعب شده اند و در ربط به کرامت اصیل خداوند هستند.
کرامت ملکوتی
این نوع کرامت فراطبیعی بوده، مختص فرشتگان خدا «کِراماً کاتِبین»(انفطار/۱۱)، عرش الهی«العرش الکریم»(مومنون/۱۱۶)، رزق بهشتی«مغفره و رزق کریم»(انفال/۷۴)، و حاملان عرش است.[۴۶]
کرامت وجودی
منظور از این مرتبه کرامت، کرامتی است که همه موجودات مانند جمادات، حیوانات، و مانند آن به دلیل آن که برخوردار از مرتبه وجود هستند، به آن متصف میشوند یا به این دلیل که نشانهای از نشانههای خداوند هستند به آن متصف میشوند؛ این فراز دعای سحر به همین مرتبه کرامت اشاره دارد آنجا که میخوانیم: اللهم انی اسئلک من آیاتک باکرمها وکل آیاتک کریمه اللهم انی اسئلک بآیاتک کلها[۴۷]؛ مطابق این دعا همه آیات خداوند چون حاکی از اویند و نشانه اویند کرامت دارند، و در این بین انسان کامل «از آن رو که کَوْن جامع و خلیفه خدا در زمین و نشانه او در همه عوالم است، کریم ترین آیات الهی و بزرگ ترین حجت های اوست؛ چنانکه در این روایت مولا و سرورمان امیرالمومنین می فرماید: «ان الصوره الانسانیه اکبر حجج الله علی خلقه و هی الکتاب الذی کتبه بیده و هی مجموع صوره العالمین…؛ همانا صورت انسان بزرگترین حجتهای خدا بر خلقش و همان کتابی است که خدا با دست خود نوشته، و اوست مجموع صورت همه جهانیان…»[۴۸]
کرامتِ تکوینی بشری
آن مرتبه از کرامت که «شامل همه انسان ها میشود. نه تنها رنگ، نژاد، اقلیم و…در آن اثری ندارد، بلکه ملاک های برتری حقیقی مانند ایمان، علم، جهاد و …نیز نقشی ندارد. از این رو قرآن کریم جمیع فرزندان آدم علیه السلام را مشمول این تکریم معرفی کرده است «ولقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البرّ والبحر و رزقناهم من الطیبات وفضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا»[۴۹] این تکریم از طرف خداوند به «دو شکل ظاهری و معنوی تحقّق یافته است؛ تکریم ظاهری… به تفاوتهای ظاهری و جسمی انسان با سایر حیوانات بر میگردد؛ مانند : ایستاده راه رفتن، خوردن و آشامیدن با دست، قدرت بر نوشتن، خوش ترکیبی، زیبایی صورت، اعتدال مزاج، قدرت بر تفهیم دیگران با کلام و نطق و اشاره، تسلط بر طبیعت، تهیه اسباب معاش و…که در کلام برخی مفسران آمده و در برخی روایات نیز بدان اشاره شده است. تکریم معنوی انسان به عقل است که بسیاری از تکریم های ظاهری از آن نشات میگیرد»[۵۰] البته میتوانیم اختیار، آزادی اراده، و در یک کلمه وضعیت «فطرت» را نیز از ملاک های تکریم معنوی بدانیم، این نوع از کرامت در واقع همان کرامتی است که از آن به «کرامت ذاتی»[۵۱] یا خدادادی[۵۲] تعبیر میشود.
کرامت اکتسابی غیر ایمانی
ممکن است برخی از افراد بشر در عین حالی که ایمان نیاورده اند اما با پیمودن راه فطرت وعقل خود یا به دلیل شرایط اجتماعی دارای برخی کرامت ها باشند؛ کرامت این عده اگر چه به درجه کرامت اهل ایمان نمی رسد اما در عین حال در سیره پیامبر اکرم و اوصیاء ایشان کرامت این عده رعایت میشد و به ما نیز توصیه کرده اند که آنها را اکرام کنیم. موارد زیادی داریم که در صدر اسلام نبی اکرم صلیاللهعلیهوآله افرادی از مشرکین را به دلیل برخورداری از این نوع کرامت مورد اکرام اقرار دادند.
کرامت اکتسابی ایمانی
این نوع کرامت به اراده و اختیار خود انسان بستگی دارد و همان تکریم به ایمان، تقوا و… است و همه انسان ها حائز این نوع کرامت نیستند بلکه فقط مومنین هستند که از این نوع کرامت برخوردارند، البته مومنین در احراز این نوع کرامت به حسب درجات ایمان دارای مراتب مختلفی هستند، از نگاه قرآن کریم «با تقواترین آنها با کرامتترینشان هستند»، از این نوع کرامت به «کرامت اکتسابی»[۵۳] تعبیر میشود، زیرا «تقوا یک امر اختیاری و اکتسابی است نه یک امر ذاتی و خدادادی، و انسان باید آگاهانه و از روی اختیار، با اطاعت از دستورات الهی ویژگی تقوا را در خود ایجاد کند»[۵۴] آنچه در این تحقیق محل بحث ماست، و ما قصد استخراج شاخصهای آن را داریم، «کرامت انسانی» که یک مرتبهی حدّاقلی از کرامت انسانهاست و بین همه انسانها مشترک است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همان. ↑ همان. ↑ طباطبایى، محمد حسین، همان. ↑ ابطحی اصفهانی، همان، دعای ۱۵۱ . ↑ کهف / ۴۱ . ↑ همان،دعای ۲۰۳. ↑ دعای شماره۲۳. ↑ دعای ۲۶. ↑ دعای ۲۶. ↑ دعای ۴۵. ↑ دعای ۵۹. ↑ دعای ۷۶. ↑ ابن فارس، همان، ج۴، ماده غوث . ↑ راغب اصفهانی، همان، ،ماده غوث . ↑ الطریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، تحقیق احمد حسینی، بیروت، موسسه الوفاء، ۱۳۰۴ هـ.ق، چاپ دوم، ج۲، ص ۲۰۶. ↑ حسن، عباس، النحوالوافی، تهران، آوند آویش، ۲۰۰۴م، چاپ اول، ج۴، ص ۶۸. ↑ همچون “انی استغیث بک یا والدی” . همان، ص ۶۸. ↑ ابطحی،دعای شماره ۸. ↑ همان، دعای ۱۰۵. ↑ همان، دعای۲۲۰. ↑ دعای ۲۳۱. ↑ مصطفوی، همان ، ج۱۳ ،ص۸۵. ↑ حسینی طهرانی، محمد محسن، شرح حدیث عنوان بصرى، بی نا،بی تا ، ص ۱۶۱. ↑ موسوی، فاطمه، دانای اسرار ( زندگی نامه علمی و عملی حضرت آقا سید موسی زرآبادی ( قدس سره)، قزوین، نشر مهرگان دانش، ۱۳۹۲، چاپ اول، ص۵۸و۵۹. ↑ وِرد بر چهار قسم است: قالبى و خَفى. و هر یک یا اطلاقى است و یا حَصرى. و اهل سلوک را به قالبى اعتنایى نیست، زیرا ذکر قالبى عبارت است از: تلفظ به زبان بدون التفات به معنا و در واقع، لقلقه لسان است و چون سالک در جستوجوى معناست، نه چیز دیگرى، لذا ذکر قالبى براى او مفید فایده نخواهد بود. ↑ طباطبایى، محمد حسین، رساله لب اللباب به ضمیمه مصاحبات علامه سید محمد حسین طباطبائى (طبع جدید)، ۱جلد، قم، موسسه بوستان کتاب (مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم) ۱۳۸۹، چاپ اول، ص۱۱۵. ↑ شجاعی، محمد، مقالات (طریق عملی تزکیه ۲) ، تهران، سروش، ۱۳۹۳، چاپ یازدهم ، جلد سوم، ص ۲۶۴ و ۲۶۵. ↑ خمینی، روح الله، تقریرات فلسفه ، مقرر آیت الله سید عبد الغنى اردبیلى،تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى( س) ، ۱۳۸۵، چ دوم، حضرت امام خمینی درباره این فراز از دعای کمیل می فرماید: «یعنى هیچ وردى غیر رضاى او نباشد.» تقریرات فلسفه، ج۳، ص: ۱۱۴؛ «معناى اینکه همه اوراد و اذکار ورد واحد و ذکر واحد باشد چیست؟ یعنى «سبحان اللَّه» «الحمد للَّه» باشد، یا «لا اله الّا اللَّه» «الحمد للَّه» بشود؟ این ورد واحد شدن اوراد چیست تقریرات فلسفه، ج۳، ص: ۲۳۱؛ خداوند متعال فرمود: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاهً طَیِّبَهً» به گمان حقیر، وجه و علت مفرد آورده شدن عمل صالح آن است که غیر از عمل واحد که عبارت از عمل للَّه باشد عملى سازگار مقام انسانى نیست، چنانکه آیه شریفه «إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَهٍ» «۲» شاهد آن است، و چنانکه حضرت امیر علیه السلام در دعاى کمیل این معنى را مىفرماید:«حتى تکون أعمالی و أورادی کلها وردا واحدا» که با ورد واحد باشد، پس اگر انسان در کثرت باشد، در عمل صالح نیست؛ چون اوراد متعدد، با انسان ناسازگار است. و بالجمله: هواهاى متعدد داریم، وردهاى مختلف داریم، ورد صحت بدن داریم، ورد شکم داریم، ورد جمع مرید داریم، ورد جاه و دولت و مال و منال داریم، ورد فرش و مسند و قالى داریم، ورد خانه و لانه و آشیانه داریم، ورد صدر مجلس و اطاعت مردم داریم و ورد نفوذ کلمه و استعلا داریم. این اوراد مختلف و هواهاى متعدد، سازگار با انسان نیست، بلکه انسان را از سعادت بازمىدارد. آنچه با انسان سازگار است، عمل صالح است و آن هم واحد است. اگر کسى با عمل توانست این قیود را بشکند و عملها را به عمل صالح واحد برگرداند و اوراد را به ورد واحد ارجاع دهد. تقریرات فلسفه، ج۳، ص ۴۶۵. ↑ طوسى، محمد بن الحسن، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، ۱جلد، بیروت، مؤسسه فقه الشیعه ، ۱۴۱۱ ه ق، چاپ اول. ج۲ ، ص۸۴۹. ↑ طبرسى، على بن حسن، مشکاه الأنوار فی غرر الأخبار، نجف، المکتبه الحیدریه، ۱۳۸۵ ه ق، چ دوم، ص ۳۲۶ . ↑ همان، ص ۶۹۹. ↑ شاید ندا در دعا بدین معنی باشد که عبد خود را از مولی دور احساس می کند و با صدای بلند او را فریاد می کند و پس از طی مراحل قرب او آهسته صدا(دعا) می کند و سپس با او به نجوا مینشیند، در ادعیه ماثور می بینیم در ابتدا «یا رب» گفته و در انتها«رب» گفته می شود . ↑ مرتبه «ذکر» و یاد خدا بر مرتبه دعا تقدم دارد؛ولی از نظر ارزش در آیات و روایات «دعا» در مرتبه بالاتری قرار دارد. ↑ کلینی، همان ، ج۴ ،ص۳۰۱. ↑ مفید، همان، ج۲، ص۱۴۲. ↑ همان. ↑ ابن حمزه طوسى، محمد بن على، الثاقب فی المناقب، ۱جلد، قم، انصاریان ، ۱۴۱۹ ق ،چاپ سوم، ص۲۹۱ . ↑ مجلسی، همان، ج۹۱، ص ۹۶ . ↑ سعادت پرور، على، پاسداران حریم عشق، ۱۰جلد، تهران، احیاء کتاب ، ۱۳۸۸ ش ،چاپ اول، ج۹، ص ۲۶۷و۲۶۸. ↑ ظاهرا مقصود آیات ۱۹۰ تا آخر آیه شریفه ۱۹۴ مىباشد. ↑ ابن طاووس، على بن موسى ،فلاح السائل و نجاح المسائل، قم، بوستان کتاب، ۱۴۰۶ ه ق، چ اول، ص۲۶۶ و .۲۶۷. ↑ همان. ↑ صدوق، همان، ص۷۹و۷۸. ↑ ابن بابویه، همان، ترجمه کمرهاى، ۱جلد، تهران،کتابچى ، ۱۳۷۶، چاپ ششم.ص ۷۷ – ۷۹. ↑ سخن رسول خدا به این عبارات نیز نقل شده است:« إِنِّی وَ اللَّهِ مَا انْتَجَیْتُهُ وَ لَکِنَّ اللَّهَ انْتَجَاه»، « مَا أَنَا أُنَاجِیهِ وَ لَکِنَّ اللَّهَ انْتَجَاهُ.»،« ما أنا ناجیته بل اللَّه ناجاه.». ↑ حسکانی، عبید الله بن عبد الله ، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل ، ترجمه روحانی، احمد، قم، دار الهدى ، ۱۳۸۰ ه ش، چاپ اول، ص۲۸۷. ↑ نجاشی، ابوالعباس احمد ابن علی، رجال نجاشی، قم، دفتر انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۶۵، چ ششم،ص ۱۶۷. ↑ برای اطلاع بیشتر رک: صدرایی خوئی، علی، دانشنامه امام علی ( علیه السلام)، ج۱۲، «صحیفه علویه»ص ۲۷۷ الی ۲۹۲. ↑
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
سماهیجى، همان،ص۲. ↑ دعاهای مذکور از این قرارند : فی العوذَهِ لِعِرقِ النِساء … ؛ عوذهُ لِلْمصروع ؛ دعاوُه ـ علیه السلام ـ فی العوذَهِ لوجعِ الضَرسِ …؛ لوَجْعِ البطن …؛ دعاؤه للبواسیر ؛ دعاؤه للعُسرِ الولادهِ ؛ دعاؤه ـ علیه السلام ـ للحُمّی عَلَمَهُ النَبیُّ ـ صلی الله علیه و آله ؛ عوذه للخوف منَ الحَرْقِ و الغرقِ ؛ للثؤ لُولِ …؛ لإبطالِ السّحر ؛ دعاؤه علیه السلام فی الحرز ( یکتب و یشد علی العضد الأیمن (۲۰) برای اطلاع بیشتر رک: جویا جهانبخش، طبع جدید صحیفه علویه، کتاب ماه دین ش ۸۵ – ۸۶ ، آبان و آذر. ↑ برای اطلاع بیشتر رک: جهانبخش، جویا، «طبع جدید صحیفه علویه»، کتاب ماه دین ش ۸۵ – ۸۶ ، آبان و آذر ۱۳۸۳. ↑ صحیفه علویه سماهیجی و محدث نوری توسط بوستان کتاب قم با ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی به زیور طبع آراسته شده است . ↑ نوری، حسین، صحیفه ثانیه علویه، ترجمه رسولی محلاتی، قم، بوستان کتاب،۱۳۸۹،چ چهارم ، ص ۴۶۴. ↑ قیومی اصفهانی، جواد، صحیفه امام علی ( علیه السلام)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۸، ، چ دوم، ج اول، ص۶۴. ↑ نحوه نقل آدرس، شباهت بسیار به آدرس دهی ابطحی اصفهانی در الصحیفه الجامعه العلویه دارد؛ اولین چاپ صحیفه ابطحی سال ۱۳۷۷ ه.ش بوده است و اولین چاپ جلدد اول صحیفه قیومی سال ۱۳۷۸ و چاپ جلد دوم ۱۳۸۱ بوده است. ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پایایی تحقیق ۵۳ ۳-۸ – تعریف نظری و عملیاتی متغیرها ۵۵ ۳ – ۹- روش تجزیه و تحلیل دادهها ۵۷ فصل چهارم: تجزیه و تحلیل دادهها ۴-۱توصیف متغیرهای مستقل ۶۰ ۴-۱-۱- بررسی جداول توصیفی مشخصات جمعیت نمونه ۶۰ ۴-۲ – توصیف متغیرهای مورد مطالعه ۶۷ ۴-۳ – آمار استنباطی ۷۱ ۴-۴- سنجش ارتباطات ۸۲ فصل پنجم: نتیجهگیری و پیشنهادات ۵-۱- یافتههای توصیفی ۸۷ ۵-۲ – یافتههای استنباطی تحقیق ۸۹ ۵-۳- پیشنهادهای کاربردی ۹۱ محدودیت های تحقیق ۹۲ منابع و مآخذ ۹۳ فهرست منابع فارسی ۹۳ فهرست منابع انگلیسی ۱۰۳ پیوست فهرست جداول عنوان شماره صفحه جدول (۳-۱): نتیجه شاخص آلفای کرونباخ برای بررسی پایایی پرسشنامه شاخصهای مورد مطالعه ۵۹
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
جدول شماره(۴-۱):جدول توزیع فراوانی سن پاسخگویان ۶۷ جدول شماره(۴-۲):جدول توزیع فراوانی جنس پاسخگویان ۶۷ جدول شماره (۴-۳):جدول توزیع فراوانی وضعیت تأهل پاسخگویان ۶۷ جدول شماره (۴_۴):جدول توزیع فراوانی میزان هزینه خانوار ۶۷ جدول شماره( ۴-۵):جدول توزیع فراوانی درآمد خانوار ۷۰ جدول شماره (۴-۶):جدول توزیع فراوانی وضعیت منزل مسکونی ۶۹ جدول شماره (۴-۷):جدول توزیع فراوانی تحصیلات پاسخگویان ۷۰ جدول شماره( ۴-۸):جدول توزیع فراوانی شغل پاسخگویان ۷۱ جدول( ۴-۹) جدول فراوانی تعداد همسران افراد مورد مطالعه ۷۳ جدول (۴-۱۰). جدول فراوانی پاسخ به سؤال “آیا تا به حال درباره چندهمسری و رواج آن در جامعه فکر کردهاید؟ ۷۳ جدول( ۴-۱۱). جدول فراوانی نظر افراد مورد مطالعه در مورد چندهمسری و رواج آن در جامعه ۷۴ جدول( ۴-۱۲). شاخصهای توصیفی نمرات متغیرهای مستقل و وابسته مورد مطالعه ۷۴ جدول( ۴-۱۳). شاخصهای توصیفی میانگین نمرات متغیرهای مستقل و وابسته مورد مطالعه ۷۵ جدول شماره( ۴-۱۴):جدول توزیع فراوانی میزان سرمایه فرهنگی پاسخگویان ۷۵ جدول شماره(۴-۱۵):جدول توزیع فراوانی نگرش پاسخگویان نسبت به تعدد زوجات ۷۶ جدول شماره (۴-۱۶):جدول دو بعدی رابطه بین سن و نگرش به تعدد زوجات ۷۸ جدول شماره (۴-۱۷):جدول دوبعدی رابطه بین جنس و تعدد زوجات ۷۸ جدول شماره (۴-۱۸):جدول دو بعدی رابطه بین وضعیت تأهل و نگرش به تعدد زوجات ۷۹ جدول شماره( ۴-۱۹):جدول دوبعدی رابطه بین تعداد همسر و نگرش به تعدد زوجات ۸۰ جدول شماره( ۴-۲۰):جدول دوبعدی رابطه بین تحصیلات پاسخگویان و نگرش به تعدد زوجات ۸۱ جدول شماره(۴-۲۱):جدول دوبعدی رابطه بین رفاه اقتصادی و نگرش به تعدد زوجات ۸۳ جدول شماره( ۴- ۲۲):جدول دوبعدی رابطه بین سرمایه فرهنگی نهادینهشده و نگرش به تعدد زوجات ۸۴ جدول شماره(۴-۲۳):جدول دوبعدی رابطه بین سرمایه فرهنگی عینیت یافته و نگرش به تعدد زوجات ۸۵ جدول شماره(۴-۲۴):جدول دوبعدی رابطه بین سرمایه فرهنگی تجسمیافته و نگرش به تعدد زوجات ۸۶ جدول شماره(۴-۲۵):جدول دوبعدی رابطه بین سرمایه فرهنگی و نگرش به تعدد زوجات ۸۷ جدول (۴-۲۶). نتیجه آزمون رگرسیون چندگانه در بررسی ارتباط نگرش نسبت به تعدد زوجات با سرمایه فرهنگی نهادینهشده، سرمایه فرهنگی تجسمیافته، سرمایه فرهنگی عینیت یافته و عقاید مذهبی ۸۹ جدول (۴-۲۷). ضرایب متغیرهای مستقل در آزمون رگرسیون چندگانه در بررسی ارتباط نگرش نسبت به تعدد زوجات با سرمایه فرهنگی نهادینهشده، سرمایه فرهنگی تجسمیافته، سرمایه فرهنگی عینیت یافته و عقاید مذهبی ۸۹ جدول (۴-۲۸). نتیجه نهایی آزمون رگرسیون چندگانه در بررسی ارتباط نگرش نسبت به تعدد زوجات با متغیرهای فردی و برخی ویژگیهای افراد مورد مطالعه ۹۰ (جدول۴-۲۹). ضرایب متغیرهای فردی نهایی در آزمون رگرسیون چندگانه در بررسی ارتباط نگرش نسبت به تعدد زوجات با سرمایه فرهنگی نهادینهشده، سرمایه فرهنگی تجسمیافته، سرمایه فرهنگی عینیت یافته و عقاید مذهبی ۹۰ فهرست نمودارها عنوان شماره صفحه نمودار شماره(۴-۱):جدول توزیع فراوانی سن پاسخگویان ۶۸ نمودار شماره(۴-۲):جدول توزیع فراوانی جنس پاسخگویان ۶۹ نمودار شماره (۴_۳):جدول توزیع فراوانی میزان هزینه خانوار ۷۰ نمودارشماره( ۴-۴):جدول توزیع فراوانی درآمد خانوار ۷۱ نمودار شماره (۴-۵):جدول توزیع فراوانی وضعیت منزل مسکونی ۷۲ نمودار شماره (۴-۶):جدول توزیع فراوانی تحصیلات پاسخگویان ۷۳
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بزهکاری بهطور کلی، نتیجه تلاقی برخی از گونههای شخصیت با موقعیتهای آسیبپذیر است، اما همه گونههای بزهکاری از این قاعده تبعیت نمیکند. به عبارت دیگر، شخصیت و موقعیتها برحسب فروض مختلف، دستهبندی و در نتیجه راهکارهای پیشگیرانه متفاوتی را میطلبد: دستهبندی بزهکاران به مادرزاد، به عادت، بزهکار اتفاقی…یا جرایم براساس معیار سن، جنس، ملیت، ابزار مورد استفاده و یا دارا بودن بزهدیده…عمدتا ملاحظات خاصی مانند پیشگیری و اصلاح مجرمان را دنبال میکند و نشان میدهد که از منظر جرمشناسی، پیشگیری از گونههای مختلف جرایم ملاحظات و محدودیتهای خاص خود را دارد. ۳-۴-۱-۱-محدودیت در نوع جرایم محدودیت اول به جرایم باز میگردد. همه جرایم از رهگذر جرمشناسی پیشگرانه قابل پیشگیری نیست. از یک سو، برخی جرایم را فقط با سرکوبی کیفری از طریق بازدارندگی و اقدامات پلیس سرکوبگر میتوان پیشگیری، کرد از سوی دیگر، در بین گروه اخیر نیز همه انواع جرایم مانند جرایم خلقالساعه و یا غیرعمدی با یک نوع اقدام قابل پیشگیری نیست. ۳-۴-۱-۲-محدودیت نسبت به افراد محدودیت دوم به افراد بر میگردد. اگر عدهای از افراد نسبت به روش های پیشگیری حساس میباشند، عدهای دیگر به دلیل نوع شخصیت، نسبت به اقدام پیشگیرانه، واکنش نشان نمیدهد. ارتکاب جرم، ممکن است نسبت به برخی از بزهکاران جنبه نمادین داشته باشد، یعنی فرد واقعا به دنبال لذت نباشد، اما آن عمل را مرتکب میشود، زیرا از ارتکاب آن صرفنظر از آثارش لذت میبرد یا با ارتکاب آن عمل، قدرت عمل خود را نشان میدهد. شاید به این ترتیب مجرم، تجربه محرومیتهای خود را جبران کند(نجفی ابرندآبادی:۱۳۸۸، ۲۰۷). ۳-۴-۱-۳-محدودیت تکنیکها امروزه متخصصان امنیت، از فنون و تدابیر مختلف وضعی که در صورت به کارگیری مناسب، موجب کاهش بزهکاری میشود، استفاده میکنند. در خصوص تکنیکهای پیشگیری چند حالت میتوان متصور شد: حالت اول، مجموعهای از تدابیر عینی و تکنیکهای بالقوه مؤثر ناظر بر ایجاد مانع در راه بزهکاری را مورد توجه قرار میدهد. در حالت دوم و به منظور کارایی بیشتر، ترکیب تدابیر پیشگیرانه در اولویت قرار میگیرد. حالت سوم، مربوط به زمانی است که یک متخصص پیشگیری، به دنبال یافتن یک راه حل پیشگیرانه مناسب نسبت به یک مسئله خاص است. اما باید خاطر نشان ساخت که از یکسو، همه روشها، مناسب نمیباشد. از سوی دیگر، اگرچه برخی از روشها مناسب است، لیکن هزینه اجرای آن غیرقابل تأمین میباشد. نکته بعدی این است که برخی از روشها، تأثیر نامطلوبی نسبت به برخی مجرمان بالقوه دارد و حتی ممکن است موجب توسعه احساس ناامنی مصنوعی در بین مردم گردد. ضمن اینکه برخی از فنون، به جای کاهش بزهکاری، موجب انتقال آن در مکان و زمان و یا حتی تغییر ماهیت جرم شود، در نهایت اینکه برخی از تکنیکها میتواند موجب محدودیت در آزادی افراد شود(GRANDJEAN: 1992, 200). ۳-۴-۱-۴-کارایی مشروط اگر پیشگیری همراه با سرکوبی نباشد، مثمر ثمر واقع نخواهد شد. هرچند عده زیادی از مدعیان پیشگیری، یک نظر مطلق و قاطع دارند. این عده یا در جبهه پیشگیری قرار میگیرند و یا در جبهه سرکوبی و رقیب خود را به اینکه مطلقا «پیشگیریمدار» و یا«سرکوبمدار»است، متهم میکنند. صرفنظر از این بحث، مهمترین چالش این است که ببینیم چگونه پیشگیری و سرکوبی با همدیگر ترکیب میشوند و چگونه بهطور متقابل همدیگر را تکمیل میکنند و اینکه چگونه پلیس موفق به جمع پیشگیری و مجازات میشود. به عنوان مثال، مراقبت که یکی از اشکال پیشگیری بسیار رایج است، اگر همراه با سرکوبی نباشد نمیتواند دارای آثار باشد. به عبارتی دیگر، نمیتواند خاصیت و اثر خود را حفظ کند. بنابراین در صورت شکست تدابیر پیشگیرانه، جامعه خلع سلاح نشده است و سرکوبی را به عنوان آخرین سلاح در اختیار دارد. لذا موضعگیری و ترویج اندیشه ضرورت انتخاب این یا آن ، غلط انداز و ظاهر فریب است. بنابراین میتوان گفت که پیشگیری بدون سرکوبی، فاقد تأثیر و کارایی است( ابراهیمی و رجبی: ۱۳۸۹، ۲۵).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۳-۴-۱-۵-محدودیت در تأمین امنیت پایدار جامعهای که تأمین نظم و امنیت آن منحصرا به فناوریهای جدید پلیسی متکی باشد، آسیبپذیرتر است، زیرا هر لحظه ممکن است فناوری از کار بیفتد، زیرا یک فناوری در هر صورت از کار خواهد افـتاد. همچنان که مواردی نیز وجود دارد که هرگز پیشبینی نشده و راهحل آن نیز تدارک دیده نشده است. اگر بخواهیم مشکلات را فقط از طریق فناوریهای جدید حل کنیم، ممکن است به جامعه روباتها تبدیل شویم. لذا نباید صرفا به فناوری تکیه کرد باید از شهروندان نیز کمک خواست. داشتن فناوری دلیل استفاده افراطی و بیحدومرز از آن نیست. در اینجا مسئولیت محققان سنگینتر است. کمک علم به سیاست امری است مطلوب، اما همیشه باید با هوشمندی همراه باشد. بنابراین در استفاده از فناوری جهت رفع کمبودهای نظام عدالت کیفری نباید قربانی خود تخریبی و خود ویرانگری شویم(رایجیان اصل:۱۳۸۳، ۱۲۳). ۳-۴-۱-۶-کاهش میزان مشارکت مردم با توسعه دوربینهای مراقبت، نقش مردم در تأمین امنیت کمرنگ میشود. در واقع این سازوکار که به منظور ایفای نقش بازدارنگی نسبت به بزهکاران مورد استفاده قرار میگیرد، اثر عکس خواهد گذاشت. در واقع در این حالت تأمین امنیت به دست یک اپراتور سپرده شده و در عمل شهروند از یک کنشگر به تماشاگر تبدیل شده است. در واقع مراقبت ویدئویی به نوعی در کاهش احساس مسئولیت افراد نسبت به موضاعاتی که در اطرافشان، آرامش آنان را تهدید میکند، شرکت کرده است. حال در این شرایط، چگونه میتوان هم مدافع سرسخت مراقبت ویدئویی بود و هم ادعا کرد که پیشگیری امری مربوط به همه است. در واقع، این سازوکار به جای اینکه در خدمت بشر باشد در خدمت قدرت در آمده است(نیازپور:۱۳۸۲، ۴۱). ۳-۴-۱-۷-محدودیت هزینهها به طور کلی همیشه این سؤال اساسی هم برای متولیان سیاست جنایی و هم متولیان پیشگیری مطرح بوده است که آیا افزایش وسایل و شیوههای تأمین امنیت به طور مؤثر امنیت مردم را تأمین خواهد کرد. هزینههای تأمین امنیت به طور مستمر در دنیا، به ویژه از حدود دو دهه پیش در کشورهای اروپایی، در حال افزایش است، که البته این امر همیشه مساعد با رفاه عامه نیست. به عنوان مثال، پس از حوادث یازدهم سپتامبر جامعه اروپایی به منظور مقابله با تهدیدات ناشی از جرایم، سرمایهگذاری قابل توجهی در بخش امنیت انجام داد. با وجود این، افزایش هزینهها و نیروهای امنیتی ممکن است به دلیل ذیل نتایج عکس را به همراه داشته باشد. همانند سایر قلمروها، افزایش قابل توجه هزینه امنیت ممکن است موجب کاهش کارایی سازمانی گردد. در واقع در این قبیل وضعیتها، معمولا کنترل و ارزیابی مستقل از اقدامات پلیس به عمل نمیآید و خطاهای پلیسی افزایش مییابد. لذا مداخلات پلیس در محلههای پرخطر و حساس میتواند همان چیزی را که میباید از آن پیشگیری کند، موجب شود(رایجیان اصلی:۱۳۸۳، ۱۲۵). ۳-۴-۱-۸-جابهجایی بزهکاری جابهجایی بزهکاری، یعنی واکنش بزهکاران در مواجهه با یک سازوکار پیشگیری وضعی و ارتکاب جرم در جای دیگر، در زمان دیگر و به شیوه دیگر یا نسبت به آماج دیگر. اگر در تحلیل علل بزهکاری، از پیش آمادگیهای فردی سخن به میان میآمد، حمایتهای وضعی فقط میتواند موجب جابهجایی بزهکاری گردد. البته این تصویر از بزهکار که تحت یک میل و انگیزه، تا رسیدن به هدف، به فعالیت خود ادامه میدهد، میراث تفکر لومبروزو است و با واقعیت سازگاری ندارد. بزهکار قبل از اینکه بزهکار باشد، یک انسان است. وی برای رسیدن به اهدافش از راحتترین شیوهها استفاده میکند، خودش را با مـوقعیتها هماهنگ و منطبق میکند، برمبنای محاسبه هزینه-فایده اقدام میکند و در واقع بهطور جبری و اجتنابناپذیر مرتکب جرم نمیشود. وی برمبنای قرائتش از موقعیت و راهحلهای مناسب با آن اقدام میکند. لذا چنانچه به دلیل به کارگیری یک تدبیر وضعی، جرم مورد نظر منافع زیادی برای او نداشته باشد یا پرخطر باشد، امکانهای دیگر را بررسی میکند. او ممکن است:
-
- همین نوع جرم یا جرم مشابه را جای دیگر و به نحو دیگر مرتکب شود یا برتر از آن ممکن است یک جرم شدیدتر مرتکب شود(جابهجایی بزهکاری)؛
-
- مرتکب جرم دیگر شود که به نسبت جرم اول خفیفتر است.
-
- از طرح خود صرفنظر کند و راهحلهای غیرمجرمانه انتخاب کند. این اثر مطلوب پیشگیری است. چنانچه عدهای قابل توجه از بزهکاران راهحل دوم یا سوم را انتخاب کنند، مقصود یا فایده پیشگیرانه حاصل شده است.
اما آیا فرضیه جابهجایی ۱۰۰%درست است؟برای اینکه این فرضیه صحیح باشد، افراد نباید از اجرایی کردن طرح خود صرفنظر کنند و از طریق شیوههای مجرمانه مختلف، طرح خود را اجرا کنند. قبل از هر چیز باید دید وضعیت در عمل به چه صورت است؟در واقع برخی اوقات بزهکاران، به یک اقدام پیشگیرانه واکنش نشان داده و در جایی دیگر یا نوع دیگر اقدام میکنند. در نیویورک به خاطر اینکه رانندگان اتوبوس پول نقد همراه نداشته باشند و آماج سارقان قرار نگیرند، طی تصمیمی از فروش بلیط توسط این رانندگان جلوگیری شد. متعاقب این عمل از میزان این نوع سرقت بهطور قابل توجه کاسته شد، ولی میزان سـرقتهای ارتکابی در مترو افزایش یافت. در انگلستان نصب سازوکارهای ضد سـرقت روی اتومبیلها در سال ۱۹۶۰ بهطور قابل توجهی میزان سرقت اتومبیلهای جدید را کاهش داد. میزان سرقت مدلهای قدیمی و حمایت نشده نیز در همین دوره کاهش یافت بدین ترتیب، جابهجایی بزهکاری، همیشه وجود نداشت و زمانی که کـشف میشد نیز به میزان ۱۰۰% نبود(Betin: 2003, 23-24)از این مثال میتوان اصل اشباع را استنتاج کرد: هرچه آماجهای حمایت شده توسط تدابیر وضعی بیشتر باشد، جابهجایی کمتری رخ خواهد داد. زمانی که بیشتر ساکنان یک شهر کوچک اموال خود را علامتگذاری کرده باشند، سارقان به راحـتی نمیتوانند سیبلهای جذاب و جالب پیدا کنند. لذا برای یافتن مجموعههای مسکونی و اموال حمایت نشده باید مدتهای زیاد جستجو کنند و یا به شهر و مکان دیگری بروند که این خود بازدارنده است. در حالت عکس، یعنی جایی که فقط تعداد کمی از آپارتمانها حفاظت و حمایت شده باشند، سارقان میتوانند بدون زحمت و صرف وقت، آماج جدید پیدا کنند. در واقع، متغیر زمان برای بزهکاران اتفاقی، امری اساسی است. آنان، قاطعیت و پشتکار لازم را برای صرف وقت جهت یافتن آماجی که مناسبشان باشد، ندارند. از سویی، توزیع منافع یک تدبیر وضعی، نقطه عکس جابهجایی بزهکاری است و آن زمانی است که اثر پیشگیرانه یک تدبیر یا یک برنامه در بخش یا نسبت به سیبل حمایت شده به بخشهای حمایت نشده یا از یک نوع از جرم به جرم دیگر گسترش مییابد. اما بهطور کلی پیشگیری وضعی مستلزم سرمایهگذاری است. نصب دزدگیر بر روی خودرو یک هزینه اضـافی بر مالک خودرو تحمیل میکند. نصب دوربین و استخدام سرایدار متضمن هزینهای است که ممکن است تمام اهالی یک مجتمع مسکونی قادر به پرداخت آن نباشند. از اینرو، میتوان گفت که پیشگیری وضعی نوعی تبعیض امنیتی در برابر افراد نیز ایجاد میکند و افراد ثروتمند و دولتهای ثروتمند بهتر میتوانند خود را در برابر جرم مصون نگاه دارند(ابراهیمی و رجبی:۱۳۸۹، ۳۰-۳۱). اما عمده محدودیتهای دولتها در پیشگیری از جرم به تعهدات آنها نسبت به رعایت حقوق و آزادیهای قانونی افراد برمیگردد. البته برخی از حقوق نیز همانند حق عدم شکنجه مطلق بوده و هیچگونه محدودیتی بر آن بار نخواهد شد. ۳-۴-۲-محدودیتهای حقوق بشریپیشگیری وضعی عبارت است از تغییر در موقعیتهای خاصی که احتمال ارتکاب جرم در آن زیاد است، به منظور دشوار کردن، پرخطر کردن یا جاذبهزدایی برای کسانی که قصد ارتکاب دارند(گسن: ۱۳۸۵، ۶۰۴).در واقع تدابیر ناظر به دشوار و پر خطر کردن یا جاذبهزدایی، تصمیم بزهکار بالقوه به گذر از اندیشه به فعل را تحت تأثیر قرار میدهد.یکی از راه های افزایش خطر ارتکاب جرم، در پیشگیری وضعی، مراقبت و کنترل میباشد، یعنی با ایجاد خطر بیشتر در وضعیت پیشجنایی به ارعاب بزهکاران بالقوه پرداخته میشود. این مراقبت گاه توسط افراد، گاه با توسل به فناوریهای نوین و بعضا به صورت ترکیب هر دو، انجام میشود. مراقبت به دنبال ارائه این پیام به بزهکار بالقوه است که در صورت گذر از اندیشه به عمل، مشاهده، کنترل و دستگیر خواهد شد. بنابراین، با القای این حس و انتقال پیام، بزهکار با توجه به خطر دستگیری یا شرمساری ناشی از احتمال مشاهده شدن، به تردید میافتد. مراقبت و کنترل، در واقع، یکی از عناصر سازوکار کنترل اجتماعی کلاسیک و مشتمل بر قواعد و ضمانت اجرا است. بدین ترتیب که یک مقام یا نهاد یک قاعده وضع میکند، از طریق مراقبت، از رعایت آن مطمئن میشود و نقضکنندگان آن را مجازات میکند. این سه عنصر مکمل همدیگر میباشند، بدون قاعده و قانون، مراقبت فاقد مبنا و اعمال ضمانت اجرا ناعادلانه خواهد بود. بدون مراقبت، جرایم کشف نخواهد شد و بدون ضمانت اجرا، کسی رعایت قواعد را جدی نخواهد گرفت. بعضا پیش میآید که یک مراقبت بدون ضمانت اجرا موقتا در انصراف بزهکاران مؤثر واقع میشود ولی، مراقبینی که به مشاهده بدون واکنش اکتفا میکنند، به مرور زمان، این حس را ایجاد میکنند که این قاعده یا قانون لازمالاجرا نیست(دلماس مارتی:۱۳۹۰، ج۱، ۶۲). موقعیتهایی که احتمال ارتکاب جرم در آن زیاد است، باید تحت یک مراقبت و کنترل دقیق باشند. در این حالت بزهکاران، به هنگام سرقت، خطر دستگیری را بالا احساس میکنند و از ارتکاب جرم منصرف میشوند. کنشگران اجتماعی از قبیل نیروهای پلیس، نگهبانان، سرایداران وفروشندگان در بوتیکها که وظیفه مراقبت را برعهده دارند، متعدد میباشند. این دسته توسط سیستمهای الکترونیک از قبیل دوربین، هشداردهندهها و آشکارسازها مورد حمایت قرار میگیرند. این مراقبتها، احتمال دستگیری و مجازات را افزایش میدهد و نشان میدهد که این موقعیت مورد حمایت و تحت قرار دارد. اما نکته اساسی این است که این تدابیر گرچه در افزایش احتمال دستگیری و برهم زدن معادله هزینه-فایده مؤثر است، لیکن در عمل ممکن است به مرور زمان موجب شکلگیری جامعه تحت کنترل و تحدید حقوق بنیادین افراد گردد. ۳-۴-۲-۱-تعرض به زندگی خصوصیبه طور کلی عمل ثبت، ضبط یا انتشار تصویر یک شخص که در یک محل خصوصی قرار دارد، بدون رضایت وی، یک صدمه به زندگی خصوصی است(دوآ: ۱۳۸۲، ۲۲۶). این در حالی است که حق رعایت و احترام به زندگی خصوصی یکی از حقوق بنیادین محسوب میشود. ماده هفده میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی مداخله در زندگی خصوصی افراد از طریق انواع مراقبت را منع کرده است. لذا بر این اساس نمیتوان هویت کسی را برملا کرد. یک زوج جوان انتظار ندارند که تمام حرکات آنها، تنها به این دلیل ساده که در یک مکان عمومی هستند، ثبت و ضبط شود. دوربینهای مراقبت امروزه این توانایی را دارد که تمام حرکات و رفت وآمدهای شهروندان را کنترل کند که این خود تعرض به زندگی خصوص افراد به شمار می آید(ابراهیمی و رجبی:۱۳۸۹، ۳۴). ۳-۴-۲-۲-کنترل و محدودیت در آزادیهای فردی به نام امنیت و نظم عمومی و به بهانه آن ممکن است حقوق بنیادین اشخاص نقض گردد. به عنوان مثال به هنگام برگزاری اجلاس سران کشورهای صنعتی با موضوع جهانی شدن، معمولا مخالفان این جریان به منظور اعلام مخالفت، از کشورهای مختلف با حضور در محل اجلاس، به تظاهرات میپردازند. در این وضعیت کشورها به نام نظم عمومی و پیشگیری از جرم، مانع رفت وآمد آزادانه اشخاص شده و از خروج آنها از مرز جلوگیری میکنند. در صورتی که به طور طبیعی، اکثر تظاهراتها با عدم رعایت نظم عمومی همراه میشود. لذا حق اعتراض و نیز آزادی رفت وآمد در این شرایط بهطور جدی محدود میگردد. از طرفی اخذ اطلاعات شخصی تظاهرکنندگان و استفاده از آن برای زندگی خصوصی آنان یک خطر محسوب میشود. بنابراین سازوکارهای امنیت نباید مانع رفت وآمد و نیز مبالات افراد گردد. مثلا اجباری کردن پاسپورتهای بیومتریک رفتوآمد به آمریکا را با مشکل مواجه کرده است. از اکتبر ۲۰۰۵ هر فرد خارجی برای ورود به خاک آمریکا باید دارای پاسپورت فوق باشد. عدهای به همین دلیل نمیتوانند به موقع، ویزای خود را دریافت کند. لذا این سازوکار در کوتاهمدت مانع جابهجایی افراد میگردد. همچنان که در دراز مدت نیز کنترل مرزها میتواند در سرعت و سهولت جابهجایی اموال و اشخاص مانع ایجاد کند و در نهایت موجب کاهش تجارت جهانی گردد. در واقع میتوان گفت که هرچه وسایل تأمین امنیت افزایش یابد، افراد کمتر حمایت میشوند. بسیاری ازسازوکارهای امنیت میتواند به آزادیهای فردی، فعالیتهای اقتصادی و حتی امنیت افراد صدمه وارد کند. از طرفی،ظرف چند سال گذشته، تمایل دولتها به استفاده بیشتر از تدابیر فنی به نسبت تدابیر اجتماعی، بیشتر شده است(ابراهیمی و رجبی:۱۳۸۹، ۳۷-۳۸). فصل چهارم: پیشگیری از جرایم اطفال و نوجوانان از طریق طراحی محیطیهمواره از محیط و عناصر آن برای تاثیرگذاری بر رفتار انسانی استفاده شده است. تاثیر محیط بر انسان موضوع جدیدی نیست و از قدیم الایام از محیط برای تاثیرگذاری بر رفتار انسانها استفاده شده است. این موضوع یکی از موضوعات مورد علاقه فلاسفه نیز بوده است. برای مثال تمام کسانی که به بحث درباره آرمان شهر و مدینه فاضله پرداختهاند، به اصول و روشهایی اشاره کردهاند که بر شکل دادن به محیط و متقابلا بر رفتارهای جمعی و فردی تاثیر داشتهاند. صاحبنظران مختلف به تاثیر محیط بر انسان اشاره کردهاند، از جمله ابن خلدون شرایط محیط طبیعی و محیط ساخته شده را توأمان در روند زندگی بشر و تحولات فرهنگی اخلاقی و رفتاری موثر میداند(ابن خلدون: ۱۳۵۲، ۲۵۹).وی مردمان مناطق معتدل را کاملتر و هنرمندتر دانسته و آنها را از کجروی و انحراف دور میداند. علاوه بر وی، منتسکیو نیز به تاثیر شرایط اقلیمی و محیط طبیعی اشاره کرده است(مونتسکیو: ۱۳۶۲، ۳۹۰).شاید این فرایند تاثیرگذاری را بتوان از طریق احساس هویت یا این همانی انسان با محیط تفسیر کرد. به عبارت دیگر، انسان هویت خویش را در هویت محیط جستجو میکند و هویت محیط را هویت خویش میپندارد و سعی در استحاله مختصات هویتی خویش به سمت کسب مختصات هویت محیط می کند(نقی زاده:۱۳۸۱، ۸).تا دوران معاصر به دلیل محدودیتهای مفهوم انسان در نظریههای طراحی، که صرفا انسان از دید فیزیولوژیک مورد بررسی قرار میگرفت، الگویی نیز که در خصوص رابطه انسانی و محیط ارائه میشد بر همین الگو مبتنی برود این الگو که مبتنی بر جبرگرایی محیطی بود، برمبنای مدل محرک و پاسخ قرار گرفته بود، بدین معنا که محیط طبیعی و مصنوع، محرک بوده و انسان پاسخهایی از پیش تعیین شده به این محرکها میدهد(رضازاده:۱۳۸۴، ۳۹).البته نظریات موجود در خصوص ارتباط انسان و محیط را میتوان به سه دسته جبرگرایی محیطی (انسان به مانند موجودی بیاختیار)، امکانگرایی محیطی و احتمالگرایی محیطیتقسیمبندی کرد(مطلبی:۱۳۸۰، ۵۹).در کنار سایر رهیافتهای پیشگیری از جرم که بیشتر به دنبال تغییر شخصیت و از بین بردن زمینهها و علل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جرم بودهاند، رهیافت مکانیکی(وضعی و فرصت مدار)در پیشگیری از جرم به یکی از دیدگاههای غالب در زمینه پیشگیری از جرم تبدیل شده است(گسن:۱۳۸۵، ۱۶۰).در کنار نظریه پیشگیری وضـعی، نظریهای دیگر مطرح شده است که به پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی معروف است. این دیدگاه از لحاظ مبانی نظری تا حدودی شبیه نظریه پیشگیری وضعی است ولی در قلمرو و کاربرد محدودتر از آن است. نظریه CPTED بر این ادعا استوار است که میتوان با طراحی مناسب و کابری موثر از محیط از ارتکاب جرم پیشگیری کرده و علاوه بر بهبود کیفیت محیط زندگی بر ترس ناشی از جرم نیز غلبه کرد. این نظریه هدف و تمرکز خود را بر محیط ساخته شده و جرایم مرتبط و شایع در مناطق مسکونی مانند، دیوار نویسی، تخریب و سرقت قرار میدهد. به عبارت دیگر، اگر محیط به نحوی طراحی شود که بتواند موجب بهبود نظارت افراد شده، تعلق ساکنان را به قلمرو خود بالا برده و تصویری مثبت از فضا ایجاد کند، فرصتهای مجرمانه کاهش خواهد یافت و مجرمان از ارتکاب جرم باز خواهند ماند(Cozens: 2005, 328)زیرا در معامله عقلانی مجرم، میزان تلاش و خطر ارتکاب جرم (هزینه) بیشتر از منافع حاصل از جرم خواهد بود. این دیدگاه نسبت به سایر انواع پیشگیریها این مزیت را دارد که تغییر وضعیت بسیار سادهتر از تغییر شخصیت فرد است(فلسون و کلارک: ۱۳۸۸، ۱۹۰).ساختمانها، خیابانها، فضاهای سرباز و پارکها صرفا فضاهایی نیستند که جرم در آنجا روی میدهد، بلکه ساختار و طراحی فضا میتواند موجب پیشگیری و بازدارندگی از فعالیتهای مجرمانه شده و امنیت شهری را بهبود بخشد. این دیدگاه در برگیرنده تحلیلهای دقیق وضعی از جرم است که به دنبال یافتن وضعیتها و شرایطی است که میتوانند فرصتهای مجرمانه ایجاد کنند(محمودی جانکی و قورچی بیگی: ۱۳۸۷، ۳۴۷).شاید در این میان بتوان گفت که نقش و تاثیرگذاری محیط بر جرم از ابـتدا زیاد مورد توجه واقع نشده بود. البته اگر به این مسئله هم پرداخته شده باشد بیشتر این رویکردها جبرگرایانه بوده و بیشتر بر تاثیرگذاری محیط جغرافیایی و طبیعی بر جرم پرداخته شده است(گسن:۱۳۸۵، ۱۷۹). و بحثی پیرامون تاثیر محیط فیزیکی و ساخته شده بر رفتار مطرح نبوده است، از این جمله میتوان به قانون حرارتی کلته و گری اشاره کرد. نظریه CPRED از اوایل ده شصت و هفتاد میلادی در آمریکا شروع به شکلگیری میکند و در آثار افرادی چون الیزابت وود، جین جاکوبز، اسچلمو آنجل، اسکار نیومتن و سی.ری جفری میتوان اهمیت طراحی شهری و تاثیر آن بر رفتار و جرم را مشاهده کرد. در این آثار نوعی انتقاد از وضع موجود معماری در آن دوره وجود دارد. برای مثال، جاکوبز در کتاب خود، حیات و مرگ شهرهای بزرگ آمریکا، بیان میدارد که میتوان از طریق کاهش شرایط گمنامی و انزوا ازجرایم شهری پیشگیری کرد. جاکوبز اعتقاد داشت که طراحی شـهری در این دوره مانعی بر سر راه کنترل اجتماعی غیر رسمی و خود نظارتی تلقی میشود و تا هنگامی که همسایگان نمیتوانند با یکدیگر تعامل برقرار کنند، جرم همچنان وجود خواهد داشت. کتاب جاکوبز را میتوان کیفرخواستی علیه سیاستهای شهرسازی بعد از جنگ-که در آن اولویت به اتومبیل داده میشد نه به زندگی و حیات در یک جامعه-دانست(محمودی جانکی و قورچی بیگی: ۱۳۸۷، ۲۴۸). ۴-۱-تعریف نظریه CPTEDنظریه CPTED بر این ادعا استوار است که میتوان با طراحی مناسب محل سکونت و کار افراد، از جرایم ارتکابی در محیط ساخته شده پیشگیری کرد. این فرایند، پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیط نامیده میشود. این پیشگیری، شاخهای از رهیافتهای مکانیکی در پیشگیری از جرم است که بر این باور است که مجرم ارتکاب جرم را انتخاب میکند، جرم معلول فرصت است، مجرم فردی عقلانی است و جرم انتخابی عقلانی است و تاثیر گذاشتن بر عوامل وضعی راحتتر از تغییر و مبارزه با ضعفهای بشری و اصلاح شخصیت افراد است، در نتیجه راهحل مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم را کم کردن فرصتهای مجرمانه میداند(محمودی جانکی و قورچی بیگی: ۱۳۸۷، ۳۴۸). نظریه CPTED را میتوان اینگونه تعریف کرد: طراحی مناسب و کاربری موثر از محیط و ساختمان که منجر به کاهش جرم و ترس ناشی از جرم میشود. به عبارت دیگر طراحی مناسب و استفاده درست از محیط میتواند علاوه بر پیشگیری از وقوع جرم، کیفیت زندگی را بهبود بخشیده و ترس از جرم را کاهش دهد. این مسئله همانگونه که اشاره شد مبتنی بر مطالعاتی است که در اواسط قرن بیستم انجام شده بود. در واقع نظریه CPTED بر این اندیشه مبتنی است که رفتار انسانی در محیط شهری تحت تاثیر طراحی محیطی قرار دارد. از آثار مثبت نظریه CPTED میتوان به بهبود کیفیت زندگی، تقویت حس تعلق به محیط در ساکنان، کاهش میزان جرایم و حتی افزایش قیمت خانه و زمین برشمرد(غرایاق زندی: ۱۳۹۱، ۲۵). ۴-۲-سیر نظریهپردازی پیرامون نظریه CPTED
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شیرابه آنغوره ferula ovin boiss دارای اثر ضد تشنج است و در رفع بیماریهای منشاء عصبی، دستگاه تنفس، اسپاسم حنجره و دستگاه هضم و آسم بکار می رود. ترکیبات گوگرد دار موجود در اسانس گیاه، از تولید چربی در بیماران با چربی خون بالا ممانعت می کند۴ (امید بیگی ر ۱۳۸۳) . بخشهای سبز گیاه آنغوره نیز به عنوان سبزی خورده می شود ۴ (امید بیکی ر ۱۳۸۳) . شیرابه آنغوزه دارای اثر ضد تشنج , قاعده آور و ضد انگل است . در رفع ییوست افراد مسن نیز کاربرد دارد۴ (امید بیکی ر ۱۳۸۳) . جنس Ferula از ویژگی های فیتوشیمیایی قابل توجهی مانند دارا بودن سزکویی ترپنها۵۶ (آپن دینو، ۱۹۹۷؛ گونزالس، ۱۹۹۷) و کومارینهای سزکویی ترپنی برخوردار است۵۵ (احمید، ۱۹۹۹). علاوه بر این مادهای ـ ا ـ پروپیل دو ـ بونیل دی سودلفیدیک ترکیب اصلی در روغن ferula ایرانی است۶۶ (خواجه، ۲۰۰۵). F.hermonis که اسم گونه آن از واژه hormone گرفته شده است از جمله گیاهان دارویی معروف کشور لبنان میباشد که به خاطر اثرات شبه استروژنی مورد استفاده قرار میگیرد. علاوه بر اثرات شبه استروژنی و فروتینین (appendion,2002). گیاه F.hormonis به عنوان یک کاهنده قوای جنسی در جنس نر نیز مطرح میباشد (zanoli,2005). کُمای بیابانی Ferula foetida regel یکی از گیاهان دارویی ، خوراکی و علوفهای مراتع بیابانی شرق ایران است که از قدیم الایام در استان خراسان در اوایل فصل رشد اندام رویشی وبویژه ساقه گلدهنده این گیاه مونوکارپیک را از طوقه قطع وبه مصرف دارویی،خوراکی میرسانده اند. صمغی که از ریشه ذخیره ای گیاه دارویی باریجه (Ferula gummosa) استحصال می شود یکی از مهم ترین محصولات مرتعی است که در طب سنتی ایران به عنوان خلط آور در بیمارهای تنفسی و نیز ضد اسپا سم دستگاه گوارش استفاده می شود ولی مصرف عمده آن در صنایع جواهر سازی (چسب الماس ) و نیز به عنوان تثبیت کننده عطر و صنایع آرایشی می باشد . از تمام قسمتهای گیاه Ferula gummosa boiss . با نام عمومی Galbanum ازخانواده Apiaceae ) Umbelliferae ) ، گم رزین گالبانوم بدست می آید. گالبانوم دارای خاصیت ضد انقباض (Antispasmodic ) ، ضد نفخ و بادشکن ( Carminative ) ، خلط آورExpectorant ) ) و محرک و مهیج (Stimulant ) است ۴۳ ( کریم پور س ۱۳۸۶) . در استعمال داخلی ، گالبانوم برای معالجه برونشیت مزمن ، آسم ودیگر ناراحتی های قفسه ی سینه مفید است و یک محرک برای هاضمه است و هم چنین نفخ شکم ، دردهای زکام ( آنفولانزا ) و قولنج را کاهش می دهد ۴۳ ( کریم پور س ۱۳۸۶) .
 در استعمال خارجی ، گالبانوم به عنوان ضماد برای تورم های اشتعالی ، زخم معده ، سوختگی ، جراحت و ناراحتی های پوستی استفاده می شود . البته خاصیت ضد صرع Antiepileptic )) و ضد تشنج(Anticonvulsant ) این گیاه توسط هیئت علمی دانشکده علوم پزشکی دانشکاه شهید بهشتی تهران طی مطالعه ای روی موشهای آزمایشگاهی در July ، ۱۹۹۷بررسی شد ۴۳ (کریم پور س ۱۳۸۶) . فصل دوم بررسی سوابق ۲-۱- بررسی سوابق : بررسی سوابق طرح های مشابه و مطالعات نورالله عبدی و همکاران در سال ۷۸ در عرصه های منابع طبیعی نشان داده است که اثر عوامل مختلف می تواند بر روی گونه های متفاوت عملکرد متفاوت داشته و ارتباط ویژه ای بین پراکنش گونه های مختلف مرتعی و خصوصیات خاک، توپوگرافی وارتفاع از سطح دریا وجود دارد. از میان عوامل مورد بررسی،( ارتفاع از سطح دریا، شیب و جهت شیب ) گونه های خانواده پروانه آسا بیشتر تحت تأثیر ارتفاع از سطح دریا، مقدار شیب و عمق خاک قرار داشتند، در حالی که گونه های خانواده گندمیان نشان دادند که به طور عمده تحت تأثیر ارتفاع از سطح دریا، مقدار شیب و جهت شیب قرار دارند ۳۱ ( عبدی ن ۱۳۸۶ ) . مطالعات انجام گرفته توسط آذرنیوند و همکاران بر روی تاثیر خصوصیات خاک و تغییرات ارتفاع بر پراکنش دوگونه درمنه (Artemisia aucheri) و (Artemisia.siberi ) به روش تصادفی سیستماتیک در منطقه ورد آورد گرمسار وسمنان نشان داد که خصوصیات ماده آلی، نیتروژن، بافت و گچ خاک وارتفاع از سطح دریا از مهم ترین عوامل موثر در پراکنش دو گونه مذکور بوده است ۱ ( آذرنیوند و همکاران ۱۳۸۶) . ۲-۱-۱- از نظر دارویی و فتو شیمی : – بررسی های انجام شده در سال ۸۷ توسط جلیلیان و همکاران در استان کرمانشاه نشان داده است از هیدروکربنهای مونوترپنی چویل مثل آلفاپینن و بتاپینن در صنایع عطرسازی برای تولیدات استحمام و خوشبوکنندههای هوا و مواد دارویی استفاده میشود ۱۶ ( جلیلیان ن ۱۳۸۷ ) . – بر اساس گزارش معصومی از استان کرمانشاه ، از قسمت های هوایی چویل شامل برگ، ساقه، گل میوه استفاده می شود به این صورت که از برگ و ساقه های آن بعنوان معطر کننده در ظرف محتوی روغن استفاده می کنند ۴۹ (معصومی ۱۳۸۷)و از پودر شده میوه آن بعنوان معطر کننده غذا استفاده می کنند۴۹ (معصومی ۱۳۸۷). – بررسی معصومی اضافه کرده است که از گیاه چویل Ferulago angulata در استانهای غربی کشور به عنوان ماده غذایی جهت معطر نمودن روغن حیوانی استفاده میشود ۴۹ (معصومی ۱۳۸۷) – مطالعات انجام شده توسط معصومه خان احمدی نیز بیانگر این مطلب است که گیاه چویل بومی ایران و خاص منطقه غرب و جنوب غرب است از دیرباز بهصورت سنتی و با افزودن به مواد لبنی به خصوص روغن، با ایجاد طعم بسیار مطبوع، از فاسد شدن آن جلوگیری و با قراردادن در لابلای گوشت برای مدتی آن را نگهداری مینموده اند۲۳ ( خان احمدی م ۱۳۸۷) . – یافتههای حاصل از تحقیق قلی وند در استان کرمانشاه در سال ۸۸ نشان می دهد که ۸۳% از افراد مورد مطالعه در درمان تعداد زیادی از بیماریهای خود از گیاهان دارویی استفاده میکنند ومعتقدند که داروهای گیاهی نسبت به داروهای شیمیایی ارزان تر و از نظر عدم ایجاد عوارض جنبی برتری دارند.بیش از ۲۷۵ گونه گیاهی در طب سنتی عشایر قشقایی دارای کاربرد دارویی هستند. همچنین برخی از مردم عشایر برای درمان بیماریهایی نظیر سرماخوردگی، دردهای عضلانی، اسهال، چربی خون، سردرد، سنگکلیه و ناراحتیهای مجاری ادراری، نفخ شکم، دل درد، بیماریای پوستی و … از گیاهان دارویی نظیر بابونه Anthemis persica ، چویل Ferulago angulate ، سیر Allium sativa ، لیزک یا بن سرخ Allium sp. ، آویشن Thymus daenensis ، پونهکوهی Mentha longifolia و … استفاده می کنند ۴۰ ( قلیوند م ۱۳۸۸) . منابع ژنتیکی اصلی چنین گیاهانی همواره از عرصههای طبیعی بویژه اکوسیستمهای خشک و نیمه خشک کشور ایران خاستگاه عمده گیاهان دارویی موجود است. رضا امید بیگی در بررسی خود در خصوص گیاه باریجه آورده است که گیاه باریجه گیاهی چند ساله از تیره چتریان و Ferula gummosaاست که در طب سنتی ایران به عنوان خلط آور در بیمارهای تنفسی و نیز ضد اسپا سم دستگاه گوارش استفاده می شود ولی مصرف عمده آن در صنایع جواهر سازی (چسب الماس ) و نیز به عنوان تثبیت کننده عطر و صنایع آرایشی می باشد ۴ )امید بیگی ر ۱۳۸۳( . طبق تحقیقات آپندینو ( در سال ۲۰۰۲ مشخص شده است F. hermonis که اسم گونه آن از واژه hormone گرفته شده است از جمله گیاهان دارویی معروف کشور لبنان میباشد که به خاطر اثرات شبه استروژنی مورد استفاده قرار میگیرد. علاوه بر اثرات شبه استروژنی و فروتینین (appendion,2002). همچنین بررسی زانولو در سال ۲۰۰۵ موید این مطلب است که گیاه F.hormonis به عنوان یک کاهنده قوای جنسی در جنس نر نیز مطرح میباشد (zanoli,2005). به هر حال با کشف فروتینین در F.ovina به نظر میرسد که اثرات فارماکولوژیکی و به خصوص شبه استروژونی گیاه F. ovina موضوع تحقیق مناسبی برای فارماکولوژیستها باشد هر چند که مهمترین متابولیستهای ثانویه موجود در گیاهان جنس ferula مشتقات سزکویی ترپنی میباشد. با این وجود به نظر میرسد تنوع متابولیلی در گیاه کما[۱] زیاد نیست و معدود به ۳ ترکیب ترپنونیدی (یک سزکویی ترژن و دومنوترپن) میشود. این در حالی است که در گونههای دیگر مخلوطی از سزکوییترپن کومارینها (ایران شاهی،۲۰۰۴؛ ایران شاهی، ۲۰۰۷). مانند F. persicu و F. szowitsiana ترکیبات گوگرد دار (ایرانشاهی، ۲۰۰۳؛ با duan,2002; Rajanik anth, 1984) مانند F.persica، F. Foetida، F.asafoetida و F. ratabensis متابولیستهای کیگوزیله (ایرانشاهی،۱۰۰۸) مانند F. persica و سزکویی ترپن لاکتونها (shikishima,2002; Suzuki,2004). مانند F. varia و F. pennineruis گزارش شده است۲ (محمد آقایی، ۲۰۰۶). بررسی های انجام شده توسط رضا امید بیگی در سال ۸۳ که در مجله منابع طبیعی ایران چاپ شده است نشان می دهد که آنغوزه با نام علمی Ferula assa_foetida یکی از گیاهان مرتعی ایران است به سبب وجود ماده ای که از ان استخراج میشود. این ماده مصرف دارویی، صنعتی وارزش اقتصادی فراوانی برای روستائیان و صادرکنندگان دارد . صمغ آنغوزه که از ریشه گیاه استحصال میشود توسط رومیها مصرف می شد و امروزه بطور وسیع در هند به عنوان ادویه در تهیه برخی غذاها، انواع ماهی ،سبزیها و سس مورد استفاده قرار می گیرد. ساقه های جوان گیاه تازه انقوزه در نواحی خراسان و کرمان به مصرف غذایی می رسد.هم اکنون پمادی در بازار دارویی ایران به نام «ملیسان» وجود دارد که برای رفع تبخال استفاده شده و از فرآورده های همین گیاه می با شد۶ ( امید بیگی ر ۱۳۸۳ ) . کمای ساورزی نیز در برخی از روستاهای حوالی کوه ساورز در استان کهگیلویه وبویراحمد به عنوان داروی ضد درد برای درمان مفاصل استفاده می گرد ۲-۱-۲- از نظر عوامل اکولوژیکی بررسی ها ی انجام شده توسط میرطالبی و همکاران در سال ۸۶ بر روی گیاه آنغوزه شیرین نشان می دهد که آنغوزه شیرین از خاکهای شور با میزان آهک و رس بالا دوری می کند و در خاکهای شیرین و سبک واریزه ای مستقر می شود۵۲ ( میر طالبی آ و همکاران ۱۳۸۶). قاسم شهسواری و همکاران در سال ۸۲ بر روی کُمای بیابانی در منطقه شرق بررسی کرده و اعلام کرده اند که کمای بیابانی یکی از گیاهان دارویی ، خوراکی و علوفهای مراتع بیابانی شرق ایران است که از قدیم الایام در استان خراسان در اوایل فصل رشد اندام رویشی وبویژه ساقه گلدهنده این گیاه مونوکارپیک را از طوقه قطع وبه مصرف دارویی،خوراکی میرسانده اند .کمای بیابانی بهترین رشد خود را در ارتفاع ۱۲۰۰ تا۱۳۰۰ متر داشته و پراکنش کنونی آن محدود به مناطق دشتی با ارتفاع ۱۰۰۰ تا۱۶۰۰ متربا خاک عمیق است۲۹ (شهسوار کُندری ق و همکاران ۱۳۸۲) . ۲-۱-۳- از نظر رویشگاهها و اثر عوامل اقلیمی و آب و هوایی و … مطالعات رضا امید بیگی تاکید دارد که گیاه آنغوزه در اراضی بایر مناطق گرم اسیا میروید. بومی استپ های شرق ایران و غرب افغانستان است. آنغوزه با نام علمی .Ferula assa-foetida L بومی استپ های ایران و قسمتهایی از افغانستان می باشد . در ایران این گیاه در استانهای فارس , کرمان , خراسان , یزد , سمنان , هرمزگان , سیستان و بلوچستان , اصفهان , لرستان, کهکیلویه و بویر احمد و بوشهررویش دارد۴ (امید بیگی ر ۱۳۸۳ ) . ساجده کریم پور در بررسی خود در سال ۸۶ در مورد گیاه باریجه در منطقه شیروان در شرق کشور ، رویشگاه های عمده گیاه باریجه را ترکمنستان، افعانستان و بخش وسیعی از شمال و غرب ایران یعنیارتفاعات ۲۰۰۰-۴۰۰۰ متری با متوسط بارندگی ۲۵۰-۴۰۰ میلیمتر عنوان کره است ۴۳ (کریم پور س ۱۳۸۶) . مطالعات امید بیگی در مناطق مرکزی ایران نیز در سال ۸۳ ، یکی از رویشگاههای با اهمیت باریجه را حوضه های آبخیز جنوب و غرب کاشان اعلام کرده که براساس آمار سال ۱۳۷۱ ، بیش از یک ششم باریجه صادراتی کشور(حدود یازده تن ) را بخود اختصاص داده است۴ (امید بیگی ر ۱۳۸۳) . طبق تحقیقات انجام شده توسط عباس علی فرهنگی در استان خراسان در سال ۸۵ ، انغوزه در نواحی بایر و خشک ماسه ای و حاوی ترکیبات آهکی میروید، مناطق رویش این گیاه متنوع و از نظر ارتفاع، رویشگاه انقوزه هر چنداغلب در ارتفاعات بالای ۱۰۰۰مترمی باشد اما بیشتر در مناطق با پستی و بلندی زیاد و سنگهای مادر آهکی دیده میشود، این گیاه در برابر یخبندانهای شدید حساس ولی حداقل تا ۵-درجه سانتی گراد حرارت را تحمل میکند. آنغوزه در منطقه خاورمیانه به صورت خودرو می روید. مناطق کوهستانی و دامنه های هموار استپی با بارندگی بین ۱۰۰-۱۷۵ میلیمتر و دمای متوسط سالیانه بین ۲۱-۱۶ درجه سانتیگراد مناسب رشد این گیاه است ۳۸ ( فرهنگی ع ۱۳۸۵( . ساجده کریم پور نیز در تحقیقات خود ؛ باریجه را بومی نواحی کوهستانی مرطوب و نیمه خشک ایران و چند کشور حوضه دریای مدیترانه معرفی کرده و ادامه داده است که عمده رویشگاههای گیاه باریجه در استانهای خراسان ، اصفهان ، تهران ، مازندران ، مرکزی و زنجان می باشد ۴۴ (کریم پور س ۱۳۸۶ ) . کمای ساورزی نیز از انواع کما است که بیشترین رویش را در نواحی سردسیری به ویژه ارتفاعات بالای ۱۸۰۰ متری ازسطح دریا دارد . فصل سوم مواد و روش ها
مواد و روش ها : این تحقیق دربهار و تابستان سال ۱۳۹۰ در کوه ساورز واقع در منطقه دیلگون در ۸۵ کیلومتری جنوب غرب شهر یاسوج در طول جغرافیایی ۳۰ درجه و ۴۰ دقیقه و ۳۸ ثانیه و عرض جغرافیایی ۵۱ درجه و ۱۲ دقیقه تا طول جغرافیایی ۳۰ درجه و ۴۳ دقیقه و عرض جغرافیایی ۵۱درجه و ۱۴ دقیقه و به طول ۲۴ کیلومتر انجام شد .
معرفی استان : استان کهگیلویه و بویر احمد با مساحت ۱۶۲۶۴ کیلومتر مربع، بین ۲۹ درجه و ۵۶ دقیقه تا ۳۱ درجه ۲۷ دقیقه عرض شمالی و ۲۹ درجه و ۵۳ دقیقه تا ۵۱ درجه و ۵۳ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است و حدود یک درصد مساحت کشور را به خود اختصاص داده است. این استان در جنوب غربی ایران قرار گرفته و از شمال به استان چهارمحال بختیاری ، از جنوب به استانهای فارس و بوشهر،از شرق به استانهای فارس و اصفهان و از مغرب به استان خوزستان محدود می شود.منطقه سردسیر به وسعت بیش از ۷۰۰۰ کیلومتر مربع در شرق و شمال استان واقع شده است و بطور متوسط ۱۵۰۰ متر مربع از سطح دریا ارتفاع دارد. متوسط بارندگی سالانه دراین ناحیه ۶۰۰ میلیمتر و حداقل درجه حرارت ۱۰- و حداکثر ۴۵ درجه سانتی گراد است ۳-۳- منطقه ساورز : ساورز رشته کوهی مرتفع که از شرق به غرب امتداد یافته و در۸۰ کیلومتری جنوب غربی شهر یاسوج قرار گرفته است .این رشته کوه به لحاظ زمین شناسی بخشی از طاقدیس ساورز saverz anticline ) ) در چرام و کهگیلویه و در زون چین خوردگی زاگرس folded zon ) (یک ساختمان طاقدیسی موسوم به ساورز (saverz mountaine) در جهت شمال غرب به جنوب شرق که همان روند عمودی چین خوردگی زاگرس می باشد وجود دارد . پلانچ جنوب شرقی این طاقدیس در منطقه باگوشی شهرستان ممسنی استان فارس وپلانچ شمال غربی آن در انتهای دشت طسوج واقع است ۵۵ ( سایت صنایع ومعادن ) . این طاقدیس تقریبا یک طاقدیس متقارن می باشد به نحوی که شیب توپوگرافی و زمین شناسی آن در یالهای آن به هم نزدیک است . بلندترین ارتفاع طاقدیس ساورز ۲۴۷۰ متر در منطقه دلی ناز می باشد . این طاقدیس در پلانچ جنوب شرقی شامل سازندهای سروک – ایلام ، گورپی و آسماری و گچساران می باشد ولی در بخش عمودی از طاقدیس عمدتا از سازندهای آسماری تشکیل شده است . طاقدیس ساورز در بخش جنوب شرقی تحت تاثیر گسل قطر کازرون جابجایی زیادی دارد این طاقدیس در امتداد خود شامل کوههای قلات ، کت ، ساورز ، سادات و پاگه می باشد ۵۵ ( سایت صنایع ومعادن ) . طاقدیس ساورز بین دو طاقدیس چاشت خوار در جنوب غرب و طاقدیس زرآورد در شمال شرق قرار گرفته است . باتوجه به لیتوسفری این طاقدیس که عمدتا آهکهای کارستیک آسماری می باشد چشمه ها و نهرهای بزرگ آب از این طاقدیس ایجاد شده است که مهمترین آنها رودخانه سرآستانه و طسوج می باشد که در دو یال جنوبی آن ایجاد شده است و سرچشمه رودخانه دیگری تنگه تامرادی است که سرشاخه رودخانه تنگ شیو را تشکیل میدهد ۵۵ ( سایت صنایع ومعادن ) ( تصویر۳- ۱) . تصویر ۳- ۱ – نمای کلی از ساورز جنوبی (طسوج ) – عکس محقق ۳-۴- زمین شناسی کوه ساورز : از نظر زمین شناسی ساختمان این طاقدیس متاثر از گسل مهمی در منطقه می باشد و آن بخش جنوب شرقی است که توسط گسل قطر کازرون قطع می نماید این گسل در سالهای اخیر چندین زلزله را ایجاد نموده است که حداکثر آنها ۵/۵ درجه در مقیاس ریشتر قدرت داشته است ۵۵ ( سایت صنایع ومعادن ) . سایر عوامل تکتونیکی در این طاقدیس شامل گسل های متعدد کوچک است که در بعضی نقاط تعداد آنها نسبتا زیاد بوده و به دلیل این امر شکستگیهایی در لایه های آهکی ایجادنموده است که در نتیجه ذخیره گاهای مناسبی برای ایجاد سفره های آبی فراهم نموده استس۵۵ ( سایت صنایع ومعادن ) . یکی از نقاط مهم پر آب یال غربی طاقدیس ساورز منطقه طسوج و گلبار میباشد که تفرجگاهی بسیار مهم وزیبا است و همانطور که قبلا گفته شد طاقدیس ساورز عمدتا شامل سازندهای آسماری است که در بالا رسوبات عهد حاضر و کوته های جوان روی آن قرار می گیرد و به ندرت نیز سازند گچساران روی آن را می پوشاند ۵۵ ( سایت صنایع ومعادن ) .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
آدرس : استان کهگیلویه و بویراحمد-شهرستان یاسوج-۴۵ متری ارم-ارم ۱۳-پلاک ۴ تلفن منزل:۳۳۵۳۰۹۴-۰۷۴۱ تلفن همراه:۰۹۱۷۷۴۱۴۹۷۴
چکیده پایان نامه (شامل خلاصه، اهداف، روش های اجرا و نتایج به دست آمده) : پیشرفتهای اخیر در زمینه فناوری نانو، علاقهمندی به مطالعهی ویژگیهای فیزیکی نقاط کوانتمی نیمرسانا را افزایش داده است. محدودیت سهبعدی در این نانوساختارها، سبب کوانتیدگی ترازهای انرژی شده و ویژگیهای فیزیکی جالبی را که در مواد کپهای موجود نمیباشد، را در این ساختارها ایجاد میکند. بهعلت پیدایش این ویژگیهای نوین و همچنین امکان کاربرد در صنعت، نقاط کوانتمی نیمرسانا بهعنوان یک انتخاب مناسب در ساخت قطعات اپتوالکترونیکی معرفی شدهاست. در این رساله یک نقطه کوانتمی دوبعدی دیسک شکل را در نظر گرفته و تاثیر اندازه نقطه و قدرت میدان مغناطیسی را بر ترازهای انرژی و پراکندگی رامان در این نانوساختارها مطالعه میکنیم. بدین منظور، ویژه مقدارهای انرژی به صورت تابعی از شعاع نقطه و اندازه میدان مغناطیسی محاسبه شدهاست. نتایج نشان میدهند که با افزایش شعاع نقطه ترازهای انرژی کاهش مییابند. همچنین ملاحظه میشود که با افزایش میدان مغناطیسی برخی از ترازها افزایش و برخی دیگر کاهش مییابند. علاوه براین، با افزایش میدان مغناطیسی حالتهای تقاطع و پادتقاطع (هنگامی که شکاف بین حالتها کاهش یافته به کمترین میزان خود رسیده و دوباره افزایش یابد) زیر نوارها ممکن است رخ دهد.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
وابستگی سطح مقطع دیفرانسیلی به میدان مغناطیسی خارجی و شعاع نقطه نیز بررسی شدهاست. نتایج نشان میدهند که میدان مغناطیسی و شعاع نقطه تاثیر بهسزایی بر مکان تکینگیها در طیف گسیلی دارند. علاوه براین، میتوان فرکانس گذار در طیف رامان را با تغییر میدان مغناطیسی و اندازه نقطه کنترل نمود. همچنین، نتایج نشان میدهند که قطبش نور فرودی و پراکنده شده تاثیر چشمگیری بر اندازه قلهها دارد.
نظر استاد راهنما برای چاپ در پژوهش نامه دانشگاه مناسب است/ مناسب نیست تاریخ و امضاء فهرست مطالب عنوان صفحه فصل اول مقدمهای بر پراکندگی رامان…………………………………………………………………………………………………۱ ۱-۱ مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………..۲ ۱-۲ تاریخچه…………………………………………………………………………………………………………………….۳ ۱-۳ کاربردهای مهم پراکندگی رامان در فناوری نانو ……………………………………………………………..۵ ۱-۴ نانوفناوری چیست؟…………………………………………………………………………………………………….۵ ۱-۵ پیشگامان نانوفناوری……………………………………………………………………………………………………۶ ۱-۶ خواص نانومواد………………………………………………………………………………………………………….۷ ۱-۷ روشهای تولید نانوذرات……………………………………………………………………………………………۸ ۱-۸ مقدمهای بر نیمرساناها……………………………………………………………………………………………….۹ ۱-۹ طبقه بندی نانوساختارها……………………………………………………………………………………………….۱۰ فصل دوم فرمولبندی پراکندگی رامان……………………………………………………………………………………………….۱۴ ۲-۱ سطح مقطع رامان………………………………………………………………………………………………………۱۵ ۲-۲ سطح مقطع دیفرانسیلی پراکندگی چاه کوانتمی……………………………………………………………..۱۷ الف ۲-۲-۱ شدت پراکندگی رامان………………………………………………………………………………….۱۹ ۲-۳ سطح مقطع دیفرانسیلی برای چاهسیمهای کوانتمی و سیمهای ساده کوانتمی………………….۲۸ ۲-۳-۱ شدت پراکندگی رامان……………………………………………………………………………….۳۰ ۲-۴ سطح مقطع دیفرانسیلی برای نقطه کوانتمی………………………………………………………………..۳۶ ۲-۴-۱ شدت پراکندگی رامان………………………………………………………………………………..۳۷ فصل سوم بررسی سطح مقطع پراکندگی نقطه کوانتمی بر اساس قطبشهای متفاوت……………………………..۴۲ ۳-۱ معادله شرودینگر…………………………………………………………………………………………………….۴۳ ۳-۱-۱ معادله شرودینگر در نقطه کوانتمی………………………………………………………………..۴۴ ۳-۲ سطح مقطع پراکندگی رامان…………………………………………………………………………….۴۷ ۳-۳ محاسبات عددی……………………………………………………………………………………………………۵۰ فصل چهارم نتیجه گیری و پیشنهادات………………………………………………………………………………………………….۵۷ ۴-۱ نتایج……………………………………………………………………………………………………………………..۵۸ ۵-۱ پیشنهادات……………………………………………………………………………………………………………..۶۰ منابع و مآخذ…………………………………………………………………………………………………………………۶۱ چکیده انگلیسی……………………………………………………………………………………………………………. ب
فهرست اشکال عنوان صفحه شکل ۱-۱ نمایش ساختار نواری برای الف) رسانا، ب) نیمرسانا، ج)عایق…………………………….۹ شکل ۱-۲ ساختار یک چاه کوانتمی نیمرسانا…………………………………………………………………..۱۱ شکل ۱-۳: ساختار یک سیم کوانتمی نیمرسانا………………………………………………………………….۱۲ شکل ۱-۴: ساختار چاه، سیم و نقطه کوانتمی…………………………………………………………………..۱۳ شکل ۲-۱: طیف گسیلی پراکندگی الکترونی رامان در چاه کوانتمی با قطبش و عرض چندگانه……………………………………………………………………………………………………………………..۲۷
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هدف از انجام واکنش دیمر cis,trans-[I(Me2SO)Pt(-I)2Pt(Me2SO)I]در واکنش با چند لیگاند دهنده فسفری یک دندانه (تری فنیل فسفین ( PPh3 ) و (تری فنیل فسفیت (P(OPh)3) و۱و۳و۵ تری آزا ۷- فسفا آدامانتان(PTA )( و دو دندانه (بیس دی فنیل فسفینو اتان(dppe ) و ( بیس دی فنیل فسفینو متان (dppm ) و ( بیس دی فنیل فسفینو فروسن ( dppf )( و نیز چند لیگاند هیدروژن دهنده آروماتیک یک دندانه )پیریدین ( Pyridine ) و ۱- متیل ایمیدازول ( ۱-MeIm ) و ۴- متیل پیریدین ( ۴-Picoline )( ، بررسی و مطالعه شیمی این دیمر و شناسایی کمپلکس های حاصل از هر کدام از واکنش ها می باشد . جهت شناسایی کمپلکس های پلاتین (II) بدست آمده، از روش های شناسایی مختلف مثل۱H NMR و ۳۱P NMR و CHN استفاده خواهد شد. فصل دوم کارهای تجربی این بخش شامل روش های تجربی و تکنیک های بکار گرفته شده جهت تهیه و بررسی کمپلکس های ساخته شده در این تحقیق می باشد. ۲-۱ ملاحظات عمومی تمامی کارهای سنتزی با بهره گرفتن از بالن ته گرد انجام گرفته است و بطور معمول از گریس استفاده نشده است . ۲-۲ منابع مواد شیمیایی مواد شیمیایی به کار گرفته شده در این تحقیق، یا توسط روش های بحث شده در بخش های بعد و یا از منابع زیر تهیه شده اند: Fluka; PPh3, P(OPh)3, dppm, dppe, dppf, 4-MePy, Synthesis acetone, some of ordinary solvents. Merk; DMSO, CDCl3, 1-MeIm, Pyridine. Panreac; HCl and HNO3 (d ازK2PtCl6 تهیه شده از فلز Pt یا از پسماند های آزمایشگاهی حاوی این فلز ، استفاده شده است. (e از PTA سنتز شده موجود در آزمایشگاه استفاده شده است.۳۱ ۲-۳ تکنیک ها و روش ها ۲-۳-۱ طیف سنجی رزونانس مغناطیسی پروتون طیف های ۱H-NMR با بهره گرفتن از CDCl3 به عنوان حلال و به وسیله دستگاه Avance/DPX 250 MHz و Ultrashield Avance 500 MHz Bruker انجام گرفته است. همچنین از TMS به عنوان مرجع استاندارد خارجی استفاده شده و جا به جایی های شیمیایی نسبت به TMS برحسب ppm وکوپلاژها برحسب Hz در نظر گرفته شده است. ۲-۳-۲ طیف سنجی رزونانس مغناطیسی ۳۱P{1H} طیف های ۳۱P{1H}-NMRبا استفاده از CDCl3 به عنوان حلال و به وسیله دستگاه Avance Ultrashield 202.44621 MHz Spectrometers Bruker انجام گرفته است. ۲-۳-۳ تجزیه عنصری اندازه گیری های کمی به وسیله تجزیه گر عنصری: Thermofinigan Flash EA-1112 CHNSO rapid elemental analyzer انجام گرفته است. ۲-۳-۴ نقطه ذوب تعیین نقطه ذوب یا تخریب مواد توسط دستگاه Buchi 530 صورت گرفته است. ۲-۴ طرز تهیه مواد اولیه تهیه ترکیبات و پیش ماده مورد نیاز که در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است در این بخش توضیح داده شده است. ۲-۴-۱ تهیه تیزاب سلطانی تیزاب سلطانی با نسبت ۱: ۵/۴ از HNO3 و HCl باید از ۱ ساعت قبل از استفاده در واکنش تهیه شده باشد. (نکته: نسبت ۱: ۵/۴ فقط برای HCl با دانسیته۱۹/۱و خلوص ۳۷% و HNO3 با دانسیته ۳۸/۱ و خلوص ۶۰% صحیح می باشد) و قبل از تهیه تیزاب سلطانی رنگ هر کدام از اسیدها به تنهایی بی رنگ است. در یک بشرml 500 از هر یک از دو اسید به آرامی رویهم ریخته سپس سر بشر حاوی دو اسید بوسیله شیشه ساعت بسته شده و هر ۵ دقیقه یک بار برداشتن سر و انجام عمل هم زدن خروج حباب و تغییر رنگ محلول به رنگ نارنجی قرمز مشاهده می گردد که حاکی از پیشرفت واکنش می باشد ، البته باید ۳۰ دقیقه بگذرد تا واکنش بطور کامل انجام شود و تیزاب سلطانی کاملاً آماده گردد. تمامی مراحل تهیه تیزاب سلطانی در زیر هود انجام می گیرد.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۴-۲ تهیه کمپلکس K2PtCl6 از پسماندهای آزمایشگاهی در مرحله اول پسماند را کاملاً خشک کرده و آن را در یک بوته چینی می ریزیم و به وسیله شعله یا کوره تا حدود ºC300 حرارت می دهیم. این مرحله باید در زیر یک هود قوی انجام گیرد، زیرا گازهای بسیار خطرناکی در این مرحله از مخلوط آزاد می گردد. طی این مرحله چندین بار مخلوط باید آسیاب گردد و دوباره حرارت داده شود تا کاملاً به صورت پودر درآید. پس از این مرحله باید مخلوط پودر شده را با مقادیر زیادی آب مقطر برای چند بار و هر بار ۱۰ دقیقه جوشانده و عمل صاف کردن انجام شود.در این مرحله کاتیونهای محلول در آب نظیر Na+ ,K+ ,Ca2+ ,NH4+ کاملاّ خارج می گردندکه در واقع عمل نمک زدایی صورت گرفته است که پس از هر مرحله نمک زدایی مشاهده می شود که رنگ رسوبات تیره تر می شود و این تنها به دلیل کاهش مقدارنمک سفید رنگ در هر مرحله نمک زدایی است .پس از ته نشینی کامل رسوبات ، محلول روی رسوب دور ریخته می شود و رسوب وارد یک بالن دو دهانه۵۰۰ میلی لیتری نموده و مقدار ۱۰۰ میلی لیتر محلول تیزآب سلطانی بصورت کم کم به آن اضافه می گردد تا در زمان جوشیدن تیزاب از دهانه بالن بیرون نریزد و به صورت غیر مستقیم ( داخل حمام آب) به مدت ۱ ساعت تحت حرارت حدود C°۱۰۰ قرار داده می شود. این مرحله برای ۵ بار در هر بار ۱۰۰ میلی لیتر از محلول تیزآب سلطانی تکرار می گردد. پس از این مرحله مخلوط صاف می گردد و محلول زیر کاغذ صافی یعنی آنچه که در تیزاب سلطانی حل شده را برداشته چرا که محصول این قسمت H2PtCl6 است یعنی حاوی پلاتین است و رنگ قرمز پر رنگ در این مرحله نشانگر مقادیر زیاد پلاتین، رنگ زرد تا نارنجی مقادیر در حد معمول و رنگ سبز نشانه مقادیر ناچیز پلاتین در محلول است . دوباره همه محلولهای زیر صافیها باید با هم مخلوط گردند و حجم آنها را باید تا ۱۵۰ میلی لیتر با حرارت کاهش داد. سپس بشر حاوی H2PtCl6 را به مدت ۱۰ دقیقه داخل حمام آب و یخ گذاشته تا کاملاً سرد گردد. پس از سرد شدن کامل، به آرامی KCl کاملاً پودر شده به محلول H2PtCl6 اضافه می گردد بطوریکه طول مسیر واکنش از بالای محلول تا پایین مشاهده شود و پس از هر بار اضافه کردنKCl ، عمل هم زدن و در حمام آب و یخ گذاشتن انجام می شود تا رسوبات سریعتر و بطور کامل ایجاد شوند و این اعمال چند بار تکرار می شود تا جائیکه اطمینان حاصل شود که تمام پلاتین ها واکنش داده اندو تمامی H2PtCl6 به K2PtCl6 تبدیل گردد . در نهایت یک رسوب زرد رنگ تشکیل می گرددکه نشانه پایان واکنش ذرات واکنش نداده از KCl است که وارد محلول می شوند. سپس مقادیری از محلول بی رنگی که روی رسوبات قرار گرفته اند را بوسیله قطره چکان برداشته و دور ریخته و چند بار به رسوبات آب مقطر اضافه کرده و کاملاً بهم زده و در حمام آب و یخ گذاشته تا کاملاً رسوب دهد و محلول رویش را با قطره چکان برداشته و دور ریخته تا جائیکه رنگ محلول رویی بی رنگ شود و اطمینان حاصل شود که تمام مقادیر نمک KCl اضافی موجود در محلول، حل شده و بیرون رفته است. پس از خارج کردن تمام محلول از روی رسوبات بوسیله قطره چکان، بشر حاوی رسوبات زرد رنگ حاصل که همان K2PtCl6 است را به مدت چند ساعت داخل آون با حرارت C ° ۱۰۰ قرار داده تا کاملاً خشک گردد. ۲-۴-۳ تهیه کمپلکس K2PtCl6 از Pt خالص در این روش تهیه چون فلز پلاتین خالص در دسترس می باشد ، فلز Pt را بوسیله قیچی به قطعات بسیار ریز تبدیل کرده در یک بشر ریخته سپس تیزاب سلطانی را تهیه کرده و طبق دستورالعمل گفته شده در۲-۴-۱ عمل کرده K2PtCl6 تهیه می گردد. در هنگام ریز کردن قطعاتPt توجه شود که هر چه قطعات پلاتین ریزتر باشند سطح برخوردشان با تیزاب سلطانی بیشتر و در نتیجه عمل حل شدن در آن بهتر صورت می گیرد . ۲-۴-۴ تهیه کمپلکسK2PtCl4 از کمپلکسK2PtCl6 به سوسپانسیون ۵۵/۵ گرم (۴۲/۱۱ میلی مول) K2PtCl6 در ۴۰ میلی لیتر آب مقطر، ۵۵/۰گرم (۵۵۰ میلی مول) هیدرازین دی هیدروکلرید ) ( N2H4.2HCl اضافه می شود. توجه شود مقدار مشخص هیدرازین دی هیدروکلریدی را که برای اضافه کردن برداشته ایم باید به تدریج طی چند مرحله با فاصله زمانی ۳ دقیقه اضافه گردد چرا که اگر مقدار هیدرازین دی هیدروکلرید مورد نیاز را که یک عامل کاهنده است یکدفعه اضافه کنیم همه پلاتین (IV) موجود را به پلاتین صفر تبدیل می کندوکاملاً سیاه می شود و زمانیکه همه هیدرازین دی هیدروکلرید وارد بالن شد، عمل حرارت دادن شروع می شود و دمای مخلوط در حال چرخش را طی ۱۰ تا ۱۵ دقیقه به ۶۵ درجه سانتیگراد رسانده و دائماً بالن حاوی مواد را تکان داده تا در صورت ایجاد کف، دوباره به مخلوط بازگردند و مواد داخل بالن سر نروند. حرارت دادن را تا قرمز شدن کامل مخلوط ادامه داده و مخلوط در این دما نگه داشته می شود تا جائیکه دیگر مقادیر رسوب زرد رنگ حل نشده K2PtCl6 در محلول قرمز پر رنگ دیده نشود. در این زمان دما را به ºC80 تا ºC90 می رسانیم تا از کامل شدن واکنش مطمئن شویم البته اگر اطمینان حاصل شده باشد که واکنش کامل شده دیگر نیازی به بالا بردن دما نیست و بعد سریعاً مخلوط را در حمام یخ، سرد کرده و سپس با یک قیف فیلتر دار صاف کرده تا K2PtCl6 های واکنش نداده از مخلوط واکنش جدا شوند و روی فیلتر قرار بگیرند. محلول زیر صافی حاوی K2PtCl4 و هیدروکلرید اسید غلیظ( HCl ) است که مدت ۵ روز زیر هودگذاشته و پس از تبخیر آب آن می توان کریستالهای قرمز رنگ K2PtCl4 را مشاهده کرد. در این روش مقدار ۶۸/۴ گرم ( ۲۶/۱۱ میلی مول ) K2PtCl4 با بازده حدود ۹۸% بدست می آید. ۲-۴-۵ تهیه کمپلکس cis-[PtCl2(Me2SO)2] ازکمپلکس K2PtCl4 مقدار ۶۸/۴ گرم ( ۲۶/۱۱ میلی مول ) از K2PtCl4 را در یک بشرکاملاً پودر کرده و در مینیمم آب مقطر حل کرده سپس مقدار ۴۰/۲ میلی لیتر (۳۶ میلی مول ) از حلال DMSO را بوسیله سرنگ هامیلتونی برداشته و به آن اضافه کرده پس از هم زدن، به مدت ۴ روز در زیر هود و در تاریکی گذاشته تا کریستالهای سوزنی زرد بسیار کمرنگ کمپلکس cis-[PtCl2(Me2SO)2] تشکیل شود. سپس محلول روی کریستال ها را سرریز وکریستال ها را چند بار با آب مقطر شسته پس از آن به ترتیب با مقداری اتانول و بعد با اترشسته سپس تحت خلا گذاشته تا کاملاً خشک گردد. در این روش مقدار ۰۰۵/۳ گرم (۵۵/۸ میلی مول) کمپلکس cis-[PtCl2(Me2SO)2]با بازده حدود ۷۶% بدست می آید. ۲-۴-۶ تهیه کمپلکس cis,trans-[I(Me2SO)Pt(-I)2Pt(Me2SO)I] از کمپلکس cis-[PtCl2(Me2SO)2] دریک بالن۱۰۰میلی لیتری، مقدار ۰۰۵/۳ گرم (۵۵/۸ میلی مول) از کمپلکس PtCl2(Me2SO)2] cis-[ را در۱۰ میلی لیتر استون سنتز حل کرده و به مدت ۱۰ دقیقه دردمای محیط، در حال چرخش قرار داده سپس مقدار ۲۰/۳ گرم (۳۶/۲۱ میلی مول ) از NaI را در استون سنتز حل کرده و به بالن حاوی مواد اضافه نموده و به مدت ۱۵ دقیقه هم زده می شود. پس از آن محلول واکنش را صاف کرده و محلول زیر صافی را به مدت ۶ ساعت زیر هود قرار داده تا تقریباً به ۳/۱ حجم اولیه برسد. رنگ محلول قرمز پررنگ می باشد. در این زمان به محلول طی چندین مرحله متوالی آب مقطر اضافه کرده و عمل هم زدن انجام می شود که به تدریج با اضافه شدن آب مقطر، رسوبات زرد رنگی در ته ظرف مشاهده می شود. اضافه کردن آب مقطر را تا زمانی که محلول رویی تقریباً بی رنگ شود باید ادامه داد. سپس ظرف را به مدت ۱۵دقیقه در یخچال قرار داده تا رسوبات، درشت و کامل گردند. سرانجام عمل صاف کردن روی کاغذ صافی انجام شده و رسوبات زرد رنگ روی کاغذ صافی را به مدت چند روز زیر هود قرار داده تا کاملاً خشک گردد. در این روش مقدار ۸۵/۳ گرم (۶۵/۳ میلی مول) از کمپلکس cis,trans-[I(Me2SO)Pt(-I)2Pt(Me2SO)I] به صورت پودر زردرنگی با بازده حدود ۸۶% بدست می آید. ۲-۵ سنتز کمپلکس های تک هسته ای پلا تین (II) حاوی لیگاندهای دهنده فسفری یک دندانه و دو دندانه ۲- ۵-۱ تهیه کمپلکس ۱، [Pt(I)2(PPh3)2] (PPh3=Triphenylphosphine) ۱۰۰ میلی گرم (۰۹۴/۰ میلی مول) از کمپلکس cis,trans-[I(Me2SO)Pt(-I)2Pt(Me2SO)I] را در ۳ میلی لیتر استون حل کرده سپس به آن ۹۸ میلی گرم ( ۳۷۳/۰میلی مول ) از لیگاند تری فنیل فسفین (PPh3) اضافه کرده و مخلوط واکنش را در دمای محیط به مدت ۲ ساعت در حال چرخش قرار می دهیم و بعد از اتمام زمان گفته شده، رسوب حاصل را توسط استون سرد شست و شو داده و در دسیکاتور تحت خلاء قرار داده تا کاملاً خشک گردد. محصول نهایی به صورت پودر زرد رنگی با بازده حدود ۹۸% و نقطه ذوب حدود ۲۱۱-۲۰۹ درجه سانتی گراد بدست می آید . ۲- ۵-۲ تهیه کمپلکس۲ ، [Pt(I)2(P(OPh)3)2] (P(OPh)3=Triphenyl phosphite) ۱۰۰ میلی گرم(۰۹۴/۰ میلی مول) از کمپلکس cis,trans-[I(Me2SO)Pt(-I)2Pt(Me2SO)I] را در ۳ میلی لیتر استون حل کرده سپس به آن ۱۰۴ میکرولیتر ( ۳۸۳/۰ میلی مول ) از لیگاند تری فنیل فسفیت (P(OPh)3) اضافه کرده و مخلوط واکنش را در دمای محیط به مدت ۲ ساعت در حال چرخش قرار می دهیم و بعد از اتمام زمان گفته شده رسوب حاصل را توسط استون سرد شست و شو داده و در دسیکاتور تحت خلاء قرار داده تا کاملاً خشک گردد. محصول نهایی به صورت پودر زرد رنگی با بازده حدود ۹۸% و نقطه ذوب حدود ۲۰۳-۲۰۰ درجه سانتی گراد بدست می آید .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بزهکاری بهطور کلی، نتیجه تلاقی برخی از گونههای شخصیت با موقعیتهای آسیبپذیر است، اما همه گونههای بزهکاری از این قاعده تبعیت نمیکند. به عبارت دیگر، شخصیت و موقعیتها برحسب فروض مختلف، دستهبندی و در نتیجه راهکارهای پیشگیرانه متفاوتی را میطلبد: دستهبندی بزهکاران به مادرزاد، به عادت، بزهکار اتفاقی…یا جرایم براساس معیار سن، جنس، ملیت، ابزار مورد استفاده و یا دارا بودن بزهدیده…عمدتا ملاحظات خاصی مانند پیشگیری و اصلاح مجرمان را دنبال میکند و نشان میدهد که از منظر جرمشناسی، پیشگیری از گونههای مختلف جرایم ملاحظات و محدودیتهای خاص خود را دارد. ۳-۴-۱-۱-محدودیت در نوع جرایم محدودیت اول به جرایم باز میگردد. همه جرایم از رهگذر جرمشناسی پیشگرانه قابل پیشگیری نیست. از یک سو، برخی جرایم را فقط با سرکوبی کیفری از طریق بازدارندگی و اقدامات پلیس سرکوبگر میتوان پیشگیری، کرد از سوی دیگر، در بین گروه اخیر نیز همه انواع جرایم مانند جرایم خلقالساعه و یا غیرعمدی با یک نوع اقدام قابل پیشگیری نیست. ۳-۴-۱-۲-محدودیت نسبت به افراد محدودیت دوم به افراد بر میگردد. اگر عدهای از افراد نسبت به روش های پیشگیری حساس میباشند، عدهای دیگر به دلیل نوع شخصیت، نسبت به اقدام پیشگیرانه، واکنش نشان نمیدهد. ارتکاب جرم، ممکن است نسبت به برخی از بزهکاران جنبه نمادین داشته باشد، یعنی فرد واقعا به دنبال لذت نباشد، اما آن عمل را مرتکب میشود، زیرا از ارتکاب آن صرفنظر از آثارش لذت میبرد یا با ارتکاب آن عمل، قدرت عمل خود را نشان میدهد. شاید به این ترتیب مجرم، تجربه محرومیتهای خود را جبران کند(نجفی ابرندآبادی:۱۳۸۸، ۲۰۷). ۳-۴-۱-۳-محدودیت تکنیکها امروزه متخصصان امنیت، از فنون و تدابیر مختلف وضعی که در صورت به کارگیری مناسب، موجب کاهش بزهکاری میشود، استفاده میکنند. در خصوص تکنیکهای پیشگیری چند حالت میتوان متصور شد: حالت اول، مجموعهای از تدابیر عینی و تکنیکهای بالقوه مؤثر ناظر بر ایجاد مانع در راه بزهکاری را مورد توجه قرار میدهد. در حالت دوم و به منظور کارایی بیشتر، ترکیب تدابیر پیشگیرانه در اولویت قرار میگیرد. حالت سوم، مربوط به زمانی است که یک متخصص پیشگیری، به دنبال یافتن یک راه حل پیشگیرانه مناسب نسبت به یک مسئله خاص است. اما باید خاطر نشان ساخت که از یکسو، همه روشها، مناسب نمیباشد. از سوی دیگر، اگرچه برخی از روشها مناسب است، لیکن هزینه اجرای آن غیرقابل تأمین میباشد. نکته بعدی این است که برخی از روشها، تأثیر نامطلوبی نسبت به برخی مجرمان بالقوه دارد و حتی ممکن است موجب توسعه احساس ناامنی مصنوعی در بین مردم گردد. ضمن اینکه برخی از فنون، به جای کاهش بزهکاری، موجب انتقال آن در مکان و زمان و یا حتی تغییر ماهیت جرم شود، در نهایت اینکه برخی از تکنیکها میتواند موجب محدودیت در آزادی افراد شود(GRANDJEAN: 1992, 200). ۳-۴-۱-۴-کارایی مشروط اگر پیشگیری همراه با سرکوبی نباشد، مثمر ثمر واقع نخواهد شد. هرچند عده زیادی از مدعیان پیشگیری، یک نظر مطلق و قاطع دارند. این عده یا در جبهه پیشگیری قرار میگیرند و یا در جبهه سرکوبی و رقیب خود را به اینکه مطلقا «پیشگیریمدار» و یا«سرکوبمدار»است، متهم میکنند. صرفنظر از این بحث، مهمترین چالش این است که ببینیم چگونه پیشگیری و سرکوبی با همدیگر ترکیب میشوند و چگونه بهطور متقابل همدیگر را تکمیل میکنند و اینکه چگونه پلیس موفق به جمع پیشگیری و مجازات میشود. به عنوان مثال، مراقبت که یکی از اشکال پیشگیری بسیار رایج است، اگر همراه با سرکوبی نباشد نمیتواند دارای آثار باشد. به عبارتی دیگر، نمیتواند خاصیت و اثر خود را حفظ کند. بنابراین در صورت شکست تدابیر پیشگیرانه، جامعه خلع سلاح نشده است و سرکوبی را به عنوان آخرین سلاح در اختیار دارد. لذا موضعگیری و ترویج اندیشه ضرورت انتخاب این یا آن ، غلط انداز و ظاهر فریب است. بنابراین میتوان گفت که پیشگیری بدون سرکوبی، فاقد تأثیر و کارایی است( ابراهیمی و رجبی: ۱۳۸۹، ۲۵).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۳-۴-۱-۵-محدودیت در تأمین امنیت پایدار جامعهای که تأمین نظم و امنیت آن منحصرا به فناوریهای جدید پلیسی متکی باشد، آسیبپذیرتر است، زیرا هر لحظه ممکن است فناوری از کار بیفتد، زیرا یک فناوری در هر صورت از کار خواهد افـتاد. همچنان که مواردی نیز وجود دارد که هرگز پیشبینی نشده و راهحل آن نیز تدارک دیده نشده است. اگر بخواهیم مشکلات را فقط از طریق فناوریهای جدید حل کنیم، ممکن است به جامعه روباتها تبدیل شویم. لذا نباید صرفا به فناوری تکیه کرد باید از شهروندان نیز کمک خواست. داشتن فناوری دلیل استفاده افراطی و بیحدومرز از آن نیست. در اینجا مسئولیت محققان سنگینتر است. کمک علم به سیاست امری است مطلوب، اما همیشه باید با هوشمندی همراه باشد. بنابراین در استفاده از فناوری جهت رفع کمبودهای نظام عدالت کیفری نباید قربانی خود تخریبی و خود ویرانگری شویم(رایجیان اصل:۱۳۸۳، ۱۲۳). ۳-۴-۱-۶-کاهش میزان مشارکت مردم با توسعه دوربینهای مراقبت، نقش مردم در تأمین امنیت کمرنگ میشود. در واقع این سازوکار که به منظور ایفای نقش بازدارنگی نسبت به بزهکاران مورد استفاده قرار میگیرد، اثر عکس خواهد گذاشت. در واقع در این حالت تأمین امنیت به دست یک اپراتور سپرده شده و در عمل شهروند از یک کنشگر به تماشاگر تبدیل شده است. در واقع مراقبت ویدئویی به نوعی در کاهش احساس مسئولیت افراد نسبت به موضاعاتی که در اطرافشان، آرامش آنان را تهدید میکند، شرکت کرده است. حال در این شرایط، چگونه میتوان هم مدافع سرسخت مراقبت ویدئویی بود و هم ادعا کرد که پیشگیری امری مربوط به همه است. در واقع، این سازوکار به جای اینکه در خدمت بشر باشد در خدمت قدرت در آمده است(نیازپور:۱۳۸۲، ۴۱). ۳-۴-۱-۷-محدودیت هزینهها به طور کلی همیشه این سؤال اساسی هم برای متولیان سیاست جنایی و هم متولیان پیشگیری مطرح بوده است که آیا افزایش وسایل و شیوههای تأمین امنیت به طور مؤثر امنیت مردم را تأمین خواهد کرد. هزینههای تأمین امنیت به طور مستمر در دنیا، به ویژه از حدود دو دهه پیش در کشورهای اروپایی، در حال افزایش است، که البته این امر همیشه مساعد با رفاه عامه نیست. به عنوان مثال، پس از حوادث یازدهم سپتامبر جامعه اروپایی به منظور مقابله با تهدیدات ناشی از جرایم، سرمایهگذاری قابل توجهی در بخش امنیت انجام داد. با وجود این، افزایش هزینهها و نیروهای امنیتی ممکن است به دلیل ذیل نتایج عکس را به همراه داشته باشد. همانند سایر قلمروها، افزایش قابل توجه هزینه امنیت ممکن است موجب کاهش کارایی سازمانی گردد. در واقع در این قبیل وضعیتها، معمولا کنترل و ارزیابی مستقل از اقدامات پلیس به عمل نمیآید و خطاهای پلیسی افزایش مییابد. لذا مداخلات پلیس در محلههای پرخطر و حساس میتواند همان چیزی را که میباید از آن پیشگیری کند، موجب شود(رایجیان اصلی:۱۳۸۳، ۱۲۵). ۳-۴-۱-۸-جابهجایی بزهکاری جابهجایی بزهکاری، یعنی واکنش بزهکاران در مواجهه با یک سازوکار پیشگیری وضعی و ارتکاب جرم در جای دیگر، در زمان دیگر و به شیوه دیگر یا نسبت به آماج دیگر. اگر در تحلیل علل بزهکاری، از پیش آمادگیهای فردی سخن به میان میآمد، حمایتهای وضعی فقط میتواند موجب جابهجایی بزهکاری گردد. البته این تصویر از بزهکار که تحت یک میل و انگیزه، تا رسیدن به هدف، به فعالیت خود ادامه میدهد، میراث تفکر لومبروزو است و با واقعیت سازگاری ندارد. بزهکار قبل از اینکه بزهکار باشد، یک انسان است. وی برای رسیدن به اهدافش از راحتترین شیوهها استفاده میکند، خودش را با مـوقعیتها هماهنگ و منطبق میکند، برمبنای محاسبه هزینه-فایده اقدام میکند و در واقع بهطور جبری و اجتنابناپذیر مرتکب جرم نمیشود. وی برمبنای قرائتش از موقعیت و راهحلهای مناسب با آن اقدام میکند. لذا چنانچه به دلیل به کارگیری یک تدبیر وضعی، جرم مورد نظر منافع زیادی برای او نداشته باشد یا پرخطر باشد، امکانهای دیگر را بررسی میکند. او ممکن است:
-
- همین نوع جرم یا جرم مشابه را جای دیگر و به نحو دیگر مرتکب شود یا برتر از آن ممکن است یک جرم شدیدتر مرتکب شود(جابهجایی بزهکاری)؛
-
- مرتکب جرم دیگر شود که به نسبت جرم اول خفیفتر است.
-
- از طرح خود صرفنظر کند و راهحلهای غیرمجرمانه انتخاب کند. این اثر مطلوب پیشگیری است. چنانچه عدهای قابل توجه از بزهکاران راهحل دوم یا سوم را انتخاب کنند، مقصود یا فایده پیشگیرانه حاصل شده است.
اما آیا فرضیه جابهجایی ۱۰۰%درست است؟برای اینکه این فرضیه صحیح باشد، افراد نباید از اجرایی کردن طرح خود صرفنظر کنند و از طریق شیوههای مجرمانه مختلف، طرح خود را اجرا کنند. قبل از هر چیز باید دید وضعیت در عمل به چه صورت است؟در واقع برخی اوقات بزهکاران، به یک اقدام پیشگیرانه واکنش نشان داده و در جایی دیگر یا نوع دیگر اقدام میکنند. در نیویورک به خاطر اینکه رانندگان اتوبوس پول نقد همراه نداشته باشند و آماج سارقان قرار نگیرند، طی تصمیمی از فروش بلیط توسط این رانندگان جلوگیری شد. متعاقب این عمل از میزان این نوع سرقت بهطور قابل توجه کاسته شد، ولی میزان سـرقتهای ارتکابی در مترو افزایش یافت. در انگلستان نصب سازوکارهای ضد سـرقت روی اتومبیلها در سال ۱۹۶۰ بهطور قابل توجهی میزان سرقت اتومبیلهای جدید را کاهش داد. میزان سرقت مدلهای قدیمی و حمایت نشده نیز در همین دوره کاهش یافت بدین ترتیب، جابهجایی بزهکاری، همیشه وجود نداشت و زمانی که کـشف میشد نیز به میزان ۱۰۰% نبود(Betin: 2003, 23-24) از این مثال میتوان اصل اشباع را استنتاج کرد: هرچه آماجهای حمایت شده توسط تدابیر وضعی بیشتر باشد، جابهجایی کمتری رخ خواهد داد. زمانی که بیشتر ساکنان یک شهر کوچک اموال خود را علامتگذاری کرده باشند، سارقان به راحـتی نمیتوانند سیبلهای جذاب و جالب پیدا کنند. لذا برای یافتن مجموعههای مسکونی و اموال حمایت نشده باید مدتهای زیاد جستجو کنند و یا به شهر و مکان دیگری بروند که این خود بازدارنده است. در حالت عکس، یعنی جایی که فقط تعداد کمی از آپارتمانها حفاظت و حمایت شده باشند، سارقان میتوانند بدون زحمت و صرف وقت، آماج جدید پیدا کنند. در واقع، متغیر زمان برای بزهکاران اتفاقی، امری اساسی است. آنان، قاطعیت و پشتکار لازم را برای صرف وقت جهت یافتن آماجی که مناسبشان باشد، ندارند. از سویی، توزیع منافع یک تدبیر وضعی، نقطه عکس جابهجایی بزهکاری است و آن زمانی است که اثر پیشگیرانه یک تدبیر یا یک برنامه در بخش یا نسبت به سیبل حمایت شده به بخشهای حمایت نشده یا از یک نوع از جرم به جرم دیگر گسترش مییابد. اما بهطور کلی پیشگیری وضعی مستلزم سرمایهگذاری است. نصب دزدگیر بر روی خودرو یک هزینه اضـافی بر مالک خودرو تحمیل میکند. نصب دوربین و استخدام سرایدار متضمن هزینهای است که ممکن است تمام اهالی یک مجتمع مسکونی قادر به پرداخت آن نباشند. از اینرو، میتوان گفت که پیشگیری وضعی نوعی تبعیض امنیتی در برابر افراد نیز ایجاد میکند و افراد ثروتمند و دولتهای ثروتمند بهتر میتوانند خود را در برابر جرم مصون نگاه دارند(ابراهیمی و رجبی:۱۳۸۹، ۳۰-۳۱). اما عمده محدودیتهای دولتها در پیشگیری از جرم به تعهدات آنها نسبت به رعایت حقوق و آزادیهای قانونی افراد برمیگردد. البته برخی از حقوق نیز همانند حق عدم شکنجه مطلق بوده و هیچگونه محدودیتی بر آن بار نخواهد شد. ۳-۴-۲-محدودیتهای حقوق بشری پیشگیری وضعی عبارت است از تغییر در موقعیتهای خاصی که احتمال ارتکاب جرم در آن زیاد است، به منظور دشوار کردن، پرخطر کردن یا جاذبهزدایی برای کسانی که قصد ارتکاب دارند(گسن: ۱۳۸۵، ۶۰۴). در واقع تدابیر ناظر به دشوار و پر خطر کردن یا جاذبهزدایی، تصمیم بزهکار بالقوه به گذر از اندیشه به فعل را تحت تأثیر قرار میدهد.یکی از راه های افزایش خطر ارتکاب جرم، در پیشگیری وضعی، مراقبت و کنترل میباشد، یعنی با ایجاد خطر بیشتر در وضعیت پیشجنایی به ارعاب بزهکاران بالقوه پرداخته میشود. این مراقبت گاه توسط افراد، گاه با توسل به فناوریهای نوین و بعضا به صورت ترکیب هر دو، انجام میشود. مراقبت به دنبال ارائه این پیام به بزهکار بالقوه است که در صورت گذر از اندیشه به عمل، مشاهده، کنترل و دستگیر خواهد شد. بنابراین، با القای این حس و انتقال پیام، بزهکار با توجه به خطر دستگیری یا شرمساری ناشی از احتمال مشاهده شدن، به تردید میافتد. مراقبت و کنترل، در واقع، یکی از عناصر سازوکار کنترل اجتماعی کلاسیک و مشتمل بر قواعد و ضمانت اجرا است. بدین ترتیب که یک مقام یا نهاد یک قاعده وضع میکند، از طریق مراقبت، از رعایت آن مطمئن میشود و نقضکنندگان آن را مجازات میکند. این سه عنصر مکمل همدیگر میباشند، بدون قاعده و قانون، مراقبت فاقد مبنا و اعمال ضمانت اجرا ناعادلانه خواهد بود. بدون مراقبت، جرایم کشف نخواهد شد و بدون ضمانت اجرا، کسی رعایت قواعد را جدی نخواهد گرفت. بعضا پیش میآید که یک مراقبت بدون ضمانت اجرا موقتا در انصراف بزهکاران مؤثر واقع میشود ولی، مراقبینی که به مشاهده بدون واکنش اکتفا میکنند، به مرور زمان، این حس را ایجاد میکنند که این قاعده یا قانون لازمالاجرا نیست(دلماس مارتی:۱۳۹۰، ج۱، ۶۲). موقعیتهایی که احتمال ارتکاب جرم در آن زیاد است، باید تحت یک مراقبت و کنترل دقیق باشند. در این حالت بزهکاران، به هنگام سرقت، خطر دستگیری را بالا احساس میکنند و از ارتکاب جرم منصرف میشوند. کنشگران اجتماعی از قبیل نیروهای پلیس، نگهبانان، سرایداران وفروشندگان در بوتیکها که وظیفه مراقبت را برعهده دارند، متعدد میباشند. این دسته توسط سیستمهای الکترونیک از قبیل دوربین، هشداردهندهها و آشکارسازها مورد حمایت قرار میگیرند. این مراقبتها، احتمال دستگیری و مجازات را افزایش میدهد و نشان میدهد که این موقعیت مورد حمایت و تحت قرار دارد. اما نکته اساسی این است که این تدابیر گرچه در افزایش احتمال دستگیری و برهم زدن معادله هزینه-فایده مؤثر است، لیکن در عمل ممکن است به مرور زمان موجب شکلگیری جامعه تحت کنترل و تحدید حقوق بنیادین افراد گردد. ۳-۴-۲-۱-تعرض به زندگی خصوصی به طور کلی عمل ثبت، ضبط یا انتشار تصویر یک شخص که در یک محل خصوصی قرار دارد، بدون رضایت وی، یک صدمه به زندگی خصوصی است(دوآ: ۱۳۸۲، ۲۲۶). این در حالی است که حق رعایت و احترام به زندگی خصوصی یکی از حقوق بنیادین محسوب میشود. ماده هفده میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی مداخله در زندگی خصوصی افراد از طریق انواع مراقبت را منع کرده است. لذا بر این اساس نمیتوان هویت کسی را برملا کرد. یک زوج جوان انتظار ندارند که تمام حرکات آنها، تنها به این دلیل ساده که در یک مکان عمومی هستند، ثبت و ضبط شود. دوربینهای مراقبت امروزه این توانایی را دارد که تمام حرکات و رفت وآمدهای شهروندان را کنترل کند که این خود تعرض به زندگی خصوص افراد به شمار می آید(ابراهیمی و رجبی:۱۳۸۹، ۳۴). ۳-۴-۲-۲-کنترل و محدودیت در آزادیهای فردی به نام امنیت و نظم عمومی و به بهانه آن ممکن است حقوق بنیادین اشخاص نقض گردد. به عنوان مثال به هنگام برگزاری اجلاس سران کشورهای صنعتی با موضوع جهانی شدن، معمولا مخالفان این جریان به منظور اعلام مخالفت، از کشورهای مختلف با حضور در محل اجلاس، به تظاهرات میپردازند. در این وضعیت کشورها به نام نظم عمومی و پیشگیری از جرم، مانع رفت وآمد آزادانه اشخاص شده و از خروج آنها از مرز جلوگیری میکنند. در صورتی که به طور طبیعی، اکثر تظاهراتها با عدم رعایت نظم عمومی همراه میشود. لذا حق اعتراض و نیز آزادی رفت وآمد در این شرایط بهطور جدی محدود میگردد. از طرفی اخذ اطلاعات شخصی تظاهرکنندگان و استفاده از آن برای زندگی خصوصی آنان یک خطر محسوب میشود. بنابراین سازوکارهای امنیت نباید مانع رفت وآمد و نیز مبالات افراد گردد. مثلا اجباری کردن پاسپورتهای بیومتریک رفتوآمد به آمریکا را با مشکل مواجه کرده است. از اکتبر ۲۰۰۵ هر فرد خارجی برای ورود به خاک آمریکا باید دارای پاسپورت فوق باشد. عدهای به همین دلیل نمیتوانند به موقع، ویزای خود را دریافت کند. لذا این سازوکار در کوتاهمدت مانع جابهجایی افراد میگردد. همچنان که در دراز مدت نیز کنترل مرزها میتواند در سرعت و سهولت جابهجایی اموال و اشخاص مانع ایجاد کند و در نهایت موجب کاهش تجارت جهانی گردد. در واقع میتوان گفت که هرچه وسایل تأمین امنیت افزایش یابد، افراد کمتر حمایت میشوند. بسیاری ازسازوکارهای امنیت میتواند به آزادیهای فردی، فعالیتهای اقتصادی و حتی امنیت افراد صدمه وارد کند. از طرفی،ظرف چند سال گذشته، تمایل دولتها به استفاده بیشتر از تدابیر فنی به نسبت تدابیر اجتماعی، بیشتر شده است(ابراهیمی و رجبی:۱۳۸۹، ۳۷-۳۸). فصل چهارم: پیشگیری از جرایم اطفال و نوجوانان از طریق طراحی محیطی همواره از محیط و عناصر آن برای تاثیرگذاری بر رفتار انسانی استفاده شده است. تاثیر محیط بر انسان موضوع جدیدی نیست و از قدیم الایام از محیط برای تاثیرگذاری بر رفتار انسانها استفاده شده است. این موضوع یکی از موضوعات مورد علاقه فلاسفه نیز بوده است. برای مثال تمام کسانی که به بحث درباره آرمان شهر و مدینه فاضله پرداختهاند، به اصول و روشهایی اشاره کردهاند که بر شکل دادن به محیط و متقابلا بر رفتارهای جمعی و فردی تاثیر داشتهاند. صاحبنظران مختلف به تاثیر محیط بر انسان اشاره کردهاند، از جمله ابن خلدون شرایط محیط طبیعی و محیط ساخته شده را توأمان در روند زندگی بشر و تحولات فرهنگی اخلاقی و رفتاری موثر میداند(ابن خلدون: ۱۳۵۲، ۲۵۹). وی مردمان مناطق معتدل را کاملتر و هنرمندتر دانسته و آنها را از کجروی و انحراف دور میداند. علاوه بر وی، منتسکیو نیز به تاثیر شرایط اقلیمی و محیط طبیعی اشاره کرده است(مونتسکیو: ۱۳۶۲، ۳۹۰). شاید این فرایند تاثیرگذاری را بتوان از طریق احساس هویت یا این همانی انسان با محیط تفسیر کرد. به عبارت دیگر، انسان هویت خویش را در هویت محیط جستجو میکند و هویت محیط را هویت خویش میپندارد و سعی در استحاله مختصات هویتی خویش به سمت کسب مختصات هویت محیط می کند(نقی زاده:۱۳۸۱، ۸). تا دوران معاصر به دلیل محدودیتهای مفهوم انسان در نظریههای طراحی، که صرفا انسان از دید فیزیولوژیک مورد بررسی قرار میگرفت، الگویی نیز که در خصوص رابطه انسانی و محیط ارائه میشد بر همین الگو مبتنی برود این الگو که مبتنی بر جبرگرایی محیطی بود، برمبنای مدل محرک و پاسخ قرار گرفته بود، بدین معنا که محیط طبیعی و مصنوع، محرک بوده و انسان پاسخهایی از پیش تعیین شده به این محرکها میدهد(رضازاده:۱۳۸۴، ۳۹). البته نظریات موجود در خصوص ارتباط انسان و محیط را میتوان به سه دسته جبرگرایی محیطی (انسان به مانند موجودی بیاختیار)، امکانگرایی محیطی و احتمالگرایی محیطیتقسیمبندی کرد(مطلبی:۱۳۸۰، ۵۹). در کنار سایر رهیافتهای پیشگیری از جرم که بیشتر به دنبال تغییر شخصیت و از بین بردن زمینهها و علل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جرم بودهاند، رهیافت مکانیکی(وضعی و فرصت مدار)در پیشگیری از جرم به یکی از دیدگاههای غالب در زمینه پیشگیری از جرم تبدیل شده است(گسن:۱۳۸۵، ۱۶۰). در کنار نظریه پیشگیری وضـعی، نظریهای دیگر مطرح شده است که به پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی معروف است. این دیدگاه از لحاظ مبانی نظری تا حدودی شبیه نظریه پیشگیری وضعی است ولی در قلمرو و کاربرد محدودتر از آن است. نظریه CPTED بر این ادعا استوار است که میتوان با طراحی مناسب و کابری موثر از محیط از ارتکاب جرم پیشگیری کرده و علاوه بر بهبود کیفیت محیط زندگی بر ترس ناشی از جرم نیز غلبه کرد. این نظریه هدف و تمرکز خود را بر محیط ساخته شده و جرایم مرتبط و شایع در مناطق مسکونی مانند، دیوار نویسی، تخریب و سرقت قرار میدهد. به عبارت دیگر، اگر محیط به نحوی طراحی شود که بتواند موجب بهبود نظارت افراد شده، تعلق ساکنان را به قلمرو خود بالا برده و تصویری مثبت از فضا ایجاد کند، فرصتهای مجرمانه کاهش خواهد یافت و مجرمان از ارتکاب جرم باز خواهند ماند(Cozens: 2005, 328) زیرا در معامله عقلانی مجرم، میزان تلاش و خطر ارتکاب جرم (هزینه) بیشتر از منافع حاصل از جرم خواهد بود. این دیدگاه نسبت به سایر انواع پیشگیریها این مزیت را دارد که تغییر وضعیت بسیار سادهتر از تغییر شخصیت فرد است(فلسون و کلارک: ۱۳۸۸، ۱۹۰). ساختمانها، خیابانها، فضاهای سرباز و پارکها صرفا فضاهایی نیستند که جرم در آنجا روی میدهد، بلکه ساختار و طراحی فضا میتواند موجب پیشگیری و بازدارندگی از فعالیتهای مجرمانه شده و امنیت شهری را بهبود بخشد. این دیدگاه در برگیرنده تحلیلهای دقیق وضعی از جرم است که به دنبال یافتن وضعیتها و شرایطی است که میتوانند فرصتهای مجرمانه ایجاد کنند(محمودی جانکی و قورچی بیگی: ۱۳۸۷، ۳۴۷). شاید در این میان بتوان گفت که نقش و تاثیرگذاری محیط بر جرم از ابـتدا زیاد مورد توجه واقع نشده بود. البته اگر به این مسئله هم پرداخته شده باشد بیشتر این رویکردها جبرگرایانه بوده و بیشتر بر تاثیرگذاری محیط جغرافیایی و طبیعی بر جرم پرداخته شده است(گسن:۱۳۸۵، ۱۷۹). و بحثی پیرامون تاثیر محیط فیزیکی و ساخته شده بر رفتار مطرح نبوده است، از این جمله میتوان به قانون حرارتی کلته و گری اشاره کرد. نظریه CPRED از اوایل ده شصت و هفتاد میلادی در آمریکا شروع به شکلگیری میکند و در آثار افرادی چون الیزابت وود، جین جاکوبز، اسچلمو آنجل، اسکار نیومتن و سی.ری جفری میتوان اهمیت طراحی شهری و تاثیر آن بر رفتار و جرم را مشاهده کرد. در این آثار نوعی انتقاد از وضع موجود معماری در آن دوره وجود دارد. برای مثال، جاکوبز در کتاب خود، حیات و مرگ شهرهای بزرگ آمریکا، بیان میدارد که میتوان از طریق کاهش شرایط گمنامی و انزوا ازجرایم شهری پیشگیری کرد. جاکوبز اعتقاد داشت که طراحی شـهری در این دوره مانعی بر سر راه کنترل اجتماعی غیر رسمی و خود نظارتی تلقی میشود و تا هنگامی که همسایگان نمیتوانند با یکدیگر تعامل برقرار کنند، جرم همچنان وجود خواهد داشت. کتاب جاکوبز را میتوان کیفرخواستی علیه سیاستهای شهرسازی بعد از جنگ-که در آن اولویت به اتومبیل داده میشد نه به زندگی و حیات در یک جامعه-دانست(محمودی جانکی و قورچی بیگی: ۱۳۸۷، ۲۴۸). ۴-۱-تعریف نظریه CPTED نظریه CPTED بر این ادعا استوار است که میتوان با طراحی مناسب محل سکونت و کار افراد، از جرایم ارتکابی در محیط ساخته شده پیشگیری کرد. این فرایند، پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیط نامیده میشود. این پیشگیری، شاخهای از رهیافتهای مکانیکی در پیشگیری از جرم است که بر این باور است که مجرم ارتکاب جرم را انتخاب میکند، جرم معلول فرصت است، مجرم فردی عقلانی است و جرم انتخابی عقلانی است و تاثیر گذاشتن بر عوامل وضعی راحتتر از تغییر و مبارزه با ضعفهای بشری و اصلاح شخصیت افراد است، در نتیجه راهحل مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم را کم کردن فرصتهای مجرمانه میداند(محمودی جانکی و قورچی بیگی: ۱۳۸۷، ۳۴۸). نظریه CPTED را میتوان اینگونه تعریف کرد: طراحی مناسب و کاربری موثر از محیط و ساختمان که منجر به کاهش جرم و ترس ناشی از جرم میشود. به عبارت دیگر طراحی مناسب و استفاده درست از محیط میتواند علاوه بر پیشگیری از وقوع جرم، کیفیت زندگی را بهبود بخشیده و ترس از جرم را کاهش دهد. این مسئله همانگونه که اشاره شد مبتنی بر مطالعاتی است که در اواسط قرن بیستم انجام شده بود. در واقع نظریه CPTED بر این اندیشه مبتنی است که رفتار انسانی در محیط شهری تحت تاثیر طراحی محیطی قرار دارد. از آثار مثبت نظریه CPTED میتوان به بهبود کیفیت زندگی، تقویت حس تعلق به محیط در ساکنان، کاهش میزان جرایم و حتی افزایش قیمت خانه و زمین برشمرد(غرایاق زندی: ۱۳۹۱، ۲۵). ۴-۲-سیر نظریهپردازی پیرامون نظریه CPTED
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
روش های خصیصهای
۱- طراحی آنها کمخرج است. ۲- ابعاد معنیداری را به کار میبرند. ۳- طریقه به کارگیری آنها آسان است.
۱- خطای درجهبندی بالقوه بالایی دارد. ۲- برای مشاوره با کارکنان مفید نیست. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳- برای تخصیص پاداش مفید نیست. ۴- برای تصمیمگیری در خصوص ارتقاء مفید نیست.
روش های رفتاری
۱- ابعاد عملکردی ویژهای را به کار میگیرند. ۲- برای کارکنان و رؤسا قابل پذیرش است. ۳- برای ارائه بازخورد مفید است. ۴- برای تصمیمگیری در مورد پاداش و ارتقاء مفید است.
۱- طراحی و به کارگیری آن وقتگیر است. ۲- طراحی و تدوین آن هزینهبر است. ۳- امکان خطای درجهبندی وجود دارد.
روش های مبتنی بر نتیجه
۱- کمتر جهتگیری ذهنی دارد. ۲- عملکرد فردی را به عملکرد سازمانی متصل میکند. ۳- تنظیم اهداف دوجانبه را ترغیب میکند. ۴- برای تصمیمات در مورد پاداش و ارتقاء مفید است.
۱- طراحی و به کارگیری آن وقتگیر است. ۲- ممکن است چشمانداز کوتاهمدتی را دربرگیرد. ۳- ممکن است ملاکهای نامناسبی را به کار گیرد. ۴- ممکن است ملاکهای ناکارآمدی را به کار گیرد.
خطاهای بالقوه در سیستمهای ارزشیابی عملکرد چندین خطای معمول در ارزیابیهای عملکرد شناسایی شده است (Snell & Bohlander, 2007: 333; Byars and Rue, 2008: 218; Noe et al., 2008: 345; Bernardin, 2003; 153; Ivancevich, 2007: 273) از جمله دلایلی که به بروز این خطاها در ارزیابیهای عملکرد می انجامد میتوان به: طراحی ضعیف سیستم ارزشیابی، کاربست ملاکهای ارزیابی ضعیف، کاربست فنون پرزحمت و طاقتفرسا و موقعی که به شکل درآوردن سیستم مهمتر از جوهر و اصل عملکرد سازمانی است، اشاره کرد (Ivancevich, 2007: 272). خطاهای شناسایی شده بالقوه در سیستمهای ارزشیابی عملکرد سازمانی شامل: ۱- استانداردهای ارزیابی[۷۰]، ۲- اثرهالهای[۷۱]، ۳- آسانگیری یا سختگیری[۷۲]، ۴- گرایش به مرکز[۷۳]، ۵- تازگی رویدادها[۷۴]، ۶- برابر کردن یا مقابله[۷۵] و ۷- جهتگیری شخصی[۷۶] (شبیه به من یا تصور قالبی) میباشد. در ادامه برخی از مهمترین خطاها توضیح داده شده است. ۱- استانداردهای ارزیابی: این مشکل هنگامی رخ میدهد که تفاوتهای ادراکی در معنی و مفهوم کلمات به کار گرفته شده در ارزشیابی کارکنان، وجود داشته باشد. بنابراین، خوب، دقیق، ارضاءکننده و عالی ممکن است برای ارزیابان متعدد معانی متفاوتی داشته باشد (Ivancevich, 2007: 273). ۲- اثر هالهای: عقیده بر این است که خطای اثر هالهای در درجهبندی کارکنان مسأله عمدهای در عملکرد سازمانی است. خطای هالهای موقعی اتفاق میافتد که ارزیابی چندین بعد از عملکرد فرد به یک ارزیاب واگذار میشود و ارزیاب بر اساس احساس و عقیده کلی خودش به ارزیابی میپردازد. این خطا هم در جنبه منفی و هم مثبت میتواند اتفاق بیفتد؛ به این معنی که احساس اولیه میتواند دلیل ارزیابیهای بسیار خوب یا بسیار بد باشد (Byars and Rue, 2008: 224 ؛ Ivancevich, 2007: 274؛Noe et al., 2008: 381). ۳- آسانگیری یا سختگیری: عملکرد سازمانی نیازمند این است که ارزیاب به طور عینی به نتیجهگیری در خصوص عملکرد بپردازد. عینی بودن برای هر شخصی مشکل است. ارزیابان، هنگامی که به طور عینی به افراد زیردست خود مینگرند، عینکهای رنگی خاص خود را دارند. در نتیجه خطای ارزیابی آسانگیری یا سختگیری ممکن است در ارزشیابی افراد زیردستشان اتفاق بیفتد (بایرز و رو، ۲۰۰۸: ۲۲۴؛ Ivancevich, 2007: 274). ۴- گرایش به مرکز: این خطا موقعی اتفاق میافتد که ارزیاب در استفاده از نمرههای بالا یا پایین اجتناب کند و نمرههای میانه را مدنظر قرار دهد. به طور مثال، نمره ۴ را برای مقیاس ۱ تا ۷ مدنظر قرار میدهد. این نوع میانهای ارزیابی کردن اغلب بیفایده است و تمایز بین افراد زیردست را مدنظر قرار نمیدهد (Byars and Rue, 2008: 224 ؛ Ivancevich, 2007: 274). ۵- تازگی رویدادها: یکی از مشکلات سیستمهای ارزیابی، چارچوب زمانی رفتار ارزیابی شده است. ارزیابان اغلب رفتارهای گذشته را نسبت به رفتار در حال حاضر کارمند فراموش میکنند. لذا، افراد بر اساس نتایج رفتار چند هفته گذشته خود ارزیابی میشوند نه میانگین رفتار ۶ ماهه خود (Byars and Rue, 2008: 224 ؛ Ivancevich, 2007: 274). ۶- خطای برابر کردن یا مقابله: از جمله فنونی که در عملکرد سازمانی میبایست لحاظ شود، ارزیابی یک کارمند بدون توجه به عملکرد سایر کارکنان است. اگر یک سرپرست در ارزیابی یک کارمند تحت تأثیر نمرههایی که به سایر افراد داده قرار گیرد، در این صورت خطای مقابله اتفاق افتاده است (Byars and Rue, 2008: 224 Noe et al., 2008: 381؛ Ivancevich, 2007: 274). جهتگیری شخصی (شبیه به من یا تصور قالبی): این خطا مربوط به اعمال جهتگیری شخصی از سوی سرپرست است. منظور از جهتگیری شخصی، جانبداریها، گرایشات و پیشداوریهای شخص است که آگاهانه یا اغلب ناخودآگاه تصمیمگیریهای او را تحت تأثیر قرار میدهد. مثلاً وقتی که ارزیاب عملکرد کسانی را که دارای صفات و خصوصیاتی شبیه خودش باشند بالاتر از سطح واقعی ارزیابی میکند و برعکس (؛ Ivancevich, 2007: 274; Noe et al., 2008: 381 ). عوامل و ویژگیهای مؤثر بر اثربخشی سیستمهای ارزشیابی عملکرد الف- عوامل مؤثر بر اثربخشی نظام ارزشیابی عملکرد بر اساس نتایج مطالعات مختلف (بالیگا[۷۷]، ۱۹۹۴؛ مادلر[۷۸]، ۱۹۹۷ به نقل از ابیلی، ۱۳۸۱). عوامل اثربخشی نظام ارزشیابی عملکرد سازمانی عبارتند از: ۱- وجود «طرح نظام اثربخش ارزشیابی عملکردی» که شامل: هدف به روشنی تعریف شده، ارزشمند و قابل فهم برای ارزشیابی عملکرد و درونداد گسترده کارکنان و سرپرستان بر نحوه ارزشیابی باشد. ۲- تعریف دقیق عملیات ارزشیابی اثربخش عملکرد مدیریتی، مشتمل بر برنامهریزی عملکرد و بازبینی مستمر عملکرد و ارائه بازخورد به کارکنان درباره این که چگونه عملکرد خود را بهبود بخشند. ۳- وجود حمایت اثربخش نظام ارزشیابی عملکردی، که سرپرستان را برای اعمال کردن رفتارهای ارزشیابی اثربخش، به منظور تضمین رضایت و رسیدگی به شکایات نظام ارزشیابی، تشویق میکند. ۴- پذیرش کارکنان از نظام ارزشیابی عملکرد سازمانی سازمان و تمایل آنان نسبت به انجام آن. ۵- تعهد سرپرستان و کارکنان برای اعمال مناسب نظام ارزشیابی عملکرد سازمانی سازمان.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شیرابه آنغوره ferula ovin boiss دارای اثر ضد تشنج است و در رفع بیماریهای منشاء عصبی، دستگاه تنفس، اسپاسم حنجره و دستگاه هضم و آسم بکار می رود. ترکیبات گوگرد دار موجود در اسانس گیاه، از تولید چربی در بیماران با چربی خون بالا ممانعت می کند۴ (امید بیگی ر ۱۳۸۳) . بخشهای سبز گیاه آنغوره نیز به عنوان سبزی خورده می شود ۴ (امید بیکی ر ۱۳۸۳) . شیرابه آنغوزه دارای اثر ضد تشنج , قاعده آور و ضد انگل است . در رفع ییوست افراد مسن نیز کاربرد دارد۴ (امید بیکی ر ۱۳۸۳) . جنس Ferula از ویژگی های فیتوشیمیایی قابل توجهی مانند دارا بودن سزکویی ترپنها۵۶ (آپن دینو، ۱۹۹۷؛ گونزالس، ۱۹۹۷) و کومارینهای سزکویی ترپنی برخوردار است۵۵ (احمید، ۱۹۹۹). علاوه بر این مادهای ـ ا ـ پروپیل دو ـ بونیل دی سودلفیدیک ترکیب اصلی در روغن ferula ایرانی است۶۶ (خواجه، ۲۰۰۵). F.hermonis که اسم گونه آن از واژه hormone گرفته شده است از جمله گیاهان دارویی معروف کشور لبنان میباشد که به خاطر اثرات شبه استروژنی مورد استفاده قرار میگیرد. علاوه بر اثرات شبه استروژنی و فروتینین (appendion,2002). گیاه F.hormonis به عنوان یک کاهنده قوای جنسی در جنس نر نیز مطرح میباشد (zanoli,2005). کُمای بیابانی Ferula foetida regel یکی از گیاهان دارویی ، خوراکی و علوفهای مراتع بیابانی شرق ایران است که از قدیم الایام در استان خراسان در اوایل فصل رشد اندام رویشی وبویژه ساقه گلدهنده این گیاه مونوکارپیک را از طوقه قطع وبه مصرف دارویی،خوراکی میرسانده اند. صمغی که از ریشه ذخیره ای گیاه دارویی باریجه (Ferula gummosa) استحصال می شود یکی از مهم ترین محصولات مرتعی است که در طب سنتی ایران به عنوان خلط آور در بیمارهای تنفسی و نیز ضد اسپا سم دستگاه گوارش استفاده می شود ولی مصرف عمده آن در صنایع جواهر سازی (چسب الماس ) و نیز به عنوان تثبیت کننده عطر و صنایع آرایشی می باشد . از تمام قسمتهای گیاه Ferula gummosa boiss . با نام عمومی Galbanum ازخانواده Apiaceae ) Umbelliferae ) ، گم رزین گالبانوم بدست می آید. گالبانوم دارای خاصیت ضد انقباض (Antispasmodic ) ، ضد نفخ و بادشکن ( Carminative ) ، خلط آورExpectorant ) ) و محرک و مهیج (Stimulant ) است ۴۳ ( کریم پور س ۱۳۸۶) . در استعمال داخلی ، گالبانوم برای معالجه برونشیت مزمن ، آسم ودیگر ناراحتی های قفسه ی سینه مفید است و یک محرک برای هاضمه است و هم چنین نفخ شکم ، دردهای زکام ( آنفولانزا ) و قولنج را کاهش می دهد ۴۳ ( کریم پور س ۱۳۸۶) .
 در استعمال خارجی ، گالبانوم به عنوان ضماد برای تورم های اشتعالی ، زخم معده ، سوختگی ، جراحت و ناراحتی های پوستی استفاده می شود . البته خاصیت ضد صرع Antiepileptic )) و ضد تشنج(Anticonvulsant ) این گیاه توسط هیئت علمی دانشکده علوم پزشکی دانشکاه شهید بهشتی تهران طی مطالعه ای روی موشهای آزمایشگاهی در July ، ۱۹۹۷بررسی شد ۴۳ (کریم پور س ۱۳۸۶) . فصل دوم بررسی سوابق ۲-۱- بررسی سوابق : بررسی سوابق طرح های مشابه و مطالعات نورالله عبدی و همکاران در سال ۷۸ در عرصه های منابع طبیعی نشان داده است که اثر عوامل مختلف می تواند بر روی گونه های متفاوت عملکرد متفاوت داشته و ارتباط ویژه ای بین پراکنش گونه های مختلف مرتعی و خصوصیات خاک، توپوگرافی وارتفاع از سطح دریا وجود دارد. از میان عوامل مورد بررسی،( ارتفاع از سطح دریا، شیب و جهت شیب ) گونه های خانواده پروانه آسا بیشتر تحت تأثیر ارتفاع از سطح دریا، مقدار شیب و عمق خاک قرار داشتند، در حالی که گونه های خانواده گندمیان نشان دادند که به طور عمده تحت تأثیر ارتفاع از سطح دریا، مقدار شیب و جهت شیب قرار دارند ۳۱ ( عبدی ن ۱۳۸۶ ) . مطالعات انجام گرفته توسط آذرنیوند و همکاران بر روی تاثیر خصوصیات خاک و تغییرات ارتفاع بر پراکنش دوگونه درمنه (Artemisia aucheri) و (Artemisia.siberi ) به روش تصادفی سیستماتیک در منطقه ورد آورد گرمسار وسمنان نشان داد که خصوصیات ماده آلی، نیتروژن، بافت و گچ خاک وارتفاع از سطح دریا از مهم ترین عوامل موثر در پراکنش دو گونه مذکور بوده است ۱ ( آذرنیوند و همکاران ۱۳۸۶) . ۲-۱-۱- از نظر دارویی و فتو شیمی : – بررسی های انجام شده در سال ۸۷ توسط جلیلیان و همکاران در استان کرمانشاه نشان داده است از هیدروکربنهای مونوترپنی چویل مثل آلفاپینن و بتاپینن در صنایع عطرسازی برای تولیدات استحمام و خوشبوکنندههای هوا و مواد دارویی استفاده میشود ۱۶ ( جلیلیان ن ۱۳۸۷ ) . – بر اساس گزارش معصومی از استان کرمانشاه ، از قسمت های هوایی چویل شامل برگ، ساقه، گل میوه استفاده می شود به این صورت که از برگ و ساقه های آن بعنوان معطر کننده در ظرف محتوی روغن استفاده می کنند ۴۹ (معصومی ۱۳۸۷)و از پودر شده میوه آن بعنوان معطر کننده غذا استفاده می کنند۴۹ (معصومی ۱۳۸۷). – بررسی معصومی اضافه کرده است که از گیاه چویل Ferulago angulata در استانهای غربی کشور به عنوان ماده غذایی جهت معطر نمودن روغن حیوانی استفاده میشود ۴۹ (معصومی ۱۳۸۷) – مطالعات انجام شده توسط معصومه خان احمدی نیز بیانگر این مطلب است که گیاه چویل بومی ایران و خاص منطقه غرب و جنوب غرب است از دیرباز بهصورت سنتی و با افزودن به مواد لبنی به خصوص روغن، با ایجاد طعم بسیار مطبوع، از فاسد شدن آن جلوگیری و با قراردادن در لابلای گوشت برای مدتی آن را نگهداری مینموده اند۲۳ ( خان احمدی م ۱۳۸۷) . – یافتههای حاصل از تحقیق قلی وند در استان کرمانشاه در سال ۸۸ نشان می دهد که ۸۳% از افراد مورد مطالعه در درمان تعداد زیادی از بیماریهای خود از گیاهان دارویی استفاده میکنند ومعتقدند که داروهای گیاهی نسبت به داروهای شیمیایی ارزان تر و از نظر عدم ایجاد عوارض جنبی برتری دارند.بیش از ۲۷۵ گونه گیاهی در طب سنتی عشایر قشقایی دارای کاربرد دارویی هستند. همچنین برخی از مردم عشایر برای درمان بیماریهایی نظیر سرماخوردگی، دردهای عضلانی، اسهال، چربی خون، سردرد، سنگکلیه و ناراحتیهای مجاری ادراری، نفخ شکم، دل درد، بیماریای پوستی و … از گیاهان دارویی نظیر بابونه Anthemis persica ، چویل Ferulago angulate ، سیر Allium sativa ، لیزک یا بن سرخ Allium sp. ، آویشن Thymus daenensis ، پونهکوهی Mentha longifolia و … استفاده می کنند ۴۰ ( قلیوند م ۱۳۸۸) . منابع ژنتیکی اصلی چنین گیاهانی همواره از عرصههای طبیعی بویژه اکوسیستمهای خشک و نیمه خشک کشور ایران خاستگاه عمده گیاهان دارویی موجود است. رضا امید بیگی در بررسی خود در خصوص گیاه باریجه آورده است که گیاه باریجه گیاهی چند ساله از تیره چتریان و Ferula gummosaاست که در طب سنتی ایران به عنوان خلط آور در بیمارهای تنفسی و نیز ضد اسپا سم دستگاه گوارش استفاده می شود ولی مصرف عمده آن در صنایع جواهر سازی (چسب الماس ) و نیز به عنوان تثبیت کننده عطر و صنایع آرایشی می باشد ۴ )امید بیگی ر ۱۳۸۳( . طبق تحقیقات آپندینو ( در سال ۲۰۰۲ مشخص شده است F. hermonis که اسم گونه آن از واژه hormone گرفته شده است از جمله گیاهان دارویی معروف کشور لبنان میباشد که به خاطر اثرات شبه استروژنی مورد استفاده قرار میگیرد. علاوه بر اثرات شبه استروژنی و فروتینین (appendion,2002). همچنین بررسی زانولو در سال ۲۰۰۵ موید این مطلب است که گیاه F.hormonis به عنوان یک کاهنده قوای جنسی در جنس نر نیز مطرح میباشد (zanoli,2005). به هر حال با کشف فروتینین در F.ovina به نظر میرسد که اثرات فارماکولوژیکی و به خصوص شبه استروژونی گیاه F. ovina موضوع تحقیق مناسبی برای فارماکولوژیستها باشد هر چند که مهمترین متابولیستهای ثانویه موجود در گیاهان جنس ferula مشتقات سزکویی ترپنی میباشد. با این وجود به نظر میرسد تنوع متابولیلی در گیاه کما[۱] زیاد نیست و معدود به ۳ ترکیب ترپنونیدی (یک سزکویی ترژن و دومنوترپن) میشود. این در حالی است که در گونههای دیگر مخلوطی از سزکوییترپن کومارینها (ایران شاهی،۲۰۰۴؛ ایران شاهی، ۲۰۰۷). مانند F. persicu و F. szowitsiana ترکیبات گوگرد دار (ایرانشاهی، ۲۰۰۳؛ با duan,2002; Rajanik anth, 1984) مانند F.persica، F. Foetida، F.asafoetida و F. ratabensis متابولیستهای کیگوزیله (ایرانشاهی،۱۰۰۸) مانند F. persica و سزکویی ترپن لاکتونها (shikishima,2002; Suzuki,2004). مانند F. varia و F. pennineruis گزارش شده است۲ (محمد آقایی، ۲۰۰۶). بررسی های انجام شده توسط رضا امید بیگی در سال ۸۳ که در مجله منابع طبیعی ایران چاپ شده است نشان می دهد که آنغوزه با نام علمی Ferula assa_foetida یکی از گیاهان مرتعی ایران است به سبب وجود ماده ای که از ان استخراج میشود. این ماده مصرف دارویی، صنعتی وارزش اقتصادی فراوانی برای روستائیان و صادرکنندگان دارد . صمغ آنغوزه که از ریشه گیاه استحصال میشود توسط رومیها مصرف می شد و امروزه بطور وسیع در هند به عنوان ادویه در تهیه برخی غذاها، انواع ماهی ،سبزیها و سس مورد استفاده قرار می گیرد. ساقه های جوان گیاه تازه انقوزه در نواحی خراسان و کرمان به مصرف غذایی می رسد.هم اکنون پمادی در بازار دارویی ایران به نام «ملیسان» وجود دارد که برای رفع تبخال استفاده شده و از فرآورده های همین گیاه می با شد۶ ( امید بیگی ر ۱۳۸۳ ) . کمای ساورزی نیز در برخی از روستاهای حوالی کوه ساورز در استان کهگیلویه وبویراحمد به عنوان داروی ضد درد برای درمان مفاصل استفاده می گرد ۲-۱-۲- از نظر عوامل اکولوژیکی بررسی ها ی انجام شده توسط میرطالبی و همکاران در سال ۸۶ بر روی گیاه آنغوزه شیرین نشان می دهد که آنغوزه شیرین از خاکهای شور با میزان آهک و رس بالا دوری می کند و در خاکهای شیرین و سبک واریزه ای مستقر می شود۵۲ ( میر طالبی آ و همکاران ۱۳۸۶). قاسم شهسواری و همکاران در سال ۸۲ بر روی کُمای بیابانی در منطقه شرق بررسی کرده و اعلام کرده اند که کمای بیابانی یکی از گیاهان دارویی ، خوراکی و علوفهای مراتع بیابانی شرق ایران است که از قدیم الایام در استان خراسان در اوایل فصل رشد اندام رویشی وبویژه ساقه گلدهنده این گیاه مونوکارپیک را از طوقه قطع وبه مصرف دارویی،خوراکی میرسانده اند .کمای بیابانی بهترین رشد خود را در ارتفاع ۱۲۰۰ تا۱۳۰۰ متر داشته و پراکنش کنونی آن محدود به مناطق دشتی با ارتفاع ۱۰۰۰ تا۱۶۰۰ متربا خاک عمیق است۲۹ (شهسوار کُندری ق و همکاران ۱۳۸۲) . ۲-۱-۳- از نظر رویشگاهها و اثر عوامل اقلیمی و آب و هوایی و … مطالعات رضا امید بیگی تاکید دارد که گیاه آنغوزه در اراضی بایر مناطق گرم اسیا میروید. بومی استپ های شرق ایران و غرب افغانستان است. آنغوزه با نام علمی .Ferula assa-foetida L بومی استپ های ایران و قسمتهایی از افغانستان می باشد . در ایران این گیاه در استانهای فارس , کرمان , خراسان , یزد , سمنان , هرمزگان , سیستان و بلوچستان , اصفهان , لرستان, کهکیلویه و بویر احمد و بوشهررویش دارد۴ (امید بیگی ر ۱۳۸۳ ) . ساجده کریم پور در بررسی خود در سال ۸۶ در مورد گیاه باریجه در منطقه شیروان در شرق کشور ، رویشگاه های عمده گیاه باریجه را ترکمنستان، افعانستان و بخش وسیعی از شمال و غرب ایران یعنیارتفاعات ۲۰۰۰-۴۰۰۰ متری با متوسط بارندگی ۲۵۰-۴۰۰ میلیمتر عنوان کره است ۴۳ (کریم پور س ۱۳۸۶) . مطالعات امید بیگی در مناطق مرکزی ایران نیز در سال ۸۳ ، یکی از رویشگاههای با اهمیت باریجه را حوضه های آبخیز جنوب و غرب کاشان اعلام کرده که براساس آمار سال ۱۳۷۱ ، بیش از یک ششم باریجه صادراتی کشور(حدود یازده تن ) را بخود اختصاص داده است۴ (امید بیگی ر ۱۳۸۳) . طبق تحقیقات انجام شده توسط عباس علی فرهنگی در استان خراسان در سال ۸۵ ، انغوزه در نواحی بایر و خشک ماسه ای و حاوی ترکیبات آهکی میروید، مناطق رویش این گیاه متنوع و از نظر ارتفاع، رویشگاه انقوزه هر چنداغلب در ارتفاعات بالای ۱۰۰۰مترمی باشد اما بیشتر در مناطق با پستی و بلندی زیاد و سنگهای مادر آهکی دیده میشود، این گیاه در برابر یخبندانهای شدید حساس ولی حداقل تا ۵-درجه سانتی گراد حرارت را تحمل میکند. آنغوزه در منطقه خاورمیانه به صورت خودرو می روید. مناطق کوهستانی و دامنه های هموار استپی با بارندگی بین ۱۰۰-۱۷۵ میلیمتر و دمای متوسط سالیانه بین ۲۱-۱۶ درجه سانتیگراد مناسب رشد این گیاه است ۳۸ ( فرهنگی ع ۱۳۸۵( . ساجده کریم پور نیز در تحقیقات خود ؛ باریجه را بومی نواحی کوهستانی مرطوب و نیمه خشک ایران و چند کشور حوضه دریای مدیترانه معرفی کرده و ادامه داده است که عمده رویشگاههای گیاه باریجه در استانهای خراسان ، اصفهان ، تهران ، مازندران ، مرکزی و زنجان می باشد ۴۴ (کریم پور س ۱۳۸۶ ) . کمای ساورزی نیز از انواع کما است که بیشترین رویش را در نواحی سردسیری به ویژه ارتفاعات بالای ۱۸۰۰ متری ازسطح دریا دارد . فصل سوم مواد و روش ها
مواد و روش ها : این تحقیق دربهار و تابستان سال ۱۳۹۰ در کوه ساورز واقع در منطقه دیلگون در ۸۵ کیلومتری جنوب غرب شهر یاسوج در طول جغرافیایی ۳۰ درجه و ۴۰ دقیقه و ۳۸ ثانیه و عرض جغرافیایی ۵۱ درجه و ۱۲ دقیقه تا طول جغرافیایی ۳۰ درجه و ۴۳ دقیقه و عرض جغرافیایی ۵۱درجه و ۱۴ دقیقه و به طول ۲۴ کیلومتر انجام شد .
معرفی استان : استان کهگیلویه و بویر احمد با مساحت ۱۶۲۶۴ کیلومتر مربع، بین ۲۹ درجه و ۵۶ دقیقه تا ۳۱ درجه ۲۷ دقیقه عرض شمالی و ۲۹ درجه و ۵۳ دقیقه تا ۵۱ درجه و ۵۳ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است و حدود یک درصد مساحت کشور را به خود اختصاص داده است. این استان در جنوب غربی ایران قرار گرفته و از شمال به استان چهارمحال بختیاری ، از جنوب به استانهای فارس و بوشهر،از شرق به استانهای فارس و اصفهان و از مغرب به استان خوزستان محدود می شود.منطقه سردسیر به وسعت بیش از ۷۰۰۰ کیلومتر مربع در شرق و شمال استان واقع شده است و بطور متوسط ۱۵۰۰ متر مربع از سطح دریا ارتفاع دارد. متوسط بارندگی سالانه دراین ناحیه ۶۰۰ میلیمتر و حداقل درجه حرارت ۱۰- و حداکثر ۴۵ درجه سانتی گراد است ۳-۳- منطقه ساورز : ساورز رشته کوهی مرتفع که از شرق به غرب امتداد یافته و در۸۰ کیلومتری جنوب غربی شهر یاسوج قرار گرفته است .این رشته کوه به لحاظ زمین شناسی بخشی از طاقدیس ساورز saverz anticline ) ) در چرام و کهگیلویه و در زون چین خوردگی زاگرس folded zon ) (یک ساختمان طاقدیسی موسوم به ساورز (saverz mountaine) در جهت شمال غرب به جنوب شرق که همان روند عمودی چین خوردگی زاگرس می باشد وجود دارد . پلانچ جنوب شرقی این طاقدیس در منطقه باگوشی شهرستان ممسنی استان فارس وپلانچ شمال غربی آن در انتهای دشت طسوج واقع است ۵۵ ( سایت صنایع ومعادن ) . این طاقدیس تقریبا یک طاقدیس متقارن می باشد به نحوی که شیب توپوگرافی و زمین شناسی آن در یالهای آن به هم نزدیک است . بلندترین ارتفاع طاقدیس ساورز ۲۴۷۰ متر در منطقه دلی ناز می باشد . این طاقدیس در پلانچ جنوب شرقی شامل سازندهای سروک – ایلام ، گورپی و آسماری و گچساران می باشد ولی در بخش عمودی از طاقدیس عمدتا از سازندهای آسماری تشکیل شده است . طاقدیس ساورز در بخش جنوب شرقی تحت تاثیر گسل قطر کازرون جابجایی زیادی دارد این طاقدیس در امتداد خود شامل کوههای قلات ، کت ، ساورز ، سادات و پاگه می باشد ۵۵ ( سایت صنایع ومعادن ) . طاقدیس ساورز بین دو طاقدیس چاشت خوار در جنوب غرب و طاقدیس زرآورد در شمال شرق قرار گرفته است . باتوجه به لیتوسفری این طاقدیس که عمدتا آهکهای کارستیک آسماری می باشد چشمه ها و نهرهای بزرگ آب از این طاقدیس ایجاد شده است که مهمترین آنها رودخانه سرآستانه و طسوج می باشد که در دو یال جنوبی آن ایجاد شده است و سرچشمه رودخانه دیگری تنگه تامرادی است که سرشاخه رودخانه تنگ شیو را تشکیل میدهد ۵۵ ( سایت صنایع ومعادن ) ( تصویر۳- ۱) . تصویر ۳- ۱ – نمای کلی از ساورز جنوبی (طسوج ) – عکس محقق ۳-۴- زمین شناسی کوه ساورز : از نظر زمین شناسی ساختمان این طاقدیس متاثر از گسل مهمی در منطقه می باشد و آن بخش جنوب شرقی است که توسط گسل قطر کازرون قطع می نماید این گسل در سالهای اخیر چندین زلزله را ایجاد نموده است که حداکثر آنها ۵/۵ درجه در مقیاس ریشتر قدرت داشته است ۵۵ ( سایت صنایع ومعادن ) . سایر عوامل تکتونیکی در این طاقدیس شامل گسل های متعدد کوچک است که در بعضی نقاط تعداد آنها نسبتا زیاد بوده و به دلیل این امر شکستگیهایی در لایه های آهکی ایجادنموده است که در نتیجه ذخیره گاهای مناسبی برای ایجاد سفره های آبی فراهم نموده استس۵۵ ( سایت صنایع ومعادن ) . یکی از نقاط مهم پر آب یال غربی طاقدیس ساورز منطقه طسوج و گلبار میباشد که تفرجگاهی بسیار مهم وزیبا است و همانطور که قبلا گفته شد طاقدیس ساورز عمدتا شامل سازندهای آسماری است که در بالا رسوبات عهد حاضر و کوته های جوان روی آن قرار می گیرد و به ندرت نیز سازند گچساران روی آن را می پوشاند ۵۵ ( سایت صنایع ومعادن ) .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کارایی سرمایه ساختاری با سود هر سهم رابطه معنی داری دارد. کارایی سرمایه انسانی با سود هر سهم رابطه معنی داری دارد. کارایی سرمایه بکارگرفته شده با سود هر سهم رابطه معنی داری دارد. ۱-۶- تعریف مفهومی و عملیاتی متغییر های پژوهش ۱-۶-۱- تعاریف مفهومی سرمایه فکری استوارت اعتقاد دارد سرمایه فکری مجموعه از دانش ، اطلاعات ، داراییهای فکری تجربه رقابت و یادگیری سازمان است که می تواند برای ایجاد ثروت به کار گرفته شود در واقع سرمایه فکری تمامی کارکنان ، دانش سازمانی و توانایی های آن را برای ایجاد ارزش افزوده در بر می گیرد و باعث منافع رقابتی مستمر می شود (قلیچ لی و مشبکی،۱۳۸۵). بنتیس سرمایه فکری را به عنوان مجموعه ای از دارایی های نا مشهود (منابع، توانایی ها ،رقابت) تعریف می کند که از عملکرد سازمانی و ایجاد ارزش به دست می آیند(بنتیس،۱۹۹۸). ادینسون ومالون سرمایه فکری را اطلاعات و دانش به کار برده شده برای کار کردن، جهت ایجاد ارزش تعریف می کنند(واسیلی ۲۰۰۸). بنتیس و هالند در مقاله خود در سال ۲۰۰۲ سرمایه فکری را این طور تعریف می کنند: سرمایه فکری ذخیره ای از دانش را که در نقطه خاصی از زمان که در یک سازمان وجود دارد نشان می دهد در این تعریف ارتباط بین سرمایه فکری و یادگیری سازمانی مورد توجه قرار گرفته است (واسیلی ۲۰۰۸).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
ضریب ارزش افزوده فکری به گفته پالیک(۲۰۰۴) سرمایه فکری نمی تواند به تنهایی ایجاد ارزش کند و لاز م است که سرمایه فیزیکی شرکت برای بررسی ارزش افزوده ایجاد شده توسط منابع شرکت به حساب گرفته شود. در نتیجه با توجه به نقش سرمایه فکری در ایجاد ارزش، پالیک(۱۹۹۸) یک روش جدید برای اندازه گیری سرمایه فکری شرکت ها ایجاد کرد که ضریب ارزش افزوده فکری نام دارد. این روش از این جهت اهمیت دارد که سهم هر منبع (انسانی، ساختاری و فیزیکی) را درایجاد ارزش افزوده برای شرکت را انداز ه گیری می کند. در این پژوهش بر اساس روش پالیک ، از ضریب ارزش افزوده فکری (VAIC) برای اندازه گیری سرمایه فکری شرکت ها استفاده می شود. محاسبه ضریب ارزش افزوده فکری مراحل مختلفی دارد. اولین مرحله محاسبه قدرت شرکت برای ایجاد ارزش افزوده است. بر اساس تئوری ذینفعان، ارزش افزوده (VA) را می توان با اضافه کردن هزینه های حقوق و هزینه های بهره به سود قبل از مالیات محاسبه کرد (ریاحی- بلکویی،۲۰۰۳). کارایی سرمایه بکارگرفته شده این ضریب نشان دهنده ارزش افزوده ایجاد شده ناشی از بکارگیری دارایی های فیزیکی مشهود است. یعنی به ازای یک ریال دارایی فیزیکی مشهود چند ریال ارزش افزوده حاصل می شود(عباسی ، ۱۳۸۹). کارایی سرمایه انسانی این ضریب نشان دهنده ارزش افزوده ایجاد شده توسط کارکنان است و به آن معنی است که به ازاء یک ریال هزینه حقوق و دستمزد پرداختی چند ریال ارزش افزوده حاصل شده است. (عباسی ، ۱۳۸۹). کارایی سرمایه ساختاری این ضریب نشان دهنده ارزش افزوده ایجاد شده ناشی از فرآیندها و ساختارهای موجود در شرکت است.این به آن معنی است که چند درصد ازارزش افزوده شرکت ناشی ازسرمایه ساختاری است(عباسی ، ۱۳۸۹). حقوق صاحبان سهام حقوق صاحبان سهام معرف علایق صاحبان اصلی موسسه نسبت به خالص دارائی های موسسه است. حقوق صاحبان سهام باقیمانده منافع صاحبان اصلی موسسه را از دارائی های موسسه که پس از کسر بدهی های ان موسسه بدست آمده است نشان می دهد. در یک موسسه تجاری حقوق صاحبان سهام دراصل منافع صاحبان اصلی موسسه را نشان می دهد. درحسابداری حقوق صاحبان سهام اهداف اصلی زیر دنبال می شود(ایستوود و همکاران، ۲۰۰۸) . تعیین منابع سرمایه موسسه تعیین سرمایه قانونی و ثبت شده تعیین سود سهامی که می تواند بین صاحبان سهام توزیع شود. ورشکستگی در این پژوهش منظور از ورشکستگی همان تنگدستسی مالی می باشد لذا توضیحات پیرامون این مبحث در بر گیرنده این واژه می باشد.در متون علمی، از ورشکستگی تعاریف مختلفی شده است. در ادامه به چند تعریف از دیدگاه های تجاری و حقوقی اشاره خواهد شد. ورشکستگی، اقدامی قانونی که به موجب آن بطور کلی یک بدهکار عاجز از پرداخت بدهی خود به سود طلبکاران ضبط میشود (منوچهر فرهنگ، ۱۳۷۴ .(ورشکستگی هنگامی رخ میدهد که بدهی های یک شرکت از ارزش دارائی های موجود در شرکت تجاوز کند(جیت من، ۱۹۹۶). از نظر حقوقی، ورشکستگی عبارت است از این که بدهکار از کل دارایی خود به نفع طلبکار صرفنظر کند. ولی هرگاه از ورشکستگی برائت حاصل کند. میتواند مجدداً کار خود را آغاز کند ( قائم مقام فراهانی، ۱۳۶۸.( در بورس اوراق بهادار تهران، ملاک ورشکستگی و خروج شرکت ها از بورس، ماده ۱۴۱ قانون تجارت اصلاحی است. در این ماده آمده است: اگر بر اثر زیان های وارده، حداقل نصف سرمایه شرکت از میان برود، هیات مدیره مکلف است بلافاصله مجمع عمومی فوقالعاده صاحبان سهام را دعوت کند تا موضوع انحلال یا بقاء شرکت، مورد شور و راءی واقع شود. هرگاه مجمع مزبور راءی به انحلال شرکت ندهد، باید درهمان جلسه و با رعایت مقررات ماده ۶ این قانون، سرمایه شرکت را به مبلغ سرمایه موجود کاهش دهد (منصور، ۱۳۷۷). بازده دارایی بازده دارایی ها یک شاخص از چگونگی سودآوری شرکت وابسته به کل دارایی های آن شرکت می باشد . بازده دارایی یک ایده درباره مدیریت کارآمد در رابطه با بهره گرفتن از دارایی ها در جهت تولید سود (دارایی های مولد) به ما می دهد، که از طریق تقسیم سود سالیانه به کل دارایی شرکت محاسبه می شود. بازده دارایی به شما می گوید چه مقدار سود از دارایی های سرمایه گذاری شده بدست آمده است . بازده دارایی به شدت وابسته به صنعت می باشد و به این دلیل هنگامی که از بازده دارایی به عنوان مقیاسی برای مقایسه استفاده می شود بهتر است در برابر مقدار بازده دارایی های گذشته شرکت یا بازده دارایی شرکت مشابه، مقایسه ای صورت پذیرد(شارما و همکاران، ۲۰۰۷). بهره وری به نظر می رسد اصطلاح بهره وری، برای اولین بار در نوشته ها و عقاید اندیشمندان اقتصادی مکتب مرکانت یلیسم (سوداگری) مطرح شده باشد، اما در اینکه ابتدا این واژه چگونه وارد ادبیات اقتصادی شده است دیدگاه های مختلفی وجود دارد که در این میان اظهار نظر ژان فوراسیته از اهمیت خاصی برخوردار است. او می نویسد ظاهرا در آثار قدما، اولین بار این واژه در کتابی از آگری کولا به نام متالیکا مطرح شده است (خاکی، ۱۳۸۲). از اوایل قرن بیستم، واژه بهره وری به عنوان رابطه بین ستانده و داده(عوامل و وسایل به کار رفته برای تولید) استفاده و بر این اساس تعاریف مختلفی برای آن ارائه شده است. بر اساس تعریف سازمان همکاری اقتصادی اروپایی، بهره وری خارج قسمت بازده به یکی از عوامل تولید است. به عنوان نمونه بهره وری سرمایه و بهره وری مواد خام چنانچه بازده در ارتباط با سرمایه یا مواد خام باشد. طبق نگرش سازمان بین المللی کار، محصولات مختلف با ادغام چهار عامل اصلی زمین، سرمایه، کار و نیروی انسانی و سازماندهی تولید می شوند. که از بین آنها بهره وری نیروی انسانی و بهره وری سرمایه جزو مهمترین و اساسی ترین معیارهای جزئی هستند. ایسترفیلد بهره وری را نسبت بازده سیستم تولیدی به مقداری که از یک یا چند عامل تولید به کار گرفته شده است، می داند. استاینر از بهره وری به عنوان معیار عملکرد یا قدرت و امکانات موجود برا ی تولید کالا یا خدمات معین سخن می راند(راماناتان و همکاران، ۲۰۱۲). ارزش دفتری و بازاری سهام ارزش دفتری هر سهم از تقسم مجموع حقوق صاحبان سهام بر تعداد سهام منتشره بدست می آید. در واقع مبنای تعیین ارزش دفتری سهام، ارزش دفتری دارایی ها منهای بدهی هاست. معمولا در هنگام تاسیس شرکت ارزش دفتری و ارزش اسمی با هم برابرند. اما با گذشت زمان و تحت تاثیر عملکرد شرکت به دلیل ایجاد یا افزایش عواملی مانند اندوخته ها، سود یا زیان انباشته بین ارزش دفتری و اسمی تفاوت ایجاد می شود(ننکرخ، ۲۰۱۲). در شرایط تورمی و با گذشت زمان، ارزش دفتری به عنوان یک معیار بررسی عملکرد به دلیل اینکه متکی بر ارقام تاریخی حسابداری است تا حدودی ارزش خود را از دست می دهد. البته اگر تجدید ارزیابی صورت گیرد این مشکل مرتفع خواهد شد(کاپرارو و همکاران، ۲۰۱۲). ارزش دفتری سهام از جمع کل حقوق صاحبان سهام که در ترازنامه عنوان شده است، بدست می آید. ارزش بازار سهام، قیمتی است که در بازار با توجه به میزان عرضه و تقاضا تعیین می شود. و خرید و فروش سهام بر اساس ان صورت می گیرد. ارزش بازاری سهام از ارزش بازار(قیمت تابلو تالار بورس) در تعداد سهام بدست می آید(کاپرارو و همکاران، ۲۰۱۲). شبکه عصبی روشی برای محاسبه است که بر پایه اتصال به هم پیوسته چندین واحد پردازشی ساخته می شود . شبکه از تعداد دلخواهی از سلول یا گره یا واحد یا نرون تشکیل می شود که مجموعه ورودی را به خروجی ربط می دهد . شبکه عصبی مصنوعی روشی عملی برای یادگیری توابع گوناگون نظیر توابع با مقادیر حقیقی ، توابع با مقادیر گسسته و توابع با مقادیر برداری می باشد . یادگیری شبکه عصبی در برابر خطاهای داده های آموزشی مصون بوده و اینگونه شبکه ها با موفقیت به مسائلی نظیر شناسائی گفتار ، شناسائی و تغییر و تعبیر تصاویر ، و و یادگیری روابط اعمال شده است ( علیرضا انصاری و همکاران ، ۱۳۸۰). شبکه های عصبی را می توان با اغماض زیاد، مدل های الکترونیکی از ساختار عصبی مغز انسان نامید.مکانیسم های فراگیری و آموزش مغز اساسا بر تجربه استوار است.یک شبکه عصبی مصنوعی ایده ای است برای پردازش اطلاعات که از سیستم عصبی زیستی الهام گرفته شده و مانند مغز به پردازش اطلاعات می پردازد. عنصر کلیدی این ایده ساختار جدید سیستم پردازش اطلاعات است. این سیستم از تعداد زیادی عناصر پردازشی فوق العاده به هم پیوسته تشکیل شده که برای حل یک مسئله با هم هماهنگ عمل می کند ، در این شبکه ها به کمک دانش برنامه نویسی ساختار داده ای طراحی می شود که می تواند همانند نرون عمل کند که به این ساختار نود گفته می شود. و بعد با ایجاد شبکه ای بین این نود ها و اعمال یک الگوریتم آموزشی به آن شبکه را آموزش می دهند (زرآهنی ،۱۳۹۱). ۱-۶-۲- تعاریف عملیاتی ضریب ارزش افزوده فکری VAIC = ICE + CEE که در این رابطه VAIC ضریب ارزش افزوده فکری که از مجموع دو قسمت مربوط به کارایی سرمایه فکری ICE و کارایی سرمایه به کار گرفته شده CEE محاسبه کنید. ICE = HCE + SCE در این رابطه ICE کارایی سرمایه فکری را از مجموع دو قسمت کارایی سرمایه ساختاری SCE و کارایی سرمایه انسانی HCE محاسبه کنید. سرمایه انسانی HCE
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از دیگر شخصیتهایی که نجدی به حضور او در نهضت جنگل اشاره میکند و از مرگ او ناراحت میشود به گونهای که گویی مرگ او برایش غیر قابل قبول است، دکتر حشمت است. او از شخصیتهای مورد علاقه مردم شمال و به ویژه نجدی بوده است « دکتر ابراهیم حشمت از اطباء حاذق و در عین حال از مردان آزاده و خدمتگزار بود. در جنبش مشروطیت از مجاهدین صدیق و در قیام جنگل از مردان با شخصیت و فداکار بود که در اردوکشی دولت به رشت با مقامات دولتی دیدار نمود و با قرآنی که پیش او آوردند و تامین جانی او را مهر کردند او تسلیم شد اما بعد او را اعدام کردند» (فخرائی،۱۳۶۶: ۱۸۰-۱۷۹). شاید یکی از دلایلی که نجدی مرگ او را دردناک توصیف میکند و با غم و اندوه از آن صحبت میکند، همین تامین جانی است که درباریان به او وعده دادند اما بعد به آن عمل نکردند«من از کجا میتوانستم بفهمم که سرما میخواهد میرزا را بکشد و دولتیها منتظرند که تب دکتر حشمت پایین بیاید تا بتوانند دارش بزنند.» (نجدی،۱۳۸۸الف:۶۱). نجدی در داستان «خاطرات پاره پاره دیروز» به شرح این ماجرا به شیوه خاص و بیانی غمگین اشاره کرده است. تکرار فعل در این بخش داستان یکی از ویژگیهای سبکی اوست که نه تنها به داستان لطمهای وارد نمیکند، بلکه بر شدت تاثیر گذاری آن میافزاید «سه روز بعد از هرکدام از این عکسها دکتر حشمتو کشتن، کشتن حشمتو، کشتن…» (همان،۱۳۸۸الف:۶۷).
نجدی یکی از دلایل شکست میرزا را نفوذ افراد منفعت طلب در صف مبارزان جنگل بیان میکند. شخصیتهایی همچون تیمور که با اولین جرقههای شکست میرزا تغییر موضع میدهند و یکپارچه رضاخانی میشوند «روزی که خبر آوردند تیمور یک شانه عقبتر از رضاشاه در صفحه اول روزنامه از طاق نصرت خیابان سپه میگذرد» (همان،۱۳۸۸الف:۶۱). در حادثه جنگل، تیمور و افرادی چون او که با جنگلیها در ارتباط بودند به تنها چیزی که فکر میکنند، موقعیت و منفعت خودشان بود «روز قبل از دار زدن دکتر حشمت، تیمور یک محله دورتر از خانه پدربزرگ از درشکه پیاده شد و بقیه راه را با پاهای بلند، در حالی که دم به ساعت سرش را بر میگرداند و پشت سرش را میپایید، دوید» (همان ،۱۳۸۸الف:۶۰) تیمور از نگاه نجدی خائنی بیش نبوده است و حتی عکس او بعد از سالها باعث رنجش راوی میشود «مرد جوانی، بدون کت، کروات زده، پیژامه پوشیده، لبهایش را به اندازه گفتن «زنده باد رضاخان» باز کرده بود. این آشغال تیموره. سه روز بعد از این عکس، دکتر حشمت را دار زدند» (همان،۱۳۸۸الف:۶۰). خیانت تیمور نه تنها شامل دکتر حشمت که خیلی از جنگلیها همچون میرآقا میشود. تیمور در مبارزه جنگلیها آدم ترسویی است که جز آتش زدن کتابها و تثبیت موقعیت خود از عهده کار دیگری برنمیآید «حال تیمور را میدیدم. بغلش پر از روزنامه بود و صفحات روزنامه، همینطور که تیمور از اتاق به حیاط میآمد مثل برگ برگ برگ از تنش میافتاد روی زمین … گفتم: اونها مال میرآقاست. تیمور دوباره برگشت به اتاق و از همانجا گفت: گرفتنو که حتماً میگیرنش فقط نذارین چیزی رو پیدا کنن» (همان،۱۳۸۸الف:۶۲).در نگاه نجدی کار تیمور جز کفر چیز دیگری نبود«تیمور در حیاط، روزنامهها و کتابهای میرآقا، اعلامیهها و نامههای میرآقا را آتش زده بود و باد کاغذهای سیاه شده نیمه سوخته، کلمات سیاه شدۀ نیمه سوخته، صورتهای سیاه شدۀ نیمه سوخته را با خودش میبرد. آتش کفر میگفت»(همان،۱۳۸۸الف:۶۳) این واقعه آن قدر اسفبار بود که بر روی درخت آلبالو تا سالها بیاثر نمیماند «درخت آلبالوی کنار حوض حتی بدون یک آلبالو آن سال برگهایش را سبز کرد و پاییز همان سال برگهایش را انداخت. باز هم بدون آلبالو» (همان،۱۳۸۸الف:۶۳) تیمور پسر عموی ماهرخ همسر میرآقاست و خبر دستگیری جنگلیها را او به خانواده میرآقا میدهد. اما خیانت او هیچ وقت از دید آنها پنهان نمیماند.رابطه میرآقا با جنگل رابطه تنگاتنگی است به گونهای که در مقابل تهدید ماهرخ کوتاه نمیآید. در انتخاب مبارزه و خانواده هر دو را میخواهد به خاطر یکی از دیگری دست نمیکشد «گریه مثل کلید، دهان او را باز کرد. بعد از آنکه توانست لرزیدن پوست چانهاش را آرام کند گفت: هزار بار به میرآقا گفته بودم یا من یا جنگل، میرآقا هم هزار بار گفته بوده هم جنگل، هم تو و هم یه چیزی که نمیدونم چیه که آدم دلش میخواد بخاطرش بمیره…»(همان،۱۳۸۸الف:۶۱). هویت او در مبارزات جنگل مشخص نیست. یکی از شخصیتهایی است که احتمالاً به نجدی خیلی نزدیک بوده است. او رابط جنگلیها بوده است و روزنامههای تهران را به آنها میرسانده است تا از اخبار پایتخت بیخبر نمانند«کنار درخت گردو میایستاد تا اسبش را بیاورند که سوارش شود و روزنامههای تهران را به کسما ببرد و به جنگلیها بدهد» (همان،۱۳۸۸الف:۶۲). جنگل و اعتقاد میرآقا به اهداف جنگل همان چیزی است که او جانش را برای آن میگذارد.نجدی مرگ جنگلیها را با توصیف جزء به جزء زمستان و تکرار کلمات که نشان از اندوه و ناراحتیاش به خاطر مرگ آنهاست بیان میکند. بعد از دستگیری دکتر حشمت و عقب نشینی میرزا به عمق جنگلهای شمال نیروهای دولتی با کمک سربازان روسی و انگلیسی خانه به خانه دنبال جنگلیها میگردند و بسیاری از خانههای جنگلیها را آتش میزنند. این واقعه به خوبی در داستانهای نجدی جلوهگر شده و اندوه خود را از این حادثه بیان میکند «همه کشته شدن دختر عمو، دکتر حشمتو گرفتن، خونه به خونه افتادن دنبال جنگلیها …»(همان،۱۳۸۸الف:۶۲) آنچه برای نجدی دردآور است، اعدام جنگلیها و آشوبهای این سالهاست. ترس و نگرانی جنگلیها بیشتر از این است که نهضت جنگل به بنبست برسد و بالاخره این اتفاق شوم روی میدهد. به زودی میرزا را از دست میدهند و سران جنگل کشته میشوند و مردم از ترس نیروهای دولتی، کوچکترین اثری و ردی از جنگلیها در خانههای خود باقی نمیگذارند«بگو تفنگها را چالش کنن. عکسها را پاره کنند. از اتاقها صدای شکستن شیشه میآمد. بعضی از کسانی که مراسم دار زدن دکتر را دیده بودند فقط تا رسیدن به خانه و چسباندن صورتشان به بالش توانسته بودند گریهشان را پنهان کنند. کوچههای رشت از توی گریه رد شدند» (همان،۱۳۸۸الف:۶۵). شرایط چنان تغییر میکند که حتی عکسهای جنگلیها جرم محسوب میشود و بسیاری از عکسها پاره میشوند و درشعلههای آتش میسوزند«زیر پاهای تیمور پر از تکه پارههای عکس بود. پیشانی میرزا، چشمهای دکتر حشمت، عینکهای پاره شده، قد بلند و تکه تکه میرآقا و مستطیلی روی دیوار، بدون قاب عکس جنگلیها، غمبارتر از تمام دیوارهایی بود که من تا آن روز دیده بودم و هنوز هم میبینم» (همان،۱۳۸۸الف:۶۶). بدتر از همه اینها شرمی است که جنگلیها از شکست خود دارند«ماهرخ و من در زمستانی که بوی چرم درشکه میداد درختی را تا کنار درشکه بدرقه کردیم که دیگر درخت نبود که حتی خجالت میکشید سرش را به طرف جنگل برگرداند» (همان،۱۳۸۸الف:۶۶).تأثیر شکست جنگلیها را نجدی به خوبی در راه رفتن میرآقا، حیاط خانه، درخت آلبالو و پلههای ایوان بیان میکند. همه چیز در خانه میرآقا رنگ ناامیدی و مرگ گرفته است.«از پشت آن همه آتش نمیتوانستم ببینم که درخت گردو ایستاده است یا افتاده… یهو میرآقا برای من یه غریبه شده بود، برای ماهرخ یه نامحرم (حیف میرزا و آن همه یخ کردنش) … آن روز خانه برای ما تنگی میکرد، درختهای حیاط، مصیبت بودند. حوض مثل مرده سرد بود. پلکان رمق نداشت تا ایوان بالا برود. میرآقا نتوانست مثل همیشه از پلهها دو تا یکی بپرد. حتی روی سومی ایستاد. دست چپش را روی نرده گذاشت و همان نرده آنقدر کمک کرد تا او بتواند خودش را به ایوان برساند. سفالها بالاتر از ایوان بود. بالاتر از سفالها، آسمان نصف شده بود، نصفش دود حیاط را با خود می برد و در نصف دیگرش خداوند صورتش را از ما برگردانده بود» (همان،۱۳۸۸الف:۶۴-۶۵).تاثیر این واقعه آن قدر شدید است که «فردوس» بعد از سالها آن زمان که از زندان آزاد میشود، باز هم اثرات آن را بر خانه میرآقا میبیند. «سال ۱۳۲۵، یک صبح، یک صبح که زندان قزل حصار بیرون آمدم و چسبیده به بوی عرق پیرهنم باز هم داشتم عرق میکردم. همانجا درست بعد از صدای آهن و بسته شدن چفتهای آهنی، چفتهای آهنی، چفتهای آهنی، و دیدن ماهرخ که حالا حاج خانم شده بود و یک قدم دورتر از بخاری که از دهان اسب درشکه بیرون میآمد ایستاده بود و بیصدا گریه میکرد، یک بار دیگر هم به آسمان نگاه کردم که باز هم نصف شده بود، نصفش از کوههای شمیران پایین آمده و نصف دیگرش آنقدر دور بود، که انگار هنوز بالای خانه و ایوان میرآقاست.میرآقا داد میکشید من نمیام»(همان،۱۳۸۸الف:۶۴-۶۵). ۴-۲-۲-حزب توده:از دیگر مضامین سیاسی داستانهای نجدی فعالیت حزب توده و گروه های چپگرا در منطقه شمال است. اولین جریان مهم سیاسی کشور متاثر از مارکسیسم و سوسیالیسم که با شکلگیری شوروی در مرزهای شمالی ایران بذر آن پاشیده شد و بتدریج در سالهای بعد، این ایدئولوژی ، فضای فکری سیاسی ایران را به شدت تحت تاثیر قرار داد حزب توده بود (ر.ک.فوزی،۱۲۰:۱۳۸۴). اعضای حزب در ایران به زودی گروه های مختلف برای نشر عقاید خود راهی مناطق مختلف کردند و دامنه فعالیت خود را گسترش دادند. در شمال ایران این حزب طرفداران زیادی پیدا کرد. « اینان باقی مانده پنجاه و سه مارکسیست مشهور بودند که در سال ۱۳۱۶ زندانی شدند، پس از تبعید رضاشاه بیست و هفت تن از اعضای جوانتر در تهران دور هم گرد آمدند و حزب توده ایران را اعلام داشتند» (آبراهامیان،۲۵۲:۱۳۸۵).حزب توده مدتی با جنگلیها نیز همکاری داشت اما با متحد شدن انگلیس و روسیه به پیمان خود پشت کردند. نجدی در چند داستان به فعالیتهای این حزب در شمال اشاره کرده است. داستان «تاقچهای پر از دندان» اشاره به حوادث سالهای ۱۳۳۲ و مبارزه تودهایها و غیر تودهایها و زندانی شدن آنها توسط ساواک و انتظار آزاد شدن آنان در بهمن۵۷ است.«دندان فردوس را گذاشته بودم کنار آینه. از روزی که آمدند و در زدند و فردوس را با یک جِمس سیاه و بدون شماره بردند چهل و سه سال میگذرد.۱۳۵۷ فکر میکردم یک روز در را باز میکنم و فردوس حالا کمی پیر با روسری و چمدان زندانش میآید و میرود روی آن صندلی مینشیند و از پشت پنجره برای مادام دست تکان میدهد» (نجدی،۱۳۸۸ب:۹۳)آنچه که در تمام داستانهای سیاسی نجدی به چشم میخورد، انتظار آمدن کسی است. در این داستان از دستگیری فردوس و آزاد نشدن او بعد از پیروزی انقلاب سخن میگوید. فردوس از مبارزان تودهای است که سالها از دستگیری او توسط ساواک میگذرد. با پیروزی انقلاب راوی منتظر بازگشت او از زندان است. راوی دندانساز است به همین خاطر تنها کاری که در تمام این سالها توانسته انجام دهد و به این صورت امید آمدن فردوس را از دست ندهد، ساختن دندانهایی برای اوست که حال حتماً پیر شده است.«اولین شبی که دندانها را گذاشتم کنار آینه به مادر فردوس زنگ زدم. عادت دارم با ته سوهان ۵۶۲۹ را بگیرم و به سکوت تلفن گوش کنم. سالهاست از همان ۵۶۲۹ خوشم میآید. اصلاً بوق نمیزند. تا حالا شده دستهای یخ کردهتان را بگیرید جلوی دهانتان و توی انگشتتان هاه کنید. گوشی تلفن ۵۶۲۹، با من، با من که نه، با گوشهایم همچین کاری میکند. هاه. انگار خود فردوس گوشی تلفن را برداشته … نمیتواند حرف بزند … فقط صدای نفس کشیدنش … دندانها کنار آینه بود. بدون صورت فردوس» (همان،۱۳۸۸ب:۹۳).آنچه در این داستان بیان میشود جستجوی غمانگیز نجدی برای خاطراتی است که گم شدهاند. بیان نویسنده به گونهای است که گویی خاطرات سیاسی خود را بیان میکند و از دست دادن عزیزی (پدرش) که در این سالها اتفاق میافتد و بعد از انقلاب منتظر بازگشت دوبارۀ اوست، او را اذیت میکند. «تاقچهای پر از دندان» یک خاطره گم شده سیاسی است و پر از رمز و رازهای سیاسی و مخفیکاریهایی که نویسنده از بیان آن واهمه دارد. جستجوی غمانگیز راوی برای کشف حقیقتی است که سالها برای رسیدن به این حقیقت اطراف او پر از روزنامههایی بوده است «بعد میرفتم کنار پنجره روی صندلی مینشستم و حیاط مادام را نگاه میکردم. گاهی پا میشدم تا جستجوی غمانگیزم را از پنجره تا بخاری تا اجاق گاز لای روزنامهها برای پیدا کردن کبریت شروع کنم»(همان،۱۳۸۸ب:۹۴).اما یک شب پسر جوانی که تا پای پنجره خانه راوی میآید و چیزی را لای آجرهای دیوار پنهان میکند و به جستجوی غمانگیز راوی پایان میدهد.«صدایی را شنیدم. صدایی که میدوید، سرم را از پنجره بردم بیرون آن صدا با پاهای پسر جوانی ته کوچه بود. جایی که کوچه بدون آنکه آخرین درخت را با خودش ببرد پیچ میخورد. آنجا.کبریت را کشیدم.حالا صدا آمده بود زیر پنجره. خوب نمیدیدمش. یک مشت مو روی پیراهنی سفید داشت میدوید. نفس کشیدنش تکه تکه شنیده میشد و غروب دو سه قدم این طرفتر از پاشویه مادام بود. پسر تا زیر این درخت، همین که شاخههایش را تاکنون پرده، به آن بالکن نزدیک کرده دوید. همانجا ایستاد. پشت سرش را نگاه کرد و دستش را برد توی دیوار. تا دیروز، آجرهای شکسته دیوار آن طرف کوچه را ندیده بودم. رفت. نرسیده به خیابان، باز هم سرش را برگرداند و کوچه را که حالا لخت بود تا ته نگاه کرد» (همان،۱۳۸۸ب:۹۴).مخفیکاری و ترس که در داستان به چشم میخورد، نوعی تشویش و کنجکاوی ایجاد میکند. پسری که به کوچه میآید مدام اطراف خود را میپایید و راوی برای رفتن به طرف آن چیز احتیاط میکند. گویی همه او را زیرنظر دارد «یک چیز لای آجرها بود که از دور شناخته نمیشد. حالا موتورسیکلت با چراغ روشنش اصلاً زرد نبود. سفید. توی کوچه بود و حیاط مادام تا سیاه شدن علف، تاریک بود. دو نفر بودند روی دود پر سر و صدای موتور سیکلت. سرم را کنار کشیدم، و آنقدر به سیگارم پک نزدم تا آن موتور سیکلت تمام شد» (همان،۱۳۸۸ب،۹۴). ترس سیاسی شدیدی که بر داستان احاطه دارد حاکی از فضای ناآرام سیاسی سال ۵۷ است. تمام اشیاء اطراف راوی، او را به طرف دیوار و آن چیز که لای دیوار است میبرند.«من آجرهای شکسته را گم کرده بودم. هرچه میخواستم از سرم بیرونش کنم نمیشد. چطور یک چیز پنهان شده دفن شده در دیوار توانسته بود دستم را گرفته مرا در اتاق خودم، این طرف و آن طرف ببرد. شانههایم را هل میداد که در را باز کنم و از پلهها پایین بروم. تمام اتاق شده بود دستگیرۀ در ولم نمیکند. نمیتوانستم نگاهش نکنم. یه جور دلشوره، خیالبافیهای جر خورده… گفتم که بیرون باران میبارید. میشد گفت چیزی را پیدا کرده بودم (نه هنوز پیدایش نکرده بودم) که از دستهای رشت پرت شده، توی دیوار فرو رفته بود. دستگیره را مشت کرده بودم و میترسیدم نکند همین که دستم را ببرم لای آجرها، موتورسیکلت و آن پسره سفیدپوش با هم پیدایشان شود» (همان،۱۳۸۸ب:۹۵).آنچه که راوی نسبت به آن دوست دارد بیخیال باشد و نمیتواند، چیزی است که لای دیوار است و ترس از اینکه به سراغش برود. «یک چیزی لای آجرها بود و اتاقم بو میداد. یک بوی چرب، سوخته، بوی موتورسیکلت. باید منتظر میماندم تا هوا درست و حسابی تاریک شود، که بروم پایین ببینم لای آجرها … اون چی بود» (همان،۱۳۸۸ب:۹۵-۹۴).آن چه راوی لای دیوار پیدا میکند کاستی است که به انتظار او پایان میدهد. راوی بعد از گوش دادن کاست، یادگاریهای فردوس را که در این سالها نگه داشته، در ساکی میریزد و کاست را به مادام میدهد. «گنجه را … دنبال ساک بود. پشت لباسها بود. حالا تنها کاری که باید میکردم برداشتن دندانها … با گذاشتن فردوس توی ساک … سردم شد. دستهایم … اینقدر از ناخنهام بدم آمده بود. زدم بیرون و من با ساکی پر از لثههای سرخ و سرمای دندانها بین میهمانها راه باز میکردم» (همان،۱۳۸۸ب:۹۷). ساکی را که دندانهای مصنوعی فردوس را در آن گذاشته است به ایستگاه میبرد و رها میکند. در حقیقت با گوش دادن آن کاست، معمایی برای او حل میشود و با آنچه که از فردوس برایش مانده خداحافظی میکند. راوی با زندگی که سراسر آن انتظار بیهوده بود خداحافظی میکند تا زندگی را به گونهای دیگر تجربه کند. نه تنها راوی که مادام باید کاست را گوش میداد تا از زندگی کسالتبار بیرون بیاید زیرا درد راوی و مادام یک چیز بود.«جعبه را کشیدم بیرون. بازش کردم نوار توش بود. از این نوارهای کاست. هیچ کلمهای روی آن نوشته نشده بود. دکمه دریچه را زدم. باز که شد کاست را گذاشتم توی ضبط صدایش را آنقدر پایین آوردم که … حالا یک استکان چای و یک سیگار. آیا هرگز در دنیا چیزی به اسم ماشین جِمس وجود داشت آن هم سیاه… بدون شماره… پلههای ساختمان پست و تلگراف چی. خانه فردوس پشت سبزه میدان طرفهای چهارباغ بود فردوس؟ کدام فردوس. کاست را درآوردم. برگرداندمش و دوباره گذاشتم. مادام یک ردیف دورتر از آندره … کلیسای رشت … آنها همدیگر را نمیشناسند» (همان،۱۳۸۸ب:۹۶)راوی به حقیقت دست مییابد. اما برای فرار از این حقیقت منکر همه چیز میشود. حال هیچ چیز وجود ندارد نه ماشین جمس و نه فردوس.«خسته شدهام. چند بار بگویم که تاریکی آنجا بود. باران آن طوری میبارید، چراغها باز و بسته میشد. چقدر بنویسم کوچه مثل طناب باز شده از گردن ورزاهای ذبح شده افتاده زیر پنجرهام. آدم که نمیتواند تمام عمر با استخوانهای شکسته، با تیزی استخوانهای شکسته گلوی خودش حرف بزند. چکار میتوانستم بکنم، مگر برداشتن نوار. اگر بگذارمش لای همان آجرها بعد یکی از همسایهها پشت پنجرهاش مرا ببیند چی؟ حالا فرض کنید هیچ موتورسیکلتی در هیچکدام از کوچههای رشت نیست» (همان،۱۳۸۸ب:۹۶).این همان حقیقتی است که سالها نجدی با آن زندگی میکند اما کنار نمیآید و نمیخواهد کنار بیاید او هنوز منتظر پدری است که در چهارسالگی او را از دست میدهد و رد پای این حادثه در تمام داستانهای سیاسی او به چشم میخورد. او نمیتواند با بغضی که سالها در گلوی او چون استخوانی گیر کرده است کنار بیاید.در داستان «خاطرات پاره پاره دیروز» فردوس عضو حزب توده است. بعد از فروپاشی نهضت جنگل او عضو حزب میشود. «فردوس هم دستش را دراز کرده بود “فردوس تودهای بود”» (نجدی،۱۳۸۸الف:۵۹) گرچه حزب توده در ابتدای کار موضع خود را نسبت به دین بیان نکرد و شعار اصلی آنان دفاع از طبقه گارگر و برابری بود ولی به زودی اعضای حزب نتوانستند در پشت نقاب دروغین خود بمانند و نسبت به دین واکنش نشان دادند. در حقیقت کمونیستها خواستار آزادی معتقدات و جدا شدن دین از سیاست بودند. «کمونیستهای واقعی نمیتوانند مذهبی و مومن باشند برای اعضای حزب پذیرش جهاننگری امری قطعی و اجباری است. کمونیست باید مادهگرا، کافرکیش،خدانشناس و پیکارجو باشد» (بردیانف،۲۹۵:۱۳۶۰) این یکی از مسائلی است که نجدی نیز به آن اشاره کرده است «روزی که میخواستم عضو حزب بشوم یک لحظه پیش از پر کردن ورقه تقاضای عضویت به آسمان که از دریچه غمبار زیرزمین راسته کفاشها دیده میشد نگاه کردم و بعد جلوی سؤال «مذهب؟» نوشتم «مسلمان» و منشی حزب نگاهم کرد»(نجدی،۱۳۸۸الف:۶۵).نجدی در داستان «یک سرخ پوست در آستارا» به توضیح و تشریح فعالیتهای حزب و کمونیستها و ارتباط آنها با کردهای ایران میپردازد.«گفتم: آنجا که کسی نیست؟ مرتضی گفت: رفته… عصری رفته… رفته روسیه. گفتم: پس یارو سرخ پوسته روس هم بود؟ گفت: روس؟ نه… ماراجینما آمریکاییه، یه سرخپوست ارّه شدهی خلّص آمریکایی و کمونیست … من کی گفتم روس بود؟ دلم میخواست با مشت بزنم روی دندانهای زررد مرتضی و آن لبخندی که بعضی آدمها زور زورکی میزنند تا چیزی را پنهان کنند» (نجدی ،۱۳۸۸ب:۵).آن چه که نجدی در این داستان بیان میکند، مسائل سیاسی گروههای چپگرا و همچنین ظلم و ستمی است که به خاطر نژاد پرستی و رنگ پوست در جهان حکمفرماست.«این داستان شنائت کشتار یک قبیله سرخپوست به دست سفید پوستها را بیان مینماید تا مظلومیتی مکرر در مکرر تکرار شود. نجدی با مضحکه این مولفه های آرمانی (آیین پرستی سرخپوستی و جزمیت مداری مارکسیستها) سر آن دارد شالوده توتم پرست را فرو ریزد و به مفهوم عام انسان رهنمون شود» (قنبری،۷۹:۱۳۸۰). سناتورهای ظالم آمریکا که به بهانه نژادپرستی به سرخ پوستان بومی آمریکا حمله میکردند و آنان را از سرزمینهای مادریشان آواره میکردند «میگفت که سرخ پوست پنجره بالکن مسافرخانه را روی برف باز کرده و پرسیده بود مسکو همین طرفهاست نه؟ بعد گفته بود که دیگر نمیتواند به یاد آورد، چند سال از تشیع جنازه مک کارتی گذشته است و حالا دار و دسته سناتور کجا گور به گور شدهاند. آنها قبیله مرا ارّه کرده بودند» (نجدی،۱۳۸۸ب:۵).نجدی در اکثر داستانهای سیاسی ردپایی از زندگی و مرگ پدرش به جا میگذارد. در این داستان به مرگ مرتضی و قبر بدون سنگ و نشانه او اشاره میکند. همان چیزی که برای پدرش اتفاق میافتد و هیچکس نشانی از قبر پدر به او و مادرش نمیدهد«نه سال بعد روزی که شنیدم جنازهی مرتضی را بیرون از آستارا کنار رودخانه مرز ایران و شوروی، بدون سنگ، خاک کردهاند» (همان،۱۳۸۸ب:۵). نجدی در داستان «آرنایرمان، دشنه و کلمات در بازوی من» به کتابهای کمونیستها و نمادهای آنان اشاره کرده است «یکی از کتابهای پرت شد روی سایه کنار اتوبوس. چند نفر روی جلد کتاب قوز کرده بودند که دست هایشان از پشت بسته شده بود…. آنها لای درختانی بودند که از شاخههایشان قمه آویزان بود» (همان،۱۳۸۸ب:۲۰). مخصوصاً صحنهای که از مرگ ترکمنی و تلاش او در آخرین لحظات زندگی برای نزدیک شدن به کتابش دارد.«هنوز کف دستش را به زمین می کشید. همان دستش را به طرف کتابی دراز کرده بود که بین خون و پنجره روی بازویم افتاده بود. روی زمین. روی زمین. روی زمین. کتاب را به طرف خودش کشید. روی جلد کتاب دشنه بزرگ و خمیدهای بود. توی یک دیس. پرنده بالای دیس لای درختانی پر از قمه میپرید. ترکمنی دشنه را از روی دیس برداشت. از روی دیس دشنه را برداشت. برداشتش آن دشنه را از روی دیس اما نه واسه این که یک تکه نون را اینقد اینقد کند.» (همان،۱۳۸۸ب:۲۲). در آن زمان که تشکیلات حزب از هم میپاشد به همراه داشتن کتابهای حزب و فروش آنها جرم محسوب میشود و نجدی در این داستان به آن اشاره میکند «یازده سال بعد ماراجینما را گرفتند، جلبش کردند میدونی چرا؟ واسه اینکه پلیس توی کیف ماراجینما لای کتابهای لنین یک پانچا پیدا کرده بود» (همان،۱۳۸۸ب:۱۱). از دیگر مسائلی که نجدی در داستانهایش به آن اشاره میکند، واکنش مردم نسبت به بلشویکیهاست «از دک و پوزش معلومه که بلشویکی. این جور آدما کفاره داره. یارو باد کوبهای با لبخند به مردی که میگفت کفاره داره گفت: هاشتاد تومن. مرد گفت: اینها دین و ایمان ندارند. آقا مرتضی گفت: بلشویکی که توی رشت طاووس بفروشه با طاووسش هم هاشتاد تومن نمیارزه» (همان،۱۳۸۸ب:۴۶-۴۵). راوی داستان «یک سرخپوست در آستارا» نگران اندیشههای مارکسیستهاست او میخواهد بداند آیا مبارزه مارکسیستها به نتیجه رسید؟ «مرتضی گفت: ماراجینما از من پرسید تو میدونی چه بلایی سر مارکسیسم اومد؟ گفتم نه! من از کجا بدونم. گفتم: آره… از کجا بدونی… واسه اینکه همه ما زده به سرمان» (همان،۱۳۸۸ب:۱۲-۱۱) ۴-۲-۳-حادثه پاسگاه سیاهکل:از جمله جنگهای چریکی که با الگوگیری از قیام جنگل در شمال شکل گرفت، میتوان از حادثه سیاهکل نام برد. «در شامگاه سرد زمستانی ۱۹ بهمن ۱۳۳۹ سیزده مرد جوان مسلح به تفنگ و مسلسل و اسلحه کمری به یک پاسگاه ژاندارمری در روستای سیاهکل درکنار جنگلهای گیلان حمله کردند. با این حمله که بعدها به حماسه سیاهکل مشهور شد، آنان شعله هشت سال فعالیت چریکی را برافروختند» (آبراهامیان،۴۴۲:۱۳۸۵). نجدی در داستان «به چی میگن گرگ به چی میگن…» به حادثه پاسگاه سیاهکل و چریکهایی که به پاسگاه حمله کردند اشاره کرده است. نجدی در شیوه روایت به گونهای است که گویی از نزدیک این حوادث را دیده است. «شبی که در قهوهخانه سیاهکل شنیدم که چریکها پاسگاه ژاندارمری را لخت کرده، دو نفر را کشته و دستهای یک ژاندارم را با کمربند خودش به چفت پنجره پاسگاه بستهاند و با پنج ژ-۳ و هفده نارنجک غنیمتی، زدهاند به جنگل یهو رنگ زردی سرم را پرکرد»(نجدی،۱۳۸۸ب:۱۹۵). ابتدای داستان به زندگی مادری تنها که مجبور است فرزندش را با خود به حمام زنانه ببرد و وقتی با اعتراض زنان روبرو میشود استالین را نفرین میکند شروع میشود. آنچه برای پسرش نامعلوم است ارتباط حمام و استالین است. سالها بعد وقتی به سن جوانی میرسد ماجرای سیاهکل اتفاق میافتد. مادر ماهی تابه را روی لبخند شاه میگذارد و در واقع با بیان این نکته نفرت مردم را از ظالمان چون شاه و استالین که باعث بیوه شدن او شدهاند نشان میدهد. «بیرون از پنجره، سیاهکل ساکت بود و شاه روی صفحه اول روزنامه کیهان کنار سفره لبخند میزد، مادرم ماهی تابه را روی همان لبخند گذاشت» (همان،۱۳۸۸ب:۱۹۸). در این داستان نجدی به بیداری سیاسی مردم اشاره میکند او معتقد است که گرگها همان مردمی هستند که نترسیدهاند ،کیف میکنند، که حتی خودشون حالیشون نیست روز اعدام مرتضی، ساعتها به انتظار روی علف نشستهاند مردم هنوز و همیشه هستند اما میش نیستند (ر.ک. بزرگی،۱:۱۳۸۷). ۴-۲-۴-آشوب های اوایل انقلاب:از دیگر مسایل سیاسی که نجدی به آن میپردازد، حوادث انقلاب و فضای سیاسی پر آشوب و ناامن ایران بعد از کودتای ۲۸ مرداد است. اعدام، زندان، ناامنی اوضاع سیاسی ، ترورهای شخصیتهای سیاسی احزاب از جمله حوادثی است که دنیای مضطربی را در داستانهای نجدی به وجود میآورد. این روزها مردم سردرگم و آشفته هستند به گونهای که نمیدانند دنبال چه میگردند «ستوان گفت: این روزها نمیشود فهمید که مردم چه میگویند. چه میخواهند» (نجدی،۱۳۸۸الف:۱۷). قتل و کشتار نیروهای انقلابی روح نجدی را جریحهدار میکند«از کنار رگهای پاره شده و گوشت سوخته میگذشت تا خودش را از تقویمهای دیواری، از جمعههای ۱۳۴۹ دور کند» (نجدی،۱۳۸۸ب:۱۹۱).داستان «آرنایرمان و دشنه و کلمات در بازوی من» در واقع روایتگر سه بعدی زندگی اوست. زن، نوشتن، سیاست. آنچه که نجدی در این داستان به بیان آن میپردازد، درگیری بین گروه های مختلف سیاسی و تبعید رضا شاه در جریان انقلاب است. ترکمنی که کتاب آرنایرمان میفروشد و قُلتشنی که به سراغ او میآید «رضاشاه روی دیوار، ایستاده بود و داشت میرفت تبعید.» (همان،۱۳۸۸ب:۴۷). داستان «رودخانهای برای ستوانیار» سرگذشت ستوانیار اسدخانی است که صدوسی و هفت سرباز و افسر جوان را به زیر تیربار میگیرد و میکشد و این حادثه باعث میشود که از چشم زن و بچههایش بیفتد و عمرش را در تنهایی به سر کند. ستوانیار مرد هوسباز و بدسرشتی است، در مقابل عزیز خانم، همسر او، زن مؤمن و پرهیزگاری است. «عزیزخانم تکانی به سرش داد و کمی از موهایش پایین آمد تا گوشه از پیشانی موقر او را بپوشاند لکههای یک ماه شکسته وسط پیشانی او حدیث دور و درازی از نمازهای پایان ناپذیرش را عریان میکرد» (نجدی،۱۵۴:۱۳۸۷). آنچه که در این داستان مطرح میشود وقاحت ستوانیار در کشتن کمونیستها و سربازانی است که متهم به غائله علیه شاه شدهاند. نجدی در این داستان از اینکه مجبور میشود این توصیفات را بکند احساس شرمساری میکند «غمبار بودن مسأله اینجاست که آدم نمیتواند با شرمساریهای تاریخ سرزمینش چکار کند» (همان،۱۶۰:۱۳۸۷) به اعتقاد نجدی «شاید برای درک این جزئیات شرم آور باید انتظار بکشیم تا روزی علم بتواند استخوان مردگان را ورق ورق کند و با آن دیسک و صفحههای گرامافون بسازد بعد ما بنشینیم و با شانههای کوچک شدهمان به موسیقی خونریزی و خاطرات دفن شده تاریخمان گوش کنیم» (ر.ک.همان،۱۶۰:۱۳۸۷). به اعتقاد او تاریخ ما بعضی وقتها پر از زشتیهایی است که قابل گفتن و شنیدن نیست اما از حقیقت نمیتوان فرار کرد حتی اگر تلخ باشد. بازجوییهای پایان ناپذیر ساواک که بسیاری را به کام مرگ میفرستد از دیگر مسائلی است که نجدی به آن اشاره میکند«سرم را پر از بازجوییهای پایانناپذیر و فریادهای تیمسار آزموده و تیرباران دکتر فاطمی کرده بود و دوباره همه نگاهم میکردند.» (نجدی،۱۳۸۸ب:۱۸۵). ۴-۲-۴-۱-حوادث کودتای ۲۸ مرداد:حوادث کودتای ۱۳۳۲ و درگیریهای حزبی از مسائل مهمی است که نجدی در داستانهایش انعکاس میدهد. «سیامک صداهایی را میشنید که من تصاویرش را میدیدم. سربازهای کودتا میدان را دور میزدند و تابستان ۱۳۳۲ آنقدر نزدیک شده بود که مردادش بین من و سیامک پرسه میزد» (نجدی،۱۳۸۸ب:۱۸۴). نجدی در داستان «تاقچهای پر از دندان» به خانواده ارمنی اشاره میکند. آندره نجدی در کودتا و در رشت جان میسپارد. نویسنده در این داستان به مسایل سیاسی و تأثیر آن بر زندگی ارامنه ساکن ایران تأکید میکند.«بعد از آندره (آندره صبح ۲۸ مرداد روی پلههای ساختمان پست و تلگراف رشت قیمه قیمه شده و استخوان دندهاش زیر لگد طرفداران کودتا شده بود اینقدر اینقدر) مادام حیاط خانهاش را ول کرده بود که تا دلش میخواهد پر از علف و گیاهان شود که بدون اسم رشد کرده بودند و قسم خورده بود هرگز به لبهایش ماتیک نمالد، مگر آخرین یکشنبهی هر سال که میرفت تا روی اسم آندره آب بریزد.» (همان،۱۳۸۸ب:۹۲) نجدی حوادث کودتای ۲۸ را دورانی میداند که امنیت وآسایش از بین رفت «سال ۱۳۳۲ توی بگیر بگیر تودهایها و مصدقیها، دو قدم این طرفتر از ۲۸ مرداد من شانزده ساله بودم…روزهایی که پدرم میرفت سرکار، نه، روزهایی که پدرم میرفت سرکار و مادرم میرفت که زیر ابرویش را بردارد و صورتش را بند بیندازد (میرفت خانه عالیه بندانداز)» (همان،۱۳۸۸ب:۱۰۰). ۴-۲-۴-۲-ناامنی فضای سیاسی:یکی از مسائل سیاسی مورد نظر نجدی ترس سیاسی است «مثل وقتی که با هر صدای در خیال میکنی اومدن بگیرنت» (نجدی،۱۳۸۸الف:۸۲) این ترس پیامد فعالیت گروه های مختلف در جریان انقلاب و فعالیت ساواک در این سالهاست.«این ترس از همان لحظهای شروع شد که فهمیدم هیچکس در اطرافم مرا نمیبیند و هیچ کدامشان نمیدانند که من با مرگ تا چند قدمی یکی از آنها رفته و بعد، دست مرگ را گرفته و با آن در خیابانهای تهران تا صبح راه رفته بودم، کنار پلاستیکها، روی خط سفید و تکه تکه آسفالت، توی کوچههایی که قبر دراز و باز شده و بدون مردهای بود که تاریکیهای پر از چراغ تهران در آن دفن شده باشد» (همان،۱۳۸۸ب:،۱۸۱).این ترس حاصل شرایطی است که هر کس برای منافع یا اهداف خود حاضر به هر کاری حتی لو دادن دوستان نزدیک خود میشود. روزهایی که همه مواظب همدیگر بودند«از آن شب به بعد، همیشه عدهای از کنار یک تاریک و یا از پشت روشن نگاهم میکردند. حتی آنهایی که بعد از مصاحبه دبیر کل حزب در تلویزیون، از مرز زده بودند بیرون. همه جا پر از چشمهایی بود که تا شرمندگی چیدن سیب پلک میزدند» (همان،۱۳۸۸ب:،۱۸۱).یکی از عوامل این ترس سیاسی که نجدی به آن اشاره میکند، شکست حزب توده و فرار سرشاخههای حزب است. بعد از اینکه دبیر کل حزب به شکست حزب اعتراف میکند آنان که شرایط فرار برایشان مهیا بود از مرز خارج میشوند اما آنان که میمانند روزها و شبهایشان در ترس و دلهره میگذرد «هیچ شبی نیست که من برای خوابیدن لباسهایم را درآورم. دور تا دورم پر از نگاههایی بود که چشم نداشت و چشمهایی که بدون صورت در هوای اطرافم شناور بودند» (همان،۱۳۸۸ب:۱۸۱).داستان «یک حادثه کوچک» به اوضاع ناامن ایران قبل از انقلاب اشاره میکند. زمانی که ساواک از هر حربهای استفاده میکند تا به مردم برچسب سیاسی بودن بزند«گفتم صبر کن بره یه جای خلوت. تو رو خدا مرتضی. گفت: حالا اومدیم ما رو گرفتن. چکارمون میکنن؟ گفتم: اولندش چوب تو آستینمون میکنن. توی کلانتری. گفت: خوب بعد. گفتم: بعد میپرسن چرا زدی تو سرآقا؟ چی داریم بگیم؟ گفت: راست و حسینی. راستشو میگیم. میگیم آخه سرکار شما که ندیدین شاپو را چه ریختی رو سرش گذاشته بود؟»(همان،۱۳۸۸ب: ۱۰۴-۱۰۳).و راوی معتقد است در این جامعه اگر راستش را هم بگویند سرکار آنها را دیوانه بیشتر نمیبیند.«گفتم: سرکار هم بی برو برگرد میگه شماها دیوانهاید. گفت: خوب بگه بهتر. گفتم: بگه؟ بهتر؟ مارو میفرسته دیوونه خونه. پسر تو چرا حالیت نیس؟ گفت: مگه کشکه؟ همین طوری؟ به همین سادگی؟ گفتم: آره به همین سادگی. اولش میفرستن دنبال یه دکتر، دکتر یه تکه کاغذ بر میداره روش مرکب میریزه تا میکنه بازش میکنه میذاره جلوت. میپرسه «این چیه؟» مرتضی گفت: میگم پروانهاس. گفتم: بفرما رد خور نداره. دکتر میگه «بله سرکار دیوونهست». مرتضی گفت: پس باید چی بگم؟ گفتم: باهاس بگی: یه تکه کاغذه آقای دکتر که روش مرکب ریخته. بعد دکتر یک کاغذ دیگه رو برمیداره دوباره مرکب و غیره. ازت میپرسه «حالا چی میگی؟ گفت: یک تکه کاغذ و … گفتم: دِ نه دِ حالا باید بگی: این یه پروانهس آقای دکتر. مرتضی گفت: آخه چرا؟ گفتم: واسه اینکه کاغذ دوم عینهو پروانه س. مرتضی پرسید: تو اینهارو از کجا می دونی؟» (همان،۱۳۸۸ب: ۱۰۴-۱۰۳). در این سالها کوچکترین حرکتی از جانب ساواک کنترل میشود. مردم در شرایط حاد سیاسی به سر میبرند.«همین طور داشتیم پاهای مردم را نگاه میکردیم و حرف میزدیم و تاکسیها میرفتند، میآمدند، که یک جِمس کنار ما ترمز کرد. دو نفر پیاده شده رفتند توی عرق فروشی. وقتی که بیرون آمدند، بازوهای مردی را گرفته بودند که صورتش سفیدی یک بشقاب پلو را داشت و با هر دو دستش یک کلاه شاپو را روی سینهاش گرفته بود. سوارجِمس شدند و رفتند». (همان،۱۳۸۸ب: ۱۰۴). فشار ساواک روی مردم و شکنجههای مختلف باعث میشود بسیاری زیر فشار شکنجهها تحمل نیاورند و به همه چیز اعتراف کنند«من که همه چیز را گفته بودم، امضا کرده بودم نه؟ کُد همه اسمها را نوشته بودم، دیگر چرا ولم نمیکردند » (نجدی، ۱۳۸۷، ۱۴۵). ۴-۲-۴-۳-زندان و زندانیان سیاسی:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
البته به فرض اینکه ما نتوانیم به این اشکال پاسخ دهیم، باز میتوانیم بگوییم راه حل ایشان مقبول نیست ؛ چرا که میگوییم در مسئله مورد بحث ما دو شهود داریم: یکی شهود ما به نقش داشتن این حالات در توجیه و دیگری شهود ما به وحدت مفهوم توجیه معرفتی. از منظر هاک با توجه به این اشکال نمی توان این دو شهود را جمع کرد. راه حل هاک این است که با تعدیل در یکی از شهودها وجه جمع برای این دو شهود فراهم کنیم. اما این سخن ایشان مقبول نگارنده نیست؛ چرا که:
 اولاً به نظر شهودها در فلسفه تا زمانی حجیت دارند که دلیلی بر خلاف آنها نباشد، اما اینجا به نظر خود هاک و مستشکل، دلیل برخلاف شهود شناسا در بکارگیری این تجارب در توجیه وجود دارد، پس باید این شهود را کنار بگذارند و نوبت به تعدیل شهودها نمیرسد. ثانیاً به فرض عدم دلیل بر خلاف یکی از شهودها، در اینجا دو شهود متعارضی داریم که دلیلی بر ترجیح هیچ کدام از این شهودها بر دیگری نیست. چرا هاک شهودش مبنی بر بکارگیری این تجارب در توجیه را بر شهود دیگر مبنی بر وحدت مفهوم توجیه معرفتی ترجیح داد؟ ایشان دلیلی برای این ترجیح ندارد. شاید کسی به نگارنده اشکال کند که در اینجا ایشان مرجِّح دارد و آن این است که با این کار می تواند هر دو شهود را با هم جمع کند. در پاسخ به این سخن میگوییم اولاً وی هر دو شهود را جمع نکرد، بلکه در یکی تعدیل کرد ثانیاً انسجام گرا می تواند بگوید که وی در کار خویش مرجِّح بهتری دارد؛ [۳۱۷]چرا که از یک طرف ادعا می کند که تجارب را در توجیه غیر مستقیم بکار میگیرد[۳۱۸] و از طرف دیگر میگوید که شهود ما مبنی بر وحدت مفهوم توجیه معرفتی را حفظ می کند. پس باز عمل هاک بدون دلیل باقی میماند. ۷-۱-۴-۴-۵٫ پاسخ مبناگرایان به استدلال دوممبناگرایان به این استدلال پاسخی ارائه نموده اند که مقبول نگارنده نیز هست. ایشان مقدمهی دوم این استدلال را قبول ندارند. علت آن هم این است که از منظر ایشان این سخنی که دیویدسن و دیگران زدهاند، ناشی از خلطی است که ایشان میان موجه سازی یک باور و موجه بودن باور از لحاظ معرفتی برای شناسا کرده اند. موجه نمودن باور یک فعالیتی است که شناسا آن را در موقعیت خاصی نظیر زمانی که باور وی به چالش کشیده شده است، انجام میدهد. نوعاً موجه نمودن گزاره، کوشش شخص برای ایراد دلایلی به نفع گزاره است. اما در مقابل، موجه بودن باور برای شناسا، حالتی است که فرد در هنگام باور به یک گزاره دارا است. موجه بودن ویژگی باور، به خاطر برخورداری از برخی ویژگیهای هنجاری است به گونه ای که فرد ممکن است در باور به یک گزاره موجه باشد اما تا آخر عمر نیز سعی برای موجه سازی آن نکند.مبناگرایان مقدمه دوم استدلال مذکور را غلط میپندارند. ایشان میگویند حتی اگر آنچنانکه مستدل میگوید، تنها راه موجه نمودن باور متوسل شدن به سایر باورها باشد، از این سخن بر نمیآید که باورها تنها منبع توجیه هستند یا تنها اموری هستند که باورها را موجه می کنند؛ چرا که ما به روابط منطقی برای موجه سازی باورهایمان نیاز داریم نه برای موجه بودن. وقتی که میخواهیم برای باورهایمان دلیل ارائه کنیم مجبوریم از روابط منطقی در پرتوی باورها استفاده کنیم، اما برای موجه بودن که یک ویژگی برای باور است به آن نیاز نداریم و کبرای کلی این است که برای موجه بودن در باب باور به موجه سازی آن نیازی نداریم. تشبیهای در توجیه باورهای اخلاقی این نکته را آشکار میسازد. فرض کنید که من برای توجیه اخلاقی برخی از افعال خویش به برخی از باورهایم توسل می جویم و به یاری آنان فعلم را موجه میکنم اما هرچند من به وسیله باورهای دیگرم، فعلم را موجه میکنم، لیکن از این سخن در نمیآید که فعل من به لحاظ اخلاقی ، به خاطر باورهایی که من در باره آن دارم، موجه هست، بلکه شاید به دلیل اینکه منجر به سعادت نهایی من میگردد، فعل اخلاقی محسوب میگردد. ( Lemos, 2007, pp 74-75) ۸-۱-۴-۴-۵٫ استدلال سوماین استدلال را نیز بونجور بر رد باورهای تجربی پایه ایراد کرده است. ایشان در این استدلال به مبناگرا میگوید که شما نمیتوانید باور تجربی پایه داشته باشید و از این رو برای توجیه این باورها به باورهای دیگری نیازمند هستید. ایشان میگوید بنا بر آنچه ما در توجیه معرفتی قائل هستیم. شناسا برای موجه بودن خویش در یک باور خاص نیاز به دلیلی برای باورش دارد و از آنجا که توجیه معرفتی هدف آن صدق است، باید شناسا برای موجه بودن باور خویش دلیلی بر اینکه این باور احتمال زیادی بر صدق آن وجود دارد، داشته باشد. اگر وی چنین دلیلی وی نداشته باشد، مسئولیت معرفتی خویش در قبال باورهایش را محقق نکرده است و لذا باید حتماً چنین باوری داشته باشد. حالا ایشان میگوید که تنها راهی که شناسا برای داشتن چنین دلیلی دارد این است که بداند باورهایی از سنخ این باور جزئی احتمالاً صادق هستند. ایشان بر این اساس میگوید که شناسا برای توجیه باور جزئی خویش باید چنین دلیلی داشته باشد: « ۱٫ B ویژگی Ф را دارد.
-
- باورهایی که ویژگی Ф را دارند، بسیار احتمال صدق دارند.
بنابراین، B بسیار احتمال دارد که صادق باشد.» (BonJour, 1985, p 31 ) فرض کنیم مراد از باور B باور من به اینکه گل زردی میبینم، هست. و اینجا مراد از Ф باور ادراکی خودانگیخته شناختی است که احتمالاً باورهایی از این سنخ صادق هستند. بونجور میگوید برای اینکه باور شناسا به B موجه باشد، باید وی باور به این مقدمات داشته باشد و این مقدمات برای وی موجه باشند. حال وی میگوید پس با توجه به این امر باور شناسا به B باور پایه نشد؛ چرا که توجیه این باور دست کم مبتنی بر مقدمه دوم یعنی این فراباور[۳۱۹] درباره باور B که خود باوری تجربی[۳۲۰] است، گردید. (BonJour, 1985, p 31 & 2008, p 113 ) ۹-۱-۴-۴-۵٫ پاسخ نگارنده به استدلال سوم آنچنانکه در ذیل خواهیم نشان داد، مبناگرایان اینکه چنین دلیلی برای توجیه باورهای تجربی نیاز است، را رد می کنند. اما به نظر حتی اگر چنین باشد و فرض بونجور درست باشد، مقصودی را که انسجام گرا در پیش دارد، با این استدلال به سرانجام نمیرسد؛ چرا که به ایشان میگوییم تنها چیزی که این استدلال و سخن بونجور دال بر آن است، این است که این تجارب شرط کافی توجیه باورهای مبتنی بر خویش نیستند، اما از کجای این استدلال در می آید که این تجارب شرط لازم توجیه این باورها نیز نمی توانند باشند؛ به عبارت دیگر ایشان برای اینکه نشان دهند از تجارب نمی توان در توجیه استفاده کرد، باید استدلالی بیاورند که امکان استفاده از این تجارب در توجیه گرفته شود؛ نظیر همان استدلال اول که خود ایشان اقامه کرد. اما میتوان به ایشان اشکال کرد که ما سخن شما را قبول میکنیم اما با این وجود از نقش این تجارب برای توجیه این باورها دست نمیکشیم و نظریه شما به خاطر دست برداشتن از این تجارب در توجیه ناقص است. میتوان بر ضد این استدلال گفت که فرض کنید شناسا باور دارد به اینکه سردرد دارد و این باور همه آن شروطی که انسجام گرا برای توجیه آن، شرط می کند را برآورده کرده است و لذا این باور موجه است. فرض کنید که در این حال خود شناسا تجربه این درد کشیدن را هم پیدا می کند، آیا این تجربه به درجه توجیه شناسا نمی افزاید؟ شهوداً می افزاید ، پس استدلال شما ناتوان در دفاع از انسجام گرایی است. پس این استدلال ایشان به فرض صحتش، اخص از مدعا است. ۱۰-۱-۴-۴-۵٫ پاسخ مبناگرایان به استدلال سوم مبناگرایان به این اشکال بونجور به طرق متفاوتی پاسخ گفتهاند که در ذیل به آنها اشاره خواهیم کرد. این پاسخ ها مقبول نگارنده نیز است. اولاً ایشان میگویند که لازمهی سخن ایشان مبنی بر اینکه هر باور تجربی باید توسط فرا باوری موجه حمایت شود، منجر به تسلسل و شکاکیت در توجیه باورهای تجربی میگردد. البته اگر فرض کنیم که مراد ایشان، این است که همه باورهای تجربی نیاز به چنین حمایتی دارند. برای متوجه شدن این اشکال فرض کنید که ما باور به B داریم، برای اینکه B موجه برای من باشد، از منظر بونجور، من باید در دو گزارهی دیگر نیز موجه باشم:
-
- B یک باور ادراکی خود انگیخته شناختی است.
-
- باورهای ادراکی خود انگیخته شناختی، به احتمال زیاد صادق اند.
اگر هر باوری نیاز به چنین فرا باور موجهای داشته باشد، باید برای اینکه من در باور به «۱» و « ۲» موجه باشم، نیاز به باور موجه دیگری برای باور «۱» دارم . شاید آن فرا باور این چنین باشد:
-
- باور من به اینکه B یک باور ادراکی خود انگیخته شناختی است، یک باور درون گرایانه خود انگیخته شناختی است.
-
- باورهای درون گرایانه خود انگیخته شناختی، به احتمال زیاد صادق اند.
و از آنجا که خود « ۳» و « ۴» هر دو باور تجربی هستند، نیاز به باورهای تجربی دیگری برای هرکدام از آنها داریم، در مورد این دو شاید باور باید کنیم به :
-
- باور من به اینکه « باور من به اینکه B یک باور ادراکی خود انگیخته شناختی است یک باور درون گرایانه خود انگیخته شناختی است»، یک باور درون گرایانه خود انگیخته شناختی است.
خود این مورد « ۵» هم یک باور تجربی است، پس بنابر نظر بونجور، باید توسط باورهای تجربی موجه دیگر حمایت شود و این سیر به تسلسل میانجامد. روشن است که ما نیاز به چنین فراباورهای موجهای نداریم و اگر بخواهیم داشته باشیم به تسلسل در این فرا باورها دچار میگردیم و هیچ گاه این شرطی که بونجور گذاشته است، محقق نخواهد شد. پس اگر این پیش فرض بونجور درست بود، ما دیگر هیچ باور تجربی موجهای نداشتیم؛ چرا که به تسلسل دچار میشدیم و این لازمه را حتی خود ایشان هم قبول ندارد. پس قیاس استثنایی شد، تالی باطل است، پس مقدم نیز باطل است.پاسخ دیگری که مبناگرایان به این اشکال می دهند، این است که اصلاً دلیل معقولی نیست برای اینکه چنین فرا باوی برای توجیه باورهای تجربی نیاز است. برای این مدعا ایشان نوعاً سه شاهد میآورند. شاهد اول: ایشان به مواردی مثال میزنند که فرد موجه در چنین باورهایی است، اما فرض چنین فرا باوری در مورد چنین باورهایی برای وی نامعقول است. فرض کنید فردی دستش میسوزد و او همان لحظه باور به اینکه دچار درد است می کند، بسیار بعید است که وی درآن حال چنین فرا باوری بسازد، در حالی که ما شهوداً وی را در این باورش در این حال موجه میدانیم. شاید اشکال شود که هرچند شناسا در آن حال چنین فراباوری را تشکیل نمیدهد، اما با تأمل می تواند آن را تشکیل بدهد، در پاسخ میگوییم بحث بر سر این است که آیا در زمانی که اصلاً چنین فرا باوری ندارد باورش موجه است یا نیست؟ شما میگویید هست، پس پیش فرض شما باطل است؛ چرا که مثال نقض دارد. دوم: ایشان میگویند که کودکان و برخی حیوانات باور موجه و معرفت دارند. آنها باورهای ادراکی زیادی براساس حافظه و ادراک حسی دارند، اما به نظر ایشان آن چنان به ورزیدگی عقلانی نرسیدهاند که چنین فرا باورهایی تشکیل بدهند. با توجه به باورهای موجه شهودی ایشان، میفهمیم که وجود چنین فرا باورهایی شرط لازم توجیه باورهای تجربی نیست.[۳۲۱] شاهد سوم: ایشان میگویند که خود بونجور چنین فرا باورهایی را برای توجیه باورهایی پیشینی شرط نمیداند، مثلاً برای موجه بودن شناسا برای باور به اینکه هیچ مربعی مستطیل نیست، ایشان شرط نمیکند شناسا باور موجهای مبتنی بر این داشته باشد که این باورش یک شهود عقلانی خود انگیخته شناختی است که به احتمال زیاد صادق است. مبناگرایان میگویند دلیل ایشان برای اینکه چنین فرا باورهایی را در مورد باورهای تجربی شرط می کند، چیست؟ ایشان میگویند، انسجام گرایان دلیل معقولی برای فرق گذاری میان این دو گونه باور ندارند، پس به همان دلیلی که این فرا باورها در توجیه باورهای پیشینی نیاز نیست، در باورهای تجربی نیز نباید نیاز باشد. (lemos, 2007, 76- 79)[322] ۱۱-۱-۴-۴-۵٫ استدلال چهارم این اشکال بسیار دقیق توسط سوسا پایه ریزی شده است. در ادبیات معرفت شناسی این اشکال به « مشکل تفرّق[۳۲۳]» معروف است. این اشکال را با توجه به تقریری که لموس از آن نموده است، بیان میکنیم.[۳۲۴] هدف این اشکال این است که نشان دهد که این حالات غیر شناختی نمی توانند منبع توجیه قرار گیرند و باورها از ناحیه آنها موجه شوند.[۳۲۵] برای فهم این اشکال مقدمتاً فرض کنید که انواع مختلف تجارب را ما منبع توجیه میدانیم و میگوییم:
-
- اگر شناسا تجربه بصری از یک مثلث در پیشاروی خویش داشت، آنگاه وی در بادی امر موجه به باور به اینکه مثلثی پیشاروی وی قرار دارد، هست.
-
- اگر شناسا تجربه بصری از چیز قرمز رنگی پیشاروی خویش داشت، آنگاه وی در بادی امر موجه در باور به اینکه چیزی قرمز پیشا روی وی قرار دارد، هست.
حال مستشکل میگوید، چرا این تجارب سبب توجیه باورهای مربوط به خود هستند؟ این تجارب از چه ویژگی برخوردار هستند که سبب شده است، منبع توجیه تلقی شوند؟ این دو پرسش را شاید با توسل با اصل کلیتری حل کنید و بگویید:اگر شناسا تجربه X را پیشا روی خویش داشت، آنگاه وی در بادی امر موجه به باور به اینکه X پیشا روی وی قرار دارد، هست.اما مستشکل میگوید این اصل غلط است؛ چرا که میتوان فرض کرد که شناسا تجربه بصری یک یک شکل هزار ضلعی را پیشا روی خویش دارد، اما این تجربه شهوداً دلیلی برای باور به اینکه یک شکل هزار ضلعی پیشا روی وی قرار دارد نیست. چنین تجربهای باور من به اینکه چنین شکلی پیشا روی من است را موجه نمیکند. مستشکل میگوید؛ چرا اینگونه است؟ تفاوت این دو در چیست؟ با توجه به مقدمات فوق، مستشکل میگوید که چرا برخی از تجارب موجه و دلیل برای برخی از باورها هستند، اما برخی تجارب دیگر این طور نیستند؟ بدون چنین تبیینی که چرا این گونه است، نمی توان تجارب را منبع توجیه قرار داد. ممکن است این اشکال را چنین پاسخ دهند که تجربه بصری شکل هزار ضلعی از سنخ تجربی بصری مثلث نیست، لذا نمیتواند منبع توجیه شمرده شود؛ چرا که تجربه بصری مثلث در حیطهی تجارب شناسا می تواند باشد، پس باور حاصل از آن موجه است اما دیگری نمیتواند باشد، پس موجه نیست. اما به نظر این پاسخ غلط است؛ چرا که این تجربه نیز می تواند دلیل چنین باوری باشد، میتوان موجودی فضایی یا انسانی با قدرت تشخیص بسیار بالا فرض کرد که قدرت تمیز شکل هزار ضلعی را داشته باشد، آن وقت اگر آن موجود تجربه چنین شکلی را کرد، ما شهوداً تجربه اش را دلیل بر باور به اینکه چنین شکلی فرا روی وی قرار دارد میدانیم. حتی ممکن است که این موجودات تجاربی مخصوص به خود مانند احساس میدان مغناطیسی یا اَشکالی از اشعه داشته باشند که سبب توجیه باورهای مربوط به این احساسهای خاص ایشان شود و نقش حیاتی در حیات معرفتی ایشان نیز داشته باشد. مشکل مبناگرا اینجا است که میپرسیم که وجه اشتراک این تجارب مختلف چیست که سبب شده است، موجه باورهای مربوط به خود و منبع توجیه باشند.[۳۲۶] گونه ای دیگر اشکال این گونه است که میپرسیم چرا برخی از این تجارب موجه کننده باورها هستند و برخی دیگر نیستند؟ ( Lemos, 2007, pp 64-65) میتوان این استدلال فوق را به نحو ذیل تقریر کرد:[۳۲۷]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از دیگر شخصیتهایی که نجدی به حضور او در نهضت جنگل اشاره میکند و از مرگ او ناراحت میشود به گونهای که گویی مرگ او برایش غیر قابل قبول است، دکتر حشمت است. او از شخصیتهای مورد علاقه مردم شمال و به ویژه نجدی بوده است « دکتر ابراهیم حشمت از اطباء حاذق و در عین حال از مردان آزاده و خدمتگزار بود. در جنبش مشروطیت از مجاهدین صدیق و در قیام جنگل از مردان با شخصیت و فداکار بود که در اردوکشی دولت به رشت با مقامات دولتی دیدار نمود و با قرآنی که پیش او آوردند و تامین جانی او را مهر کردند او تسلیم شد اما بعد او را اعدام کردند» (فخرائی،۱۳۶۶: ۱۸۰-۱۷۹). شاید یکی از دلایلی که نجدی مرگ او را دردناک توصیف میکند و با غم و اندوه از آن صحبت میکند، همین تامین جانی است که درباریان به او وعده دادند اما بعد به آن عمل نکردند«من از کجا میتوانستم بفهمم که سرما میخواهد میرزا را بکشد و دولتیها منتظرند که تب دکتر حشمت پایین بیاید تا بتوانند دارش بزنند.» (نجدی،۱۳۸۸الف:۶۱). نجدی در داستان «خاطرات پاره پاره دیروز» به شرح این ماجرا به شیوه خاص و بیانی غمگین اشاره کرده است. تکرار فعل در این بخش داستان یکی از ویژگیهای سبکی اوست که نه تنها به داستان لطمهای وارد نمیکند، بلکه بر شدت تاثیر گذاری آن میافزاید «سه روز بعد از هرکدام از این عکسها دکتر حشمتو کشتن، کشتن حشمتو، کشتن…» (همان،۱۳۸۸الف:۶۷).
 نجدی یکی از دلایل شکست میرزا را نفوذ افراد منفعت طلب در صف مبارزان جنگل بیان میکند. شخصیتهایی همچون تیمور که با اولین جرقههای شکست میرزا تغییر موضع میدهند و یکپارچه رضاخانی میشوند «روزی که خبر آوردند تیمور یک شانه عقبتر از رضاشاه در صفحه اول روزنامه از طاق نصرت خیابان سپه میگذرد» (همان،۱۳۸۸الف:۶۱). در حادثه جنگل، تیمور و افرادی چون او که با جنگلیها در ارتباط بودند به تنها چیزی که فکر میکنند، موقعیت و منفعت خودشان بود «روز قبل از دار زدن دکتر حشمت، تیمور یک محله دورتر از خانه پدربزرگ از درشکه پیاده شد و بقیه راه را با پاهای بلند، در حالی که دم به ساعت سرش را بر میگرداند و پشت سرش را میپایید، دوید» (همان ،۱۳۸۸الف:۶۰) تیمور از نگاه نجدی خائنی بیش نبوده است و حتی عکس او بعد از سالها باعث رنجش راوی میشود «مرد جوانی، بدون کت، کروات زده، پیژامه پوشیده، لبهایش را به اندازه گفتن «زنده باد رضاخان» باز کرده بود. این آشغال تیموره. سه روز بعد از این عکس، دکتر حشمت را دار زدند» (همان،۱۳۸۸الف:۶۰). خیانت تیمور نه تنها شامل دکتر حشمت که خیلی از جنگلیها همچون میرآقا میشود. تیمور در مبارزه جنگلیها آدم ترسویی است که جز آتش زدن کتابها و تثبیت موقعیت خود از عهده کار دیگری برنمیآید «حال تیمور را میدیدم. بغلش پر از روزنامه بود و صفحات روزنامه، همینطور که تیمور از اتاق به حیاط میآمد مثل برگ برگ برگ از تنش میافتاد روی زمین … گفتم: اونها مال میرآقاست. تیمور دوباره برگشت به اتاق و از همانجا گفت: گرفتنو که حتماً میگیرنش فقط نذارین چیزی رو پیدا کنن» (همان،۱۳۸۸الف:۶۲). در نگاه نجدی کار تیمور جز کفر چیز دیگری نبود«تیمور در حیاط، روزنامهها و کتابهای میرآقا، اعلامیهها و نامههای میرآقا را آتش زده بود و باد کاغذهای سیاه شده نیمه سوخته، کلمات سیاه شدۀ نیمه سوخته، صورتهای سیاه شدۀ نیمه سوخته را با خودش میبرد. آتش کفر میگفت»(همان،۱۳۸۸الف:۶۳) این واقعه آن قدر اسفبار بود که بر روی درخت آلبالو تا سالها بیاثر نمیماند «درخت آلبالوی کنار حوض حتی بدون یک آلبالو آن سال برگهایش را سبز کرد و پاییز همان سال برگهایش را انداخت. باز هم بدون آلبالو» (همان،۱۳۸۸الف:۶۳) تیمور پسر عموی ماهرخ همسر میرآقاست و خبر دستگیری جنگلیها را او به خانواده میرآقا میدهد. اما خیانت او هیچ وقت از دید آنها پنهان نمیماند. رابطه میرآقا با جنگل رابطه تنگاتنگی است به گونهای که در مقابل تهدید ماهرخ کوتاه نمیآید. در انتخاب مبارزه و خانواده هر دو را میخواهد به خاطر یکی از دیگری دست نمیکشد «گریه مثل کلید، دهان او را باز کرد. بعد از آنکه توانست لرزیدن پوست چانهاش را آرام کند گفت: هزار بار به میرآقا گفته بودم یا من یا جنگل، میرآقا هم هزار بار گفته بوده هم جنگل، هم تو و هم یه چیزی که نمیدونم چیه که آدم دلش میخواد بخاطرش بمیره…»(همان،۱۳۸۸الف:۶۱). هویت او در مبارزات جنگل مشخص نیست. یکی از شخصیتهایی است که احتمالاً به نجدی خیلی نزدیک بوده است. او رابط جنگلیها بوده است و روزنامههای تهران را به آنها میرسانده است تا از اخبار پایتخت بیخبر نمانند«کنار درخت گردو میایستاد تا اسبش را بیاورند که سوارش شود و روزنامههای تهران را به کسما ببرد و به جنگلیها بدهد» (همان،۱۳۸۸الف:۶۲). جنگل و اعتقاد میرآقا به اهداف جنگل همان چیزی است که او جانش را برای آن میگذارد. نجدی مرگ جنگلیها را با توصیف جزء به جزء زمستان و تکرار کلمات که نشان از اندوه و ناراحتیاش به خاطر مرگ آنهاست بیان میکند. بعد از دستگیری دکتر حشمت و عقب نشینی میرزا به عمق جنگلهای شمال نیروهای دولتی با کمک سربازان روسی و انگلیسی خانه به خانه دنبال جنگلیها میگردند و بسیاری از خانههای جنگلیها را آتش میزنند. این واقعه به خوبی در داستانهای نجدی جلوهگر شده و اندوه خود را از این حادثه بیان میکند «همه کشته شدن دختر عمو، دکتر حشمتو گرفتن، خونه به خونه افتادن دنبال جنگلیها …»(همان،۱۳۸۸الف:۶۲) آنچه برای نجدی دردآور است، اعدام جنگلیها و آشوبهای این سالهاست. ترس و نگرانی جنگلیها بیشتر از این است که نهضت جنگل به بنبست برسد و بالاخره این اتفاق شوم روی میدهد. به زودی میرزا را از دست میدهند و سران جنگل کشته میشوند و مردم از ترس نیروهای دولتی، کوچکترین اثری و ردی از جنگلیها در خانههای خود باقی نمیگذارند«بگو تفنگها را چالش کنن. عکسها را پاره کنند. از اتاقها صدای شکستن شیشه میآمد. بعضی از کسانی که مراسم دار زدن دکتر را دیده بودند فقط تا رسیدن به خانه و چسباندن صورتشان به بالش توانسته بودند گریهشان را پنهان کنند. کوچههای رشت از توی گریه رد شدند» (همان،۱۳۸۸الف:۶۵). شرایط چنان تغییر میکند که حتی عکسهای جنگلیها جرم محسوب میشود و بسیاری از عکسها پاره میشوند و درشعلههای آتش میسوزند«زیر پاهای تیمور پر از تکه پارههای عکس بود. پیشانی میرزا، چشمهای دکتر حشمت، عینکهای پاره شده، قد بلند و تکه تکه میرآقا و مستطیلی روی دیوار، بدون قاب عکس جنگلیها، غمبارتر از تمام دیوارهایی بود که من تا آن روز دیده بودم و هنوز هم میبینم» (همان،۱۳۸۸الف:۶۶). بدتر از همه اینها شرمی است که جنگلیها از شکست خود دارند«ماهرخ و من در زمستانی که بوی چرم درشکه میداد درختی را تا کنار درشکه بدرقه کردیم که دیگر درخت نبود که حتی خجالت میکشید سرش را به طرف جنگل برگرداند» (همان،۱۳۸۸الف:۶۶). تأثیر شکست جنگلیها را نجدی به خوبی در راه رفتن میرآقا، حیاط خانه، درخت آلبالو و پلههای ایوان بیان میکند. همه چیز در خانه میرآقا رنگ ناامیدی و مرگ گرفته است. «از پشت آن همه آتش نمیتوانستم ببینم که درخت گردو ایستاده است یا افتاده… یهو میرآقا برای من یه غریبه شده بود، برای ماهرخ یه نامحرم (حیف میرزا و آن همه یخ کردنش) … آن روز خانه برای ما تنگی میکرد، درختهای حیاط، مصیبت بودند. حوض مثل مرده سرد بود. پلکان رمق نداشت تا ایوان بالا برود. میرآقا نتوانست مثل همیشه از پلهها دو تا یکی بپرد. حتی روی سومی ایستاد. دست چپش را روی نرده گذاشت و همان نرده آنقدر کمک کرد تا او بتواند خودش را به ایوان برساند. سفالها بالاتر از ایوان بود. بالاتر از سفالها، آسمان نصف شده بود، نصفش دود حیاط را با خود می برد و در نصف دیگرش خداوند صورتش را از ما برگردانده بود» (همان،۱۳۸۸الف:۶۴-۶۵). تاثیر این واقعه آن قدر شدید است که «فردوس» بعد از سالها آن زمان که از زندان آزاد میشود، باز هم اثرات آن را بر خانه میرآقا میبیند. «سال ۱۳۲۵، یک صبح، یک صبح که زندان قزل حصار بیرون آمدم و چسبیده به بوی عرق پیرهنم باز هم داشتم عرق میکردم. همانجا درست بعد از صدای آهن و بسته شدن چفتهای آهنی، چفتهای آهنی، چفتهای آهنی، و دیدن ماهرخ که حالا حاج خانم شده بود و یک قدم دورتر از بخاری که از دهان اسب درشکه بیرون میآمد ایستاده بود و بیصدا گریه میکرد، یک بار دیگر هم به آسمان نگاه کردم که باز هم نصف شده بود، نصفش از کوههای شمیران پایین آمده و نصف دیگرش آنقدر دور بود، که انگار هنوز بالای خانه و ایوان میرآقاست.میرآقا داد میکشید من نمیام»(همان،۱۳۸۸الف:۶۴-۶۵). ۴-۲-۲-حزب توده: از دیگر مضامین سیاسی داستانهای نجدی فعالیت حزب توده و گروه های چپگرا در منطقه شمال است. اولین جریان مهم سیاسی کشور متاثر از مارکسیسم و سوسیالیسم که با شکلگیری شوروی در مرزهای شمالی ایران بذر آن پاشیده شد و بتدریج در سالهای بعد، این ایدئولوژی ، فضای فکری سیاسی ایران را به شدت تحت تاثیر قرار داد حزب توده بود (ر.ک.فوزی،۱۲۰:۱۳۸۴). اعضای حزب در ایران به زودی گروه های مختلف برای نشر عقاید خود راهی مناطق مختلف کردند و دامنه فعالیت خود را گسترش دادند. در شمال ایران این حزب طرفداران زیادی پیدا کرد. « اینان باقی مانده پنجاه و سه مارکسیست مشهور بودند که در سال ۱۳۱۶ زندانی شدند، پس از تبعید رضاشاه بیست و هفت تن از اعضای جوانتر در تهران دور هم گرد آمدند و حزب توده ایران را اعلام داشتند» (آبراهامیان،۲۵۲:۱۳۸۵). حزب توده مدتی با جنگلیها نیز همکاری داشت اما با متحد شدن انگلیس و روسیه به پیمان خود پشت کردند. نجدی در چند داستان به فعالیتهای این حزب در شمال اشاره کرده است. داستان «تاقچهای پر از دندان» اشاره به حوادث سالهای ۱۳۳۲ و مبارزه تودهایها و غیر تودهایها و زندانی شدن آنها توسط ساواک و انتظار آزاد شدن آنان در بهمن۵۷ است. «دندان فردوس را گذاشته بودم کنار آینه. از روزی که آمدند و در زدند و فردوس را با یک جِمس سیاه و بدون شماره بردند چهل و سه سال میگذرد.۱۳۵۷ فکر میکردم یک روز در را باز میکنم و فردوس حالا کمی پیر با روسری و چمدان زندانش میآید و میرود روی آن صندلی مینشیند و از پشت پنجره برای مادام دست تکان میدهد» (نجدی،۱۳۸۸ب:۹۳) آنچه که در تمام داستانهای سیاسی نجدی به چشم میخورد، انتظار آمدن کسی است. در این داستان از دستگیری فردوس و آزاد نشدن او بعد از پیروزی انقلاب سخن میگوید. فردوس از مبارزان تودهای است که سالها از دستگیری او توسط ساواک میگذرد. با پیروزی انقلاب راوی منتظر بازگشت او از زندان است. راوی دندانساز است به همین خاطر تنها کاری که در تمام این سالها توانسته انجام دهد و به این صورت امید آمدن فردوس را از دست ندهد، ساختن دندانهایی برای اوست که حال حتماً پیر شده است. «اولین شبی که دندانها را گذاشتم کنار آینه به مادر فردوس زنگ زدم. عادت دارم با ته سوهان ۵۶۲۹ را بگیرم و به سکوت تلفن گوش کنم. سالهاست از همان ۵۶۲۹ خوشم میآید. اصلاً بوق نمیزند. تا حالا شده دستهای یخ کردهتان را بگیرید جلوی دهانتان و توی انگشتتان هاه کنید. گوشی تلفن ۵۶۲۹، با من، با من که نه، با گوشهایم همچین کاری میکند. هاه. انگار خود فردوس گوشی تلفن را برداشته … نمیتواند حرف بزند … فقط صدای نفس کشیدنش … دندانها کنار آینه بود. بدون صورت فردوس» (همان،۱۳۸۸ب:۹۳). آنچه در این داستان بیان میشود جستجوی غمانگیز نجدی برای خاطراتی است که گم شدهاند. بیان نویسنده به گونهای است که گویی خاطرات سیاسی خود را بیان میکند و از دست دادن عزیزی (پدرش) که در این سالها اتفاق میافتد و بعد از انقلاب منتظر بازگشت دوبارۀ اوست، او را اذیت میکند. «تاقچهای پر از دندان» یک خاطره گم شده سیاسی است و پر از رمز و رازهای سیاسی و مخفیکاریهایی که نویسنده از بیان آن واهمه دارد. جستجوی غمانگیز راوی برای کشف حقیقتی است که سالها برای رسیدن به این حقیقت اطراف او پر از روزنامههایی بوده است «بعد میرفتم کنار پنجره روی صندلی مینشستم و حیاط مادام را نگاه میکردم. گاهی پا میشدم تا جستجوی غمانگیزم را از پنجره تا بخاری تا اجاق گاز لای روزنامهها برای پیدا کردن کبریت شروع کنم»(همان،۱۳۸۸ب:۹۴).اما یک شب پسر جوانی که تا پای پنجره خانه راوی میآید و چیزی را لای آجرهای دیوار پنهان میکند و به جستجوی غمانگیز راوی پایان میدهد. «صدایی را شنیدم. صدایی که میدوید، سرم را از پنجره بردم بیرون آن صدا با پاهای پسر جوانی ته کوچه بود. جایی که کوچه بدون آنکه آخرین درخت را با خودش ببرد پیچ میخورد. آنجا.کبریت را کشیدم.حالا صدا آمده بود زیر پنجره. خوب نمیدیدمش. یک مشت مو روی پیراهنی سفید داشت میدوید. نفس کشیدنش تکه تکه شنیده میشد و غروب دو سه قدم این طرفتر از پاشویه مادام بود. پسر تا زیر این درخت، همین که شاخههایش را تاکنون پرده، به آن بالکن نزدیک کرده دوید. همانجا ایستاد. پشت سرش را نگاه کرد و دستش را برد توی دیوار. تا دیروز، آجرهای شکسته دیوار آن طرف کوچه را ندیده بودم. رفت. نرسیده به خیابان، باز هم سرش را برگرداند و کوچه را که حالا لخت بود تا ته نگاه کرد» (همان،۱۳۸۸ب:۹۴). مخفیکاری و ترس که در داستان به چشم میخورد، نوعی تشویش و کنجکاوی ایجاد میکند. پسری که به کوچه میآید مدام اطراف خود را میپایید و راوی برای رفتن به طرف آن چیز احتیاط میکند. گویی همه او را زیرنظر دارد «یک چیز لای آجرها بود که از دور شناخته نمیشد. حالا موتورسیکلت با چراغ روشنش اصلاً زرد نبود. سفید. توی کوچه بود و حیاط مادام تا سیاه شدن علف، تاریک بود. دو نفر بودند روی دود پر سر و صدای موتور سیکلت. سرم را کنار کشیدم، و آنقدر به سیگارم پک نزدم تا آن موتور سیکلت تمام شد» (همان،۱۳۸۸ب،۹۴). ترس سیاسی شدیدی که بر داستان احاطه دارد حاکی از فضای ناآرام سیاسی سال ۵۷ است. تمام اشیاء اطراف راوی، او را به طرف دیوار و آن چیز که لای دیوار است میبرند. «من آجرهای شکسته را گم کرده بودم. هرچه میخواستم از سرم بیرونش کنم نمیشد. چطور یک چیز پنهان شده دفن شده در دیوار توانسته بود دستم را گرفته مرا در اتاق خودم، این طرف و آن طرف ببرد. شانههایم را هل میداد که در را باز کنم و از پلهها پایین بروم. تمام اتاق شده بود دستگیرۀ در ولم نمیکند. نمیتوانستم نگاهش نکنم. یه جور دلشوره، خیالبافیهای جر خورده… گفتم که بیرون باران میبارید. میشد گفت چیزی را پیدا کرده بودم (نه هنوز پیدایش نکرده بودم) که از دستهای رشت پرت شده، توی دیوار فرو رفته بود. دستگیره را مشت کرده بودم و میترسیدم نکند همین که دستم را ببرم لای آجرها، موتورسیکلت و آن پسره سفیدپوش با هم پیدایشان شود» (همان،۱۳۸۸ب:۹۵). آنچه که راوی نسبت به آن دوست دارد بیخیال باشد و نمیتواند، چیزی است که لای دیوار است و ترس از اینکه به سراغش برود. «یک چیزی لای آجرها بود و اتاقم بو میداد. یک بوی چرب، سوخته، بوی موتورسیکلت. باید منتظر میماندم تا هوا درست و حسابی تاریک شود، که بروم پایین ببینم لای آجرها … اون چی بود» (همان،۱۳۸۸ب:۹۵-۹۴). آن چه راوی لای دیوار پیدا میکند کاستی است که به انتظار او پایان میدهد. راوی بعد از گوش دادن کاست، یادگاریهای فردوس را که در این سالها نگه داشته، در ساکی میریزد و کاست را به مادام میدهد. «گنجه را … دنبال ساک بود. پشت لباسها بود. حالا تنها کاری که باید میکردم برداشتن دندانها … با گذاشتن فردوس توی ساک … سردم شد. دستهایم … اینقدر از ناخنهام بدم آمده بود. زدم بیرون و من با ساکی پر از لثههای سرخ و سرمای دندانها بین میهمانها راه باز میکردم» (همان،۱۳۸۸ب:۹۷). ساکی را که دندانهای مصنوعی فردوس را در آن گذاشته است به ایستگاه میبرد و رها میکند. در حقیقت با گوش دادن آن کاست، معمایی برای او حل میشود و با آنچه که از فردوس برایش مانده خداحافظی میکند. راوی با زندگی که سراسر آن انتظار بیهوده بود خداحافظی میکند تا زندگی را به گونهای دیگر تجربه کند. نه تنها راوی که مادام باید کاست را گوش میداد تا از زندگی کسالتبار بیرون بیاید زیرا درد راوی و مادام یک چیز بود. «جعبه را کشیدم بیرون. بازش کردم نوار توش بود. از این نوارهای کاست. هیچ کلمهای روی آن نوشته نشده بود. دکمه دریچه را زدم. باز که شد کاست را گذاشتم توی ضبط صدایش را آنقدر پایین آوردم که … حالا یک استکان چای و یک سیگار. آیا هرگز در دنیا چیزی به اسم ماشین جِمس وجود داشت آن هم سیاه… بدون شماره… پلههای ساختمان پست و تلگراف چی. خانه فردوس پشت سبزه میدان طرفهای چهارباغ بود فردوس؟ کدام فردوس. کاست را درآوردم. برگرداندمش و دوباره گذاشتم. مادام یک ردیف دورتر از آندره … کلیسای رشت … آنها همدیگر را نمیشناسند» (همان،۱۳۸۸ب:۹۶) راوی به حقیقت دست مییابد. اما برای فرار از این حقیقت منکر همه چیز میشود. حال هیچ چیز وجود ندارد نه ماشین جمس و نه فردوس. «خسته شدهام. چند بار بگویم که تاریکی آنجا بود. باران آن طوری میبارید، چراغها باز و بسته میشد. چقدر بنویسم کوچه مثل طناب باز شده از گردن ورزاهای ذبح شده افتاده زیر پنجرهام. آدم که نمیتواند تمام عمر با استخوانهای شکسته، با تیزی استخوانهای شکسته گلوی خودش حرف بزند. چکار میتوانستم بکنم، مگر برداشتن نوار. اگر بگذارمش لای همان آجرها بعد یکی از همسایهها پشت پنجرهاش مرا ببیند چی؟ حالا فرض کنید هیچ موتورسیکلتی در هیچکدام از کوچههای رشت نیست» (همان،۱۳۸۸ب:۹۶). این همان حقیقتی است که سالها نجدی با آن زندگی میکند اما کنار نمیآید و نمیخواهد کنار بیاید او هنوز منتظر پدری است که در چهارسالگی او را از دست میدهد و رد پای این حادثه در تمام داستانهای سیاسی او به چشم میخورد. او نمیتواند با بغضی که سالها در گلوی او چون استخوانی گیر کرده است کنار بیاید. در داستان «خاطرات پاره پاره دیروز» فردوس عضو حزب توده است. بعد از فروپاشی نهضت جنگل او عضو حزب میشود. «فردوس هم دستش را دراز کرده بود “فردوس تودهای بود”» (نجدی،۱۳۸۸الف:۵۹) گرچه حزب توده در ابتدای کار موضع خود را نسبت به دین بیان نکرد و شعار اصلی آنان دفاع از طبقه گارگر و برابری بود ولی به زودی اعضای حزب نتوانستند در پشت نقاب دروغین خود بمانند و نسبت به دین واکنش نشان دادند. در حقیقت کمونیستها خواستار آزادی معتقدات و جدا شدن دین از سیاست بودند. «کمونیستهای واقعی نمیتوانند مذهبی و مومن باشند برای اعضای حزب پذیرش جهاننگری امری قطعی و اجباری است. کمونیست باید مادهگرا، کافرکیش،خدانشناس و پیکارجو باشد» (بردیانف،۲۹۵:۱۳۶۰) این یکی از مسائلی است که نجدی نیز به آن اشاره کرده است «روزی که میخواستم عضو حزب بشوم یک لحظه پیش از پر کردن ورقه تقاضای عضویت به آسمان که از دریچه غمبار زیرزمین راسته کفاشها دیده میشد نگاه کردم و بعد جلوی سؤال «مذهب؟» نوشتم «مسلمان» و منشی حزب نگاهم کرد»(نجدی،۱۳۸۸الف:۶۵). نجدی در داستان «یک سرخ پوست در آستارا» به توضیح و تشریح فعالیتهای حزب و کمونیستها و ارتباط آنها با کردهای ایران میپردازد. «گفتم: آنجا که کسی نیست؟ مرتضی گفت: رفته… عصری رفته… رفته روسیه. گفتم: پس یارو سرخ پوسته روس هم بود؟ گفت: روس؟ نه… ماراجینما آمریکاییه، یه سرخپوست ارّه شدهی خلّص آمریکایی و کمونیست … من کی گفتم روس بود؟ دلم میخواست با مشت بزنم روی دندانهای زررد مرتضی و آن لبخندی که بعضی آدمها زور زورکی میزنند تا چیزی را پنهان کنند» (نجدی ،۱۳۸۸ب:۵). آن چه که نجدی در این داستان بیان میکند، مسائل سیاسی گروههای چپگرا و همچنین ظلم و ستمی است که به خاطر نژاد پرستی و رنگ پوست در جهان حکمفرماست.«این داستان شنائت کشتار یک قبیله سرخپوست به دست سفید پوستها را بیان مینماید تا مظلومیتی مکرر در مکرر تکرار شود. نجدی با مضحکه این مولفه های آرمانی (آیین پرستی سرخپوستی و جزمیت مداری مارکسیستها) سر آن دارد شالوده توتم پرست را فرو ریزد و به مفهوم عام انسان رهنمون شود» (قنبری،۷۹:۱۳۸۰). سناتورهای ظالم آمریکا که به بهانه نژادپرستی به سرخ پوستان بومی آمریکا حمله میکردند و آنان را از سرزمینهای مادریشان آواره میکردند «میگفت که سرخ پوست پنجره بالکن مسافرخانه را روی برف باز کرده و پرسیده بود مسکو همین طرفهاست نه؟ بعد گفته بود که دیگر نمیتواند به یاد آورد، چند سال از تشیع جنازه مک کارتی گذشته است و حالا دار و دسته سناتور کجا گور به گور شدهاند. آنها قبیله مرا ارّه کرده بودند» (نجدی،۱۳۸۸ب:۵). نجدی در اکثر داستانهای سیاسی ردپایی از زندگی و مرگ پدرش به جا میگذارد. در این داستان به مرگ مرتضی و قبر بدون سنگ و نشانه او اشاره میکند. همان چیزی که برای پدرش اتفاق میافتد و هیچکس نشانی از قبر پدر به او و مادرش نمیدهد«نه سال بعد روزی که شنیدم جنازهی مرتضی را بیرون از آستارا کنار رودخانه مرز ایران و شوروی، بدون سنگ، خاک کردهاند» (همان،۱۳۸۸ب:۵). نجدی در داستان «آرنایرمان، دشنه و کلمات در بازوی من» به کتابهای کمونیستها و نمادهای آنان اشاره کرده است «یکی از کتابهای پرت شد روی سایه کنار اتوبوس. چند نفر روی جلد کتاب قوز کرده بودند که دست هایشان از پشت بسته شده بود…. آنها لای درختانی بودند که از شاخههایشان قمه آویزان بود» (همان،۱۳۸۸ب:۲۰). مخصوصاً صحنهای که از مرگ ترکمنی و تلاش او در آخرین لحظات زندگی برای نزدیک شدن به کتابش دارد. «هنوز کف دستش را به زمین می کشید. همان دستش را به طرف کتابی دراز کرده بود که بین خون و پنجره روی بازویم افتاده بود. روی زمین. روی زمین. روی زمین. کتاب را به طرف خودش کشید. روی جلد کتاب دشنه بزرگ و خمیدهای بود. توی یک دیس. پرنده بالای دیس لای درختانی پر از قمه میپرید. ترکمنی دشنه را از روی دیس برداشت. از روی دیس دشنه را برداشت. برداشتش آن دشنه را از روی دیس اما نه واسه این که یک تکه نون را اینقد اینقد کند.» (همان،۱۳۸۸ب:۲۲). در آن زمان که تشکیلات حزب از هم میپاشد به همراه داشتن کتابهای حزب و فروش آنها جرم محسوب میشود و نجدی در این داستان به آن اشاره میکند «یازده سال بعد ماراجینما را گرفتند، جلبش کردند میدونی چرا؟ واسه اینکه پلیس توی کیف ماراجینما لای کتابهای لنین یک پانچا پیدا کرده بود» (همان،۱۳۸۸ب:۱۱). از دیگر مسائلی که نجدی در داستانهایش به آن اشاره میکند، واکنش مردم نسبت به بلشویکیهاست «از دک و پوزش معلومه که بلشویکی. این جور آدما کفاره داره. یارو باد کوبهای با لبخند به مردی که میگفت کفاره داره گفت: هاشتاد تومن. مرد گفت: اینها دین و ایمان ندارند. آقا مرتضی گفت: بلشویکی که توی رشت طاووس بفروشه با طاووسش هم هاشتاد تومن نمیارزه» (همان،۱۳۸۸ب:۴۶-۴۵). راوی داستان «یک سرخپوست در آستارا» نگران اندیشههای مارکسیستهاست او میخواهد بداند آیا مبارزه مارکسیستها به نتیجه رسید؟ «مرتضی گفت: ماراجینما از من پرسید تو میدونی چه بلایی سر مارکسیسم اومد؟ گفتم نه! من از کجا بدونم. گفتم: آره… از کجا بدونی… واسه اینکه همه ما زده به سرمان» (همان،۱۳۸۸ب:۱۲-۱۱) ۴-۲-۳-حادثه پاسگاه سیاهکل: از جمله جنگهای چریکی که با الگوگیری از قیام جنگل در شمال شکل گرفت، میتوان از حادثه سیاهکل نام برد. «در شامگاه سرد زمستانی ۱۹ بهمن ۱۳۳۹ سیزده مرد جوان مسلح به تفنگ و مسلسل و اسلحه کمری به یک پاسگاه ژاندارمری در روستای سیاهکل درکنار جنگلهای گیلان حمله کردند. با این حمله که بعدها به حماسه سیاهکل مشهور شد، آنان شعله هشت سال فعالیت چریکی را برافروختند» (آبراهامیان،۴۴۲:۱۳۸۵). نجدی در داستان «به چی میگن گرگ به چی میگن…» به حادثه پاسگاه سیاهکل و چریکهایی که به پاسگاه حمله کردند اشاره کرده است. نجدی در شیوه روایت به گونهای است که گویی از نزدیک این حوادث را دیده است. «شبی که در قهوهخانه سیاهکل شنیدم که چریکها پاسگاه ژاندارمری را لخت کرده، دو نفر را کشته و دستهای یک ژاندارم را با کمربند خودش به چفت پنجره پاسگاه بستهاند و با پنج ژ-۳ و هفده نارنجک غنیمتی، زدهاند به جنگل یهو رنگ زردی سرم را پرکرد»(نجدی،۱۳۸۸ب:۱۹۵). ابتدای داستان به زندگی مادری تنها که مجبور است فرزندش را با خود به حمام زنانه ببرد و وقتی با اعتراض زنان روبرو میشود استالین را نفرین میکند شروع میشود. آنچه برای پسرش نامعلوم است ارتباط حمام و استالین است. سالها بعد وقتی به سن جوانی میرسد ماجرای سیاهکل اتفاق میافتد. مادر ماهی تابه را روی لبخند شاه میگذارد و در واقع با بیان این نکته نفرت مردم را از ظالمان چون شاه و استالین که باعث بیوه شدن او شدهاند نشان میدهد. «بیرون از پنجره، سیاهکل ساکت بود و شاه روی صفحه اول روزنامه کیهان کنار سفره لبخند میزد، مادرم ماهی تابه را روی همان لبخند گذاشت» (همان،۱۳۸۸ب:۱۹۸). در این داستان نجدی به بیداری سیاسی مردم اشاره میکند او معتقد است که گرگها همان مردمی هستند که نترسیدهاند ،کیف میکنند، که حتی خودشون حالیشون نیست روز اعدام مرتضی، ساعتها به انتظار روی علف نشستهاند مردم هنوز و همیشه هستند اما میش نیستند (ر.ک. بزرگی،۱:۱۳۸۷). ۴-۲-۴-آشوب های اوایل انقلاب: از دیگر مسایل سیاسی که نجدی به آن میپردازد، حوادث انقلاب و فضای سیاسی پر آشوب و ناامن ایران بعد از کودتای ۲۸ مرداد است. اعدام، زندان، ناامنی اوضاع سیاسی ، ترورهای شخصیتهای سیاسی احزاب از جمله حوادثی است که دنیای مضطربی را در داستانهای نجدی به وجود میآورد. این روزها مردم سردرگم و آشفته هستند به گونهای که نمیدانند دنبال چه میگردند «ستوان گفت: این روزها نمیشود فهمید که مردم چه میگویند. چه میخواهند» (نجدی،۱۳۸۸الف:۱۷). قتل و کشتار نیروهای انقلابی روح نجدی را جریحهدار میکند«از کنار رگهای پاره شده و گوشت سوخته میگذشت تا خودش را از تقویمهای دیواری، از جمعههای ۱۳۴۹ دور کند» (نجدی،۱۳۸۸ب:۱۹۱). داستان «آرنایرمان و دشنه و کلمات در بازوی من» در واقع روایتگر سه بعدی زندگی اوست. زن، نوشتن، سیاست. آنچه که نجدی در این داستان به بیان آن میپردازد، درگیری بین گروه های مختلف سیاسی و تبعید رضا شاه در جریان انقلاب است. ترکمنی که کتاب آرنایرمان میفروشد و قُلتشنی که به سراغ او میآید «رضاشاه روی دیوار، ایستاده بود و داشت میرفت تبعید.» (همان،۱۳۸۸ب:۴۷). داستان «رودخانهای برای ستوانیار» سرگذشت ستوانیار اسدخانی است که صدوسی و هفت سرباز و افسر جوان را به زیر تیربار میگیرد و میکشد و این حادثه باعث میشود که از چشم زن و بچههایش بیفتد و عمرش را در تنهایی به سر کند. ستوانیار مرد هوسباز و بدسرشتی است، در مقابل عزیز خانم، همسر او، زن مؤمن و پرهیزگاری است. «عزیزخانم تکانی به سرش داد و کمی از موهایش پایین آمد تا گوشه از پیشانی موقر او را بپوشاند لکههای یک ماه شکسته وسط پیشانی او حدیث دور و درازی از نمازهای پایان ناپذیرش را عریان میکرد» (نجدی،۱۵۴:۱۳۸۷). آنچه که در این داستان مطرح میشود وقاحت ستوانیار در کشتن کمونیستها و سربازانی است که متهم به غائله علیه شاه شدهاند. نجدی در این داستان از اینکه مجبور میشود این توصیفات را بکند احساس شرمساری میکند «غمبار بودن مسأله اینجاست که آدم نمیتواند با شرمساریهای تاریخ سرزمینش چکار کند» (همان،۱۶۰:۱۳۸۷) به اعتقاد نجدی «شاید برای درک این جزئیات شرم آور باید انتظار بکشیم تا روزی علم بتواند استخوان مردگان را ورق ورق کند و با آن دیسک و صفحههای گرامافون بسازد بعد ما بنشینیم و با شانههای کوچک شدهمان به موسیقی خونریزی و خاطرات دفن شده تاریخمان گوش کنیم» (ر.ک.همان،۱۶۰:۱۳۸۷). به اعتقاد او تاریخ ما بعضی وقتها پر از زشتیهایی است که قابل گفتن و شنیدن نیست اما از حقیقت نمیتوان فرار کرد حتی اگر تلخ باشد. بازجوییهای پایان ناپذیر ساواک که بسیاری را به کام مرگ میفرستد از دیگر مسائلی است که نجدی به آن اشاره میکند«سرم را پر از بازجوییهای پایانناپذیر و فریادهای تیمسار آزموده و تیرباران دکتر فاطمی کرده بود و دوباره همه نگاهم میکردند.» (نجدی،۱۳۸۸ب:۱۸۵). ۴-۲-۴-۱-حوادث کودتای ۲۸ مرداد: حوادث کودتای ۱۳۳۲ و درگیریهای حزبی از مسائل مهمی است که نجدی در داستانهایش انعکاس میدهد. «سیامک صداهایی را میشنید که من تصاویرش را میدیدم. سربازهای کودتا میدان را دور میزدند و تابستان ۱۳۳۲ آنقدر نزدیک شده بود که مردادش بین من و سیامک پرسه میزد» (نجدی،۱۳۸۸ب:۱۸۴). نجدی در داستان «تاقچهای پر از دندان» به خانواده ارمنی اشاره میکند. آندره نجدی در کودتا و در رشت جان میسپارد. نویسنده در این داستان به مسایل سیاسی و تأثیر آن بر زندگی ارامنه ساکن ایران تأکید میکند. «بعد از آندره (آندره صبح ۲۸ مرداد روی پلههای ساختمان پست و تلگراف رشت قیمه قیمه شده و استخوان دندهاش زیر لگد طرفداران کودتا شده بود اینقدر اینقدر) مادام حیاط خانهاش را ول کرده بود که تا دلش میخواهد پر از علف و گیاهان شود که بدون اسم رشد کرده بودند و قسم خورده بود هرگز به لبهایش ماتیک نمالد، مگر آخرین یکشنبهی هر سال که میرفت تا روی اسم آندره آب بریزد.» (همان،۱۳۸۸ب:۹۲) نجدی حوادث کودتای ۲۸ را دورانی میداند که امنیت وآسایش از بین رفت «سال ۱۳۳۲ توی بگیر بگیر تودهایها و مصدقیها، دو قدم این طرفتر از ۲۸ مرداد من شانزده ساله بودم…روزهایی که پدرم میرفت سرکار، نه، روزهایی که پدرم میرفت سرکار و مادرم میرفت که زیر ابرویش را بردارد و صورتش را بند بیندازد (میرفت خانه عالیه بندانداز)» (همان،۱۳۸۸ب:۱۰۰). ۴-۲-۴-۲-ناامنی فضای سیاسی: یکی از مسائل سیاسی مورد نظر نجدی ترس سیاسی است «مثل وقتی که با هر صدای در خیال میکنی اومدن بگیرنت» (نجدی،۱۳۸۸الف:۸۲) این ترس پیامد فعالیت گروه های مختلف در جریان انقلاب و فعالیت ساواک در این سالهاست. «این ترس از همان لحظهای شروع شد که فهمیدم هیچکس در اطرافم مرا نمیبیند و هیچ کدامشان نمیدانند که من با مرگ تا چند قدمی یکی از آنها رفته و بعد، دست مرگ را گرفته و با آن در خیابانهای تهران تا صبح راه رفته بودم، کنار پلاستیکها، روی خط سفید و تکه تکه آسفالت، توی کوچههایی که قبر دراز و باز شده و بدون مردهای بود که تاریکیهای پر از چراغ تهران در آن دفن شده باشد» (همان،۱۳۸۸ب:،۱۸۱). این ترس حاصل شرایطی است که هر کس برای منافع یا اهداف خود حاضر به هر کاری حتی لو دادن دوستان نزدیک خود میشود. روزهایی که همه مواظب همدیگر بودند«از آن شب به بعد، همیشه عدهای از کنار یک تاریک و یا از پشت روشن نگاهم میکردند. حتی آنهایی که بعد از مصاحبه دبیر کل حزب در تلویزیون، از مرز زده بودند بیرون. همه جا پر از چشمهایی بود که تا شرمندگی چیدن سیب پلک میزدند» (همان،۱۳۸۸ب:،۱۸۱). یکی از عوامل این ترس سیاسی که نجدی به آن اشاره میکند، شکست حزب توده و فرار سرشاخههای حزب است. بعد از اینکه دبیر کل حزب به شکست حزب اعتراف میکند آنان که شرایط فرار برایشان مهیا بود از مرز خارج میشوند اما آنان که میمانند روزها و شبهایشان در ترس و دلهره میگذرد «هیچ شبی نیست که من برای خوابیدن لباسهایم را درآورم. دور تا دورم پر از نگاههایی بود که چشم نداشت و چشمهایی که بدون صورت در هوای اطرافم شناور بودند» (همان،۱۳۸۸ب:۱۸۱). داستان «یک حادثه کوچک» به اوضاع ناامن ایران قبل از انقلاب اشاره میکند. زمانی که ساواک از هر حربهای استفاده میکند تا به مردم برچسب سیاسی بودن بزند «گفتم صبر کن بره یه جای خلوت. تو رو خدا مرتضی. گفت: حالا اومدیم ما رو گرفتن. چکارمون میکنن؟ گفتم: اولندش چوب تو آستینمون میکنن. توی کلانتری. گفت: خوب بعد. گفتم: بعد میپرسن چرا زدی تو سرآقا؟ چی داریم بگیم؟ گفت: راست و حسینی. راستشو میگیم. میگیم آخه سرکار شما که ندیدین شاپو را چه ریختی رو سرش گذاشته بود؟»(همان،۱۳۸۸ب: ۱۰۴-۱۰۳). و راوی معتقد است در این جامعه اگر راستش را هم بگویند سرکار آنها را دیوانه بیشتر نمیبیند. «گفتم: سرکار هم بی برو برگرد میگه شماها دیوانهاید. گفت: خوب بگه بهتر. گفتم: بگه؟ بهتر؟ مارو میفرسته دیوونه خونه. پسر تو چرا حالیت نیس؟ گفت: مگه کشکه؟ همین طوری؟ به همین سادگی؟ گفتم: آره به همین سادگی. اولش میفرستن دنبال یه دکتر، دکتر یه تکه کاغذ بر میداره روش مرکب میریزه تا میکنه بازش میکنه میذاره جلوت. میپرسه «این چیه؟» مرتضی گفت: میگم پروانهاس. گفتم: بفرما رد خور نداره. دکتر میگه «بله سرکار دیوونهست». مرتضی گفت: پس باید چی بگم؟ گفتم: باهاس بگی: یه تکه کاغذه آقای دکتر که روش مرکب ریخته. بعد دکتر یک کاغذ دیگه رو برمیداره دوباره مرکب و غیره. ازت میپرسه «حالا چی میگی؟ گفت: یک تکه کاغذ و … گفتم: دِ نه دِ حالا باید بگی: این یه پروانهس آقای دکتر. مرتضی گفت: آخه چرا؟ گفتم: واسه اینکه کاغذ دوم عینهو پروانه س. مرتضی پرسید: تو اینهارو از کجا می دونی؟» (همان،۱۳۸۸ب: ۱۰۴-۱۰۳). در این سالها کوچکترین حرکتی از جانب ساواک کنترل میشود. مردم در شرایط حاد سیاسی به سر میبرند.«همین طور داشتیم پاهای مردم را نگاه میکردیم و حرف میزدیم و تاکسیها میرفتند، میآمدند، که یک جِمس کنار ما ترمز کرد. دو نفر پیاده شده رفتند توی عرق فروشی. وقتی که بیرون آمدند، بازوهای مردی را گرفته بودند که صورتش سفیدی یک بشقاب پلو را داشت و با هر دو دستش یک کلاه شاپو را روی سینهاش گرفته بود. سوارجِمس شدند و رفتند». (همان،۱۳۸۸ب: ۱۰۴). فشار ساواک روی مردم و شکنجههای مختلف باعث میشود بسیاری زیر فشار شکنجهها تحمل نیاورند و به همه چیز اعتراف کنند«من که همه چیز را گفته بودم، امضا کرده بودم نه؟ کُد همه اسمها را نوشته بودم، دیگر چرا ولم نمیکردند » (نجدی، ۱۳۸۷، ۱۴۵). ۴-۲-۴-۳-زندان و زندانیان سیاسی:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شوهر آهو و هما، پدر کلارا، بهرام، بیژن و مهدی، دایی عیسو، برادر خوانده و دوست میرزا نبی
۱- «مرد میانه بالا و سیاه چرده ای دیده می شد که پالتو خاکستری رنگ از جنس برک خراسان به تن داشت. پیشانیش بلند و هموار، ابروهایش پر پشت و چشم هایش گیرنده و نافذ بود. در چهره اندکی لاغر و کشیده اش، با خطوط عمیق و کاملی که داشت، زیرکی نیرومندی خوانده می شد که قبل از آنکه خشک و کاسبکارانه باشد مردانه و مهربان بود. موهای سفید صورت و سرش تا آن جا که از زیر کلاه تازه باب شده شاپو، نمایان بود بر سیاه می چربید. دکمه های پالتوش با بیقیدی لوطی واری باز بود و از زیر آن کت و شلوار قهوه ای راه راه، جلیقه و حتی بند ساعت جیبی اش به چشم می خورد.» (افغانی،۱۳۴۵: ۳) ۲- «دندانهای او مصنوعی اما تبسمش گرم و گرمی بخش و حقیقی بود صمیمیتی که بعد از گذشت پنجاه سال هنوز قوس صعودی خود را طی می کرد. فک ها و چانه اش مردانه، خوش طرح، صاف و در حالت تراشیده از لحاظ یک زن تا اندازه ای هوس انگیز بود. موهای سرش را هر هفته رنگ می گذاشت و زعفرانی می کرد. صورتش را یکروز در میان از ته می زد. می کوشید کمر خود را، که گاه در زیر بار عمر لرزشی می نمود، راست نگه دارد تا حتی الامکان جوان و نیرومند نمود کند.» (همان:۶۲۵) در رمان نویسنده با صراحت و با یاری گرفتن از شرح و توضیح مستقیم به خواننده می گوید که خصوصیات ظاهری میران چیست. با مقایسه دو توصیف نویسنده در صفحه ۳ و ۶۲۵ می توان به دگرگونی و تحولات وی در طول رمان پی برد. در توصیف اول نویسنده یک شخصیت لوطی نیمه بازاری و جا افتاده را نشان می دهد. در توصیف دوم خواننده شاهد شخصیتی است متجدد که سعی می کند خود را جوان تر از آنچه هست نشان دهد.
میران پویا ترین و گسترش یابنده ترین شخصیت رمان است. نویسنده کوچکترین تغییر شخصیتی وی را نشان می دهد . مثال: میران با تمام وجود عاشق خانواده و خواهان سعادت آن هاست: «این بچه ها غم و شادی او بودند، مایه زندگی و امید او بودند، غبار خستگی روزانه را از پیشانی اش می زدودند …. از این اندیشه خالی نبود که علاوه بر بچه ها حتی زنش را نیز دوست داشت.» (افغانی،۱۳۴۵: میران نسبت به خانواده بی اعتناست: «نه تنها به آهو، به بچه ها نیز چندان التفاتی نداشت. در چشمانش گاهی همه فروغ پدری رخت بر می بست و فرو می مرد و این همان چشمانی بود که از دیدار هما نور می گرفت و به وجد می آمد. » (همان: ۳۵۱) تغییر و تحول میران از نگاه میرزا نبی و آهو: «مالت رفت، به قول خودت عزت و آبرو، نماز و روزه، هستی و نیستی ات رفت، دوستانت از دورت پاشیده شدند، خودت را آلوده کردی و حالا با این هر دم خیالها همینت مانده که بچه هایت را آواره شهرها بکنی!» (همان:۸۴۴) «جادوی این پتیاره، علاقه به زندگی، نظم و نزاکت، وجدان و اراده، حیثیت و همه چیز او را بلعیده است (همان:۸۴۸)
اخلاق میران پیش از حادثه: شاکر، فهمیده، با ابتکار، بی غرض، دلسوز، فداکار، خوش مشرب، پاک چشم و بی نظر، مومن، خوش قلب با نزاکت، آرام، ملاحظه کار، احترام به دیگران آمیخته به صمیمیت و یکرنگی، احترام به زن با بذله گویی و خوش مشربی، شوخ، نکته سنج، زنده دل، مهربان، ارزش و احترام گذاشتن به زنان مطیع، احترام به زنان با حجب و حیا، بیزار از سبکسری، شلختگی، خنده جلف ، نیک پندار، صفای باطن، نوع دوست، بخشنده، بیزار از شراب نوشی، نیکوکار، با پشتکار و فعال، کم توقع، با جربزه، موقع شناس، تیز، چاچولباز و پشت هم انداز نیست، عاقل، ملایم طبع، سازگار، بی ریا، خراج بود اما بی حساب و کتاب نبود، بی پروا، بزرگوار، با حرمت، متین و سنگین، صفای اخلاق، بلند نظر، بلند طبع، با گذشت، خودخواه نیست، با وفا، رفیق دوست، مهماندوست، فروتن، تودار، مسئولیت پذیر در برابر زن و بچه هایش، عاشق خانواده، خوش خلق نسبت به خانواده، وارسته، درستکار، امانت دار، خوش قول، جوانمرد، ساده دل، یکرو، بلند همت، چشم و دل سیر و بی نیاز، خود رای و در پاره ای موارد لجوج بود، خیرخواه بی توقع، حلال خور، در لحظات معمولی نرم و دمدمی، دهن بین و باری به هر جهت بود در لحظات بحرانی، یکدنده، نازک بین و کج تاب بود. ترقی خواه. اخلاق میران پس از حادثه: شراب خوار، خونسرد و بی توجه به زن بزرگ و بچه هایش، بی وفا و پیمان شکن نسبت به زن بزرگش، بی انصاف و بی صفت در برابر زن و بچه، بی غیرت، خودخواه و خودکامه، هوس باز، کج خلق نسبت به خانواده، بی اعتنا به امور تربیتی و اخلاق بچه ها، خشن نسبت به زن بزرگش، انزوا جو و سرخورده، بی قید، بی مسئولیت، عزت و آبرویش از بین رفته است، ترک نماز و روزه کرده است، اهل معاشرت نیست بی علاقه به زندگی و انجام کار خیر، بی نظم و برنامه در زندگی، خراج و بدون حساب و کتاب، بی اراده، بی هدف، بی وجدان، بی علاقه به کار و تلاش، تجدد طلب، ناسپاس، جفاپیشه. نویسنده بر خصوصیات اخلاقی میران بسیار تأکید دارد و تغییر و تحول شخصیت را از خلال خلق و خوی او به خواننده نشان می دهد زیراشخصیت اخلاقی میران با پیرنگ ،موضوع و درونمایه و دیگر عناصر داستان ارتباطی تنگاتنگ دارد و از سوی دیگر شوهر آهو خانم یک رمان دراماتیک و هدف نویسنده نشان دادن خصلت و طبیعت شخصیت هاست. نوبسنده برای توصیف خلق و خوی شخصیت از سه شیوه استفاده می کند:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۱-توصیف و توضیح مستقیم: در این شیوه نویسنده از زبان خود یا از زبان یکی از شخصیت های داستان ، خصوصیات اخلاقی سیدمیران را به خواننده نشان می دهد. ۲-توصیف به یاری گفت و گو: در این شیوه نویسنده با به حرف واداشتن سیدمیران خصوصیات اخلاقی او را به خواننده نشان می دهد. ۳-توصیف به یاری حوادث داستان: در این شیوه نویسنده با نشان دادن اعمال و رفتار سید میرا ن در حوادث داستان، خواننده را با خصوصیات اخلاقی سید میران آشنا می کند. مثال: از زبان هما: «در این مرد ذخایر بی پایانی از شخصیت، بزرگواری و جوانمردی حقیقی دیده ام که قادر به بروز احساسات عشقی خود می باشد. او هرگز لبخند مهمان نوازش از گوشه لب و دست گشاده اش از کیسه کوتاه نشده است، پاکدلی، خوشخلقی، وارستگی، بی نیازی، اینهاست آن زیورهای اخلاقی میران، او دارای روح بزرگی است.» (افغانی،۱۳۴۵: ۵۲۷) از زبان خود میران: «مرضی است که من به آن مبتلا شده ام. سستی اراده، یک ضعف اخلاقی و گریز از واقعیت زندگی، دیوانگی یا زن پرستی خارج از قاعده و به هر حال وضع من سوخته و زار چنین است که می بینی و هست. مانند آن دائم الخمری که هر چه بیشتر می نوشد عادتش کشنده تر می شود. عشق عوض آنکه سیرابم کند تشنه ام می کند. برای من ریاضتی شده است که جسم و جان و هستی و نیستی ام را می کاهد اما از آن لذّت می برم.» (همان:۶۸۰) توضیح نویسنده: «سواد نداشت، موقع شناس و باهوش بود. چاچولباز و پشت هم انداز نبود، برش و پشتکار داشت. زیر و بالا و ته و توی رشته خود را زودتر از آن شناخت که باید بشناسد. با نرمش و سهولتی دلپسند که از موذیگری و پست نهادی خالی بود کارها را قبضه می کرد. رفتار صمیمانه و بی ریایش با زیر دست و بالا دست و همکار، هر یک به فراخور حال خود، چنان بود که همه را از خود راضی نگه می داشت.» (افغانی،۱۳۴۵: ۶۲)
در گفتگوهایی که میران با دیگر شخصیت های داستان دارد خصوصیات اخلاقی وی آشکار می شود. میران نوع دوست و بخشنده است: «خوب، خوب، امشب یا فردا صبح بیست من دیگر به شما خواهم داد. زغال شما که تمام نشده است، هان؟ این بار که می آیی نان بگیری ظرفی همراه بیاور و بده به سلیمان، تا هر وقت آرد خوب و نرمی از آسیاب آورند دو سه من به شما بدهد، شاید برای رشته یا چیزهای دیگر لازم داشته باشید.» (افغانی،۱۳۴۵ :۳۵) میران دلسوز، خیرخواه و خوش قلب است: «باشد ، باشد، من غلام شما هستم. به خدا توکّل می کنیم که کارساز همه بندگان است. هوا ادعائی داشته باشند یقین بدان که جان و شرف شما را از گرو آن ها بیرون خواهم آورد. » (همان:۱۱۴) میران مسئولیت پذیر، فعال و با پشتکار و اراده است: «می خواهم به خانه یاور رئیس امور اداری تیپ بروم، یک هفته است قصدش را دارم و فرصت نمی کنم. به علاوه باید سری هم به دکان بزنم، شگرد دوم بار امروز پایین نیامده است، سلیمان را به آسیاب فرستاده ام، نمی دانم بر خواهد گشت یا نه. » (همان:۴۸)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سال
ضریب جینی
۱۳۵۶
۵۱۴/۰
۱۳۷۳
۴۲۴/۰
۱۳۵۷
۵۱۳/۰
۱۳۷۴
۴۲۷/۰
۱۳۵۸
۵۱۲/۰
۱۳۷۸
۴۲/۰
۱۳۶۷
۴۳۸/۰
۱۳۷۹
۴۳/۰
۱۳۶۸
۴۳۷/۰
۱۳۸۰
۴۲۵/۰
۱۳۷۲
۴۲۵/۰
۱۳۸۱
۴۲/۰
مقایسه سهم دهک های مختلف از کل هزینه ها در برنامه سوم توسعه، نشان می دهد که در طول این برنامه (که درآمد نفت روند کاهشی نداشته است) فاصله طبقاتی افزایش یافته است. در فاصله سال های ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۲ سهم ۴۰% فقیرترین مردم درجامعۀ شهری از هزینه کل، از ۰۹/۱۳ درصد به ۱/۱۲ درصد کاهش یافته است.[۲۴۶] کاهش سهم طبقات پایین در شرایطی صورت گرفته که درآمد نفت از ۴/۴۴۱۷۰ میلیارد ریال در سال ۱۳۷۸ به ۵/۵۹۴۴۸ میلیارد ریال در سال ۱۳۷۹ افزایش یافته و تا سال ۱۳۸۲ این روند ادامه داشته است بطوری که در این سال ها درآمد نفت کاهش نیافته و در سال ۱۳۸۲ به ۹/۱۲۸۱۵۳ میلیارد ریال رسیده است.[۲۴۷] بنابراین افزایش درآمد نفت نه تنها نابرابری میان طبقات اجتماعی را از بین نبرده بلکه به تشدید آن دامن زده است البته در دوره های کاهش درآمد نفت نیز نابرابری ها (اگرچه با شدت کمتر) ادامه داشته است، به عنوان مثال در سال ۱۳۷۷ که درآمد نفت نسبت به سال های قبل از آن به شدت کاهش یافته ، باز هم نابرابری استمرار یافته است. براساس گزارش توسعه انسانی سازمان ملل در سال ۱۹۹۸ (۱۳۷۷) ۱۰% فقیرترین مردم ایران فقط ۲% از درآمد یا مصرف را به خود اختصاص داده بودند، این رقم برای ۲۰% فقیرترین مردم، ۱/۵ و برای ۲۰% ثروتمندترین (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
دومین بعد اثرگذاری نفت و درآمدهای آن بر نابرابری، تشدید نابرابری میان سطح زندگی ش معنای افزایش قدرت خرید شهرنشینان و کاهش قدرت خرید ساکنان روستاها می باشد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سایه طرح های محرومیت زدایی و فعالیتهای عمرانی جهاد سازندگی در روستاها این فاصله تا پرداخت مالیات، خدمات عمومی مورد نیاز خود را از دولت مطالبه می کنند اما در اقتصاد نفتی درآمدهای نفت یا به عبارت بهتر رانت نفت مستقیماً به دولت تحویل داده می شود و دولت اختصاص اعتبارات به مناطق مختلف را نوعی هبه می داند. ممکن است تصور شود محرومیت برخی استانها ناشی از شرایط جغرافیایی و فقدان منابع در این استان هاست و درصورت نبود نفت، وضع آنها بدتر خواهد بود. در پاسخ باید گفت برحسب اتفاق تعدادی از استانهای محروم بیشترین میزان منابع را دارند به عنوان مثال خوزستان علاوه بر هرنشینان و روستانشینان است. چنانکه قبلاً اشاره شد، نفت عامل پیدایش پدیدۀ نامطلوبی به نام بیماری هلندی است. در نتیجۀ بروز این پدیده بخش های مولد اقتصادی ازجمله کشاورزی، دچار رکود گردیده و بخش خدمات (غیرمولد) رونق می گیرد. ازآنجاکه بخش خدمات در شهرها متمرکز است این امر موجب نامتعادل شدن اوضاع به زیان روستاها می گردد. براساس ارقام جدول شماره ۲۵، میزان مصرف شهر و روستا در سال ۱۳۴۱ تقریباً برابر بوده است. اما در سال ۱۳۵۶ (بعد از رونق درآمد نفت) مصرف شهری به سه برابر مصرف روستایی افزایش یافته است. جدول شماره ۲۵، توزیع هزینه های مصرفی بین بخشهای مختلف در سالهای ۱۳۴۱ تا۱۳۵۶ ( به هزار ریال) [۲۴۸]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
باور به لزوم کنترل زن بر جسم خود بعنوان یک حق از باور به شان انسانی مستقل زن مانند مرد بر گرفته شده است. دیدگاه فریدان بر این اساس است که مادری تنها وقتی به یک عمل انسانی لذت آفرین و مسئولانه تبدیل می شود که زنان بتوانند با آگاهی و مسئولیت انسانی کامل تصمیم بگیرند مادر باشند. به نظر او این حق زن است و فقط اوست که بخواهد یا نخواهد بچه دار شود. به این ترتیب حق کنترل باروری به عنوان یک حق مدنی تلقی می شود که هیچ مرجعی نمی تواند جز خود زن در مورد آن تصمیم بگیرد بر همین اساس حق سقط جنین بعنوان یکی از حقوق مورد توجه فمینیستهای لیبرال و به بیان خود فریدان حق جوهری غایی زنان مطرح می گردد. متوقف کردن بارداری(سقط جنین ارادی) یکی از مطالبات چهارگانه نخستین کنفرانس آزادی زنان بریتانیا (۱۹۷۰) بر پایه این دیدگاه قرار داشت که زن حق تفویض ناپذیری بر تن خود دارد. مساله سقط جنین به دلایل مختلف در نظریه و سیاست فمینیستی جایگاه محوری دارد. از نظر آنها جلوگیری از سقط جنین و نظارت بر آن بخشی از ایدئولوژی جنسی در نظام مرد سالاری سرمایه دارانه است که معنای خانواده و مادری به آن وابسته است. سقط جنین را نمی توان جدا از قدرت اقتصادی، قدرت دولتی و بی قدرتی زنان در نظر گرفت. نظریه های فمینیستی درباره سقط جنین متعدد و تا حدودی پیچیده اند. بحث اخلاقی-فمینیستی درباره سقط جنین شامل استدلالهایی است در دفاع از اختیار یافتن بر تن خود و فاعل مختار شمردن زنان، اما در عین حال بسیاری از فمینیست ها، مانند سایر زنان مشتاق بارداری اند و بارداری مساله مربوط به حقوق جنین و شخصی بودن آنرا در پی دارد(هام و گمبل، ۱۳۸۲،ص۲۲). نظریه سقط جنین در فمینیسم سوسیالیتی بر پایه این دو اصل قرار دارد: «اختیار تن خود را داشتن و تصمیم گیرنده بودن»، چرا که تولید مثل بیشترین تاثیر را بر زنان می گذارد. این نظریه نیازهای مشخص فردی و اجتماعی را لحاظ می کند. فمینیست های فرهنگی استدلال می کنند که منع سقط جنین بخشی از نهادینه کردن مادری است. حق زنان برای انتخاب از حیث سیاسی و نیز فردی مهم وحاوی معنا و چیزی بیش از نبرد بر سر حقوق است. در واقع بحث فمینیست ها این است که حقوق رایج دقیقا به این دلیل که هر گونه منطق بر خواسته از نیاز را نادیده می گیرد حافظ قدرت مردسالاری است. تمامی فمینیست ها معتقدند که سقط جنین بخشی از یک مبارزه تاریخی به مراتب گسترده تر و متضمن معنی خانواده، مادری و احساس جنسی است.
 استلابراون، فمینیست انگلیسی در دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ درمورد سقط جنین وکنترل بر زادو ولد نوشت و در این راه مبارزه کرد. نقد او درباره حقوق تولید مثل زنان بر فمینیست سوسیالیستی معاصر تاثیر گذاشت. جولیت میچل در جایگاه طبقاتی زن(۱۹۷۱) می گوید: جلوگیری از آبستنی یک نوآوری است که اهمیت تاریخی و جهانی دارد. نظریه پردازان فمینیست مدعی اند در علوم، جلوگیری از آبستنی به دلایل انسانی مطرح نبوده و بیشتر بر استفاده از روش های پیشگیری از سوی زنان متمرکز شده است. این امر به دلیل سلطه مردان بر علوم است که باعث می شود دانشمندان به مشکلاتی بپردازند که با پیشداوری مردانه انتخاب و تعریف شده اند. از نظر آنها« قوانین مربوط به جلوگیری از آبستنی و سقط جنین یکی از رشته های پیوند با نهاد مادری است یعنی اعمال فشار بر زنان با ابزار قانونی و فرا قانونی و در قرن بیستم جلوگیری از آبستنی بیش از آنکه بصورت ابزاری برای آزاد سازی زنان مطرح شود به منظور کنترل رشد جمعیت مورد تاکید قرار گرفت. با اینحال همواره مسئولیت پیشگیری بر عهده زنان بود»(مشیرزاده،۱۳۸۲،ص۷۵). در میان نظریه های فوق از نظریه آزادی اراده و نظریه های فمینیستی مبتنی بر کنترل بربدن برای تبیین یافته های تحقیق که طی مصاحبه های عمیق بدست می آید استفاده می شود تا به شناخت جدیدی از پدیده سقط جنین های ارادی زنان نائل شویم . ۱-۳- روش شناسی در این پایان نامه از روش کیفی برای توصیف تجربه سقط جنین های ارادی زنان استفاده شده است. با توجه به آنکه اطلاعات بسیار کمی از داده های کمی مانند داده هایDHS ( سیمای سلامت خانواده و جمعیت) در توصیف سقط جنین های ارادی بدست می آید به کمک یکی از روش های تحقیق کیفی یعنی پژوهش پدیدار شناسانه، محقق سعی می کند به توصیف سقط جنین های ارادی با بهره گرفتن از ابزار مصاحبه با کسانی که تجربه این مساله را دارند بپردازد. در مصاحبه عمیق سعی در مطالعه ای ژرفانگر و توصیفی از سقط جنین های ارادی زنان می شود. درروش تحقیق کیفی مانند سایر روش های تحقیق، بر ماهیت فعال انسان تاکید می شود. وقتی محقق انسان را کنشگری فعال و هوشیار بداند که قادر است بر ساخت های اجتماعی بیرونی و نیز حالات ذهنی و درونی خود مسلط شود و اعتقاد داشته باشد دنیای اجتماعی و همچنین ساختارهای اجتماعی از طریق کنش انسانی شکل می گیرد، در نتیجه به فرایندهای ذهنی-اجتماعی بعنوان یک مفهوم محوری می نگرد. چنین دیدگاهی برای نگرش افرادی که مورد تحقیق قرار می گیرند ارزش خاصی قائل می شود. به همین دلیل محقق می کوشد تا با ایجاد رابطه ای متقابل و با حوصله تمام، لایه های سطحی و تصنعی را از روی رفتارهای گفتاری و غیر گفتاری آنها کنار بزند و دریابد که واقعا چگونه می اندیشند و به این ترتیب ابزار جمع آوری اطلاعات نیز در همین راستا معین میگردد (ذکایی،۱۳۸۱،ص ۴۳). ۲-۳- فنون جمع آوری داده داده های کیفی از نظر مییریام (۲۰۰۱)، چیزی بیش از بسته های منظم و قطعات اطلاعات دریافت شده از محیط نیست. داده های کیفی شامل جملات مستقیم از مردم درباره تجربه ها، دیدگاه ها، احساسات و مشاهده و اسناد جمع آوری می شود. مهمترین فنونی که نویسندگان مختلف به آنها اشاره کرده اند، عبارتند از : مصاحبه های عمیق ساختار یافته، نیمه ساختار یافته و غیر ساختار یافته و مشاهده .در زیر فنونی که در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است تشریح می شود: ۱-۲-۳-مصاحبه عمیق(جامع) در میان فنون جمع آوری داده ها در تحقیقات کیفی مصاحبه عمومی ترین شکل جمع آوری دادهها در تحقیقات کیفی است که اغلب منبع اصلی مورد نیاز در داده های کیفی برای فهم پدیده های مورد مطالعه است. در تحقیق حاضر برای جمع آوری اطلاعات از ابزار مصاحبه عمیق استفاده شده است. در مصاحبه جامع پژوهشگر برای کشف مقصود مورد پژوهش در پی چند موضوع اصلی بر می آید، ضمن آنکه به چارچوب و ساختار عقاید پاسخ دهنده احترام می گذارد. در واقع این پایه و اساس روش تحقیق کیفی را تعیین می کند، یعنی دیدگاهی که افراد یا جامعه مورد تحقیق درباره پدیده مورد نظر دارند باید نشان دهنده دیدگاه آنان باشد نه دیدگاه پژوهشگر. مهمترین جنبه مصاحبه مبتنی بر نگرش پذیرش است یعنی اطلاعاتی که فرد یا جامعه مورد تحقیق به پژوهشگر می دهد ارزشمند ومفید تلقی می شود(مارشال،راس من،۱۹۹۸،ص۱۱۲). در مصاحبه عمیق دیدگاه های شخصی عنصری معتبر و شاید حتی عنصر اساسی هر نوع تلاش منظم برای شناخت جهان است. هدف این تحقیق به میدان آوردن زنان است. پی بردن به اینکه چه چیزی نادیده گرفته شده است و آشکار کردن اختلاف زندگی واقعی زنان و مکانیسم هایی که بسیاری از این زندگی ها را نامرئی ساخته است. یکی از روش های کلیدی این کار شامل کار روی اظهارات زنان بوسیله روشی چون مصاحبه عمیق است. هدف تعهد به درک زنان و مسائل مورد توجه آنهاست(دی والت،۱۹۹۵،ص۳۶). ۲-۲-۳- استراتژیهایی برای مصاحبه و تحلیل گفت و شنود از دید زنان در دیدگاه اسمیت[۱۳] درک از معنای گفت و شنود بعنوان زن مبتنی بر مفهوم دیدگاه زنان است، این رویکرد متضمن آن نیست که همه زنان دیدگاه یا موضع واحد مشترکی دارند بلکه تاکید بر اهمیت دنبال کردن استلزامات موقعیت های متفاوت زنان و دیگران در فعالیت هایی است که بطور اجتماعی نظم یافته اند(دی والت،۱۹۹۵ص ۷۲). از دید اسمیت به جای تکیه بر مفهوم از پیش تعیین شده ما به توصیفی که زنان از یک پدیده ارائه می دهند، تکیه می کنیم. داروتی اسمیت معتقد است وقتی مصاحبه بدین صورت باشد، در می یابیم که در گفتگو پای سازمان اجتماعی در میان است و می توانیم گفت و گو را برای سرنخ های روابط اجتماعی بکاویم(همان،ص۸۰). اسپندر درباره ویژگیهای گفت وگوی زنان بر اهمیت گوش کردن تاکید دارد و زنان برای درک همدیگر با هم بهتر کنار می آیند و این نقطه نظرات برای مصاحبه زن با زن مناسبت دارد، وقتی که زن با زن مصاحبه می کند هم پژوهشگر و هم مصاحبه شونده بر اساس درکشان از مصاحبه عمل می کند و هر دو از قواعد قرین با نقش های مربوط به خود تبعیت می کند و برای استفاده از مصاحبه بعنوان شیوه پژوهش آمادگی بهتری دارند و در پروژه معناسازی با همدیگر همکاری می کنند. زبان با وجود آنکه مانعی بر سر راه بیان زنان است منبعی است که باید بکار گرفت. برای اکثر زنان کاملا سخت تر از مردان است که در معرض گفت و گو قرار گیرند و این امر هم در مورد زنانی که موضوع پژوهش ما هستند صدق می کند و هم در مورد خود ما پژوهشگران در جائی که درباره کارمان می نویسیم و صحبت می کنیم(همان،ص۷۵). از آنجا که روش مورد استفاده دراین تحقیق، روش پدیدارشناسانه است و گستره جمع آوری اطلاعات در آن استفاده از مصاحبه می باشد، بنابراین لازم است که به توضیح روش پدیدار شناسی بپردازیم. ۳-۳-مطالعه پدیدارشناسانه یکی از طبقات پارادایم تفسیری، پدیدار شناسی است که توجه اصلی آن شناخت تجربه ذهنی افراد است. تاکید این پارادایم بر این است که جهان اجتماعی چیزی بیش از ساخته ذهنی یکایک انسانها نیست که از طریق ایجاد و بکارگیری زبان مشترک و تعاملات زندگی روزمره ممکن است یک جهان اجتماعی را با معنای مشترک میان ذهنی ایجاد کنند و تداوم بخشد (بوریل و مورگان، ۱۳۸۳، ص ۳۵۱). پژوهش پدیدارشناسانه تجربه درونی و کیفی است که مکمل روش سنتی و کمّی نگر است. پدیدار شناسی ریشه در نهضت فلسفی دارد که ادموند هوسرل آن را آغاز کرد. او بر این باور بود که نقطه شروع دانش تجربه درونی فرد از پدیده هاست که عبارت از: احساسها، ادراکها و تصورهایی که به هنگام متمرکز کردن توجه بر یک شی در آگاهی[۱۴] آشکار می شود (گال و بورگ و گال، ۱۳۸۳،صص ۱۰۴۸-۱۰۴۷). پژوهش پدیدارشناختی معنای تجربیات زیسته[۱۵] چندین نفر از یک مفهوم یا پدیدار را شرح می دهد. پدیدارشناس ساختارهای آگاهی در تجربیات آدمی را شرح می دهد ( کرسول،۱۹۹۸،ص۲۹). خلاصه ای از مهمترین مسائل اجرائی که در پدیدار شناسی با آنها مواجهیم، عبارتند از: – اپوخه: مفهومی محوری که طی آن محقق برای فهم پدیده مورد بررسی خود بر اساس گفته های منابع اطلاعاتی اش،آراء از پیش پذیرفته خود را در پرانتز می گذارد. – محقق سوالات تحقیقی خود را تدوین می کند که معنای آن تجربه برای افراد مورد بررسی را می کاود و از آنها می خواهد که تجربه های زیسته روزمره شان را شرح دهند. – سپس محقق اقدام به جمع آوری داده ها از افرادی که پدیده مورد بررسی را تجربه کرده اند، می کند. این اطلاعات نوعا از طریق مصاحبه با افراد بدست می آید. به هنگام مطالعه گزارش تحقیق باید این احساس به خواننده دست بدهد که حالا بهتر می فهمم که داشتن چنین تجربه ای یعنی چه؟(همان،ص۳۲-۳۳). از نظر موستاکاس(۱۹۹۴)، تعیین حقیقت پدیده ها با ادراک و فهم پدیده ها آغاز می شود. ابتدا محقق باید به معنایی که تجربه مورد نظر برای خود او دارد بیاندیشد، سپس باید به سراغ دیگران برود،کسانی که مورد مصاحبه قرار گرفته اند و اعتبار میان ذهنی را تعیین کند، آزمون این فهم با فهم دیگران از طریق یک تعامل اجتماعی رفت و برگشتی ممکن است(همان،ص۱۱۹). بر اساس مطالعات داکوسنه[۱۶] تعیین اینکه یک تجربه چه معنایی برای فردی که آن را تجربه کرده و قادر به توصیف کامل آن است، از توصیفات منفرد، معانی عام یا کلی یا به عبارت دیگر جوهر ساختار آن تجربه،ساخته می شود(کرسول،۱۹۹۸ ص ۳۱). تمامی مطالعات کیفی متاثر از پیش فرض فلسفی اند. علاوه بر این پیش فرض ها ممکن است که محقق از دیدگاههایی ایدئولوژیکی برای نشان دادن ضرورت توجه به نیازهای مردم و عمل اجتماعی استفاده کند . مثلا برای زنان که با مسائل جنسیتی روبرو هستند رویکرد فمینیستی اتخاذ کند. این دغدغه ها ممکن است بازتابی باشد از احساس نیازی صادقانه به ترویج عمل اجتماعی،به گوش رساندن صدای انسانهای ستم دیده و به حاشیه رانده شده، کندوکاو در مسائل جنسیتی که به سلطه ستم بر زنان منجر شده است یا ایجاد تغییر کلی در جامعه، استفاده از این دیدگاه ها می تواند برای مطالعه گروه های خاص چون اقلیت های به حاشیه رانده شده،گروه های تحت ستم و یا مردم کوچه و خیابان که صدایشان به جایی نمی رسد، ایده ال باشد(کرسول،۱۹۹۸،ص۵۳). به عقیده استوارت(۱۹۹۴) ضروری است که محققان بدنبال چیزهایی باشند که در نوشته ها نادیده گرفته شده و به مطالعه زندگی و مسائل زنان بپردازند. مسائلی چون،هویت فردی، نقش های جنسی، فعالیت به نفع سقط جنین و شیوه مبارزه زنان با کاهش ارزش اجتماعی شان و بی قدرتی در خانواده است و اهمیت مطالعه رابطه قدرت و موقعیت اجتماعی فرد و چگونگی تاثیرگذاری آنها بر زنان را مورد تاکید قرار می دهد(همان،صص ۵۹-۵۸). موضوع غالب در نوشته های فمینیستی سلطه است البته نه واسطه ای، بلکه سلطه جنسیتی در جامعه پدر سالار. محققان فمینیست جنسیت را بنیادی ترین اصل سازمان بخش و تعیین کننده شرایط زندگی شان می دانند. فمینیست ها سولاتی را مطرح می کنند که به محوریت جنسیت در شکل گرفتن آگاهیها[۱۷]مربوط می شود. هدف تحقیق ایدئولوژیک اصلاح رویت ناپذیری تجربه زنانه به نحوی است که به نابرابری زنان خاتمه دهد. پدیدارشناسی پیش از هر تفسیر و نظریه مبنی بر این فرض است که تجربیات بشری برای صاحبانش معنایی دارند و فهم عینیت[۱۸] به واسطه تجربه ذهنی میسر می شود. ضمن آنکه خصایص ویژگیهای یک تجربه ساختاری و ذاتی آنند و ساخته و پرداخته یک ناظر بیرونی نیست. در این تحقیق محقق در جستجوی آنست که اعتقاد آدمی را به وجود جهان واقعی از دیدگاه خودش یعنی از دیدگاه تامل پدیده شناسی برای درک معنای آن بررسی و تحلیل کند. برای آگاهی از یک تجربه مثلا تجربه سقط جنین زنان، ادراک آن در درون یک میدان ادراکی، رابطه آگاهی با مدرکانش برای کلیه صور آگاهی، یعنی یادآوریها و تخیل ها و خاطرات و …نیز صادق است. در مورد موضوعات فقط یک نحوه برگشتن به سوی آنها وجود دارد که همان ادراک آنهاست یعنی بازگشت به آنها که فی نفسه همان مشاهده و ادراک آنهاست. در این میان محقق داوری در مورد اینکه چه چیزی واقعی است( نگرش طبیعی)، تا زمانی که بر شالودهای مطمئن تری استوار نشده به حالت تعلیق در می آورد. درک رفتارهای دیگران توسط بدن و رفتارهای ارگانیسم او که در جهان خارجی صورت میگیرد با روش پدیدارشناسی ممکن است. در دیدگاه فمینیستی کنترل بر بدن، زنان به عنوان مالک خصوصی بدن خود نگریسته می شوند که تصمیمات باروری و غیره، بر بدن خود را بعهده دارند و در دیدگاه پدیدار شناسی به تقویم بدن اشاره می شود: اینکه در میان اجسام طبیعت آنچه اختصاصا متعلق به فرد است و با دسته ای از ادراکات برخورد می کند که آشکارا تحت کنترل بی واسطه من قرار می گیرد نه فقط جسم که انداموار یا بدن است و معنی پدیده شناسی آن اینست که یگانه جسمی است که بی واسطه بر آن و اندام هایش تسلط دارد و بدن از همه چیز به فرد برای احساس و ادراک نزدیک تر است. در نتیجه درک رفتارهای دیگران توسط بدن و رفتارهای ارگانیسم او که در جهان خارجی صورت می گیرد ممکن می شود و واقعیت یک عین به شکل تفکیک ناپذیری به آگاهی فرد نسبت به آن مربوط می شود. در تحقیق حاضر با شناخت واقعیات تجربه زنان از سقط جنین دیدگاه زنان در تصمیم گیری هایشان راجع به بدنشان در رابطه با سقط جنین مشخص می شود و ابعاد پنهان و به حاشیه رانده شده سقط جنین زنان آشکار می شود. ۴-۳- جامعه آماری و نمونه مورد بررسی در این تحقیق جامعه آماری مورد نظر را بصورت هدفمند از میان زنان شوهرداری که تجربه سقط جنین ارادی داشته اند و در تهران ساکن بوده اند، انتخاب کردیم و براساس میزان سن، تحصیلات و نوع طبقه درآمدی ، نمونه ما از تیپ های متفاوت برخوردارمی باشد. متغیرها به تفکیک گروه های درآمدی ارائه شده اند تا تفاوت زنان در طبقات درآمدی مختلف مشخص شود چرا که سقط جنین های ناایمن معضلی طبقاتی محسوب می شود. نمونه تحقیق نیز ۲۶ نفر از زنانی می باشند که ۲۰ نفر از آنان بطور تصادفی و ۶ نفر نیز با روش گلوله برفی[۱۹] انتخاب شده اند. نمونه تصادفی شامل زنانی است که به یک مطب مامایی و مرکز بهداشت امیرالمومنین شهرستان رباط کریم از توابع استان تهران وبیمارستانهای شریعتی و امام خمینی و هدایت تهران در زمان مصاحبه( طی ماه های مهر، آبان و آذر ۱۳۸۵)، مورد مصاحبه قرار گرفته و طی تحقیق و پرسش از آنها مشخص شده که سابقه سقط ارادی داشته اند. نمونه هایی که با روش گلوله برفی انتخاب شده اند شامل تعدادی از زنان ساکن تهران می باشد که سابقه سقط ارادی داشته اند و محقق طی تحقیق و پرس و جو ، موفق به مصاحبه با آنان شده است. ۵-۳- متغیر های مورد بررسی در تحقیق حاضر به دنبال پاسخگویی به سوالات زیر می باشیم: ۱- سوالات زمینه ای – سن – محل تولد – محل سکونت – سطح تحصیلات – مذهب: مذهبی بودن( رعایت حجاب اسلامی، خواندن نماز روزانه، گرفتن روزه ماه رمضان)، مذهبی نبودن. – تعداد فرزند و جنسیت شان – وضعیت اشتغال – در صورت شاغل بودن نوع شغل – درآود ماهیانه زن – درآمد ماهیانه شوهر – نوع واحد مسکونی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول ۴-۶. آزمون همگنی واریانس های لوین ۹۷ جدول ۴-۷. آزمون اثر پیلایی مقیاس تکانشگری ۹۷ جدول ۴-۸. نتایج آزمون تحلیل واریانس چند متغیری سه گروه در مقیاس تکانشگری ۹۸ جدول ۴-۹. آزمون همگنی واریانس هاس لوین ۹۹ جدول ۴-۱۰. نتایح تحلیل واریانس سه گروه بی سرپرست .بدسرپرست و عادی در مقیاس اختلال رفتاری ۹۹ جدول ۴-۱۱. آزمون تعقیبی شفه در مقیاس اختلال رفتاری ۱۰۰ فصل اول مقدمه ۱-۱ کلیات خانواده به عنوان یک گام مهم، اهمیت ویژهای در دوران مختلف رشد، بویژه دوران نوجوانی جلوهگر می کند و در صورتیکه والدین نتوانند به دلایل گوناگون از عهده رفع نیازهای کودکان و نوجوانان برآیند، تأثیرات نامطلوبی را در تداوم زندگی آنان برجای میگذارند. کودکان به دلیل تزلزل عاطفی والدین ناشی از استفاده از موادمخدر، مورد کودکآزاری جسمانی و روانی واقع میشوند و یا به دلیل فقر اقتصادی توأم با آسیبهای اجتماعی والدین، فروخته و یا اجاره داده میشوند. تک سرپرستی ناشی از طلاق و یا ترک خانواده توسط یکی از والدین نیز عامل دیگری است که از مصادیق بدسرپرستی به حساب میآید. در واقع بخشی از مشکلات کودکان بیسرپرست و بدسرپرست مربوط به تجربههای سخت آنان از زندگی و کمبودهایی است که بر اثر برآورده نشدن نیازها به وجود آمده است. اختلال رفتاری،اضطراب و افسردگی بیش از سایر اختلالات رفتاری مطرح در بین نوجوانان محروم از والدین بوده است، همچنین اختلالات رفتاری دربین نوجوانان ۱۳ ساله ،نسبت به سایر گروه های سنی (۱۵، ۱۶، ۱۷)، شیوع بیشتری دارد .محرومیت از والدین برای کودکانی که در سنین پایین تری قرار دارندنسبت به کودکان بزرگ تر آسیب زاتر بوده است. لذا علی رغم کوچک سازی و تاکید بر مراکز شبه خانواده هنوز هم ما شاهد طیف های مختلف سنی ، تحصیلی و غیر تحصیلی اعم از شاغل و غیر شاغل و حتی دارای ملیت های مختلف در این مراکز هستیم.و تعاملات بین این طبقات می تواند باعث ناسازگاری و ناآرامی شود (سهرابی، ۱۳۶۹).
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
یکی از عوامل موثر در مشکلات این گروه از نوجوانان وجود شرایط پر استرس و عدم حمایت خانواده است. بر این اساس، برخی از بررسی های انجام شده محدود به بررسی رابطه بین استرس و بیماری بود. عمدتاً ضریب همبسستگی بین استرس و بیماری را بین ۲۰/۰ تا ۷۸/۰ گزارش می کردند، ولی بیشتر این همبستگی ها حدود ۳۰/۰ بود (کوباسا[۱]، ۱۹۷۹). محققان بر این باورند که استرس مستقیما به بیماری منجر نمی شود (لیپا[۲]، ۱۹۹۴). بر این اساس برخی بر این باورند که یک ارتباط عالی بین استرس و بیماری وجود دارد، و ظاهرا تجربه استرس زای مشابه می تواند اثرات مختلفی در افراد متفاوت بوجود آورد. از این رو این باور قوت گرفت که متغیرهایی وجود دارند که بین استرس و بیمار ی ها به عنوان واسطه عمل می کنند. بخش عمده ای از پژوهش های انجام شده در زمینه راهبردهای مقابله ای، صرف بررسی و یافتن تأثیر روابط اجتماعی، و نیز تعیین اثر این عوامل بر سازش افراد با شرایط جدید زندگی و تنیدگی های وابسته به این شرایطند (رایت[۳] و همکاران، ۱۹۸۵). مهارت های مقابله با استرس دارای مفهوم گسترده و مؤلفه های شناختی و رفتاری چندی است (لازاروس و فولکمن[۴]، ۱۹۸۴). سبک های مقابله[۵] به عنوان یکی از عوامل مهم میانجی بین استرس و سلامت روان در نظر گرفته می شود (وانگ[۶]، ۱۹۹۳؛ کارور[۷] و همکاران، ۱۹۹۳). این مؤلفه در عین حال یکی از مؤلفه هایی است که به طور گسترده ای در زمینه سلامت روان مورد بررسی قرار گرفته است (پاسکار[۸]، ۲۰۰۳). تمرکز پژوهش های انجام گرفته بر روی سبک های مقابله با استرس بر مشخص نمودن اشکال مؤثر و کارامد این سبک ها در برخورد با استرس می باشد (سامر فیلد و مک کار[۹]، ۲۰۰۰). درباره سبک های مقابله با استرس تعاریف بسیار زیادی ارائه شده است (لازاروس، ۱۹۸۴). تأکید همه این محققان، روی این موضوع است که واکنش به استرس در افراد مختلف متفاوت است، و همیشه این واکنش ها به کاهش استرس نمی انجامد. همه آنها برای برخورد با استرس مراحل خاصی را در نظر می گیرند. لازاروس توالی زیر را در ارتباط با مقابله با استرس ارائه می کند: دریافت تهدید ( درک تهدید)، ارزیابی توانایی برخورد با تهدید، به کارگیری شیوه ای برای برخورد با این تهدید (کوشش شناختی و رفتاری). لازاروس (۱۹۹۳) روی دو نوع سبک مقابله با استرس تأکید و تمایز قائل شد: الف- مقابله متمرکز بر مسأله، که در راستای حل مشکل یا انجام عملی است که منبع استرس را تغییر می دهد. ب- مقابله متمرکز بر هیجان، که کاهش دهنده یا اداره کننده آشفتگی عاطفی همراه با موقعیت است. شیوع اختلالات رفتاری در میان کودکانی که از خانواده محروم مانده اند، کودکانی که بر اثر عوامل و بلایای طبیعی بی سرپرست مانده یا به دلیل جدایی والدین، فقر اقتصادی، اعتیاد یا عدم کارکرد صحیح والدین در محیط های شبانه روزی زندگی می کنند، نسبت به دیگر کودکان بیشتر است (کاپلان، کرافورد و فیشل[۱۰]، ۱۹۹۸). یکی از مشکلات دیگر این کودکان تکانشگری است. تکانشگری به معنای عمل نمودن با کمترین تفکر نسبت به رفتارهای آینده یا عمل کردن بر پایه ی افکاری که مهمترین گزینه ی فرد یا دیگران نیست در نظر گرفته می شود (سوان و هولاندر[۱۱]،۲۰۰۲). تصمیم گیری مخاطره امیز اهمیت بالایی در زندگی فردی و اجتماعی فرد دارد و اختلال در این نوع تصمیم گیری هسته ی اصلی پدیده و رفتارهای تکانشی را تشکیل می دهد. رفتارهای تکانشی که در برخی از رویکردها،رفتارهای مخاطره آمیز خوانده می شود. به عملکردهایی گفته می شود که اگر چه تا اندازه ای با آسیب یا زیان های احتمالی همراهند اما امکان دستیابی به گونه ای پاداش را نیز فراهم می کنند . این رفتارها باید دارای ۳ عامل زیر باشند: برگزیدن یک گزینه از میان دو یا چند گزینه ی احتمالی، همراهی یکی از گزینه ها با پیامدهای ناگوار، روشن نبودن احتمال پیامد ناگوار در زمان رخداد رفتار(حکمی،۱۳۹۰) بنابراین در اینجا بررسی می شود که آیا کودکان بی سرپرست و بد سرپرست با دارا بودن مهارت های مقابله ای نامناسب از سطح تکانشگری و اختلالات بالایی رنج می برند یا خیر. ۱-۲ بیان مساله دختران و پسرانی که در مراکز شبانهروزی بهزیستی نگهداری میشود، معمولاً به دو دلیل «بیسرپرستی» و «بدسرپرستی» در این مراکز هستند. فرزندان بیسرپرست بهزیستی کسانی هستند که پدر یا مادر، آنان را رها کرده و یا فوت نمودهاند که اکثریت این فرزندان منسوب به خانوادههای خاصی نیستند. این کودکان معمولاً از دوران شیرخوارگی یا در یک مقطع زمانی به دلیل فوت والدین و یا رها شدن از سوی آنان به سازمان بهزیستی سپرده شدهاند. والدین فرزندان بدسرپرستی هم که در بهزیستی نگهداری میشوند، معمولاً به دلیل فقر شدید اقتصادی والدین، آسیبهای روانی و اجتماعی مانند اعتیاد، زندانی بودن والدین، بیماریهای جسمانی و یا روانی حاد، صلاحیت نگهداری فرزندانشان را ندارند. این کودکان و نوجوانان در رده افراد در معرض خطر هستند و والدین آنان غالباً در زمانی که فرزندانشان با آنان زندگی میکنند، مشکلات حاد و گاه جبرانناپذیری را برای آنان به وجود میآورند. فوت سرپرست، عدم صلاحیت سرپرست، طلاق و جدایی والدین یا عدم توانایی نگهداری آنها از جمله دلایلی است که کودکان را به عنوان کودکان بیسرپرست یا بدسرپرست معرفی میکند. این کودکان فینفسه مشکلات رفتاری و اجتماعی خاص ندارند و معلول شرایط خانوادگی و اجتماعی هستند. هدف اصلی مراکز شبه خانواده تامین کارکردهای اصلی خانواده برای کودکان ونوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست می باشد اما صرف انتقال این کودکان از محیط آسیب رسان خانواده به محیطی با آسیبهای کمتر کافی به نظر نمی رسد و سوگ ناشی از فقدان خانواده این کودکان را در معرض آسیبهای روان شناختی، مشکلات رفتاری، مشکلات تحصیلی قرار می دهد. آخرین بررسیهای انجام شده در کشور نشان میدهد که اعتیاد والدین، اولین و اصلیترین دلیل بدسرپرستی و بیسرپرستی کودکان محسوب میشود. در سالهای اولیه تنها روابط موجود برای کودک، روابط او با والدینش است. کنش متقابل و رابطه عاطفی بین نوزاد و والدین به انتظارها و واکنشهای کودک در روابط اجتماعی آینده شکل میدهد. اعتقادات، ارزشها و نگرشهای فرهنگی توسط والدین پالایش و به صورتی منسجم به کودک منتقل میشوند. شخصیت، نگرشها، طبقه اجتماعی- اقتصادی، عقاید مذهبی، تحصیلات و شغل پدر و مادر، در ارائه ارزشهای فرهنگی و معیارهای آن بر فرزند تأثیر میگذارند. خانواده، کودک را برای قبول مسئولیت آگاه میسازد، به افکار، عواطف، اراده و فعالیت وی شکل خاصی میبخشد و او را اجتماعی میسازد، بدین معنی که از طریق الگوگیری و تمرین به او میآموزد که چگونه خود را با هنجارهای اجتماعی منطبق سازد (ژانگ[۱۲]، ۲۰۰۷) . کودکانی که در خانواده های بد سرپرست پرورش می یابند دچار مشکلات عدیده ای هستند. تحقیقات پیرامون آسیب های روانی کودکان نشان می دهد که والدینی که از شیوه های تربیتی نامطلوب که منشا ترس، عدم اعتماد، احساس نارضایتی، بدبینی و اضطراب در فرزندانشان می شود استفاده می کنند (علیزاده و اندریز، ۲۰۰۲). از هم پاشیدگی سازمان اصلی خانواده ضربه مهلکی به آینده فرزند در اجتماع می زند. تغییراتی که بر اثر مرگ والدین و یا یکی از آن دو، طلاق و ترک خانواده در زندگی کودکان به وجود می آید نقش موثری در گرایش آن ها به بزهکاری دارد. افراد بزهکار بیش از سایر افراد غیر بزهکار به خانواده های از هم پاشیده تعلق دارند (راس آلن، ترجمه مهریار و یوسفی، ۱۳۷۶). از جمله مشکلات این کودکان اختلالات رفتاری است. به علت مشکلات ساختاری خانواده و از هم پاشیدن آن و از جهت اینکه فرزندان این مجتمع ها نوعا از طفولیت طعم زندگی را لمس نکرده و همواره در تنش و کشمکش و بی مهری ، در محیط های مملو از ترس و وحشت و بعضا نا خواسته متولد شده و ادامه زندگی داده اند مشکلاتی برای آنها بوجود آمده است بدین ترتیب این فرزندان دچار مشکلاتی از جمله صرع ، اختلالات تبدیلی و زمینه های اضطرابی و واکنش های نوروتیک شده اند. از جمله مشکلات دیگری که در این فرزندان نسبت به نرم جامعه بیشتراست می توان به این موارد اشاره کرد : شب ادراری ، ناخن جویدن ،پرخاشگری ، دروغ گویی ، بی قراری ، انزوا ، کمرویی ، احساس بی ارزشی ، عزت نفس پایین، احساس حقارت ، کاهش قدرت تصمیم گیری ،آشفتگی فکر ،شیشه شکستن ،حالت های سادیستی و مازوخیستی،هراس ، افسردگی مشکلات تحصیلی ،بیش فعالی همراه با کمبود توجه ،تکانه ای بودن، اقدام به خود کشی، رگه هایی ازاختلال شخصیت خود شکن ، رگه هایی ازاختلال شخصیت منفعل مهاجم، و حتی اختلالات سلوک اختلال پارانوئیدی و نیز اختلالات جنسی و اعتیاد به مواد استنشاقی مثل بنزین و حتی آشغال خوری نیزدیده شده است (صدیق، ۱۳۸۴). یکی از بارزترین موارد اختلال رفتاری تکانشگری این کودکان است. تکانشگری هسته ی اصلی بسیاری از آسیب های اجتماعی مانند سوء مصرف مواد ، قماربازی بیمارگونه ،اختلالهای شخصیت و دست زدن به اقدامات پرخاش جویانه است. فرایند تصمیم گیری یا انتخاب از میان گزینه ها ،پس از تحلیل آنها ، یکی از عالی ترین پردازش های شناختی به شمار می آید. گونه ای از این فرایند که تصمیم گیری مخاطره آمیز[۱۳] نامیده شده است . در شرایطی پردازش می شود که شخص با گزینه هایی روبرو می شود که انتخاب آنها باری از سود یا زیان هایی در حال یا آینده را به دنبال دارد و در عین حال میزان این سود یا زیان با درجاتی از احتمال یا عدم قطعیت همراه است (اختیاری و همکاران،۱۳۸۰). پژوهش های انجام شده پیرامون تکانشگری و عملکرد شناختی ،گویای این است که پیامدهای تکانشگری همواره منفی است. آنچه بسیار مهم است ارتباط میان تکانشگری با شماری از آسیب های روانی در اجتماع است که از جمله ی آنها خشونت، رفتارهای ضداجتماعی، بزه وجنایت و بسیاری از موارد دیگر است. همچنین بررسی ها نشان داده است که تکانشگری یکی از مهم ترین عوامل خطر شخصیتی گرایش به مصرف موادمخدر به شمار می رود (ریب[۱۴] و همکاران،۲۰۰۶). همچنین روش های کنارآمدن و مهارت های مقابله ای این کودکان با مشکلات حائز اهمیت است. مهارت های مقابله با استرس دارای مفهوم گسترده و مؤلفه های شناختی و رفتاری چندی است. به طور کلی مقابله به عنوان کوششی برای افزایش سازگاری فرد با محیط یا تلاش به منظور پیشگیری از بروز پیامدهای منفی شرایط فشارزا توصیف شده است (لازاروس و فولکمن، ۱۹۸۴). پژوهشگران دو راه مقابله با استرس راعنوان می کنند. یکی شیوه های سازگاری متمرکز بر مساله که شامل فعالیت های مستقیم، به منظور تغییر یا اصلاح شرایطی است که تهدید آمیز تلقی می شود و همچنین شیوه های سازگاری متمرکز بر هیجان که شامل فعالیت یا افکاری برای کنترل احساسات نامطلوبی است که از شرایط فشارزا بوجود آمده اند. در این تحقیق مساله اصلی این بود که نوع سرپرست خانوار از لحاظ سبک مقابله ای و تکانشی بودن کودکان چه تاثیری بر رفتار نوجوانان می گذارد؟ ۱-۳ ضرورت و اهمیت پژوهش فرزندپروری یکی از بزرگترین مسئولیت های انسانی است که بسیاری از انسان ها آمادگی انجام این امر خطیر را ندارند. مشکلات اقتصادی، فقر فرهنگی، وجود بیماری های روانی و اعتیاد والدین، طلاق، مرگ یک یا هر دو والد و بسیاری عوامل دیگر، در کنار هم باعث می شوندکودکان بدون سرپرست مناسب باشند. تنها بخش کوچکی از این کودکان که مشکلات حاد و طولانی مدت داشته، برای آنها پیگیری های قانونی صورت گیرد، به سازمان بهزیستی تحویل و در مراکز شبانه روزی نگهداری می شوند. بنا به گزارش سازمان بهزیستی حدود ۱۱۰۰۰ نفر تحت مراقبت مراکز شبانه روزی کودکان با نیازهای خاص و یک هزار نفر، اعم از کودکان معلول وغیر معلول بی سرپرست، در حوزه سازمان بهزیستی به سر می برند. دو هزار کودک در خانواده خود و بستگان به صورت داوطلبانه نگهداری می شوند. همچنین ۱۴۰۰ نفر از کودکان در مراکز غیر دولتی و با مدیریت هیات امنا نگهداری می شوند. با توجه به مشکلاتی که این کودکان و سایر کودکان بد سرپرست و کودکان خیابانی برای جامعه ایجاد می کنند، که در نهایت منجر به افزایش آسیب های اجتماعی و کاهش بهداشت روانی- اجتماعی می شود، لازم است در زمینه پیشگیری قدم هایی جدی برداشته شود (ملازاده، ۱۳۸۲). شایان ذکر است که اختلالات رفتاری و تکانشگری در دوره نوجوانی بیش از سایر دوران زندگی اهمیت دارد. گزارش ها میزان بروز اختلالات کم توجهی/ بیش فعالی را در ایالت متحده از ۲ تا ۲۰ درصد کودکان مدرسه ابتدایی بیان می کنند و در پسر ها به نسبت ۱ به ۲ تا ۱ به ۹ متغیر است. همچنین مطالعات همه گیر شناسی صفات منفی کاری را در جمعیت غیر بالینی ۱۶ تا ۲۲ درصد گزارش کردند. میزان گزارش افسردگی در نوجوانی اولیه ۱ تا ۶ درصد و در نوجوانان بزرگتر بین ۱۴ تا ۲۵ درصد برآورد شد (سادوک، سادوک[۱۵]؛ ۲۰۰۷). محمدخانی و اسکندری (۱۳۸۴)، در مطالعه بر روی همه گیر شناسی مشکلات رفتاری دانش آموز ۷-۱۸ ساله نشان دادند که ۷/۳۲ درصد دانش آموزان ابتدایی و راهنمایی دچار مشکلات رفتاری می باشند. مشکلات ایذایی با ۵/۱۷ درصد شایع ترین مشکلات در بین دانش آموزان هستند و مشکلات هیجانی با ۵/۱۵ درصد در رتبه دوم قرار دارند. شجاعی، همتی علمدارلو، مرادی و دهشیری (۱۳۸۷)، در مطالع بر روی شیوع اختلالات رفتاری در دانش آموزان دوره ابتدایی استان فارس نشان دادند که ۴/۲۲ درصد دانش آموزان مبتلا به اختلالات رفتاری هستند. و پسران بیش از دختران مبتلا به اختلال رفتاری هستند. نوجوانی یکی از مراحل مهم و برجسته رشد و تکامل اجتماعی و روانی فرد به شمار می رود. آسیب پذیری های جدایی ناپذیری در این دوره تحولی وجود دارد که ممکن است به مشکلات رفتاری همچون بزهکاری یا اختلالهای روانی منتهی شود (لونا و سوینی[۱۶]، ۲۰۰۴ ؛ سوینی، تاکارا[۱۷]، مک میلان[۱۸]، لونا و مین شو[۱۹]،۲۰۰۴)، و از طرفی محیط مراکز شبانه روزی از نظر عاطفی، هیجانی واجتماعی دارای مشکلات اساسی است و اکثر کودکان ساکن در این مراکز از نظر تحول روانی، اجتماعی و شناختی از کودکان همسان خود که با خانواده زندگی می کنند عقب تر هستند (ولف، ۲۰۰۵)، بنابراین از آنجا که نوجوان بی سرپرست و بدسرپرست دارای طیف وسیعی از اختلالات و مشکلات رفتاری می باشند، و از آنجا که پیشگیری و درمان بسیاری از مشکلات این نوجوانان عامل مؤثری در جلوگیری از پیشرفت اختلال و کاهش ناسازگاری اجتماعی در آ نها می شود، پژوهشگران در صدد بررسی رابطه این اختلالات با عوامل ایجاد کننده و پیشگیرنده آن هستند.همچنین در مورد نوجوانان این گروه کمتر بررسی شده و مطالعات چندانی صورت نگرفته است نتایج این مطالعه می تواند به مراکز نگهداری این کودکان کمک کرده تا بتوانند مشکلات موجود در این نوجوانان را تشخیص داده و از طریق آموزش و پیشگیری گامی در جهت رفع آن بردارند. ۱-۴ اهداف پژوهش ۱-۴-۱ هدف اصلی مقایسه اختلالات رفتاری، سبک مقابله و تکانشگری نوجوانان سه گروه بد سرپرست، بی سرپرست و عادی ۱-۴-۲ اهداف فرعی ۱- مقایسه اختلالات رفتاری نوجوانان سه گروه بد سرپرست، بی سرپرست و عادی ۲- مقایسه سبک مقابله ای نوجوانان سه گروه بد سرپرست، بی سرپرست و عادی ۳- مقایسه تکانشگری نوجوانان سه گروه بد سرپرست، بی سرپرست و عادی ۱-۶تعریف مفهومی متغیرها ۱-۶-۱ سبک های مقابله ای به طور کلی مقابله به عنوان کوششی برای افزایش سازگاری فرد با محیط یا تلاش به منظور پیشگیری از بروز پیامدهای منفی شرایط فشارزا توصیف شده است (لازاروس و فولکمن، ۱۹۸۴). ۱-۶-۲ اختلالات رفتاری اختلات شایع و ناتوان کننده ای هستند که برای معلمان، خانواده و خود کودکان مشکلات بسیاری را ایجاد می کنند و با میزان قابل توجهی از مشکلات اجتماعی همراهند (خوشابی، مرادی، شجاعی، ۱۳۸۶ ). ۱-۶-۳تکانشگری در یکی از رایج ترین تعاریف، تکانشگری به صورت آمادگی قبلی برای واکنش های سریع و بدون برنامه به محرک های درونی یا بیرونی بدون در نظر گرفتن نتایج منفی آن واکنش ها برای خود فرد یا دیگران، تعریف می شود(استنفورد [۲۰]و همکاران، ۲۰۰۹). ۱-۷ تعریف عملیاتی متغیرها ۱-۷-۱ تکانشگری نمره ای که آزمودنی ها از مقیاس تکانش گری بارت[۲۱](۱۹۵۹) کسب می کنند. این مقیاس سه عامل تکانشگری شناختی[۲۲]، تکانشگری حرکتی[۲۳] و بی برنامه گی[۲۴] را ارزیابی می کند(استنفورد و همکاران،۲۰۰۹). ۱-۷-۲ سبک های مقابله ای نمر ه ای است که آزمودنی از مقیاس لازاروس و فولکمن (۱۹۸۵) به دست می آورد(لازاروس و فولکمن،۱۹۸۵). ۱-۷-۳اختلالات رفتاری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
طبق همان جهان بینی دوگانه انگارانه، شرایط رفتاری هم روشن و ویژه است. قواعد در مورد شکل لباس پوشیدن، طرز صحبت کردن، رفتار جنسی، خوردن و نوشیدن مناسب، شکل خانواده، تعداد فرزندان، سرگرمی و رفتارهای دیگر کاملاً روشن و از قبل تعیین شده است. یکی دیگر از مشخصات بنیادگرایان مجزا کردن فضا و یا تامین مکانی مجزا برای افراد خود با الزام های رفتاری است که همه افراد موظف به انجام آن اند. در چارچوبهای بستهی حاکم در جنبشهای بنیادگرا، وجود شعارهایی مانند تسلیم محض، قربانی دادن، زکات دادن، رعایت اصولی در مورد رفتارهای جنسی و جلوگیری از انحرافات، لزوماً به جنگ مقدسی که آنها میخواهند درگیرش شوند مربوط نمی شود. این رفتارهایی است که افراد باید رعایت کنند. حتی نوع استفاده از زبان و لغات در گروه های بنیادگرا با فضاهای دیگر متمایز است. نمونه آن استفادههای مداومی است که از قرآن و حدیث مثلاً میان مسلمانان می شود. نوع زبان بدن و شکل ظاهری که بنیادگرایان برای متمایز کردن خویش با دیگران استفاده می کنند نیز متفاوت است، مثل خمیده راه رفتن در هاردیم و گوش آمونیم، یا ریشهای بلند مردان در هاردیم و سرهای تراشیده در میان اسلامگرایان، یا لباسهای سفید و سیاه با آستینهای بلند برای هاردیمیها (آلموند،۲۰۰۳: ۹۹و۴۷). در واقع کاری که بنیادگرایان انجام می دهند آن است که با مقدس نشان دادن خویش و تظاهر به این که درگیر جنگ مقدسی هستند و وظیفه آسمانی بر گردن دارند خود را متمایز جلوه دهند.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
همه جنبشهای بنیادگرا به نحوی شاهد نوعی قوانین یکسان ساز در بین اعضای خویش اند که عموم این قوانین به نحوی آنها را آمادهی جنگ با بخشی از جامعه می کند، بخشی که با مدرنیته سازش دارند. معمولاً مواجهه با این امور مدرن با تأکید بر بدعت بودن و نوظهور بودن پدیده های مدرن است. نمونه این مخالفت با بدعتها را در فرهنگ هالاخایی میتوان مشاهده کرد. اما گاهی در تمام جنبشهای بنیادگرا انشعاباتی به وجود می آید که مواجهه با بدعتهای مورد نظرشان به شیوه صلحآمیز را نمیپذیرند، از جنبش اصلی جدا میشوند و دست به فعالیتهای خشونتآمیز میزنند. نمونه آن گروه های جهادی التکفیر والهجره است (مارتی،۱۹۹۳b: 14) شاید در پروتستانتیسم به اندازه اسلام و یهودیت نظارت بر رفتار اعضای گروه وجود نداشته باشد، اما در دین پروتستان نیز فقه به نحوی وجود دارد و به شکل رسمی بر رفتارهای افراد نظارت می کند، مثلاً این که رفتار جنسی افراد را محدود می کند، به والدین و حقوق آنها توجه کرده و بر آموزش ادای فرایض دینی به کودکان تأکید می کند. (آلموند،۲۰۰۳: ۵۱) این حد از نظارت بر رفتار اعضا و اصرار بر انجام مناسک خاص مثل روزه گرفتن های طولانی و… در سنت های دینی وجود دارد و تشویق شده است، اما نه به شکل رادیکال آن. در آخر، میتوان گفت آلموند و اپل بی، با وجود ویژگیهایی که برای جنبشهای بنیادگرا قائل اند، معتقد اند بستر دنیویشدن و دموکراتیک شدن و همچنین جهانی شدن دو نوع گرایش متضاد و خنثی را در مورد بنیادگرایی ایجاد می کند: از یک طرف قدرت بنیادگرایی را در کشورهای آسیایی و آفریقایی و خاورمیانه افزایش میدهد و از طرف دیگر در اروپا و آمریکا بستر تکثر گرایی فرهنگی و دینی مانع از قدرت پیدا کردن این جریان می شود (همان،۲۴۲). شاید نکتهی قابل توجه آن باشد که بنیادگرایی ذاتاً گرایشی خاصگرایانه دارد و حتی اگر به شکل قابل توجهی رشد پیدا کند نمیتواند جایگزین مناسبی با توجه به فضای چندگانه و متکثر جهان معاصر ارائه دهد. نیز، به شکل همزمان، بنیادگرایی برای رسیدن به اهداف خودش نیازمند تقسیم قدرت و اجتناب از ائتلاف و توافق است امّا، از طرف دیگر، اگر به این امور تن ندهد از اهدافش دور می شود. به نظر میرسد با توجه به رویکرد چند سطحی آلموند و اپل بی برای تحلیل جنبشهای بنیادگرا و محدود شدن به بررسی نسبت این جنبشها با این جهان باوری، و همچنین نگاهی دقیق به جزییات بنیادگرایی دینی، این نظریه می تواند مناسبترین چارچوب مفهومی برای هدایت پژوهش ما باشد. بخش چهارم روش شناسی ۴ـ۱ـ روششناسی: در یک معنای وسیع، در همه پژوهشهای اجتماعی عمل مقایسه کردن وجود دارد. برای نمونه، در پژوهشهای کمّی با هدف ارزیابی همتغییری، ارزش متغیرهای هر مورد با ارزش میانگین مربوط مقایسه می شود، اما باید گفت روش تحلیل تطبیقی بر نوع خاصی از مقایسه، یعنی مقایسه واحدهای کلان اجتماعی دلالت دارد (ریگین،۱۳۸۸: ۱). در واقع، روش تطبیقی به طور سنتی روش اصلی علوم اجتماعی تطبیقی (شاخه ای از علوم اجتماعی که به تفاوت و شباهتهای بین جوامع علاقهمند است) تلقی شده است (استوپ[۱۰۹]،۱۹۷۴: ۲). چندین تن از پژوهشگران تطبیقی ایده وجود برخی تمایزهای مهم میان علوم اجتماعی تطبیقی و بقیهی علوم اجتماعی را نقد کرده اند. مثلاً اسملسر مدعی است که پژوهش اجتماعی تطبیقی « نوعی پژوهش مستقل از بقیهی پژوهش های اجتماعی نیست» و به علاوه « تحلیل پدیده ها در واحدهای آشکارا متفاوت (خصوصاً در جوامع و فرهنگهای متفاوت) هیچ مشکل روششناختی منحصر به فردی ندارد». بهنظر اسملسر، پیوستگی میان پژوهش تطبیقی و غیرتطبیقی از آن جهت است که هر دو هدف یکسانی دارند: تبیین پدیده اجتماعی یا کنترل کردن شرایط و علل تغییرات(اسملسر،۱۹۷۶: ۵-۲). بر اساس این استدلال، هر تکنیکی که سبب رسیدن به تبیین تغیرات می شود روشی تطبیقی است. به عبارتی، روش تطبیقی همه روشهای تحلیلی را که عالمان اجتماعی به کار میگیرند شامل می شود. این موضوع که علوم اجتماعی تطبیقی هیچ وجه تمایزی ندارد و همه روشهای علوم اجتماعی تطبیقی اند درست است و از آن جهت که بر وحدت روششناختی همۀ زیرشاخههای علوم اجتماعی دلالت می کند، جذاب. اما این موضع از یاد میبرد که تفاوتهای مهمی میان جهتگیریهای غالب محققان تطبیقی و غیرتطبیقی وجود داشته و این تفاوتها پیآمدهای روششناختی بسیاری به همراه دارد(ریگین، ۱۳۸۸: ۳۲). درست است که منطق علوم اجتماعی در همه شاخهها یکسان است، ولی خصایص ویژهی علوم اجتماعی تطبیقی آن را به بستر مناسبی برای آزمودن مقولات اساسی روششناسی بدل میسازد. در ادامه بحث، الزامات معرفت شناسی، هستیشناسی و روششناسی تحلیل تطبیقی ـ تاریخی را مورد بررسی قرار میدهیم. از نظر معرفتشناسیِ دو ارزشی، رویکرد تاریخی مبتنی بر گزارههای معرفتی تاریخمند است و گزارههای معرفتی فراتاریخی غیرعضو محسوب میشوند. اگر گزارههای معرفتی را برخوردار از ماهیت تاریخی بدانیم، از گزارهها روایتی تاریخگرایانه ارائه کردهایم. حال اگر روایت ما در مورد گزارههای معرفتی بر رویکرد معرفتشناسی ترکیبگرایانه استوار باشد، گزارههای معرفتی تاریخی و فراتاریخی حضور همزمان پیدا می کنند(سردهارن[۱۱۰]،۲۰۰۷: ۲۸). پیامدهای این نوع روایت معرفت شناسانه را در بحث مربوط به هستیشناسی و روششناسی روشن خواهیم کرد. در مورد هستیشناسی باید گفت این مفهوم ناظر بر باورهای مربوط به واقعیت است، واقعیتی که می تواند دو ویژگی پیچیدگی یا عمومیت را داشته باشد. بعد پیچیدگی واقعیت بر ویژگی منحصربهفرد تاریخی هر حادثه دلالت دارد و بعد عمومیت بر این نکته دلالت دارد که هستیهای اجتماعی و حوادث نمونه ای از الگوهای عام اند. اگر پایه هستیشناسی روش تحلیل تطبیقی ـ تاریخی را بر این پیشفرض استوار سازیم که هر واقعهی اجتماعی به مثابه یک مسأله پژوهش تاریخی از دو بعد پیچیدگی و عمومیت ترکیب یافته است، در این صورت، واقعیت به مثابه یک کل ترکیببندی شده قابل درک است که ما به آن هستیشناسی ترکیبگرایانه اطلاق میکنیم. کل ترکیببندی شده سازهای است که از طریق ترکیب دو بعد واقعیت، منحصربهفرد بودن و عمومیت، ساخته می شود. در واقع، پایه هستیشناسی تحلیل تطبیقی ـ تاریخی مبتنی بر فهم موردها به مثابه یک کل ترکیبیافته از ویژگی پیچیدگی و عمومیت است. بنابراین، تحلیل تطبیقی ـ تاریخی به عنوان نمونه ای از تحلیل تطبیقی ـ کیفی بر ماهیت کلگرایانهی موردها تاکید دارد(ساعی،۱۳۹۲: ۶۱). از حیث هستیشناسی، مفهوم تحلیل تطبیقی با صفت تاریخی دلالت بر نوع خاصی از تحلیل دارد که موضوع آن امر تاریخی است. امر تاریخی از طریق دو ویژگی برجسته می شود: ۱ـ تاکید بر فهم واقعه به مثابه یک امر فرایندی در حال شدن در طول زمان و در زمان واقعه ۲ـ تأکید بر فهم واقعه به مثابه یک امر خاص مشروط به زمینه. در تحلیل تطبیقی ـ تاریخی، علاوه بر این دو ویژگی، هر واقعهی اجتماعی به مثابه یک امر عام نیز فهم می شود. ویژگی اول و دوم بعد منحصر به فرد بودن و ویژگی آخر بعد عمومیت واقعیت را بازنمایی می کنند که البته ویژگی متمایز کننده ای نیست. بدین ترتیب، در تحلیل تطبیقی ـ تاریخی یکی از پیشفرضهای مهم آن است که چیستی نهادها، ساختارها، کنشها و هستیهای اجتماعی در تاریخ آنها نهفته است و برای فهم باید تکوین و تحول تاریخی آنها را درک کرد(اسکاچپول[۱۱۱]،۱۳۸۸: ۵۱۹-۵۱۰). پایه روششناسی تحلیل تطبیقی ـ تاریخی بر این قاعده استوار است که شرایط صدق یک حکم روششناختی تابعی از الزامات معرفتی معینی است. الزامات معرفتی، از طریق روایت هستی شناسانهی خاص، روایت روششناسانهی خاصی را تولید می کند. بر مبنای این قاعده، میتوان گفت هستیشناسیِ دوارزشی بر روایت دوارزشی در مورد واقعیت مبتنی است که در آن، واقعیت ویژگی منحصر به فرد یا ویژگی عام دارد. در نتیجه، این نوع روایت هستیشناسانه به دو نوع رویکرد روششناختی منجر می شود: ۱ـ رویکرد تاریخی ۲ـ رویکرد قانونبنیاد. این دو را میتوان به ترتیب رویکرد تفریدی و تعمیمی نیز نامید. این دو نوع رویکرد، دو نوع رویکرد تحلیلی را بازنمایی می کنند: تحلیل تفسیری و تحلیل تبیینی(سردهارن،۲۰۰۷: ۲۱۴). اگر در تحلیل موردها، هم بر پیچیدگی و هم بر عمومیت واقعیت اجتماعی تاکید شود، در این صورت موردها به مثابه یک کل ترکیببندی شده ـ ترکیبی از ویژگی پیچیدگی و عمومیت ـ مطالعه می شود. فهم موردها به مثابه یک کل ترکیببندی شده به روایت روششناسی ترکیبگرایانه منجر می شود. در روششناسی ترکیبگرایانه، تفسیر تاریخی و تحلیل تبیینی (فراتاریخی) حضور همزمان دارند. فضای دو ارزشی تحلیل تفسیری یا تبیینی به مثابه زیرمجموعهای مجموعۀ روش تحلیل ترکیبگرایانه تعبیر می شود. به تحلیل ترکیبگرایانه (ترکیبی از تفسیر تاریخی و تحلیل تبیینی) میتوان رویکرد تحلیلی کلگرایانه نیز اطلاق کرد. در تفسیر تاریخی، مراد نه استفاده از داده های مربوط به گذشته، بلکه روایت توالی حوادث و تحلیل زمینه مند، زمانمند و فرایندی حوادث تاریخی است. تحلیل تاریخی جانشین کردن کلمات به جای ارقام نیست، بلکه روایت پدیده های اجتماعی به مثابه امری دارای ساختار زمانی، مکانی و فرآیندی خاص است. با این حال، تحلیل شواهد تجربی ناظر بر توالی حوادث درون یک فرایند خاص اجتماعی ـ تاریخی با هدایت تئوری انجام می شود(ریگین،۲۰۱۱: ۳۰). روش تحلیل تطبیقی ـ تاریخی شرایطی را فراهم میسازد که در آن، موردها به مثابه یک کل ترکیببندی شده یا با یکدیگر مقایسه شوند. این روش علتها را جدا از هم نمیبیند بلکه به ترکیببندی علی در یک بازهی زمانی نظر دارد و تلاش می کند تا ترکیببندیهای علی را که واقعهی مورد تحقیق تولید کرده تعیین کند (ماهونی[۱۱۲]،۲۰۰۳: ۱۱). در تحلیل تطبیقی ـ تاریخی فرض بر آن است که رخدادها و هستیهای اجتماعی پیچیده و چندعلیتی اند و مفهوم پیچیدگی علی یا علیت چندگانه در پرتو تئوری جستوجو می شود. مفهوم پیچیدگی علی دلالت بر آن دارد که یک شرط علی علت یک رویداد اجتماعی خاص نبوده و ترکیب چند شرط علی ممکن است موجب ظهور یک رویداد خاص شود. بدین ترتیب، روش تحلیل تطبیقی ـ تاریخی در معنای خاص بر رویکرد تحلیل کلگرایانه استوار است. بنابراین، به نظر میرسد شکاف عمیق میان کار کمی و کیفی بارزترین جنبه علوم اجتماعی تطبیقی است. این شکاف در علوم اجتماعی تطبیقی احتمالاً از هر عرصه دیگر علوم اجتماعی بیشتر است. این امر تا اندازهای ناشی از تسلط سنت کیفی در این عرصه است، حال آن که در بقیه شاخه های علوم اجتماعی سنت کمی غلبه دارد. نکتهی مهمتر در خصوص این شکاف این واقعیت است که تمایزات دیگری نیز با شکاف کمی/ کیفی علوم اجتماعی تطبیقی همسو شده و آن را تقویت کرده اند. اگر چه ممکن است محققان موردها را در قالب متغیرها تحلیل کنند (مثلاً، بودن یا نبودن یک نهاد ممکن است متغیری مهم تلقی شود)، باز هم یک شاکله[۱۱۳] (ترکیبی از ویژگیها) تلقی میشود. بنابراین، مقایسه در سنت کیفی متضمن مقایسه شاکلههاست. این کلگرایی با رویکرد تحلیلی غالب پژوهشهای کمی در تعارض است. با وجود اهمیتی که مقایسه به لحاظ روشی در علوم اجتماعی دارد، جای تعجب است که در این فضا روششناسی تطبیقی دقیقی بروز نکرده است. دلیل فقدان چنین روششناسیای دشواریهای بسیاری است که یک روششناسی تطبیقی دقیق به دنبال خواهد داشت (پورتر[۱۱۴]،۱۹۷۰: ۱۴۴). افرادی مانند اسملسر معتقدند که عنوان «روششناسی دقیق» فینفسه عبارتی متناقض است، زیرا روش تطبیقی برای بررسی تنها چند مورد معدود بهکار میرود و همین امر سبب می شود محقق نتواند منابع و شرایط مولد واریانس در پدیده اجتماعی مد نظر را کنترل کند. اگر چه تعداد موارد مناسب برای تحلیل محدودیتهایی برای دقت تحقیق ایجاد می کند، اغلب ماهیت ترکیبی تبیینهای علوم اجتماعی تطبیقی و ویژگی کلگرای روش تطبیقی است که مانعی در برابر این نوع دقت پدید می آورد. غالب محققان تطبیقی، که عموماً گرایش کیفی دارند، به توالیها و رخدادهای تاریخی خاص و علل آنها در میان مجموعه ای از موارد مشابه علاقه دارند. رخدادهای تاریخی غالباً به تبیینهای پیچیده و ترکیبی نیاز دارند و بسیار دشوار بتوان چنین تبیینهایی را بر اساس قواعد جریان غالب علوم اجتماعی کمیگرا تأیید کرد. روش تطبیقی به ترکیب و پیکربندی علل توجه دارد و برای معین کردن ترکیبهای متفاوتی از علل که منجر به بروز رخدادها یا فرایندها میشوند به کار می آید. بهعلاوه، روش تطبیقی مبتنی بر روشهای منطقی است. روش تطبیقی از دو روش تحقیق استقرایی میل: روش توافق و روش اختلاف غیر مستقیم استفاده می کند (اسکاچپول و سامرز[۱۱۵]، ۱۹۷۹:۳۹). این روشها کلیه داده های در دسترس و مرتبط با پیش شرطهای بروز یک رخداد را به کار میگیرند، و با آزمودن شباهتها و تفاوتها میان نمونههای مناسب، علل رخداد را تبیین می کنند. روش تطبیقی با نمونهها یا جمعیت آماری کار نمیکند، بلکه همه مصداقهای مناسب پدیده تحت بررسی را در نظر میگیرد و از آنجا که کلیه مصادیق یک پدیده بررسی میشوند، پذیرش نتایج حاصل از به کار بستن روش تطبیقی بر مبنای معیارهای احتمالاتی نخواهد بود. در نتیجه، روش تطبیقی به فراوانی نسبی انواع موارد حساسیت ندارد. روش تطبیقی از چند جهت نسبت به روش آماری برتری دارد: اول، روش آماری ترکیبی نیست. هر علت مرتبط به صورت مجزا بررسی می شود. در واقع، روشهای آماری توانایی پاسخگویی به سوالاتی را که راجع به پیآمدهای ترکیبهای مختلف علل باشد (به عبارتی بررسی هر وضعیت به صورت کلی) ندارد. دوم، به کار بستن روش تطبیقی به صورتبندی تبیینهایی میانجامد که قادر اند هر مصداقی از یک پدیده خاص را توضیح دهند. همین ویژگی است که روش تطبیقی را برای تفسیر موارد خاص و توضیح خاص بودن تاریخی مناسب میسازد. بالاخص، همین ویژگی است که روش تطبیقی را برای ساختن نظریه های جدید و ترکیب کردن نظریه های موجود موجه جلوه میدهد. سوم، روش تطبیقی محقق را مجبور نمیکند نشان دهد نمونه ای از جوامع را از میان جمعیتی آماری به گونه ای برگزیده است که آزمون معناداری آماری در خصوص آن کاربرد پیدا کند. در واقع، مرزهای آزمون تطبیقی را خود محقق تعیین می کنند. در آخر این که روش تطبیقی محقق را وامی دارد تا با مواردی که تحلیل می کند آشنا شود. برای مقایسه کلیت هر مورد با بقیهی موارد، محقق باید هر مورد را دقیقاً بررسی کرده و آن را با بقیهی موارد مناسب مقایسه کند(لنگ[۱۱۶]، ۲۰۱۳: ۱۱۹-۱۱۸). به نظر میرسد روش تطبیقی راهبردی موردمحور است مستلزم تمرکز بر موردها به مثابه ترکیبی از ویژگیها. به همین دلیل، سنت پژوهش کیفی در علوم اجتماعی تطبیقی قویتر است. حتی در تحقیقات تطبیقی که با رویکرد ترکیبی انجام می شود، وزن کیفی این روشها بیش از وزن کمی آنهاست. در فرایند پژوهش تطبیقی میتوان تئوری آزمایی کرد، موردها را در پرتو تئوری تفسیر کرد و گزارههای تاریخی را به گزارههای عام سازگار با گزارههای تعمیمی تبدیل کرد. البته این تبدیل باید با استدلال عقلانی همراه باشد. این پژوهش گفت و شنود بین تئوری و شواهد را امکان پذیر میسازد. پژوهشگر می تواند مفاهیم جدید را فرموله و در پرتو شواهد تجربی، انتظارات تئوریک از پیش موجود را پالایش کند (ماهونی،۲۰۰۳: ۱۳۷). افزایش عمومیت تئوری مورد بررسی می تواند پیامد دیگر تحلیل تطبیقی باشد. عمومیت یک تئوری به دامنهای از پدیده های اجتماعی اشاره دارد که آن تئوری قابل اطلاق به آنهاست. هر چه عمومیت تئوری بیشتر باشد، دامنه پدیده های اجتماعیای که می تواند تبیین کند بیشتر است (پرزوسکی[۱۱۷]،۱۹۷۰: ۹۶). تحلیل تطبیقی تاریخی می تواند در مسیر تأیید/ اصلاح، به افزایش عمومیت تئوری منجر شود. در فرایند تأیید/اصلاح، تئوری از نو فرموله می شود. فرموله کردن مجدد تئوری محصول تعامل برساختن و اصلاح کردن است. در واقع، نسبت تجربه با تئوری را در پژوهش تطبیقی ـ تاریخی به این صورت میتوان بیان کرد که تجربه هم ناظر بر ابطال، تأیید و اصلاح تئوری است که برآیند آن می تواند به توسعه علم و انباشت دانش علمی منجر شود. ۴ـ۱ـ ۲ـ روش تحقیق: با توجه به توضیحاتی که در بخش روششناسی ارائه شد، روش تطبیقی ـ تاریخی روشی کیفی یا مورد محور به حساب می آید. محققانی که این راهبرد را به کار میبرند با موارد محدودی که بر مبنای نظریه مشخص شده اند کار کرده و این موارد را به مثابه کل با هم مقایسه می کنند تا به تعمیمهای میانبرد درباره ریشه های تاریخی و رخدادهایی که به گروه نسبتاً محدودی از پدیده های اجتماعی مربوط می شود دست یابند. برخی بر این باورند که این سنت دنبالهرو وبر و به طور کلی سنت تاریخنگاری آلمانی و در درجۀ اول سنت تفسیری است. اما این راهبرد همواره تفسیری نبوده و گاه علی ـ تحلیلی است. راهبرد موردمحور می کوشد تا از طریق شناسایی نمونههای قابل مقایسه پدیده مورد نظر و سپس تحلیل شباهتها و تفاوتهایی که به لحاظ نظری اهمیت دارد به تعمیمهای تجربی میانبرد برسد. البته به ندرت تنوع کافی موارد برای اثبات یا رد استدلالهای علی وجود دارد. معمولاً در یک مجموعه از موارد میتوان از چندین استدلال علّی پشتیبانی کرد. به خاطر تنوع اندک موارد، محقق مجبور است به کمک ذکر مطالبی دیگر و به طور کلی از طریق تفسیر کردن موارد از استدلال خود پشتیبانی کند. این توجه کردن به جزئیات هر یک از موارد سببساز تبادل نظر پژوهشی پربار میان محقق و شواهد می شود (ریگین و زارت[۱۱۸]، ۱۹۸۳: ۷۴۹-۷۴۳). غالب مباحث درباره روشهای مورد محور با اشاره به بحث جان استوارت میل[۱۱۹] در کتاب نظام منطق: قیاسی و استقرایی آغاز می شود. میل چندین راهبرد پژوهشی برای دستیابی به تعمیمهای تجربی ارائه کرد و قصد داشت بنیادی منطقی برای پژوهش علمی استقرایی فراهم آورد. دو مورد از روشهای میل که با پژوهشهای موردمحور تناسب خاصی دارند روش توافق و روش تفاوت غیرمستقیم است(میل،۱۹۶۷: ۴۵). استدلال روش توافق این است که هر گاه دو یا چند نمونه از یک پدیده تحت بررسی تنها در یک عامل علّی از میان چندین عامل علی ممکن، مشترک باشند، آنگاه آن عامل علی که همه نمونهها در آن مشترکاند، علت پدیده تحت بررسی به شمار می آید. کاربرد این روش به این شکل است که اگر محققی میخواهد علت پدیده خاصی را بداند، باید نمونههایی از آن پدیده را انتخاب کرده و عامل علّی که این شرط را برآورده میسازد، علت پدیده بشمارد. اگرچه میل به محققان توصیه می کنند به دنبال علتی باشند که در همه موارد مشترک است، احتمالاً علت پنداشتن عاملی را که ترکیبی از چندین شرط باشد نیز مجاز میداند(لنگ، ۲۰۱۳: ۸۷). روش تفاوت غیرمستقیم میل کاربست مضاعف روش توافق است. فرض کنید محققی میپندار تجاری شدن شتابان کشاورزی مسبب شورش دهقانی است. محقق ابتدا نمونههایی از شورش دهقانی را شناسایی کرده تا ببیند آیا تجاری شدن شتابان کشاورزی در آنها وجود دارد یا نه. اگر چنین بود، آنگاه وی نمونههایی از فقدان شورشهای دهقانی را بررسی می کند تا فقدان تجاری شدن شتابان کشاورزی را در آنها مطالعه کند. در واقع، حضور غیاب متقاطع بررسی می شود. اگر همه موارد بررسی شده در خانههای حضور/حضور یا غیاب/غیاب یک جدول دو در دو قرار گیرد، آنگاه موید این استدلال است که تجاری شدن شتابان کشاورزی علت شورش دهقانی است. روش توافق و روش تفاوت غیرمستقیم هستهی مرکزی راهبرد موردمحور را تشکیل می دهند در حالی که هر دو روش سودمندند اما در مواجهه با علیت چندگانه و ترکیبی ناتوان اند (ماهونی،۲۰۰۳: ۱۴۶). روشهای موردمحور در درجه اول برای شناسایی روابط غیرمتغیر[۱۲۰] به کار برده میشوند. این روشها را برای نشان دادن الگوهای ثابت همتغییری و نه تبیین کردن تغییرات به کار میگیرند. با این حال، به دلیل پیچیدگی علّی، شناسایی روابط غیرمتغیری که دوری و ساده نیستند دشوار است. عموماً هنگامی که روش توافق یا روش تفاوت غیرمستقیم به نحوی مکانیکی به کار گرفته میشوند، استدلال اولیه محقق رد می شود. معمولاً دیالوگی میان ایدههای محقق و شواهد موجود به وجود می آید و مردود شدن استدلالهای اولیه تنها اولین مرحله دیالوگ است. غالباً مردود شدن ایده اولیه خود همان موضوع نامعلوم است که باید تبیین شود و به کانون اصلی تحقیق تبدیل می شود. بعد از رد شدن ایدههای اولیه، یکی از گزینه های که پیش روی محقق آن است که ایدههای خود را پالایش کرده و بکوشد تا همخوانی بیشتری با شواهد ایجاد کند. برای مثال، فرض کنید استدلال اولیه این است که رخدادی خاص محصول تلفیق سه پیش شرط است و محقق درمییابد که همه موارد وقوع این رخداد توأم با حضور هر سه پیششرط است. با این حال، مواردی نیز وجود دارد که در آنها، علیرغم حضور هر سه پیششرط، رخداد مذکور مشاهده نشده است. محقق در این حالت به جای کنار گذاشتن صورتبندی اولیه فرضیه ممکن است بکوشد تا شرایط دیگری را که با رخداد مذکور ارتباط دارند و باید سه پیششرط اصلی را همراهی کنند شناسایی نماید. مثلاً اگر همه موارد فقدان رخداد مذکور در وجود سه پیش شرط اصلی مشترک باشند اما پیششرط چهارمی را دارا نباشد، آنگاه محقق می تواند استدلال بهتری نسبت به استدلال اولیه ارائه دهد. در این مثال، محقق توانسته است گسترهی شرایط تجربی منجر به بروز رخدادی خاص را از سه به چهار ارتقا دهد (ریگین،۲۰۱۱: ۸۹-۸۳). اسکاچپول و سامرز سه راهبرد استفاده از روش تطبیقی را معرفی می کنند. به نظر ایشان، روش تطبیقی ـ تاریخی یا همان موردمحور در سه زمینه مختلف به کار گرفته می شود: ۱ـ بازنمایی نظریه ۲ـ نشان دادن تقابل زمینه ها ۳ـ تحلیل علّی کلان. در شیوه اول، نشان دادن توان یک نظریه برای سامان دادن شواهد تجربی برگرفته از چند مسیر تاریخی مد نظر است. از همین رو، محقق ابتدا نظام نظری قیاسی ارائه می کند، سپس به کمک تطبیق نشان میدهد که گزارههای نظری ارائه شده در همه موارد کاربرد دارند. در این شیوه، موارد برای کنترل متغیرها انتخاب نمیشوند بلکه بررسی تاریخی فقط به تعریف مفاهیم و شکل عملیاتی نظریه کمک می کند و بررسی تاریخی در حکم تأیید نظریه است. اگر محقق در شیوه بازنمایی نظریه بخواهد نشان دهد که ورای همه تفاوتها، موارد تحت بررسی را میتوان با نظریه واحدی تبیین کرد، در شیوه تقابل زمینه ها محقق در پی نشان دادن انفراد تاریخی و منحصر به فرد بودن فرایند کلی اجتماعی است و تعارضات و تمایزات موارد نیز بررسی می شود. غالباً در این شیوه بهترین نتیجه با انتخاب متفاوتترین موارد حاصل می شود. راینهارد بندیکس به عنوان چهرهی شاخص این شیوه، آن را جانشین تحلیل علّی نمیداند و بیشتر مدعی است این شیوه با شناخت دقیق زمینه ها در پی آن است تا از تعمیمهای علّی نادرست جلوگیری کند. اما شیوۀ سوم که اسکاچپول آثار برینگتن مور و خودش را ذیل آن طبقه بندی می کند، تحلیل علّی کلان مبتنی بر روش استقرایی است. وی برخلاف ایده بندیکس، که تاریخ تطبیقی را مستعد استنتاج علّی نمیداند، میاندیشد. در این شیوه، محقق از بررسی موارد صرفاً برای تایید نظریه استفاده نمیکند، بلکه رفت و برگشتی میان نظریه و داده وجود دارد که همزمان فرضیهآزمایی و بسط نظریه جدید را امکان پذیر میسازد. در این شیوه، دو راهبرد توافق و تفاوت بر مبنای روشهای میل مبنای استنتاج علّی ست. (اسکاچپول و سامیرز،۱۹۸۰) از آنجایی که در این تحقیق ما به دنبال تطبیق سه جنبش بنیادگرا طبق نظریه آلموند هستیم، به دلیل کم بودن موارد مطالعه و در اولویت نبودن تعمیم و نیز نیاز به بررسی عمیق هر یک از جنبشهای انتخاب شده، روش موردمحور با رویکرد سوم بیشترین تناسب را با اهداف پژوهشی ما خواهد داشت . سه مرحله در این نوع راهبرد پژوهشی وجود دارد. محقق ابتدا در پییافتن شباهتها میان اعضای مجموعه ای است که یک رخداد مشترک در آنها وجود دارد. در گام دوم، وی می کوشد روشن کند که آیا شباهتهای مشاهده شده با رخداد تحت بررسی ارتباط علی دارند. در مرحله سوم، می کوشد تا برمبنای شباهتهای شناسایی شده تبیینی عام صورتبندی کند. خلاصه اینکه این همان کاربست ساده و سر راست روش توافق میل است. این راهبرد قیاسی است، چرا که مقولات نظری در آزمودن شباهتها و تفاوتهایی که مدخلیت علی دارند سهیماند (بدون راهنمایی مقولات نظری، جستجو برای شباهتها و تفاوتها می تواند تا ابد ادامه یابد). از سویی این راهبرد استقرایی است، زیرا محقق با آزمودن موارد تجربی مشخص می کند که کدام یک از شباهتها و تفاوتها مدخلیت علّی دارند و برای ارتقای نظریه به کار میآیند. پژوهشگر در این مرحله از تحقیق، تبیینی عام بر مبنای شباهتهای شناسایی شده تدوین می کند. به این ترتیب، این شیوه به مفهوم سازی و ارتقای ایدههای نظری اولیه میانجامد(اسکاچپول،۱۳۸۸: ۵۰۱-۴۹۸) (ریگین،۱۳۸۸: ۸۱). در این تحقیق نیز این سه مرحله اجرا خواهد شد: ابتدا بر اساس نظریه ۹ گانه آلموند، که در قالب ۹ عنصر ویژگیهای جنبشهای بنیادگرا را دنبال می کند، بر روی جنبشهای بنیادگرای هاردیم، اکثریت اخلاقی و طالبان به شکل جداگانه و در قالب سه فصل پیاده خواهیم کرد. سپس شباهتهای این سه جنبش را بررسی میکنیم و در مرحله بعد، ارتباط علی بین این عناصر را نشان خواهیم داد و بررسی تطبیقی و تبیین عام از جنبشهای بنیادگرا در ادیان ابراهیمی در این مرحله انجام خواهد شد. در مرحله پایانی، با توجه به شباهتها و تفاوتهای بدست آمده، تلاش میکنیم نظریه ابتدایی را با توجه به محدوده تحقیق ارتقا دهیم. فصل دوم تجزیه و تحلیل بخش اول هاردیم ۲ـ۱ـ هاردیم: (لرزان یا متوحش از خداوند) به طور کلی گروه های ارتدوکس یهودی زمانی ظهور کردند که یهودیان با جریان روشنگری در اروپا مواجه شدند و تغییرات دوران روشنگری به آنها نیز رسید. یهودیان اشکنازی که به طور کلی در اروپای شرقی مثل لهستان و روسیه زندگی میکردند، به شکل جدی از اوایل قرن بیستم به عنوان یک گروه اقلیت به شکلهای مختلفی در برابر این جریان متجدد موضعگیری کردند. این موضعگیری به سه صورت شکل گرفت: نخست، همانندسازی یا شبیهسازی: در این استراتژی آنها خود را با هویت و فرهنگ جامعه بزرگتر انطباق دادند. شیوۀ دوم فرهنگپذیری بود، شیوه تشویق ارتباط فرهنگی با دنیای بیرون و در عین حال، گریز از جذب شدن در آن. بالاخره، سومین شیوه ضدفرهنگپذیری، که به دنبال فرار از زندگی معاصر و حفظ شیوه های سنتی است. گروهی که همگون شدن را می پذیرفتند دست از یهودی بودن بر میداشتند، گروهی که فرهنگ پذیری را انتخاب میکردند به یهودیانی با پسوند تبدیل می شدند (مانند یهودی فرانسوی، یهودی آلمانی و …) که با دنیای بیرون از جامعه یهودی ارتباط پیدا میکردند و حتی دوستان غیر یهودی و تحصیلات دنیوی داشتند(کرومر[۱۲۱]،۱۳۸۹: ۲۰۹-۲۰۸). گروهی از فرهنگپذیران صهیونیسم را ابداع کردند، ایدئولوژی سیاسیای ساختهشده بر اساس نوعی ناسیونالیسم یا ملیگرایی یهودی که از تفکرات مدرن مثل لیبرالیسم، سوسیالیسم و حتی دولت ملت الهام میگیرد. از نظر آنان، دولت یهودی می تواند مانند بقیه دولتها باشد بدون آنکه یهودی بودن خود را از دست بدهد. اما مبنای ثابت تمام یهودیان ارتباط فرهنگیشان با جهان است به شکلی که برای یهودیان سود داشته باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
آیکادو در سال ۲۰۰۷ به بررسی فاکتورهای تأثیرگذار روی ثبات قامتی بزرگسالان جوان و سالم پرداخت. هدف از این پژوهش آزمایش ارتباط بین عملکرد تعادل بدن و قابلیت های حرکتی در زمان واکنش بود. آزمودنیها ۳۳ نفر دانشجو و ۱۱ بازیکن نخبه بسکتبال بودند که به ۴ گروه ورزشکار و غیرورزشکار زن و مرد تقسیم شدند. قد و وزن، شاخص توده بدنی و درصد چربی را محاسبه کردند. آزمودنهای تعادل و حرکتی به صورت ایستا و پویا استفاده شدند. آنالیز رگرسیون داده ها ارتباط خطی معنیداری بین دامنه نوسانات بدن در بازیکنان بسکتبال نشان داد. زمان واکنش نیز همبستگی معناداری با دامنه نوسانات فقط در گروه بسکتبالیستها نشان داد. نتایج نشان داد که افزایش در BMI، قدرت عضلات پشت و ظرفیت استقامتی با ثبات قامتی بهتر مرتبط است. تعدادی از قابلیتهای حرکتی (انعطافپذیری مفصل ران، پرش عمودی) همبستگی معناداری را با تعادل بدن نشان ندادند. در حالی که بعضی از عملکردهای حرکتی (آویزان شدن به حالت ایستا) و اندازه زمان واکنش همبستگی خوبی با نوسانات بدن تنها در بازیکنان بسکتبال نخبه نشان دادند (شنیدر و میر، ۲۰۰۵). الیزاوت و همکاران در سال ۲۰۰۶ تفاوت بین زنان جوان ورزشکار را بر پایه اندازه های آنتروپومتریکی، پرش و قدرت عضلات بررسی کردند. هدف تعیین اندازه های آنتروپومتریکی، توانایی پرش و قدرت عضلانی در بین پرشکاران دوومیدانی، والیبالیستها و دختران بدون فعالیت ورزشی بود. مقایسه تفاوتهای آنالیزی گروه پرشکار با والیبالیست نشان داد که پرشکاران پهنای آرنج، پهنای زانو و محیط فوقانی دست، محیط ران دور از تنه و نزدیک به تنه، تجمع چربی زیرپوستی و عدد مزومورفی کمتری را نشان دادند. پرشکاران، پرش ارتفاع قدرت عضلانی بالاتری نسبت به گروه والیبال داشتند (ورقایی، ۱۳۹۰). اشنایدر و مییر در سال ۲۰۰۵ در تحقیقی با عنوان ویژگیهای آنتروپومتری و قدرت عضلات دختران و پسران نه تا سیزده ساله شناگر نابالغ و بالغ به نتایج زیر رسیدند: طی روند بلوغ، قدرت عضلات با تمرینات هفتگی افزایش مییابد. دختران و پسران بالغ قویتر از گروه نابالغ بودند. پسران بالغ سنگینتر و بلندتر از دختران بالغ با چربی بیشتر بوده و پسران نابالغ چربی زیرپوستی بیشتری نسبت به پسران بالغ داشتند در حالی که پسران بالغ دارای مقادیر دور بازوی بالاترینسبت به پسران نابالغ بودند که این به دلیل تمرینات هفتگی و هایپرتروفی عضلانی آنهاست (فیلاردو و پیرسنتو، ۲۰۰۱). ابوت و کولینز سال ۲۰۰۴ طی تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که ورزشکاران ماهر و مستعد دارای یک سری خصوصیات روانشناختی برتر نسبت به دیگر ورزشکاران هستند. از مهمترین این پارامترها میتوان به مهارت های ادراکی، مثل پیش بینی وقایع، تصمیم گیری، هوش تکنیکی و قوه ابتکار اشاره کرد (شمس آبادی، ۱۳۸۳). فیلاردو و پیرزتو در سال ۲۰۰۱ به تحلیل متغیرهای ترکیب بدن و آنتروپومتری زنان و مردان ۲۰ تا ۴۰ سال پرداختند. قد، وزن، چربی زیر پوستی، درصد چربی و BMI آزمودنیها محاسبه شد. تفاوتهای معناداری در چربی زیر پوستی، چگالی، درصد چربی بین گروه های هم سن مرد مشاهده شد. و برای زنان در چربی زیر پوستی ساق و درصد چربی تفاوتهای معناداری مشاهده شد. بین مقادیر واقعی شاخص ها تفاوتهای معناداری با گزارشهای منتشر شده و نتایج این مطالعه نشان داده شد. در نهایت مردان تغییرات خیلی بزرگتری را در همه متغیرهای آماری نسبت به زنان شرکت کننده نشان دادند (چیونگ، ۲۰۰۸).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۳.۷.۲. جمع بندی تحقیقات با نگاهی به تحقیقات گذشته و نتایج حاصل از آنها پی میبریم که در بیشتر تحقیقات ارتباط فاکتورهای آنتروپومتریکی با اجزای آمادگی جسمانی یا ناهنجاریهای اسکلتی بررسی شده است و مطالعات کمی به صورت مقایسه ای بر روی افراد در ردههای سنی مختلف در این زمینه وجود دارد. تحقیقات نسبتا خوبی در ارتباط با ناهنجاریهای اسکلتی و تعیین سطح آمادگی جسمانی در بین نوجوانان مدارس شهرهای مختلف کشور انجام شده است، اما تحقیقات مربوط به مقایسه شاخص های اصلی ویژگیهای آنتروپومتریک، بیومکانیک، فیزیولوژیک، روانی و ناهنجاریهای اسکلتی- عضلانی در بین ردههای سنی مختلف بسیار کم است. اگر چه در برخی از کشورها این فاکتورها بررسی شده اند و نورم مربوط به آنها گزارش شده است ولی با توجه به خصوصیات و ویژگیهای خاص هر کشور از نظر ژنتیک و مناطق جغرافیایی لزوم انجام این کار احساس می شود. فصل سوم (روش پژوهش) ۱.۳. مقدمه هدف از تحقیق حاضر تعیین مقایسه ویژگیهای آنتروپومتریکی، بیومکانیکی، فیزیولوژیکی، روانی و ناهنجاریهای اسکلتی شایع پسران ۹ تا ۱۲ سال اسلامشهر میباشد. در این فصل به شرح و توضیح روش شناسی تحقیق، شامل روش پژوهش، جامعه و نمونه آماری مورد مطالعه، روش نمونه گیری و جمع آوری اطلاعات؛ روش تجزیه و تحلیل آماری و آزمون مورد استفاده ارائه شده است. ۲.۳. روش پژوهش روش تحقیق از نوع نیمه تجربی، کاربردی و طرح تحقیق از نوع علّی- مقایسه ای است. ۳.۳. جامعه آماری پسران دانش آموز ۹ تا ۱۲ سال شهرستان اسلامشهر جامعه آماری را تشکیل دادند. ۴.۳. نمونه آماری از درون جامعه آماری، ۱۰۰ نفر دانش آموز پسر ۹ تا ۱۲ سال، که در سال تحصیلی ۹۱-۹۰ در شهرستان اسلامشهر در حال تحصیل بودند، به عنوان نمونه آماری به صورت تصادفی در دسترس در این تحقیق شرکت کردند. ۵.۳. ابزار جمع آوری اطلاعات وسایل مورد نیاز برای اندازه گیری ویژگیهای آنتروپومتریکی ۱- صندلی برای اندازه گیریهای در حالت نشسته شامل: ارتفاع عمودی از seat pan، پهنای لگن، طول زانو- سرینی، پهنای زانو، چربی زیرپوستی ساق پا، طول پا، پهنای قوزک پا. ۲- ترازو (BEARER) ساخت آلمان برای اندازه گیری وزن. ۳- متر نواری منعطف و استاندارد با دقت ۱/۰ سانتی متر برای اندازه گیری ارتفاع زانو تا زمین، طول زانو- سرینی در حالت نشسته، محیط سر، محیط تنه از سطح سینه، محیط تنه از سطح ناف و لگن، محیط بازو در قسمت فوقانی زیر بغل و بیشترین محیط بازو و ساعد، محیط آرنج، محیط مچ دست، محیط ران در قسمت میانی، محیط زانو، بیشترین محیط عضله ساق پا، محیط کمان پا، فاصله دو بال و قد استفاده خواهد شد. ۴– کولیس (VERINER CALIPER) ساخت چین با خطای ۰۲/۰ میلی متر برای اندازه گیری پهناهای بدن شامل: پهنای لگن در حالت نشسته، پهنا، قطر و طول سر، پهنای تنه از سطح سینه، ناف و لگن، پهنای آرنج، پهنای مچ دست، پهنای زانو و قطر قوزکها و نیز طول اندامها شامل: طول ساعد، طول دست- مچ تا انتهای سومین انگشت، طول ران، طول ساق و پا. ۵– کالیپر (چربی سنج VOGEL) ساخت آلمان با دقت ۱ میلی متر برای سنجش چربی زیرپوستی سه سر، دوسر، تحت کتفی، سینهای، زیر بغل، شکمی، فوق خاری، ساق پا و ران. وسایل مورد نیاز برای اندازه گیری ویژگیهای بیومکانیکی ۱- تشک، کرنومتر و برگ ثبت نتایج برای اندازه گیری شنای سوئدی و دراز و نشست ۲– طناب مخصوص و کورنومتر برای ثبت رکورد طناب زنی ۳- ۴ عدد مخروط و کورنومتر برای ثبت نتایج آزمون چابکی وسایل مورد نیاز برای اندازه گیری ویژگیهای فیزیولوژیک ۱– کورنومتر، دستگاه اندازه گیری فشار خون وسایل مورد نیاز برای غربالگری و اندازه گیری ناهنجاریها ۱- صفحه برای اندازه گیری انحراف جانبی ستون مهره ها ۳- کولیس برای ارزیابی پای پرانتزی و پای ضربدری ۴- پودر تالک و مقوای مشکی برای ارزیابی کف پای صاف و گود پرسشنامه های مورد نیاز برای ارزیابی ویژگیهای روانی ۱- تست IQ ۶.۳. متغیرها ۱- ویژگیهای آنتروپومتریک (طول، محیط، پهنا و چربی زیرپوستی). ۲- ویژگیهای بیومکانیک (استقامت عضلانی، چابکی). ۳- ویژگیهای فیزیولوژیک (ضربان قلب و فشار خون). ۴- ویژگیهای روانی (IQ). ۵- ناهنجاریها (انحراف جانبی ستون مهره ها، کف پای گود، کف پای صاف، زانوی ضربدری و پرانتزی، مچ پای چرخیده به داخل و خارج). ۷.۳. روش جمع آوری اطلاعات و روش اجرای آن برای گرد آوری نمونههای تحقیق از دانش آموزان پسر ۹ تا ۱۲ سال، دعوت به عمل آمد که در صورت تمایل در تحقیق شرکت کنند. در یک جلسه هماهنگی؛ بعد از ارائه اطلاعات لازم به علاقه مندان شرکت در تحقیق و بیان محرمانه بودن اطلاعات جمع آوری شده در طول پروژه، فرم اطلاعات فردی (محقق ساخته) توسط آزمودنیها تکمیل شد. سپس در طی جلسات متعددی، ویژگیهای آنتروپومتریکی، بیومکانیکی، فیزیولوژیکی، روانی و ناهنجاریهای اسکلتی، عضلانی که روش اجرای آنها ذیلاً به تفصیل بیان شده است، گردآوری شد. ۱.۷.۳. روش اندازه گیریهای ویژگیهای آنتروپومتریک روشهای اندازه گیری پارامترهای مختلف آنتروپومتریک بر اساس روش اندازهگیری این پارامترها در مجموعه پرسشنامه های دکتر صادقی میباشد (در بیشتر پایان نامه ها همین اندازهگیریها با عنوان روش دانشگاه میشیگان قید شده است). ۱.۱.۷.۳. عمومی
برای اندازه گیری قد، آزمودنیها صاف، پشت به دیوار و دقیقاً زیر قدسنج دیواری به حالتی میایستد که پشت، کفلها و پاشنهها در تماس با دیوار باشد. سر در جهت حد تراز فرانکفورت (حد بالایی حفره گوش و حد پایینی حفره چشمی بر روی یک صفحه هوریزونتال) قرار بگیرد. پیش از اندازه گیری، آزمودنی باید یک نفس عمیق کشیده و در حین اندازه گیری آن را نگه دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ب : ریشه کن کردن ج : به بردگی گرفتن د : اخراج یا کوچ اجباری یک جمعیت ه :حبس کردن یا ایجاد محرومیت شدید از آزادی جسمانی که بر خلاف قواعد اساسی حقوق بین الملل انجام شود و : شکنجه ز : تجاوز جنسی ، برده گیری جنسی ، فاحشگی اجباری ، حاملگی اجباری ، عقیم کردن اجباری ، یا هر شکل دیگر خشونت جنسی همسنگ با آن ها ح : تعقیب و آزار مداوم هر گروه یا مجموعه ی مشخصی به علل سیاسی ، نژادی ، ملی ، قومی ، فرهنگی ، مذهبی ، جنسی یا علل دیگر ، در ارتباط با هر یک از اعمال مذکور در این بند یا هر جنایت مشمول صلاحیت دیوان ، که در سراسر جهان به موجب حقوق بین المللی غیر مجاز شناخته شده است ط : ناپدید کردن اجباری اشخاص ی : جنایت تبعیض نژادی ک : اعمال غیر انسانی مشابه دیگری که عامداً به قصد ایجاد رنج عظیم یا صدمه ی شدید به جسم یا به سلامت روحی و جسمی صورت پذیرد . این اعمال هنگامی جنایت علیه بشریت محسوب می شوند که در چارچوب یک حمله ی گسترده یا سازمان یافته بر ضد یک جمعیت غیر نظامی با علم به آن حمله ارتکاب یافته باشند ، اعم از اینکه در زمان صلح باشد یا جنگ . در نتیجه دیوان زمانی می تواند در مورد این جنایات اعمال صلاحیت کند که شرایط یاد شده موجود باشد ؛ در غیر این صورت فاقد صلاحیت جهت رسیدگی به این جنایات است . به عبارت دیگر در صورت فقدان این شرایط که در صدر ماده ی ۷ پیش بینی شده اند ، یعنی گستردگی و یا سازمان یافتگی جنایات ، ارتکاب آن ها بر ضد یک جمعیت غیر نظامی و علم مرتکب به حمله مورد نظر ، اعمال ارتکابی جنایت علیه بشریت به مفهوم تعیین شده در اساسنامه دیوان محسوب نمی شوند و دیوان نیز صلاحیت رسیدگی به آن ها را ندارد . [۷۳] موضوع بعدی این است که در اساسنامه به عنوان گزینه چنین آمده که جرایم مذکور در صورتی جرم علیه بشریت محسوب می شوند که بطور «سیستماتیک وعمومی که همه ی افراد را بربگیرد»واقع شوند.به عبارت دیگر قتل یا شکنجه یک فرد یا افراد معینی بدون آن که خصوصیت همه گیر وعمومی داشته باشد جرم علیه بشریت نیست . نظرهیات نمایندگی ایران درموردنسل کشی وجرایم علیه بشریت چنین اعلام گردید: درمورد نسل کشی نظر ما براین است که بایددراساسنامه ذکر شود .درمورد جنایت علیه بشریت ضمن قبول این که این جرایم ممکن است درزمان جنگ یا صلح واقع شوند این جرایم باید«سیستماتیـک وعمومی که همه ی افراد را دربربگیرد» باشد[۷۴]
 ج: جنایات جنگی (جرایم جنگی ) جنایات جنگی قدیمی ترین گروه از چهار دسته جرایمی است که صلاحیت موضوعی دیوان را تشکیل می دهند.پیش از ظهور حقوق کیفری به شکل امروزی ، در منازعات مسلحانه همواره ارتکاب اعمال و رفتارهای خاصی ممنوع بوده و سرزنش عمومی را در پی داشته است . در مکتب اسلام دستورات متعددی در مورد رفتار سپاهیان در حین جنگ از سوی پیامبر اکرم ( ص) و ائمه اطهار (ع) و خلفای راشدی ، صادر شده و انضباط و نظم در بین سپاهیان اسلام ، همانند سایر شئون زندگی ، مورد تاکید بوده است . سربازان و فرماندهان هر یک در زمان جنگ تکالیفی دارند . وظیفه فرمانده آن است که مراقبت نماید تا در سپاه او فرائض و واجبات الهی بنحوی به موقع اجرا گذاشته شود که سپاهیان نه عمل خلاف دینی را مرتکب شوند و نه قانون را نقض نمایند . به همین جهت است که پیامبر اسلام (ص) فرموده است : سربازان خود را از گرایش به فساد … و فریبکاری… و زنا بازدارید[۷۵] بطور کلی بر اساس موازین اسلام تعرض به افراد غیر نظامی و افرادی که در جنگ دخالت مستقیم نداشته اند ،بخصوص زنان ، کودکان ، افراد مریض و سالخوردگان و نیز افرادی که سلاح بر زمین گذاشته اند یا از جنگیدن فرو مانده اند مثل مجروحان ، اسیران و تسلیم شدگان از سپاه دشمن ، ممنوع و موجب سرزنش است . امروزه تمامی دولت ها مکلفند در حقوق داخلی خود نقض فاحش قواعد و عرف های جنگی را جرم تلقی نموده و مرتکبان آن ها را تحت تعقیب کیفری قرار دهند . زیرا قواعد کنوانسیون های ژنو ( ۱۲ اوت ۱۹۴۹ )[۷۶] دائر بر الزام دولت ها به تعقیب کیفری مرتکبان نقض فاحش مقررات این کنوانسیون ها ، عرفی شده و دولت ها مکلفند ساز و کار تقنینی و قضایی اجرای این تکلیف را در نظام حقوقی خود فراهم آورند . اما با توجه به اینکه مرتکبین این اعمال معمولاً حاکمان و صاحب منصبان هستند ، بخصوص زمانی که در سطح وسیع و در قالب برنامه های جنگی یک حکومت ارتکاب یابند ، لذا سازو کارهای ملی برای اجرای عدالت کافی نبوده و بر همین اساس نقض این دسته از حقوق بشر دوستانه ی بین المللی در حقوق بین الملل مورد توجه ویژه می باشد . از دیدگاه حقوق بین المللی ، جنایات جنگی به نقض فاحش قواعد بشردوستانه بین المللی یعنی مقررات و عرف های حاکم بر منازعات مسلحانه اطلاق می شود . البته حقوق بشر دوستانه بین المللی شامل یک سلسله وسیع از قواعد تکنیکی است که نمی توان نقض همه آن ها را جنایت جنگی تلقی کرد . اینکه نقض کدامیک از این قواعد جنایت جنگی محسوب می شود ، یکی از چالش های حقوق بین الملل کیفری است[۷۷] دیوان نسبت به جرایم جنگی صلاحیت دارد به ویژه هنگامی که این جرایم درقالب یک برنامه یا یک سیاست صورت پذیرفته یا جزیی ازیک زنجیره جرایم مشابه باشد که درسطح گسترده ارتکاب یافته است [۷۸] د: جنایت تجاوز تجاوز به عنوان مهم ترین عامل تهدید کننده صلح و امنیت جهانی در منشور سازمان ملل متحد نیز با تعبیر « تهدید علیه صلح » و « نقض صلح » مورد توجه قرار گرفته است . مهمترین مانع تعقیب مرتکبین این جنایت از گذشته تا بحال عدم موفقیت سازمان ها و مجامع بین المللی در ارائه تعریفی مورد قبول از این جنایت است . جنایت تجاوز درفهرست جرایم داخل درصلاحیت دیوان قراردارد درحالی که بسیاری ازکشورها معتقد بودند اصولی تر آن بودکه جنایت تجاوزخارج ازصلاحیت دیوان بین المللی کیفری قرار می گرفت . نظرهیات نمایندگی جمهوری اسلامی ایران به طور قاطع براین است که دیوان بین المللی کیفری می بایست به رسیدگی به جرم تجاوز صلاحیت داشته باشد.[۷۹] به موجب ماده ۵ اساسنامه دیوان ، جنایت تجاوز یکی از جنایات مشمول صلاحیت موضوعی دیوان است . اما اعمال صلاحیت دیوان زمانی مقدور است که مطابق مواد ۱۲۱ و ۱۲۳ ، مقررات مربوط به این جنایت شامل تعریف و تعیین شروطی که دیوان به موجب آن در خصوص جنایت تجاوز اعمال صلاحیت خواهد کرد،تصویب شده باشد.این مقررات باید هماهنگ با مقررات مربوط در منشور ملل متحد باشد[۸۰] و: جرایم قراردادی صرف نظر از سرنوشت نهایی اعمال صلاحیت دیوان بین المللی کیفری نسبت به جنایت تجاوز ، احتمال می رود جنایات بین المللی دیگری نیز علاوه بر آنچه در ماده ۵ اساسنامه دیوان احصا ءشده است ، در آینده با انجام اصلاحاتی مطابق ماده ۱۲۱ یا ماده ۱۲۳ اساسنامه ، تحت صلاحیت دیوان قرار گیرند. در این میان ، نامزدهای اصلی عبارتند از : قاچاق بین المللی مواد مخدر و داروهای روان گردان و نیز دهشت افکنی بین المللی (تروریسم) ،اینها همان به اصطلاح ((جرایم ناشی از قرارداد)) هستند که در متون اولیه اساسنامه پیشنهادی کمیسیون حقوق بین الملل برای یک دادگاه کیفری بین المللی ، منظور شده بودند. ایالات متحده با وضع جرایم جدیدی که تا آن تاریخ ، مورد پذیرش قرار نگرفته بودند، مخالفت ورزید و از کشورهای دیگر خواست تا از ارائه تعریف جرایمی که تا آن موقع ، به وضوح بر اساس حقوق بین المللی جرم شناخته نشده بود ، خودداری نمایند. وحشت از این که مبادا منابع اطلاعاتی دیوان در معرض خطر افشاء قرا گیرد، موجب آن شد که شریک شدن با دیوان در اطلاعات محرمانه مربوط به دهشت افکنان یا قاچاقچیان بین المللی موان مخدر یا روان گردان نامطلوب باشد. در کنفرانس رم اکثریت دولت ها هم عقیده بودند که شایسته است کنفرانس مزبور، قواعد حقوق بین المللی عرفی را که از قبل موجود بود ، تدوین کند و فقط نسل زدایی ، جنایات جنگی و جنایات بر ضد بشریت چنین موقعیتی در حقوق عرفی کسب کرده بودند. دهشت افکنی و قاچاقاق بین المللی مواد مخدر و روان گردان ، صرفاً ((ناشی از قرارداد )) هستند، به این معنا که فقط در قلمرو دولت های عضوی معاهدات بین المللی مربوط به این موضوعات ، قابل مجازات می باشند و این دولت ها ممکن است لزوما از دول عضو اساسنامه دیوان بین المللی کیفری نباشند. برای رسیدن به یک نوع مصالحه ، قطعنامه پنجم که به صورت بخشی از مصوبات ، توسط کنفرانس رم صادر گردید، توصیه نمود که کنفرانس بازنگری ، از جمله مساله شمول صلاحیت دیوان را نسبت به این دو جنایت ، بررسی کند.[۸۱] مبحث دوم : شرایط اعمال ومشکلات عملی گفتار نخست : شرایط اعمال اصل صلاحیت جهانی همانند اصل صلاحیت شخصی واصل صلاحیت واقعی بدون قید وشرط نیست واعمال آن منوط به تحقق شرایطی می باشد زیرا همان گونه که در قوانین ومقررات کشورها آمده است اصل بر صلاحیت سرزمینی است وسایر اصول ،استثنای بر این اصل است واصل صلاحیت جهانی زمانی قابل اعمال می باشد که اصل صلاحیت سرزمینی واصل صلاحیت شخصی واصل صلاحیت واقعی قابل اعمال نباشد وتبعاً با توجه به این مطالب اجرای این اصل با تحقق شرایطی خاص همراه می باشد که این شرایط را درزیر مورد بررسی قرار می دهیم الف : وقوع جرم درخارج از قلمرو حاکمیت کشور همان طور که گفته شد ، اصل برصلاحیت سرزمینی می باشد واین اصل که یک قاعده ی اصولی درمسایل جزایی به شمار می آید ناشی از استقلال متقابل کشورها می باشد . با توجه به اینکه اجرای مجازات درهرکشوری تعلق به قدرت آن کشور دارد وحقوق جزا یکی از رشته های حقوق عمومی به شمار می آید بنابراین کشوری که درمقام مجازات جرمی که درخارج از قلمرو آن کشور ارتکاب یافته بر می آید ،در واقع به حاکمیت ملی کشوری که جرم در آنجا واقع شده لطمه می زند به همین دلیل کشور اخیر نمی تواند این تجاوز را تحمل نماید[۸۲] بنابراین اولین ومهم ترین شرط این است که جرم در خارج ازقلمرو حاکمیت کشور اعمال کننده ی صلاحیت واقع شده باشد واگر جرم درداخل قلمرو حاکمیت آن کشور اتفاق افتاده باشد آن دولت با بهره گرفتن از اصل صلاحیت سرزمینی به آن رسیدگی خواهد کرد ودرواقع هم همین می باشد چون نظم عمومی آن کشور با ارتکاب جرم مختل گردید ه است وهمچنین از نظرآیین دادرسی نیز همه آثار وشو.اهد درمحل ارتکاب جرم می باشد ورسیدگی به جرم نیز قطعاً در آنجا آسا نتر می باشد از طر ف دیگر اگر اجرای اصل صلاحیت سرز مینی به طور مطلق اجرا شود نتیجه آن این خواهد شد که گاهی اشخاصی که مرتکب جرایم سنگین شده اند از مجازات رهایی یابند مثلاً فرض شود تبهکاری که درخاک ترکیه مرتکب جرم شده در ایران مامن گزیند با اینکه حضور او در ایران ایجاد خطر می کند مع ذالک رعایت اصل صلاحیت سرزمینی ،مقامات قضایی ایران را منع می کند که به جرم او رسیدگی نمایند وتسلیم مقصر هم اگر تبعه ایران باشد نمی تواند جامه عمل بپوشد زیرا تسلیم تبعه که در ایران پناهگاه جسته بر خلاف عرف وسنت بین المللی است بنابراین لازم است که اصول صلاحیت دیگر نیز وجود داشته باشد . ب: حضور مجرم در محل دستگیری شرط دوم اعمال اصل صلاحیت جهانی رسیدگی فوری و سریع به اعمالی است که از دید جامعه ی جهانی ،به عنوان جرم بین المللی شناخته شده اند . از این روست که برای اجرای سریع عدالت اجازه تعقیب به دولت محل دستگیری داده شده است و لازمه ی چنین اجرای عدالتی وجود مجرم در تحت قدرت و تسلط دولت محل دستگیری است. [۸۳] حقوق بین المللی محاکمه ی غیابی مجرمین را نمی پذیرد . در مورد مشروعیت اجرای اصل صلاحیت جهانی به صورت مطلق ،یعنی صلاحیتی که مشروط به حضور مرتکب جرم در قلمرو دولت مدعی صلاحیت نیست. میان حقوقدانان اختلاف نظر به چشم می خورد. برخی معتقدند که حقوق بین الملل عرفی،اعمال اصل صلاحیت جهانی مطلق نسبت به راهزنی ،اعمال آن تحت شرایطی نسبت به سایر جرایم هم ممکن است.[۸۴] در ایران هم این اختلاف نظرشدید به چشم می خورد برخی از صاحبنظران هنگام اظهار عقیده در مورد اعمال چنین صلاحیتی نسبت به جنایات جنگی با توجه به هدف اصل صلاحیت جهانی که اجرای عدالت و جلوگیری از گریز جنایتکاران است تصریح کرده اند که این صلاحیت را باید در مورد متهمانی هم اعمال نمود که در خاک دولت متبوع نیستند یا از محل آنها اطلاعی در دست نیست[۸۵].اما برخی از نویسندگان وجود ارتباطی ،هرچند اندک ،میان جرم و دولت مدعی صلاحیت را لازم دانسته و بر لزوم مرتکب در قلمرو این دولت تاکید ورزیده اند .از نظر این عده ،هدف از اعطای صلاحیت جهانی به یک دولت،جلوگیری از بی کیفر ماندن مجرمینی است که برای فرار از مجازات به آنجا پناهنده شده اند نه تبدیل آن دولت به دادسرای بین المللی جرایم.[۸۶] درواقع،طرفداران نظریه اول با حذف شرایط اضافی برای اعمال این صلاحیت ،در صدد منتفی ساختن تعارض منفی صلاحیت هاهستند تا مرتکب جرم حتما محاکمه شده و بی کیفرنمانداما پیروان نظریه دوم،با مقید ساختن اعمال صلاحیت مزبور به حضور مرتکب جرم در کشور محل دستگیری سعی در کاستن از احتمال بروز تعارض مثبت صلاحیت ها و در نتیجه جلوگیری از امکان محاکمه ی متهم در چند کشور برای ارتکاب جرم واحد دارند. بلژیک که یکی از کشورهای پیشرو در پذیرفتن اصل صلاحیت جهانی و توسعه آن می باشد در قوانین مصوب ۱۹۹۳و ۱۹۹۹خود،حضور متهم در این کشور را برای اعمال صلاحیت جهانی دادگاههای خود لازم ندانسته و شروع رسیدگی آنها را منوط به یافت شدن مرتکب در قلمرو خاک بلژیک نکرده بودند. در قانون مصوب سال ۱۹۹۳ دادگاه های بلژیک قادر به محاکمه مجرمین،انصراف از معیارهای مربوط به محل ارتکاب جرم،شخصیت مرتکب و مجنی علیه یا تعلق منافع لطمه دیده از جرم به دولت خاص بودند حتی از این فراتر رفته و حضور متهم در این کشور را نیز برای به جریان افتادن و تعقیب کیفری علیه او لازم ندانسته است. در قانون مصوب سال ۱۹۹۹نیز این موضوع پذیرفته شد ولی همین امر سبب شد تا قربانیان جرایم ادعایی که از دیگر کشورها به بلژیک پناهنده شده و یا صرفا به این کشور سفر کرده بودند با طرح شکایات خود دادگستری بلژیک را به پیگیری این شکایت رادارند،بدون اینکه ملزم باشند که حضور مرتکب در این کشور را ثابت نمایند. البته این قانون در سال ۲۰۰۳نسخ گردید و به عمر ده ساله ی خود پایان داد و علت آن هم این بود که اگر چه راهی که بلژیک انتخاب کرده بود مناسب برای مبارزه با جرایم سنگین جهانی بود ولی این راه توسط سایر دولت ها مورد حمایت قرار نگرفت و در نتیجه بلژیک با سیل شکایات گوناگون رو به رو شد و نهایتا مجبور به نسخ آن قانون گردید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اکستازی از داروهایی است که از بین روان گردان های دیگر بسیار مورد استقبال قرار گرفته است ؛ دارویی است با درجه ریسک بالا که بستگی به نحوه عمل افراد دارد. توجه به این نکته ضروری است که حتی مصرف یک نوبت اکستازی می تواند به مرگ ناگهانی فرد منجر شود. – مطالعات انجام شده در بسیاری از نقاط جهان حکایت از آن دارد که مصرف روان گردان و مخدر در رانندگی منجر به بروز تصادف مرگبار بسیاری شده است. زیرا توهم حاصله در نتیجه مصرف اکستازی به حدی است که سبب ایجاد اعتماد بنفس کاذب در راننده می شود تا اندازه ای که فرد تصور می کند از تسلط بیش از حد و کامل بر اتومبیل برخوردار است. بنابراین شروع به کارهای جنون آمیز و خطرناکی مثل سبقتهای غیر مجاز، سرعت های وحشتناک و حرکت در مسیرهای ممنوع می کند. مصرف مقادیر اکستازی منجر به بروز توهم خصوصاً توهم بینایی در فرد می شود. چنین توهمی گاهی به قدری است که فرد متوجه حرکت اتومبیل نیست و به هوای اینکه توقف کرده در اتومبیل را باز می کند تا پیاده شود. بسیار دیده می شود برخی از جوانان جان خود را در نتیجه این موارد از دست دادهاند و علاوه بر اتومبیل خود منجر به انحراف سایر خودروهای عبوری و برخورد با آنها شده اند. در اثر توهمات شنوایی و بینایی و دیگر حواس ناشی از مصرف اکستازی مصرف کنندگان در حین رانندگی بدون اینکه متوجه خطرات بشوند دست به کارهایی میزنند، مثلاً پنجره را باز کرده و به پایین میپرند یا اینکه خود را از ماشینی که به سرعت در حال حرکت است به پایین پرت می کنند. این افراد چیزهایی که واقعیت ندارد، میبینند و میشنوند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
افراد بعد از ترک این مواد دچار بازگشت خطرات توهمی و ناراحت کننده میشوند و در صورت استفاده مکرر از این قرص ها، پس از مدت کوتاهی به طرز دردناکی جان میسپارند. همچنین استفاده از این قرص ها با ایجاد اعتماد به نفس کاذب و توهم، فرد را وادار به انجام کارهای خطرناک از قبیل پرتاب کردن از ارتفاع یا رفتارهای دیوانه وار در حین رانندگی می کند. با یک جمع بندی کلی دربارۀ رفتارهای رانندگی پس از مصرف اکستازی، می توان اذعان داشت که مصرف کنندگان بعد از استفاده از هوشیاری کامل برخوردار نیستند در حالی که رانندگی از جمله اعمالی است که به هوشیاری کامل نیازمند بوده و راننده باید توجه و تمرکز کامل نسبت به رویدادهای اطراف خود داشته باشد ( بریری، ۱۳۸۷، ص ۱۲۸ ).
۲-۶- مستی و مسمومیت ناشی از استعمال مواد مخدر
امروزه مشروبات الکلی و مواد مخدر، در زمرهی بلایای شخصی و اجتماعی شناخته میشوند؛ به گونه ای که استعمال آنها، زیان بار ترین نتایج و ضررهای ممکن را از حیث سلامت شخصی و آسیبهای اجتماعی را به دنبال دارد و در موارد بسیاری، زمینه ساز وقوع جرائم هولناک است. به همین دلیل، دولتها در چارچوب کیفری داخلی و نیز پیمانها و مقررات بین المللی، در جهت مبارزه با این معضل تلاش می کنند. همچنانکه استعمال مواد تخمیری، تقطیری (الکی) در عنای علمی و کنونی ریشه در گذشتهای بسیار دور بشر دارد، استفاده از مواد تخدیری (مخدر) نیز- به عنوان جانشینهای شیمیایی مؤثر بر عملکرد جسمی و روانی انسان – به عصر حجر در گذشتههای دور باز میگردد. آثار به جای مانده از مصریان قدیم (۳۵۰۰سال پیش از میلاد مسیح)، موضوع استفاده از تریاک در مراسم مذهبی را به اثبات میرساند. در قرن شانزدهم پیش از میلاد مسیح، برخی کتب مرجع مصریان، تریاک را در زمرهی داروهای دردکش یا مسکن درد برشمردهاند. قبایل بومی آمریکای جنوبی، نسبت به استعمال کوکائین از حداقل پنج هزار سال قبل نامبردار شده اند. از گذشتههای دور، مردم گیاهان خاصی را به منظور تخمیر یا تخدیر و به تعبیری تحصیل حالت مستی یا نشئگی، در کنار مقاصد مذهبی، دارویی و نیز اقتصادی کشت و پرورش میدادهاند. تا قرن نوزدهم میلادی، اصولاً دو نوع از مواد ترکیبی تریاک که از شیرهی خشخاش به دست میآیند، مورد توجه بوده است و نام مورفین و کودئین به خود گرفتند. صرفنظر از خواص اعتیاد آور این مواد، پزشکان آنها را برای درمان تنوع عظیمی از بیماریهای انسانی به کار میبرند. بعدها مواد و مشتقات دیگری از تریاک وارد بازار گردید که آثار آنها به اعتیاد ایجاد حالت اعتیاد آور، به مراتب شدیدتر بوده است. در سال ۱۸۹۸، کمپانی بایر در آلمان، داروی افیونی و آرامش بخشی با فرض جانشین غیر اعتیاد آور برای مورفین و کودئین معرفی نمود ؛ این ماده با نام تجاری هروئین وارد بازار گردید. امروزه ثابت شده است که این ماده از حیث اثر به مراتب از مورفین اعتیاد آورتر است. با گذشت زمان و در نتیجه گسترش مصرف محصولات مواد مخدر، دولتها قوانین متعددی را در جهت محدودیت خرید، فروش و هر گونه انتقال و قاچاق تریاک و مشتقات آن مقرر کردند و حتی پیمانهایی در سطح بین المللی و در جهت مبارزه با این پدیده شوم منعقد شد. اگر چه، این واقعیت غیر قابل کتمان است که ایجاد محدودیتهای قانونی در این ارتباط، انگیزه های مادی سوداگران مرگ را در این زمینه- با توجه به گسترش زمینه استقبال از این مواد از سوی برخی افراد-افزایش داد. استفادهی گسترده از کوکائین تا اواخر دهه هشتاد میلادی بوده است. به تدریج مادهای همچون کراک- که از پودر کوکائین ارزانتر است – با توجه به سرعت و میزان تأثیر گذاری زیاد، وارد بازار گردید. بدیهی است معتادان همواره در پی جستجوی راه های نوینی برای حصول حالت اعتیادند؛ لذا در سال ۱۹۸۹م. وقتی که ترکیبی از کراک و هروئین – که کرانک نامیده می شود- وارد بازار شد مورد استقبال شدید واقع گردید. امروزه، داروهای توهمزا و اعتیاد آور دیگری نیز ساخته شده اند که یک تزریق از آنها، افراد عاقل را مجنون می کند و باعث چنان خیالات موهومی شده که فرد، حتی هویت خود را فراموش کرده و از جهان حقیقی خارج میشودو واقعیت را به خود رؤیایی و آن هم، رؤیای دلخواه میبیند. این داروها را مولد روان پریشی نیز میگویند؛ چون علاوه بر ایجاد توهمات، موجب قطع تماس با واقعیات نیز میشوند. بیش از صد نوع توهم زای طبیعی کلاسیک، عبارتند از سیلوسبین که از نوعی قارچ به دست می آید و مسکالین که از کاکتوس پیوت استخراج می شود. توهم زای کلاسیک مصنوعی که شناخته شده ترین آن ال. اس.دی است، اثرات سوئی بر افراد می گذارد و تأثیرآن به حدی شدید است که با یک بار استعمال، ممکن است تا ماه ها خیالات موهوم در انسان به وجود آورد. این داروها، اثرات قابل ملاحظهی بالینی مثل اضطراب یا افسردگی شدید، ترس از دیوانه شدن، اختلال در قضاوت و در عملکردهای شغلی و اجتماعی و اندیشه پردازی پارانوئید را در جریان مصرف یا کمی مصرف پس از آن به همراه دارد. از جمله علائم دیگر مصرف، ایجاد حالت تحریکی یا تهاجمی شدید است که می تواند باعث دیگرکشی یا خودکشی گردد (گودرزی و کیانی، ۱۳۸۹، ص ۱۲۶).
۲-۷- نگاهی اجمالی به دلالت حرمت استعمال مواد مخدر
مواد مخدر در زمان صدر اسلام شناخته شده نبودند و در نتیجه در مورد آن سئوالی از ائمه معصومین ( ع ) نشده است تا حکم خاص آن بیان شود. زیرا غالب روایات منقول از ائمه اطهار (ع) در پاسخ به سئوالاتی ارائه شده اند که در عصر آنان مطرح بوده است. فقهای معاصر در ابواب اطعمه و اشربه و مکاسب محرّمه اشاره به حکم فقهی مواد مخدر و دلایل و مستندات آن نموده اند. قواعد عمومی فقه و عمومات و اطلاقات کتاب و سنت بیانگر این مطلب هستند که اولاً استعمال مواد مخدری که ضرر فاحش دارند حرام است، مگر آنکه ضرورت و اضطرار پزشکی آن را اقتضا کند. ثانیاً خرید و فروش آنها هم باطل است مگر آنکه به قصد بکارگیری آن مواد در امور منافع عقلایی حلال باشد که آنهم تحت نظارت مسئولان دولتی صورت بگیرد. قائلین به این نظریه برای اثبات نظر خود به چند دلیل عمده تمسک کرده اند : دلیل اول : تنقیح مناط قطعی حرمت مسکرات : از ادلۀ حرمت مسکرات بدست می آید که مسکرات تنها به عنوان مسکر حرام نیستند، بلکه علت حرمت آنها آثار و نتایج سوئی است که بر فرد و جامعه از نظر جسمی و روحی میگذارند. مرحوم آیت الله بروجردی ( رحمه الله علیه ) در ملاقات با رئیس سازمان جهانی مبارزه با الکل فرمودهاند: «علت حرام بودن شرب خمر، مسکر بودن و زوال عقل است و وقتی زایل شد، تکلیف هم ساقط می شود و انسان به مرحله حیوانی سقوط می کند» در این آثار بعینه و بلکه شدیدتر در مواد مخدر هم وجود دارد. از این استعمال آنها نیز مانند استعمال مسکرات حرام است. مرحوم شهید مطهری در این باره می فرماید : «در زمان شارع تریاک و اعتیاد به آن وجود نداشته است و ما در داله نقلیه دلیل خاصی درباره تریاک نداریم اما به دلایل حسی و تجربی زیان ها و مفاسد اعتیاد به تریاک محرز شده است. پس در اینجا با عقل و علم خود به یک ملاک یعنی یک مفسده لازم الاحتراز در زمینه تریاک دست یافتهایم. و ما به حکم این که میدانیم که چیزی که برای بشر مضر باشد و مفسده داشته باشد از نظر شرعی حرام است. حکم میکنیم که اعتیاد به تریاک حرام است و اگر ثابت شود که سیگار سرطان زا است یک مجتهد به حکم عقل حکم می کند که سیگار شرعاً حرام است ( مطهری، ۱۳۶۹، ص ۵۲ ). با توجه به این اثرات سوء، به نظر میرسد که مواد مخدر ومکسرات در آثار زیانبار، مشترک بوده و دارای یک حکم معینی حرمت و وجوب اجتناب از استعمال باشند. احکام شرعی تابع وضعیت از یک سلسله مصالح ومفاسد واقعی است و همه اوامر شرعی ناشی از مصالح لازم الاستیفائی هستند و همه نواهی شرعی ازیک مفسده واجب الاحترازی نشأت گرفتهاند و حکمتها ومصلحتها ومفسده های احکام به گونه ای است که اگر عقل انسانی از آنها آگاهی یابد همان حکمی را می کند که شرع مقدس کرده است (اسعدی،۱۳۷۹،ص ۸۴). در کتب روایی از مسکرات و آثار سوء آن زیاد آورده شده است و می توان برای اثبات حرمت مواد مخدر به آنها تمسک کرده بعضی از روایات عبارتند از : ” ماروا علی بن یقطین عن ابن الحسن الماضی (ع) قال : ان ّ الله عزّ وجل ّ لَم یُحَرّم ِ الخمر لاسمها ولکن حَرَّمها لعاقبتها فما کان عاقبته عاقبه الخمّر فهو حَمر “ خداوند خمر را به خاطر نام آن حرام نکرده بلکه آن را به علت آثار و نتایجی که دارد حرام نموده، ودر نتیجه هر چیزی که دارای آثار خمر باشد حکم خمر را دارد وحرام است(عاملی،۱۴۱۳، ص۲۷۳ ). امروزه از طریق علم و تجربه ثابت شده که آثار سوء و ویرانگر مواد مخدّر بر فرد و جامعه بسیار شدیدتر و زیانبار تر از مشروبات الکلی است به همین سبب دارای یک حکم هستند. “ماورا محمدبن عبدالله عن بعض اصحابنا قال : قلت لا بی عبدالله (ع) لم حَرَّم الله الخمر ؟ قال : حَرَّمها لفعلها وفَسادها “ از امام صادق (ع) سئوال کردم که چرا خداوند خمر را حرام کرده است ؟ حضرت فرمودند : خداوند خمر را به علت آثار سوء و فسادی که دارد حرام نموده است. ” ماروا علی بن یقطین عن ابی ابراهیم (ع) : قال : ان الله عزّوجلّ لم یُحرَّم الخمر لاسمها ولکن حرَّمها لعاقبتها فما فَعّل فعل الخمر فهوخمر “ خداوند خمر را به خاطر نام آن حرام نکرده بلکه آن را به علت آثار و نتایج سوئی که دارد حرام نموداز این رو هر چیزی که دارای آثار خمر باشد، خمر است و کلمه آن را دارد (همان، ص ۲۷۴). اشکال ونقدی که بر این مسأله است که ممکن است مقتضای قاعده حلیّت اشیا اقتصار به عنوان مسکرات وعدم تعدی از آن به مواد مخدر است ؛ زیرا مواد مخدر مسکر نیستند در نتیجه حکم آنها را هم ندارند و از طرفی دلایلی وجود دارد دال براین که مسکر به عنوان مسکر حرام است وعلت حرمت خمر مسکریت و مست کننده بودن آن است، در نتیجه عنوان مسکریت دخیل در حکم است وتعّدی از آن به مواد مخدر نیازمند دلیل است وچنین دلیلی وجود ندارد. از این رو نمی توان تنقیح مناط قطعی انجام داد و تنقیح مناط طنّی هم از نظر فقهی باطل است و نمی تواند مستند حکم شرعی قرار بگیرد (صدر،۱۴۱۷، ص۲۱۶-۲۲۰). پاسخ این نقد واشکال این است که مواد مخدر هم دارای مراتبی از مسکر ومسکرّیت هستند و به همین دلیل می توان آنها را از مسکرات محسوب نموده ؛ زیرا این موارد همانند مسکرات دیگر موجب نوعی مسکر و اختلال حواس و عدم قدرت بر حفظ تعادل و پیرایش نشاط کاذب میشوند، و امروزه از نظر علمی ثابت شده که همه اقسام مواد مخدر بر سلسله اعصاب مرکزی اثر گذاشته و حالت غیر طبیعی و احساسهای کاذب ولی ادراکی برای انسان به وجود می آورند، از نظر سازمان بهداشت جهانی مواد مخدر علاوه بر معنای خاص، معنای عامی نیز دارد و شامل تمامی مخدرّها، محرکها،توهم زاها، آرام بخشها ومسکنها می شود والکل در پایین ترین طبقه و در ردیف کافئین (قهوه ) و نیکوتین قرار دارد و این بیانگر این نکته است که مواد مخدر به معنای خاص آن مسکر آورتر و زیانبارتر است و باید به طریق اولی حرام و این بیانگر نکته است که مواد مخدر به معنای خاص آن مسکر آورتر و زیانبار است و باید به طریق اولی حرام باشد. درست است که مواد مخدر داخل درعنوان خمر نیستند؛ زیرا متبادر از خمر چیزی است که مایع بالاصاله باشد نه جامد، ولی حکم حرمت استعمال و خرید و فروش شامل همه مسکرات می شود چه مایع باشند و چه جامد و مواد مخدر خم مسکر هستند واز پیامبر اکرم (ص) روایتی نقل شده دال بر این که هر مسکری حرام است (کل مسکر حرام ) و این عبارت اطلاق دارد و شامل مسکرات جامد هم می شود (اسعدی، ۱۳۷۹، ص۹۰). دلیل دوم : سیره وبنای عقلا : دلیل دوم به قائلین به حرمت استعمال مواد مخدر سیره عقلا ست که سیره عقلا در طول تاریخ بر اجتناب و پرهیز از مواد مخدر است و این سیره از طرف شارع مقدس رد نشده و در نتیجه باید بر اساس آن از مواد مخدر اجتناب کرد. هر چند در وجود این سیره و بنای عقلا تردیدی نیست. ولی سیره عقلا زمانی حجیت دارد که به نحوی قطعی ویقینی کاشف از موافقت معصوم (ع) باشد ودر واقع امضاء و تقریر صادره از معصوم (ع) حجت است نه خود سیره و بنای عقلا از این رو سیره باید در زمان معصوم وجود داشته ومورد نهی شارع هم قرار نگرفته باشد، تا بتوان به آن استناد نمود. ولی به نظر می رسد که این سیره چنین کاشفینی ندارد؛ زیرا مواد مخدر در زمان ائمه معصومین (ع) وجود نداشته تا مورد نهی آنان قرار بگیرد به همین دلیل نمی توان برای اثبات حرمت مواد مخدر به این سیره استناد کرد (صدر،۱۴۱۷، ص۲۱۹ ). دلیل سوم : قاعده لاضرر و لاضرارفی الاسلام این قاعده یکی از مهمترین وبنیادیترین قواعد فقهی است که در بیشتر ابواب فقهی مورد استناد قرار می گیرد وحتی مستند بسیاری از احکام فقط همین قاعده است( محقق داماد، ۱۳۸۹، ص۲۸ ). بسیاری از مراجع تقلید و فقهای عظیم الشأن با استناد به همین دلیل به حرمت استعمال مواد مخدر حکم نموده و بر اساس این قاعده هر چیزی که ضرر فاحش دارد حرام میباشد ومشمول آیه شریفه “ولا تقلوبایدیکم الی التهلکه ” (بقره /۱۹۵ ) است (مکارم، ۱۳۷۴، ۲۱۷). امام جعفر صادق (ع) می فرماید : “کل شیءٍ فیه المضره علی بدن الانسان من الحبوب والثمار حرام اکله الاّ فی حال الضروره.” هر چیزی که به بدن انسان ضرر برساند، خوردنش حرام است مگر در حال ضرورت (عاملی،۱۴۱۳، ص۲۷۵ ). به نظر میرسد که مهمترین دلیل حرمت مواد مخدر همین قاعده “لاضرر ولاضرار فی الاسلام می باشد، بخصوص که ضرر وزیان این مواد اولا ًفاحش وشدید است. ثانیاً آثار آن به خود فرد مصرف کننده آن مواد منحصر نمی شود بلکه خانواده واطرافیان فرد معتاد وکل جامعه بشری از این بابت متحمل خیارات وزیانهای شدید وغیر قابل جبرانی میشوند و خود فرد معتاد هم قدرت تعقّل و ادراک و تفکرش را از دست میدهد وتبدیل به موجودی بی روح و احساسی می شود که نسبت به همه امور بی تفاوت است. استعمال مواد مخدر از مصادیق بارز هلاکت ونابودی تدریجی است. مواد مخدر در حکم سم خطرناکی هستند که به تدریج وارد بدن انسان شده و در نهایت به هلاکت و نابودی او و یا ضرر و زیان شدید منجر میشوند (صالحی، ۱۳۸۱،ص۴۹ ). تعبیر مرحوم علامه طباطبایی (رحمه الله ) از آیه شریفه “لا تلقوا باید یکم الی التلکه ” اطلاق براین دارد که مقصود نهی از ارتکاب هر عملی است که موجب هلاکت و نابودی انسان شود (طباطبایی،۱۳۸۳، ص۱۹۰ ). دلیل چهارم قائلین به حرمت استعمال مواد مخدر: آیه مربوط به حلیت طیبات و حرمت خبائث “الذین یتعمون الرسول النبی الا می الذی یجدونه مکتوباً عندهم فی التورته و الانخبیل یأمرهم بالمعروف وینهم عن المنکر ویحّل لهم الطیبات ویحرم علیهم الجنائث ویضع عنهم اصرهم والاغلال التی کانت علیهم الجنائث ویضع عنهم اصرهم والاغلال التی کانت علیهم فالذین امنوا به وغرروه ونصروه واتبعو النور الذی انزل معه اولئک هم المفلحون”. (اعراف /۱۵۷ ) پاکیزه ها بر آنان جلال و پلیدها را بر آنان حرام می دارد. شارع مقدس هر خیری را که خبیث است و ضرر فاحش دارد حرام کرده است، و مواد مخدر با توجه به مضرّرات و آثار سوئی که بر فرد وجامعه و همه انسانیت از نظر روحی و جسمی دارند جزء خبیثترین اشیا هستند. شاید مهمترین ضرر مواد مخدر آسیب رساندن به عقل و قدرت ادراک وتفکر است، و محافظت از عقل از نظر شرعی از بزرگترین واجبات انسانی است و به تعبیر مرحوم علامه طباطبایی (رحمه الله ) اساس احکام دین اسلام حفظ عقل سلیم است. از این رو اسلام از هر عملی که به عقل سلیم آسیب برساند نهی کرده است (همان،ص۱۹۳). ایشان علت نهی شرابخواری و حرام بودن آن در اسلام همین نکته است؛ زیرا مصرف مشروبات الکلی باعث مستی و زایل شدن عقل و در نهایت تهدید سعادت بشری میگردد و درست به همین دلیل و مناط، مواد مخدر هم از خبائث محسوب شده و استعمال آنها حرام است. و در آخر این مبحث را با سخنی از آیت الله العظمی گلپایگانی به پایان می بریم :”ضرر این سموم مهلک وخطرات خانمان سوز آن برای دین وایمان و شرف و استقلال و سلامت روح وجسم و همه شئوون جامعه از واضحات است. هر عمل و معامله و حمل و نقلی که موجب سلب مصونیت جامعه اسلامی از خطر ابتلای افراد به اعتیاد به این سموم گردد موکّداً حرام است، و نهی از منکر و جلوگیری از آن علاوه بر این که از وظایف مستقیم حکومت است بر همگان نیز طبق ضوابط شرعی واجب است و همه باید هم آهنگ از این منکر وسایر منکرات که موجب فساد و تباهی اخلاق اسلامی جامعه است جلوگیری نمایند ” (گلپایگانی، ج۲، ص۱۸۷).
فصل سوم: وضعیت فقهی ارتکاب جرم در حال مستی
۳-۱- مسئولیت
۳-۱-۱- برهان مسئولیت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۲-۳۳) . از آنجا که با صرف انرژی متناهی یک نوکلئون را از هسته میتوان خارج کرد، بنابراین پتانسیل چاه مربعی باید دارای عمق متناهی باشد که در رابطه بالا نشاندهنده عمق چاه میباشد که در مراجع مختلف روابط مختلفی برای آن ارائه شده است و رابطهای که در این مطالعه از آن استفاده شده بصورت زیر تعریف می شود
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
(۲-۳۴) که درآن علامت مثبت مربوط به پروتون و علامت منفی مربوط به نوترون است. با جایگذاری پتانسیل رابطه (۲-۳۳) و (۲-۳۴) در رابطه (۲-۳۲) چگالی تراز تک ذرهای مربوط به چاه مربعی متناهی بصورت زیر بدست می آید (۲-۳۵) در شکل (۲-۱) برای هسته ۵۶Fe چگالی تراز تک ذرهای مربوط به روش نیمه کلاسیکی (روش توماس فرمی) برای چاه پتانسیل متناهی در بازه انرژی رسم شده است شکل (۲-۱) نمودار چگالی تراز تک ذرهای نوترونی با بهره گرفتن از روش نیمه کلاسیکی برای چاه پتانسل مربعی برحسب انرژی [۱۶] همانطور که از شکل (۲-۱) مشخص است در نواحی انرژی مقید با افزایش انرژی چگالی تراز تکذرهای نیز افزایش مییابد در حالی که در نواحی پیوسته با افزایش انرژی چگالی تراز تک ذرهای کاهش مییابد و اثرات پیوستگی روی چگالی تراز تک ذرهای به خوبی در مدل نیمه کلاسیکی نمایش داده شده است. اشکال عمده چاه مربعی در این است که دارای لبه تیز است در حالی که پتانسیل هستهای فاقد لبه تیز بوده و به تدریج صفر می شود. پتانسیل نوسانگر هماهنگ نیز بصورت زیر تعریف می شود (۲-۳۶) که در این رابطه عمق چاه و فرکانس نوسان است. و شکل این پتانسیل بصورت (۲-۲) میباشد. شکل (۲-۲) نمودار پتانسیل نوسانگر هماهنگ[۲۴] با جایگذاری رابطه (۲-۳۶) در معادله (۲-۳۲) چگالی تراز تک ذرهای مربوط به پتانسیل نوسانگر هماهنگ بصورت زیر بدست می آید (۲-۳۷) این درحالی است که پتانسیل نوسانگر هماهنگ نسبت به چاه مربعی به آرامی تغییر می کند و دارای لبه کاملاً تیز نمی باشد بطوریکه انرژی جداسازی در آن بینهایت می شود. از سوی دیگر در یک هسته فاصله بین ترازها یکسان نیست درحالی که در نوسانگر هماهنگ فاصله بین ترازها یکسان است ولی در چاه مربعی این طور نیست. باتوجه به نکات ذکر شده پتانسیل ابتدایی دیگری بصورت شکل(۲-۳) برای هسته معرفی شده است که یک چاه پتانسیل مربعی بالبه گرد شده است و به آن پتانسیل وودز-ساکسون گفته می شود، که به پتانسیل بینابینی نیز معروف است این پتانسیل براساس شکل چگالی ماده هستهای برحسب فاصله از مرکز هسته ارائه شده و با رابطه زیر معرفی می شود (۲-۳۸) که در آن شعاع هسته و پارامتر ضخامت سطح میباشند و عمق چاه است که بصورت زیر تعریف می شود (۲-۳۹) که درآن علامت مثبت مربوط به پروتون و علامت منفی مربوط به نوترون است. پتانسیل وودز-ساکسون در شکل (۲-۳) رسم شده است. شکل (۲-۳) نمودار پتانسیل وودز-ساکسون بصورت تابعی از فاصله از مرکز هسته[۲۴] در محاسبه چگالی تراز تک ذرهای با روش نیمه کلاسیکی برای پتانسیل وودز-ساکسون جمله مربوط به برهمکنش اسپین مدار درنظر گرفته نشده است و همانطور که از معادله (۲-۳۲) مشخص است در روش نیمه کلاسیکی با بهره گرفتن از پتانسیلهای میدان متوسط هسته، چگالی تراز تک ذرهای بصورت تابعی از انرژی تک نوکلئونها تعیین می شود. برای هسته ۵۶Fe نمودار چگالی تراز برحسب انرژی با اعمال پتانسیل وودز-ساکسون در روشهای نیمه کلاسیکی و روش هموار در شکل (۲-۴) رسم شده است. شکل (۲- ۴) نمودار چگالی تراز تک ذرهای نوترونی برحسب انرژی برای پتانسیل وودز-ساکسون خطوط نقطه چین مربوط به روش نیمه کلاسیکی و دیگری روش هموار [۱۶] همانطور که از شکل (۲-۴) نیز مشخص است برای هر دو مدل روند تغییرات بر حسب انرژی مشابه یکدیگر است یعنی در نواحی انرژی مقید با افزایش انرژی، چگالی تراز تک ذرهای نیز افزایش مییابد، در حالی که در نواحی پیوسته با افزایش انرژی، چگالی تراز تک ذرهای کاهش مییابد. چاه پتانسیل برای پروتونها و نوترونها متفاوت است، البته ترتیب ترازهای انرژی مربوط به آنها تا تراز نوکلئونی ۵۰ یکسان است بعد از این تراز است که تفاوت آشکار می شود. چون برای این اعداد نوکلئونی نیروی دافعه کولنی بین پروتونها زیاد شده و با نیروی هستهای مقابله می کند. بنابراین برای برانگیختگی پروتونها علاوه بر پتانسیلهای هستهای پتانسیل کولنی نیز بایستی اعمال شود که بصورت زیر تعریف می شود (۲-۴۰) . با توجه به اینکه پتانسیل کولنی بر خلاف پتانسیلهای هستهای دارای مقادیر مثبت میباشد در نتیجه با اعمال این پتانسیل در محاسبات مقادیر چگالی تراز تک ذرهای کاهش مییابد. از چگالی تراز تک ذرهای در محاسبه یکی از کمیتهای مهم تعداد حالتهای با انرژی کمتر از استفاده می شود که رابطه بین آنها نیز بصورت زیر است (۲-۴۱) . شکل (۲-۵) توصیف خوبی برای مر بوط به هسته ۲۶Al ارائه میدهد. در این شکل خطوط پر رنگ به محاسبات تئوری انجام شده مربوط می شود و خطوط نازک مربوط به مقادیر تجربی است که از آزمایشات بدست آمده است. شکل (۲-۵) نمودار تعداد حالتهای با انرژی کمتر از E بر حسب انرژی[۲۵] چگالی تراز هستهای نیز با بهره گرفتن از چگالی تراز تک ذرهای قابل محاسبه است که در فصل بعد به آن خواهیم پرداخت. در این پژوهش در فصل چهارم به بررسی چگالی تراز تک ذرهای با بهره گرفتن از مدل نیمه کلاسیکی و با اعمال پتانسیلهای نوسانگر هماهنگ و پتانسیل وودز-ساکسون میپردازیم. همچنین مقایسه ای بین نتایج حاصل ارائه خواهد شد. فصل سوم چگالی تراز هستهای
۳-۱ چگالی تراز هستهای و پارامترهای وابسته به آن
با افزایش انرژی برانگیختگی فاصله بین ترازها کاهش مییابد و ماهیت برانگیختگیها بسیار پیچیدهتر می شود. بطور کلی چگالی تراز هستهای بصورت تعداد ترازهای هسته در واحد انرژی برانگیختگی مؤثر بصورت زیرتعریف می شود[۲۶] (۳-۱) که در آن تعداد کل ترازها با انرژی کمتراز انرژی برانگیختگی در یک هسته میباشد. بطور کلی چگالی ترازهسته وابسته به انرژی برانگیختگی ، اسپین و پاریته بصورت زیر است (۳-۲) که در آن تابع وابستگی چگالی تراز به پاریته، اسپین و انرژی برانگیختگی را نشان میدهد که با در نظرگرفتن توزیع یکسان برای پاریته مثبت و منفی بجای آن از مقدار استفاده می شود. سهم توزیع اسپینی گاز فرمی است که با رابطه زیر تعریف شده است (۳-۳) و موجود در این رابطه پارامتر قطع اسپین است که پهنای توزیع اندازه حرکت زاویهای گوسی را بیان می کند که در بخشهای بعدی بطور کاملتری توصیف خواهد شد. در مطالعات اولیه روی چگالی تراز هستهای، پارامتر چگالی تراز بصورت مستقل از انرژی در نظر گرفته میشد. سپس یک فرمول وابسته به انرژی با بهره گرفتن از جمله تصحیح میکروسکوپی فرمول جرم بصورت رابطه زیر تعریف شد (۳-۴) که در آن پارامتر میرایی است که نشان میدهد پارامتر چگال تراز چگونه به مقدار حدی خود میرسد و بصورت رابطه وابسته به عدد جرمی معرفی شده است (۳-۵) با بهره گرفتن از روابط (۳-۴) و (۳-۵) پارامتر چگالی تراز بصورت رابطه وابسته به انرژی زیر بدست می آید (۳-۶)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
البته به فرض اینکه ما نتوانیم به این اشکال پاسخ دهیم، باز میتوانیم بگوییم راه حل ایشان مقبول نیست ؛ چرا که میگوییم در مسئله مورد بحث ما دو شهود داریم: یکی شهود ما به نقش داشتن این حالات در توجیه و دیگری شهود ما به وحدت مفهوم توجیه معرفتی. از منظر هاک با توجه به این اشکال نمی توان این دو شهود را جمع کرد. راه حل هاک این است که با تعدیل در یکی از شهودها وجه جمع برای این دو شهود فراهم کنیم. اما این سخن ایشان مقبول نگارنده نیست؛ چرا که:
 اولاً به نظر شهودها در فلسفه تا زمانی حجیت دارند که دلیلی بر خلاف آنها نباشد، اما اینجا به نظر خود هاک و مستشکل، دلیل برخلاف شهود شناسا در بکارگیری این تجارب در توجیه وجود دارد، پس باید این شهود را کنار بگذارند و نوبت به تعدیل شهودها نمیرسد. ثانیاً به فرض عدم دلیل بر خلاف یکی از شهودها، در اینجا دو شهود متعارضی داریم که دلیلی بر ترجیح هیچ کدام از این شهودها بر دیگری نیست. چرا هاک شهودش مبنی بر بکارگیری این تجارب در توجیه را بر شهود دیگر مبنی بر وحدت مفهوم توجیه معرفتی ترجیح داد؟ ایشان دلیلی برای این ترجیح ندارد. شاید کسی به نگارنده اشکال کند که در اینجا ایشان مرجِّح دارد و آن این است که با این کار می تواند هر دو شهود را با هم جمع کند. در پاسخ به این سخن میگوییم اولاً وی هر دو شهود را جمع نکرد، بلکه در یکی تعدیل کرد ثانیاً انسجام گرا می تواند بگوید که وی در کار خویش مرجِّح بهتری دارد؛ [۳۱۷]چرا که از یک طرف ادعا می کند که تجارب را در توجیه غیر مستقیم بکار میگیرد[۳۱۸] و از طرف دیگر میگوید که شهود ما مبنی بر وحدت مفهوم توجیه معرفتی را حفظ می کند. پس باز عمل هاک بدون دلیل باقی میماند. ۷-۱-۴-۴-۵٫ پاسخ مبناگرایان به استدلال دوم مبناگرایان به این استدلال پاسخی ارائه نموده اند که مقبول نگارنده نیز هست. ایشان مقدمهی دوم این استدلال را قبول ندارند. علت آن هم این است که از منظر ایشان این سخنی که دیویدسن و دیگران زدهاند، ناشی از خلطی است که ایشان میان موجه سازی یک باور و موجه بودن باور از لحاظ معرفتی برای شناسا کرده اند. موجه نمودن باور یک فعالیتی است که شناسا آن را در موقعیت خاصی نظیر زمانی که باور وی به چالش کشیده شده است، انجام میدهد. نوعاً موجه نمودن گزاره، کوشش شخص برای ایراد دلایلی به نفع گزاره است. اما در مقابل، موجه بودن باور برای شناسا، حالتی است که فرد در هنگام باور به یک گزاره دارا است. موجه بودن ویژگی باور، به خاطر برخورداری از برخی ویژگیهای هنجاری است به گونه ای که فرد ممکن است در باور به یک گزاره موجه باشد اما تا آخر عمر نیز سعی برای موجه سازی آن نکند. مبناگرایان مقدمه دوم استدلال مذکور را غلط میپندارند. ایشان میگویند حتی اگر آنچنانکه مستدل میگوید، تنها راه موجه نمودن باور متوسل شدن به سایر باورها باشد، از این سخن بر نمیآید که باورها تنها منبع توجیه هستند یا تنها اموری هستند که باورها را موجه می کنند؛ چرا که ما به روابط منطقی برای موجه سازی باورهایمان نیاز داریم نه برای موجه بودن. وقتی که میخواهیم برای باورهایمان دلیل ارائه کنیم مجبوریم از روابط منطقی در پرتوی باورها استفاده کنیم، اما برای موجه بودن که یک ویژگی برای باور است به آن نیاز نداریم و کبرای کلی این است که برای موجه بودن در باب باور به موجه سازی آن نیازی نداریم. تشبیهای در توجیه باورهای اخلاقی این نکته را آشکار میسازد. فرض کنید که من برای توجیه اخلاقی برخی از افعال خویش به برخی از باورهایم توسل می جویم و به یاری آنان فعلم را موجه میکنم اما هرچند من به وسیله باورهای دیگرم، فعلم را موجه میکنم، لیکن از این سخن در نمیآید که فعل من به لحاظ اخلاقی ، به خاطر باورهایی که من در باره آن دارم، موجه هست، بلکه شاید به دلیل اینکه منجر به سعادت نهایی من میگردد، فعل اخلاقی محسوب میگردد. ( Lemos, 2007, pp 74-75) ۸-۱-۴-۴-۵٫ استدلال سوم این استدلال را نیز بونجور بر رد باورهای تجربی پایه ایراد کرده است. ایشان در این استدلال به مبناگرا میگوید که شما نمیتوانید باور تجربی پایه داشته باشید و از این رو برای توجیه این باورها به باورهای دیگری نیازمند هستید. ایشان میگوید بنا بر آنچه ما در توجیه معرفتی قائل هستیم. شناسا برای موجه بودن خویش در یک باور خاص نیاز به دلیلی برای باورش دارد و از آنجا که توجیه معرفتی هدف آن صدق است، باید شناسا برای موجه بودن باور خویش دلیلی بر اینکه این باور احتمال زیادی بر صدق آن وجود دارد، داشته باشد. اگر وی چنین دلیلی وی نداشته باشد، مسئولیت معرفتی خویش در قبال باورهایش را محقق نکرده است و لذا باید حتماً چنین باوری داشته باشد. حالا ایشان میگوید که تنها راهی که شناسا برای داشتن چنین دلیلی دارد این است که بداند باورهایی از سنخ این باور جزئی احتمالاً صادق هستند. ایشان بر این اساس میگوید که شناسا برای توجیه باور جزئی خویش باید چنین دلیلی داشته باشد: « ۱٫ B ویژگی Ф را دارد.
-
- باورهایی که ویژگی Ф را دارند، بسیار احتمال صدق دارند.
بنابراین، B بسیار احتمال دارد که صادق باشد.» (BonJour, 1985, p 31 ) فرض کنیم مراد از باور B باور من به اینکه گل زردی میبینم، هست. و اینجا مراد از Ф باور ادراکی خودانگیخته شناختی است که احتمالاً باورهایی از این سنخ صادق هستند. بونجور میگوید برای اینکه باور شناسا به B موجه باشد، باید وی باور به این مقدمات داشته باشد و این مقدمات برای وی موجه باشند. حال وی میگوید پس با توجه به این امر باور شناسا به B باور پایه نشد؛ چرا که توجیه این باور دست کم مبتنی بر مقدمه دوم یعنی این فراباور[۳۱۹] درباره باور B که خود باوری تجربی[۳۲۰] است، گردید. (BonJour, 1985, p 31 & 2008, p 113 ) ۹-۱-۴-۴-۵٫ پاسخ نگارنده به استدلال سوم آنچنانکه در ذیل خواهیم نشان داد، مبناگرایان اینکه چنین دلیلی برای توجیه باورهای تجربی نیاز است، را رد می کنند. اما به نظر حتی اگر چنین باشد و فرض بونجور درست باشد، مقصودی را که انسجام گرا در پیش دارد، با این استدلال به سرانجام نمیرسد؛ چرا که به ایشان میگوییم تنها چیزی که این استدلال و سخن بونجور دال بر آن است، این است که این تجارب شرط کافی توجیه باورهای مبتنی بر خویش نیستند، اما از کجای این استدلال در می آید که این تجارب شرط لازم توجیه این باورها نیز نمی توانند باشند؛ به عبارت دیگر ایشان برای اینکه نشان دهند از تجارب نمی توان در توجیه استفاده کرد، باید استدلالی بیاورند که امکان استفاده از این تجارب در توجیه گرفته شود؛ نظیر همان استدلال اول که خود ایشان اقامه کرد. اما میتوان به ایشان اشکال کرد که ما سخن شما را قبول میکنیم اما با این وجود از نقش این تجارب برای توجیه این باورها دست نمیکشیم و نظریه شما به خاطر دست برداشتن از این تجارب در توجیه ناقص است. میتوان بر ضد این استدلال گفت که فرض کنید شناسا باور دارد به اینکه سردرد دارد و این باور همه آن شروطی که انسجام گرا برای توجیه آن، شرط می کند را برآورده کرده است و لذا این باور موجه است. فرض کنید که در این حال خود شناسا تجربه این درد کشیدن را هم پیدا می کند، آیا این تجربه به درجه توجیه شناسا نمی افزاید؟ شهوداً می افزاید ، پس استدلال شما ناتوان در دفاع از انسجام گرایی است. پس این استدلال ایشان به فرض صحتش، اخص از مدعا است. ۱۰-۱-۴-۴-۵٫ پاسخ مبناگرایان به استدلال سوم مبناگرایان به این اشکال بونجور به طرق متفاوتی پاسخ گفتهاند که در ذیل به آنها اشاره خواهیم کرد. این پاسخ ها مقبول نگارنده نیز است. اولاً ایشان میگویند که لازمهی سخن ایشان مبنی بر اینکه هر باور تجربی باید توسط فرا باوری موجه حمایت شود، منجر به تسلسل و شکاکیت در توجیه باورهای تجربی میگردد. البته اگر فرض کنیم که مراد ایشان، این است که همه باورهای تجربی نیاز به چنین حمایتی دارند. برای متوجه شدن این اشکال فرض کنید که ما باور به B داریم، برای اینکه B موجه برای من باشد، از منظر بونجور، من باید در دو گزارهی دیگر نیز موجه باشم:
-
- B یک باور ادراکی خود انگیخته شناختی است.
-
- باورهای ادراکی خود انگیخته شناختی، به احتمال زیاد صادق اند.
اگر هر باوری نیاز به چنین فرا باور موجهای داشته باشد، باید برای اینکه من در باور به «۱» و « ۲» موجه باشم، نیاز به باور موجه دیگری برای باور «۱» دارم . شاید آن فرا باور این چنین باشد:
-
- باور من به اینکه B یک باور ادراکی خود انگیخته شناختی است، یک باور درون گرایانه خود انگیخته شناختی است.
-
- باورهای درون گرایانه خود انگیخته شناختی، به احتمال زیاد صادق اند.
و از آنجا که خود « ۳» و « ۴» هر دو باور تجربی هستند، نیاز به باورهای تجربی دیگری برای هرکدام از آنها داریم، در مورد این دو شاید باور باید کنیم به :
-
- باور من به اینکه « باور من به اینکه B یک باور ادراکی خود انگیخته شناختی است یک باور درون گرایانه خود انگیخته شناختی است»، یک باور درون گرایانه خود انگیخته شناختی است.
خود این مورد « ۵» هم یک باور تجربی است، پس بنابر نظر بونجور، باید توسط باورهای تجربی موجه دیگر حمایت شود و این سیر به تسلسل میانجامد. روشن است که ما نیاز به چنین فراباورهای موجهای نداریم و اگر بخواهیم داشته باشیم به تسلسل در این فرا باورها دچار میگردیم و هیچ گاه این شرطی که بونجور گذاشته است، محقق نخواهد شد. پس اگر این پیش فرض بونجور درست بود، ما دیگر هیچ باور تجربی موجهای نداشتیم؛ چرا که به تسلسل دچار میشدیم و این لازمه را حتی خود ایشان هم قبول ندارد. پس قیاس استثنایی شد، تالی باطل است، پس مقدم نیز باطل است. پاسخ دیگری که مبناگرایان به این اشکال می دهند، این است که اصلاً دلیل معقولی نیست برای اینکه چنین فرا باوی برای توجیه باورهای تجربی نیاز است. برای این مدعا ایشان نوعاً سه شاهد میآورند. شاهد اول: ایشان به مواردی مثال میزنند که فرد موجه در چنین باورهایی است، اما فرض چنین فرا باوری در مورد چنین باورهایی برای وی نامعقول است. فرض کنید فردی دستش میسوزد و او همان لحظه باور به اینکه دچار درد است می کند، بسیار بعید است که وی درآن حال چنین فرا باوری بسازد، در حالی که ما شهوداً وی را در این باورش در این حال موجه میدانیم. شاید اشکال شود که هرچند شناسا در آن حال چنین فراباوری را تشکیل نمیدهد، اما با تأمل می تواند آن را تشکیل بدهد، در پاسخ میگوییم بحث بر سر این است که آیا در زمانی که اصلاً چنین فرا باوری ندارد باورش موجه است یا نیست؟ شما میگویید هست، پس پیش فرض شما باطل است؛ چرا که مثال نقض دارد. دوم: ایشان میگویند که کودکان و برخی حیوانات باور موجه و معرفت دارند. آنها باورهای ادراکی زیادی براساس حافظه و ادراک حسی دارند، اما به نظر ایشان آن چنان به ورزیدگی عقلانی نرسیدهاند که چنین فرا باورهایی تشکیل بدهند. با توجه به باورهای موجه شهودی ایشان، میفهمیم که وجود چنین فرا باورهایی شرط لازم توجیه باورهای تجربی نیست.[۳۲۱] شاهد سوم: ایشان میگویند که خود بونجور چنین فرا باورهایی را برای توجیه باورهایی پیشینی شرط نمیداند، مثلاً برای موجه بودن شناسا برای باور به اینکه هیچ مربعی مستطیل نیست، ایشان شرط نمیکند شناسا باور موجهای مبتنی بر این داشته باشد که این باورش یک شهود عقلانی خود انگیخته شناختی است که به احتمال زیاد صادق است. مبناگرایان میگویند دلیل ایشان برای اینکه چنین فرا باورهایی را در مورد باورهای تجربی شرط می کند، چیست؟ ایشان میگویند، انسجام گرایان دلیل معقولی برای فرق گذاری میان این دو گونه باور ندارند، پس به همان دلیلی که این فرا باورها در توجیه باورهای پیشینی نیاز نیست، در باورهای تجربی نیز نباید نیاز باشد. (lemos, 2007, 76- 79)[322] ۱۱-۱-۴-۴-۵٫ استدلال چهارم این اشکال بسیار دقیق توسط سوسا پایه ریزی شده است. در ادبیات معرفت شناسی این اشکال به « مشکل تفرّق[۳۲۳]» معروف است. این اشکال را با توجه به تقریری که لموس از آن نموده است، بیان میکنیم.[۳۲۴] هدف این اشکال این است که نشان دهد که این حالات غیر شناختی نمی توانند منبع توجیه قرار گیرند و باورها از ناحیه آنها موجه شوند.[۳۲۵] برای فهم این اشکال مقدمتاً فرض کنید که انواع مختلف تجارب را ما منبع توجیه میدانیم و میگوییم:
-
- اگر شناسا تجربه بصری از یک مثلث در پیشاروی خویش داشت، آنگاه وی در بادی امر موجه به باور به اینکه مثلثی پیشاروی وی قرار دارد، هست.
-
- اگر شناسا تجربه بصری از چیز قرمز رنگی پیشاروی خویش داشت، آنگاه وی در بادی امر موجه در باور به اینکه چیزی قرمز پیشا روی وی قرار دارد، هست.
حال مستشکل میگوید، چرا این تجارب سبب توجیه باورهای مربوط به خود هستند؟ این تجارب از چه ویژگی برخوردار هستند که سبب شده است، منبع توجیه تلقی شوند؟ این دو پرسش را شاید با توسل با اصل کلیتری حل کنید و بگویید: اگر شناسا تجربه X را پیشا روی خویش داشت، آنگاه وی در بادی امر موجه به باور به اینکه X پیشا روی وی قرار دارد، هست. اما مستشکل میگوید این اصل غلط است؛ چرا که میتوان فرض کرد که شناسا تجربه بصری یک یک شکل هزار ضلعی را پیشا روی خویش دارد، اما این تجربه شهوداً دلیلی برای باور به اینکه یک شکل هزار ضلعی پیشا روی وی قرار دارد نیست. چنین تجربهای باور من به اینکه چنین شکلی پیشا روی من است را موجه نمیکند. مستشکل میگوید؛ چرا اینگونه است؟ تفاوت این دو در چیست؟ با توجه به مقدمات فوق، مستشکل میگوید که چرا برخی از تجارب موجه و دلیل برای برخی از باورها هستند، اما برخی تجارب دیگر این طور نیستند؟ بدون چنین تبیینی که چرا این گونه است، نمی توان تجارب را منبع توجیه قرار داد. ممکن است این اشکال را چنین پاسخ دهند که تجربه بصری شکل هزار ضلعی از سنخ تجربی بصری مثلث نیست، لذا نمیتواند منبع توجیه شمرده شود؛ چرا که تجربه بصری مثلث در حیطهی تجارب شناسا می تواند باشد، پس باور حاصل از آن موجه است اما دیگری نمیتواند باشد، پس موجه نیست. اما به نظر این پاسخ غلط است؛ چرا که این تجربه نیز می تواند دلیل چنین باوری باشد، میتوان موجودی فضایی یا انسانی با قدرت تشخیص بسیار بالا فرض کرد که قدرت تمیز شکل هزار ضلعی را داشته باشد، آن وقت اگر آن موجود تجربه چنین شکلی را کرد، ما شهوداً تجربه اش را دلیل بر باور به اینکه چنین شکلی فرا روی وی قرار دارد میدانیم. حتی ممکن است که این موجودات تجاربی مخصوص به خود مانند احساس میدان مغناطیسی یا اَشکالی از اشعه داشته باشند که سبب توجیه باورهای مربوط به این احساسهای خاص ایشان شود و نقش حیاتی در حیات معرفتی ایشان نیز داشته باشد. مشکل مبناگرا اینجا است که میپرسیم که وجه اشتراک این تجارب مختلف چیست که سبب شده است، موجه باورهای مربوط به خود و منبع توجیه باشند.[۳۲۶] گونه ای دیگر اشکال این گونه است که میپرسیم چرا برخی از این تجارب موجه کننده باورها هستند و برخی دیگر نیستند؟ ( Lemos, 2007, pp 64-65) میتوان این استدلال فوق را به نحو ذیل تقریر کرد:[۳۲۷]
- بنابر مبناگرایی، گونه ای از تجارب موجِه باورهای مربوط به خویش هستند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|